نماز و اسرار تربيتي آن
• نماز موجب ياد خداست:
ياد خدا بهترين وسيله براي خويشتن داري و كنترل غرايز سركش و جلوگيري از روح طغيان است. «نمازگزار» همواره به ياد خدا مي‏باشد، خدايي كه از تمام كارهاي كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در زواياي روان ما وجود دارد و يا از انديشه ما مي‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگي انسان و هوسهاي وي اعتدال مي‏بخشد، چنان كه غفلت از ياد خدا و بي خبري از پاداشها و كيفرهاي او، موجب تيرگي عقل و خرد و كم فروغي آن مي‏شود.

انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و كردار خود نمي‏انديشد و براي ارضاي تمايلات و غرايز سركش خود حد و مرزي را نمي‏شناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روز پنج بار به ياد خدا مي‏اندازد و تيرگي غفلت را از روح و روانش پاك مي‏سازد.
به راستي، انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است، بهترين راه براي كنترل غرايز و خواستهاي مرزنشناس او همان ياد خدا، ياد كيفرهاي خطاكاران و حسابهاي دقيق و اشتباه‏ناپذير آن مي‏باشد. از اين نظر قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خدا معرفي مي‏كند: «اقم الصلوة لذكري؛ نماز را براي ياد من بپادار!» (۱)

 

• دوري از گناه:
نمازگزار ناچار است كه براي صحت و قبولي نماز خود از بسياري از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، يكي از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلي است كه درآن به كار مي‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏اي كه با آن نماز مي‏گزارد و مكان نمازگزار، اين موضوع سبب مي‏شود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نمايد؛ زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقيد شود و در موارد ديگر بي پروا باشد.
گويا آيه زير به همين نكته اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشأ و المنكر؛ كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مي‏دارد.» (۲)

بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد كه شرط قبولي نماز در پيشگاه خداوند اين است كه نمازگزار زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غيبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهيزد؛ از مشروبات الكلي اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و به اين ترتيب نمازگزار حقيقي ناگزير است تمام اين امور را رعايت كند. روي همين جهات، پيامبر گرامي ما(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مي‏فرمايد: نماز چون نهر آب صافي است كه انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و

كثيف نمي‏شود. همچنين كسي كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در اين چشمه صاف معنوي شست و شو دهد، هرگز آلودگي گناه بر دل و جان او نمي‏نشيند.
آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه مي‏تواند نشانه كوچكي از اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.

• نظافت و بهداشت:
از آنجا كه نمازگزار در برخي از مواقع همه بدن را بايد به عنوان «غسل» بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگي پاك سازد؛ ناچار يك فرد تميز و نظيف خواهد بود. از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتي است كمك مي‏كند.

• انضباط و وقت‏شناسي:
نمازهاي اسلامي هر كدام براي خود وقت مخصوص و معيني دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاي خود را در آن اوقات بخواند، لذا اين عبادت اسلامي به انضباط و وقت‏شناسي كمك مؤثري مي‏كند.
بالاخص كه نمازگزار بايد براي اداي فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد، طبعا يك چنين فردي گذشته از اين كه از هواي پاك و نسيم صبحگاهان استفاده مي‏نمايد، به موقع فعاليتهاي مثبت زندگي را آغاز مي‏كند.

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه مي‏تواند نشانه اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.

نماز،عبادات و دستورات دين
نماز از جمله عباداتي است كه علاوه بر اين كه در قرآن در آيات زيادي بر آن تأكيد شده، همراه با عبادات و دستورات ديني مختلفي نيز آمده است. كه در اين مطلب به آن اشاره مي كنيم.

نماز و انفاق
در سوره بقره از جمله صفات پرهيزكاران را اقامه نماز و انفاق بر مي شمارد… و يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون”(۱)… و نماز به پاي دارند و از هر چه روزي شان كرديم ( به فقيران) انفاق كنند.”

نماز و زكات
در آيات زيادي از قرآن، نماز همراه با زكات مطرح شده است. زيرا نماز رابطه با خالق را محكم مي كند و زكات به استحكام رابطه هاي بين خلق كمك مي كند: ” واقيمواالصلوة و اتواالزكوة…”(۲) و نماز به پا داريد و زكات بدهيد… .”

