فصل اول
كلياتي در راستاي شناسائي محصول و ارتباط منطقي آن با زنجيره توليد.
طرح توليد رنگهاي صنعتي و ساختماني :
تمركز روز افزون جمعيت جهان در شهرها و همچنين رشد عظيم جمعيت و افزايش فعاليتهاي اجتماعي و اقتصادي مربوط به آنها ، رشد پروژه هاي عظيم اقتصادي ، عمراني و . . . كه ملزم اين تحولات است . الزاماً باعث رشد مصرف مصالح ساختماني انواع رنگهاي صنعتي و ساختماني نيز مي شود ، خواهد بود.
رنگهاي صنعتي و ساختماني در گروه كالاهاي مصالح ساختماني ، صنعتي قرار مي گيرند ، بنابراين بازار مصرف بالقوه بسيار بالايي براي آنها وجود دارد ، لذا احداث واحدهايي جهت رفع نيازهاي مربوطه ضروري بنظر مي رسد .

رنگهاي صنعتي و ساختماني محدوده وسيعي از كالاها را در بر مي گيرد كه تنوع اين توليدات تفاوتهاي بسياري را در جنس ،‌شكل و خصوصيات آنها ايجاد مي كند كه بالطبع روشهاي ساخت گوناگوني را طلب مي كند .

از آنجا كه توليد تمامي انواع رنگ صنعتي و ساختماني به دليل تفاوت روشهاي ساخت آنها در يك واحد توليدي صنعتي بويژه درچهارچوب صنايع كوچك امكان ندارد ، طرح حاضر احداث واحدهايي كه عمده ترين انواع اينگونه كالاها را توليد مي نمايند مد نظر دارد .

مهمترين ويژگي هاي توليد رنگهاي صنعتي و ساختماني ماهيت كارگاهي ، ناپيوسته و سيكلي بودن آن است . محصولات از مواد مختلفي تشكيل شده كه هر يك از اين مخواد به فراخور نياز به روش مناسبي تهيه مي گردد و در نهايت با Mix كليه مواد با يكديگر محصول نهايي آماده مي گردد ، مواد به صورت ناپيوسته اما مداوم و سيكلي در يك يا چند مرحله توليد مي شود و پس از ساخته شدن انبار مي گردد .

در طرح حاضر جهت انجام محاسبات نمونه با توجه به حيطه فراگيري محصولات واحد ، هدف بهره گيري از حداكثر تنوع توليدات به منظور برخوردار بودن واحد از حداكثر انواع ماشين آلات و تجهيزات توليدي در چهار چوب حيطه فعاليت آن بوده است و بدينوسيله واحد بالقوه قادر به توليد طيف گسترده اي از رنگهاي صنعتي و ساختماني بر حسب انواع تقاضا خواهد بود ، اما در نهايت سرمايه گذاري هاي علاقمندان در اين صنعت مي تواند براي انواع محصولات و ظرفيت توليدي مورد نظر خود به افزايش يا كاهش و يا حذف انواع و يا تعداد برخي از ماشين آلات و تجهيزات توليدي اقدام نمايند اين امر اگر با دقت كارشناسي انجام گيرد تاثير بسيار ناچيزي در كارائي و شاخصهاي اقتصادي واحد خواهد داشت .
تعيين ظرفيت واحد براي انواع مختلف محصولات نمونه انتخاب مي شود ، بر اساس استفاده بهينه از توانايي هاي ماشين آلات و تجهيزات توليدي موجود انجام گرفته و تضمين مي كند اقتصادي ترين طريقه عملكرد واحد باشد .

