هنر کاشی کاری در اسلام

مقدمه
در زمانی که ساکنان حجاز واطراف آن به خاطر موقعیت جغرافیایی خود از قافله ی تمدن عرب واپس مانده بودند و به چادرنشینی روزگار می گذراندند محمد (ص) به پیامبری مبعوث گردید و عربی که گمراه عبادت بت ها بود به سوی پرستش خدای یگانه هدایت شد. اندیشه های نهفته و فکرهای بکری که در سرما بود با راهنمایی های حضرت محمد به راه صحیح ایمان به خدای لایزال افتاد و اعتقادی که این مردم نسبت به اسلام پیدا کردند به اتکا درک روز افزون فلسفه ی اسلامی آنان را بر پهنه های گسترده تری از جهان چیره ساخت.
گسترش قلمرو اعراب سبب پیدایش مناسبات اقتصادی و داد و ستد کالاهای نفیس و اشیا زینتی شد که به نوعی رقابت هنری منتج گردید هنر از سرآغاز اسلام به بعد زمینه یی محدود نماند بلکه پیشرفت چشمگیر یافت.

مسلمانان چون به دیگر ممالک سفر کردند و با پرستشگاه های یونانیان و رومیان و کلیساها و کاخ های دیگر کشورها رو به رو شدند و آنها را در کمال تزئین مشاهده کردند به دگرگون ساختن محیط زیست خود راغب شدند. نقل و انتقالات ونیازهای زمانی سبب گردید که به صنعت و هنر روآورند و نکته ها بیاموزند تا زیباسازی خانه های خود را برابر با پیشرفت های زمان و اعتقادات خود همراه کنند.

همانطور که می دانیم مساجد اولیه شامل قطعه زمینی به شکل مربع یا مربع مستطیل بود که اطراف آن را محصور کرده و حوضی برای وضو گرفتن در میان آن ساخته و سقفی از بوریا یا دیگر مصالح ساختمانی بربالای آن قرار داده بودند که آنان را از گزند بادهای محلی و باران های موسمی مصون دارد. این تقلیدی بود از آتشکده ی ساسانیان و نمونه هایی از این گونه مساجد هنوز در بعضی از شهرها دیده می شود. از جمله فی المثل مسجد مصلی در تخت فولاد اصفهان یا مسجدی در سامرا و غیراینها.

اعراب در دوران پیش از اسلام اصولا اشتیاقی به جذب صنعت و هنر و پرداختن به پیشه های مربوط به اینها نداشتند. گسترش اسلام آنان را وادار کرد که با دیگر ملل دنیا رفت و آمد برقرار کنند و با صنعتگران و هنرمندان ایران ، مصر، یونان ، سوریه ، ایتالیا و دیگر کشورهایی که سنن گوناگون و سابقه ی دیرینه ی صنعتی و هنری داشتند آشنا گردند.
در زمان پیغمبر مسجدی بسیار ساده در محل مسجد النبی کنونی برپاشده بود و از این محل بود که حضرت محمد ندای الهی را به گوش مردم می رساند.

این سادگی مسجد تا زمانی ادامه یافت که خلافت به امویان رسید و مقر خلافت از مدینه به دمشق انتقال یافت. با اینکه قمار می گساری و استفاده از البسه ی فاخر و ادوات موسیقی و دیگر اسباب لهو و لعب بر مسلمانان حرام شده بود خلفای لذت جوی اموی دستورهای دین را نادیده گرفتند و کاخ هایی بس مجلل ساختند و لباس هایی از ابریشم پوشیدند و شاعران و خوانندگانی هنرمند را به دور خود جمع کردند.

بدین سان در این زمان یک سلسله فعالیت ساختمانی آغاز شد که تزئین درونی و بیرونی بنا را شامل گردید.
اعراب در سال ۲۶ هجری در زمان خلافت عمر بر اصفهان چیره شدند. این شهر در آن عصر کانون مسلمانان ایران بود و تا سیصد سال زیر نفوذ خلفا باقی ماند به طوری که تاریخش با تاریخ بغداد توام گردید.

