فیلیپ اولدنبرگ از سال ۱۹۷۷ تاکنون در پژوهشـکده آسـیاي جنـوبی دانشـگاه کلمبیـا مشغول تحقیق و تدریس علوم سیاسـی اسـت. تحقیقـات میـدانی او شـامل شـوراها و انتخابات در هند می شود. او همچنین در تألیف ده جلد کتاب »اطلاعـات جـامع هنـد« مشارکت داشته است. کتاب اخیر وي با عنوان »هنـد، پاکسـتان، و دموکراسـی« توسـط انتشارات راتلج در سال ۲۰۱۰ منتشر شده است. این کتاب تلاشی است براي پاسخ بـه یک پرسش بسیار جالب و در عین حال پیچیده: چرا هند و پاکستان بهرغم برخورداري از سابقه تاریخی مشترك، پس از استقلال و تشکیل دو دولت، دو راه متفـاوت را طـی کرده و دموکراسی در هند مستقر و در پاکستان با افتوخیزهاي شدیدي روبـهرو شـده است؟

براي ارائه پاسخی قانع کننده به این پرسـش، اولـدنبرگ در یـک تحلیـل تـاریخی

. Oldenburg, P. (2010).India , Pakistan and Democracy: solving the puzzle of divergent

paths. New York: Routledge. . mousavisadrodin@gmail. com

۲۰۸ فصلنامه مطالعات جهان؛ سال اول؛ شماره دوم؛ زمستان ۱۳۹۰

مسائل ذیل را مورد واکاوي قرار می دهد: ویژگیهاي ن ظامهاي سیاسی دو کشور؛ توازن اقتدار بین جناح بروکراتیک و سیاست مداران؛ ساختار دولت؛ میراث اسـتعمار؛ قـدرت حکومت؛ قدرت جنبش هاي ملیگرا؛ نقش ارتش؛ سیاستمداران برجسته ؛ نهادینه کردن دموکراسی؛ آزادي اجتماعات؛ آزادي مطبوعات؛ حکومت قانون؛ طبقـات تأثیرگـذار و…

نویسنده نگاهی گذرا به سی سال نخست تاریخ هر دو کشور دارد اماعمـدتاً تحـولات پس از ۱۹۷۷ را مورد مداقه قرار میدهد. نویسنده سال ۱۹۷۷ راصرفاً به این دلیـل کـه تقریباً نیمه تاریخی این دو کشور از زمان استقلال تاکنون است، انتخاب نکرده بلکه این سال را نقطه عطفی در تاریخ دو کشور و تحولات پس از آن میدانـد کـه شـرح آن در

ذیل خواهد آمد.

در ارتبا ط با سی سال نخست تاری خ پس از اسـتقلال دو کشـور، نویسـنده میـراث به جاي مانده از دوران استعمار را مورد واکاوي قرار می دهـد و از جملـه نظـام دولتـی، جنبشهاي ملی گرا و ارتش را ارزیابی میکند. او همچنین ویژگیهاي ساخت سیاسی ـ ایدئولوژیک دو کشور نوبنیاد یعنی دولت سکولار و دولت اسلامی و رهبـران اولیـه دو کشور (از جمله نهرو و جناح) را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد تا بتواند پلی بـراي دلایل نهادینه شدن و یا نشدن دموکراسی در دو کشور مورد مطالعه، بنا کند.

با توجه به ساختار اجتماعی دو کشور، نویسنده پرسش بسـیار بنیـادینی را مطـرح می کند: چه کسیواقعاً حکومت می کند؟ نویسنده در پاسخ به این پرسش تلاش میکند با نگاهی جامعه شناختی به ساختار اجتماعی دو کشور، ساخت سیاسی هند و پاکسـتان را کالبدشکافی کند تا به ُکنه جامعه شناسی سیاسی دو کشور دسـت یابـد و دریابـد کـه واقعاً چه طبقه اجتماعی اي در این دو کشـور در سـطوح ملـی، ایـالتی و منطقـهاي بـر صورتبنديهاي سیاسی تأثیر گذارند.

او پیش از پرداختن به تحولات تاریخی دوران پس از ۱۹۷۷ به دو تفـاوت عمـدة رژیم هاي سیاسی هند و پاکستان میپردازد که از دید او تکیه بر انتخابهاي تـاریخی و الگوهاي تغییر سیاسی ندارند. از دید نویسنده این دو تفاوت عبارتند از: الـف) تفـاوت

معرفی و نقد کتاب: هند، پاکستان، و دموکراسی ۲۰۹

دینی؛ و ب) روابط خارجی. نویسنده در تبیین نکته نخست به اسلام و هندوئیسم و در تشریح نکته دوم به روابط پاکستان با امریکا و سیاست عدم تعهد و خودبسـندگی هنـد اشاره میکند. گرچه نویسنده در سراسر متن سعی میکند عدم توفیق پاکستان در نهادینه کردن دموکراسی را به ایدئولوژیک بودن این دولت نسبت دهد، در تبیین و توضیح این مسئله گاه دچار تناقض نیز شده است.