نگاهي به علم از ديدگاه قرآن و احاديث
منابع
۱- قرآن كريم- ترجمة عبدالمحمد آيتي، ويراستار- موسي اسوار
۲- سيد رضي- نهج البلاغه- مجموعه خطبه ها، نامه ها، و كلمات قصار امام علي (ع)- مترجم: عبدالمحمد آيتي- دفتر نشر فرهنگ اسلامي- چاپ نهم- ۱۳۷۹٫
۳- شيخ كليني- اصول كافي- مترجم حاج سيد جواد مصطفوي- دفتر نشر فرهنگ اهل بيت عليهم السلام- ۱۳۴۸٫
۴- شهيد ثاني- آداب تعليم و تربيت در اسلام- ترجمه دكتر سيد محمدباقر صحبتي- ناشر، دفتر نشر فرهنگ اسلامي- خرداد ۱۳۵۹٫
۵- محمدرضا حكيمي، محمدحكيمي، علي حكيمي- الحياة- ترجمه احمد آرام- ناشر، دفتر نشر فرهنگ اسلامي- ۱۳۷۶٫
۶- امامي، دكتر سيد مهدي- چهل حديث (معلم و دانشجو)- ترجمه سيد مهدي امامي- ناشر مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي- پائيز ۱۳۶۸٫
۷- شهيد ثاني- منية المريد- ترجمه محمدباقر ساعدي خراساني- انتشارات علميه اسلاميه.
۸- سروش، عبدالكريم- علم چيست؟ فلسفه چيست- انتشارات حكمت- بهمن ماه ۱۳۵۷
۹- فرشاد، مهدي- تاريخ علم در ايران (ج اول)- انتشارات اميركبير- چاپ اول- ۱۳۶۵٫

چكيده
اين مجموعه كه پيش رويتان قرار دارد،‌ كاري است تحقيقاتي در مورد علم، اين مقاله تحقيقاتي علم را از منظر قرآن و احاديث و روايات مورد بررسي قرار داده است. همه ما مي دانيم كه علم و دانش از اهميت و جايگاه ويژه اي در دين و آئين ما برخوردار مي‎باشد آيات فراوان و احاديث و روايات زيادي در اين مورد نقل شده است؛ از طرف ديگر علم و دانش استوارترين وسيله اي است كه امور اجتماعي و وضعيت زندگي ما را به خوبي اداره مي‌كند و بر آدمي لازم است كه تا آن جا كه توانايي دارد در اين راه قدم بگذارد

و از اين نعمت الهي كه به ما ارزاني شده به نحوه شايسته بهره ببرد. به همين خاطر هدف اين مجموعه اينست كه تا جايي كه امكان دارد جايگاه و ارزش و اهميت علم را از طريق آيات و روايات و همچنين احاديث براي خوانندگان آشكار سازد. اين مقاله از هفت قسمت تشكيل شده است و در هر قسمت آيات و احاديث مربوط به آن نقل شده است. به عنوان مثال قسمت اول در مورد علم در قرآن است. در اين قسمت آياتي از قرآن كريم كه مربوط به علم مي‎شود جمع آوري شده است و در اين بخش نوشته شده

است و يا مثلاً در قسمت جايگاه علم، احاديث و روايات مربوط به اين بخش از منابع مختلفي جمع آوري شده است و در اين قسمت نوشته شده است. در واقع هدف كلي اين مجموعه اين بوده است كه علم كه اينهمه در موردش تأكيد شده است را از جنبه هاي مختلف به خوانندگان عزيز بشناسد. اين چند جمله چكيده اي بود در مورد معرفي اين مجموعه مقاله كه انشاء ا… مطالعه خواهيد كرد.

