نگاهی به مبانی جریان سودگرایی از دیدگاه جاتن استوارت میل

چکیده:
در این گزارش رسمی بر آن است که با بررسی اجمالی و گذرا بر ساختار اندیشه ی جان استیوارت میل و معرفت شناسی او نسبت به جایگاه چیستی و چگونگی مبحث فایده گرایی در نظام اندیشه ای او ارجاعاتی فراهم شود و به سوالاتی چون سعادت چه کسی را باید مدنظر داشت: برخی مربوط به ماهیت وظیفه ی اخلاقی هستند، یعنی آیا باید همیشه سعی کنیم تا حداکثر ممکن سعادت را پدید آوریم یا اینکه وظیفه این است که براساس قواعدی زندگی کنیم که در اکثر موارد سبب افزایش سعادت می شوند، برخی مربوط به تعریف سعادت اندیشی سعادت عبارت است از برطرف شدن نیازها یا برآورده شدن علایق و منابع و یا داشتن لذت و بهره ی بسیار یا ارضای

امیال؟ وبا توجه به مبادله کیفیت و کمیت، پاسخ داده شود، بدین ترتیب بخش اول به بیان تعریف فایده گرایی و دستور العمل اساسی اصالت سود و مختصری از مبانی نظری و افکار این فیلسوف اخلاق می پردازد، در بخش دوم فایده گرایی کیفی از دیدگاه میل در مقابل فایده گرایی کمی نبتام که میل در جهت تصیح و تکمیل آن برآمده کاوش می شود در بخش سوم فایده گرایی عمل محور و قاعده محور و تفاوت گونه های فایده گرایی قاعده محور را بررسی نموده و در بخش چهارم فاعل و مسئولیت اصلی و اولیه هر فاعل اخلاقی و توجه به ملاک اخلاقی را از نظر می گذراینم.

و در بخش پنجم و پایانی فایده گرایی ایده آل و روانشناسانه و فایده گرایی لیبرال و در نهایت گزارش با بیان پاره ای از انتقادات و جمع بندی و نتیجه گیری موضوع پایان می پذیرد.

کلید واژگان:
جان استیوارن میل، سودگرایی- سودگرایی کیفی و کمی، سودگرایی ناظر به قاعده آرمانی، سودگرایی ناظر به قاعده واقعی، عمل محور، قاعده محور، نتیجه، لذت.

مقدمه:
آنچه میل به دنبالش بود روایتی بود از فایده گرایی که بتواند تذهیب اخلاقی و پیچیدگی فلسفس را با آزمونی عینی در مورد اخلاقی بودن هر عملی تلفیق کند و این تلفیق را در آموزه ای لذات عالی و دانی که اساساً روایتی ساخته و پرداخته ای از روایت پدرش بود یافت و این آموزه را بار نخست در کتاب «فایده گرایی» مطرح کرد، در این کتاب او این اندیشه را پیش کشید که آرمان گرایانی که به دنبال خیر بشر هستند باز به دنبال خیر خودشانند، اما لذتی از مرتبه ای بالاتر و انسان فرهیخته ای که با انتخابی میان لذتی مهذب چون شعر و لذتی خشن چون آبخو نوشی رو به روست همیشه آن لذت مهذب را ارجع میدارد، بنابراین او در ان عبارت مشهورش می نویسد: «بهتر آنکه سقراطی ناراضی باشی تا احمقی راضی».

