هنر معابد
هنر بودایی
پیروان دین بودا، دینی که در دشت¬های شمال هند در قرن ششم پیش از میلاد شكل گرفت، در قرن اول پس از میلاد از راه¬های زمینی یا دریایی خود را به چین رساندند. گفته می¬شود مبلغ مذهبی آيين بودا در چین که به نام An shigao شناخته می شود، در سال ۱۴۸ پس از میلاد مسیح در پایخت Luoyang مستقر شد، تا به اجتماعات خارجی آن جا خدمت کند و هم چنين براي عوض نمودن دين دربار چين تلاش نمايد.

مذهب¬های سوفسطایی، معنوی و تفکرات اخلاق گرایانه در زندگی Sakyamuni شاهزاده هندی یا Gautama Siddartha ، که بعدها به نام بودا شناخته شد، و انتقال آموزه¬های وی به چین، باعث تولید ایده¬ها و تمرین¬های دقیق و بسط یافته شد که در طول بیشتر از دو هزار سال تأثیر بسیار مهم و غیرقابل انکاری بر فرهنگ¬های شرق آسیا ، از خود به جا گذاشتند.

متون جدید با ادعاهایی جدید در مورد اختیار، روش-های جدید زندگی، مانند آن¬هایی که توسط اشخاص تارک دنیا، راهب یا راهبه¬های مجرد رهبری می¬شد، میثاق¬ها و پیمان¬های جدید، و هم چنین اشیاء جدید، و فرم¬های جدید معماری برای منازل، در زندگی چینی مورد پذیرش قرار گرفتند. همه این موارد به تدریج ولی به طور تغییر ناپذیری خود را در میان همه سطوح اجتماعی چین وارد کرده و پذیرفته شدند.

این فرآیند به صورت هموار و به آسانی انجام نشد، بلکه توسط فاکتورهایی مانند طبقه، جنسیت، ايمان و ثبات قدم در التزام ادیان محلی، مقید و محدود گردید. با وجود همه این موارد، در مورد هنر و فرهنگ، المان هاي آيين بودا بیشترین احترام و توجه را از طرف سازندگان چینی و مصرف کنندگان دریافت نموده¬اند، بدون این که آن¬ها دقت و توجه زیادی در فهم لطافت و ریزبینی بودایی داشته باشند. نمونه¬هایی از این مراحل اولیه توجه و احترام به نقش و نگارهای هنری بودایی عبارتند از کوزه¬های سرامیکی لعابی، که احتمالاً در حدود ۵۰-۸۰ پس

از میلاد، در منطقه جنوب شرق چین و در ایالت Wu، یکی از سه قلمرویی که امپراتور Han در سال ۲۲۰ پس از میلاد تجزیه نمود، ساخته شده¬اند. اعتقاد بر این است که این کوزه¬ها از گروه کوزه¬هایی هستند که در مراسم به خاک سپاری استفاده می¬شده که در آن¬ها جد شخص مرده وجود موجود نبوده است (این امر اتفاق غیرمعمولی در سده سوم نبوده است، بسیاری از خانواده¬های چینی به سرعت به جنوب مهاجرت کردند تا از تهاجم مردم آسیای میانه درامان باشند). بعضی از این مقبره¬های مدنظر گرفته شده برای ارواح، حکاکی شده و با تصویری از بودا، که معمولاً در هاله¬ای از نور قابل شناسایی است، تزئین شده¬اند.

در بسیاری از مناطق چین تصاویر بودا به عنوان المان-های منفرد در دکوراسیون مقبره¬های طبقه بالا اجتماع، قبل از ساختن این کوزه¬ها، مشاهده شده است. در مورد دکوراسیون مقبره و نیز کوزه¬های سرامیکی، غیرعاقلانه خواهد بود اگر آن¬ها را به عنوان شواهدی مبنی بر تغییر به سمت باورهای منحصراً بودایی¬ بدانیم. بودا در ابتدا علاقه¬مند و مجذوب ادیان موجود و مراسم تدفین و به خاک سپاری و همین طور سایر خدایان مانند ملکه مادر غرب، که به طور مثال به روی پرچم¬های تدفین Mawaigdui دیده می¬شوند، شده بود. این علاقه به طور خاص در جنوب شرق مفید واقع شد، جایی که نسخه ها و مدارکی در مورد آن وجود دارد که نشان می¬دهد اولین تصاویر مستقل بودا در سال ۱۹۴-۱۹۳ پس از میلاد- اندکی پس از پیدایش مجسمه بودا در هند- در آن جا ساخته شده است.

