نياز انسان به دين

انسان قادر است چنان آگاهيهاي خود را وسعت دهد كه همه عالم هستي را شامل گردد اين يكي از ويژگيهاي انسان است كه درمسير او بسوي كمال موثراست اما قدرت علم آموزي تنها عامل درخود سازي نيست اين توانائي باعث مي شود كه انسان قادر گردد خود را بشناسد و جهان هستي را تفسير كند هر چه انسان بيشتر از اين قدرت خود استفاده نمايد و بيشتر تلاش كند آگاهيهاي بيشتري را بدست آورده و افق وسيعتري را براي عمل در اختيار خواهد داشت .

اما خود سازي به تلاش نيازمند است وهر گونه تلاشي محتاج انگيزه است به تعبير ديگر انسان دست به عمل و كاري نميزند مگر اينكه انگيزه اي براي انجام آن كار داشته باشد .
هر عمل ديگري را كه انسان انجام مي دهد وقتي رسيدگي كنيم مي بينيم منشاء آن يك نياز وخواسته دروني است همين علم آموزي ودست يافتن به حقايق جهان هستي ودرك واقعيتها از يك نياز دروني سرچشمه مي گيرد .

پس هنگاميكه از خواسته ها صحبت مي كنيم بايد بدانيم كه آن كاملا با آگاهي وعلم تفاوت دارد واصولا خواسته ها و آگاهيها از دو مقوله متفاوت هستند آگاهيها محدوده ديد انسان را وسعت مي بخشند وخواسته ها انسان را وادار مي كند تا در آن محدوده ديد خود عمل كند ونيازهاي خود را را بر آورده سازد .

مثال :
ماده منفي بوسيله يك شيمست كشف مي شود وبه همه مي گويد كه اين ماده براي انسان مضراست و اگر كسي آنرا استعمال كند باعث مرگ او مي شود دو انسان را فرض مي كنيم يكي طالب زندگي و حيات خود است وديگري از زنده بودن خود بيزار است وراه گريزي از اين دنيا را جستجو مي كند بالطبع اگر اين ماده سمي به دست هر يك از اينها بيافتد دو عمل كاملا متفاوت

انجام مي دهند آنكه طالب حيات خود است وزندگي را دوست مي دارد آن ماده سمي رااز بين مي برد و ديگري كه راهي براي مرگ خود جستجو مي كند آن ماده سمي را مي خورد و خود را از بين مي برد .
واگر شخصي را فرض كنيد كه با انساني دشمن است و مي خواهد او را بكشد آن ماده سمي را در غذاي او مي ريزد واو را مي كشد .

علم اين هر سه نفر نسبت به ماه سمي يكسان بود اما سه عامل كاملا متفاوت در برخورد با آن ماده انجام مي دهند پس روشن شد كه خواسته ها ونيازهاي انسان منشاء اعمال او مي باشند و همين خواست ها هستند كه در انجام كارها به انسان جهت مي دهند كه چه كار بكن و يا از چه ازكاري منصرف شو .
از اينرو لازم است اين عامل موثر در عملكرد انسان ونقش آن در خود سازي او بمطالعه گذاشته شود و وسعت خواسته هاي انسان مورد بررسي قرار گيرد طبق سنت گذشته براي بررسي و وسعت خواسته هاي انسان آنرا با وسعت خواسته هاي حيوان مقايسه مي كنيم .

جدول مقايسه سطح خواسته هاي انسان و حيوان
خواسته هاي حيوان خواسته هاي انسان
۱- مادي ۱- مادي و معنوي
۲- شخص و فردي ۲- فردي واجتماعي
۳- منطقه اي ۳- خارج از محدوده مكان
۴- حالي ۴- خارج از محدوده زمان
براي توضيح بيشتر سطر اول جدول بايد گفت كه خواسته هاي حيوان تنها ازغرايز او سرچشمه مي گيرد و غرايز حيوان كه به منظور رشد وتوليد مثل مي باشد تنها منشاء عمل در حيوان است .
از اينرو هيچگاه خواسته هاي حيوان از سطح ماديات فراتر نمي رود حال آنكه خواسته هاي انسان از سطح ماديات فراتر رفته و يكسري خواسته هاي معنوي را نيز شامل مي گردد .

خواسته هاي معنوي تنها مخصو ص انسان است وهيچ موجود ديگري د رداشتن اين سلسله از خواسته ها با وي شريك نيست يكي از خواسته هاي معنوي انسان حقيقت جويي است انسان خواستار اين است كه حقايق و واقعيتهاي جهان هستي و محيط پيرامون خود را بشناسد بعبارت ديگر انسان طالب دانايي است و از جهل گريزان است اين خواسته و تمايل از نوع تمايلات مادي نيست و تنها ا ختصاصي به انسان دارد يا قدرت طلبي و زياده خواهي ابداع و ابتكار عشق و پرستش كشف حقايق هنر و زيبايي همه از خواسته هاي معنوي انسان است .

البته بايد توجه داشت كه هميشه در هنگام عمل دو يا چند خواسته مادي و معنوي باهم تلفيق شده وبر آيند اين خواسته ها منشا عمل مي گردد .
بهمين دليل است كه سطح خواسته هاي مادي در انسان نامحدود مي شود .
مثلا درحيوان غريزه جنسي و جود دارد در انسان هم وجود دارد اما حيوان بر طبق غريزه آنچنانكه براي وي مقدر شده در سال يك يا دوبار به جفتگيري مي پردازد و بعد از آن ديگر نه تمايل دارد ونه قادر است كه به اين امر اقدام كند درحاليكه در انسان اين غريزه و خواسته محدود نيست و چنانچه برخواسته هاي ديگر غلبه كند اصلا سيري نمي شناسد .

وهمينطور نياز است به غذا ازخواسته هاي مشترك انسان وحيوان است اما در حيوان محدود است و بمحض سير شدن دست از غذا خوردن بر مي دارد وبقيه غذا را بهمان حال رها مي كند و ميرود ولي انسان معده اش كه پر شد بقيه را د رانبارها و مخزنها يخچالها ذخيره مي كند مال اندوزي و ذخيره مواد وغيره نامحدود بودن خواسته هاي مادي انسان را تائيد مي كند .

وياهر غذائي را نخوردن و بر سر سفره رنگين و تزئين شده غذا خوردن تلفيق دوخواسته مادي و معنوي در انسان است كه اولي همان غريزه گرسنگي و نياز انسان به غذا است ودومي طالب زيبايي و هنر بودن است كه زيبائي خواستن مادي نيست .

اما سطر دوم جدول گويايي اين مطلب است كه خواسته هاي حيوان تنها به خود او و حداكثر به جفت و فرزند اختصاص دارد ولي انسان يك موجود اجتماعي است يعني در اجتماع زندگي مي كند و همين اجتماعي بودن يك سلسله خواسته هايي را براي انسان بوجود آورده است از قبيل كمك به همنوع رعايت مقررا اجتماعي و حقوقي عدالت خواهي همه ازنوع خواسته هاي اجتماعي است .