مقدمه :
بدون شك نيروي انساني از مهم ترين سرمايه‌هاي جوامع است. سرمايه اي كه امكان بهربرداري از منابع انرژي را فراهم مي‌سازد و وجود كار آمدش رفاه و امنيت جامعه را تامين مي‌كند. اهميت نيروي انساني تا جايي است كه منابع مادي همواره يك پله پايين تر از آن قرار مي‌گيرد اين مساله باعث توجه بيش از بيش جوامع بشري به نيروي انساني گرديده و برنامه ريزي‌هاي گسترده اي در جهت حفظ و تربيت آن انجام گرفته تا ميزان بهره وري از اين سرمايه ي ناشناخته را ( البته در برخي كشورها ) افزايش يابد.
حفظ و تربيت نيروي انساني علاوه بر اين كه از جهت جسماني مورد توجه است از نظر رواني بسيار مهم است. چرا كه هر گونه دگرگوني روحي، جسم را تحت تأثير قرار داده و فرد را ناكارآمد مي‌كند.
اگر چه ضرب المثل « عقل سالم در بدن سالم است » در بين مردم باب شده اما بايد اين ضرب المثل بدين گونه اصلاح گردد كه : عقل سالم در بدن سالم و بدن سالم در سايه ي روح سالم است. بديهي است روح و روان ناسالم جسم را پژمرده و تنبل ساخته و قدرت كار و فعاليت را از او مي‌گيرد. كوتاه سخن اين كه تلاش‌هاي جوامع در جهت سلامت جامعه به خصوص در سال‌هاي اخير نشان مي‌دهد كه سلامت روحي و رواني افراد از اهميت بيشتري نسبت به سلامت جسماني برخوردار است. وجود اين گونه تحليل و نظريه‌ها درباره ي نيروي انساني باعث شده كه جوامع كوچك و بزرگ از خانواده تا مدرسه و از سطح ملي تا سطح جهاني همه و همه توجه بيشتري به سلامت افراد نمايند و فرد را ابتدا از نظر رواني به خوبي بشناسند آن گاه با تدابير مؤثر موانع رشد روحي او را مرتفع سازند تا در سايه روح سالم،جسم سالم پرورش يابد و افراد سالم سلامت جامعه را تامين و تضمين كنند. گستره ي بيماري‌هاي روحي و رواني كه مانع رشد طبيعي و شكوفايي استعدادهاي افراد مي‌گردد، بسيار وسيع است اما در اين ميان افسردگي يكي از شايع ترين بيماري‌هاي سده ي اخير است. درباره ي افسردگي كه در تمام دوره‌هاي رشد ممكن است بروز دهد تحقيقات و مطالعات زيادي صورت گرفته و نتايج نشان مي‌دهد كه افسردگي در دوران نوجواني كه موم شخصيت فرد شكل مگيرد مهم و قابل تامل است و اگر بدان توجه نگردد باعث بروز ناهنجاري‌هاي شخصيتي و شكوفا نشدن استعدادها مي‌گردد.

بيان مسئله :
سلامت به معني : « بي گزند شدن، بي عيب شدن، رهايي يافتن، نجات يافتن، امنيت، عافيت، تندرستي، خلاص از بيماري، آرامش صلح، سالم، تندرست بودن مي‌باشد » (معين، ۱۳۷۵ ، ج۵، ص ۷۷۸ ).
مفهوم سلامت رواني به معناي خود آگاهي حل تعارضات و كشمكش‌هاي دروني و شامل خود شكوفايي يعني بالفعل ساختن توانايي‌هاي روان شناختي ذاتي و دروني فرد است.
