مقدمه

مصلحان و نواندیشان دینی را ـ از هر دینی که باشند ـمعمولاً میتـوان بـه سـه دسـته تقسیم کرد (هرچند میتوان تقسیمبنديهاي دیگري نیز از منظرهاي گوناگون انجام داد) که هر دسته نیز میتواند داراي مراتب و طیفهاي مختلفی باشد:

۱٫ نواندیشان آینده گرا: عده اي رو به سوي آینده دارند و میخواهند دین کهن را با دنیاي جدید هماهنگ کنند؛
۲٫ نواندیشان گذشتهگرا: عدهاي رو به سوي گذشـته دارنـد و مـیخواهنـد دنیـاي جدید را با دین کهن هماهنگ کنند؛
۳٫ نواندیشان اعتدال گرا: عدهاي، هم نظري به گذشته دارند و هم نظري به آینده و میخواهند این دو را باهم به گونهاي جمع کنند و اعتدالی بین گذشـته و آینـده برقـرار سازند.
۱٫ نواندیشان آیندهگرا

عدهاي تلاش می کنند دین را در روزگار خود، کارآمـد جلـوه دهنـد و بـه روز کننـد و از این رو آن را به جلوههاي گوناگون میآرایند و به شیوههاي مختلف تزئین مـیکننـد و مسلح به دانش روز میسازند تا متدینان اعتمادشان را نسـبت بـه دیـن خـود از دسـت ندهند. این عده از مصلحان، دین را در آینـده جسـتوجـو مـیکننـد و معتقدنـد دیـن برنامه اي جامع براي زندگی در همه ابعـاد آن اسـت و دلیـل انحطـاط دینـی را قرائـت متحجرانه و واپس گرایانه از دین می داننـد؛ البتـه ایـن دسـته از مصـلحان، خـود داراي طیفهاي مختلفی هستند ؛ برخی اعتدالی و برخی افراطی عمل میکنند. ایـن قرائـت از دینمعمولاً حداقلی و به گونهاي بیشتر حقمدار و انسانگراست.

در دین هندو، رام موهن روي۱۷۷۲-۱۸۳۳) ۱ میلادي)، بنیان گذار نهضت براهمـو سماج۲، یکی از مهم ترین نهضتهاي اصلاحی هند در قرون اخیر، از ایـن دسـت بـود.

۱٫ Ram Mohan Roy 2. Brāhmo Samāj

نهضتهاي دینی اصلاحگراي هندو در دوران معاصر با تمرکز بر … ۱۸۵

وي که یک هندوي براهمن و روزنامه نگاري برجسته بود، وقوف کامـل بـه حکمـت و تفکر هندو داشت و بـه زبـان هـاي سنسـکریت، فارسـی و عربـی آشـنا، و از آمیـزش فرهنگ هاي هندي و اسلامی متأثر بود. از یک سو، او فردي مقید بـه شـریعت هنـدو و پایبند به اصول و عقاید آن بود و از سوي دیگر، ناهمگونی عجیبی بین جامعه هندوان و جوامع پیشرفته دیگر می دید و عقب ماندگی جامعه را با تمام وجود حـس مـیکـرد. او براي همگون ساختن جامعه هندوان با جوامع دیگر، در صدد اصلاح آیین هندو برآمـد (قرایی، ۱۳۸۴، ص. .(۲۱۳ رام موهن روي براي جبران عقب ماندگی هند، تلاش بسـیار کرد تا علوم جدید غربی مثل ریاضیات، فیزیک، شـیمی، طبیعیـات، پزشـکی و… را در هند رواج دهد. این طرز تفکر مورد اقبال تحصیلکردگان و روشنفکران قـرار گرفـت و شخصــیتهــاي برجســتهاي چــون کشَــب چنــدره ســن۱۸۳۸-۱۸۸۴) ۱ مــیلادي) و رابیندرانات تاگور۱۹۴۱- ۱۸۶۱) ۲ میلادي)، ادیب و متفکر نامی هنـدي و برنـده جـایزه نوبل ادبی، از آن حمایت کردند.