مقدمه
علم چيست؟ اگر به ظاهر كلمه نگاه كنيم از سه حرف ساده تشكيل شده است. اما همين كلمه ساده در خودش معناي وسيع و گسترده اي دارد. علم در فرهنگ دهخدا به معناي دانستن، تعيين كردن، دريافتن، ادراك، استوار كردن، انفاق، معرفت دقيق و با دليل بر كفيات مهينه و يا حضور معلوم نزد عالم، دانست و يقين، معرفت و هر چيز دانسته، دانش و آگاهي و معرفت و شناسائي، هنر، فضل، به كار رفته است. در فرهنگ دهخدا در بعد از معناي علم سخناني از شاعران و بزرگان ادبي در اين مورد بيان شده كه به اختصار چند مورد از آنها را ذكر مي كنيم. مثلاً ابوالفضل بيهقي گفته: ما را از علم خويش بهره دادي و هيچ چيز دريغ نداشتي تا دانا شديم. يا در كتاب كليله و دمنه آمده است، طلب علم و ساختن توشه آخرت از مهماتست خواجه عبدا… انصاري مي‌گويد: علم بر سرتاج است و مال بر گردن غل …

در فرهنگ دهخدا علم آموختن به معناي تعليم دادن دانش، ياد دادن علم به ديگران آمده است. در ادامة اين مطلب سنائي شاعر بزرگ گفته است و چو علم آموختي از حرص آنكه ترس،‌ كاندر شب- چو دزدي با چراغ آيد،‌ گزيده تر برد كالا.
در فرهنگ دهخدا علم داراي تقسيمات زيادي است كه به چند نمونه از آنها به صورت فهرست وار اشاره مي‌كنم. علم احجار، علم اخلاق، علم ادب،‌ علم اديان، علم استخراج (بيان احكام به واسطه قواعد نجومي يا رملي)، علم انشاء (مطالب را نيكو و فصيح نوشتند)، علم اندازه (هندسه)، علم با كار (علمي كه عمل شود)، علم بديع، علم بلاغت هر چند مورد ديگر، … اگر بخواهيم همة آنها را ذكر كنيم در اينجا نمي گنجد.

علم در فرهنگ معين هم علاوه بر معناهايي كه در فرهنگ دهخدا آمده است به معناي ادراك مطابق يا حصول صور اشيا نزد عقل چه آنكه نفس معلوم باشد كه علم حضوري است و يا به واسطة معلوم باشد كه علم حصولي است. علم نوريست مقتبس از مشكات نبوت در دل بنده مؤمن كه بدان راه يابد بخداي يا به كار خداي يا به حكم خداي.
علم در فرهنگ معين هم تقسيمات به خصوصي دارد كه به چند نمونه از آنها در ذيل اشاره شده است.
– آخرت (علمي كه به فساد بودن فاسد نشود و آن علم تأمين سعادت آخرويست)، – اجمالي (علم به اشيا در مقام اجمال)، سير اخلاق (علم اخلاق)، – ادني (علم طبيعي)، – اعلي (علم الهي)، – اقوال (علم به قواعد سخن گفتن، – برهان (علم منطق) و …

اما خود علم در زبان فارسي و عربي بود و معناي متفاوت به كار برده مي‎شود و غفلت از اين دو نوع كاربرد اغلب به مطالعاتي عظيم انجاميده است، ۱- معناي اصلي و نخستين علم، دانستن در برابر ندانستن است به همه دانستينها صرف نظر از نوع آنها علم مي گويند و عالم كسي را مي گويند كه جاهل نيست. مطابق اين معنا اخلاق، رياضيات، فقه، دستور زبان، مذهب، زيست شناسي و نجوم همه علم اند و هر كس يك يا چند رشته از آنها را بداند عالم دانسته مي‎شود.