در این جا بودا، بیشتر از ملکه مادر غرب از روح محافظت کرده و آن را در مقابل جادوگرها به سمت سرزمین بهشتی بودا هدایت می¬کند، ولی این امر در متن آداب مرتبط با قربانی کردن در مقابل اجداد و علاقه مندی به نسل خود انجام می¬شود، ایده¬هایی که دیگر در قسمت¬های ارتدوکس بودایی هند قابل احترام و والا نبودند.
بنابراین، کوزه¬ها نقش هنری و مذهبی متفاوتي نسبت به تصویری که به عنوان اولین تصویر بودا در چین باقی مانده است، ایفا می¬کنند. تصویر برنز- طلایی بودا نشسته در حالت مدتیشن، مربوط به تاریخ ۳۳۸ پس از میلاد است، و در سرزمین و قلمرو Zhao شمالی ، حکومت بی-دوام تاسیس شده توسط فرمانروایاني بر رحم و جنايت كار، قالب گیری و ساخته شده است.

محیط پرمخاطره و خطرناک دربار Shi Luo ، سرپناهی براي برخي از شاخص¬ترین تصاویر و مجسمه هاي مذهبی بودا در چین شد. مبلغین بودایی توسط فرمانروایان سده سوم بسیار محترم شمرده مي شدند. در دوران جنگ به عنوان ساحر و معجزه کننده کار می کردند، و به سرعت بخش پذیرفته¬ای شده¬ای در زرادخانه و انبار دربار هر شاهزاده جاه طلبی را برای خود اختصاص دادند.

هیچ مجسمه واقعی هندی در چین يافت نشد. ولی تصاویر وارد شده مطمئناً به عنوان مدلی برای هنرمندان در دسترس آن¬ها بوده¬اند، هنرمندانی که توسط راهب¬هایی که خود از هند آمده و دارای مراتب بالا در آموزش¬های مذهبی بودند، هدایت می¬شدند.
اولین متون بودایی چینی توضیح می¬دهند که بودا به عنوان یک مجسمه طلایی با فیزیک پر ابهت، از خود نور درخشان ساطع کرده، و این در کنار اصرار بر زیباسازی یک شمایل مورد احترام با مواد گران قیمت، می¬تواند برتری امتیاز طلاکاری مجسمه¬هایی از این نوع را توضیح دهد. پرتو نور الزاماً به سمت پرستندگان هدایت نمی¬شود. این تصویر نه در محراب یک معبد، بلکه به عنوان قسمتی از یک نذر، برای محفاظت از شخص اعطا کننده نذر، ایالت و يا شخص فرمانروا در نظر خود آنان تصویر می¬شده است.

 

هنر بودایی: ۵۸۰-۴۵۰پس از میلاد
قدرت¬مندترین شمایل بودا در گروهي متشكل از پنج غار عظیم و بزرگ مشاهده شده¬اند، و پس از آن که اولین آن-ها، غارهای Tanyao ، در صخره¬هایYungang، در نزدیکی شهر جدید Datong در سال¬های بین۴۶۰ و ۴۹۳ حکاکی و رنگ¬آمیزی شد، شناخته شدند. ایده معابد بودایی در غار هايي در این ابعاد، دارای ریشه هندی بوده است. اگرچه حفاری-های سنگی اولیه مذهبی، که دارای المان¬هایی بودایی هستند، معمولاً در چین بوجود آمده¬اند، ولی هیچ اثري به بزرگی Yungang یا در حد آن، قبلاً به وجود نیامده بود.
غارهای Tanyao خارج از پایتخت dynasty wei شمالی (۴۲۰-۵۳۴) ، ایالتی از کشورگشایان ترک که توسط اشراف چینی مانند Sima Jinlong به آن¬ها خدمت می¬شده است، و در سده پنج و اوایل سده شش سرزمین شمالی چین را تصرف کرده بودند واقع شده¬اند.