مطالعات مالي و اقتصادي طرح با توجه به برآورد هزينه ها انجام خواهد شد و بر اساس نرخهاي متداول موجود و استعلام بعمل آمده از صاحبان صنايع و سازندگان ماشين آلات انجام مي شود وبا كمك نرم افزار كامپيوتري جمع بندي شده و ارائه خواهد شد كه نتايج طرح حاكي از سودآوري بالاي طرح ، حالت پايدار و شاخصهاي مطلوب اقتصادي آن خواهد بود .
ـ مشخصات فني محصول شكل ـ طبقه بندي ـ فرمول و . . .
ـ اصول اساسي
قدرت پوشانندگي و محافظت زمينه و يا تزئين زمينه دو خاصيت مهم يك روكش مي باشد . بسته به اينكه كاربرد نهايي روكش كجاست يكي از دو ويژگي فوق ممكن است مهم تر از ديگري باشد . براي مثال ، حفاظت يك پل فولادي چندين ميليون دلاري در مقابل خوردگي خيلي مهمتر از عامل تزئين كنندگي آن است .
روكشهاي تبديل پذير و تبديل ناپذير :
روكشها بسته به ماهيت خود معمولاً به حالت مايع بكار رفته وسپس به صورت يك فيلم جديد با درجه چسبندگي معين بر روي زمينه زيرين در مي آيند . روكشها به دو گروه اصلي تقسيم مي شوند : تبديل پذير و تبديل ناپذير .
روكشهاي تبديل ناپذير آنهايي هستند كه در طي فرآيند تشكيل فيلم در آنها برخي تغييرات شيميائي اتفاق مي افتد . تغييرات شيميائي مزبور موجب تبديل رنگپايه هاي پليمري به يك شبكه سه بعدي مي شوند . تغييرات فوق دائمي بوده و با حرارت و با اغلب حلالها نمي توان آن را به حالت اوليه برگرداند . شبكه شدن رنگپايه هاي پليمري فوق ممكن است از طريق مكانيسم اكسيداسيون ( مثل روغنها با رنگهاي الكيدي ) يا از طريق كاتاليزور ( مثل روكشها اوره ـ فرمالدئيد ) و مواد پخت كنده آميني ( مثل سيستهاي اپوكسي ) و يا بطور ساده توسط پرتوهاي UV انجام گيرد . در آينده همه انواع فيلمهاي سخت مورد بحث قرار خواهند گرفت .
تشكيل فيل لاتكس :
روكشهاي تبديل ناپذير آنهايي هستند كه تشكيل فيلم آنها بوسيله واكنشهاي شيميائي يا هر گونه تغيير ديگري انجام نمي گيرد بلكه آنها از طريق تبخير حلال يا مايعي كه در آن پخش شده اند فيلم تشكيل مي دهند و رنگپايه پلميري را به صورت فيلم برروي زمينه بر جا مي گذارد . تشكيل چنين فيلمهايي عموماً ماهيت پلاستيكهاي گرما نرم را دارد . از لحاظ قدمت ، لاكهاي نيتروسلولز مثالي از اين روكشها هستند كه با تبخير حلال فيلم تشكيل مي دهند . هر چه حلال بيشتر گردد غلظت رزين افزايش مي يابد . در اين مورد براي اينكه فيلم ماهيت يكوانختي داشته باشد سازگاري حلال باقيمانده با رزين مهم است ( رزين نبايد در محلول رسوب كند ) . به مرور زمان و با تبخير حلال يك فيلم نازك سفت و غلظ تشكيل مي گردد . اينكه چه موقعي فيلم حاصل به آخرين حد سختي خواهد رسيد به تمايل حلال براي ماندن در فيلم بستگي دارد . تشكيل فيلمي هموژن با مدت خشك شدن مناسب مشروط به انتخاب صحيح حلال است . بعداً گفته خواهد شد كه حلالهاي مختلف سرعتهاي تبخير و خواص حلاليتي متفاوتي دارند .

مفاهيم خاص ديگري در مورد تشكيل فيلم در رنگهاي لاتكس مي توان ملاحظه كرد . مكانيسم تشكيل فيلم توسط روكشهاي امولسيوني ، با سيستمهاي حلال مورد بحث در بالا كاملاً تفاوت دارد . يك لاتكس امولسيوني حاوي ذرات پلميري كلوئيدي ( معمولاً در اندازه هاي كوچكتر از ۵/۰ ميكرون ) است . كه توسط يك امولسيون كننده پوشيده مي شوند تا ذرات با

