چکیده

پژوهش حاضر به منظور هنجاریابی زیر مقیاس های ارزشیابی آزمون میکر در دانش آموزان کلاس های سوم تا پنجم ابتدایی انجام شده است. نمونه پژوهش مشتمل بـر ۲۹۲ دانـشآمـوز دختر و پسر است. آزمون توانایی های شناختی میکر دارای چهار زیرمقیاس ارزشیابی است که بر اساس الگوی چندعاملی۴ و شناختهشده هوش گیلفورد ۵(۱۹۵۹ )ساخته شده اسـت. نتـایج نشان داده که ضریب پایایی زیرمقیاس ها ۰/۷۷ است. ضریب پایایی کل آزمون ۰/۷۸ اسـت.

برای روایی ملاک از روش روایی همزمان استفاده شده است. همچنین، نتایج پـژوهش نـشان

* این مقاله ازرساله دکتری نویسنده اول مقاله گرفته شده است. تاریخ دریافت: ۱۳۸۶/۳/۳؛ تاریخ آغاز بررسی: ۱۳۸۶/۴/۲۰؛ تاریخ تصویب: ۱۳۸۷/۳/۶-۱دانشجوی دکتری روان شناسی دانشگاه اصفهان و مربی دانشگاه ایلام
E-mail: Jmohammadzadeh@ mail. ilam. ac. ir

-۲استاد یار روان شناسی دانشگاه اصفهان dr. oreyzi @ edo-ui.ac.ir

-۳استاد روان شناسی دانشگاه اصفهان. آدرس: اصفهان، دپارتمان روانشناسی، دانشگاه اصفهان.

۴- Meeker’s Cognitive Abilities Test Multifactoral 5- Guilford

داده است کـه میـان زیرمقیـاس هـای ارزشـیابی آزمـون میکـر و ارزیـابی دروس تحـصیلی دانشآموزان رابطه معنادار وجود دارد .(p</001)

یافتههای مربوط به هنجاریابی چهار زیرمقیاس ارزشیابی آزمـون تـشخیص توانـاییهـای شناختی میکر با توجه به رتبه درصدی ارائه شـده اسـت. نتـایج نـشان داد کـه در برخـی از زیرمقیاس های۱ ارزشیابی (سه زیر مقیاس EFU، EFC و (ESS دانش آموزان ایرانی نـسبت به دانش آموزان آمریکایی بالاتر هستند و تنها در زیر مقیاس ESC پایین تر هستند. بـر اسـاس یافتههای پژوهش حاضر پیشنهاداتی برای بهبود تواناییهای ارزشیابی ارائه شده است.

کلید واژهها: هنجاریابی آزمون میکر، روایی همزمان با درجهبندی معلـم، سـاختار هـوش گیلفورد، ارزشیابی شناختی، ارزشیابی نمادی و تصویری

مقدمه

در طول تاریخ یافتن افرادی با تواناییهای برتر شناختی مورد نظر بوده است. برای مثال در چین باستان، حتی ۲۲۰۰ سال قبل از میلاد آزمونهایی برگزاری میشده است تا افرادی که در رقابتهای مربوط به آن برنـده مـیشـوند، بـرای تـصدی مـشاغل مهـم حکـومتی جایگزین شوند (دوبوا۲، ۱۹۷۰ به نقل از دانت.( ۲۰۰۱۳ در اسپارت قـدیم، یـافتن کودکـان باهوش و با استعداد، برای پرورش و منصوب کردن آنان در مشاغل مهم مربوط بـه جامعـه بزرگسالی مورد نظر بوده است (دیویس۴ و ریم۵، ۱۹۸۹، به نقل از دانـت .(۲۰۰۱ در همـه فرهنگها تمایل و انگیزۀ دریـافتن توانـاترین و بـا اسـتعداد تـرین افـراد محـسوس اسـت

(رنزولی۶ ، .(۱۹۸۶ این مسئله در آموزش و پرورش هر کشور از اهمیتی خاص برخـوردار است.