فرمانروایان Wei شمالی، از هر جنسيتي، از طرفداران و حاميان دین بودا بودند، و در دوران آن¬ها زیرساخت¬های مذهبی گسترش یافتند تا جایی که ۱۳۲۷۲ مؤسسه مذهبی و رهبانی در دوران امپراتوری آن¬ها به وجود آمدند. رهبران جامعه بودایی توسط گسترش ايده هایی که مقام فرمانروا را با بودا برابر فرض می¬کرد، به حمایت فرمانروايان از دين بودا، پاسخ نشان دادند و درنتیجه این خط مشى ها بود که پنج شمایل عظیم بودا در غارها ساخته شد.

آزار و اذیت ظالمانه ولی کوتاه مدت انجام شده بودایی¬ها بین سال¬های۴۴۴ و ۴۵۱ اتفاق افتاد، و به اين شكل این بود که طبق فرمان امپراتور هر کس که جرأت خدمت به خداهای بربرها را داشته باشد یا تصویر، مجسمه و تمثالي از آن ها با خاک یا برنز بسازد به مرگ تهدید می¬شد.

شاید پنج تمثال بودا نماینده پنج امپراتور wei شمالی تا آن زمان باشد، اگرچه تئوری دیگری نیز وجود دارد که می¬گوید همه چیز یک وسیله دقیق واستادانه جادوگري برای حفاظت از ایالتwei می¬باشد، که در طی یک برنامه محرمانه پیکرنگاری بودا در گذشته، حال و آینده ساخته شده است. این حقیقت که صخره¬هایی که در آن¬ها این شمایل¬ها را تراشیده¬اند دقیقاً زیر دژ نظامی موجود در راه اصلی از غرب به پایتخت واقع شده¬اند و هم چنین پنهان بودن شمایل غول پیکر بودا از دید عمومی در زمان ساخت آنها، این تئوری را حمایت می¬کند. طراحان ساخت این شمایل، بدون این که هدف اولیه آن¬ها را درنظر بگیریم، طوری این شمایل را ساخته¬اند که از دید جماعت بزرگی از پيروان آيين بودا خارج باشد. برخلاف بسیاری از معابد حفر شده در غارها، غیرممکن است که بتوان ساخت این شمایل را به عنوان وقف و یا از روی پرستش و از خود گذشتگی درنظر گرفت. دربار احتمالاً در ابتدا کار را در Yungang شروع کرده است، ولی اين محدوده به سرعت در ديد سایر طبقات اجتماع قرار گرفته است.

از سال ۴۸۳ تا ۴۹۰، در طول یک دهه و یا کمتر از آن، روی غارهای بسیاری به طور فشرده کار شده است، و بنایی با ۱۴۰۰ متر طول و در غارهای سه- پنج برابر کوچکتر یا بزرگتر ساخته شدند. بررسي سنگ نوشته¬ها و كتيبه¬هاي خطي مربوط به ۱۲۰ نفر از واقفين و اعطاکنندگان که از wei شمالی به دست امده اند، نشان می¬دهد که ۱۲ درصد آن به مجامع مذهبی منسوب هستند که اعضای آنان هم زمان و هم مردان می¬باشند، ۳۳ درصد به راهبه¬ها و زنان زاهد منسوب می¬شدند، و ۵۵ درصد آنان راهب¬ها و مردان مذهبی شامل نجیب زادگان درباری می-باشند. قسمت اعظم این افراد هیچ ارتباطی با دربار نداشته و بسیاری از آن¬ها افراد نسبتاً فروتن و متواضعی هستند. سنگ نوشته¬ها در مورد طلب دعای خیر برای خانواده خود اعطا کننده و نه خاندان امپراتور می¬باشد.

Yungang تبدیل به منطقه¬ای توانمند برای راضي كردن محدوده وسیع تري از نیازها، نیازهای کاملاً روحی و نيز نياز هاي ديگر تبديل شد، برخي از آن ها عبارتند از كارهايي كه زنان می توانستند در آن نقش برجسته¬تری ایفا کنند، و يا اشخاص حقیقی می¬توانستند از طریق کنده کاری ثابت در سنگ¬ها و گروه¬های مجسمه¬های اشخاص اعطا کننده، خود را به عنوان یک بخشنده معرفی کنند.

