چکیده:
در گذشته شکل گیری بافتهای شهری با توجه به نیازهای زمانی- مکانی و شاخصه های فرهنگی- هویتی دوره خود بوده، و طبعاً این شکل گیری در زمان خود بسیار مطلوب و موجبات آسایش ساکنین را فراهم آورده بود، ولی با گذشت زمان و به وجود آمدن تکنولوژیهای نوین، و پیشرفت انسان به سوی زندگی ماشینی، این بافتها که زمانی خود از مطلوبترین زیستگاه های شهری بوده اند مبدل به بافتهای فرسوده گردیده اند، بافتهای فرسوده به قسمتی از شهر اطلاق می گردد که ارزشهای زندگی شهروندی آن کاهش یافته و ساکنین آن از شرایط زندگی در محل خود رضایت نداشته و نیازهای اساسی آنان (نیازهای خدماتی و فرهنگی) برآورده نمی گردد. این فرسودگیهای طبیعی عناصر و اجزای شهری در صورت عدم بهسازی به موقع، در اوقات بحران اثرات مخرب شدیدی بر انسان و محیط در پی خواهد داشت و از آنجا که تحقق عدالت اجتماعی، ایجاد و شکل گیری محیط زیست امن و مطلوب از اهداف کلان چشم انداز کشور است، می طلبد با نگاهی ویژه به بهسازی و نوسازی این بافتها توجه نمائیم. این مقاله که حاصل مشاهدات عینی و تحقیقات کتابخانه ای است به صورت توصیفی- تحلیلی به تشریح موضوع پرداخته و قصد دارد با ارائه نتایج کاربردی راه حلی عملی در راستای نیل به اهداف پایداری و اصلاح بافتهای فرسوده با رویکردی بحران محور و تطبیقی ارائه نمایدو در مقایسه با کشورهای توسعه یافته، در نهایت به این نتیجه رسید که باید تمام جوانب آن نظیر بافت اجتماعی و فرهنگی شکل گرفته در این بافتها مشارکت مردم را در تمامی مراحل اعم از برنامه ریزی و اجرا را در نظر بگیرد.

کلمات کلیدی: بافت فرسوده، بهسازی، مدیریت بحران،مدیریت شهری، نگرش نوسازانه

.۱ مقدمه:

.۱ هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی

.۲ کارشناسی ارشد مدیریت شهری، دانشگاه علامه طبا طبایی، afsheen.rasouli441@gmail.com .3 کارشناسی ارشد مدیریت شهری، دانشگاه علامه طبا طبایی