سلامت شامل سلامت جسمي و رواني مي‌باشد در سلامت رواني بنا به عقيد آلفرد آدلر فرد برخوردار از سلامت روان شناختي توان با جرات عمل كردن را براي رسيدن به اهدافش دارد چنين فردي روابط سازنده اي با ديگران دارد. به اعتقاد او فرد سالم مطمئن و خوش بين است. عملكرد او مبتني بر نيرنگ نيست فرد سالم ضمن پذيرش مشكلاتش در حد توان به رفع آن‌ها اقدام مي‌كند خلاصه اينكه سلامت روان يعني داشتن اهداف شخصي در زندگي، روابط خانوادگي مطلوب، كنترل عواطف و احساسات و پذيرش اشتباه و كوشش براي حل آنها.
به نظر كارل راجرز نيز شخص سالم انساني است بسيار كارآمد كه از تمام توانايي‌هايش بهر مي‌گيرد و به طور خلاصه انسان بر خوردار از سلامت روان شناختي داراي اين خصوصيات است.
۱ ـ آمادگي كسب تجربه ۲ـ زندگي هستي دار ۳ ـ اعتماد به ارگانيزم خود ۴ ـ احساس آزادي ۵ ـ خلاقيت و آفرينشگري انسان غير سالم فرديست كه مبتلا به اختلال روانشناختي باشد و ويژگي‌هاي فوق را نداشته باشد ( ارجمند، ۱۳۸۲ ).
براي بيشتر مردم مفاهيم اختلال رواني خيلي گنگ بوده و تصورات آنها در اين خصوص تحريف شده و رنگي از ترس و پيشداوري به خود گرفته است.
اختلال رواني يك بيماري با تظاهرات روانشناختي يا رفتاري همراه با ناراحتي قابل ملاحظه و اختلال كاركرد ناشي از يك آشفتگي زيست شناختي، اجتماعي، روانشناختي، ژنتيك، فيزيك يا شيميائي است. ارزيابي آن بر حسب انحراف از يك مفهوم هنجاري صورت مي‌گيرد (كاپلان، سادوك، ۱۳۸۰ ).
طبقه بندي اختلالات رواني بر اساس DSM IV IR به شرح زير مي‌باشد : ۱_ اختلالاتي كه نخستين بار در دوره شيرخوارگي، كودكي، يا نوجواني آشكار مي‌شود
۲ ـ دليريوم، دمانس، اختلالات شيدائي و ساير اختلالات شناختي
۳ ـ اختلالات رواني ناشي از اختلال طبي عمومي
۴ ـ اختلالات وابسته به مواد
۵ ـ اسكيزوفرني و ساير اختلالات پسيكوتيك
۶ ـ اختلالات اضطرابي
۷ ـ اختلالات شبه جسمي
۸ ـ اختلالات ساختگي
۹ ـ اختلالات تجزيه اي
۱۰ ـ اختلالات جنسي
۱۱ ـ اختلالات خوردن
۱۲ ـ اختلالات كنترل تكانه
۱۳ ـ اختلالات انطباق
۱۴ ـ اختلالات شخصيت
۱۵ ـ اختلالات خلقي : اين اختلال در تمام سنين كودكي و نوجواني روي مي‌دهد و دو نوع اختلال را شامل مي‌شود.
الف ) اختلالات دو قطبي : مشخص با نوسان شديد خلق بين افسردگي و نشئه و بهبودهاي موقت و عود.
ب ) اختلالات افسردگي : اختلال افسردگي اساسي، خلق شديداً افسرده، كندي رواني ـ حركتي، نگراني، احساس ناراحتي، منگي وحيرت، بي تابي، احساس گناه، افكارخود كشي ومعمولا عود كننده.
اختلال افسرده خوئي : شكل حقيقت تر افسردگي معمولا ناشي از فقدان يا رويدادي مشخص (نوروز افسردگي هم ناميده مي‌شود ).
افسردگي با الگوي فصلي ( اختلال عاطفي فصلي SAD هم ناميده مي‌شود ) بيشتر در ماه‌هاي زمستان مشاهده مي‌شود (سادوك،۰ ۱۳۸ ).