يكديگر جمع نشده و بهم نچسبد . به عبارت ديگر رنگهاي پايه لاتكسي پايدار مي شوند . همچنين ذرات با اندازه هاي فوق حركت برواني از خود نشان مي دهند . پس از بكاربردن بر روي رنگ لاتكس بر روي زمينه ، آب موجود شروع به تبخير از فيلم مرطوب مي كند . در نتيجه ذرات كلوئيدي پليمر به مرور غلظ تر مي شوند. سپس ذرات با يكديگر تماس پيدا نموده و متراكم مي شوند ، در اين حالت كماكان مقداري آب موجود دارد كه يا بايد تبخير گردد و يا جذب خلل و فرج ، سطح زيرين شود . در نهايت ذرات كاملاً به يكديگر چسبيده و به فيلمي به هم پيوسته و بدون حفرة خالي تبديل مي شوند .

 

هر چند كه اين فرايند در نگاه اول ساده به نظر مي رسد ، ولي چندين عامل از به هم چسبيدن ذرات و تشكيل يك فيلم به هم پيوسته محافظ جلوگيري مي كند . ابتدا بايد خود پليمر به اندازة كافي نرم بوده و دماي انتقال شيشه اي پاييني داشته باشد تا بتواند ذوب شود . بدين خاطر اكثر پليمرهاي پايه لاتكس به صورت كوپليمر مورد استفاده قرار مي گيرند كه معمولاً نرم تر از هموپليمرهاي مربوطه هستند ( اين موضوع بعداً‌مورد بررسي قرار خواهند گرفت ) . همچنين امكان افزايش مواد در هم آميزنده ( نرم كننده هاي موقت ) به فرمول بندي رنگ

وجود دارد . به علت اينكه آب بخار شود ، مواد در هم آميزنده فوق اثر نرم كنندگي خود را بر روي ذرات پلميري افزايش مي دهند و در كار چسبيدن انها به يكديگر را تسهيل مي كند .
نكتة مهم ديگر دماي كاربردي روكش هاي لاتكس مي باشد . در صورت پايين بودن دما ممكن است ذرات كلوئيدي سخت تر از آن باشند كه به هم بچسبند. همچنين اگر تعداي از ذرات پليمري لاتكس خيلي بزرگ باشند در تشكيل فيلم اشكال ايجاد مي كنند .

بلاخره فرمول ويژه خود رنگ مهم است . وجود رنگ دانة زياد در فرمول بندي رنگ در تشكيل فيلم پيوسته ، صاف ، و نرم مزاحمت ايجاد مي كند . در واقع هر گونه نابرابري و عدم تناسب افزودني ها در رنگ مي تواند بر تشكيل فيلم لاتكس اثر گذارد .
فيلم رنگ چه ويژگي هاي بايد داشته باشد ؟

كاربرد انواع روكش ها در موارد گوناگون خواص متنوعي از رنگ را مطرح مي كند . به عنوان مثال رنگ هايي كه در قسمت بيروني منازل به كار مي روند . بايد اساساً سرعت جذب و رفع رطوبت توسط چوب را كاهش دهند تا بدين ترتيب چوب عمر بيشتري داشته باشد . اين امر از تورم و انقباض چوب ، و از خم شدن آن و تأثيراتي از اين قبيل ممانعت مي كند . يك رنگ براي قسمت خارجي خانه نه تنها بايد فيلمي با قابليت انعطاف خوب داشته باشد بلكه بايد در شرايط محيطي انعطاف خود را حفظ كند . به عبارت ديگر رنگ بايد در برابر از دست دادن

نرم كننده ها ، يا ترد و شكننده شدن در نتيجه اكسيداسيون فيلم ، مقاومت باشد . يك فيلم رنگ قسمت خارجي خانه بايد قادر باشد خود را با انقباض و انبساط هاي معمولي زمينه فوق دهد .

