هنجاريابي مقياس اضطراب اجتماعي نوجوانان (SASA)
برروي دانش آموزان دختر۱۷-۱۵

چكيده

هدف پژوهش حاضر هنجار يابي و بررسي پايايي ،روايي تست اضطراب اجتماعي نوجوانان(SASA )و رابطه آن با ابعاد ادارك خود بر روي دختران نوجوان با گروه سني ۱۷-۱۵سال شهرستان ساوه بود .پژوهش حاضر از نوع پژوهشهاي توصيفي است .تعداد ۳۰۰نفر به روش نمونه برداري چند مرحله اي انتخاب شدند تا به دو مقياس اضطراب اجتماعي و ابعاد ادراك خود پاسخ دهند .پس از جمع آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات نتايج زير حاصل شد :جهت اعتبار يابي ابزار پژوهش از روش آلفاي كرونباخ استفاده شد .ضريب فوق براي ۲۵ سئوال

باقيمانده ۷۸/. برآورد گرديد. روايي سازه اي تست با روش تحليل مولفه هاي اصلي با چرخش ابليمن مورد بررسي قرار گرفت .نتايج نشان داد تست از دو زيرمقياس بيم و ترس از ارزيابي منفي و تنش و بازداري در برخورد اجتماعي اشباع شده است..نتيجه آزمون هبستگي پيرسون ،نشان داد كه شايستگي رفتاري وتحصيلي با ترس از ارزيابي همسالان رابطه منفي دارد.از سوي ديگر ،شايستگي اجتماعي ،ورزشي وجسمي ،خود ارزشمندي كلي با تنش و ترس از روابط اجتماعي رابطه منفي دارد .

 

كليد واژه : اضطراب اجتماعي ،روايي ،اعتبار ،ابعاد ادراك خود

اختلال اضطراب اجتماعی (هراس اجتماعی )یکی از شایع ترین اختلالهای کودکی و نوجوانی است .این اختلال در ۱/۱ درصد تا ۷/۳ درصد از جمعیت کلی کودکان و نوجوانان دیده می شود(بنجامین کاستلوووارن ؛۱۹۹۰؛ورهوست ؛ونداند ؛فردنیا ندوکاسیوس ؛۱۹۹۷) وبین ۳تا۱۳درصد در جمعیت بزرگسالان ؛گزارش شده است (هورای ؛کوپر ؛کرسول ؛شوفیلد وسک ؛۲۰۰۷).
بطورکلی این اختلال در کودکان به عملکرد تحصیلی ضعیف (لاست ,هرسن ؛کاردین ؛اوروشل وپرین ؛۱۹۹۱) ومشکلات روان شناختی مانند افسردگی (اینوربیتزن ؛نولان وواترز؛۲۰۰۰)و سوءمصرف مواد (پاین ؛کوهن گرلی ؛بروک؛ وما ؛۱۹۹۸) منجر می شود.
افزون براین ؛نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی درخطر ناپختگی اجتماعی قراردارند ؛اختلالی که در درماندگی و اجتناب از روابط اجتماعی را در پی دارد (بیدل وترز ؛؛۱۹۹۸ایندربتیزن ؛نولان ؛واترزوباکوسکی ؛۱۹۹۷).و می تواند به نارساکنش وری اجتماعی وروان شناختی و حتی بروز شخصیت اجتنابی در بزرگسالی منتهی شود (پاین ودیگران ؛۱۹۹۸).این اختلال درکودکان با نشانه هایی مانند کم رویی افراطی ؛کناره گیری ازتماس با دیگران ؛عدم تمایل به بازی گروهی ظاهرمی شود.انجمن روانپزشکی امریکا ((APA اختلال اضطراب اجتماعی را یک الگوی پایدار ترس های اجتماعی می داند(DSM-IV1994)

بطور کلی اضطراب عبارت است ازترسی مقاوم وشدید از شیئ یا موقعیتی که در واقع خطرناک نیست . چنین ترسی به تمایل شدید برای اجتناب از موقعیتهای اضطرابی می انجامد ؛ با اینکه افراد به غیر منطقی بودن ترسها و اجتنابهایشان آگاهی دارند( دادستان ؛ ۱۳۷۶ ).
اضطرابها شایعترین اختلالهای طبقه اختلالات اضطرابی می باشند. در DSM-IV این اضطرابها به سه دسته عمده تقسیم می شوند؛(۱)گذر هراسی ۲)هراس خاص و(۳)اضطراب اجتماعی .