میل به عدم کفایت و نارسایی روانشناسی مبتنی بر خودپرستی نبتام و اخلاقی که از آن نتیجه شد پی برد. میل گمان دارد فایده مرجع نهایی در مورد همه ی مسائل اخلاقی است، به شرطی که این فایده، فایده در وسیعترین معنایش باید که مبتنی بر منابع دائمی انسان در مقام موجودی پیشرفغت خواه است. فرش بر این است که اصل فایده معیار سنجش خوشبختی براساس واحد لذت و درد است تا بتوان ترجیهی عینی برای مداخله در درک و برداشت فرد از خیر خودش عرضه کرد. مجموعه اعمالی که خوشبختی را ارتقاء می دهند کاملاً ممکن است به ناچار آزادی فرد را قربانی خیر بزرگتر کل کنند. فایده گرایی نظریه ای پیامد گرایانه است: خوب یو بدی هر عملی در

پیامدهایی است که از نظر لذتع و درد دارد، اینکه گفته می شود دفتار من ربطی به شما ندارد هر چند ممکن است شما یا دیگرانی را پریشان خاطر کند، درواقع قائل شدن به استثنایی بر قاعده ی فایده است، میل می گوید ما نباید در کار فردی صرفاً به دلیل اینکه مست است دخالت کنیم، مگر آنکه مستی او بر دیگران اثر گذار باشد، مثلاً فرد شراب تیز متعهدی ممکن است از دیدن فردی مست چنان حالت بیزاری جسمانی پیدا کند که معادل دردی شدید باشد و کل جامعه ای که مخالف مصرف الکل

است ممکن است دست به اقداماتی علیه مصرف آن بزند تا بیشترین خوشی را برای بیشترین تعداد تامین کند، اما میل پاسخی فایده گرایانه به این هر دونکته و ایراد دارد. او با تاکید بر اینکه توسل او به فایده در وسیعتر ین معنایش است که مبتنی بر منافع دائمی انسان در مقام موجودی پیشرفت خواه است، آشکارا به همان روایت پدرش از آموزه ای فایده متوسل می شود تا روایت نبتام ، میل معتقد است اصل فایده سهم بزرگی در شکل دادن به آموزه های اخلاقی داشته است، حتی آموزه ی کسانی که با تحقیر تمام منکر اعتبار آن می شوند.

فایده گرایی
۱- «فایده گرایی» که معادل انگلیسی آن ریشه ای لاتینی به معنای سودمندی دارد، نظریه ای در فلسفه ی اخلاق است که برای انسان ها حداکثر سود عددی و کمی را توصیه می کند، از این رو این مکتب یک نظام ارزشی و شکلی از نتیجه گرایی و مطلق گرایی است، البته چیزی که مدنظر فایده گرایان است نه صرفاً سود و لذت که ممکن است خوشبختی یا سعادت باشد و حتی پاره ای دیگر از نظریه های فایده گرایی در جستجوی دیگر اهداف و ارزشها هستند. از این رو اگر تصور کنیم فایده گرایان همه به دنبال فایده یا سود و لذت بیشتر هستند ره به خطا برده ایم. میل در میان فایده گرایان از آن بابت معروف است که به شادی فرهنگی و معنوی به عنوان شادی ای فراتر و برتر از شادی جسمانی توجه نشان می دهد و در اثر معرفش با عنوان «فایده گرایی» از این بحث می کند که فایده گرایی مستلزم آن است که نظام سیاسی

«اصل آزادی» را تایید کند، یعنی هر فرد دارای حداقل آزادی ممکن باشد، البته تا جایی که به آزادی دیگران خللی وارد نکند و به این گونه این فرد بتواند شادی اش را به حداکثر برساند. فایده گرایی کلاسیک میل و نبتام تصوری گسترده از نتیجه گرایی را بوجود آورد. درنتیجه تعاریف درست از فایده گرایی و نتیجه گرایی و تفاوت میان این دو به هیچ عنوان مشخص نیستند و حتی بسیاری از فیلسوفان نیز نمی توانند این دو را به تمامی از یکدیگر جدا نمایند.