از طریق سنگ¬نوشته¬ها در مورد کسی که هزینه ساخت شمایل بودا در Yungang را پرداخت نمود، اطلاعاتی به دست آورده¬ایم درحالی که نمی¬دانیم چه کسی آن¬ها را ساخته است یا چگونه ساخته شده¬اند. قبل از سال ۵۵۱، هنرمندانی مانند پیکرتراشان از نظر کاری در محدوده ایالت خود می¬توانستند فعالیت کنند. به طوری که فقط پس از تکمیل کردن کمیسیون دولتی می¬توانستند برای سایر مشتری¬ها کار کنند. موارد دیگری نیز از شواهد موجود در خود منطقه می¬توان استخراج کرد، به عنوان مثال این که روش استاندارد این بود که حكاكي روی غار از بالا آغاز شود و دیوارها به سمت پایین کار شود. شکنندگی ماسه سنگ¬های نرم نشان می¬دهد که شکستگی¬ها باید تعمیر شوند، هم چنين بعضی غارها (اگرچه هیچ یک از پنج غار Tanyao این گونه نبودند) توسط کلاه فرنگی ساخته شده روی صخره محافظت می¬شدند.

شمایل¬های موجود در yungang فرم¬های متنوعی دارند، و تلاش زیادی برای تشخیص چگونگی تغییرات در فرم، یا برای پاسخ به محرک¬های خارجی انجام شده است. به عنوان مثال در سال ۴۸۶ دربار حکم داد که همه صاحب نسبان wei باید لباس چینی بپوشند، و این دلیل پیدایش شمایل بودا با لباس بلند و گشاد چینی همراه با روبان است، این لباس¬ها بیشتر از لباس¬ها و پارچه¬های هندی به چشم می-خورد.

تحقیقات انجام شده اخیر در مورد غارها بیان می¬کند که فرم¬هاي متفاوت در Yungang به معنی تاریخ متفاوت نیست، بلکه به مفهوم انواع متفاوت مشتری و میزان متفاوت توجه به صحت پیکرنگاری است. در این مدل شمایل¬هایی با لباس هندی نشانی از تأثیرات فرهنگ دیگری نیستند که به سرعت توسط نبوغ هنری بومی چین جایگزین شوند، بلكه بازتاب دهنده حضار مشتاق¬تر در ابراز احساسات مذهبی می¬باشند.

در سال ۴۹۴ سلسله wei به Luoyang، پایتخت خود منتقل گرديد، و کار روی غارهای Yungumg تقریباً متوقف شد. اگرچه آن¬ها به قدر کافی به دربار نزدیک بودند،ولي اولین و آخرین مجموعه این چنینی نبودند. یکی از دیگر مراکز مذهبی، هنری و سیاسی مربوط به پایتخت، غارهای Mogao در Dunhuang در جنوب غرب ایالت Ganso می¬باشد. در این جا یک صومعه اصلی بودایی با زمینه نژادی، زبان شناختی و کثرت گرایی مذهبی قابل توجه وجود دارد. این غارها، و اجتماع راهب¬هایی که در اطراف آن حضور داشتند، با این که مکان زیارتی مهمی نبودند، ولی نه تنها توسط افرادی که در مسیر مسافرت خود بین چین و آسیای غربی از آن جا عبور می¬کردند (و مناطقی که در حال حاضر با عنوان جاده ابریشم شناخته شده¬اند)، بلکه هم چنین توسط کسانی که به مقصد پرستش شمایل مسافرت می¬کردند، مورد بازدید قرار می¬گرفتند. زیارت، یک شیوه فرهنگی دیگر پذیرفته در میان بودایی¬ها در چین بود که تأثیر مهمی بر خلق آثار هنری داشت.

دور بودن غارهای Dunhuang بقای آن¬ها را تضمین کرده است، و محیط خشک آن از نقاشی¬های چند رنگ آن که روی گچ اجرا شده و شن¬های صخره¬ها و مجسمه¬های غالباً سفالی را پوشش داده است، محافظت نموده است.