۱- Evaluation Subscales 2-Debois 3-Dunnette 4 -Davis 5-Rim 6-Renzulli

۷۹

غالباً معلمان ، والدین، وخود افراد از استعدادهای خود به درستی آگاه نیستند (شـکلتون و فلچر، .(۱۳۷۴ هرگاه معلمان و والدین استعداد دانشآموزان و کودکان خود را شناسـایی کنند، میتوانند آنها را در مسیر درست هدایت نمایند. شناختن استعدادها از طریق آزمونها امکانپذیر است. بیشتر آزمونها فقط هوش عمومی را میسنجند (مانند آزمونهـای هوشـی وکسلرو بینه) یا فقط برخی استعدادها را شناسایی میکنند (مانند آزمونهای مک کارتی۱ که فقط تواناییهای کلامی، حرکتی، ادراکی، عملکردی، و عددی را میسنجد) یا اینکـه بـرای سنجش همگان مناسب نیستند و صرفاً برای گروهی از کودکان مناسباند (ماننـد مجموعـه آزمونهای ارزیابی کودکان کوفمن.(۲ از این گونه آزمونها بیشتر روانشناسان بـالینی، بـرای شناسایی مشکلات کودکان، در نیل به موفقیتهای تحصیلی بهره میگیرند، اما آزمون میکر تواناییهای شناختی دانشآموزان را بر اساس الگوی گیلفورد شناسایی و توصیفی دقیـق از تواناییهای اختصاصی آنان فراهم میکند و برای شناسایی اسـتعدادهای گونـاگون مناسـب است. بسیاری از شکستهای یادگیری، ناشی از فقدان تواناییهای هوشی در دانشآمـوزان است. الگوی ساختار هوش۳ این ناتوانیها را شناسایی کـرده و بـرای بهبـود توانـاییهـای هوش راهبردهایی ارائه میکند. این آزمون نیمرخی بسیار اختصاصی از تواناییهای دانـش-

آموز بهدست میدهد و نقاط ضعف آنها را در ساختار هوش گیلفورد مشخص می کند.

همچنین، بر اساس الگوی ساختار هوش میتوان راهبردهای آموزشی را بـرای تقویـت مهارتهای فراشناختی ارائه کرد. ابتدا باید، دانشآموزان را به وسیله آزمون سنجش کـرد و در پایان سنجش نمرات به دست آمده را برای آموزش به معلم گزارش نمود تـا پـس از آن معلمان، آموزش فراشناختی را در پنج زمینـه ارائـه کننـد: درک مطلـب، حافظـه، قـضاوت، مسئلهگشایی، و خلاقیت. بعضی مدارس آموزش فراشناختی را در ۱۵ دقیقه به دانشآموزان ارائه میکنند، در حالی که مدارس دیگر یک دوره را در روز به این فعالیـتهـا اختـصاص میدهند. هدف آموزش فراشناختی گسترش ذهن دانشآموزان در زمینههایی اسـت کـه در برنامه درسی گنجانده نشده است. اگر این مهارتهای فراشناختی در آنها افزایش یابد، قادر

۱-McCarthy 2-Kaufman Assessment Battery for Children 3-Structure of Intellect

به درک برنامههای درسی معمـولی خواهنـد بـود (شـارون کـردز۱، .(۲۰۰۱ رابـرت میکـر۲

(۱۹۹۶) بر اساس الگوی ساختار هوش گیلفورد یک ارتباط چندکانالی در آموزش را مطرح میکند که مشاوران خلاق او طراحی کردهاند تا در آن بر نقش معلم، دانـش آمـوز، و مـواد آموزشی در تدریس تأکید میشود.

اکنون به منظور درک بهتر مفاهیم امروزی از هوش به بررسی مفاهیم گذشته مربوط بـه آن میپردازیم.

مطابق با نظر سریل برت( ۱۹۵۵)۳ واژه هوش به اینتلیجنتیا۴ بر میگردد، اصطلاحی کـه سیسرو۵ آن را معرفی کرد. دیدگاه اسپیرمن( ۱۹۲۷)۶ از هوش، وحدت گرا۷ بـود. هـر دو این اصطلاح را به روانشناسی هربرت اسپنسر( ۱۸۹۵)۸ نسبت میدهند که بر نقش زیست-

شناسی در هوش تأکید داشت. اسپنسر هوش را قدرت ترکیب تأثیرات مجزا تعریف میکند و این مفهوم را به نظریه تکامل نسبت میدهد. این تعریف الگویی برای نظریهپردازان بعدی شد. بورینگ (۱۹۲۳) هوش را آن چیزی تعریف میکند که آزمون هوش انـدازه مـیگیـرد.