نماز و روزه
” واستعينوا بالصبر و الصلوة…”(۳) و از صبر و نماز ياري جوييد… .
در تفاسير و روايات مختلف، مراد از صبر را در اين آيه، روزه دانسته اند.(۴)
نماز و حج
” واذ جعلناالبيت مثابة للناس و امناً واتخذوا من مقام ابراهيم مصلي …”(۵) ( و به خاطر بياوريد) هنگامي را كه خانه كعبه را محل بازگشت و مركز امن و امان براي مردم قرار داديم ( و براي تجديد همين خاطره) از مقام ابراهيم نمازگاهي براي خود انتخاب كنيد… .”
نماز و عدالت
” قل امر ربي بالقسط و اقيموا وجوهكم عند كل مسجد…” (۶) بگو پروردگارم به عدالت فرمان داده است، و توجه خويش را در هر مسجد به سوي او كنيد…” خداوند به پيامبر فرمان داده است كه هر چيز را در مورد صحيح خود به كار برده و به جاي خود بنهيد و فقط به سوي او و براي او و خالصانه عبادت كنيد.

نماز و جهاد
در آيه۴۰ سوره حج، يكي از فلسفه هاي جهاد را جلوگيري از تخريب نمازخانه ها و عبادتگاهها بيان مي كند. ” الذين اخرجوا من ديارهم بغير حق الا ان يقولوا ربناالله و لولا دفع الله بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم الله كثيراً…” همانا كه به ناحق از خانه خود بدون هيچ دليلي اخراج شدند جز اين كه مي گفتند پروردگار ما الله است و اگر خداوند بعضي از آنها را به وسيله بعضي ديگر دفع نكند، ديرها، صومعه ها و معابد يهود و نصارا و مساجدي را كه نام خدا در آن بسيار برده مي شود، ويران مي گردد… .” به اين ترتيب حتي به قيمت خون دادن، بايد از مكان نماز و عبادات حفاظت و حراست كرد.

نماز و امر به معروف و نهي از منكر
لقمان ضمن بيان سفارشاتي به پسرش، به او توصيه مي كند كه : ” يا بني اقم الصلوة و امر بالمعروف و انه عن المنكر…”(۷) اي فرزند عزيزم نماز را به پا دار و امر به معروف و نهي از منكر كن…”
با برپايي نماز كه انسان را از زشتي ها و منكرات باز مي دارد، روح و جان خود را از همه آلودگي ها پاك و به صفات پسنديده آراسته كنيد و آنگاه مردم را به خوبي ها امر و از بدي ها و منكرات نهي نماييد.

نماز و تلاوت قرآن
” ان الذين يتلون كتاب الله و اقامواالصلوة…”(۸)؛ آنها كه كتاب خدا را تلاوت كرده و نماز به پا مي دارند…

نماز و مشورت
“والذين استجابوا لربهم و اقامواالصلوة و امرهم شوري بينهم…”(۹) و آنان كه امر خدا را اجابت كردند و نماز را به پا داشتند و كارشان را به مشورت يكديگر انجام دهند… . مؤمنان به وسيله نماز ارتباط خود را با خدا محكم تر كرده و با مشورت با يكديگر، موجبات دلگرمي ديگران را فراهم آورده و وحدت بيشتري را در جامعه اسلام سبب مي شوند.

نماز و اعطاي وام
“… و اقيمواالصلوة و اتواالزكوة و اقرضواالله قرضاً حسناً…”(۱۰)؛ … و نماز به پا داريد و زكات بدهيد و به خدا قرض نيكو دهيد و براي خدا به محتاجان قرض الحسنه دهيد… . هرگاه انسان نماز را با نيت خالص و با حفظ تمام اركان آن و با مداومت اقامه كرد آنگاه همه چيز را از خدا و به سوي او مي داند و لذا مي تواند زكات مال خود را بپردازد و چون به مالكيت روز جزاي خداوند معتقد است و پاداش آن روز را باور دارد، مال خود را انفاق مي كند و به نيازمندان قرض الحسنه مي دهد. حال

چون از همه بدي ها پيراسته شده، در جهت آراسته شدن جامعه به صفات انساني، تلاش و كوشش مي كند و حتي از بذل جان خود نيز دريغ نمي ورزد. نيز هرگاه از او در امري نظر بخواهند، بدون سوء نيت، تمام اطلاعات و دانسته هاي خود را بدون كم و كاست در اختيار آنها قرار مي دهد و به اين ترتيب در برقراري عدالت در تمام شئونات آن كمك مي كند.
اقامه نماز مؤلفه چه کساني است؟
خداي منان از روي لطف بي پايان بر آدميان منّت نهاده، به آنها اجازه معراج به عالم ملک و ملکوت عطا فرموده و نماز را نردبان ترقي و ابزار ارتقاء به عالم بالا قرار داده است.
انسان خاکي که همواره اسير اميال نفساني و غرايز حيواني است، به هنگام نماز پرده هاي ظلماني جهان ماده را کنار مي زند، جاذبه دست و پاگير کره خاکي را مي شکند، موانع نيرومند عالم شغلي را از جلوي پايش بر مي دارد و به جهان بالا راه مي يابد، با خداي خود بي واسطه سخن مي گويد، و درد دل مي نمايد و خود را از چنگال نفس و شيطان مي رهاند.