از مطالعه دیدگاه های نظری عمده راجع به بخشهای قدیمی بافتهای فرسوده شهری چنین برمیآید که بافتهای فرسوده شهری دارای تعریف یکسان نبوده و ممکنست از نقطه ای به نقطه دیگر و در دوره های زمانی مختلف با یکدیگربه لحاظ منشاء تشکیل فرق داشته باشد.[۱] همچنین، فرسودگی بافت های شهری صرفا بعد فیزیکی نداشته، بلکه ابعاد اجتماعی- اقتصادی آن دارای اهمیت بیش تری هستند. بحث احیای بافتهای فرسوده شهری به مفهوم امروزین آن، مربوط به اواخر قرن نوزدهم و قرن بیستم به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم مربوط میشود. فرایند صنعتی شدن، موجب رشد سریع شهرنشینی و ازدحام جمعیت در شهرها گردید که به تدریج شرایط زندگی را در آن ها سخت و مشکلتر نمود. ظهور اتومبیل و استفاده گسترده از آن که فاصله ها را کاهش داد، سبب گردید که به تدریج گروههای مرفه و متوسط اجتماعی از سکونت در محلات شلوغ و پـر ازدحام در قسمت های داخلی شهر (Inner City) دست شسته و به حومههای خلوت و خوش آب و هوا روی آورند و در مقابل، گروههای اجتماعی کم درآمد جایگزین آنها شوند [۲]بافت های فرسوده شهری صرف نظر از اینکه تفاوت هایی با هم دارند همگی محصول کم توجهی مدیریت شهری در سطح کلان و سازمانها و نهاهای مرتبط در سطح میانی و نا آگاهی های ساکنان در سطح خرد هستند که در گذر زمان آنها را به عرصه های ناپایدار از لحاظ کالبدی و ناامن از نظر اجتماعی تبدیل می کنند. این بخش از بافت شهرها دارای منزلت اجتماعی پایین تری نسبت به سایر بافت ها هستند زیرا از کمبود سرانه های خدماتی رنج می برند و به دلیل کیفیت پایین زندگی در بخش هایی از آنها، تبدیل به محل سکونت اقشار محروم و مهاجران شده اند که نهایتا آنها را تبدیل به مکانهایی با ناهنجاریهای متعدد نموده است. از طرفی از آنجایی که شهرها در بستر ناملایمات طبیعت واقع شده اند و از بلایای طبیعی آن بی بهره نیستنداین بافت ها نیز از این مصیبت ها نه تنها بی بهره نبوده بلکه به میزان بسیار بیشتری از سایر قسمت های یک شهر آسیب پذیرترند. این مساله مدیریت بحران در برخورد با این نواحی را بیشتر دچار مشکل می کند، چرا که همواره آموزش های همگانی و فراهم کردن تسهیلات لازم از سوی نهاد های دولتی در مواجهه با تمامی ابعاد بحران در این نواحی هم به دلیل فقر فرهنگی و اقتصادی و هم به دلیل نبود زیر ساخت های لازم ازجمله حداقل دسترسی ها، سبب شده که در برابر حوادث انسانی و طبیعی پذیرا تر باشند. آنچه در کشور ما در امر مداخله مدیریت بحران و بهسازی بافت های فرسوده را با مشکل روبه رو کرده است، فقدان یک استراتژی مشخص متکی به شناسایی گونه های بافت فرسوده و عزم جدی مدیریت شهری برای نوسازی و بهسازی آنها و هچنین عدم مشارکت ساکنان بافت های فرسوده در تمامی مراحل طرح های شهری است[۳]. به نظر میرسد مدیریت شهری و به طور خاص مدیریت بحران برای رسیدن به فرایند مطلوب نوسازی شهری باید با مستند سازی تجربیات موفق و ناموفق گذشته و درس گرفتن از آنها و با بکارگیری روشهای توانمند سازی و ظرفیت سازی در ساکنان محلات بافت فرسوده، در جهت جلب مشارکت آنها در همه مراحل طرح براید، تا بتوان نیازسنجی و برنامه ریزی و اجرای طرح ها را براساس نیازهای واقعی ذی نفعان فرایند بهسازی شهری را پیش برد، هم چنین از این نیرو و توان بالقوه در جهت

پیشبرد اهداف مدیریت بحران در تمام ابعاد آن (قبل از بحران، در حین بحران و پس از بحران) استفاده کرد. [۴]

.۲ بیان مساله:

از جمله مشکلات حاد مدیریتی در مدیریت بحران در کشور می توان به وجود مساله فرسودگی بخش قابل توجهی از بافت های مسکونی شهری موجود اشاره نمود. برابر بررسی های به عمل آمده با توجه به شاخص های شورای عالی معماری و شهرسازی به طور متوسط حدود ده درصد سطح شهرها شامل بافت های فرسوده است. [۵] ویژگی های عمومی که بافت فرسوده را در بخش کالبدی مورد توجه قررار می دهند عبارت اند از ریز دانگی، ناپایداری، نفوذ ناپذیری. ولی باید به این نکته توجه کرد که این بافت ها ویژگی های دیگری نظیر

– کمبود یا فقدان تاسیسات زیر بنایی
– دسترسی نداشتن بخاطر عرض کم معابر

– مشکلات خدمات رسانی در مواقع بحران نظیر آتش نشانی

– تخریب پذیری بالا در مواقع بحران
– مشکلات زیست محیطی و بالا بودن حجم آلودگی در این مناطق
– فقر بالا و محرومیت ساکنان این نواحی

– سرانه کم خدمات شهری

– تراکم بالای جمعیت

– معضلات اجتماعی و امنیت پایین ارزش پایین زمین[۶]