از طرفي ديگر رنگهاي كه براي روكش اتومبيل ها مورد استفاده قرار مي گيرند بايد ويژگي هاي ديگري داشته باشند . اين روكش بايد خيلي غير قابل نفوذ باشد تا سطح آهن را از نفوذ اكسيژن وآب ( دوعامل تسريع كننده اي خوردگي) محافظت كند . همچنين فيلم بايد سطح را از لحاظ الكتريكي عايق كند تا گالوانيزسيون و جريان الكتريكي مورد نياز براي خوردگي كاهش يابد . آماده سازي سطح زمينه بسيار مهم است . در صورت تعمير رنگ ماشين ، سطح ان بايد از رنگ قبلي تميز گشته و فلز آن لخت گردد . البته روكش هاي اتومبيل بايد آهن زمينه در برابر برخورد با سنگريزه ها كار حفاظت را انجام دهد . ظاهر روكش نيز بسيار مهم است .رنگ بايد قادر به حفظ ظاهر شفاف خود باشد و از پايداري فام خوبي برخوردار باشد . در مورد تجهيزات اصلي يك خط توليد ، سرعت خشك شدن محصول مهم است تا سرعت توليد حفظ گردد .

به طور كلي بيشتر فيلم هاي ايجاد شده توسط رنگ براي اينكه عمر سرويس دهي خوب داشته باشند بايد تا حدودي سختي و انعطاف پذيري از خود نشان دهند . اگر رنگ پايه مصرف تنها يك هموپليمر باشد دو خاصيت متفاوت فوق به خوبي مشاهده نخواهد شد . از اين رو در خيلي از موارد كاربردي رنگ ، سيستم رنگ پاية مخلوط يعني كوپليمر ها يا ترپليمرها ، مورد استفاده قرار مي گيرند تا بين سختي و انعطاف پذيري فيلم هماهنگي بهتري حاصل شود .

رنگپايه ها :
رنگپايه اجزاي پلميري در فرمولبندي روكش هستند كه فيلم را حفظ مي كنند . در حقيقت رنگپايه ذرات رنگدانه را در فيلم با يكديگر نگه مي دارد . چنانچه روكشي رنگدانه يا رنگدانه يار نداشته باشد در اين صورت رنگپاية روكشي براق و شايد هم شفاف ايجاد مي كند . همانطور كه در قسمتهاي قبل گفته شد رنگپايه ها مي توانند تبديل پذير ( قابل مقايسه با گرماي سختها ) يا تبديل ناپذير ( قابل مقايسه با گرما نرم ها ) باشند .

۱- روغن هاي خشك :
روغن هاي خشك شونده :
به روغن هاي گفته مي شود كه اسيدهاي چرب آنان كه اغلب ۱۸ گزينه هستند داراي بندهاي دوگانة مجزا و مجاور هم بوده كه بنابراين زمان خشك سريعي داشته و به روغن هاي سخت نيز معروفند از روغن هاي خشك شونده مي توان تانگ يا چوب چيني ، اتيسيكا ، بذرك و كوچك آب داده و ساردين ( يا ماهي ) را نام برد .

نوع اسيد چرب تعدا كربن
ـ پلامتيك ۱۶
ـاستئاريك ۱۸
ـ اولئيك ۱۸
ـ ربسي نولئيك ۱۸
ـ لينولئيك ۱۸
ـ لينولئيك ۱۸
ـ لبسائيك ۱۸

روغنهاي نيمه خشك شونده
ـ پلاتيك ۱۶
استئاريك ۱۸
اولئيك ۱۸
لينولئيك ۱۸
روغنهاي طبيعي به مدت صدها سال به عنوان تشكيل دهنده فيلم و رنگپايه در ساخت رنگ مصرف مي شدند . روغنهاي خشك كن ، روغنهاي گياهي يا روغن ماهي هستند .
در تري گليسريدهاي فوق اسيدهاي چرب اشباع شده ، اشباع نشده و پلي اشباع نشده وجود دارند . مثالهايي از انواع اين اسيدها چرب عبارتند از :
كاپريليك اسيد
كاپريك اسيد
لائوريك اسيد
مايرنتيك اسيد
پالميتيك اسيد
استئاريك اسيد
روغنهاي تري گليسيردي كه اسيدهاي چرب اشباع شده زياد دارند به هنگام قرارگيري در معرض هوا فيلم تشكيل نمي دهند و روغنهاي خشك نشونده نلميده مي شوند . اين روغنها در رنگها فقط به صورت مخلوط با روغنهاي خشك كن مصرف مي شوند . اسيدهاي چرب اشباع نشده ، مخصوصاً پلي اشباع نشده ، به تنهايي عمل خشك كردن روغن را انجام داده و فيلم تشكيل مي دهند ( اسيد چرب پلي نشده اسيدي است كه بيش از يك پيوند اشباع نشده دارد). روغنهاي خشك كن از طريق تشكيل پيوندهاي عرضي اكسيداسيون در بين اجزاء پلي اشباع نشده انواع ملكولهاي تري گليسريد ، فيلم تشكيل مي دهند .