.اختلال اضطراب اجتماعی خود به دو نوع تقسیم می شود؛ نوع اول که با ترس از یک موقعیت اجتماعی همچون صحبت کردن درجمع یا روی صحنه ودر حضور دیگران عمل کردن مشخص میشود و نوع غیر فراگیر؛محدود یا خاص نام دارد .
بیش از ۲۰درصد از افراد در اکثر جوامع این نوع اضطراب اجتماعی را نشان می دهند .نوع دوم که نوع فراگیر این اختلال می باشد وافراد تقریبا در همه موقعیتهای اجتماعی اضطراب دارند . این نوع ازاختلال را به مشکل می توان از اختلال شخصیت اجتنابی تمایز داد . در موقعیتهای بالینی افراد مبتلا به هر اس اجتماعی بیشتر موقعیت اجتماعی را برای خود هراس آورگزارش میکنند.( سادوک و سادوک ؛ ۲۰۰۰ ).

بيان مسئله
باتوجه به اين كه اختلال اضطراب اجتماعي درجمعیت های بالینی ،۱۳تا۸ درصد ازاختلال های اضطرابی را تشکیل میدهد. ترس پایداروغیر منطقی همراه با میل قابل توجه برای اجتناب از موقعیتهایی که فرد در آنها ممکن است در حضور دیگران بصورت تحقیر آمیز وخجالت آور عمل کند ، همان طور که پيشتر اشاره شد اضطراب اجتماعي در تخريب يا مختل کردن روابط اجتماعي نوجوانان نقش مهمي دارد. به نظر مي رسد که اضطراب اجتماعي به کناره گيري و اجتناب از تعاملات منجر گشته و افت، کاهش يا نقصان در عملکرد را به همراه مي آورد. بر اين اساس هنگامي که نوجوانان مضطرب اجتماعي تلاش مي کنند که از مهارت هاي اجتماعي خود استفاده کنند و يا مي کوشند با ديگران به شيوه مناسبي تعامل داشته باشند سطوح بالاي اضطراب، عملکرد آنان را تضعيف و يا حتي تخريب مي کند. لذا توجه به اضطراب اجتماعي به عنوان بخش جدايي ناپذير ارزيابي کارکرد اجتماعي تلقي مي گردد. علاوه بر شناسايي افکار اضطرابي پرسشنامه هاي بسياري مي تواند براي ارزيابي اجتماعي نوجوانان مورد استفاده واقع شود. اين پرسشنامه ها شامل پرسشنامه نگراني هاي اجتماعي (اسپنس، ۱۹۹۵) و مقياس اضطراب اجتماعي کودکان (لاگريگا و استون، ۱۹۹۳) است.

از نگاهي ديگر ، نتايج مطالعات مختلف نشان داده است كه دختران در مقايسه با پسران سطوح بالاتري از ترس از ارزيابي منفي گزارش كردند (ايندربيتزن ـ نولان و والترز، ۲۰۰۰؛ لاگركا و لوپز، ۱۹۹۸؛ مالت و رودرگيوز ـ تام، ۱۹۹۹؛ پاكلك و ويدمار، ۲۰۰۰؛ پاكلك، ۲۰۰۴؛ پاكلك و ويدس، ۲۰۰۸).بنابراين معرفي دقيق مقياسي كه بتواند اضطراب اجتماعي نوجوانان با توجه به ساختار عاملي و ويژگي هاي روانسنجي اين مقياس به طور دقيق دنبال كند لازم وضروري است ..

