نوجوان امروز

نوجوانی :
پیشگفتار:
نوجوانی یکی از احساس ترین و مهم ترین مراحل زندگی است، زیرا این دوران همراه با تغییرات و دگرگونی هایی است که در هیچ مرحله ی دیگر زندگی وجود ندارد.
همچنین مشکل ترین و سخت ترین دوران رشد از نظر والدین به شمار می رود. اغلب پدران و مادران این مرحله را با دشواری و مشکلات فراوان پشت سر می گذارند. چه دعواها و مشاجراتی که در این دوران والدین و فرزندان نوجوانشان صورت نمی گیرد! چه حرمت هایی که در این بین شکسته نمی شود و چه ضربه هایی که در این سن به دلیل بی اطلاعی و برخورد ناشایست والدین با نوجوانان، بر روح حساس انان وارد نمی شود!

مشکل این است که اغلب والدین، اطلاع چندانی از ویژگی های این دوره نداند و نمی دانند چگونه با نوجوانانشان برخورد کنند. عده ای تصور می کنند که باید رفتاری را در پیش گیرند که پدران و مادر انشان در مورد آن ها به کارگرفته اند، در حالی که با توجه به دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی، بسیاری از آن رفتارهای به تغییر شکل داده اند یا منسوخ شدهاند. برخی دیگر از والدین، در مواجعه با مسایل و مشکلات و رفتارهای غیر معمول فرزند شان، احساس می کنند که کاری از آنها ساخته نیست و گمان می کنند که قادر نیستند نقش ها و کشمکش های دوران بلوغ فرزند شان را تحمل کنند. آن ها تصور می کنند که میزان آگاهی و معلونشان از این دوران، آن قدر نیست که بتوانند به طور صحیح با نوجوانشان ارتباط برقرار کنند و دوران خوشی را برای او فراهم سازند و خود نیز از این مساله رنج می برند. اگر دقت کنیم، ملاحظه می شود که اکثر مشکلات والدین، در اثر عدم شناخت نوجوانان وویژگی های این دوران از زندگی است.

فصل اول :
مسئولیت والدین و شناخت دوره ای نوجوانی:
جهان نوجوان، جهان دیگری است و افکار او افکار دیگر. او اندیشه های دیگری دارد که با طرز تفکر بزرگسالان قابل مقایسه نیست. روح بسیارظریف و حساسی دارد که از هر نقشی خالی و برای پذیرش هر تربیتی آماده است. انسان کوچکی است که هنوز شکل ثابتی نگرفته و برای قبول هر شکلی، صلاحیت دارد. والدین باید انسان شناس باشند.

رمز تربیت را بدانند و احساس مسئولیت کنند، صبر و پشتگار داشته باشند واز مشکلات نهراسند.
دوره ی نوجوانی و بلوغ :
دورهی نوجوانی و بلوغ؛ به سنین بین ۱۲ الی۱۸ سالگی اطلاق می شود. این دوره، یکیاز بحرانی ترین دوره های زندگی است. گاهی گذشش از مرز کودکی و رسیدن به قلمرو بلوغ، با ناسامانی ها و مشکلات فراوان همراه است.

در این دوره، نوجوان دیگر نه کودک است و نه هنوز به درستی بالغ شده است و فرد در مرز بین این دو مرحله ( کودکی و بزرگسالی) قرار می گیرد و بافشارها و انتظارات خاص هر دوره رو به رو می شود.
الف ) بلوغ جسمی یا فیزیولوژیک :
در این دوره، رشد و ترشح غده های مختلف سبب به هم خوردن تعادل کودکی می شود و بدن در وضعیت جدیدی قرار می گیرد. رشد و نمو، به خصوص در مرحله ی اولیه ی بلوغ بسیار سریع است. در این دوره، رشد و نمو استخوان ها تقریباً کامل می شود. و بلندی قد و قامت به حداکثر می رسد. رشد استخوان ها به اندازه ای سریع که نوجوان نمی تواند در کار عضلات، هماهنگی ایجاد کند، لذا اغلب ناخواسته مرتکب اعمالی می شود که او را متهم به سر به هوا بودن و ناشیگری می کند. به همراه رشد جسمانی، قدرت بدنی نوجوان نیز افزایش می شود می یابد. وزن او به سرعت افزوده می شود و اشتهایش به غذا، زیاد می شود.