این عوامل دست به دست هم می دهد و فضایی را پدید می آورد که در آن نسبت به سایر نقاط شهری جرم پذیری بیشتری را دارد. با کوچکترین زلزله ها بنا به طور کامل از بین می رود. عریض نبودن معابر در مواقع بحران امداد رسانی را با مشکلی بسیار جدی روبه رو می کند. نبود زیر ساختها یا زیر ساختهای قدیمی و فرسوده در مواقع بحران بر دامنه مشکلات می افزایند. وجود معضلات اجتماعی و فقر بالای این نواحی، توان مشارکت این افراد را در مواقع بحران که می توانند به عنوان نیروهای محلی (شناختی کافی از مناطق دارند) در کنار نیروهای امدادی باشند را سلب می کند.سطح پایین تحصیلات در این نواحی انگیزه های آنها برای سرمایه گذاری در بخش های مختلف نظیر زیر ساخت ها محدود می کند. امروزه در کلانشهر تهران نیز در اثر عدم هماهنگی بین افزایش جمعیت و، رشد کالبدی و نیازهای ساکنان با رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی و زیر ساختهای مناسب برای اسکان مناسب، با پاره ای از بافت های شهری مواجه هستیم که فرسوده و ناکار آمد گشته اند. در کنار عوامل فوق، عوامل مدیریتی قابل توجه در بافت های فرسوده نیز بر دامنه مشکلات افزوده

است با نگاهی گذرا به اقدامات انجام پذیرفته در حوزه نوسازی و نیز وضع موجود بافتهای فرسوده شهر تهران، مشاهده می شود که دلایل مدیریتی نیز به بروز مسائل و مشکلات این قبیل بافتها دامن زده است.[۷]

این پهنه های فرسوده وسیع نه کارایی کالبدی مناسب را برای سکونت و فعالیت فراهم می آورند و نه زمینه رشد و توسعه منطقه را در طولانی مدت ایجاد می کنند.از آنجایی که در این مناطق مدیریت بحران به دلیل معضلات متعدد موجود در آنها به یکی از اولویت های مسئولان شهری تبدیل شده است، شاهد آن هستیم که طرح های نوسازی در جهت فراهم کردن زمینه های آشنایی ساکنان بافت فرسوده با امور بحرانی که متوجه این نواحی است با چندین سال تداوم غالبا متکی بر منابع و حمایت هایی است که از سوی دولت صورت می گیرد و بر اساس تجربه بیم آن می رود که این برنامه ها با چنین روندی سالها به طول بینجامد. حال آنکه مدیریت شهری به عنوان مسئول بهبود شرایط زندگی تمامی کنشگران شهری و مدیریت بحران در نقش حامی کنشگران در تمامی ابعاد بحران، باید با اتخاذ رویکردی پویا، قدمی روبه جلو برای حیات بخشی به بافت های فرسوده بردارد. و یا با مشارکت در سیکل معیوب موجود، به ادامه روند شکست خورده فعلی کمک کند[۸]

.۳ مبانی نظری:

رویکرد توسعه درون زای شهری با استفاده ازمشارکت مردم درادبیات برنامه ریزی شهری سابقه ای نسبتا طولانی دارد لیکن در کشورایران آنطورکه شایسته است ملاک عمل قرار نگرفته است. لذا تبیین وتشریح ساختار فکری و چارچوب محتوایی و عملیاتی آن میتواند گام نخست درجهت ارزیابی تطبیقی این رویکرد دربهسازی ونوسازی بافت فرسوده شهری باشد ازاینرو درمقاله حاضربا استفاده ازروش تحقیق توصیفی برپایه رجوع به اسناد معتبرعلمی و استناد به طرحهای در حال انجام در این زمینه تلاش میشود تا در رویه ای توصیفی سازوکارهای مداخلاتی مورد شناخت و باز بینی قرار گیرد و اصول مشارکتی جامعه محورتعیین گردد.وسپس با بهره گیری از روش تحقیق تطبیقی منابع و مواد تحقیق وتطبیق آنها با نمونه موردی قانون سامانده ی وحمایت از تولید و عرضه مسکن به بهسازی ونوسازی بافتهای فرسوده شهری، نوع و چگونگی به کارگیری معیارها،مولفه ها و شاخصهای مورد شناخت و کار بست قرار خواهد گرفت.

۱,۳٫ نوسازی:

نوسازی مفهومی است که در کل، معادل فرایندی برای دگرگونی جامعه به کار میرود. اصطلاح نوسازی برای تحیلیل مجموعه پیچیدهای از تحولاتی که در همه زمینهها برای انتقال از جامعه سنتی به جامعه صنعتی رخ میدهد به کار برده میشد. نوسازی شامل تحولات در زمینههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و روانی است[۹]