خداوند به اين معنا عالم است، يعني نسبت به هيچ امري جاهل نيست و براي او مسأله مجهولي وجود ندارد. محتواي قرآن به اين معنا علمي است يعني كه مجموعه يي از دانستني هاست و هر كس آنها را بداند عالم به قرآن است. همه فقها عالم اند و هر كس از خدا و صفات و افعال او آگاهي داشته باشد نيز عالم است، ديده مي‎شود كه در دين معناي علم در برابر جهل قرار مي‎گيرد، كلمه KNOWLEDGE در انگليسي CONNALSSANCE در فرانسه معادل اين معناي علم اند. ۲- كلمه علم در معناي دوم

منحصراً اگر بدانستني هايي اطلاق مي‎شود كه از طريق تجربه مستقيم حسي بدست آمده باشند. علم در اينجا در برابر جهل قرار نمي گيرد بلكه در برابر همة دانستنيها قرار مي‎گيرد. كه مستقيماً از آزمون حسي برنمي خيزند. اخلاق (دانش خوبي ها و بديها) متافيزيك (دانش احكام و عوارض هستي مطلق) عرفان (تجارب دروني و شخصي) منطق (ابزار هدايت فكر)، فقه، اصول، بلاغت و … همه بيرون از علم به معناي دوم آن قرار مي گيرند. و همه به اين معنا غيرعلمي اند. كلمه science در انگليسي و فرانسه معادل اين معناي علم اند. ديده مي‎شود كه علم در اين معناي بخشي از علم به معناي اول را تشكيل مي‎دهد و به سخن ديگر علم تجربي نوعي از انواع دانستنيهاي بسياري است كه در اختيار بشر مي‎تواند قرار گيرد.

رشد علم به معناي دوم عمدتاً از آغاز دوره‌ي رنسانس به بعد است در حاليكه علم به معناي مطلق آگاهي (معناي اول) تولدش با تولد بشريت هم آغاز است. اين بود مختصري از معناي علم در دو زبان فارسي و عربي. حالا كه معناي علم تا حدودي روشن شده ببينيم كه چرا علم تا اين اندازه در دين ما و در قرآن از اهميت والايي برخوردار است. و اينهمه آيه و حديث در مورد آن آمده است.

خداي متعال دانش را سبب كلي براي آفرينش همه عالم علوي و منطقي قرار داده و اين اندازه از جلالت و فخر در حق دانش كافي است كه خداي در كتاب حكمش از نظر بينائي و يادآوري ارباب معرفت مي فرمايد و خدا كسي است كه هفت آسمان را ايجاد فرموده، و از زمين مانند آسمان آفريده، و امر خود را ميان آنها فرو فرستاد، تا بدانيد كه خدا بهر چيزي توانا است و دانش او بهر چيزي احاطه دارد، همين آيه بر شرافت علم كافي است، بويژه علم توحيد كه اساس هر علم و مدار هر دانش است،‌ خداي متعال دانش را بالاترين شرافت و بزرگترين عزت براي فرزند آدم قرار داده و نخستين سنتي كه پس از آفرينش و ظهور او از كتم عدم بيضا و نور وجود است نهاده نعمت

دانش است، چنانچه د سورة علق كه اولين سورة منازلة پيمبر اوست مي فرمايد: (إقرا اسم ربك الذي خلق،‌ خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذي عَلم بالقلم، نيكو تدبر كن چگونه افتتاح فرموده كتاب خود را كه باطلي در او نيست و از جانب حكيمي فرو فرستاده شده كه شبهه در كلام او راه ندارد به نعمت ايجاد، از آن پس نعمت دانش را بر بشر خوانده، و اگر نعمت و منتي بعد از نعمت ايجاد بالاتر از دانش بوده، خداي بدين نعمت بزرگ اختصاص نمي داد و در اين آيه علاوه بر آنكه حسن براعت و دقائق معاني و حقايق بلاغت را مراعات فرموده، نور هدايت و راه دلالت به صراط مستقيم را منوط به علم دانسته.

خداي متعال در قرآن ميان نعمت دسته جمع فرموده خبيث، طبيب، كور و بينا، تاريكي و روشني، بهشت و دوزخ، گرمي و سردي، و هرگاه تفسير اين موضوع را با تدبر درك كني خواهي فهميد كه مراد از همه علم است.