ب ) بلوغ شرعی ( سن تکلیف دینی ) :
گاهی منظور کلمه بلوغ، سن تکلیف دینی است که زمان آن در کشورهای مختلف، بر حسب اعتقاداتی که دارند متفاوت است. شرع مقدس اسلام سن ۹ سال قمری را برای دختران و سن ۱۵ سال قمری را برای پسران، به عنوان سن تکلیف و انجام واجبات الهی تعیین فرموده است.
ج ) بلوغ عرضی ( سن قانونی) :
قوانین مدنی در کشورهای مختلف، اغلب دو پاسه سه سال دیرتر از دستورات شرعی نوجوانان را بالغ و مشمول رفتار خود می شناسد و معمولا سنین بالاتری را به عنوان سنین قانونی را در نظر می گیرند.

د ) بلوغ روانی ( بلوغ شخصیت) :
بلوغ روانی فرد، دارای جنبه های مختلفی از قبیل پختگی هوش، درک مفاهیم اخلاقی، نقطه ی اوج حافظه، کمال اداره، انفعالات و سایر خصوصیات ذهنی است که در صورت هماهنگی، تعادل فرد را موجب می شود و در صورت ناهماهنگی، به رفتار غیر مادی یا عدم تعادل روانی منجر می شود.
فصل دوم :

نوجوان و محبت :
محبت و دوستی،یکی از عواطف بسیار مهم و باارزش در نوجوان است که به خصوص در دوران بلوغ شدید است و می توان آن را یکی از ویژگی های این دوره دانست. احساس دوستی و ابزار محبت نسبت به دیگران، همسالان و بزرگ ترها، نشانگر یکی دیگر از نیازهای طبیعی نوجوان است.

 محبت حیات بخش دل ها :
نوجوان مایل است که نسبت بهدیگران ابزار محبت کند و در مقابل دیگران نیز بهه او عشق بورزند و او را دوست داشته باشند. اگر والدین مفهوم دوست داشتن دیگران و مورد محبت قرار گرفتن از سوی دیگران را به نوجوان آموخته باشند، وی هیچ گاه احساس یاس و افسردگی نخواهند کرد. دختری که در محیط خانه از لحاظ محبت اشباع شده است، در جوانی احساس محرومیت و بی پناهی نمی کند قادر مقابل چند جمله محبت آمیزیک پسر جوان، خود را ببازد و آینده اش را تباه سازد. طبق نظر روانشناسان،منشا بسیاری از تند جوی ها، خشونت هاف لجبازی ها، بدبینی هاو زورگویی ها، محرومیت از محبت است. کسی که از محروم مانده، ممکن است دست به دزدی و قتل نفس بزند تا از اجتماعی که او را دوست ندارد، انتقام بگیرد. حتی ممکن است خود کشی کند تا از وحشت و تنهایی محبوب نبودن، نجان یابد. اکثر بزهکاران، از همین بیل افراد محروم و عقده دار بوده اند. بسیاری از نوجوانانی که از منزل و شهر و دپارشان فرار کرده اند، انگیزه ی فرار خویش را کمر مهدی پدر و مادر ذکر کرده اند.

( پیامبر اکرم (ص) در این زمینه می فرمایند: کسی که به کودکان مهربانی و به بزرگسالان احترام نکند، از ما نیست.)

فصل سوم :
تحسین وتمجید نوجوان :
انسان ها در هر سنی کهباشند، نیازمند تحسین و تمجید هستند و از این طریق، هم نیروی محرکه ای برای کار و تلاش کسب و هم احساس اطمینان می کنند.
تحسین تلخ :
تحسینی که به ارزیابی شخصیت و خصوصیات شخصی می پردازد، سالم نیست، اما تحسینی که جدیت، کوشش و ثمره ی کار و احساسات را توصیف می کند، سالم و سازنده استو تو همیشه فوق العاده ای تو همیشه سخاوتمندی، تو همیشه صادق و صمیمی هستی این گونه تمجیدها، اضطراب بر انگیز اس و شخص را وا می دارد که به غیر ممکن فکر کند. اغلب انسان ها نمی توانند همیشه خوب، سخاوتمند و دلسوز باشند.