یکی از نمونه هاي اسلامی این طیف از مصلحان، اصلاحطلـب پرشـور، سـر سـید احمدخان هندي ۱۸۱۷-۱۸۹۸) مـیلادي) بنیـان گـذار دانشـگاه علیگـر۳ در سـال ۱۸۶۶ میلادي در هندوستان است. او به شیوه سنتی علوم و معارف اسلامی را فراگرفتـه و در کنار آشنایی با علوم جدید، در استخدام کمپانی هند شرقی بود. وي از یک سـو معتقـد بود مسلمانان با همکاري با دولت انگستان که در آن روزگار هندوستان تحت سیطره آن بود، می توانند به علوم روز مسلح شوند و طریـق پیشـرفت و ترقـی را پـیش گیرنـد و از این رو دانشگاه علیگر را بنا نهاد (نهرو، ۱۳۵۰، ص. (۵۷۲، از سوي دیگر سعی میکرد تفسیري از قرآن ارائه دهد که مطابق با علـوم روز باشـد و در آن مفـاهیم قرآنـی را بـا اصطلاحات علمی تطبیق دهد و از این رو تفسیر »القرآن هو الهدي و الفرقان« را نوشت. احمدخان معتقد بود تناقضی میان قول خدا (قرآن) و فعل خدا (طبیعت) وجود ندارد و

۱٫ Keshab Chandra Sen 2. Rabindranath Tagore 3. Aligarh Muslim University

۱۸۶ فصلنامه مطالعات جهان؛ سال اول؛ شماره دوم؛ زمستان ۱۳۹۰

در قرآن چیزي مغایر با طبیعت نیست (احمد، ۱۳۶۷، ص. .(۲۱ احکامی چـون نمـاز و روزه و حج و زکات را بر پایه فایدههاي جسمانی و اجتماعی تفسیر مـیکـرد و قـواي طبیعی مانند آب و باد و ابر را با ملک (فرشته) تطبیق میداد. »گفته شده که او اسـلامی سازگار با پیشرفت را به صورتی مطرح میساخت کـه فـرد مـذهبی بـیتعصـب عصـر ویکتوریا آن را درك میکرد. در واقع هدف وي آن بود تا مدلل سازد کـه اسـلام یعنـی پیشرفت نوین و پیشرفت نوین یعنی اسلامی کـه بـه نحـو درسـت فهـم شـده اسـت« (هاردي، ۱۳۶۹، ص. .(۱۳۹ به همین دلیل، به خاطر هر دو دیدگاهش مورد انتقاد جديِ پارهاي از متفکران دینی مسلمان از جمله سید جمالالدین اسدآبادي قرار گرفته بود.

با مقایسه میان این دو نمونه نواندیشی با رویکـردي آینـدهنگـر، در آیـین هنـدو و اسلام روشن می شود که این قرائت از دین، به ر غم انتقادهایی که مـیتـوان بـر آن وارد کرد، نتایج مفیدي براي دین و پیـروانش داشـته اسـت: بـه دلیـل نگـاه غیرمتعصـبانه و انعطاف پذیر به دین، پیامآور صل ح و دوستی و مدارا و پرهیز از خشونت در جامعه بوده و به دلیل توجه به دنیاي جدید و علوم روز، سبب جذب نخبگـان و روشـنفکران و در نتیجه موجب پیشرفت زندگی و اعتلاي فرهنگی و اجتماعی و خرافهزدایی شده اسـت.

مثلاً نهضت »براهمو سماج« آموزش علوم جدید را در هند گسترش داد، با بتپرستی و چندخدایی مبارزه کرد، تبعیضهاي طبقـاتی را باطـل کـرده و رسـم غیرانسـانی سـتی۱ (زنده سوزانی زن بعد از درگذشت همسر بنا بـر عـرف جامعـه هنـدوان) را برانـداخت (راداکریشنان، ۱۳۶۷، ص. .(۵۴۵ احمدخان بـا بنیـان گـذاري دانشـگاه مشـهور علیگـر، خدمت بسیار شایانی به جامعه مسلمانان هند کرد و موجب اعتبار مسلمانان در هنـد و جهان شد. در این دانشگاه نام آورانی چون ذاکـر حسـین (رئـیس جمهـور هندوسـتان)، علامه اقبال لاهوري و… در عرصه دانش و فرهنگ پرورش یافتند و دانشمندان مسلمان بسیاري براي اعتلاي وضعیت جامعه مسلمانان تربیـت شـدند و بـا خـدمات خـود در زمینه هاي مختلف علمی و فرهنگی کل جامعه هند را تحت تأثیر قرار دادند. امروزه نیز

۱٫ Sati

نهضتهاي دینی اصلاحگراي هندو در دوران معاصر با تمرکز بر … ۱۸۷

این دانشگاه یکی از مهمترین دانشگاههاي مرکزي هند و داراي شهرت و اعتبار جهـانی است. به هر روي این دیدگاه دینی حداقل منشأ تنش و خشونت و جنگ و فقر پیـروان نشده و تاریخ بدنامی ندارد.