خداوند پيغمبر خود را با آنكه در علم و حمت به بينهايت رسيده بود مأمور به تقاضاي علم و دانش فرموده كه در سورة طه آيه ۱۱۳ به اين موضوع اشاره فرموده (و قُل ربِّ زدني عِلما) اين چند جمله اندكي بود از فضيلت علم و دانش كه خداي متعال در قرآن بيان فرموده. اما تنها در قرآن اشاره نشده بلكه در احاديث پيامبر اكرم (ص)، ائمه معصومين (عليهم السلام) به اين مورد تائيد فراوان شده است در زير به چند نمونه از اين احاديث به اختصار پرداخته شده است.

پيغمبر اكرم فرموده: اگر در حق هر كس خداي متعال آهنگ خير و نيكي عطا فرمايد او را فقيه در دين نمايد. همچنين در جاي ديگر مي فرمايد: فراگرفتن دانش سنت است بر هر مرد مسلمان. صفوان بن عسال گفت خدمت پيغمبر (ص) مشرف شدم آن حضرت در مسجد جلوس داشت و بر برد قرمز رنگي تكيه فرموده بود، عرض كردم آمدم دانش فراگيرم، فرمود آفرين به طالب دين، زيرا طالب علم را فرشتگان به بالهاي خود احاطه كنند، سپس بعضي از آنها بر بعضي ديگر از كثرت محبتي كه به دانش دارند بالا روند تا به آسمان دنيا رسند اين بود روايتي از پيامبر در مورد اهميت و برتري علم از زبان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله). هر چند اين احاديث زياد است اما در اينجا نمي گنجد كه همه اينها را ذكر كنيم و لذا به همين چند مورد بسنده مي كنيم.

اما بعد از اين مطالب نگاه مختصري داشته باشيم به تاريخ علم و طبقه بندي آن در ايران. آنچه كه از نوشته ها و مطالب موجود در كتابها به دست مي آيد، نشان مي‎دهد كه از حدود هزاره هاي سوم پيش از ميلاد در برخي از جوامع متمدن واقع در جنوب غربي ايران فضاي علمي وجود مي داشته است. البته جو علمي آن زمانها به صورت امروزي نبوده است بلكه محدود به نيايشگاهها و حلقه هاي متشكل از كاتبان معابد بوده. اما عليرغم محدود بودن فضاي علمي در آن زمان، انديشه ها و ابداعات

چشمگيري در علوم رياضي و ستاره شناسي و هندسه در همان حلقه هاي علمي نضج گرفت. نمونه اين مورد مي‎توان به پيشرفت كاتبان شوشي و سومري در جبر و حساب و مثلثات و ستاره شناسي كه بدان نائل آمدند گواهي داد. با توجه به اين مطالب مي‎توان نتيجه گرفت كه در دوره هاي باستان هم فضاي علمي وجود داشته است، هر چند اطلاعات زيادي در مورد آنها نداريم اما همين چند مورد را مي‎توان دليل عمده اي براي اثبات مطلب خود در نظر گرفت. از سنتهاي ايران باستان و از دوران پيش از اسلام در طبقه بندي علوم اطلاعات بسيار مختصري در دست داريم و تقسيم بنديهايي را كه از طبقات اجتماعي مردمان در زمان جمشيد پادشاه پيشدادي انجام گرفته شايد بتوان گونه اي گروه بندي اوليه در اين زمان به شمار آورد. در اوستاي زردشت نيز تا در جائي كه سخن از پزشكي و انواع درمان دهندگان آورده به تقسيم بندي هاي چندگانه طبيبان (شفادهندگان رواني، داروپزشكان، و جراحان) اشارت رفته است.

