نمازمراسم مخصوصي است براي پرستش خداوند و راز و نياز با او است كه در آن جنبه هاي ارزنده و آموزنده خاصي در نظر گرفته شده و به همين جهت شكل مخصوصي به خود گرفته است .
نماز سرود توحيد و يكتا پرستي و سرود فضيلت و پاكي است كه بايد فكر و روح ما را در برابر عوامل روزمره با آنها سرو كار داريم پاك و يكتا پرست نگه دارد.

كمتر كسي است كه در زندگي روزانه تن و چهره و البسه ها يش مورد آلودگي قرار نگيرد و به تعويض و تميز كردن آن مي پردازد تا آن ظاهر ناپاك و آلوده را از خود دور گرداند روح ما نيز چنين است و به همين اندازه يا بيشتر در معرض آلودگي است آلودگي به خود خواهي ها و چشم و همچشمي ها و هوس‌ها ،‌ كينه و انتقام و . . . .

بنابراين همانطور كه لباس و تن خود را شستشو مي دهيم و پاكيزه مي كنيم بايد روح خود را نيز به سرچشمه پاكي و كمال نزديك سازيم لحظاتي را به ياد خدا ، به نيايش با او و راز و نياز با او بگذرانيم و روح آلوده را در چشمه صاف و زلال الهي شستشو دهيم .
اين است نمازي كه مسلمان روزي چند بار مي خواند ـ نماز يكنوع وظيفه شناسي است .

بنام خدا
درعشق تو سوز وسازدارد دل ما چون رشته ســر دراز دارد دل ما
چشمي است كه درنمازدارددل ما سرچشمه آب زندگي ميگفتند

اهميت نماز
قبل از بيان هر نكته ايي درباره نماز بايد به اهميت و ضرورت برپايي آن توجه داشت كه براي بيان اين مطلب به نكاتي چند بسنده مي كنيم :
نماز فريضه اي است كه در تمام اديان بوده است : قبل ازخاتم انبيا حضرت محمد (ص) توجه به فريضه نماز در آئين حضرت عيسي بوده است كه قرآن از زبان آن حضرت نقل كرده است كه خداوند مرا به نماز سفارش كرده است:

« و اوصاني بالصواه )) (مريم / ۳۱). وقبل از او موسي بوده ست كه خداوند به او خطاب مي كند (( اقم الصلوه لذكري )) (طه / ۲۴). و قبل از همه آنها حضرت ابراهيم بوده است كه از خداوند براي خود به ذريه اش توفيق اقامه نماز را مي خواهد : (( رب احد لبني مقيم الصلوه و من ذريتي )) (ابراهيم /۴۰).
با توجه به دلايل و شواهد ذكر شده و مي توان بدين نكته پي برد كه نماز بهترين راه براي قرب به خداست و به همين خاطر است كه اكثر پيامبران به برپايي نماز اشاره داشت لذا هر كس با هر دين و آئين الهي نمي تواند منكر اهميت نماز شود .

۲-نماز در پرتوي همه عبادات است
با نگاهي گذرا به مراسم مذهبي در مي يابيم كه نماز از چنان اهميتي برخوردار است كه در ايام ويژه مثل شب قدر ،اعياد اسلامي ، جمعه ، و هر روزي كه داراي فضليت است و براي ايام ري و مراسم مخصوص مثل شب مبعث و ميلاد و . . . نماز هاي مخصوص هم وارد شده است و شايد نتوان ايام مقدسي را پيدا كرد كه در برنامه نماز نباشد .

۳-جايگاه نماز در نزد اولياء خدا
علاوه برآيات و احاديثي كه نقل شده است رفتار اوليا‌ء خدا نيز اهميت و جايگاه آنرا بيان مي كند . نماز جزو برنامه انبيا بوده است بطوري كه حضرت عيسي (ع) در گهواره هم مي گويد خداوند مرا تا زنده هستم به نماز و زكات سفارش كرده است :

« و اوصاني بالصلوة و الزكوه ما دمت حيا»( سوره مريم / ۳۱)
و حضرت ابراهيم (ع) همسر وكودك خويش را در بيابان هاي داغ كه هيج آب و گياهي ،‌ نداشت مسكن داد و گفت (( خدايا تا نماز بپا دارند : اني اسنت من ذريتي بواد غير ذي زرع ربنا ليقيموا الصلواه )).( فهرست غررالحكم ، صلاه )
و نقل شده است كه پيشوايان معصوم ما ، هنگام نماز رنگ خود را مي باختند و مي فرمودند :‌ وقت اداي امانت الهي و حضور در پيشگاه و درگاه الهي است .
و نيز از ياران پيامبر نقل شده است كه ايشان بسيار نماز بپا مي داشتند و هيچگاه از اين فريضه غافل نمي گشتند .