 

اولين موردي که با اختلال هراس اجتماعی در متون گزارش شده است ؛ توصیفی می باشد که بقراط پزشک یونانی در قرن چهارم قبل از میلاد از یک فرد مبتلا به اضطراب اجتماعی کلاسیک ؛ارائه کرده است که دارای این ویژگیها میباشد.
(( … در همه جا دیده نمی شود ؛زندگی در تاریکی را دوست دارد ؛و نمی تواند روشنایی را تحمل کند یا در مکانهای روشن بنشیند ؛ کلاهی چشمانش را پوشانده است ؛ نه می بیند ونه دیده می شود. اواز ترس اینکه مبادا در حرکات وگفتارها مورد سوء استفاده قرار گیرد ؛ مورد تعرض قرار گیرد ؛ پذیرفته نشود یا مریض شود؛ با هر کسی معاشرت نمیکند؛ او فکر می کند هرکسی او را می بیند…))( بورتون ؛ ۱۶۲۱ ؛ ص ۲۷۲ ؛به نقل از روزنهان )و سلیگمن ۱۹۹۵ )
اضطراب اجتماعی برای نخستین بار در امریکا توسط بیرد)در فرانسه بوسیله ژانه توصیف شد .نخستین بار اصطلاح (( اضطراب اجتماعی )) را مارکس گلدر ( ۱۹۶۶ ؛به نقل ازنویس و هاهن ساریک ؛ ۲۰۰۰ )برای این اختلال بکار بردند.این دو فردبر اساس یافته های خود مبتی بر اینکه اضطراب اجتماعی از نظر سن شروع از سایر هراسها متفاوت است ؛ این اختلال را از سایر هراس تمایز کردند ،که تاثیر به سزایی در تثبیت این واحد تشخیصی به عنوان یک اختلال مستقل داشت (مارکس ولگدر؛۱۹۶۶؛ به نقل از همان منبع).

این اختلال تا پیدایش راهنمای تشخیصی وآماری اختلالهای روانی ویرایش سوم ( DSM-III)در سال ۱۹۸۰ ؛ به عنوان یک اختلال یا نشانگان خاص قلمداد نمی شد.در این سال بود که این اختلال وارد نظام طبقه بندی اختلالهای روانی گردید و سیمایه های این اختلال دردو بازنگری DSM-III-Rو DSM-IVباوضوح بیشتری تعریف شدند

ویژگی یا سیمایه اساسی اضطراب اجتماعی در DSM-IV عبارت بود از ترس پایداروغیر منطقی همراه با میل قابل توجه برای اجتناب از موقعیتهایی که فرد در آنها ممکن است در حضور دیگران بصورت تحقیر آمیز وخجالت آور عمل کند. در DSM-III-R عنوان شد که فرد یا ازاین موقعیتهای هراسناک اجتناب می کند و یا با اضطراب شدیدی این موقعیت را تحمل می کندو این رفتار اجتنابی با کارکرد شغلی یا اجتماعی شخص تداخل می کند و از داشتن این ترس آشفته و ناراحت هستند. در ویرایش چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی DSM-IV ذکر گردید که شخص از افراطی یا غیر منطقی بودن هراس و ترس خود آگاهی دارد .

بطور کلی سیمایه اصلی هراس اجتماعی یک ترس آشکار ویاپدار از موقعیتهای اجتماعی یا عملکردی است واز این باورفرد ناشی می شود، که او دراین موقعیتها به شکل خجالت آوری یا تحقیر آمیزی رفتار خواهد کرد . درضمن این افراد هر گاه امکان داشته باشد از موقعیتهای ترس آور اجتناب خواهند کرد؛ در غیر اینصورت فرد بایستی فشار و ناراحتی قابل توجهی را در موقعیت تحمل کند. برای بعضی از افراد فقط بخش کوچکی از موقعیتهای اجرایی یا عملکردی همچون نوشتن در جمع یا سخنرانی برای گروهی از شنوندگان ترس آوراست و عده ای دیگر از دامنه گسترده ای از عملکرد عمومی یا موقعیتهای تعامل اجتماعی می ترسند. در هر کدام از موارد ؛ اضطراب اجتماعی زمانی بعنوان یک تشخیص مطرح می گردد که این گونه ترسها بطور معناداری عملکرد روزمره شغلی یا اجتماعی فرد را مختل می کند. اضطرابهای اجتماعی شایع شامل، ترس از صحبت کردن یا غذا خوردن در جمع ؛ ادرارکردن در توالتهای عمومی ؛ نوشتن در حضور دیگران ؛ سرخ شدن ؛ استفراغ کردن در حضور افراد دیگر و یا گفتن چیزهای احمقانه در موقعیتهای اجتماعی می باشد( سادوک و سادوک ؛ ۲۰۰۰)