در ايران دوره اسلامي، نخستين طبقه بندي هاي جامع از علوم، كه آن را بايد اولين طبقه بندي در جهان اسلامي نيز دانست، از اوايل سدة چهارم هچري با اثر گرانقدر فارابي در اين زمينه (يعني كتاب احصاء العلوم)، انجام گرفته است. در همان عصر نيز گروه اخوان الصفا در رسائل خويش طبقه بندي هاي ديگري از دانشها ارائه دادند و به گونه اي منسجم انواع دانشها را بر طبق طرحي آرمان مند دسته بندي نمودند. البته تقسيم بندي ها و طبقه بندي هاي ديگر توسط نويسندگان و انديشمندان ديگري

انجام گرفت كه در اينجا به صورت فهرست وار به ذكر آنها پرداخته شده است. ۱- دانشنامه مفاتيح العلوم، خوارزمي ۲- جامع العلوم از فخر رازي ۳- درة التاج لغرة الدجاج از قطب الدين شيرازي ۴- نفايس الفنون في عرايس العيون از شمس الدين محمدبن محمود آملي ۵- كشاف اصطلاحات الفنون از محمد تهانوي … در اينجا براي نمونه طبقه بندي فارابي ذكر شده است.

فارابي با نوشتن كتاب احصاء العلوم هدفش اين بود كه علوم متداول تا آن زمان را به گونه اي نظام يافته برشمارد و هر يك را به اجمال توصيف نمايد. فارابي در انجام اين كار به توفيق مهمي دست يافت كه كار كوتاه اما پرارزش او بعداً سرمشقي براي انديشمندان ديگر گشت.

فارابي كتاب احصاء العلوم را به پنج فصل تقسيم كرده كه جمعاً شامل هشت علم مي‎باشد به اين ترتيب: ۱- علم زبان، ۲- منطق، ۳- علم تعاليم (رياضيات)، ۴- علم طبيعي، ۵- علم الهي، ۶- علم مدني، ۷- علم فقه، ۸- علم كلام. از ديدگاه ديگر، فارابي علوم را به دو بخش، يكي علوم نظري و ديگري علوم عملي تقسيم نموده است. علوم نظري در اين تقسيم بندي شامل رياضيات، علم طبيعي، علم الهي (يا مابعدالطبيعه) مي‎باشد. علوم علمي در تقسيم بندي فارابي به دو بخش علم اخلاق و علم سياست تقسيم گرديده است. اين بود مختصري در مورد تقسيم بندي فارابي در علوم.

علم در قرآن
۱- خدائي كه هفت آسمان را آفريد و زمين را همسان با آن خلق كرد تا فرمانش ميان اين دو پديدة شگرف فرود آيد. هدف اين است كه از علم و بصيرت برخوردار گرديد، بصيرتي كه شما را به قدرت و توانائي همه گير و گسترده خداوند رهنمون باشد. (سورة طلق، آيه ۱۲).
۲- اي پيامبر، بنام پروردگارت خواندن را آغاز كن، پروردگاري كه آفريننده است. انسان را از خون بسته و لخته شده آفريد. بخوان اي پيامبر، و پروردگار تو كرامتش نامحدود است از آن جهت كه با خامه و قلم، بشريت را با علم و دانش آشنا و مأنوس ساخت. (سورة علق، آيه هاي ۱-۴).

۳- و پروردگار تو، كرامتش نامحدود است از آن جهت كه با خامه و قلم، علم و آگاهي را به وي ارمغان داده [و از اين رهگذر،‌ كرامت والاي خود را در مورد انسان به كار داشته است. (سورة علق، ۳-۵).