مطابق با نظر پترسون(۱۹۲۵)۹ هر چند بینه یک تعریف رسـمی از هـوش ارائـه نکـرد، امـا دیدگاههایی در مورد هوش داشت. بینه(۱۹۰۹، نقل از گیلفورد ،(۱۹۶۷ بر عملیات مربـوط به مسئلهگشایی یا تفکر تأکید داشت که در آن سه مرحله جهتیـابی، سـازگاری، و خـود-

انتقادی را تشخیص داد. جهتیابی معادل بـا مفهـوم اخیـر »مجموعـه ذهنـی«۱۰ اسـت کـه فعالیت مربوط به جستجوی هدف یک جنبه مهـم آن اسـت. سـازگاری مربـوط بـه یـافتن شیوههایی برای رسیدن به مقصود، ابداع روشها و انتخاب روشهاست.

۱-Sharon Cordes 2-Robert Meeker 3-Cyril Burt 4-Intelligentia 5-CiCero 6-Spearman 7-Monarchic 8-Herbert Spencer 9-Peterson 10-Mental Set

۸۱

از نظر بینه خود-انتقادی، نوعی خود-ارزشیابی است. او بعدًا مرحلـه چهـارم ادراک یـا فهم را اضافه کرد که دارای چهار مرحله جهت یابی، ادراک، ابداع، و انتقـاد بـود. توصـیف بینه از تفکر یا مسئلهگشایی کاملا هماهنگ با تفکر اخیر اسـت. دیـدگاه بینـه در تـضاد بـا دیدگاه وحدتگرای اسپیرمن از هوش است. بینه معتقد بود که قدرتهای ذهنی هر آزمودنی مستقل و نابرابر هستند و ممکن است حافظه ضعیف با توانایی قضاوت بـالا همـراه باشـد.

وکسلر((۱۹۵۸ به چیزی که یک تعریف عملیاتی از هوش است اشاره دارد: هوش، ظرفیت کلی یا پیچیدۀ فرد در عمل کردن با یک هدف معین، در فکر کـردن بـه طریقـی عاقلانـه و متناسب، و در داشتن مناسبات سودمند با محیط است.
بیشتر منابع و یافتههای موجود در زمینه تاریخچه سنجش هوش (برای مثال آناستازی۱،

۱۹۷۶، کرانباخ۲،۱۹۷۰، استرنبرگ۳، (۱۹۷۹ بیانگر وجود الگوی ساختاری هوش به صورت یکی از عوامل مهم در نظریههای هوش است. در قلمرو نظری، هر مقوله بسیار مهم پیـشینه باید شامل: الف) نظریههای چنـدعاملی؛ ب)نظریـههـای رشـدی؛ و ج)الگوهـای پـردازش اطلاعات باشد. اسپیرمن (۱۹۲۳) نظریهای از هوش را ارائه کرد که نشان دهندۀ یک جملـه مربوط به عامل اصلی بود که بر مبنای تحلیل عوامل به دست میآید و جملـه خطـا نـشان دهنده عامل اختصاصی هـوش و یـک توانـایی خـاص بـود و عامـل عمـومی آن را تببـین نمیکرد. در پی آن نظریههای چند عاملی تورندایک( ۱۹۲۷)۴ و ترستون( ۱۹۳۸)۵ و نظریـه سلسلهمراتبی ورنون( ۱۹۵۰)۶، نظریه هوش سیال۷ در مقابل هوش متبلور۸ کاتل( ۱۹۵۰)۹

مطرح شد. دیدگاههای گیلفورد (۱۹۶۷) و میکر (۱۹۶۹) ارتباطی نزدیک با دیدگاه ترسـتون دارد، با این تفاوت که فعالیتهـای ذهـن (بـرای مثـال حافظـه) و محتـوای آن (بـرای مثـال محاسبه عددی) در نظریه گیلفورد جدا از یکدیگرنـد، امـا در نظریـه ترسـتون بـا یکـدیگر

۱-Anastasi 2-Cronbach 3-Sternberg 4 -Thorndike 5 -Thurston 6-Vernon 7 – Fluid 8-Crystalized 9 – Cattle