کار در Dunhuang احتمالاً هم زمان با yungang شروع شده است. فقط یکی از ۴۹۲ غار باقی مانده تاریخی دقیقی دارد. این غار، غار ۲۸۵ است که تاریخ آن با توجه به کتیبه نقاشی شده به سال ۵۳۹-۵۳۸ بر می¬گردد(شكل ۴۴). تصاویر دقیق و دارای جزئیات موجود در روی دیوارها شامل بهشت¬های خورشیدی و قمری، حکایت واقعه زندگی تاریخی بودا، و مناظری از بهشت غربی است، سرزمین پاک و تمیزی که هواخواهان و پارسایان بودایی آرزو دارند در آن دوباره متولد شوند. ادعا می¬شود که دیوارهای این غار اولین شواهد موجود برای آن چه «آيين بودايي محرمانه» در چین نامیده می¬شود، می¬باشند. محل اختصاص یافته به خدایان روی دیوارها منطبق با تئوری¬های دقیق و تفضیلی هندسی مشتق شده از مذهب قبل از بودا در هند، که “ودا” نام داشت، می¬باشد.

مطمئناً هم غار و هم محراب¬هایی که در آن وجود داشت، برای انجام تکنیک¬های پیشرفته مدیتیشین توسط راهب¬ها استفاده می¬شده است، و احتمالاً برای زوار و مسافرین در دسترس نبوده است، همان طور که بسیاری از سایر غارهایی که وجود داشتند در اختیار زوار و یا مسافرین قرار نمی¬گرفتند.

تکنیک¬های به کار رفته توسط نقاشان برای نقاشی روی دیوارهای Dunhuang، پس از اکتشافات انجام شده در سال ۱۹۰۰ از یک محل مخفی دارای اشیا مختلف مهروموم شده متعلق به حدود سال ۱۰۰۰، برای ما شناخته شد. این یافته¬ها، که توسط سیستم¬های مدرن طبقه¬بندی به «اسناد» و «کارهای هنری» تقسیم می¬شود و بنابراین از نظر فیزیکی کتابخانه¬ها و موزه¬ها را در لندن، پاریس، برلین، پترزبورگ و سایر شهرهای اروپایی از هم جدا می-کند، و تصاویر غیرموازی از بسیاری جنبه¬ها از زندگی منطقه، شامل زندگی هنری آن ارائه می¬کند. بعضی از این اسناد، که تاریخ آن به بعد از غار ۲۸۵ بر می¬گردد، شواهدی در مورد تکنیک¬های به کار رفته در دکوراسیون غارها، ارائه می¬کند. از شابلون و یا مهرزدن به دفعات استفاده شده است.

این¬ها ترسیماتی روی کاغذ ضخیم هستند، که خطوط خارجی شکل¬ها و تصاویر توسط خط باریکی مشخص شده¬اند. با گذاشتن الگو (شابلون) روی خمیر مخصوص دیوار و پاشیدن گچ روی آن، خطوط خارجی و مرزهای کاغذ به دیوار منتقل شده و سپس از این خطوط پیروی می¬شود. این تکنیک باعث بالارفتن سرعت تولید نقش¬های دیواری استادانه و با جزئیات دقيق، می¬شود و می¬توان با کمک آن یک طرح یکسان را به طور تکراری ایجاد نمود. هم چنین دقت پیکرنگاری و نقاشی را در ترسیم شکل¬های خاص تضمین می¬نماید.

نقاشان Dunhuang در مراحل اولیه به طور موروثی هنرمند می¬شدند و مقام آن¬ها از پدر به پسر منتقل می-شد، و کارگرانی که حقوق آن¬ها پرداخت نشده بود به عنوان نوعی مالیات بندی برای حکومت کار می¬کردند. در دوره (۶۱۸-۹۰۶) Tang نقاشان و پیکرتراشان مجاز به دادو ستد با مشتریانی از هر نوع، به عنوان پیمانکارانی مستقل، شدند. برای پروژه¬های کوچک مانند پرچم¬های نقاشی شده، به طور نقدی به نقاشان دستمزد پرداخته می¬شد، درحالی که برای پروژه¬های عظیم (پروژه¬هایی که یک سال و یا بیشتر زمان می¬بردند) دستمزد به صورت آرد یا روغن پرداخت می¬شد و میزان هزینه و دستمزد پرداختی به اندازه و پیچیدگی طرح بستگی داشت. کارفرمایان هم چنین موادی مانند ابریشم و

