مقدمه

حمایــتهــای دولتــی در ایــران از دوران صــفویه بــه صــورت تخفیــفهــای مالیــاتی و سیستمهای توسعه زراعـت در دوران قاجـار را کـه در آن دادن بـذر و مسـاعده بـه مسـتأجر پیشبینی شده، بود آغاز شد]٢.[ اما دخالت مستقیم دولت در عرضه و تقاضای تولید از سال ١٣١١ شروع شد که با تصویب قـانونی جهـت تأسـیس سـیلو در تهـران، بـه منظـور خریـد و ذخیره گندم توسط سازمان غله برای مقابله با کمبودهـای احتمـالی، آغـاز شـد. از آن زمـان حمایتهای مستقیم دولت آغاز و هر ساله افزایش یافتهاسـت]٥.[ پـس از انقـلاب در بهمـن ١٣٥٨، سازمان حمایت مصـرفکننـدگان و تولیدکننـدگان در نتیجـه ادغـام مرکـز بررسـی قیمتها با سازمان حمایت تشکیل شد. پس از آن به علت محدودیتهای اقتصادی ناشـی از جنگ تحمیلی و تحریم اقتصادی، زمینه عرضه متناسـب کالاهـا اعـم از تولیـدات داخلـی و وارداتی دچار نوسان شد و امر قیمـتگـذاری کالاهـای وارداتـی و اقـلام ضـروری داخلـی بصورت گسترده از سال ١٣٦٠ توسط سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان بـه مرحله اجرا درآمد. در فاصله ١٣٦٠ تا ١٣٦٤ امکان واردات کالاهای اساسی افـزایش یافـت و با سهمیهبندی کالاها از طریق سیستم توزیع کوپن، از روند صعودی قیمت هـا کاسـته شـد.

اما طی سالهای ١٣٦٥ تا ١٣٦٧ در نتیجه لزوم استفاده از ارز صادراتی و آزاد قیمـت بسـیاری از اقلام تولید داخلی حدود ٢ تا ٣ برابر سالهای گذشته افزایش یافت و به علـت محـدودیت نظارت دولت، رشد شاخص بهای عمدهفروشی بیشتر از رشد تغییـرات رسـمی نـرخ کالاهـا گردید و پرداخت یارانهها هر سال نسبت به سال قبل بخش بزرگتری از بودجه دولـت را بـه خود اختصاص داد. نسبت یارانه پرداختی به بودجه کل کشور از ٧/١ درصد در سـال ١٣٥٦ به ٥٦/٢ درصد در سال ١٣٧٠ و سپس به ٦/٣ درصـد در سـال ١٣٧١ و ٩/٣ درصـد در سـال ١٣٧٢ افزایش یافت. این روند همچنان ادامه داشت تا اینکـه در سـال ١٣٧٧ بـه ٦/٢ درصـد، در سال ١٣٧٨ به ٥/٢ درصد، در سال ١٣٧٩ به ٢٩/٢ درصد و در سال ١٣٨٠ به ٣٣/٢ درصد کاهش یافت.

بنظر میرسد در حال حاضر، نظام یارانهدهـی بـه مـواد غـذایی ناکارآمـد اسـت. در ایـن

۰۳۱ پژوهشنامه بازرگانی

نظام، یارانهها به تساوی در میان اقشـار پردرآمـد، متوسـط و گروههـای آسـیبپـذیر جامعـه توزیع میگردد. یکی از پیامـدهای ایـن وضـعیت افـزایش ضـایعات محصـولات بـویژه نـان میباشد. از این گذشته ادامه یارانهدهی به این شـکل، بـازار قاچـاق را گسـترش داده و میـان نرخ دولتـی و آزاد تفاوتهایی ایجاد شده اسـت. بنـابراین مـیتـوان گفـت یکـی از مسـائل مدنظر سیاستگذاران و برنامهریزان کلان میتواند حذف نظام یارانهدهـی عمـومی بـه شـکل کنونی باشد. با این شرایط، مطالعه حاضر با هدف تعیین شـکاف نـاامنی غـذایی و درنهایـت هزینه حذف ناامنی غذایی در دو حالت پرداخت یارانه عمومی و یارانه هدفمنـد، بـا اسـتفاده از یک مطالعه موردی انجام شد.