نماز اوج معراج انسان، راز و نياز با خداي سبحان، موجب نزول رحمت يزدان، سنگر مبارزه با نفس و شيطان، بازدارنده انسان از خطا و عصيان، وسيله ي تقرب پارسايان و رمز بندگي مخلصان است.

نمازگزاران چه کساني هستند؟
در قرآن کريم ضمن آياتي خداي متعال نمازگزاران واقعي را معرفي مي نمايد و اينکه اقامه نماز چه تأثيري در زندگي مادي و معنوي انسان دارد را ذکر مي کند که بدين وسيله اهميت اقامه نماز را بيان مي دارد.

نماز؛ نشانه مومن

” قل لعبادي الذين امنوا يقيمواالصلوة و ينفقوا مما رزقناهم سراً و علانية من قبل ان ياتي يوم لا بيع فيه ولا خلال.” (ابراهيم / ۳۱)

بگو به بندگان من که ايمان آورده اند، نماز را بر پا دارند و از آنچه به آنها روزي داده ايم پنهان و آشکار انفاق کنند، پيش از آن که روزي فرا رسد که نه چيزي توان خريد و نه دوستي کسي “جز خدا” به کار آيد .
در اين آيه خداوند به وسيله پيامبراکرم(ص) به بندگاني که ايمان آورده اند دستور مي دهد که تا روز قيامت او را رها نکنند که در آن روز هيچ مجالي براي جبران از دست داده ها نيست و از ميان تمام راههايي که به خدا مي رسد، اقامه نماز و انفاق – يقيمواالصلوة و ينفقوا – را بيان مي کند. چرا که تمام دستورات ديگر (که اصلاح بين خدا و بندگان و بنده با بندگان ديگر است) از اين دو رکن منشعب مي شود و اين تاکيدي ديگر بر اهميت نماز است.

در جاي ديگر مي فرمايد:
“انما المومنون الذين اذا ذکرالله وجلت قلوبهم و… . الذين يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون.” (انفال / ۲- ۳)
مومنان کساني هستند که چون ذکري از خدا شود، “از عظمت و جلال خدا ” دلهايشان ترسان مي شود و … . کساني که نماز را به پا مي دارند و از هر چه روزي آنها کرديم انفاق مي کنند.

در اين آيه از جمله صفات بارز مومنان را اقامه نماز مي داند. چرا که وقتي ايمان در دل مستقر گرديد، انسان به سوي عبوديت معطوف شده و با اخلاص و خضوع، پروردگار خود را عبادت مي کند که از بهترين مظاهر آن نماز است. “وجل” همان حالت خوف و ترسي است که به انسان دست مي دهد که سرچشمه آن يکي از اين دو چيز است: گاهي به خاطر درک مسئوليتها و احتمال عدم قيام به وظايف لازم در برابر خدا مي باشد، و گاهي به خاطر درک عظمت مقام و توجه به وجود بي انتهاي او است. مومنان در پرتو احساس مسئوليت و درک عظمت پروردگار و همچنين ايمان فزاينده و بلندنگري توکل، از نظر عمل داراي دو پيوند محکمند، پيوند و رابطه نيرومندي با خدا و پيوند و رابطه نيرومندي با بندگان خدا.

 

تعبير به اقامه نماز (به جاي خواندن نماز) اشاره به اين است که نه تنها خودشان نماز مي خوانند بلکه کاري مي کنند که اين رابطه محکم با پروردگار هميشه و در همه جا بر پا باشد.

خداي متعال در آيه ديگر مي فرمايد:

“والمومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و يقيمون الصلوة …” (توبه / ۷۱)

و مردان و زنان با ايمان يار و ياور يکديگرند، امر به معروف و نهي از منکر مي کنند و نماز برپا مي دارند… مؤمنين علاوه بر اين که به خاطر دوستي و محبتي که نسبت به يکديگر دارند، همديگر را به نيکي ها دعوت و از بديها و منکرات باز مي دارند و بر خلاف منافقان که دلهايشان را گرد سياه نسيان ياد حق فرا گرفته، دلهايشان از ياد حق سرشار بوده و به نور ذکر خدا جلا يافته است

و براي محکم شدن رشته ياد خدا نماز را بر پا مي دارند و قرآن را وسيله هدايت و بشارت براي مومناني مي دانند که (هدي و بشري للمومنين. الذين يقيمون الصلوة و يوتون الزکاة و هم بالاخرة هم يوقنون. – قرآن – وسيله هدايت و بشارت براي مومنان است. کساني که نماز را بر پا مي دارند و زکات را ادا مي کنند و به آخرت يقين دارند.)