۱,۱,۳٫ دیدگاه نوسازی

از لحاظ نظری رویکرد نوسازی برخاسته از دیدگاههای تطوری و کلاسیک جامعه شناسی است و ریشه های آغازین آن را باید در اندیشه جامعه شناسان کلاسیک جستجو کرد زیرا تیپ بندی آنها از جوامع در قالب تفکیک جوامع به سنتی و مدرن وجود دارد ولی با پیچیدگی و جزئیات بیشتر که این نیز از پیچیده تر شدن اندیشه نظری جامعه شناختی است . نوسازی فرآیند گستردهای است که ابعاد وسیعی از حیات فردی و اجتماعی انسان ها را در برمیگیرد و در سطح مختلف اجتماعی،سیاسی، اقتصادی ،فرهنگی و روانی قابل دسترسی است. این نظریه معتقد است که باید ساختارهای درونی و داخلی جوامع را آماده و مستعد پذیرش پویشهای نوسازی کنیم. نوسازی طرفداران این دیدگاه عناصری چون خردورزی و تعقلگرایی،نظم داشتن،مشارکت ،تقدیرگرا نبودن،محاسبه گر بودن و عناصر دیگر را به عنوان خمیرمایههای اولیه جریان نوسازی برمیشمارند و سطوح تحلیل خود را با توجه به وضعیت موجود جوامع،بدون توجه به گذشته تاریخی آنها در قالب سه طرح خرد،میانی و کلان قرار میدهند. سطح خرد بر عواملی چون زمینههای روانی و امتیازهای فردی و متغیرهای چون وجودروشنفکران و مروجان،انسانهای حاشیهای ، جوانان و نوگرایی آنها، بنگاهداران و غیره تاکید دارند. در سطح میانی بر عواملی چون وجود مدارس، کارخانجات و سازمانهای تولیدی،شرکتهای تعاونی،انجمنها و گروههای پیشرو و هادی و غیره متمرکز میشوند. در سطح کلان نیز بر چگونگی ارتباطات، نظام آموزشی، نظام بوروکراسی دولتی و ارتش ،شهرنشینی، صنعتی شدن و غیره توجه می کنند. [۱۰]

.۳,۲ فرضیه تحول طبیعی۴

این فرضیه که بر اکولوژی انسانی یعنی رابطه طبیعی انسان با محیط زیست خود استوار است ، بخشهای قدیمی را به عنوان نقطه طبیعی ورود برای مهاجران و دیگر گروههای فقیر اجتماعی میداند. این گروهها، تمایل دارند که مناطق قدیمی یا خانه های ارزان قیمت را در نزدیک هسته تجاری شهر که از سوی گروههای با درآمد بالا به علت نقل مکان به حومههای در حال رشد تخلیه شده اند، اشغال کنند. این فرایندکه به نام فرایند جایگزینی زیستی معروف است، از نظر فضایی منتج به منطقه بندی شهرها با دوایر متحدالمرکز می گردد که به لحاظ استقرار طبقات اجتماعی توانگر در آن ها، ازسمت مرکز به بیرون افزایش می یابد.. عوامل محرکه در این مدل، از رقابت در بین کاربریهای زمین شهری در نقاط مختلف و جایگزینی مساکن قدیمی به وسیله گروههای اجتماعی کم درآمد ناشی می شود.[۱۱]

.۳,۳ فرضیه ترجیح و درآمد: فرضیه کشش۵

۴ Natural Evolution 5 Preferences and Income: The Pull Hypothesis

این فرضیه، افت بافت های قدیمی را به منزله نتایج منطقی ناشی از تـرجیحات و تقدم طلبی متقاضیان در بازار زمین و مسکن شهـری می داند. این فرضیه بر این باور است که مردم و صنایع تصمیم می گیرند که در بخش داخلی (Inner City) نمانده و ترجیحآ در نواحی حومه زندگی کنند. علیرغم این که هزینه رفت و آمد به محل کار برای آن ها بالاست، با ترجیح انتخاب محل زندگی و یا کار غیر از بخش داخلی شهر، تقاضا برای مسکن در بخش های قدیمی کاهش یافته و تعداد مساکن فرسوده و تخلیه شده، افزایش پیدا میکنند. طبقات دارای درآمد، از اینرو به حومه ها مهاجرت میکنند که آنها مساکن جدید با قطعات بزرگتر و تراکم کمتر و با تسهیلات محیطی بیش تر را علیرغم هزینه زیاد و سختی رفت وآمد آن ترجیح می دهند. نتیجه این است که مردم از مرکز شهر به طرف حومه ها کشیده می شوند.[۱۲]

.۳,۴ فرضیه کهنگی و متروک شدگی۶

در این فرضیه گفته میشود که به علت فرسودگی زیر ساختهای بخش داخلی شهرها، نقل مکان از این قسمت ها آغاز می گردد. این فرسودگی میتواند چند شکل به خود بگیرد:

• کارکردی باشد، یعنی تقاضا برای مساکن یا مراکز کسب وکارمحله وجود نداشته باشد.
• محله، از نظر فیزیکی کهنه شده باشد، یعنی ساختمان ها دیگر غیر قابل سکونت هستند.