با دیگر سودگرایان می شود. میل از انسان دارای ساختهای اخلاقی اکتسابی و دارای ویژگی های ذاتی گزینش گری، «انسان چندبعدی» را به نمایش گذاشت، انسانی که به راحتی می تواند به وسیله ی آموزش به فضایل اخلاقی دست یابد و در عین آزاد بودن، اخلاقی باشد و بالاخره از ساطگار کردن اصالت فایده و لیبرالیسم ترکیب اخلاقی فایده گرایی کیفی را بوجود آورد، اخلاقی که از غنی سازی سودگرایی کلاسیک به وجود آمد. “منفعت برای انسان در نقش موجود مترقی” عبارتی است که نماینده ی نظام فکری ملبس به هنر میل است. پیش فرضهای میل انسان بسی والاتر از آن بود که انسان را موجودی لذت گرا و منفعل بپندارد. انسان از نظر میل،

موجودی مترقی و تابع نظام اخلاقی بود که «منفعت» در آن همتای «پیشرفت» است. میل در بیان پیچیده تری از منفعت با تاکیدی که بر شخصیت انسان داشت معنای گسترده تر را انتخاب کرد و از عناصر ترقی سخن گفت. تحلیل بیان پیچیده ی میل نشان می دهد که دانایی، آزادی و همدلی اجتماعی، عناصر اصلی پیشرفت هستند که هسته ی فایده گرایی ایده آل، فایده گرایی لیبرال و فایده گرایی روانشناسانه را تشکیل می دهند و به شکل فایده گرایی کیفی عرضه می شوند. میل با فایده گرایی کیفی که یه یک معنا معنوی است، چرا که در مقابل سودگرایی مادی که گمان دارد از همه چیز می توان محاسبه ی کمی داشت قرار دارد، از مفهوم خیر تقلیل یافته به بعد کمی دور شد ولی در همین دنیای انسانی خیر را جست. او با رجوع به فرد، رهیافتی جدا از دیگر سودگرایان پیش گرفت، هر چند خودگرایی میل این ضعف را داشت

که به صورتی انتزاعی، خرد بریده از جمع را تصور می کرد و میل متهم شد که مفهوم کامل پیوند داخلی موجودات اجتماعی را درست تشخیص نداده است. ولی او این امتیاز را داشت که به حقوق فردی پرداخت و یک اصل اساسی اخلاق یعنی «حق» را که در قالب فایده گرایی کیفی تعریف شده بود، روشن تر ساخت. اساس دستورات میل در این موضوع مانند کلیه ی تحقیقاتش حس و تجربه است و بنابراین مصلحت زندگانی را بنیاد اخلاق می داند و معتقد است که حس اخلاقی امری فطری نیست و به تجربه است.

۲- دستور عنل اساسی اصالت سود: “بیشترین شادکامی برای بیشترین یا خیر را برای همگان به حداکثر برسان”، این عبارت کشفی بزرگ بود که تصادفاً جرمی نبتام(۱۸۳۲-۱۷۴۸) پدر خوانده ی سودگرایان از خبروه ی جوزف پرستیلی به امانت گرفت و با این عبارت اصول نبتام در زمینه ی اخلاق به طور کلی معین شد. میل سودگرایی را گذشته از دکترین اخلاقی مورد قبول خود، تا حد مذهب که چیزی جز بهترین اخلاق بشری نیست می ستاید و از آنجایی که جرمی نبتام را به عنوان رهبر و راهنمای آموزه ی سودگرایی می شناسیم، همواره این آموزه شاخص و معیاری برای شناسایی اخلاق وی و چه بسا مایه ی تنویر افکار و نظرات آنها بوده است. میل به

عنوان کمی از مطرح ترین سودگرایان که در مکتب اخلاقی نبتام رشد یافته، به دنبال غنی سازی دو اصل منفعت نبتام با اصل فایده ای خود بود و به واسطه ی اصل فایده که اصل بنیادین اخلاق را اصل نمایی می داند درصدد است یک استاندارد اخلاقی یا به بیان دیگر معیاری برای سنجش درستی و نادرستی اعمال را با هدف مشخص کردن زندگی خوب در راه درست آن برای خود ارائه دهد و نام اصل فایده ی خود را تئوری خوشتی (Theory of happiness) می نهدو د لذت طلبی را بنیان نظریه اش قرار می دهد: «آن فلسفه ی زندگی که این نظزیه ی اخلاقی بر آن مبتنی است.»