علامتهای شایع همراه با اضطراب اجتماعی مشتمل است بر حساسیت زیاد نسبت به انتقاد ؛ ارزیابی و طرد ؛ مشکل در ابراز وجود ؛ عزت نفس پایین و احساس حقارت ؛ آنها مهارت اجتماعی ضعیف همچون تماس چشمی ضعیف وعلائم اضطراب را نیز نشان می دهند .این افراد اغلب دارای شبکه های حمایت اجتماعی ضعیف هستند و کمتر ازدواج می کنند. پاسخ به درمان خوبی دارند، ولی مراجعات کمی برای درمان دارند زیرا مشکل خود را نوعی خجالتی بودن می پندارند که نیاز به درمان ندارند .معمولا” این افراد در موقعیتهای بالینی همواره شاکی هستند که از چند موقعیت اجتماعی می هراسند ( نویس و هاهن – ساریک ؛ ۲۰۰۰؛ سادوک و سادوک ؛ ۲۰۰۰) . هراس اجتماعی ممکن است با اختلال وحشتزدگی ؛ گذرهراسی ؛ اختلال وسواسی – اجباری ؛ اختلال های خلقی ؛ اختلال های وابستگی به مواد و … همراه باشد.

 

طبق یک مطالعه بین فرهنگی در کشورهای آمریکا؛کاندا ؛وکره بالاترین میزان شیوع اضطراب اجتماعی در ایالات متحده با ۳/۱۳% در کره با ۵/۰% پایین ترین شیوع مشاهده شد (سادوک وسادوک ؛۲۰۰۰).
میانگین سن شروع این اختلال از اواسط نوجوانی تا اواخر ۲۰ سالگی می باشد که اغلب سن متوسط شروع اضطراب اجتماعی را ۱۶ سال گزارش می کنند .
مطالعات مختلف در بررسی عوامل زمینه ساز برنقش بااهمیت عوامل جمعیت شناختی سن وجنس تاکید قابل ملاحظه ای داشته اند .

رفتارگرایان عقیده دارند که افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی ؛ نخست از راه شرطی شدن ترس را می آموزند وسپس اجتناب از پاره ای از اشیاء ؛ موقعیتها یا رویدادها فرا می گیرند.
نظریه های شناختی پیرامون اختلالات اضطرابی مبتنی بر این انگاره می باشند که عوامل شناختی همچون باورهای ناکارآمد و افراد غیر منطقی نقش به سزایی در سبب شناسی و تداوم اضطراب بازی می کنند .

در حوزه علت شناسی و درمان گری اختلال اضطراب اجتماعی در کودکان ، تنوع و تعدد دیدگاه های نظری و به تعاقب آن شیوه های درمان گری بسیاری است .
دیدگاه های فرهنگی – اجتماعی ، رفتاری نگر ، شناختی ، رفتارشناسی طبیعی و زیستی – رفتاری ، زیست شناسی و تبین های روان پویشی هر یک از منظری به این اختلال نگریسته و بر مبنای روی آورد خود، به تدوین طرح های درمان گری خاص پرداخته اند .آنچه در همه این روی آوردها مورد تاکید قرار گرفته است تشخیص زودهنگام و سپس انتخاب شیوه درمان گری متناسب در کودکان و نوجوانان به منظور پیشگیری از آسیبهای وخیم در بزرگسالی است .