١. مواد و روشها

به منظور جمعآوری اطلاعات به پیروی از مطالعه مشـابه هادینـات١ (١٩٩٩) در مؤسسـه تحقیقات بینالمللی سیاستهای غذا٢، با بهرهگیری از روش نمونهگیـری تصـادفی از طریـق مصاحبه حضوری با ١٢٠ خانوار شهرستان ارسنجان استان فارس اطلاعـات اولیـه مـورد نیـاز جمعآوری گردید. بدین منظور، با صرف حداقل هزینه، با مادران هر یـک از خانوارهـا کـه وقوف کامل به وضعیت تغذیه خانوار دارند، مصاحبه شد. از آنجا که امکان اریـب مثبـت و منفی در پاسخهای بدستآمده تقریباﹰ برابر بود، میتوان دادههای بدسـت آمـده را بصـورت متوسط مدنظر قرار داد و از خطای اندازهگیری دادهها در قبال هزینه پایین جمـعآوری آنهـا به این نحو چشمپوشی کرد. شهرستان ارسـنجان، بـه عنـوان منطقـه آزمایشـی طـرح امنیـت غذایی استان فارس انتخاب گردیده است و به همـین دلیـل در تحقیـق مـذکور از اطلاعـات این شهرستان استفاده گردیده است.

به منظور بررسی کالری سنجی، رﮊیم غذایی روزانه و مقدار مصرف ماهیانـه هـر خـانوار به هنگام مصاحبه مشخص گردید. با استفاده از جداول تغذیه میزان کالری، پروتئین، چربـی و کربوهیدرات مصرفی هر خانوار بدست آمد و سپس با تقسیم بر بعد خانوار میزان کالری،

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ John hoddinott (1999) 2. International Food Policy Research Institute (IFPRI)

هدفمندسازی یارانهها و حذف ناامنی غذایی: مطالعه موردی ارسنجان ۱۳۱

پروتئین، چربی و کربوهیدرات سرانه برای هر خـانوار محاسـبه گردیـد. از آنجـا کـه امکـان اندازهگیری میزان مصرف هر یک از افراد خانوار بطـور انفـرادی در تحقیـق حاضـر وجـود نداشت، بهمنظور بدست آوردن حداقلهای مورد نیاز هر یک از اعضای خانواده، از میانگین حداقل نیازهای ارائه شده توسط کمیته دسترسـی فیزیکـی طـرح امنیـت غـذایی و همچنـین مطالعه صورت گرفته در مؤسسه تحقیقات بینالمللی سیاستهای غذا ]١٧[ استفاده گردید.

طبق تعریف دسترسی به حداقل کالری مصـرفی روزانـه، خانوارهـا و افـراد را در گـروه ایمن غذایی قرار میدهد و عدم دسترسی به میزان معین کالری باعث قرار گـرفتن خانوارهـا در گروه خانوارهای ناامن از نظر غذایی خواهد شد. در مطالعه حاضر حداقل کـالری مـورد نیاز روزانه مطابق با مطالعات کمیتـه دسترسـی درآمـدی طـرح امنیـت غـذا و تغذیـه، ٢٠٠٠

کالری روزانه در نظر گرفته شد. این کمیته حـداقل نیـاز روزانـه کـالری، چربـی، پـروتئین و کربوهیــدرات را بــرای هــر یــک از گروههــای مختلــف تغذیــهای بدســت آورده اســت.