مربوط و آمیخته هستند. برخلاف اسپیرمن، گیلفورد عامل کلی (g) را که به شکل یک نمره

IQ کلی فرض میشود، در نظر نمیگیرد، بلکه از توانـاییهـای شـناختی کـه بـه صـورت عوامل متعدد و گوناگون هستند نام میبرد که آنها را به صورت یک نمره واحد نمـیتـوان توصیف کرد. در الگوی ساختاری هوش گیلفورد بعضی از عناصر به صورت سلسلهمراتبی هستند، همانطور که در الگوی ورنون (۱۹۵۰) چنین چیزی به چشم میخورد، امـا بعـضی دیگر ماهیت سلسلهمراتبی ندارند. بنابراین چارچوب کلی تواناییهای شناختی بـه صـورت سلسلهمراتبی نیست. از دیدگاه نظریه دو عاملی (کاتل، ۱۹۶۳، نقل از میکر و میکر، (۱۹۹۱،

گیلفورد (۱۹۸۰) یک مقایسه کامل و جـامعی از دیـدگاههـای متفـاوت ارائـه کـرده اسـت.

همچنین الگوهای پـردازش اطلاعـات را داس۱، کربـای۲ و جـارمن( ۱۹۷۵)۳ و اسـترنبرگ

(۱۹۷۹) بیان کردهاند. مقایسه میان این نظریهها را با نظریههای چند عاملی ذکر شده در بالا ساتلر( ۱۹۸۲)۴ واسترنبرگ((۱۹۷۹ انجام دادهاند. استرنبرگ((۱۹۸۳ معتقد است که نظریهای مانند نظریه گیلفورد (۱۹۶۷) حاوی بسیاری از عناصر پردازش اطلاعات است گرچـه ایـن نظریه از دانش روانسنجی برخوردار است. میکر((۱۹۹۱ معتقد است کـه میـان دو آزمـون معروف، مقیاس هوش استنفورد- بینه و مقیـاس تجدیـد نظرشـده وکـسلر بـرای کودکـان، ارتباط وجود دارد زیرا عناصری مشترک وجود دارد که این آزمونها درصدد انـدازهگیـری آنها هستند. در عین حال الگوی ساختار هوش گیلفورد در تلاش برای ارائه تنها یک نمـره

IQ واحد نیست که عاملی یک بعدی و کلی را بـرای هـوش در نظـر مـیگیـرد. بـرعکس آزمونهای استنفورد- بینه یا مقیاسهای وکسلر سعی بر ارائه نمـرهای واحـد بـرای هـوش دارند. همچنین تعداد زیرمقیاسهای آزمون تواناییهـای یـادگیری هـوش دو برابـر تعـداد آزمونهای مقیاس تجدید نظر شده وکسلر است، بنابراین نمونه تواناییهـا بـسیار بیـشتری است.

۱-Das 2-Kirby 3-Jarman 4-Sattler

۸۳

به علاوه زیرمقیاسهای تولید واگرای آزمون ساختار تواناییهای یادگیری هـوش بـی-

نظیر است و در مجموعه آزمـونهـای سـنجش شـناختی بـه چـشم نمـیخـورد. گیلفـورد کارکردهای شناختی خاص را بر اساس پنج نوع عملیـات۱ یـا فعالیـت (شـناخت، حافظـه، تولید واگرا، تولید همگرا، ارزشیابی) تحلیل میکند که محصول۲ ششگانه ایـن عملیـات یـا فعالیتها (مانند واحدها، طبقه ها، نظام ها، رابطه ها، تبدیلات و تلویحات) بـا چهـار نـوع محتوا۳ (تصویری، نمادی، معنایی، رفتاری) که مبنای فعالیتها یا عملیـات اسـت صـورت میگیرند. در طبقهبندی وی صدوبیست توانایی متمایز بهدست میآید که بـرای بـسیاری از آنها در آزمون تواناییهای شناختی میکر سؤالاتی تدوین شـده اسـت. در پـژوهش حاضـر سعی شده است که به سؤالهای پژوهشی زیر پاسخ داده شود.