يكي از اختلالات مهمي كه در طبقه بندي اختلالات رواني مي‌گنجد اختلالات افسردگي مي‌باشد. مفهوم افسردگي كودكان و نوجوانان موضوع قابل بحث و در خور توجهي است. در پانزده سال اخير امكان بروز عارضه افسردگي در كودكان به همان شكل افسردگي در بزرگسالان وجود دارد، وعلائم ونشانه۱يي شبيه به بزرگسالان در آنها ديده مي‌شود (‌هارينگتون، ۱۳۸۰ ).
علائم و نشانه‌هاي افسردگي در نوجواني از ديدگاه بك عبارتند از :
۱ ـ عوامل شناختي اي كه باعث مي‌شوند نوجوان، آينده را به صورت منفي ببيند
۲ ـ عوامل عاطفي و هيجاني چون خشم و نبود تجربيات خوشايند و لذت بخش
۳ ـ عوامل انگيزشي كه شامل دوري گزيدن از جامعه و تمايل به خودكشي مي‌گردد
۴ _ عوامل رفتاري و فيزيولوژيكي كه بي فعاليتي، نوسان در اشتها، آشفتگي در خواب و اظهار خستگي مفرط را شامل مي‌شود(افروز، ۱۳۸۰ ).
از عوامل مؤثر در افسردگي نوجوانان مي‌توان از رفتارهاي بزه كارانه در سطح خانواده و جامعه مانند پرخاشگري، فرار از منزل، مشكلات مدرسه اي مانند عدم پيشرفت تحصيلي، و همچنين مشكلات مربوط به برقراري رابطه با گروه همسن و سال ( مثل طرد شدن توسط آن‌ها ) را نام برد (افروز، ۱۳۸۰ ).
داده‌هايي در مورد هنجارهاي سن و جنس موجود است، تفاوت‌هاي سني و جنسي اندك، اما مهمي آشكار شد : كودكان بسيار خردسال نسبت به كودكان بزرگ تر افسردگي كمتري نشان دادند، و دختران، به خصوص در گروههاي سني پايين تر، افسردگي كمتري ابراز كردند (‌هارينكتون، ۱۳۸۰ ).
از آنجايي كه افسردگي در ميان كودكان و نوجوانان در دهه‌هاي اخير بسيار شايع شده است. و مشكلاتي از قبيل، تحصيلي، شخصيتي و اجتماعي در بين آنها بسيار ديده مي‌شود. در نتيجه نياز به تشخيص و درمان سريعتر آنها لازم مي‌باشد. به اين منظور براي تشخيص افسردگي از ابزارها و روشهاي متفاوتي از جمله، مصاحبه، مشاهده، پرسشنامه و آزمونها استفاده مي‌كنند. كه معروفترين وسيله اندازه گيري در بين اين ابزارها همين آزمونها مي‌باشد ( سيف، ۱۳۷۱ ).
آزمون وسيله اي است كه به طور علمي تهيه مي‌شود و اندازه گيري عيني تواناييهاي افراد را فراهم مي‌آورد. آزمون وسيله اي است كه به طور علمي تهيه مي‌شود، منظور از علمي تهيه شدن يك آزمون اين است كه آزمون بايد مثل هر وسيله اندازه گيري ديگر ويژگيهايي را براي خود داشته باشد. يك آزمون نيز در درجه اول بايد دقت اندازگيري داشته باشد و در درجه دوم چيزي را اندازه بگيرد كه براي اندازگيري آن تهيه شده است. دو ويژگي فوق را اصطلاحاً اعتبار و روايي مي‌نامند. علاوه بر دو ويژگي بالا، يك آزمون خوب ويژگي ديگري نيز دارد كه به آن حساسيت يا قدرت طبقه بندي مي‌گويند. منظور اين است كه يك آزمون بايد بتواند آزمودنيها را طبقه بندي كند بدين معنا كه بتواند تفاوتهاي فردي آنها را به خوبي نشان دهد ( گنجي، ۱۳۷۱ ).