مواد رنگی را خود تامین می¬کردند، و یا اگر نقاش آن¬ها را تأمین می¬کرد دستمزد بیشتری به وی می¬پرداختند. اسناد و مدارک Dunhuang به یک نقاش، و «دستیاران وی» اشاره می¬کنند، گرچه ما نمی-دانیم این گونه تیم¬ها در چه حدی بزرگ بودند. راهب¬های هر معبد به نقاشان کمک می¬کردند و دستیار آنان بودند، و این که به عنوان هنرمندان واقعی و یا به عنوان مشاور دینی در مورد مسائل خاص مربوط به پیکرنگاری و نقاشی بودا کار می¬کردند، نامعلوم است.

راهب¬ها مطمئناً قبل از این که نقشه¬ها روی دیوارها اجرا و کامل شوند، آن¬ها را بازرسی می¬کردند تا از صحیح بودن تشریفات مذهبی مطمئن شوند. در قرن نهم، کارفرمایان، حتی در نقاط دور از پایتخت به هنرمندان توجه خاصی ابراز می¬نمودند.

هنر مذهبی سلسله¬های Sui (581-618) و Tang (618-906)
اگرچه غارهای Dunhuang از نظر بصري تأثیرگذار هستند، ولی آن¬ها احتمالاً در مقایسه با شکوه و جلال مؤسسات مذهبی در قسمت¬های موفق¬تر امپراتوری، موسساتی که اکثر معماری، نقاشی دیوارها، پارچه¬ها و منسوجات و ظروف آن در حال حاضر از بین رفته است، معتدل و نسبتاً کم زرق و برق بوده¬اند.

فقط بعضی از قسمت¬ها سالم باقی مانده¬اند، و معمولاً توسط دفن تعمدی، مانند پیشکش وقفی در زمان تقدیس مقبره، یا برای حفاظت از تصرف در طول شکنجه و آزار اذیت بودایی محافظت شده¬اند. مورد آخر زمینه¬ای است که احتمالاً عامل حفظ کردن گروه مجسمه¬های طلایی و برنزی، مربوط به سال چهارم سلسله Sui در منطقه Kaihuang، معادل با سال ۵۸۴ بوده است که سال ۱۹۷۴ در حومه کلان شهر chang’an در Xi’an حفاری شده است. به دلیل این که chang’an پایتخت اولین سلسله برای دوباره به هم پیوستن چین شمالی و جنوبی پس از ۳۰۰ سال بود، این شهر مرکز تجمع ثروت، فرهنگ اشرافی و پشتیبانی سیاسی بود که تأسیسات مذهب بودایی به آن گره خورده بود. این شهر، بزرگ¬ترین شهر در جهان بود، و در طول قرن¬های پس از آن از بغداد و قسطنطنیه، تنها شهرهای هم ترازش، پیشی گرفته بود.

گروهی از شمایل بودا، Ami tabha یا Amitayus، (هر دو اسامی سانسکریت هستند و از اسامی چینی نمی¬باشند)، شامل یک مجسمه نشسته در مرکز، یکی از دقیق¬ترین و استادانه¬ترین مجموعه¬های مذهبی است که به خوبی وضعیت و حالت جسمی و اشارات بودا را نشان داده است، موضوعی که برای فهم درک مجسمه بودا کلیدی می¬باشد. و در این مورد به معنی و مفهوم ” نترسیدن ” می¬باشد.
دو bodhisattvas در اطراف بودا قرار گرفته¬اند، و ترجیحاً کسانی هستند که عهد کرده¬اند که خودشان وارد نیروانا شوند، ولی در دسترس دعاکنندگان دنیا قرار بگیرند تا همه آن¬ها رهایی یابند.

در قسمت جلو دو شاه آسمانی ایستاده¬اند، نگهبانان مذهب بودا که توسط هاله¬های مدورشان شناسایی می¬شوند و به ترتیب مقدم بر دو شیر خشمگین و در حال غرولند می-باشند. یک کتیبه خطی بعضی از دلایل و اهداف ساخت چین اثری را آشکار نموده است. در این کتیبه خطی نام اهدا کننده شمایل با عنوان رسمی Dong Qin ذکر می¬شود، و برای امپراطور سلسله جدید و خانواده¬اش دعا و طلب رحمت می-نماید، و امیدوار است که آن¬ها “قانون صحیح را بشنوند”. در ادامه شعری آمده است که تاکید می¬نماید کردار نیک و “دلسوزی و شفقت بر همه جانداران” جز مهم و حیاتی روند تولد دوباره در سرزمین پاک بهشتی است که Amitabha در آن سلطنت می¬نماید.