اسلام به سرعت در ایران پیشرفت می کرد. گسترش اعتقاد مردم نسبت به خدای یکتا و پیغمبر او محمد (ص) و دستورات دین مبین اسلام سبب توسعه ی هر چه بیشتر بناهای مذهبی می شد. مراکز مذهبی یی که از دوره ی ساسانیان باقی مانده بودند به مساجدی تبدیل می شدند که معماری شان با معماری ساسانی هماهنگ بود . ذوق معماران ایرانی آن چنان به تکامل زیبایی شناسی بنای مسجد آغاز کرد که ابتدا مسجد به یک ایوانی و در اندک زمانی به چهار ایوانی تبدیل گشت و گسترش روز افزون معماری ایران به نقاط نفوذ پذیر اسلام کشیده شد.

صنعتگران و هنرمندان مسلمان در طی سفرهای خود از کشورهای مختلف نکته ها آموختند و با دستمایه ی خویش در آمیختند به طوری که متدرجا هنری پرتوان پدیدار شد که امروز بدان هنر اسلامی اطلاق می شود.
در سال ۳۱۶ هجری مرداویج برای تصرف اصفهان لشکر کشید و بین سپاهیان وی لشکریان مظفر بن یاقوت که خلیفه یی مقتدر و حاکم اصفهان بود جنگی در گرفت. دراین جنگ مرداویج غالب آمد و بر اصفهان تسلط یافت.

مرداویج که می خواست دین عرب را از اصفهان ریشه کن کند به مدت یکسال مردم اصفهان را زیر فشار قرار داد. در سال ۳۲۳ هجری دستور داد در کنار زاینده رود جشنی برپا دارند و از بالای کوه صفه تا دامنه ی آن که نزدیک زاینده رود است چراغانی کنند و مشعل های آلوده به نفت به پای مرغان ببندند و آنها را به پرواز درآورند… در تدارک این چنین جشنی بودند که ترکان غلام مرداویج را فریب دادند و سلطان را درحمام بکشتند . حسن بن عمید وزیر مرداویج جنازه ی وی را به ری فرستاد که در همین شهر به خاک سپرده شد.

در پی تحولات بسیاری که باز گفتشان از مقوله ی ما خارج است فرقه ی اسماعیلیه از زمان مسعود تا سال ۶۰۰ هجری در اصفهان باقی ماند و قدرتی روزافزون کسب کرد به طوری که سلاطین سلجوقی از مزاحمت های پی در پی آنها آسوده نبودند. در سال ۴۳۸ هجری طغرل بیک موسس سلسله ی سلجوقیان سپاه خود را گردهم آورد و پس از جنگی سخت با ابومنصور شهر اصفهان را به محاصره درآورد. دیری نگذشت که عرصه بر مردم شهر اصفهان تنگ گردید و ابومنصور که وضع را چنین دید به آشتی کنار آمد و قرار شد که سالیانه خرابی به طغرل تادیه کند.

لیکن بین ابومنصور و طغرل هرگز صفایی پیش نیامد. تا آنکه در محرم سال ۴۴۲ اصفهان دیگر باره به محاصره ی طغرل گرفتار شد و این محاصره در حدود یک سال طول کشید. کار بر مردم شهر آنچنان مشکل شد که مسجد جامع اصفهان را ویران کردند تا از چوب هایی که در بنای آن به کار رفته بود استفاه کنند.
شهر سرانجام در مقابل طغرل تسلیم شد و فرمانروای سلجوقی اصفهان را به پایتختی برگزید. پس از مدتی تمام مهمات را از شهر ری به اصفهان نقل مکان داد و بنای خوشرفتاری با مردم را نهاد.

ملکشاه در آبادانی اصفهان کوشید . در عصر فرمانروایی او مرزبان ابن حسن فیروز به سال ۴۸۱ گنبد مسجد جامع و خواجه نظام الملک مدرسه ی صدریه ی اصفهان را برای طالبان علم بنا کرد. خواجه نظام الملک همچنین خانقاهی ساخت و امیر محمد را که از علویان فاضل وصوفی بود به خادمی آن منصوب کرد. ملکشاه در مال شوال سال ۴۸۵ هجری در دارالسلام بغداد وفات یافت و کالبد او را به اصفهان انتقال دادند.

بعد از وفات ملکشاه و زد و خوردهایی که بین پسران او در گرفت آخرالامر سلطان محمد ملکشاه به پادشاهی رسید. در چهارم ذی حجه ی سال ۵۱۱ هجری سلطان محمد درگذشت . پس از او سلطان محمود پسر سلطان محمد عازم اصفهان شد و سلطنت را به دست گرفت. در این سال در مسجد جامع اصفهان حریقی رخ داد که در طی آن قسمتی از مسجد از بین رفت و قسمتی دیگر آسیب دید.