۴- تحريم شراب و قمار به خاطر جداشدن از نماز
با اينكه شراب و قمار مفاسد اجتماعي و روحي و جسمي بسياري را به دنبال دارد اما قرآن مي فرمايد :حرام بودن اينها بدان خاطر است كه ميان شما كينه ايجاد مي كند و شما را از ياد خدا و نماز باز ميدارد ((و يصدكم من ذكرالله و عن الصلوه )) (سوره مائده / ۹۱)
در اين آيه در ميان هزاران خطري كه شراب دارد روي ضرر اجتماعي و معنوي آن تكيه شده است كه ضرر معنوي آن غفلت از ياد خدا و نماز است.

۵- نماز اولين واجب بعد از ايمان و توحيد و معاد
«الذين يومنون بالغيب و يقيمون الصلوه»(سوره بقره /۲)
در ابتداي قرآن و سوره بقره بعد از ايمان به غيب كه شامل ايمان به خداوند و معاد و فرشتگان است اولين اصل عملي كه مورد ستايش قرار گرفته مسئله اقامه نماز است .

۶-انتقاد شديد خداوند بخاطر ترك و يا بي توجهي به نماز
براي ذكر اهميت نماز به برخي از آيات قرآني درباره ترك و بي توجهي به اين فريضه توجه مينمائيم :
عده ايي ايمان دارند و نماز نمي خوانند : فلا صدق و لا صلي ــــ نه تصديق كرد و نه نماز خواند .( قيامت / آيه ۳۱) قرآن صحنه جان دادن با يك دنيا حسرت اين افراد را ترسيم كرده است .
عده ايي مانع از نماز ديگران مي شوند : ارايت الذي ينهي عبداً ان اصلي . آيا ديدي آنرا كه مانع بنده باشد ، آنگاه كه نماز بخواند ؟ ( علق / آيه ۴۰ )

روزي ابو جهل تصميم گرفت هنگامي كه پيامبر در حال سجده است با لگد گردن آن حضرت را در هم بشكند هنگامي كه قصد اين كار كرد مردم او را ديدند كه رفت ولي منصرف شد . دليل را پرسيدند گفت : خندقي از آتش ديدم كه بر پيش روي من شعله ور بود.( تفسير نمونه . به نقل از مجمع البيان )
عده ايي گاهي مي خوانند و گاهي نمي خوانند : فويل للمصلين الذينهم عن صلوتهم ساهون ( ماعون /۴و۵ ) واي بر نمازگذاراني كه از نمازشان فراموشكارندكه در تفسير مي خوانيم مراد از سهو همراه تقصير است ، سهو از نماز نه سهودر نماز .

۷- نماز اولين سوال در قيامت است :
در احاديث مي خوانيم اولين چيزي كه در قيامت مورد سوال و حساب قرار مي گيرد نماز است .( بحار / ج ۷/ بيروت / ص ۲۶۷)
از پيامبر در جواب قوم سني ثقيف كه خواستار مسلماني به شرط معاف شدن از نماز بودند نقل شده است :
و اما الصلاه فأ نه لا خير في دين لاصلاه فيه . (‌سيره ابن هشام /ج ۴/ ص‌۱۸۵)
اما در موردنماز ، مسلمان شدني كه با نماز خواندن همراه نباشد ارزشي ندارد.

نماز از ديدگاه عقل و وجدان
غير از حق اسلامي كه هر مسلمان بخاطر اسلام بر گردن يكديگر دارند نوع ديگر حق انساني است كه به خاطر انسانيت است كه يكي از اين حقوق انساني سپاس از محبت و نيكي ديگران است و اين حق ، نسبت به هر زبان و نژاد و مليت و كشور يكسان است و حتي اگر مسلمان نباشيم احسان و نيكي ديگران به عهده ما مسئوليت تشكر را ميگذارد .

