نقص در گفتار

نقض در گفتار ، هنگام آموختن زبان گفتاري ، پيوسته كودك را تهديد مي كند . مشكلات كودك در تسلط يافتن بر دستگاه گفتاري خود ، به آساني مي تواند به نقض در گفتار منجر شود. از اين نظر ، توجه و مراقبت پدر و مادر در اين مرحله بسيار ضروري است نقص در گفتار خطرات و عواقبي در پي دارد . اول آنكه ، با طولاني شدن آن درمان آن نيز مشكل تر مي شود . دوم آنكه ، نقص در گفتار اثرات منفي بر سازگاري اجتماعي كودك به جا مي گذارد . چنانچه نقص در گفتار تا سن شش يا هفت سالگي ، سن ورود به مدرسه ، ادامه يابد كودك به انديشيدن درباره ي چگونگي برخورد

كودكان ديگر با نقص خود مي پردازد و همين امر موجب وحشت و نگراني فراوان وي مي شود. معمولا دانش آموزان ، دانش آموزي را كه واژه ها را درست تلفظ نمي كند . استهزاء مي كنند و با تقليد طرز تكلم وي ، به مسخره كردن او مي پردازند. اين تمسخر موجب شرمساري

، خجلت و احساس كهتري در كودك گرديده ، در نهايت موجب كناره گيري وي از جمع كودكان مي گردد.
كودكي كه دچار نقص گفتاري است در طول دوران تحصيل به تدريج به فردي خموش و گوشه گير و يا عصبي و پرخاشگر تبديل مي شود. در حالت دوم ، كودكان ديگر در مقام پاسخگويي به پرخاشگري او ، به تمسخر و تقليد بيشتر او مي پردازند و بدين ترتيب عصبانيت وي افزايش يافته ، خود اين امر موجب تشديد نقص گفتاري مي گردد. چنين نگرانيها و اضطرابهايي معمولا تأثير منفي

ژرفي بر شخصيت فرد مي گذارند. كودكاني كه دچار نقص گفتاري مي گردند به ندرت مي توانند در يك گروه به رهبري دست يابند. چنين كودكاني از نظر تحصيلي نيز نمي توانند موقعيت ممتازي را كسب كنند.
نقص در گفتار ، مشكلات فراواني را به صورت مستقيم و غير مستقيم براي كودك ايجاد مي كند. در كودكاني كه دچار نقص گفتاري هستند ، ناراحتي هايي از قبيل شب بيداري ، ترسهاي واهي و كابوس در هنگام خواب ديده مي شوند. در نهايت ، روابط نامطلوب خانوادگي بيزاري از خانه و خانواده ، ناتواني در كسب درآمد كافي براي گذران زندگي و ناسازگاري اجتماعي از جمله نتايج منفي نقص در گفتار است.

علل نقص گفتاري
نقص در گفتار به ندرت منشا ارثي دارد . دندانهاي نامنظم و نواقصي در سقف دهان و لبها و آرواره ها در پاره اي از موارد موجب اختلال در تكلم مي گردند . اما بيشتر اختلالهاي تكلمي نتيجه ي يادگيري و تند حرف زدن است. ضعف شنوايي و عضلاني نيز در اين مورد بي تاثير نيستند.
انواع نقص در گفتار

در نواقص گفتاري مي بايد دو حالت را از يكديگر متمايز نماييم :
۱ـ اشتباه در گفتار ۲ـ اختلال در گفتار
تشخيص اين دو حالت از يكديگر نسبي بوده ، به شدت و ضعف نقص بستگي دارد . اشتباه در گفتار عموما نتيجه ي خطاي يادگيري است . اما اختلال در گفتار مي تواند نتيجه ي عوامل عاطفي و يا نقص در ساختمان دستگاه گفتاري (دهان ، زبان ، لبها و حنجره) باشد.
۱ـ اشتباه در گفتار

اشتباه گفتاري در خردسالي امري عادي است كه معمولا تا شش هفت سالگي برطرف مي گردد و بيشتر نتيجه ي خطاي يادگيري و سهل انگاري بزرگسالان در تصحيح آن است . « گفتار كودكانه

» در واقع گفتاري است كه در آن اشتباههاي اصلاح پذير ديده مي شوند . دوران « گفتار كودكانه» از هجده ماهگي تا چهار پنج سالگي است. در اين دوران كودك خردسال مي كوشد تا هرچه را مي شنود بازگو كند. اما چون تلفظ برخي آواها براي وي مشكل است آنها را حذف مي كند. كودكان خردسال در اين دوران به آواهايي كه در ابتدا آموخته اند دلبستگي بسياري دارند. مثلا ممكن است كودكي بتواند آواي «ف» را تلفظ كند ، اما چون آواي « س» را زودتر آموخته است و در نتيجه ثبات و استحكام بيشتري دارد در واژه ها به