.۲ نواندیشان گذشتهگرا

عدهاي دیگر تلاش میکنند تا دینی پیراسته و بیآلایش و ناب ارائه دهند و گـاه برخـی چنان در این باره افرا ط میکنند که هر چیز غیردینی را ضد دینی میانگارند؛ به عبـارت دیگر اینان دین را در گذشتههاي دور جست وجو می کنند و قرائتی جامـد و صـامت و ایستا و انعطافناپذیر از دین دارند. این دسته از مصلحان نیز داراي طیفهاي مختلفـی از اعتدالی تا افراطیاند و همه یک اندازه بر میزان پالایش اصرار ندارند. ایـن قرائـت از دینمعمولاً حداکثري و به گونهاي تکلیفگراي افراطی است.

نمونه بارز این نوع از اصلاحات دینی در دین هنـدو را مـیتـوان در آمـوزههـاي نهضـت آریا سماج۱ جست که در سـال ۱۸۷۵ میـلادي، بـه وســیلهدیاننـده- ۱۸۸۳) ۲ ۱۸۲۴ میلادي) با شعار بازگشت به وداها به وجود آمد که سعی در احیاي تعالیم وداها داشت. دیاننده معتقد بود راه نجات و رستگاري، برگشت به اصل وداها است که منشـأ الوهی دارند و اگر درست فهمیده شوند عاري از هرگونه شرك و خرافهانـد. او معتقـد بود وداها کتب علوم حقیقی و دربرگیرندة اصول بنیادي همـه ادیـان و اصـول زنـدگی بشري اند و علم اولین و آخرین در آنهـا نهفتـه اسـت. بعـدها ایـن طـرز تفکـر شـکل افراطیتري به خود گرفت و به ستیز با اسلام و مسیحیت پرداخت. شعار دیاننـده ایـن بود که ر گ ودا ۳ براي هندوان کفایت می کند و نیاز بـه چیـز دیگـري ندارنـد. او بـراي نخستین بار در تاریخ هندوییزم مدعی شد کـه چـون مسـلمانان و مسـیحیان اکثـرا بـه طبقات پایین اجتماعی تعلق داشتهاند باید پالوده شوند و دوباره به آیین هندو برگردنـد

۱٫ Ārya Samāj 2. Dayananda 3. RG Veda

۱۸۸ فصلنامه مطالعات جهان؛ سال اول؛ شماره دوم؛ زمستان ۱۳۹۰

(شیخ عطار، ۱۳۸۱ ، ص. .(۲۸۴ تبلیغات اسلام سـتیزانه آریـا سـماج و اصـرار بـر روي گرداندن مسلمانان از اسلام و روي آوردن به آیین هنـدو، سـبب درگیـريهـاي شـدید فرقهاي و کشتار و خونریزي شد و ازاین رو این سازمان به تدریج به نظـامیگـري روي آورد و در سال ۱۹۲۷ میلاديرسماً گروه مسلحی تشکیل داد تا جوانان آریـایی هنـدي را با شیوههاي جنگاوري طبقه کشَتریه (جنگـاوران) آشـنا سـازد و بـا آمـوزش نظ ـامی روحیه جنگجویانه به آنان دهد تا به وقت مقتضی مسلحانه از کیان هندو پاسداري کنند

(شیخ عطار، ۱۳۸۱، ص. .(۲۸۷

بعدها از دل این تفکر، جریانهاي افراطی دیگري چون »سازمان جهانی هندو« یـا »ویشوه هندو پریشد۱« در سال ۱۹۶۴ میلادي پدید آمد که ثمـره آن نیـز ایجـاد حـزب افراطگراي دیگري به نام »حزب مردم هند« یا » بهاراتیا جاناتا۲« در سال ۱۹۸۰ مـیلادي بود و همین حزب بود که با تحریک احساسات ملی و مذهبی هندوان، موجب تخریب مسجد بابري در سال ۱۹۹۲ شـد. در دهـه اخیـر، پـس از حـدود نـیم قـرن حاکمیـت دموکراتیک حزب کنگره (حزب همسو با افکار گاندي)، به طور رسمی مـدت کوتـاهی قدرت سیاسی هند را در دست گرفت؛ ولی در انتخابات اخیر سراسري هنـد از حـزب کنگره شکست خورد.