این است که لذت و فراغت از درد، تنها چیزهای مطلوبی هستند که می توانند هدف آدمی باشند و همه ی چیزهای مطلوب. یا به این دلیل مطلوبند که لذتی در آنها نهفته یا چون می توانند پیله ای برای ارتقای لذت و پیشگیری از درد باشند. همچنین می گوید: آیینی که فایده یا اصل بیشترین شادکامی را بنیان خود قرار می دهد می گوید اعمال درستند اگر در جهت ارتقای شادکامی باشند و نادرستند اگر در جهت به بارآوردن تلخکامی باشند، منظور از شادکامی لذت است و نبودن درد و منظور از تلخکامی درد است و فقدان لذت. در اینجا صرفاً با آن نوع نظریه های نتیجه گرا شرو کار داریم که ارزش نگر نیز هستند و بر این باور استوارند که ارزش نتایج اعمال تعیین کننده ی درستی یا نادرستی آنهاست(موضعی غایت نگرانه). این اندیشه در ساده ترین شکلش گویای آن است که اعمالی را که بر این مقدور است سبک و سنگین کن، آنگاه علمی را انتخاب کن که بهترین نتایج را به بار می آورد در این صورت آن عمل از حیث اخلاقی درست خواهد بود.

نگاهی به مبانی جریان سودگرایی از دیدگاه جاتن استوارت میل

۱٫ چکیده
۲٫ مقدمه
۳٫ فایده گرایی
۴٫ دستورالعمل عمل اساسی اصالت سود
۵٫ فایده گرایی کیفی به عنوان آلتر نایتویی برای فایده گرایی کمی
۶٫ فایده گرایی عمل محور و قاعده محور
۷٫ تفاوت گونه های فایده گرایی
۸٫ فایده گرایی ناظر به قاعده ی واقعی و فایده گرایی ناظر به قاعده ی آرمانی
۹٫ نطریه های اخلاقی فاعل محور در مقابل نظریه های اخلاقی مثل محور یا نتیجه گرایانه
۱۰٫ فایده گرایی ایده آل
۱۱٫ فایده گرایی روان شناسانه
۱۲٫ فایده گرایی لیبرال
۱۳٫ چندین نقد بر اخلاق فایده گرایی جان استوارن میل و پاسخ میل به آن
۱۴٫ نتیجه گیری
۱۵٫ منابع

چکیده:
در این گزارش رسمی بر آن است که با بررسی اجمالی و گذرا بر ساختار اندیشه ی جان استیوارت میل و معرفت شناسی او نسبت به جایگاه چیستی و چگونگی مبحث فایده گرایی در نظام اندیشه ای او ارجاعاتی فراهم شود و به سوالاتی چون سعادت چه کسی را باید مدنظر داشت: برخی مربوط به ماهیت وظیفه ی اخلاقی هستند، یعنی آیا باید همیشه سعی کنیم تا حداکثر ممکن سعادت را پدید آوریم یا اینکه وظیفه این است که براساس قواعدی زندگی کنیم که در اکثر موارد سبب افزایش سعادت می شوند، برخی مربوط به تعریف سعادت اندیشی سعادت عبارت است از برطرف شدن نیازها یا برآورده شدن علایق و منابع و یا داشتن لذت و بهره ی بسیار یا ارضای امیال؟ وبا توجه به مبادله کیفیت و کمیت، پاسخ داده شود، بدین ترتیب بخش اول به بیان تعریف فایده گرایی و دستور العمل اساسی اصالت سود و مختصری از مبانی