• از نظر اجتماعی، عامل ترجیح دادن حذف شده و ساختمان ها دیگر مورد تقاضا نمی باشند.[۱۳]

.۳,۵ فرضیه سیاست های ناخواسته۷

در این نظریه، گفته می شود که افت بخش های داخلی شهری نتیجه غیر مستقیم و عمدتا نا خواسته یک سری از سیاستهای غیر شهری است. این سیاست که ممکنست برای رسیدن به نتایج و اهداف دیگری طراحی شده باشند، می توانند منشاء ایجاد اثرات جانبی و مشکلات بافت های داخلی شهری بوده وروند نقل مکان از این محلات را تسریع کنند. مثال: ایجاد شهرهای جدید و یا آماده سازی اراضی حاشیه شهری توسط سازمان ملی زمین و مسکن[۱۴]

.۳,۶ فرضیه استثمار۸

این فرضیه، روی دو موضوع زیر تاکید دارد:

۶ Obsolescence Hypothesis
7 The Uni ntended Polic y H ypothesis 8 The Exploitation H ypothesis

• موضوع اول، روابط قدرت در داخل مناطق شهری و به ویژه از ناحیه کسانی است که تصمیماتشان بخش داخلی شهر راتحت تاثیر قرار می دهد. به عنوان مثال، برخی از زمینداران، عاملین خرید و فروش املاک و محتکرین تلاش میکنند که قیمت زمین را در بخش های مرکزی پایین آورده تا این که زمین را ارزان خریده و بعدا به منظور نو سازی خصوصی و یا عمومی به قیمت هایی بالاتر بفروشند. همچنین، موسسات مالی، به ویژه موسسات وام دهنده مسکن نیز در اختصاص وام به مساکن و محلات قدیمی در رابطه با بازده سرمایه گذاری ها تبعیض قائل می شوند که این خود به فرسودگی این محلات کمک می کند.

• موضوع دوم، این است که شهرها به این دلیل به وجود آمدند تا منافع حاصل از تمرکز فعالیت ها را در خود جمع کنند (اصل صرفه اقتصادی مقیاس).اما،در رابطه با توسعه فناوری و عوض شدن نظام تقسیم کار، عامل تمرکز کاهش پیدا کرده و نقش و اثر خود را از دست می دهد. نتیجتا، شهرهای بزرگ نیز افت می کنند و بخش مرکزی به عنوان یک عضو فرسوده اجتماعی و فضایی در نظام سرمایهداری در می آید.از مطالعه دیدگاه های نظری فوق، می توان دسته بندی کلی از دیدگاه های موجود به بافت فرسوده را در زیر داشت.[۱۵]

.۴ انواع مداخلات در بافت فرسوده:
بر اساس انواع بافت ها در طرح جامع سه نوع مداخله پیشنهاد شده است که عبارتند از:

• بهسازیدارای: کم ترین ترکم افسردگی است و عمدتاً با برخورداری از یک معیار فرسودگی(کم دوامی)نیازمند مداخله و مقاوم سازی در کوتاه مدت و با حفظ و احیای ساختار فضایی بافت مورد نظر است.اقدامات مرتبط با بهسازی در این پهنه ها ضمن حمایت ،حفاظت،نگهداری و مراقبت ،شامل استحکام بخشی و تعمیر است.

• نوسازی :بافت هایی که اکثر بلوک های آن علاوه بر کم دوامی ،دارای دانه بندی کوچک و یا نفوذ ناپذیر است.اصلی ترین اقدامات آن عبارتند از :توان بخشی،انطباق و تبدیل و دگرگونی.گستردگی و دامنه مداخلات در این بافت ها به گونه ای است که علاوه بر مشارکت مردم ،نیازمند دخالت و نظارت شهرداری است.