حداقل یک قطعه دیگر، به طور مشابه حاوی کتیبه¬های خطی در طلب آمرزش و رحمت برای خاندان حکومتی می¬باشد، بنابراین به اهداکنندگان اجازه می¬دهد که هم زمان به تقوای دینی و وفاداري سیاسی سوگند یاد کنند. اگرچه هر دو معبد قدمت مشابهی دارند، ولی این دو مبعد متعلق به سال¬های دهه ۵۸۰ (سایر آن ها در موزه هنرهای زیبای بوستون نگه داري شده اند) از نظر بصری متفاوت می-باشند. شمایل¬های موجود در بوستون به طور زاویه¬دار هستند، در صورتی که شمایل Xi’an دارای حالتی با خطوط منحنی و مورب و گرد می باشند. تفاوت¬های این چنینی می¬تواند بازتاب رسوم منطقه¬ای در پیکرتراشی باشد که در دوره¬های مختلف تجزیه سیاسی امپراطوری¬های Svi به وجود آمدند. این که سؤالاتي در مورد فرم و استیل، که در مقابل مقیاس و اندازه قرار دارد، مانند کیفیت طلاکاری و قالب گیری، و دقت در پیکرتراشی، تا چه میزان در مباحثات حامیان مطرح شده است، برای ما معلوم و مشخص نیست، ولی موضوعی با قابلیت بالا برای تحقیقات بعدی می باشد.

اهداء کننده یک بومی Xi’an نبود. اگرچه، جذابیت پایتخت سیاسی یک امپراطوری که به تازگی متمرکز و یک پارچه شده است، ممکن است وی را به شهر کشیده باشد، همان طور که برنامه¬های گسترده ساختن معابد که بخشی از تثبیت و تقویت امپراطورهای Sui را تشکیل می¬داد، می-تواند باعث جذب هنرمندان توانمندی باشد که این اثر را ساخته¬اند.
آیین دینی Amitabha ، بودای سرزمین پاک غرب، در محیط رهبانی در سده پنجم پس از میلاد آغاز شد و به تدریج در محدوده بومی گسترش یافت و تبدیل به یکی از نیرومندترین مسیرهای وقف بودایی¬ها درچین شد. احکام شرعی، یا کتاب آسمانی بودا، سرزمین پاک را جایی توصیف می کند که شناخته¬ترین مکان در میان همه سطوح اجتماع است، مریدان و پارسایان هم در دربار و هم در میان رعایا و دهقانان یافت می¬شوند. معابد خانوادگی Amitabha احتمالاً تنوع زیادی از نظر جنس و سطوح متفاوتی از صلاحیت و شایستگی هنری دارند، این یک مثال با تجمل از یک نوع بسیار وسیع است که برای خدمت به یک نجیب زاده ایجاد شده است.

مجسمه¬های سنگی احتمالاً در موارد خانگی به کار نرفته-اند، و منحصر به معابد بودند، اگرچه خانه و معبد را از طریق این حقیقت که معمولاً توسط اهداکنندگان غیرروحانی پرداخت می¬شدند، به هم متصل می¬کردند.

اگرچه مجسمه¬های سنگی می¬توانستند مقیاس بزرگی داشته باشند(شكل ۴۴) ،حائز اهمیت است که به خاطر بسپاریم بسیاری از آن¬ها در اندازه معمولی ساخته شده¬اند و مناسب برای نیازهای جماعت با ذخایر محدود در نواحی دور از دربار می¬باشند. یک طاقچه سنگی نقاشی شده از حدود شهر Changzhi در ایالت Shanxi، که از قرن هفتم قدمت دارد،(شكل ۴۶) می¬تواند به عنوان مثال مناسبی از یک مجسمه بودا با سطحی بسیار پایین¬تر از مقبره طلایی – برنزی Dong Qin درنظر گرفته شود. آشکار است که آن¬ها در درک این که چه مواردی باید برای ساخت یک شمایل موفق نیرومند، رعایت شود، به هم مربوط هستند. در این جا نیز یک شمایل بودا در حالت نشسته (در این مرتبه Maitreya ، بودای آینده)وجود دارد و توسط یک جفت bodhisattvas با لباس شاهزادگان هندی، از طرفین احاطه شده است.