حال اين سوال مطرح است كه آيا بيشتر از خدا كسي بر ما حق دارد؟ جواب اين است خير ، چرا كه نعمت و نيكي او درباره ما بيشمار است و خودش نيز وجودي عظيم و فياض مي باشد.
خداوند ما را از يك سلول آفريد و هر چه نياز حيات ما برايمان فراهم كرد و براي تربيت معنوي ما رسولان خويش را فرستاد و احكام سعادت بخش مقرر كرد و حلال و حرام وضع نمود و حيات مادي و روحي ما را از هر جهت ، برخوردار از ابزار و وسايل كمال ساخت و همه شرايط بهروزي و سعادت را برايمان فراهم نكرد و الحق و الانصاف كه نيكي را در حق ما تمام كرد،به قول سعدي:
از دست و زبان كه بر آيد كز عهده شكرش به در آيد

(گلستان /ديباچه)
وقتي كه به اطراف خود مي نگريم نشانه هاي بي كراني را از قدرت و عظمت خداوند كه همگي نشانه رحمت و لطف او به بنده اش مي باشد را به نظاره مي نشينيم . حال اين سؤال مطرح است كه چرا بايد براي تشكر از خداوند نماز بخوانيم در جواب بايد گفت وقتي كه اصل لزوم تشكر را قبول كرديم براي اينكه در را ه خود سر در گم نشويم و ياوه نگوييم بايد طبق خواسته خداوند آن سپاس را انجام دهيم و خواسته خداوند نماز است اگر قدر نعمتها و الطاف الهي را بدانيم چنان شيفته او

مي شويم كه حاضريم فرمان او را تا پاي جان انجام دهيم .لذا خداوند متعال يكي از بهترين راه هاي سپاسگزاري ما را در برابر خود برپايي نماز ذكر كرده است پس ما نيز موظفيم از فرمان خداي خود اطاعت نموده و آن را چنانكه شايسته ذات مقدس پروردگار است ادا نمائيم .

آداب نماز
براي بيان آداب نماز به نكاتي چند از جهات مختلف اشاره مي كنيم :
۱- نماز و تشريفات:در بسياري از روايات اسلامي مي خوانيم كه امامان براي نماز لباس مخصوص داشتند لباس شرفيابي خداوند بخصوص نماز عيد و جمعه را با لباس مخصوص برگزار مي كردند . براي مثال براي نماز باران سفارش شده است كه امام جماعت لباس وارونه بپوشد تا نشانه تذلل و خشوع بيشتري باشد . پارچه ايي همانند حوله ( هنگام نماز ) بر دوش اندازد و اين دستورها به ما نشان ميدهد كه نماز يك سري آداب و تشريفات مخصوص به خود دارد نه تنها نماز بلكه تمام امرهاي مقدس .

نماز يك پرواز معنوي است كه بدون آمادگي هاي همه جانبه امكان ندارد ،تمام آداب و شرايط و احكام نماز را مي توان نشانه اهميت آن دانست و آن را به يك آداب رسمي همراه با تشريفات ويژه تشبيه كرد .( نماز ، محسن قرائتي)

۲- نماز در بيان ادبي قرآن : در آيه ۱۶۱ سوره نساء خداوند براي دانشمندان و مومنان نماز گزار و زكات دهندگان پاداش بزرگي را بيان مي كند . اما هنگام نام بردن از اين گروهها نام گروه نماز گزاران را در قالب مخصوصي بيان مي كند :
الراسخون في العلم
المومنون بالله
الموتون الزكوه
المقيمين الصلوه
براي توضيح بايد ذكر كنم كه اگر به چهار كلمه نگاه كنيد مي بينيد بيان نماز تفاوت دارد مثلاً بايد ذكر شود والمقيمون تا با راسخون و مؤمنون همسان باشد ولي از كلمه مقيمين استفاده شده است به معني آنكه قصد مخصوص براي نماز دارم .(( اعني المقيمين ـــ توجه مخصوص به نماز دارم.))