خداي متعال در سوره مومنون / آيه ۱ و ۲ مي فرمايد:

“قد افلح المومنون. الذين هم في صلاتهم خاشعون.”

مومنان رستگار شدند. آنها که در نمازشان خشوع دارند.

در اين آيات رستگاري را براي مومنان مي داند، کساني که نه تنها ايمان در قلوبشان وارد شده بلکه به صفات حسنه اي نيز متصفند. اولين آنها خشوع در نماز است. قرآن با بيان اين ويژگي، اين نکته را يادآوري مي کند که نماز الفاظ و حرکات بي روح نيست بلکه به هنگام نماز مومنان آن چنان متوجه پروردگار مي شوند که خود را ذره اي مي بينند در برابر وجود بي پايان. قرآن در واقع نماز را اولين شرط ايمان ذکر مي کند. لذا مومنان براي حفظ ارتباط خود با اين وجود بي پايان، بر نمازهايشان مواظبت مي کنند. “والذين هم علي صلواتهم يحافظون.” (مومنون / ۹) و آنها که بر نمازهايشان محافظت دارند.

مومنان واقعي از نماز تنها به اداي الفاظ بسنده نمي کنند بلکه با محافظت و مراقبت بر اوقات نماز، حفظ خشوع و خضوع در نماز و درک مفاهيم نماز و اين که در پيشگاه چه کسي اقامه مي شود، نمازي با روح و روح بخش برپا مي دارد.

نماز؛ از ويژگيهاي متقين

“ذلک الکتاب لاريب فيه هدي للمتقين. الذين يومنون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون.” (بقره / ۲ و ۳)

اين کتاب – قرآن – بي هيچ شک راهنماي پرهيزکاران است. کساني که به جهان غيب ايمان آورند و نماز به پاي دارند و از هر چه روزيشان کرديم به فقيران انفاق کنند.

از نشانه هاي پرهيزکاران، ايمان به غيب است و اين نخستين نقطه جدايي مومنان از غير آنهاست، ويژگي ديگر آنها، برپا داشتن نماز است. نماز که رمز ارتباط با خدا است، مومناني را که به جهان ماوراء طبيعت راه يافته اند در يک رابطه دائمي و هميشگي با آن مبدا بزرگ آفرينش نگه مي دارد، آنها تنها در برابر خدا سر تعظيم خم مي کنند، و تنها تسليم آفريننده بزرگ جهان هستي هستند، و به همين دليل ديگر خضوع در برابر بتها، و يا تسيلم شدن در برابر جباران و ستمگران، در برنامه آنها وجود نخواهد داشت.

چنين انساني احساس مي کند از تمام مخلوقات ديگر فراتر رفته، و ارزش آن را پيدا کرده که با خدا سخن بگويد، و اين بزرگترن عامل تربيت او است.

کسي که شبانه روز حداقل پنج بار در برابر خداوند قرار مي گيرد، و با او به راز و نياز مي پردازد، فکر او، عمل او، همه خدايي مي شود، و چنين انساني چگونه ممکن است برخلاف خواست او گام بردارد. مشروط بر اينکه راز و نيازش به درگاه حق، از جان و دل سرچشمه گيرد و با تمام قلب رو به درگاهش آورد.

نماز از علامتهاي اولوالالباب

“… انما يتذکر اولوالالباب. الذين يوفون بعهدالله ولا ينقضون الميثاق. والذين يصلون ما امرالله به ان يوصل و يخشون ربهم و يخافون سوء الحساب. والذين صبروا ابتغاء وجه ربهم و اقاموا الصلوة … (رعد / ۱۹ تا ۲۲)

به درستي که صاحبان خرد متذکر مي شوند – کساني که به عهد خدا وفا مي کنند و پيمان نمي شکنند – و کساني که آنچه را خدا به پيوند آن امر کرده اطاعت مي کنند و از خدا مي ترسند و به سختي هنگام حساب مي انديشند و کساني که در طلب رضاي خدا راه صبر پيش مي گيرند و نماز به پا مي دارند…

در اين آيات براي اولوالالباب (صاحبان مغز و انديشه) صفاتي را بر مي شمارد. از جمله صفات آنان – که پايان نيک و باغهاي جاويدان بهشت به آنان وعده داده شده است – برپا داشتن نماز است و با اين که در اين آيات، وفاي به عهد الهي، پيوندهاي الهي و صبر را ذکر کرده و نماز را مي توان از مصاديق آنها برشمرد ولي به طور جداگانه به آن اشاره شده و اين به علت نقش فوق العاده اي است که نماز در طهارت روح و روان انسانها دارد و اهميت فوق العاده اي را که خداوند براي آن قائل است مي رساند.