نظری و افکار این فیلسوف اخلاق می پردازد، در بخش دوم فایده گرایی کیفی از دیدگاه میل در مقابل فایده گرایی کمی نبتام که میل در جهت تصیح و تکمیل آن برآمده کاوش می شود در بخش سوم فایده گرایی عمل محور و قاعده محور و تفاوت گونه های فایده گرایی قاعده محور را بررسی نموده و در بخش چهارم فاعل و مسئولیت اصلی و اولیه هر فاعل اخلاقی و توجه به ملاک اخلاقی را از نظر می گذراینم.
و در بخش پنجم و پایانی فایده گرایی ایده آل و روانشناسانه و فایده گرایی لیبرال و در نهایت گزارش با بیان پاره ای از انتقادات و جمع بندی و نتیجه گیری موضوع پایان می پذیرد.

کلید واژگان:
جان استیوارن میل، سودگرایی- سودگرایی کیفی و کمی، سودگرایی ناظر به قاعده آرمانی، سودگرایی ناظر به قاعده واقعی، عمل محور، قاعده محور، نتیجه، لذت.

مقدمه:
آنچه میل به دنبالش بود روایتی بود از فایده گرایی که بتواند تذهیب اخلاقی و پیچیدگی فلسفس را با آزمونی عینی در مورد اخلاقی بودن هر عملی تلفیق کند و این تلفیق را در آموزه ای لذات عالی و دانی که اساساً روایتی ساخته و پرداخته ای از روایت پدرش بود یافت و این آموزه را بار نخست در کتاب «فایده گرایی» مطرح کرد، در این کتاب او این اندیشه را پیش کشید که آرمان گرایانی که به دنبال خیر بشر هستند باز به دنبال خیر خودشانند، اما لذتی از مرتبه ای بالاتر و انسان فرهیخته ای که با انتخابی میان لذتی مهذب چون شعر و لذتی خشن چون آبخو نوشی رو به روست همیشه آن لذت مهذب را ارجع میدارد، بنابراین او در ان عبارت مشهورش می نویسد: «بهتر آنکه سقراطی ناراضی باشی تا احمقی راضی».

میل به عدم کفایت و نارسایی روانشناسی مبتنی بر خودپرستی نبتام و اخلاقی که از آن نتیجه شد پی برد. میل گمان دارد فایده مرجع نهایی در مورد همه ی مسائل اخلاقی است، به شرطی که این فایده، فایده در وسیعترین معنایش باید که مبتنی بر منابع دائمی انسان در مقام موجودی پیشرفغت خواه است. فرش بر این است که اصل فایده معیار سنجش خوشبختی براساس واحد لذت و درد است تا بتوان ترجیهی عینی برای مداخله در درک و برداشت فرد از خیر خودش عرضه کرد. مجموعه اعمالی که خوشبختی را ارتقاء می دهند کاملاً ممکن است به ناچار آزادی فرد را قربانی خیر بزرگتر کل کنند. فایده گرایی نظریه ای پیامد گرایانه است: خوب یو بدی هر عملی در پیامدهایی است که از نظر لذتع و درد دارد، اینکه گفته می شود دفتار من ربطی به شما ندارد هر چند ممکن است شما یا دیگرانی را پریشان خاطر کند، درواقع قائل

شدن به استثنایی بر قاعده ی فایده است، میل می گوید ما نباید در کار فردی صرفاً به دلیل اینکه مست است دخالت کنیم، مگر آنکه مستی او بر دیگران اثر گذار باشد، مثلاً فرد شراب تیز متعهدی ممکن است از دیدن فردی مست چنان حالت بیزاری جسمانی پیدا کند که معادل دردی شدید باشد و کل جامعه ای که مخالف مصرف الکل است ممکن است دست به اقداماتی علیه مصرف آن بزند تا بیشترین خوشی را برای بیشترین تعداد تامین کند، اما میل پاسخی فایده گرایانه به این هر دونکته و ایراد دارد. او با تاکید بر اینکه توسل او به فایده در وسیعتر ین معنایش است که مبتنی بر منافع دائمی انسان در مقام موجودی پیشرفت خواه است، آشکارا به همان روایت پدرش از آموزه ای فایده متوسل می شود تا روایت نبتام ، میل معتقد است اصل فایده سهم بزرگی در شکل دادن به آموزه های اخلاقی داشته است، حتی آموزه ی کسانی که با تحقیر تمام منکر اعتبار آن می شوند.