حداقلهای بدست آمده توسط کمیتـه مـذکور در جـدول (١) آورده شـده اسـت. همچنـین مؤسسه تحقیقات بینالمللی سیاستهای غذا نیز حـداقل کـالری مـورد نیـاز روزانـه را بـرای گروههای مختلف سنی و جنسی و همچنین بر اساس زندگی در مناطق شـهری یـا روسـتایی تعیین کرده است ]١٧.[ میزان کالری مورد نیاز از ٨٢٠ تا ٣٥٠٠ کالری به ترتیب بـرای یـک فرد یکساله و یک مرد روستایی متغیر است. بر اساس معیارهای بدست آمده از این مطالعـه، بطورمتوسط ٢٧٥٠ کالری برای حداقل نیاز روزانه در نظر گرفته شد.

جدول١ ـ حداقل نیاز به ترکیبات غذایی برای گروههای متفاوت تغذیه

گروه تغذیهای انرﮊی (cal) پروتئین (gr) چربی (gr) کربوهیدرات (gr)
زنان شیرده و باردار ٢٠٠٠ ٩٤ ٧٤ ٢٦٣
کودکان ٢‐٦ ساله ١٣٠٠ ٥٧ ٣٤ ١٣٤
کودکان ٧‐١١ ساله ١٩٠٠ ٥/٩١ ٧٦ ٢٠٨
نوجوانان ١٢‐٢٤ ساله ٢٠٠٠ ٩٤ ٧٤ ٢٦٣
افراد ٢٤‐٥٠ ساله ٢٠٠٠ ٧٣ ٦٦ ٢٥٩

مأخذ: گزارشات کمیته دسترسی درآمدی طرح امنیت غذا و تغذیه

۲۳۱ پژوهشنامه بازرگانی

همچنین با توجه به نیازهای غذایی فوق، سفره غذایی حداقل بـرای گـروههـای مختلـف تهیه گردیده است. معادل با سـفرههـای بدسـتآمـده و بـا توجـه بـه اقـلام شـهری و قیمـت خردهفروشی در شهر، حـداقل هزینـه غـذایی بـرای رﮊیـم مـذکور توسـط کمیتـه دسترسـی فیزیکی طرح امنیت غذایی محاسبه گردیده است. حداقل هزینـه غـذایی روزانـه بـرای یـک فرد بالغ ٢٤ تا ٥٠ ساله با فعالیت متوسط، روزانه ٥٥٠٠ ریال برآورد گردیده اسـت. بنـابراین هزینه تأمین یک کالری ٧٥/٢ ریال بدست آمد.

فوستر، گریر و توربک١ (١٩٨٤)یک دسته از شـاخصهـا را در فرمـول واحـدی بـه نـام شاخص FGT جهت اندازهگیری فقر ارائه نمودنـدهانـد ]١، ٣، ٧، ١٠.[ ایـن شـاخص توسـط هادینات (١٩٩٩) جهت اندازهگیری امنیت غذایی بکار گرفته شده است. در این رابطـه فقـر

(ناامنی غذایی) تابعی از نسبت شکاف فقر (شکاف ناامنی غذایی) تلقی میشود که به تـوان

α رسانده شده است. در این مطالعه از شاخص مذکور جهت اندازهگیری نـاامنی غـذایی در خانوارها و افراد تحت مطالعه استفاده شده است. رابطه مذکور به شکل زیر میباشد:

(١) P(α)  (۱/ n) q∑(Z − Yi ) / Zα

i۱

در رابطه فوق، n تعداد افرادی است که در مطالعه بررسی مـیشـوند، Yi انـدازه کـالری دردسترس فرد iام، Z کالری مورد نیـازی اسـت کـه فـرد را از نظـر غـذایی در امنیـت قـرار میدهد، q تعداد افرادی است که از نظر غذایی ایمن نیستند وα وزنـی اسـت کـه بـه شـدت ناامنی غذایی داده میشود.