-۱آیا میزان ضریب پایایی آلفای کرانباخ قابل قبول است؟

-۲توزیع فراوانی و نمودار ستونی آزمون میکر چگونه است؟

-۳ آیا نمرات زیرمقیاسهای آزمون میکر با نمرات حاصل از ارزیـابی معلـم از دروس تحصیلی، رابطه دارد؟

-۴ رتبه درصدی آزمون توانایی های شناختی میکر چگونه است؟

 روش

جامعه آماری و گروه نمونه جامعه آماری، کلیه دانشآموزان پایههای سوم تا پنجم مقطع ابتدایی شهر اصفهان در سال تحصیلی ۸۵-۸۶ بوده است. روش نمونهگیری، خوشهای دو-
مرحلهای است. در مرحله اول از میان منـاطق آمـوزش و پـرورش اصـفهان، دو منطقـه بـه صورت تصادفی انتخاب و در مرحله دوم از میان مدارس ابتدایی دو منطقه، چند مدرسه به روش تصادف انتخاب و گروههای نمونه از میان مـدارس و از پایـههـای سـوم، چهـارم، و پنجم انتخاب شدهاند. حجم نمونه ۳۰۰ نفر بوده که با توجه به افت هشت نفری آزمودنیها در عمل حجم نمونه به ۲۹۲ نفر کاهش یافته است.

۱-Operation 2-Product 3-Content

۴۸ فصلنامه نوآوریهای آموزشی، شمارۀ۲۵، سال هفتم، بهار۱۳۸۷

ابزار گرد آوری دادهها

ابزار گردآوری دادهها در پژوهش حاضر، مقیـاسهـای ارزشـیابی آزمـون توانـاییهـای شناختی میکر بوده که دارای چهار زیرمقیاس است که عبارتنـد از: -۱ارزشـیابی واحـدهای تصویری.۱ وظیفه دانشآموز در این آزمون، مقایسه کردن اشکال بـرای پیـدا کـردن شـکلی است که دقیقا مانند شکل محرک است. -۲ارزشیابی طبقات تصویری .۲ تکلیف دانش آموز در این آزمون، پیدا کردن شـکلی اسـت کـه بیـشترین اشـتراک را بـا شـکل محـرک دارد. -۳ارزشیابی طبقات نمادی.۳ این آزمون توانایی دانش آموز را در داوری دربارۀ شباهتهای مسائل حساب را میسنجد و فرد اعـداد را بـا مـلاکهـای متفـاوت طبقـهبنـدی مـیکنـد. ۴ -ارزشیابی نظامهای نمادی .۴ در این مورد، تکلیف فرد ارزشیابی نظامهای اعـداد اسـت.

برای هر یـک از ایـن زیرمقیـاسهـا نمونـهای در بخـش ضـمیمه آورده شـده اسـت. ایـن زیرمقیاسها بر اساس الگوی مکعبی هوش گیلفورد ساخته شده است. او در این الگـو سـه ُبعد محتوا، فرآورده، و عملیات را مشخص کرده استُ.بعد عملیات دارای پنج مقوله اسـت که ارزشیابی یکی از آنهاست. این زیرمقیاسها مربوط به مقولـه ارزشـیابی هـستند. الگـوی هوش گیلفورد مطابق با تحلیل عاملی پاسخهای بزرگسالان به سؤالات آزمون شکل گرفتـه است. میکر و میکر (۱۹۷۳) از این الگو جهت شناسایی تواناییهای آموزشی در کودکـان و اخیرا در بزرگسالان استفاده کردهاند. این زیرمقیاسها را محمد زاده، عریضی، و مولوی بـه فارسی ترجمه کردهاند. زیرمقیاسهای EFU دارای ۲۶ سؤال، ۱۷ EFC سؤال، ۲۷ ESC،

و ESS دارای ۸ سؤال است. به دلیل سختی ۱۴ سؤال پایانی ESC برای این سطح سنی، این سؤالات اجرا نشدهاند. زمان اجرای آزمون ۲۳ دقیقه بوده است.

۱-Evalution of Figural Units (EFU) 2- Evalution of Figural Classifications (EFC) 3- Evalution of Symbolic Classifications (ESC) 4- Evalution of Symbolic Systems (ESS )

هنجاریابی زیرمقیاسهای ارزشیابی آزمون تواناییهای شناختی میکر
۸۵

نتایج پژوهش

برای سنجش پایایی زیرمقیاسها مطالعهای مقدماتی روی دانشآموزان کلاسهای سـوم تا پنجم ابتدایی بهعمل آمده که نتـایج آن در جـدول شـماره ۱ ارائـه شـده اسـت. در ایـن جدول، N حجم آزمودنیها و G کلاس است. همانطور که دیده می شود، زیرمقیـاسهـا از نظر پایایی شرایط تقریبا مشابهی دارند که دامنه آن از ۰/۶۶ تا ۰/۷۰ است.