بهترین روش :
بهترین روش استفاده از تعریف و تمجی این است که به جای ارزیابی، توصیف کنید و به جای ارزیابی شخصیت، به تشریح حادثه بپردازید.
فصل چهارم :
تربیت شخصیت نوجوان :
کار تربیت با همه ی آسانی ها، امری دشوار و در حقیقت سهل ممتنع است.
بسیاری از پدران و مادران، آن را امری آسان تلقی می کنند و حتی گمان دارند که ناخوانده، می توان در آن راه موفق بود. ولی در جنبه ی اجرا و عمل در می یابیم که مساله به همان سادگی و آسانی نیست که عده ای گمان دارند.
علاوه بر همه ی عواملی که موجب عدم موفقیت ما در تربیت نسل نوجوان می شوند، چند عامل دیگر هم در این راه، بر آن دامن می زنند:
 عدم آشنایی با وضع و شرایط نوجوانان و عدم آگاهی از حالات و روحیات آنان.
 نا آشنایی با غنون و راه و رسم بر خورد با جوانان و شیوه های گوبپگی آنان.
 احساس استقلال نوجوانان در زنگی و اعمال اراده توسط آنان در به کار گیری راه وروش خودشان.
 عدم تحمل والدین در برابر رفتار آن ها یا قبول افکار و اعمالشان.
این مجموعه ، سبب آن می شود که والدین و مربیان در این راه آن چنان که باید، توفیق نپابند ، یعنی هم زندگی بر خودشان دشوار باشد و هم بر فرزند خود بیشتر فشار بپاورند که در مواقعی منجر به صدمه های اخلاقی و رفتاری خواهد شد.
۱ ) برنامه ی تربیتی :

برنامه ی تربیتی نوجوانان در سنین مختلف فرق دارد. معمولاً مرز سنی نو جوانان را از ۱۲ تا ۱۸ سال مین دانند . البته دانشمندانی هم هستند که آن سن را کمی زودتر یا کمی دیرتر نیز مورد نظر دارند بنای تربیت را بر پرورش شخصیت قرار دهند و این برنامه تا سنین حدود ۱۴ او حتی ۱۶ سالگی را نیز شامل می شود.

«فصل پنجم» بحران هویت نوجوانی:
نوجوان برای ساختن هویت خود، در یک زمان با دو گروه از امور درگیر است. او باید هم با تغییرات درونی شناختی و بدنی خود سازگار شود و هم در همان زمان، ناگزیر از نظام های بیرونی و خارجی است. او باید با تمام این مسایل درگیر شود، دگرگونی ها را پشت سر گذارد و از خلال آن ها هویت خود را بسازد و از سلطه ی بزرگ سالان خارج شود.

الف ) نوجوان در مسیر هویت یابی:
کودک در دوران کودکی، در پی این نیست که تعریفی از خویشتن به دست آورد و جایگاه ، موضع و مقام خود را بشناسد، اما رفته رفته ، با بالا رفتن سن کودک و ورود وی به دنیای نوجوانی ، برای او این مساله مطرح می شود که من کیستم؟ انسانی حقیر هستم یا برتر؟ از چه ارزشی و شخصیتی بر خوردارم؟ و … پاسخ به این سوال ها، به اشکال مختلفی امکان پذیر است. همان گونه که پدر و مادر، مربی و معلم با سخن، نگاه، تنبیه، تشویق و یکایک حرکات خود، در دوران کودکی به کودک هویت خاصی را القا می کنند. در دوران نوجوانی نیز، او همین هویت را حفظ می کند و بر مبنای معیار هایی که همان هویت القا می کند، شخصیت انسانی اش را مشکل می دهد. پیش از پرداختن به بحث هویت یابی جوان، ذکر این نکته لازم است که تغییرات در هنگام بلوغ، باعث می شود تا نوجوان با حساسیت بیشتری به جستجوی هویتی برای خویش بپردازد. دلیل این امر، آن است که نوجوان در دوران بلوغ، با نگرانی هایی افزون بر نگرانی های روزمره ی دیگران مواجه است. یکی از این نگرانی ها ناشی از تغییرات سریع جسمی در دوران بلوغ است و ممکن است وی ناگهان احساس کند که بینی او با بزرگ تر شدن ناگهانی، از حد اعتدال خود خارج شده، چهره ی وی را زشت ساخته است. یا ممکن است به علت رشد سریع استخوان بندی بدن (که رشد سریع عضلانی متناسب، به طور طبیعی ، مدتی پس از آن حاصل می شود) نوجوان یکباره خود را بسپارد از ، لاغر و زشت بپابد. علاوه بر تغییرات بدنی فوق، برخی تغییرات فیزیولوژیک دیگر در نوجوانان به وجود می آید.