در آموزش و پرورش و روانشناسي، آزمونها به چند منظور عمده مورد استفاده قرار مي‌گيرند :
براي اندازه گيري تواناييهاي شناختي و تواناييهاي حركتي و نيز براي اندازه گيري ويژگيهاي شخصيت و ويژگيهاي عاطفي. بنابراين، آزمونهاي مختلف را مي‌توان به دو دسته كلي آزمونهاي توانايي و آزمونهاي عاطفي تقسيم كرد.
از آزمونها به عنوان يك روش نظامدار ( سيستماتيك ) براي اندازه گيري نمونه اي از رفتار فرد استفاده مي‌شود، براي اينكه بتوان آن رفتار را با توجه به معيار يا هنجار ارزشيابي كرد (سيف، ۱۳۷۱).
براي تشخيص افسردگي در كودكان از روشهاي متنوعي از جمله مصاحبه، مشاهده، پرسشنامه و آزمون استفاده مي‌شود. كه از پرسشنامه‌ها و آزمونهاي مهمي كه در اين زمينه ساخته شده و مورد استفاده قرار گرفته است، مي‌توان از پرسشنامه افسردگي كودكان ‌«ماريا كواس » ( CDI )، پرسشنامه بك ( BDI )، مقياس افسردگي اصلي براي مطالعات همه گير شناسي ( CES _ D )، مقياس درجه بندي افسردگي ) DSRS (، مقياس افسردگي كودكان ) ( CDSنام برد (‌هارينگتون، ۱۳۸۰ ).
بدون شك ما در جامعه اي زندگي مي‌كنيم كه فشارهاي رواني بر تمام زندگي ما اثر گذاشته و اجتناب از آنها امكان ناپذير است. و اين فشارهاي رواني در سنين پايين مشكلات عديده اي از جمله تحصيلي، شخصيتي، و اجتماعي بوجود مي‌آورد نياز به تشخيص اين بيماري درسنين كودكي و نوجواني بيشتر احساس مي‌شود. براي اينكه بتوانيم افرادي را كه دچار افسردگي شده از افراد سالم جدا كنيم نياز به يك معيار اندازگيري دقيق داريم و لذا به دليل نداشتن يك معيار دقيق از خود براي اندازگيري ناگزيريم كه از ابزارهاي ديگران براي جدا كردن افراد سالم از غير سالم استفاده كنيم. ابزار ساخته شده توسط ديگران چون تحت تأثير فرهنگ جامعه خود آنها قرار دارد، نمي توان آن را در فرهنگ‌هاي مختلف بكار برد، مگر كه با آن فرهنگ انطباق دهيم و آنها را بر اساس فرم فرهنگي، جنسي و سني فرهنگ خود هماهنگ كرد. از اين رودر اين پژوهش به دنبال آن هستيم كه مشخص سازيم كه آيا پرسشنامه افسردگي كودكان (ماريا كواس ) از اعتبار و روايي لازم برخوردار است و آيا نتايجي كه از آن بدست
مي آيد داراي دقت و ثبات لازم براي جامعه مورد پژوهش مي‌باشد.