حضرت ابراهيم مي فرمايند :
ان الصلاتي و نسكي .(انعام / ۱۶۲ ) با اينكه كلمه نسك به معناي عبادت است و عبادت شامل نماز هم مي شود ولي نام نماز در اين قسمت جداگانه برده شده است تا اهميتش را برساند.
نيز در آيه ۷۳ سوره انعام مي خوانيم :
ما به انبيا كارهاي خوب و برپاي داشتن نماز را وحي كرديم .
«‌اوحينا اليهم فعل الخيرات و اقام الصلوه»‌ و با اينكه نماز نيز جزء كارهاي نيك است اما باز كلمه نماز را جداگانه ذكر كرده است . (‌درباره نماز / محسن قرائتي)

۳- نماز با ما سخن مي گويد : طبق آيات و روايات ، كارهاي انسان در برزخ و قيامت در برابر او مجسم مي شود كارهاي خوب او در قالب نيكو و كارهاي زشت او در قالب زشت . رشتي و زيبايي كارها به دست خود ماست از جمله در روايات مي خوانيم نماز خوب را فرشته در قيافه زيبا با لا مي برد و نماز مي گويد .(( حفظك الله كما حفظتني )) خدا ترا حفظ كند همانطور كه تو مرا حفظ كردي . ولي نمازي كه با شرايط و دستوراتش اقامه نشود فرشته آن را به صورت تاريك بالا مي برد و نماز ميگويد : (( ضيعك الله كما ضيعتي ))‌ خداوند تو را ضايع كند همانطور كه تو مرا ضايع كردي .( اسرار الصلوه / امام خميني ره / ص ۸و۷و۶ )

۴-نماز و همراهايش : در مواردي متعدد از آيات قران كه از نماز مطرح شده است ، در كنار آن فرمان ديگري نيز آمده است اين جامعيت احكام عبادي اسلام را مي رساند كه در كنار ارتباط با پروردگار و مسائل اقتصادي و اجتماعي و رسيدگي به نيازمندان و انجام امر به معروف و نهي از منكر هم مطرح است .و هيچ مسئله اي مانع از توجه به مسائل ديگر نيست .( مي توان به آيات بقره ۸۳ ، انفاق ۳ ، توبه ۷۱، لقمان ۱۷ و غيره در اين رابطه مراجعه كرد .) و از همين جاست كه آيه ((‌ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر )) مفهوم روشنتري پيدا مي كند و معلوم مي شود كه بر پايي اين فرضيه چگونه مانع مفاسد در جامعه اسلامي ميگردد . ( پرتويي از اسرار نماز / محسن قرائتي )

شرايط نماز
در كتب فقهي و عرفاني و اخلاقي آورده اند كه : نماز حقيقتي است كه با چهار هزار مسأله بدرقه ميشود اين كثرت مسائل ظاهري و ديگري باطني در اين جا خيلي فشرده به شرايط ظاهري و باطني نماز اشاره مي شود.

شرايط ظاهري
طهارت يكي از اين شروط است كه عبارت است از غسل ، وضو ، تيمم و رفع آلودگي از بدن و لباس و حتي الامكان تمام محل نماز و ديگر احتراز از لباس ابريشم ، حرير و نيز طلا براي مردان و دوري جستن از پوست و پشم و كرك حيوانات حرام گوشت تهيه شده است .

شرط ديگر مراعات وقت نماز ، بخصوص اول وقت و ايستادن در محلي كه كساني يا چيزي از جلوي آدمي عبور نكند و ديگر قرار گرفتن به طرف قبله با تمام وجود و توجه به اينكه انسان مي خواهد چه برنامه اي را اجرا كند و در برابر چه قدرت عظيمي ايستاده است و بسياري از شرايط ديگر .

شرايط باطني :
از جمله شرايط باطني
حضور قلب : حضور قلب حقيقي است كه از تمركز در برنامه هاي نماز و توجه عميق انسان به حق پديد مي آيد .چنانچه در نماز فكر انسان و حالات قلب مكلف ، ميدان جولاني جز ياد محبوب داشته باشد ، حضور روي نخواهد داد و روي جان به جانب از عالم ملكوت كسب نور كند.

تفهم
عبارت از چشيدن معناي نماز و دريافت لطايف الهي آن است؛ لطايفي كه به دست آوردنش انسان را مست باده عالم معنا مي كند و قدرت عجيبي براي معراج روح بوجود مي آورد .