اگر به ناامنی غذایی وزنی داده نشود، به عبارت دیگر فرض شـود کـه α مسـاوی صـفر است، رابطه بالا تنها درصد افراد ناامن از کـل جمعیـت را انـدازه مـیگیـرد. ایـن رابطـه کـه معرف نسبت سرشمار٢ است، بصورت زیر درمیآید:

(٢) P(0)  q / n

استفاده از این شاخص به عنوان معیار ناامنی غذایی، بیان نمیکند که افرادی کـه از نظـر

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ Foster, Greer & Thorbeke (1984) 2. Headcount Ratio

هدفمندسازی یارانهها و حذف ناامنی غذایی: مطالعه موردی ارسنجان ۱۳۳

غذایی در ناامنی غذایی هستند، چقدر از ناامنی غذایی رنج میبرند و یـا بـرای از بـین بـردن ناامنی غذایی آنها به چه مقدار منابع نیاز است. برای روشن شـدن موضـوع، در محـور افقـی نمودار (١)، افراد تحت مطالعه از ناامنترین وضعیت غذایی به بهتـرین وضـعیت طبقـهبنـدی شدهاند و بر روی محـور عمـودی میـزان دسترسـی افـراد بـه کـالری قـرار دارد. خـط افقـی نشاندهنده حداقل کالری مورد نیاز برای قرار گـرفتن در وضـعیت امنیـت غـذایی اسـت. در این نمودار، فرد A در ناامنی غذایی قرار دارد، زیـرا کـالریهـای دردسـترس وی کمتـر از نیازهای اوست. فرد B هم همین وضع را بلکه شـدیدتر داراسـت. اگـر میـزان کـالری لازم بـرای رسـیدن بـه سـطح نرمـال و طبیعــی نیازهـای فـرد A از فـرد B بـه وی منتقـل شــود، در اینصورت تعداد افرادی که از نظر غذایی امنیت ندارند ـ درصد ناامنی غذاییـ بهبود خواهـد یافت، اما وضع فقیرترین فرد بدتر میشود که این نتیجه مـوردنظر و دلخـواه در برنامـههـای مداخله دولت برای کاهش امنیت غذایی نمیباشد. همچنین هرچند کـه انتقـال کـالری هـا از فرد B به A، درصد افراد ناامن از نظـر غـذا را کـاهش مـیدهـد، امـا شـکاف نـاامنی غـذایی افزایش مییابد]١٦.[

میزان دسترسی روزانه افراد به کالری

حداقل کالری مورد نیاز

افراد
بهترین وضعیت غذایی
B D C A
شکاف نا امنی غذایی

نا امنترین وضعیت غذایی

۴۳۱ پژوهشنامه بازرگانی

نمودار ١ ـ توزیع امنیت غذایی

اگر به شدت ناامنی تمامی خانوارهـا در رابطـه (١) وزن یکسـانی داده شـود، بـه عبـارت دیگر فرض شود که تمام خانوارهایی که کمتر از حد لازم کالری دریافت میدارند به یـک اندازه از ناامنی غذایی رنج میبرند، α برابر واحد خواهد بود. در این حالـت شـکاف نـاامنی غذایی میانگین١ محاسبه میگردد. با پذیرفتن یکنواختی در عمـق و شـدت نـاامنی، شـاخص مذکور بصورت زیر محاسبه میگردد:

(٣) P(1)  (۱/ n) q∑(Z − Yi ) / Z

i۱

میتوان گفت که P(0) و P(1) از یک نظر مکمل هستند. P(0) تعداد افـراد نـاامن از نظـر غذا را نشان میدهد بدون اینکه چیزی درباره شدت یا عمق ناامنی آنها بگوید، در حالی که

P(1) عمق ناامنی غذایی را بیـان مـیکنـد ولـی در مـورد تعـداد افـراد نـاامن از نظـر غـذایی اطلاعی بدست نمیدهد. هیچ یک از این دو شاخص نسبت بـه توزیـع مجـدد غـذا در میـان واحدهای ناامن حساس نیستند.