این تغییرات ممکن است در مجموع ، به نوعی بحران فکری در نوجوان منجر شود. از طرف دیگر، دو گانگی روانی خاصی که نوجوان خود را با آن مواجه می بیند، سبب می شود که وی به طور جدی گری به مساله هویت خویش بیندیشد.

ب ) بحران هویت :
مشکلی که در واژه ی بحران هویت وجود دارد، نشانگر این معناست که فرآیند کسب هویت آسیب زا است. اما «اریکسون» اضافه می کند که بحران هویت ، یک دوره ی تصمیم گیری بهنجار است، نه دوره ای ناگهانی و بدون نظم یا به اجبار همراه با تنش و اضطراب . تحقیقات اخیر نیز حاکی از آن است که بیشتر نوجوانان به اندازه ی کافی «من» نیرومندی دارند تا با مشکلات همراه با هویت ، خوب مقابله کنند.

ج ) حل بحران هویت:
طبق نظریه ی «اریکسون» ، بحرانی را که نوجوانان با آن مواجه می شوند هویت در مقابل سر گردانی از نظر نقش اجتماعی نام دارد. (سر گردانی در هویت و نقش اجتماعی، اغلب به این صورت تجربه می شود که نوجوان نمی داند کیست ، چه نقشی در اجتماع دارد، برای چه به دنیا آمده است ، به کجا خواهد رفت و چه کاره خواهد شد.)

با این توصیف، باید در نظر داشت که حل بحران هویت ، دارای طیفی است که در یک سوی آن کسب هویت است و در سوی دیگر آن، سر گردانی و بلا تکلیفی. نتیجه این که اکثر افراد در سن نوجوانی، نه دارای هویت کامل هستند و نه بی هویتی . آن چه اغلب در عمل شاهد آن هستیم، حالاتی بین این دو است. ضمن آن که احساس هویت، باید بر بی هویتی سنگینی داشته باشد.
د ) فر آیند شکل گیری هویت :

ریشه های شکل گیری هویت، از تجربیات و همانند سازی های زمان کودکی نشات می گیرد و تا کهسالی ادامه می یابد. همان طور که خواهیم دید اریکسون نوجوانی را به عنوان دوره ای از زندگی نگاه می کند. که در آن نوعی تعویق روانی اجتماعی وجود دارد. یعنی نوعی دوره ی انتظار ، دوره ای که در آن خص خود را می یابد. برای نمونه، برخی نوجوانان تحصیل را رها می کنند تا سفر کنند و مشاغل گوناگون را بیازمایند، و پس از آن تصمیم پنهانی خود را بگیرند. در عین حال، برای بسیاری از نوجوانان دستیابی به یک وضعیت آزادانه ی تعویق، مشکل است.

آن ها تا پیش از آن که بدانند چه کسی هستند و در زندگی چه خواهند کرد، اغلب دچار نوعی حسن انزوا می شوند. یعنی این احساس که زمان آنان را پشت سر می گذاردو دو تلاش برای یافتن معنی، در هر نوع فعالیتی ناتوان هستند، این احساس که زندگی ، تنها رویدادی است که بر آن ها تحمیل شده ، با آنان همراه است، با وجود این، بیشتر اوقات ، نوجوان تعهدات و الزامات را به تعویق می اندزاد و علت این امر ،

نیاز درونی به اجتناب از «تثبیت زودرس هویت» و پذیرش زود رس نقش های متحجر اجتماعی است. احتمال این که هویت در اواخر نوجوانی به یک مساله ی مهم و نگران کننده تبدیل شود، بیشتر از اوایل نوجوانی است. علت آن است که نوجوان کم سن تر، درست، در آغاز توانایی بررسی انتزاعی خود و جهان هستند وعلاوه بر این، در اویل نوجوانی، تغییرات ظاهری مهمی روی می دهد که موجب نگرانی قابل توجهی در مورد تصور بدنی می شود. به نظر می رسد پذیرفته شدن توسط همسالان برای افراد ۱۳ تا ۱۶ ساله، مساله ی مهمتری است.