۴- در جمع بندگان الهي، فقط علما هستند كه ترس و بيم از خداوند و حس تقوي پرهيزكاري در دل آنها راه دارد. (سورة فاطر، آية ۲۸).
۵- كسي كه از حكمت و دانش و استحكام در انديشه و گفتار و رفتار برخوردار گردد به خير و بركت فراواني دست يافته است. (سورة بقره، آية ۲۷۲).
۶- آيا آنانكه با سلاح علم مجهزند و افرادي كه با جهل و ناداني است به گريبانند با هم برابرند [آيا مي‎توان اين دو دسته را در يك رده قرار دهيم و با يك ديد به آنها بنگريم؟] صرفاً انديشمندانند كه تفاوت عظيم و بعد مسافت معنوي اين دو گروه را درك مي‌كنند و امتياز ميان آنان را باز مي‌يابند. (سورة زمر، آيه ۹)

۷- بگو، خدا و كساني كه از علم و آگاهي نسبت به كتاب آسماني برخوردارند بعنوان گواه ميان من و شما كافي و بسنده اند. (سورة رعد، آيه ۴۳)
۸- خدا به آنان كه در جمع شما جامعة بشري،‌ به حق ايمان آوردند و نيز به آنان كه از علم و دانش بهره مند هستند، رفعت مقام اعطا مي‌كند [تا در خلل چنين مقام رفيعي از ساير مردم،‌ ممتاز باشند]. (سورة مجادله، آيه ۱۲)

۹- آنانكه گام هاي راسخ و نافذي را در پهنة علم برداشتند و بدون فضا و محيط علمي راه يافتند مي گويند، سراپاي قرآن را باور مي داريم. (سورة آل عمران،‌ آية ۷)
۱۰- حقا گروهي كه پيش از آن، از علم بهره مند گشتند- آنگاه كه آيات خداوند بر آنان خوانده شود- با چانة خويش بر زمين فرو افتند و گريستن را آغاز كنند و خداوند قرآن، بر خشوع و زاري و انعطاف آن‌ها بيفزايد. (سورة بني اسرائيل،‌ آية ۱۰۷ تا ۱۰۹)

۱۱- بلكه قرآن، نشانه هاي روشن و آشكاري است در سينه هاي مردمي كه علم و دانش به آن‌ها ارزاني شده است. (سورة عنكبوت، آية ۴۹)
۱۲- (خدا) به آدم نام ها همه را آموخت،‌ سپس حقايق آنها را در نظر فرشتگان پديدار ساخت و گفت كه اگر راست مي گوئيد،‌نامهاي اين چيزها را به من بازگوييد، فرشتگان گفتند: پاك خدايا، ما را دانشي نيست جز آنچه خود به ما آموختي، تويي داناي حكيم،‌آنگاه خداوند گفت: اي آدم! آنان را از نامها و حقيقتها آگاهي ده؛ پس چون آدم فرشتگان را آگاه ساخت، خداوند گفت:‌ آيا به شما نگفتم كه من نهان آسمانها و زمين را مي دانم، و از آن چه آشكار مي سازيد يا پنهان مي‎كنيد آگاهم. (سورة بقره،‌آيات ۳۳ و ۳۱)

۱۳- او است آن كه در ميان آن درس ناخواندگان فرستاده اي از ايشان برانگيخت، آيات او را برخواند، و آنان را پاكيزه سازد، و كتاب و حكمت آموزد؛ هر چند از آن پيش در گمراهي آشكار فرو بودند. (سوره جمعه، آيه ۲)
۱۴- (خداوند) به هر كس كه خواهد حكمت مي دهد،‌ هر كه به او حكمت ارزاني شود نيكي فراوان به او داده شده؛ و جز خردمندان يادآور نگردند و پند نگيرند. (سورة بقره، آيه ۲۶۹).

۱۵- بگو پروردگارا بر مراتب دانش و بينشم بيفزا. (سورة طه- آيه ۱۱۳)
۱۶- (اي زنان پيامبر!) آيات خدا و حكمتي را كه در خانه هاي شما تلاوت مي‎شود به ياد داشته باشيد! همانا خداي با بندگان خوشرفتار است (و به همه چيز داناست) و از هر چيز آگاه. (سورة احزاب، آيه ۳۴)