ادراک خود
بيرن (۱۹۸۴)در مورد الگوهاي نظري مفهوم خود بحث كرده است .او به سه الگو بيشترين توجه خود را اختصاص داده است .الگوي نخست ،بيانگر تك بعدي بودن مفهوم خود است .الگوي دوم بيانگر اين است كه مفهوم خود از جنبه هاي نسبتامتمايزي ساخته شده است .الگوي سوم ،بيانگر يك الگوي سلسله مراتبي است ،محسني (۱۳۷۵) معتقد است ادراك خود ،مفهومي شناختي –اجتماعي است و كوشش در جهت متما يز ساختن خود از ديگري است .در اين ارتباط ،هارتر (۱۹۹۹) براين باور است اگر كودكان در محيطي پذيرا زندگي كنند ،به طوري كه مجبور به انجام تكاليفي نشوند كه براي انجام آن آمادگي ندارند ،ادراك آن ها از لياقت هاي شناختي خود آسيب نمي بيند .

مفاهیمی مانند حرمت خود خودپنداشت ،ادراک شایستگی و ادراک خود در ادبیات مربوط به علوم شناختی از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده اند .ادراک شایستگی اساس پیدایش و سلامت روانی در نظریه اریکسن (۱۹۵۰)است .در این نظریه ادراک شایستگی عبارت است از احساس توانمندی برای انجام موفقیت آمیز تکالیفی که مستلزم برخورداری از مهارتهای معینی است که از طریق تعامل با محیط اجتماعی و فیزیکی بوجود می آید .

طی چند دهه اخیر پژوهش هایی درباره روابط اجتماعی با همسالان و متغیرهای همبسته با آن در دوران کودکی و نوجوانی صورت گرفته است .یافته های از این پژوهش ها نشان میدهد که روابط ضعیف با گروه همسالان با الگوی عمومی منفی ادراک خود همراه است .این الگو عبارت است از ادراک شایستگی اجتماعی پایین ،خودکفایی ضعیف و انتظارات سطح پایین برای پیامدهای اجتماعی و ارزشیابی دوستان (هیمل و فرانک ،۱۹۸۵).در حالی که دانش آموزان اجتماعی ،از اداراک خود مثبت ،بویژه در زمینه شایستگی اجتماعی ،شایستگی جسماني و حرمت خود برخوردار هستند (بویومن و بگین ،۱۹۸۹)

شواهد موجود حاکی از آ« است که تعامل با همسالان می تواند به عنوان عاملی با اهمیت در شبکه روابط اجتماعی فرد تلقی گردد ،اما در شکل گیری ادراکات نسبت به شایستگی و ارزشمندی خود.عوامل دیگر این شبکه از جمله روابط با والدین و سایر اعضا ،تجارب قبلی و کنونی شخص ،اضطراب اجتماعی نیز حائز اهمیت است .(مایز ،راسل و پتی ،۱۹۹۸) علاوه براین ،ویژگی های شناختی و نیز بسترا جتماعی و فرهنگی برپیدایش و تحول ادراک های خود و عواطف همایند یا برخاسته ار آن تاثیر گذر است (هارتر ،۱۹۹۹)

بهر حال مي توان بيان كرد كه ادراك نوجوانان از ابعاد متفاوت خود در كاهش ويا افزايش ميزان اضطراب آنها نقش دارد .زيرا شايستگي هاي متفاوت و عدم سوگيري شناختي در تجربه كردن اضطراب از سوي نوجوانان مي تواند موثر باشد ..باتوجه به اين واقعيات كه ، تعداد بسيار زيادي از موقعيت ها وجود دارد كه، پريشاني، نگراني و رفتارهاي اجتنابي را در نوجوانان فرامي خواند، تشخیص زودهنگام و سپس انتخاب شیوه درمان گری متناسب به منظور پیشگیری از آسیبهای وخیم در بزرگسالی بسيار موثر خواهد بود .