اهميت پژوهش :
امروزه نياز به احساس امنيت و آرامش روان از اساس ترين نيازهاي فطري انسان است. احساس امنيت و بهره مندي از آرامش روان، ضروري ترين بستر پديد آيي خلاقيت‌ها، شكوفايي استعدادها، تعالي وجود و توسعه و تحول پايدار در عرصه‌هاي مختلف حيات فردي و اجتماعي است. ما در جامعه زندگي مي‌كنيم كه از تنش و فشار رواني بدور نيستيم، در نتيجه روز به روز به تعداد افرادي كه دچار بيماريهاي رواني بخصوص افسردگي مي‌شوند افزوده مي‌شود همين افزايش نرخ افسردگي دربين كودكان و نوجوانان توجه مسولان را به خود جلب كرده است. اما اولين جايگاه رشد شخصيت و تربيت نوجوانان، محيط خانواده مي‌باشد. در خانواده است كه او راه و رسم زندگي را مي‌آموزد. چگونگي برخورد والدين با رويدادها و حوادث مختلف زندگي، در تربيت و بهداشت رواني فرزندانشان نقش بسزايي دارد. اما به دليل ناآگاهي والدين در مورد بيماري رواني فرزندشان نياز به اين است كه به والدين اطلاعاتي در مورد بيماري افسردگي داده شود و آنها را از علائم و نشانه‌هاي اين بيماري آگاه كرده، توجيه و راهنمايي خانواده‌هاي جوانان افسرده تنها درباره نشانه‌هاي افسردگي، اغلب راهگشا و مفيد واقع مي‌شود و همچنين والدين جواناني كه احتمال خود كشي در آنها هست نيازمند توصيه‌هايي درباره شيوه‌هاي كاهش خطر هستند. از آنجايي كه اين بيماري رواني روز به روز در حال افزايش مي‌باشد و به دليل عوارض نامطلوبي كه بر رشد شخصيتي و اجتماعي و همچنين تحصيلي كودكان و نوجوانان دارد نياز به بررسي بيشتري دارد جوانان افسرده معمولا افكار خودكشي دارند و برخي از آنها اقدام به خودكشي مي‌كنند. براي مثال رييان و همكاران ( ۱۹۸۷ ) دريافتند كه حدود۰ ۶ درصد كودكان و نوجوانان مبتلا به افسردگي شديد فكر خودكشي در سر دارند. به نظر مي‌رسد در كودكان كه گرايش به خودكشي داشته اند خطر افسردگي بيشتر بوده است. پنفر و همكاران ( ۱۹۹۱ ) دريافتند كه جواناني كه اقدام به خودكشي كرده اند در دوره پيگيري ۶ _ ۷ سال بعد احتمالا ده بار بيشتر از جواناني كه چنين اقدامي نكرده بودند داراي اختلال خلق و خو بودند (‌هارينگتون، ۱۳۸۰ ).
افسردگي در كودكان و نوجوانان مورد توجه روز افزون مسؤولان بهداشت رواني در مدارس قرار گرفته است. به خصوص كه ممكن است كه كودكان « گوشه گير و كم تحرك و ساكت » كمتر مورد توجه قرار گيرند، و احتمال ارجاع آنها براي آموزش ويژه نسبت به كودكاني كه مشكلاتشان را برون فكني مي‌كنند كمتر باشد و معلمان، همانند والدين از افسردگي نوجوانان بي اطلاع اند و نياز به آگاهي بيشتري در مورد اين بيماري دارند (‌هارينگتون، ۱۳۸۰ ).
يكي ازدلايل ديگري كه انجام اين پژوهش را ضروري مي‌كند، عدم وجود يك معيار مناسب براي آزمونهاي افسردگي كودكان ونوجوانان است، تا بتوان بوسيله اين آزمونها كودكان افسرده را ازكودكان غير افسرده و سالم جدا كرد. از آنجايي كه تأثيرات مخربي، اين بيماري بر روح و روان كودكان مي‌گذارد نياز به شناسايي زودرس آن احساس مي‌شود. كه اين كار را تنها از طريق ابزارهاي عيني و دقيق ميشود، انجام داد و يا استفاده از آزمونها است كه مي‌شود كودكان افسرده را تشخيص داد و به درمان آنها پرداخت. از ديگر سوي با عنايت به عدم آگاهي مردم از شيوه‌هاي برخورد با