جدول -۱ضرایب پایایی زیرمقیاسهای ارزشیابی آزمون تواناییهای شناختی

میکر در دانشآموزان کلاس های سوم تا پنجم ابتدایی

زیر مقیاسها آلفا بازآزمایی فرمهای همتا
N=50 سوم G= N=50 چهارمG= N=50 پنجم G=

EFU 0/67 0/68 0/69
EFC 0/66 0/67 0/70
ESC 0/67 0/68 0/69
ESS 0/68 0/68 0/69

جدول -۲ ضرایب پایایی بازآزمایی و فرم های همتای زیرمقیاسهای آزمون شناختی میکر در دانشآموزان کلاس های سوم تا پنجم ابتدایی
زیر مقیاسها آلفا بازآزمایی فرمهای همتا
N=292 G= 3-5 N=514 G=2-6 N=987 2-6
G=

EFU 0/77 0/66 0/50
EFC 0/77 0/35 0/14
ESC 0/77 0/74 0/69
ESS 0/77 0/61 0/63

همان طور که در جدول شمارۀ ۲ دیده میشود، ضرایب پایایی ترکیبی کلاسهای سوم تا پنجم مطالعه حاضر یکسان است. ضرایب بازآزمایی و فرمهای همتا مربوط بـه ضـرایب

۶۸ فصلنامه نوآوریهای آموزشی، شمارۀ۲۵، سال هفتم، بهار۱۳۸۷

ترکیبی کلاسهای ۲-۶ است که متناسب با کلاسهای ابتدایی دو کشور بوده است. نمونـه بازآزمایی و فرمهای همتا مربوط به نمونه اصلی میکر است(.(۱۹۹۱

جدول -۳ میانگین و انحراف معیار پسران و دختران در زیرمقیاسهای ارزشیابی آزمون تواناییهای شناختی میکر در دانشآموزان کلاسهای سوم تا پنجم ابتدایی
زیرمقیاس پسران دختران
x s2 x s2 t p

EFU 12/19 3/77 12/34 3/11 0/38 0/70
EFC 9/7 2/87 9/89 2/52 0/59 0/55
ESC 8/25 3/69 7/37 3/41 -2/12 0/03
ESS 3/1 1/79 2/36 2/1 -2/87 0/004

همانطور که در جدول شمارۀ ۳ دیده میشود تفاوتی معنـادار در میـانگین دختـران و پسران در زیرمقیاسهای ارزشیابی دیده میشود.

حالا به سه جدول زیر (جداول شمارۀ (۴ دقت کنید.

شمارۀ -۴ میانگین و انحراف معیار زیرمقیاسهای آزمون ارزشیابی میکر در

دانشآموزان کلاسهای سوم تا پنجم ابتدایی

کلاس سوم N=97 t p
زیرمقیاس پسران دختران

s2 s2
x x

EFU 10/07 2/82 10/3 2/88 0/33 0/74
EFC 8/47 3/65 9/04 3/06 0/83 0/40
ESC 6/6 3/63 5/26 2/92 2/01 0/04
ESS 2/19 1/58 1/28 1/27 3/13 /002

هنجاریابی زیرمقیاسهای ارزشیابی آزمون تواناییهای شناختی میکر ۸۷

کلاس چهارمN=97 t p
زیرمقیاس پسران دختران

s2 s2
x x

EFU 12/28 2/64 12/77 2/29 0/96 0/33
EFC 9/89 2/24 10/33 1/76 1/06 0/29
ESC 8/02 3/06 7/75 3/04 0/43 0/66
ESS 3/07 1/74 2/47 1/78 -1/66 0/09

کلاس پنجم N= 98 t p
زیرمقیاس پسران دختران

s2 s2
x x

EFU 14/17 3/54 13/94 3/03 -/35 0/72
EFC 10/71 2 10/26 2/42 -1/07 0/31
ESC 10/09 3/49 9/08 3/18 -1/49 0/13
ESS 3/76 1/71 3/32 2/52 -1/02 0/30

همانطور که در جداول شمارۀ ۴ دیده میشود، تفاوتی معنادار میان میانگین دختـران و پسران وجود دارد.

در بخش زیر نمودارهای مربوط به زیرمقیاسها دیده میشود:

نمودار ستونی زیرمقیاس ارزشیابی واحدهای تصویری

همانطور که دیده میشود، توزیـع نمـرات زیرمقیـاس ارزشـیابی واحـدهای تـصویری طبیعی است.