فایده گرایی
۱- «فایده گرایی» که معادل انگلیسی آن ریشه ای لاتینی به معنای سودمندی دارد، نظریه ای در فلسفه ی اخلاق است که برای انسان ها حداکثر سود عددی و کمی را توصیه می کند، از این رو این مکتب یک نظام ارزشی و شکلی از نتیجه گرایی و مطلق گرایی است، البته چیزی که مدنظر فایده گرایان است نه صرفاً سود و لذت که ممکن است خوشبختی یا سعادت باشد و حتی پاره ای دیگر از نظریه های فایده گرایی در جستجوی دیگر اهداف و ارزشها هستند. از این رو اگر تصور کنیم فایده گرایان همه به دنبال فایده یا سود و لذت بیشتر هستند ره به خطا برده ایم. میل در میان فایده گرایان از آن بابت معروف است که به شادی فرهنگی و معنوی به عنوان شادی ای

فراتر و برتر از شادی جسمانی توجه نشان می دهد و در اثر معرفش با عنوان «فایده گرایی» از این بحث می کند که فایده گرایی مستلزم آن است که نظام سیاسی «اصل آزادی» را تایید کند، یعنی هر فرد دارای حداقل آزادی ممکن باشد، البته تا جایی که به آزادی دیگران خللی وارد نکند و به این گونه این فرد بتواند شادی اش را به حداکثر برساند. فایده گرایی کلاسیک میل و نبتام تصوری گسترده از نتیجه گرایی را بوجود آورد. درنتیجه تعاریف درست از فایده گرایی و نتیجه گرایی و تفاوت میان این دو به هیچ عنوان مشخص نیستند و حتی بسیاری از فیلسوفان نیز نمی توانند این دو را به تمامی از یکدیگر جدا نمایند.

با دیگر سودگرایان می شود. میل از انسان دارای ساختهای اخلاقی اکتسابی و دارای ویژگی های ذاتی گزینش گری، «انسان چندبعدی» را به نمایش گذاشت، انسانی که به راحتی می تواند به وسیله ی آموزش به فضایل اخلاقی دست یابد و در عین آزاد بودن، اخلاقی باشد و بالاخره از ساطگار کردن اصالت فایده و لیبرالیسم ترکیب اخلاقی فایده گرایی کیفی را بوجود آورد، اخلاقی که از غنی سازی سودگرایی کلاسیک به وجود آمد. “منفعت برای انسان در نقش موجود مترقی” عبارتی است که نماینده ی نظام فکری ملبس به هنر میل است. پیش فرضهای میل انسان بسی والاتر از آن بود که انسان را موجودی لذت گرا و منفعل بپندارد. انسان از نظر میل،

موجودی مترقی و تابع نظام اخلاقی بود که «منفعت» در آن همتای «پیشرفت» است. میل در بیان پیچیده تری از منفعت با تاکیدی که بر شخصیت انسان داشت معنای گسترده تر را انتخاب کرد و از عناصر ترقی سخن گفت. تحلیل بیان پیچیده ی میل نشان می دهد که دانایی، آزادی و همدلی اجتماعی، عناصر اصلی پیشرفت هستند که هسته ی فایده گرایی ایده آل، فایده گرایی لیبرال و فایده گرایی روانشناسانه را تشکیل می دهند و به شکل فایده گرایی کیفی عرضه می شوند. میل با فایده گرایی کیفی که یه یک معنا معنوی است، چرا که در مقابل سودگرایی مادی که گمان دارد از همه چیز می توان محاسبه ی کمی داشت قرار دارد، از مفهوم خیر تقلیل یافته به بعد کمی دور شد ولی در همین دنیای انسانی خیر را جست. او با رجوع به فرد، رهیافتی جدا از دیگر سودگرایان پیش گرفت، هر چند خودگرایی میل این ضعف را داشت که به صورتی انتزاعی، خرد بریده از جمع را تصور می کرد و میل متهم شد که مفهوم کامل پیوند داخلی موجودات اجتماعی را درست تشخیص نداده است. ولی او این