بيماران رواني اجراء بكارگيري شيوه‌هاي نادرست برخورد با بيماران رواني، اجراي پژوهش حاضر ضرورت دارد، زيرا مي‌توان ميزان وقوع اختلالات را در هر تيپ مشخص، و زمينه ارتباطي آموزش و پيشگيري از اختلالات را فراهم سازد. از ديگر عوامل ضرورت اين پژوهش اين است كه افراد به بهداشت جسمي خود نسبت به بهداشت رواني جدي تر هستند، زيرا مراجعه به پزشك را براي مسائل رواني خود مايه شرمندگي تلقي نموده و در صورتي كه وضع خود را شناختن در پي چاره برآمدن راهي اساسي براي كسب سلامت است و در نهايت درك بهتري از ماهيت انسان راهي را براي حل مشكلات ذكر شده در پيش قرار دهد. از آنجايي كه در دوران نوجواني، نوجوان رشد شخصيتي و جسمي خود را حس مي‌كند و همچنين بخاطر بحراني بودن اين دوران، نوجوان به محيطي سالم و عاري از هر گونه ناامني دارد. و هرگونه اختلال در اين دوران باعث از بين رفتن استعدادها و تأثير نامطلوب بر جسم و روان نوجوان مي‌گذارد و تأثيرات بسيار مخربي ديگري بر روحيه آنها مي‌گذارد.از ديگر سو به دليل نداشتن يك معيار دقيق از خود براي اندازه گيري ناگزيريم از ابزارهاي ساخته شده توسط ديگران استفاده كنيم از آنجا كه اين آزمونها در فرهنگ خود آنها هنجاريابي شده وقابل استفاده در جوامع ديگر نيست لذا نياز به انطباق باجوامع خودمان را دارد.و بايد آنها را براساس نرم فرهنگي، جنسي و سني فرهنگ خود هماهنگ كنيم. انجام اين پژوهش را مهم مي‌دانم.به طور كلي،هدف اصلي پژوهش حاضر،تعيين روايي و پايايي آزمون ماريا كواس توسط پژوهشگر ومشخص كردن ميزان شيوع اختلالات افسردگي در نوجوانان شهرستان تربت حيدريه خواهد بود.از اهداف فرعي اين پژوهش بررسي عوامل مؤثربر افسردگي نوجوانان وارتباط متغيرهايي همچون سن، جنس، تعداد اعضاي خانواده، وضعيت تحصيلات پدران، وضعيت اشتغال متفاوت پدران ومادران، شهر و روستا،جايگاههاي متفاوت فرزندان، با افسردگي مي‌باشد.
اميد است نتايج پژوهش حاضر بتواند براي والدين و متوليان امور آموزش وپرورش كه ضامن تعليم و تربيت نوجوانان مي‌باشند مفيد و همچنين بتوانيم، ازاين پرسشنامه به عنوان يك معيار تشخيصي در تشخيص و درمان افسردگي نوجوانان در جامعة مورد پژوهش استفاده كنيم.

اهداف تحقيق :
اهداف كلي :
الف ) ارائه جداول نرم و هنجار جهت آزمون افسردگي كودكان مارياكواس براي گروه مرجع نوجوانان دختر و پسر مدارس راهنمايي شهرستان تربت حيدريه.
ب ) بررسي ميزان روايي آزمون افسردگي كودكان مارياكواس براي گروه مرجع نوجوانان پسر و دختر مدارس راهنمايي شهرستان تربت حيدريه .
ج ) بررسي ميزان پايايي آزمون افسردگي كودكان مارياكواس براي گروه مرجع نوجوانان پسر و دختر مدارس راهنمايي شهرستان تربت حيدريه .
اهداف جزئي :
الف ) بررسي رابطه بين افسردگي در نوجوانان و تحصيلات پدر.
ب ) بررسي رابطه بين افسردگي در نوجوانان و تعداد اعضاي خانواده آنها.
ج ) بررسي رابطه بين افسردگي در نوجوانان و مشاغل مختلف پدر و مادر.
د ) بررسي ميزان شيوع افسردگي در دختران و پسران و ميزان تفاوت آنها.
ه ) بررسي ميزان شيوع افسردگي در دانش آموزان روستايي و شهري و تفاوت شدت آنها .
ر ) بررسي ميزان شيوع افسردگي و شدت آن در سنين مختلف.
ز ) بررسي رابطه بين افسردگي نوجوانان و جايگاه فرزندي آنها .