نماز از نشانه هاي محسنين

“… هدي و رحمة للمحسنين. الذين يقيمون الصلوة و يوتون الزکوة و هم بالاخرة هم يوقنون.” (لقمان / ۳ و۴)

…(قرآن) مايه هدايت و رحمت براي نيکوکاران است. کساني که نماز بر پا مي دارند و زکات را ادا مي کنند و به آخرت يقين دارند.

در اين آيه خداي متعال، قرآن که هيچ سخن باطلي در آن راه نداشته و محتواي مستحکمي دارد را مايه هدايت و رحمت نيکوکاران مي داند و سپس نشانه هاي آنها را بيان مي کند که اولين آنها برقراري پيوند محکم با خدا (اقامه نماز) است.

نماز، ويژگي مصلحان

“والذين يمسکون بالکتاب و اقامواالصلوة انا لا نضيع اجرالمصلحين.” (اعراف / ۱۷۰)

و کساني که به کتاب (خدا) تمسک جويند و نماز را بر پا دارند، پاداش بزرگي خواهند داشت زيرا ما پاداش مصلحان را ضايع نخواهيم کرد.

اجر و پاداش براي کساني است که کمترين مخالفتي با کتاب خدا انجام نداده بلکه دستورات آن را مو به مو انجام داده و براي تحقق مفاهيم آن از جان و دل مي کوشند؛ که از جمله آنها امر به نماز است. آنها با نماز، ياد خدا و خضوع در برابر او – که جان همه دستورات ديني است – را حفظ کرده

و با استحکام پيوند با خدا، در هر کار و برنامه اي او را حاضر و ناظر بر اعمال خود مي بينند و بنابراين با دستورات حق تعالي مخالفت نمي کنند. اينکه مي بينم از ميان فرمانهاي خدا خصوصاً روي نماز تکيه شده است به خاطر آن است که نماز واقعي پيوند انسان را با خدا چنان محکم مي کند که در برابر هر کار و هر برنامه او را حاضر و ناظر مي بيند و مراقب اعمال خويش مي باشد.

مولفه اي از مخبتين

“… و بشرالمخبتين. الذين اذا ذکرالله وجلت قلوبهم والصابرين علي ما اصابهم والمقيمي الصلوة و مما رزقناهم ينفقون.” (حج / ۳۴ و ۳۵)

و بشارت ده متواضعان را. کساني که وقتي نام خدا برده مي شود دلهايشان مملو از خوف پروردگار مي شود و در برابر مصائب شکيبا هستند و نماز را بر پا مي دارند و از آنچه روزيشان داده ايم انفاق مي کنند.

فروتنان، نه تنها هنگام ياد خدا درونشان از خوف خداوند سرشار مي شود و بر مصائب صبورند بلکه آثار تواضع دراعمال آنها نيز ظاهر مي شود و در برابر يکتاي بي همتا به سجده مي افتند و پيشاني بر خاک مي سايند.

نشانه اي از دانشمندان

“…انما يخشي الله من عباده العلماء انّ الله عزيز غفور. ان الذين يتلون کتاب الله و اقاموا الصلوة…” (فاطر / ۲۸ و ۲۹)

از ميان بندگان خدا تنها دانشمندان از او مي ترسند، خداوند عزيز و غفور است. کساني که کتاب الهي را تلاوت مي کنند و نماز را برپا مي دارند.

از ميان بندگان، دانشمندانند که به مقام عالي خشيت يعني ترس از مسئوليت توام با درک عظمت مقام پروردگار نائل مي گردند، اين حال “خشيت” مولود سير در آيات آفاقي و انفسي و آگاهي از علم و قدرت پروردگار، و هدف آفرينش است.

“راغب” در “مفردات” مي گويد: خشيت به معني ترسي است آميخته ي با تعظيم، و غالباً در مواردي به کار مي رود که از علم و آگاهي به چيزي، سرچشمه مي گيرد و لذا در قرآن مجيد اين مقام مخصوص عالمان شمرده شده است.

در قرآن کريم يکي از ويژگي هاي دانشمندان، تلاوت کتاب خدا و اقامه نماز مطرح شده است.

قابل ذکر است که منظور از تلاوت قرآن، قرائت سرسري و نيز منظور از اقامه نماز، خواندن صرف نيست.