روغنهاي خشك كننده به خاطر دارا بودن ساختار متفاوت فيلمهائي با خواص متفاوت تشكيل مي دهند . روغن بذرك ، روغن تونگ ، روغن درخت گردوي آمريكايي ، و روغن ماهي مثالهايي از روغنهاي خشك شونده هستند كه مصرف عام دارند ، وقتي كه يك خشك كن ( معمولاً صابون كبالت ، منگنز يا سرب ) به اين روغنها افزوده مي شود و در مقابل هوا قرار مي گيرند به سرعت فيلم تشكيل مي دهند .

۲ـ رنگپايه هاي اولئورزيني :
اين رنگپايه ها در ساخت جلاها بكار مي روند و از پخت نمودن ميزان معيني از روغن طبيعي خشك شونده با مقدار معيني از رزين در يك راكتور بزرگ بدست مي آيند . فرآيند پخت جرم مولكولي را افزايش داده و مجب سازگاري روغن و رزين مي گردد . بين روغن و رزين نوعي كوپليمر تشكيل مي شود . در ضمن اين محصول در يك حلال رقيق و آبكي قابل حل خواهد شد . پس از فرآيند پخت ، محصول اولئورزيني توسط يك حلال رقيق مي گردد . )

ـ طول روغن : بسياري از خواص نهايي جلا با نسبت روغن به رزين تعيين مي گردد . اگر نسبت روغن به رزين بالا باشد سرعت خشك شدن كند شده نرمي بيشتر مي شود ، انعطاف پذيري بالا رفته و درخشندگي كاهش مي يابد . چنانچه نسبت روغن به رزين كم باشد سرعت خشك شدن ،‌سفتي و نيز درخشندگي افزايش مي يابد .
ـ انواع رزينها : در ساخت جلاهاي اولئورزيني انواع گوناگوني از رزينها مورد استفاده قرار مي گيرند . اين رزينها عبارتند از :

ـ رزينهاي پلي ترين .
ـ رزينهاي پتروليوم
ـ رزينهاي كومارن ايندن
ـ كلوفانهاي صمغ

ـ كلوفانهاي چوب
ـ كلوفانهاي روغن تال
ـ كلوفانهاي صابوني
ـ استرهاي كلوفاني
ـ رزينهاي فنوليك نوالاك
ـ رزينهاي فنوليك بهبود يافته باكلوفان
۳ـ آلكيدرزينها :
اين رزينها از واكنش يك اسيد چند ظرفيتي با يك پلي ال و يك اسيد چرب يك ظرفيتي ( يا روغن ) بدست مي آيند . كلمه آلكيد از دو بخش ‹‹ ال ›› يعني الكل و ‹‹ كيده ›› كه از اسيد گرفته شده تشكيل گرديده است .

معمولترين مثال براي آلكيد رزين واكنش پليمريزاسيون تراكمي گليسرين ، انيدريد فتاليك واسيد چرب ميباشد . گليسرين با سه گروه هيدروكسيل سه عاملي و انيدريد فتاليك دو عاملي شناخته مي شوند . لذا واكنش پليمريزاسيون تراكمي اين دو ماده قبل از كامل شدن واكنش تراكمي مي تواند ژل شود . ولي با افزايش يك اسيد چرب يك ظرفيتي ، تشكيل پليمري تقريباً خطي امكانپذير مي گردد . چنانچه ميزان اسيد چرب كافي باشد پليمر فوق در حلالهاي آليفاتيك قابل حل مي گردد . هر چند كه در توليد آلكيد رزينها انيدريد فتاليك به عنوان اسيد چند ظرفيتي از بقيه اسيدها رايج تر است اما اسيدهاي زير نيز مورد استفاده قرار مي گيرند