تعاريف نظري واژه‌ها و مفاهيم :
اختلالات خلقي :
« اختلالاتي كه مهمترين ويژگي آنها، ناراحتي خلقي اوليه است، اختلالات افسردگي و اختلال دو قطبي كه در آن نوسان خلق بين افسردگي عميق و شنگولي و هيجان زدگي شديد است » ( دبليو، ۱۳۸۳،ص ۱۸۵ ).
« در فرهنگ جامع لغات روانشناسي و روانپزشكي اختلالات خلقي به معني : هر گروهي از حالات باليني كه با اختلال خلق ( حالت هيجاني دروني فرد ) فقدان احساس كنترل، احساس ذهني، ناراحتي شديد مشخص است ؛ متشكل از افسردگي و ماني است و در DSMIII اختلال عاطفي ناميده مي‌شود » (كاپلان و سادوك، ۱۳۷۴، ص ۲٫۵ ).
در فرهنگ لغات اصطلاحات چهار زبانه روان پزشكي اختلالات خلقي اينگونه تعريف شده است : « احساس نامطلوب و ناخوشايند و ناراحتي اي را گويند كه وضع خلقي بصورت رضامندي عمومي، بيقراري، ناراحتي افسردگي و اضطراب تظاهر مي‌نمايد » ( بهرامي و معنوي،۰ ۱۳۷، ص ۳۲۴(.
افسردگي :
در فرهنگ لغات معين افسردگي اينگونه تعريف شده است : « پژمردگي، اندوهگيني، انجماد، دلسردي، بي حال شدن است » ( معين، ۱۳۷۶، ج : اول، ص ۳۱۹ ).
اختلال افسردگي عبارتست از « پاسخ طبيعي فرد به فشار‌هاي زندگي، اين اختلال در برابر يك تعارض دروني در پاسخ به يك عامل تشخيص خارجي بروز مي‌كند در افسردگي تغيير خلق و دگرگوني افكار برداشتها و عملكردهاي فيزيولوژيك مشاهده مي‌شود » ( گنجي و همكاران، ۱۳۷۶، ص ۷۴ ).
« حالت رواني مشخص با احساس نوميدي، غمگيني، تنهايي، درماندگي، احترام به نفس پايين و خودملامتگري، نشانه‌هاي همراه مشتملند بر كندي رواني ـ حركتي يا گاه بگاهي تحريك، گريز از روابط بين فردي و علائم نباتي نظير، بي خوابي و بي اشتهايي » ( كاپلان و سادوك، ۱۳۸۲،جلد اول، ص ۸۹ ).
افسردگي تك قطبي :
« اختلال افسردگي تك قطبي زماني رخ مي‌دهد كه افسردگي، بر خلق فرد غالب است، اما همه جنبه‌هاي زندگي او را در بر نمي گيرد علائمي مانند، كم خوري يا پرخوري، بي خوابي يا پرخوابي، كاهش سطح انرژي و تنبلي، عزت نفس پايين، كاهش سطح تمركز » ( افروز، ۱۳۸۰، ص ۲۲ ).
« افسردگي، احساس نااميدي و بي ارزش بودن، بدبيني شديد، كند تفكر و عمل، بدبيني نسبت به چشم انداز آينده » ( شريعتي، ۱۳۷۳، ص ۳۹۷ ).
افسردگي دو قطبي :
« نوعي نابهنجاري خلقي است كه وجه مشخصه آن نوسانات شديد بين افسردگي و شنگولي و به تناوب بهبودي و عود كردن بيماري مي‌باشد » ( شاملو، ۱۳۸۳، ص ۱۱۶ ).
« افسردگي دو قطبي زماني رخ مي‌دهد كه افسردگي، همه جنبه‌هاي زندگي فرد را در بر مي‌گيرد و ممكن است شامل يك دوره مانيا نيز بشود و نياز به دارو درماني و روان درماني دارد »
( افروز، ۱۳۸۰٫، ص ۲۲ ).