• بازسازی :بافت هایی که بالاترین میزان تراکم را دارند.در این نوع مداخله ،بافت تخریب ،پاکسازی و دوباره سازی می شود.طرح های بازسازی با توجه به وسعت و مقیاس مداخله ،نیازمند طرح موضوعی و موضعی و سرمایه گذاری در مقیاس کلان است.پیش بینی میزان و نحوه سرمایه گذاری ،عامل موثری در تدقیق اینگونه طرح ها خواهد بود. این گونه مداخلات تنها به کشور ما محدود نمی شود بلکه در افصی نقاط دنیا به آن از سوی اندیشمندان نگاه ویژه ای وجود دارد.[۱۶]

نظریه پرداز کاربری پیشنهادی شیوه و کلام روش مداخله هدف مداخله

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

۱۰

۱۱

بهسازی- نوسازی- احیای کالبد به دنبال آن
اویان ویوله لورک گنجینه ای بازسازی بازسازی شهری بهبود کارکرد
تداوم کاربری تاریخی-
جان راسکین مساعد سازی بهسازی حفاظتی- تزئینی بهبود کالبد بدون دخالت
کامیلو بویی تو معاصر سازی بهسازی- نوسازی مداخله موضعی- موضوعی بهبود کارکرد
تداوم حیات کالبدی- بهبود کارکرد با احترام
کامیلویست تاریخی بهسازی- نوسازی حفاظتی- تزئینی به کالبد قدیم
بهبود کالبد و بهبود
لئوناردو بندلو معاصر سازی بازسازی حفاظتی- تزئینی درشرایط زیست ساکنان
بازسازی شهری- روش جامع بهبود عملکرد با احترام
لودویکو کواروتنی معاصر سازی بهسازی- نوسازی مرمت شهری به بافت زنده و پویا
گنجینه ای برای بافت بهبود عملکرد با احترام
گوستاو جیوانی مردهاحیه برای بافت زنده بهسازی- نوسازی بازسازی شهری به بافت پویا
در درون برنامه ریزی – بهبود محیط شهری-
باتریس گدس شهری مطرح می شود بهسازی- نوسازی روش جامع مرمتشهری بهبود شرایط زیست
منطقه بندی براساس معیار بهبود کارکرد با تخریب
لوکوربوزیه عملکرد اصلیشهر بازسازی حفاظتی- بهداشتی کالبد
براساس کاربریطرحهای
لوئیس مامفورد آزمایشی بهسازی- نوسازی روش جامع مرمت شهری پاسخ به نیاز های معاصر
بهسازی- نوسازی- حس تداوم در کالبد

کوین لینچ براساس طراحیمنظر شهر بازسازی روش جامع مرمتشهری بافت قدیم

جدول شماره :۱ مداخله از دیدگاه عمده ترین صاحب نظران و مرمت کنندگان فضاهای کهن شهری (محسنی،( ۱۳۸۲

بنابراین شهرداری و شهرسازان همیشه باید در طراحی ها معماری شهری، معیارها و استاندارد های لازم را رعایت کنند، که برای نمونه کیفیت بنا و نوع مصالح به کار رفته، نوع بافت مسکونی، همجواری و تراکم زمین،

کیفیت بنا را مدنظر قرار بگیرند. که این عوامل به عنوان متغیرهای مستقل در مدل تحلیلی تحقیق به شرح ذیل در کنار متغیرهای وابسته قرار گرفته اند که دارای ارتباطات تنگاتنگ با هم می باشند.

شکل :۱ مدل تحلیلی تحقیق(منبع: نگارندگان تحقیق)

.۵ تجارب جهانی در رویکرد مدیریت بحران محور در برخورد با بافت های فرسوده

در رویکرد مدیریت بحران به بافت های فرسوده، استفاده و بکارگیری تجربیات موفق کشورهای مختلف می تواند مستمره ثمر باشد. که این امر می تواند از دوباره کاری ها و هزینه های شایان در این زمینه جلوگیری نماید. برای مثال در انگلستان، برای جوابگویی به نیازها و حل مشکلاات بافت شهر های قدیمی با تدوین قوانینی خاص توانست به تدریج پاسخگوی پاره ای از مسائل هسته های پرجمعیت قدیمی شهرها گردد. که نمونه ای از تدابیر اتخاذ شده در سه شهر لایستر، چستر و یورک به شرح زیر است

– معاصر کردن بافت با توجه به نیازهای معاصر و در نظر گرفتن استاندارد های لازم برای مواقع بحرانی
– مشارکت مردم در بازسازی و تغییر شکل بنا و عملکرد آن با دخالت صاحب ملک
– حفظ هویت شهر و تشویق صاحبان به بازسازی بناها از طریق مشارکت مردمی

ایتالیا: