چکیده

عناصر تزئینی معماری دوره کهن دربناها به طور چشم گیر دیده می شود. از جمله عناصر تزئینی، ارسی ها هستند که طرح و نقشی خاص دارند؛ اما امروزه با توجه به نفوذ معماری غرب و کمرنگ شـدن عناصـر سـنتی، درحال فراموشی اند. این از نقشهای اصلی بته جقه، چهارپر و طرح های قاب بندی و گل تشـکیل شـده کـه در اغلب هنرهای دوره قدیم به کار رفته اند. این گونه استنباط می شود کـه طـرح هـای سـنتی در دوره کهـن در اغلب هنرها به کار می رفته و با توجه به مصالح و ابزار کار آن هنر، در برخی ساده و در برخی با جزئیات همـراه بوده است. هدف این پژوهش، مطالعه طرح ارسی ها و حکمت الگو پـذیری آنهـا از معمـاری اسـﻻمی اسـت. در پایان بررسی نقش های اصلی و تطبیق آنها با سایر هنرهای دوره قدیم است. شیوه تحقیق توصـیفی تحلیلـی و روش جمع آوری اطﻻعات کتابخانه ای است. همواره هدف بر این بوده است که پنجـره بـه عنـوان یـ ک عنصـر ازساختمان با تزئینات گره خورده و به منظوری خاص در معماری سنتی و اسﻻمی ایران به کـار رفتـه اسـت

.که در پایان به بررسی واﻻی جایگاه ارسی از جنبه های مادی و معنوی همچون ، زیبایی بصری، حفظ حریم و محرمیت فضای بیرونی ارائه گردیده است.

واژگان کلیدی: ارسی، نقوش سنتی، تزئینات معماری، پنجره، معماری ایرانی

-۱ مقدمه

معماری به عنوان اجتماعی ترین هنر بشری مرتبط با فضای اطراف انسان، عبارت است از علم و هنر و شکل بخشی به فضای زیست انسان. به عبارت دیگر، معماری به وجود آورنده فضایی است که انسان را از عوامل طبیعی مصون می دارد و فعالیت های زندگی فردی و اجتماعی وی را در بر گرفته و به نیازهای مادی و معنوی وی پاسخ می گوید. براساس مطالعات، به طورکلی برای معماری سه بخش اصلی قائل می شوند. اگر کسی توانست این سه بخش را به خوبی به انجام برساند، در معماری می تواند موفقیت خوبی کسب نماید؛ تفکر درست، خط کشیدن درست و انتقال درست سه بخش عمده معماری مناسب به حساب می آیند.
تا زمانی که مبانی نظری مشخصی نداشته باشیم و آن را نتوانیم درست تعریف کنیم، تفکر درست حاصل نمی شود و تا زمانی که بخشی از زمان و تﻻش مان را برای معماری و آن هم درست فهمیدن آن و درست ایده دادن نداشته باشیم، خط کشیدن درستی در کار نیست و این قسمت سوم دارای بخشی اکتسابی است که باید جستجوکرد و یاد گرفت. جذبه معماری های کهن ما را وادار می کند که به گسست ناپذیری انسان، طبیعت و عرفان اعتقاد ورزیم. مردم و معماران گذشته، از زمان های دور

۱

با رویکردهایی سنجیده به طبیعت احترام گذاشته و آن را مورد مداقه قرار داده و خردمندانه با طبیعت زیسته اند. خلق عناصر معماری در اکثر آثار باستانی زمانهای گذشته، حاصل عشق و تمایل به ارتباط هم زیستانه با طبیعت بوده است و این چنین بود که گرایش های عرفانی در هنر معماری گذشته به وفور مشاهده می شود. یافت اسرار طبیعت و آمیزش آن با خﻻقیت و نوآوری توانسته است سازه هایی بس افسونگر در معماری بیافریند و این همه در پناه همبستگی انسان و طبیعت و خلق هنر عرفانی است و باید چنین گفت که معمارانی که ترکیب های رنگ و باد را در معماری خود آمیخته اند شاگردان لئوناردو داوینچی هستند که با کﻻمی دانته وار گفته بود ” هنر باید با طبیعت سازگار باشد”. حفظ وفاداری به طبیعت، در بسیاری از راهبردهای منتهی به خﻻقیت معماری تأثیر گذاشته است. خاصه اینکه این نوع دیدگاه به طبیعت و حفظ وفاداری نسبت به اسلوب طراحی معماری کهن در نگرش معماری پسامدرن بیش از پیش مورد عنایت است. بنابراین، آنچه در باب معماری فضاهای مسکونی امروز مطرح است این است که می توان به مدد این نگرش و با تأثیرپذیری از طبیعت در به کارگیری رنگ و نور به معماری مسکونی رنگ و بویی خاص بخشید روانشناختی و جامعه شناختی است طراحی نمود. از این رو این مقاله بر آن است تا ضمن نگاهی مختصر به مباحث رنگ در معماری به بررسی و تحلیل ارسی به عنوان یکی از اجزای مهم در معماری ایرانی پرداخته می شود.

تصویر-۱ ارسی حسینه امینیها، قزوین، ماخذhttp://iranhonar.persianblog.ir

-۲ سمفونی رنگ ها در معماری

به گمان بسیاری از پژوهندگان، کمتر مردمی در جهان به اندازه-ی ایرانیان به کیفیات رنگ و اثرات آن هوشیاری و آشنایی داشته اند. رنگ آمیزی از دوران پیش از تاریخ در ایران رواج داشته و در ادوار بعدی در هنر و فنون نساجی، معماری و کاشیکاری به نقطه اوج خویش رسیده است. کاربرد رنگ قرمز در تمدن سیلک مربوط به هزاره های پنجم پیش از میﻻد و انواع رنگ در دوره های بعدی، نمایانگر پیشینگی و پیوستگی تاریخچه رنگ و رنگ آمیزی در ایران است. تماشاگران پرسان، چون بر کرانه پر رمز بافت معماری های قدیم که در آنها از رنگ و نور استفاده کرده باشند گام بردارند، بی هیچ گونه مقاومتی، جذب مغناطیس نیرومند آن خواهند شد و شیفته وار در اندرون سحر آن اسیر شده و گویی آنکه این تکه از عالم خاک، ارثیه ای ماورایی است که خدایگان در زمین چون آتش پرومته ای جای گذاشته اند و سالیانی است که فروزان بوده و اکنون با تمام خستگی و بی مهری، هنوز شراره های آن طنازی می کنند (نبی پور،.(۱۳۸۳ از نمونه های مورد بررسی این نوع معماری ها می توان به معماری رنگ و باد و نور در ساختماهای قدیمی بندر زیبای بوشهر اشاره نمود که با توجه به فرسودگی بناها، اما با درخشش رنگ های متنوع در معماری این نوع ساختمان ها توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کند. استفاده از رنگ برای

۲

ایجاد تقارن و هم آهنگی در تاریخ هنر ایران، وجهی دیگر از تاریحچه تقارن گرایی و زیباجویی را در این سرزمین تشکیل می داده است . استفاده از رنگ ها در درمان و بهبود بیماری های روحی و جسمی، همواره مورد توجه درمانگران بوده است. امروزه با تابش ۶۰ دقیقه ای نور با رنگ زرد، التهابات روده ای و گوارشی، با تابش ۶۰ دقیقه ای رنگ آبی، آبسه ها را و با تابش ۳۰ دقیقه ای سه بار در روز موضعی رنگ سبز، التهابات مفاصل درمان می کنند. از این رو می بینیم که معماران با آفرینش های هنری خود در مجموعه بافت، نه تنها روح، احساس، هیجان، بلکه سﻻمت کالبدی ساکنین را فراهم می کنند و به یک زبان، چون خالقی بی همتا، با چرخش انگشتان هنرمند خود، جاودانه هایی آفریده اند که چون رویای بیداری رخ نمایی می کنند. (نبی پور،.(۱۳۸۳

-۱-۲ تاثیر رنگ ها در فضا

غایت و هدف همه مجاهدت های هنری بیرون کشیدن و استخﻻص ماهیت و سرشت معنوی فرم و رنگ و آزادی آنها از زندان دنیای مادی است. رنگ زندگی است زیرا جهان بدون رنگ برایمان مرده جلوه می کند، رنگ ها ایده آغازین و ثمره نور اصلی بدون رنگ هستند و مقابل آنها تاریکی بدون رنگ است. رنگ یکی از عناصری است که در کنار نور، بافت، فرم و شکل بر ادراک بصری افراد از محیط تأثیر می گذارد، اما در عین حال شاید بیشتر از هر مقوله دیگری در طراحی با آن به صورت تصادفی برخورد می شود. رنگ، ابزار مهمی در جهت هدایت و القاء حاﻻت روانی خاص به افراد و جوامع است. رنگ به کاهش خستگی و برانگیختن چشم کمک می کند. رنگ ها زمینه متنوعی از تضادها را در ساعات مختلف روز پدید آورده و در هر ساعت، سایه روشن های جدیدی را به وجود می آورند و فضا را متنوع و سرزنده می-کنند. ضمن اینکه با استفاده از رنگ می توان به فضا یکپارچگی و وحدت بخشید یا آن را متمایز و قابل شناسایی نمود. واقعیت و اثر روحی- روانی رنگ، همان چیزی است که آن را اثر رنگ می نامیم. عامل رنگ و اثر رنگ فقط در مورد چند مایگی های هماهنگ قابل انطباق هستند. در تمامی موارد دیگر، عاملیت رنگ تبدیل به یک اثر جدید می شود (سید صدر،.(۱۳۸۰ نکته-ای که نباید آن را از نظر دور داشت این است که اثر فضایی رنگ ها دارای عوامل گوناگونی می باشد. نیرو و قدرت رنگ ها در مورد عمق آن-ها در خود رنگ نهفته است. این خصوصیات در تاریکی و روشنی، سردی و گرمی، درجه اشباع و یا میزان وسعت سطوح رنگ ها جلوه می کند. همچنین تأثیر هر رنگ، با موقعیت نسبی آن با رنگ های همراه تعیین می شود . یک رنگ باید با توجه به رنگ های محیط اطرافش به کار رود. (سید صدر،.(۱۳۸۰ مطالعات روانشناسان در زمینه تأثیر رنگ و نور بر ادراک انسان از فضا و زمان حاکی از تأثیر رنگ بر حس وزن ( سبکی و سنگینی)، دما (گرمی و سردی)، فاصله (دوری و نزدیکی) و ابعاد (بزرگی و کوچکی) است. حتی مقیاس زمان نیز در فضاهای دارای رنگ های مختلف، متفاوت است و مجموعه این عوامل باعث می شود تا صرف-نظر از سایر عوامل محیطی و خصوصیات فضایی، ود فضای یکسان با ترکیبات رنگی مختلف، تأثیرات کامﻻً متفاوتی را بر ادراک انسان بگذارند (محمدی و شکیبا منش، (۱۳۸۴

رنگ ها نیروها و انرژی های درخشنده ای هستند که چه به طور آگاه و چه ناخود آگاه روی ما اثر مثبت و منفی خواهند داشت. هنرمندانی که شیشه های رنگین خلق می کنند از رنگ برای خلق چنان محیطی معنوی و اسرار آمیز استفاده می کنند که اندیشه های پرستش کنندگان را بر دوش شاهین معنویت به پرواز درمی آورند. (محمدی و شکیبا منش، .(۱۳۸۴

-۳ ارسی

ارسی در لغتنامه دهخدا چنین تعریف ارسی]اُرُ[ قسمی در که عمودی باز شود. : « شده است قسمی در که گشودن و بستن آن به بر بردن و فرودآوردن است، بر خﻻف درهای عادی که به یک سوی و سوی یمین و شمال باز و فراز شود. در که

۳

تصویر-۲ گره چینی ارسی حسینیه امینیها، ماخذ: آرشیو نگارنده

وقت گشادن به سوی باﻻ کشند و گاه بستن فرود آرند. دری از اتاق که درگاه آن رو به صحن باشد و دارای چهارچوبی بود.» که این در، در جوف آن حرکت کرده باﻻ و پایین رود.(دهخدا،۱۳۷۷ ، (۱۸۵۸

-۱-۳ ارسی بازشویی رو به نور طبیعی

یاُرُساز عناصر معمار یوایرانپنجرهی مُشـَبَّکی است که به جای گشتن بر روی پاشنه گرد، باﻻ میرود و در محفظهای که روی آن قرار گرفته جای میگیرد و در اشکوب کوشکها و پیشان و رواق ساختمانهای سرد سیر بسیار دیده میشود. نقش شبکه ارسی مانند پنجرهها و روزنهای چوبی است و نمونههای زیبای آن در خانههای کهن اصفهان و کاشان و یزد (و انواع جدیدترش در تهران) بسیار است.(پیرنیا،۳۵۵،(۱۳۹۲ درباره ریشه این واژه اختﻻف نظر وجود دارد. به نوشته پیرنیا اور به معنایباﻻست و اُرسی ی عنی پنجره هایی با لنگه های بازشو باﻻرونده . بنا به گفته فره وشی این کلمه از ارو یا ( arus) پهلوی گرفته شده و به معنای سفید و روشنایی است (قس دهخدا، ذیل همین واژه ، که ارسی را برگرفته از کلمه روس دانسته است.ارسی نامی است که به طور عام به پنجره های گره چینی که درون آن شیشه های رنگی به کار رفته است اطﻻق می شود.گره چینی از جمله دیگر صنایع چوبی ایران است . هنرمندان ایرانی با بهره گیری از ذوق و سلیقه بسیار دربها و ارسیهای

زیبایی را در بناها با استفاده از شیشه های الوان و حتی گاهی هم آیینه ساخته اند که حتی امروز نیز در خانه های باستانی باقیمانده در شهرهایی چون اصفهان و شیراز

و قزوین. تاریخ و زمان مشخصی را تعیین کرد هر چند با توجه به هنرهای باقیمانده از خاندان بویه و وفور استادانه

و هنرمندانه از نقوش گره دار و تکنیک گره چینی و گره سازی در ابنیه آن دوران، اگر نتوان پیدایش این هنر را متعلق به آن دوره و آن خاندان دانست می توان تکثیر و رواج آن را به عهد آل بویه نسبت داد. (سرجویی، آوا،پایان
نامه)