نمونه بارز این نوع از اصلاحات دینی در اسلام را میتوان در آمـوزههـاي سـلفیه دید. اینان گروهی از مسلمانان اهل سنت بودند که تنها راه نجات مسلمانان را بازگشت به قرآن و سنت طبق فهم » سلف صالح« (نیاکان نیک: صحابه و تابعین) میدانسـتند. بـه اجمال می توان گفت سلفی گري ریشه در افکار احمد بن حنبـل ۱۶۱- ۲۴۱) ه. ق) دارد که در قرن چهارم هجري قمري به شکل یک جریان درآمد. این تفکـر کـموبـیش و بـا فراز و نشیبهاي فراوان، طـی قـرون متمـادي در میـان برخـی از اهـل سـنت رواج و استمرار یافت. سلفی گري در قرن هفتم هجري قمري توسط ابـن تیمیـه ۶۶۱-۷۲۸) ه.

۱٫ Viś va Hindū PariAd (Vhp) ( व ह दुप रषद) ۲٫ Bharatiya Janata Party (भारतीय जनता पाट ) (Bjp)

نهضتهاي دینی اصلاحگراي هندو در دوران معاصر با تمرکز بر … ۱۸۹

ق) دوباره زنده شد و ظ هور تازه اي یافت تـا اینکـه در قـرن دوازدهـم هجـري قمـري (هفدهم میلادي) توسط محمد بـن عبـد الوهـاب ۱۱۱۱-۱۲۰۷) ه. ق)، ایـن تفکـر در عربستان دوباره نضج و اوج گرفت و آل سعود که از ۱۱۴۸ ه. ق ۱۷۳۵) م) بر بخشـی از شبهجزیرة عربستان حکم میراندند، از این قرائت انعطـافناپـذیر از اسـلام اسـتقبال کردند. سرانجام در قرن چهاردهم هجري قمري (بیستم میلادي) ، این قرائت از اسلام با تأسیس پادشاهی آل سعود در سال ۱۳۴۵ ه. ق ۱۹۲۷) م)، با نام وهابیت به آیین رسمی عربستان سعودي تبدیل شد و اینگونه در عالم اسلام از دل سلفیگري، وهابیگري بـه وجود آمد. در عصر حاضر نیز از دل تفکرات وهابیگري، سازمانهایی چون القاعده در عربستان و طالبان در پاکستان و افغانستان پدید آمدند و در کشـورهاي اسـلامی منطقـه گسترش پیدا کردند و به نام اسلامگرایی دست به خشونت و کشتار در اقصی نقاط عالم زدند که نمونه بارز آن حملـه ۱۱ سـپ تامبر ۲۰۰۱ بـود. اینـک چنـدین سـال اسـت کـه افغانستان و پاکستان و عراق در آتش پیروان این تفکر می سـوزند و بـیش ازیـک دهـه است که نه تنها کشورهاي خاورمیانه و دیگر کشورهاي اسلامی، بلکه حتـی کشـورهاي غربی و غیراسلامی نیز درگیر خطرات گسترش این طرز تفکرند. از این تفکر افراطی به عنوان بنیادگرایی اسلامی و طالبانیسم یاد می شود که تداعی بخش جنگ، ترور، وحشت و ناامنی است.

با مقایسه میان این دو نمونه نواندیشی با رویکردي گذشتهنگـر، در آیـین هنـدو و اسلام روشن می شود که این قرائت از دین، بهرغم برخی برتريها و انگیزههـاي نیکـی که ممکن است داشته باشد، در عمل تنش و خشونت و جنگ و خونریزي در پی داشته است. با آنکه این دسته دغدغه حفظ میراث کهن دینی را دارند،مثلاً دیاننده به بازگشت به وداها میخواند و ـ چه بسا تحت تأثیر اهل سنت ـ میگوید که وداها مـا را کفایـت می کند؛ سلفی ها به بازگشت به قرآن میخوانند و میگویند »حسـبنا کتـاب االله« (کتـاب خدا، قرآن ما را کفایت می کند). نتیجه قرائت آنها از دین، دینی جامد، خشـک، خشـن، عبوس، ایستا و انعطافناپذیر بوده که سبب سلب آرامش از جوامع انسـانی شـده و بـه

۱۹۰ فصلنامه مطالعات جهان؛ سال اول؛ شماره دوم؛ زمستان ۱۳۹۰

نمونه هایی از آن اشاره شده است. تخریب مسجد بابري در هند و خشونت طالبـانی در افغانستان. به هر روي این قرائت از دین، تا به حالمعمولاً چهره کریه و ناخوشـایندي از دین و دینداري ترسیم کرده و ارائه داده است.

.۳ نواندیشان اعتدالگرا

عدهاي دیگر براي احیاي دین، تلاش میکنند تا نگاهی به آینده داشته باشند و نگاهی به گذشته، جانب سلف را نگه دارند و جانب خلف را، نظـر بـه سـنت دارنـد و نظـر بـه مدرنیته، به آرایش دین بنا به ضروریات زمانه میاندیشند به پیرایش دین از خرافـات و تحریفات، نگاهی به دین دارند و نگاهی به دنیا، دغدغه حق را دارند و دغدغه تکلیـف را، پاس انسان را دارند و پاس عقیده را. اینان به طور خلاصه نگران حفظ دین و دیانت براي انسان در دنیاي معاصرند و می خواهند به شیوهاي معتدل، دیـن معتـدلی را بـراي انسان امروز عرضه کنند که هم دینْ مهجور نماند و مردم محروم از لطایف دینی نشوند

و هم علم و دانش امروز و دستاوردهاي شگفت بشري در عرصههاي گوناگون مغفـول نماند و متدینانْ بیبهره از این همه غنایم علمی و فرهنگـی نشـوند؛ بـه عبـارت دیگـر تعارض علم و دین و تضاد دین و زندگی را یک سوء تفاهم بدانند.

یکی از نمونههاي بارز این نوع نواندیشی، در دین هندو سـوامی ویوکاننـده۱ و در دین اسلام آیت االله مطهري است. ذیل عناوین زیر به مقایسه و تطبیبق این دو نواندیش دینی پرداخته و به ویژگی هاي مهم شخصیتی که زمینهساز پرورش چنین احیاگرانی شد

و موارد مهم احیاگري آن دو که آنان را از سایر احیـاگران متمـایز مـیسـازد، بـه طـور خلاصه اشاره میشود:
.۳-۱ زندگی

ویوکاننده ۱۸۶۸-۱۹۰۲) میلادي) در یک خانواده مذهبی و سـنتی از طبقـه کشـتریه در شهر کلکته به دنیا آمـد. او کـه از کـودکی داراي روحیـه اي درونگرایانـه بـود، فـردي

۱٫ Vivekananda

نهضتهاي دینی اصلاحگراي هندو در دوران معاصر با تمرکز بر … ۱۹۱

علاقمند به معارف دینی بار آمد و به شیوه سنتی به تحصیل علوم دینی پرداخـت و بـا علوم و فلسفه جدید نیز آشنایی پیدا کرد، ولی بیشتر به مطالعه متون مقدس هندو مثـل اوپه نیشدها۱ میپرداخت و دل در گرو میراث کهن داشت. او بر زبـان سنسـکریت کـه زبان متون مقدس هندو بود و زبان انگلیسی که زبان علم و دنیاي جدید بود تسلط پیدا کرد. وي از سویی تحت تأثیر جریان نواندیش براهمو سـماج قـرار گرفـت و از سـوي دیگر متأ ثر از آموزه هاي مردان باطنیِِبنام زمانه خود شـد و بـا الهـام از هـر دو، مسـیر مستقلی را براي احیاي دین در دنیاي جدید پیش گرفت. وي در همین راسـتا دو سـفر طولانی و اثرگذار به امریکا داشت و زندگی خود را وقف این راه کرد.

مرتضی مطهري ۱۲۹۸-۱۳۵۸) ه. ش) در خانوادهاي مذهبی و سنتی در فریمـان از توابع مشهد دیده به جهان گشود. او به شیوه اي سـنتی تعـالیم ابتـدایی را در مکتبخانـه فراگرفت و در دوازده سالگی، به دلیل علاقه وافر به فراگیري معارف دینی عازم حـوزه علمیه مشـهد و پـس از چهـار سـال وارد حـوزه علمیـه قـم شـد. او در آنجـا حـدود بیست و پنج سال مشغول مطالعه و تحقیق بود و از اساتیدِبنام عصر خود بهرهها گرفت. در این دوره او بیشتر دل در گروه آموزههاي فلسفی داشت و بیشتر اوقات خـود را بـه تأملات فلسفی و باطنی می گذراند. سپ س به تهران مهاجرت کرد و ضـمن تـدریس در مراکز علمی، با جریان نواندیشی دینی و بـا اندیشـه نواندیشـانی چـون اقبـال لاهـوري برخورد کرد که سیر مطالعاتی و تحقیقاتی ایشان را دگرگون کرد و احیاي اندیشـههـاي دینی دغدغه مهم او تا آخر عمرش شد.