 

ضرورت پژوهش
اختلال اضطراب اجتماعی (هراس اجتماعی )یکی از شایع ترین اختلالهای کودکی و نوجوانی است ؛ این اختلال در کودکان ونوجوانان به عملکرد تحصیلی ضعیف ومشکلات روان شناختی مانند افسردگی و سوءمصرف مواد (پاین ؛کوهن گرلی ؛بروک؛ وما ؛۱۹۹۸) منجر می شود.از طرفی دیگر با وجود ميزان شيوع بالاي آن، به مثابه يك حالت اختلال هيجاني، نگراني درباره ارائه خود و اجتناب از رفتار در تعاملهاي اجتماعي واقعي و فرضي در نوجوانان، ،آنان را در خطر ناپختگی اجتماعی قرارمي دهد و درماندگی و اجتناب از روابط اجتماعی را در پی دارد و می تواند به نارساکنش وری اجتماعی وروان شناختی و حتی بروز شخصیت اجتنابی در بزرگسالی منتهی شود،،

تجارب اولیه افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی یک رشته فرض ها را در باره خودشان و موقعیت اجتماعی به وجود می آورند ،این فرض ها منجر به این خواهد شد که آنها تعامل های اجتماعی را بصورت خطرناک ارزیابی کنند و درنهایت منفی تعبیر نمایند .این ارزیابی ها و تعبیر های منفی به نوبه خود برنامه اضطرا ب را فعال می سازد که به سه موء لفه در هم تنیده جسمی و شناختی ؛ رفتارهای ایمنی و تغییر در توجه ظاهر می شود . از طرف ديگر تعداد زيادي از فرايندهاي شناختي، رفتار واقعي نوجوانان را در موقعيت هاي اجتماعي تعيين مي کنند (مک فال، ۱۹۸۲؛ نقل از اسپنس و دونوان، ۲۰۰۰). اين فرايندها در بر دارنده يک تاثير متقابل و پيچيده بين مهارت هاي ادراک و حل مسئله اجتماعي مي باشند. مشکلات در هر يک از اين مهارت ها مي تواند منجر به يک رفتار نامناسب شود. عوامل بسيار ديگري وجود دارند که نشان مي دهند چرا نوجوانان به شيوه اي خاص در شرايط اجتماعي رفتار مي کنند. رفتار اجتماعي از طريق همان اصول يادگيري که در مورد هر شکل از رفتار آدمي به کار مي رود، مشخص مي شود. بنابراين، عواملي مثل الگوبرداري از ديگران، تقويت يا تنبيه بر پاسخگويي اجتماعي تاثير معناداري دارند.

تحقيقات اخير بر روي نوجوانان با فوبياي اجتماعي حاکي از آن است که اين نوجوانان در موقعيت هاي اجتماعي ارزيابي کننده به عنوان کساني که انتظارات منفي و خودارزيابي هاي انتقادي بالايي دارند، توصيف مي شوند. آنان منتظرند تا اتفاقات بدي در موقعيت اجتماعي رخ بدهد و انتظار دارند که بد عمل کنند. اين افکار احتمالا سبب بروز رفتار اجتنابي و سطوح بالاي اضطراب در اين نوجوانان مي شود. به طور مشابه سبک شناختي بدبينانه در نوجوانان افسرده با صلاحيت اجتماعي ضعيف رابطه نشان مي دهد (گاربر، ويس و شانلي، ۱۹۹۳؛ نقل از اسپنس و دونوان، ۲۰۰۰).

بنابراين، رفتار اجتماعي ممکن است تحت تاثير افکار مختل کننده اضطرابي و افسرده قرار گيرد.اگر نوجوانان بدانند که چه گونه رفتار کنند و بتوانند يک تکليف اجتماعي را به طور رضايت بخشي در سطوح اضطراب پايين انجام دهند، احتمال اينکه عملکرد آنان به طور معناداري تغيير کند در شرايطي که اضطراب زيادي را تجربه مي کنند وجود دارد. لذا تشخیص زودهنگام وسپس انتخاب روش درمانگری متناسب در کودکان و نوجوانان به منظور پیشگری از آسیبهای وخیم در بزرگسالی تاثیر بسزایی می تواند داشته باشد .