در این جاه شاه¬های آسمانی توسط مریدانی با جامه بلند راهب¬ها، جایگزین شده¬اند. دوباره شیر از شمایل دفاع می¬نماید. ولی این دو مورد، از نظر جنس مواد به کار رفته و کمال هنری با هم متفاوت هستند، چیزی که مطمئناً به دلیل سطوح بسیار متفاوت پشتیبانی است که آن¬ها دریافت کردند.
طاقچه changzhi تصویر “نسبتاً خوبی” می¬باشد، و به عنوان شی وقف شده¬ای تا زمان حل و قبل از تبدیل به یک شی هنری، باقی مانده است.

مجسمه¬های بی¬نام در این دوره در زمینه¬ای کار شده است که تفاوت¬های منطقه¬ای در شکل ظاهری مجسمه کم شده است، درحالی که قدرت هنری و فرهنگی، پایتخت رشد کرده بود. نقاشی¬های تکرار شده که در طول سال¬ها، یادآوری می¬کنند که نه تنها مجسمه¬ها در چین (هم چنین در یونان باستان) اغلب با رنگ¬های طبیعی تزئین شده¬اند، بلکه بیوگرافی شمایل مذهبی مانند این با سؤالاتی در مورد تقوای شخص، مقید و محدود می¬شود. ساده است که فرض کنیم که آیین بودا، مذهب غالب زندگی چین در هزاره اول حاضر بوده است، بیشتر به این دلیل که تعداد تولیدات هنری که این آیین به وجود آورد، و باقی ماندند تا موزه¬ها را پر نمایند، و صفحات کتاب¬هایی که در مورد هنر چین زیاد است.

آیین دیگری نیز برای زندگی روحانی مهم و کلیدی شمرده می¬شد ولي آثار فیزیکی آن امروزه کمتر به چشم می¬خورد. این آیین در حال حاضر با نام دائوئیسم (یا تائوئیسم) معنی تحت الفظی کلمه Dao “مسیر” یا “راه” می¬باشد. اگرچه ایده¬هایی که آن را پشتیبانی می¬کنند از جهان روشنفکری دوره warring States نشأت گرفته¬اند، دائوئیسم به عنوان یک مذهب هم زمان با زمان پذیرفته شدن آیین بودا گسترش یافت و این دو مجموعه مرتبطی را تشکیل دادند. معمولاً این دو آئین، در رقابت برای تقوا و صداقت جمعیت¬های یکسان و با قوانین یکسان با یکدیگر متضاد و رقیب هستند.

شمایل¬های مستقل فناناپذیر معمولاً در دوره سلسله¬های شمالی و جنوبی ساخته شدند ولی فقط در دوره Tang (سال هاي ۶۱۸ تا ۹۰۶ ) بود که مجسمه¬های مربوط به دائوئیست در مقیاس و اندازه قابل توجه ساخته شدند. امپراطورهای Tang هواداران ولخرج آیین بودا و نیز دائوئیسم- به خصوص دائوئیسم- بودند، زیرا ادعا می-کردند نسبت آن¬ها به خود Laozi می¬ رسد، فیلسوف و عارف warring states، که نویسنده کتاب مقدس Dao dejing می ¬باشد.

یکی از شمایل خدایان سلسله Tang (شكل ۴۷) که به نام Hearenly worthies شناخته می شود، آشکارا دارای بعضی از خصوصیات مجسمه بودا و به نوعی شکل تکامل یافته¬تر و توسعه یافته آن می¬باشد، احتمالاً توسط کسی که روی پروژه¬های مربوط به بودا نیز کار کرده است، حکاکی شده است. با توجه به اين واقعيت كه اين اثر هنري نيز دارای یک شمایل نشسته در مرکز است ، و روش نشان دادن چین و چروک پارچه¬ای که روی آن قرار گرفته، پیوند و شباهت آن با هنر به کار رفته در معابد بودا کاملاً واضح می¬شود.