.
ـ ايزوفتاليك اسيد
ـ ترفتاليك
ـ تري ملتيك انيدريد
ـ مالئيك انيدريد

عيب كاربرد الكيدها آن است كه فيلم آنها فاقد مقاومت شيميائي است . الكيدها و پلي استرهاي اصلاح شده ، نمي تواند مقاومت قليايي بالايي داشته باشند ( از طريق هيدروليز تجزيه مي شوند ) . آلكيدهاي رايج بسته به حلالهاي آلي كه دارند ممكن است مسائل آلودگي محيط زيست نيز ايجاد كنند .
۴ـ اكريليكها :

اين گروه رنگپايه از سال ۱۹۵۰ خيلي رايج شده است . يكي از دلايل كاربرد زياد آنها شفافيت ذاتي ، پايداري و مقاومت در برابر زرد شدن مي باشد . اكريليكها هم در روكشهاي پايه حلالي و هم در رنگهاي لاتكس مقبوليت زيادي كسب كرده اند . پليمرهاي اكريليك يكي از پر مصرف ترين رنگپايه ها در صنعت روكش هستند .
۵ـ رزينهاي وينيل :

در صنعت روكش معمولاً رزينهاي وينيلي اشاره به پلي وينيل استات و پلي وينيل كلرايد دارند . امروزه پلي وينيل استات در رنگهاي لاتكس داخلي و بيروني كاربرد زيادي دارد . اغلب هموپليمرهاي وينيل استات كه از طريق فرآيند امولسيون پليمريزه مي گردند به تنهايي قادر به مجتمع نمون ذرات كلوئيدي لاتكس در دماهاي معمولي در يك فيلم پيوسته نيستند . از اين رو اكثر امولسيونهاي پلي وينيل استات را كه در صنعت رنگ مصرف مي شوند با منومر نرم كننده ديگري مانند دي بوتيل مالئات ، ۲ـ اتيل هگزيل اكريلات ، ۸ـ بوتيل اكريلات ، دي بوتيل فومارات ، ايزو دودسيل اكريلات ، يا اتيل الكريلات صورت كوپليمر در مي آروند . كوپليمر هاي وينيل استات ـ اتلين نيز كه با پليمريزاسيون تحت فشار توليد مي شوند در رنگها مصرف مي شوند .

۶ـ رنگپايه استايرن ـ بوتادي ان :
اين پليمرها در مواردي مثل رنگهاي لاتكس داخل خانه ها مورد استفاده قرار مي گيرند . منومر اصلي ‹‹ استايرن ›› مي تواند بوسيله فرايند محلول ، امولسيون يا سوسپانسيون پلميزه شود . درست همانند ساير پلميرهايي كه قبلاً توضيح داده شدند ( PMMA,PVAC, PVC ) . هموپليمرهاي استايرن به سختي قادر به تشكيل يك فيلم پيوسته از يك لاتكس هستند .
۷ـ رزينهاي پلي اورتان :

بسياري از جلاها بر پايه اين رزينها قرار دارند چون از لحاظ خصوصيات چقرمه اند ، قابليت انعطاف دارند ، مقاومت زياد در برابر خوردگي دارند ، به فيلم چسبندگي خوبي مي دهند و در ضمن توانايي سفت شدن در حرارت بالا را دارند .

نوع تغيير يافته با روغن:
اين نوع جلاها بر پايه پلي اورتان اصلاح شده با الكيد قرار دارند . اينگونه سيستمها را اغلب ‹‹ پلي اورتان ـ آلكيدها ›› يا به طور ساده تر ‹‹ اورآلكيد ›› نيز مي نامند .
پري پلميرهاي پخت شونده با رطوبت :

اينها سيستمهاي پلي اورتن تك بسته اي هستند كه وقتي در معرض رطوبت موجود در هوا قرار مي گيرند پخت مي شوند .
ايزوسياناتهاي بلوكه شده :
در اين سيستم ، يك پلي ال در سيستمي بسته با دي ايزوسياناتي مثل TDIواكنش مي دهد تا محصول افزايش با ايزوسيانات تشكيل شود .
۸ ـ پخت هاي كه رطوبت كاتاليست آنهاست :