جاي «ف» از «س» استفاده مي كند. مثلا «فرح» را «سرح» مي گويد.
۲ـ اختلال در گفتار
اختلال در گفتار نه تنها از نظر علت ، از نظر تاثير آن در زندگي اجتماعي و عاطفي فرد نيز مهمتر و جدي تر از اشتباه در گفتار است . اختلالهاي گوناگون گفتاري عبارتند از :
الف ـ در هم كردن واژه ها :
در هم كردن واژه به علت حركت نكردن لب ، زبان يا آرواره پديد مي آيد. عدم رشد ماهيچه هاي زبان نيز موجب تلفظ درهم و نامشخص واژه ها مي شود. علت ديگر اين گونه اختلال ، عوامل عاطفي است. مثلاً كودكي كه از حضور فرد يا افراد غريبه وحشت زده است لبهاي خود را كاملا باز نمي كند و به اصطلاح عاميانه مِن مِن مي كند . همچنين اين گونه اختلال در گفتار ممكن نتيجه ي سريع بيان كردن مطالب باشد. هنگامي كه كودك در حال گفتن مطالب خود شتاب مي ورزد ، بدون آن كه واژه ها را درست و كامل تلفظ كند از آنها مي گذرد.

ب ـ لكنت زبان
لكنت زبان عبارتست از مكث در بيان واژه و تكرار آنها. شخص مبتلا به لكنت به كسي مي ماند كه بر اثر ترس و يا ذوق زدگي زبانش گرفته باشد. فردي كه لكنت زبان دارد گاهي در بيان هرگونه واژه اي در مي ماند و سپس با كسب آرامش و برطرف شدن انقباض ماهيچه ها ، چندين واژه را به تندي بيان نموده ، بار ديگر كلام وي قطع مي گردد. چگونگي لكنت زبان در افراد گوناگون و حتي در خود فرد در زمانهاي گوناگون متفاوت است . از آن جا كه لكنت زبان بيشتر با انقباض و انبساط ماهيچه هاي صورت همراه است ، كودكان مبتلا به لكنت مورد تمسخر و استهزاء كودكان ديگر واقع مي شوند.

شيوع لكنت
تقريباً تمام كودكان پيش از دوران تحصيل از ۵/۲ تا ۵/۳ سالگي دچار لكنت زبان مي شوند پژوهشهاي انجام شده در آمريكا نشان مي دهد ۸۵ درصد كودكان براي مدتي دچار لكنت زبان مي شوند . چنين لكنت زباني معمولاً زودگذر بوده ، با بزرگتر شدن كودك بر طرف مي گردد. در مجموع مي توان گفت كه لكنت پيش از سه سالگي آغاز مي شود و شروع آن به ندرت پس از سه سالگي است .

پيش از دوران تحصيل ، لكنت عموماً نتيجه ناهماهنگي ميان سرعت تفكر و سخن گفتن است . از آنجا كه واژگان كودك براي بيان انديشه هايش محدود است يافتن واژه هاي مناسب تركيب آنها و ساختن جمله برايش مشكل است . در اين دوره كودك عموماً بيش از توانايي اش ، مايل به سخن گفتن است . در اين دوره تمايل فراوان كودك به گفتگو با ديگران و ايجاد دوستي ها و آشنايي هاي بيشتر كاملاً مشهود است زيرا كودك از محيط خانواده به محيط گسترده مدرسه گام مي نهد .
به مدرسه رفتن كودك را مي توان به از شير گرفتن عاطفي تعبير كرد . مكيدن شست و ديگر عادتهاي عصبي نشانه كشمكشهاي عاطفي در اين هنگام است .

علت هاي لكنت
دانستيم كه تمامي كودكان از دوره أي كه در ميان سرعت تفكر و سخن گفتن توازن و هماهنگي نيست ، گذر مي كنند . همچنين تمامي كودكان پس از ورود به مدرسه ناگريز از سازگاري با محيز جديد هستند. با توجه به آنچه گفته شد اين پرسش مطرح مي شود كه چرا برخي از كودكان در اين دوران دچار لكنت زبان مي شوند. اما برخي از اين نقص در امان مي مانند ؟ چرا لكنت زبان در برخي كودكان ادامه يافته ، اما در برخي ديگر پس از چندي بر طرف مي شود ؟ پژوهشهاي انجام شده در مورد طوايف غير متمدن و بدوي نشان مي دهد كه آنان هيچ گاه به لكنت زبان دچار نمي شوند . آيا در زندگي متمدنانه عواملي وجود دارد كه سبب لكنت زبان هستند ؟

گروهي از دانشمندان به جستجوي علتهاي لكنت زبان پرداخته اند . برخي بر اين باورند كه لكنت زبان منشأ ارثي دارد . برخي معتقدند كه تبديل اجباري چپ برتري به راست برتري موجب لكنت زبان مي شود . مقايسة انجام شده ميان گروهي از افراد مبتلا به لكنت زبان و گروهي از افراد عادي نشان داد كه گروه نخست نسبت به گروه دوم با دشواري هاي بيشتري در سازگاري روبرو بوده اند .