امتیاز را داشت که به حقوق فردی پرداخت و یک اصل اساسی اخلاق یعنی «حق» را که در قالب فایده گرایی کیفی تعریف شده بود، روشن تر ساخت. اساس دستورات میل در این موضوع مانند کلیه ی تحقیقاتش حس و تجربه است و بنابراین مصلحت زندگانی را بنیاد اخلاق می داند و معتقد است که حس اخلاقی امری فطری نیست و به تجربه است.

۲- دستور عنل اساسی اصالت سود: “بیشترین شادکامی برای بیشترین یا خیر را برای همگان به حداکثر برسان”، این عبارت کشفی بزرگ بود که تصادفاً جرمی نبتام(۱۸۳۲-۱۷۴۸) پدر خوانده ی سودگرایان از خبروه ی جوزف پرستیلی به امانت گرفت و با این عبارت اصول نبتام در زمینه ی اخلاق به طور کلی معین شد. میل سودگرایی را گذشته از دکترین اخلاقی مورد قبول خود، تا حد مذهب که چیزی جز بهترین اخلاق بشری نیست می ستاید و از آنجایی که جرمی نبتام را به عنوان رهبر و راهنمای آموزه ی سودگرایی می شناسیم، همواره این آموزه شاخص و معیاری برای شناسایی اخلاق وی و چه بسا مایه ی تنویر افکار و نظرات آنها بوده است. میل به

عنوان کمی از مطرح ترین سودگرایان که در مکتب اخلاقی نبتام رشد یافته، به دنبال غنی سازی دو اصل منفعت نبتام با اصل فایده ای خود بود و به واسطه ی اصل فایده که اصل بنیادین اخلاق را اصل نمایی می داند درصدد است یک استاندارد اخلاقی یا به بیان دیگر معیاری برای سنجش درستی و نادرستی اعمال را با هدف مشخص کردن زندگی خوب در راه درست آن برای خود ارائه دهد و نام اصل فایده ی خود را تئوری خوشتی (Theory of happiness) می نهدو د لذت طلبی را بنیان نظریه اش قرار می دهد: «آن فلسفه ی زندگی که این نظزیه ی اخلاقی بر آن مبتنی است.»

این است که لذت و فراغت از درد، تنها چیزهای مطلوبی هستند که می توانند هدف آدمی باشند و همه ی چیزهای مطلوب. یا به این دلیل مطلوبند که لذتی در آنها نهفته یا چون می توانند پیله ای برای ارتقای لذت و پیشگیری از درد باشند. همچنین می گوید: آیینی که فایده یا اصل بیشترین شادکامی را بنیان خود قرار می دهد می گوید اعمال درستند اگر در جهت ارتقای شادکامی باشند و نادرستند اگر در جهت به بارآوردن تلخکامی باشند، منظور از شادکامی لذت است و نبودن درد و منظور از تلخکامی درد است و فقدان لذت. در اینجا صرفاً با آن نوع نظریه های نتیجه گرا شرو کار داریم که ارزش نگر نیز هستند و بر این باور استوارند که ارزش نتایج اعمال تعیین کننده ی درستی یا نادرستی آنهاست(موضعی غایت نگرانه). این اندیشه در ساده ترین شکلش گویای آن است که اعمالی را که بر این مقدور است سبک و سنگین کن، آنگاه علمی را انتخاب کن که بهترین نتایج را به بار می آورد در این صورت آن عمل از حیث اخلاقی درست خواهد بود.