اين فرآيند شبيه سيستم تك بسته اي قابل پخت با رطوبت است كه قبلاً توضيح داده شد ، با اين تفاوت كه در اين سيستم يك كاتاليزور آمين نوع سوم مثل N و –N دي متيل اتانل آمين را درست قبل از استفاده افزوده مي شود تا زمان پخت كوتاهتر شده و دانسيته پيوندهاي عرضي افزايش يابد و مقاومت شيميائي فيلم بهتر گردد .
۹ـ سيستم هاي دو جزئي :

اين سيستم ها ، سيستم پلي اورتان دو بسته اي مي باشند . يكي از بسته ها حاوي ايزوسيانات با فراريت كم مي باشد كه ممكن است پلي ايزوسيان اورات باشد .
۱۰ـ رزين هاي اپوكسي :

تقريباً نصف رزينهاي اپوكسي توليد شده در امريكا در صنعت روكش مصرف مي گردد . دلائل كاربرد زياد رزين هاي اپوكسي ، مقاومت شيميائي زياد ، استحكام چسبندگي زياد فيلم آنها و توانائي چقرمه شدن در عين انعطاف پذيري مي باشد .
۱۱ـ آمينورزينها :
اين اصطلاح عموماً براي رزين هاي اوره ـ فرمالدئيد ( U F ) و ملامين فرمالدئيد ( MF ) به كار مي رود كه در صنعت روكش به عنوان رنگ پايه مورد استفاده قرار مي گيرند . يكي از كاربردهاي معمول اين روكش ها در ظروف آشپزخانه و كابينت هاي فلزي ، قطعات فلزي و غير مي باشد .

۱۲ـ رنگپايه هاي سلولزي :
اين رنگ پايه ها اساساً در لاك ها مورد استفاده قرار مي گيرند . علت مصرف آنها براي اين منظور آن است كه كليه مزاياي يك لاك را مثل سرعت خشك شدن در دماي معمولي و عمر نامحدود نشان مي دهند .
حلالها :
۱ـ مقدّمه :
يكي ديگر از مهمترين اجزائي فرمولبندي رنگها وروكشها حلالها مي باشند . حلال محمل سيالي است كه رنگپايه را در خود حل نموده و امكان تشكيل فيلمي مرطوب از رنگ پايه را بر روي سطح زمينه فراهم مي كند ، سپس حلال تبخير مي شود و فيلم جامد محافظ را باقي مي گذارد . در مورد روكش هاي تبديل ناپذير ، تشكيل فيلم منحصراً به تبخير حلال بستگي دارد . البته در مورد روكش هاي تبديل پذير نيز حلالها به منظور اعمال رنگپايه بر روي سطح به كار مي روند ؛ در هر حال فراريت حلال در اينجا يكي از شرايط ضروري جهت ايجاد يك فيلم سخت و محافظ و مفيد مي باشد .

۲ـ خواص مهم :
شش خاصيت مهم زيرپارامتهاي هستند كه بايد در انخاب يك حلال مد نظر قرار گيرند .
۱- حلاليت
۲- فراريت
۳- بو
۴- سمي بودن
۵- آتشگيري
۶- قيمت
ساختمان شيميائي يك حلال قدرت انحلال رزين انتخابي را تعيين مي كند .
۳ـ حلالهاي هيدروكربني :

اين گروه معمولترين حلالهايي هستند كه در رنگها به كار برده مي شوند . حلالهاي هيدروكربني سه دسته از تركيبات را شامل مي شوند : پارافين ها ، نفتنها و آروماتيك ها . اغلب حلالهاي H.C ( هيدروكربني ) كه امروزه در صنعت رنگ سازي به كار مي روند ماهيتاً آليفاتيك هستند كه معمولاً نرمال پارافين ها و ايزوپارافين ها را شامل مي شوند . بعضي از حلالهاي H .C نيز كسري از نفتنها ( پارافين هاي حلقوي ) و آروماتيك ها را دارند كه قدرت حلاليت آنها را بهبود مي بخشد ، ولي مسئلة بو را زياد مي كنند .
۴ـ حلالهاي آروماتيك :
اين حلالها اساساً حاوي اجزاي آروماتيك مانند تولوئن و زايلن هستند . معمولاً اين حلالها به صورت مخلوط با ساير حلالها مورد استفاده قرار مي گيرند .

۵ـ حلالهاي استري :
اين حلالها معمولاً بوي شيرين و مطبوع دارند ، مانند متيل استات ، اتيل استات و بوتيل استات . اين حلالها معمولاً به انحلال رنگ پايه هاي مانند استات سولز كمك مي كنند .
۶ـ كيتونها :
اين حلالها از قدرت حلاليت قوي تري برخوردارند . مثالهايي از اين گروه مي تواند متيل كتون (MEK ) ، متيل ايزوبوتيل كتون (MIBK ) واستن باشد .
۷ـ الكلها :
اين حلالها معمولاً در مخلوطهاي حلالي مشترك بكار مي روند ، متانول ( الكل چوب ) فرارترين آنهاست ( براي بسياري از كاربردهاي رنگ بسيار سمي و فرار است ) . وقتي اين حلال با نيتروسلولز بكار مي رود قدرت حلاليت خوبي نشان مي دهد .
۸ـ ترپن ها :
مصرف اين حلايها به خاطر گران تر بودن رو به كاهش است . اين حلالها اغلب از چوب درخت كاج بدست مي آيند .

رنگدانه ها
۱ـ مقدمه :
رنگدانه به منظور ايجاد رنگ مطلوب به اميزه افزوده مي شود . رنگدانه هاي سفيد با انعكاس تمام طول موجهاي نور مرئي ظاهر سفيدي به آميزه مي بخشند . رنگدانه هاي سياه تمامي طول موجها را بطور يكسان جذب مي كنند . از طرف ديگر يك رنگدانه خاص ، از طريق جذب انتخابي و انعكس مقاومت طيف نور مرئي رنگ مطلوب را ايجاد مي كند .
۲ـ رنگدانه هاي سفيد :

اين رنگ دانه ها بدون رنگ هستند ، به عبارت ديگر هيچ طول موجي از نور را جذب نمي كنند . در حقيقت وقتي خيلي از ذرات اين رنگدانه ها براي تشكيل يك ماده جامد با هم مخلوط مي شوند و توده اي هموژن درست مي كنند ، بايد حالت روشن داشته باشند نه سفيد . رنگ سفيد ناشي از انعكاس نور و نفوذ نور منعكس شده به سطح تماس ذرات با زمينه پلميري مي باشد . هر چه ذرات كوچكتر باشند و بين ضريبهاي شكست ذرات رنگدانه و زمينه پلميري اختلاف بيشتري باشد شئي سفيدتر به نظر مي آيد .

۳ـ رنگدانه هاي سياه :
اين رنگ دانه ها تمامي طول موجهاي نور مرئي را جذب مي كنند . معمولترين رنگدانه سياهي كه مصرف مي شود دوده است . البته از لحاظ پخش شوندگي يكي از مشكل ترين رنگدانه ها مي باشد .

۴ـ رنگدانه قرمز ( طول موج nm610ـ۷۰۰ ) :
اكسيد آهن قرمز شايد معمولترين رنگدانه قرمز معدني باشد كه در رنگها مصرف مي شود ، چون اين رنگدانه معدني پايداري حرارتي و نوري عالي نشان مي دهد . ولي به خاطر داشتن وزن مخصوص نسبتاً بالا مسئله ته نشين شدن را دارد .
۵ـ رنگدانه نارنجي ( طول موج nm610 ـ۵۹۰) :
رنگدانه هاي نارنجي معدني نيز مانند رنگدانه هاي قرمز معدني ، پايداري نور بهتري دارند و به همين دليل مصرف مي شوند . اين نوع رنگدانه هاي معدني عبارتند از : نارنجي كروم و نارنجي موليبدات ( مخلوطي از كرومات سرب ، مولبيدات سرب و سولفات سرب ) . عيب عمده اين رنگدانه ها سمي بودن بسيار زياد آنهاست كه مصرف آنها را محدود مي كند .