اگر چه مسجد جامع اصفهان از کهنترین مساجد است که قدمت آن را می توان در حدود ۱۲۵۰ سال تخمین زد لیکن بنای آن چندین بار خراب و بازسازی شده و قبل از این ۱۲۵۰ سال نیز بنا به روایاتی عبادتگاه و آتشکده ی زمان ساسانیان بوده است. قدیمی ترین تاریخی که در این مسجد یافت شده ۴۸۵-۴۶۵ هجری قمری است که در گنبد قبله دیده می شود.
شاردن تاریخ نویس فرانسوی الاصل بر اساس کتیبه هایی که ترجمه کرده است نتیجه می گیرد که این بنا در ابتدا کوچک بوده و به امرالمنصور خلیفه ی عباسی در ۷۵۵ میلادی ساخته شده و بعدها توسعه یافته است.

محمد مهدی در کتاب خود (اصفهان) می نویسد : آنچه معروف است و کتیبه ی آن گواهی می دهد این مسجد را سلطان ملکشاه بن آلب ارسلان به سرکاری خواجه نظام الملک طوسی بنا نمود و شبستان آن که از بناهای معروف و بسیار محکم و قابل تعریف و ذکر است بنام آن وزیر بی نظیر مشهور است.
یاقوت در سفرنامه خود می نویسد این مسجد قسمت قدیمی تری داشته که در زمان محاصره اصفهان به دست طغرل بیک خراب شده است این مسجد کتابخانه بزرگی داشت که فهرست کتب آن سه مجلد بزرگ می شد این کتابخانه در سال ۵۱۵ هجری در زمان سلطان محمود بن ملک شاه در طی حریق دیگری که در این مسجد اتفاق افتاد شبانه به آتش کشیده شد .

مافروخی می نویسد : خطیب بن مسلم مسجد جامع را وسعت داد و در زمان مقتدر بالله احمد بن مسرور به سال ۳۰۷ بر بنای آن افزود در اوایل قرن چهارم ابوعلی بن مسلم ملحقاتی بدان اضافه کرد و عمر بن عبدالعزیز عجلی والی اصفهان در مجاورت مسجد جامع در سمت شرق مسجدی که هنوز هم به نام مسجد عمر بن عبدالعزیز مشهور است بنا کرد نا گفته نماند که محمد مهدی در کتاب خود می نویسد که انتساب بنای این مسجد به عمربن عبدالعزیز به ماخذی مستند نیست .
اشرف افغان این صفه را تعمیر کرد و محل نماز سنیان قرار داد تا در موقع نماز از شیعیان جدا باشند در پیرامون این مسجد کتیبه ای بود که بر آن اسامی خلفای ثلاث خوانده می شد و چون عمر نزد شیعیان اجل خلفاست آن صفه به نام او مشهور گردید.

معماران و هنر دوستان دوره صفویه این کتیبه را که با کاشی خوب ساخته شده بود حفظ کردند در نقل است که بعدا اشرف افغان و سپاهیان وی خرابش کردند .
در دوره حکومت عباسیان که با پشتیبانی ایرانیان به خلافت رسیدند و یکی از درخشانترین دوره های حکومت اسلام را به وجود آوردند هنر موقعیت خود را حفظ کرد به اعتبار سیاست عباسیان ونفوذی که ایرانیان در دربار آنان داشتند معماری ایران که زبانرد جهانیان شده بود در کشورهای غربی جای پیدا کرد. و تا زمان هارون الرشید که خلافت عباسیان در هم کوشیده و به نفوذ ایرانیان خاتمه داده شد ادامه یافت.

در تاریخ ۲۰۵ هجری طاهر ذوالیمینین در خراسان حکومتی مستقل ایجاد کرد و سلسله طاهریان را بنیان نهاد از اینرو می توان قرن سوم هجری را سرفصل تجدید استقلال ایرانیان شمرد این استقلال به تدریج قوت گرفت و دوره هایی چون صفاریان ،سامانیان ،آل بویه و غزنویان را پشت سر گذاشت و دست اعراب را به طور کلی از ایران کوتاه کرد ولی به واسطه انتشار و گسترش دین مبین اسلام نفوذ عرب در روح ایرانی به جا ماند و ایرانیان تعلیمات عرب را برابر ذوق خود پذیرفتند و تمدن و اندیشه خود را در روح او جای دادند بنابراین هنر اسلامی در آغاز پیدایش از ویژگی های هنری و معماری خاص ایرانیان برخوردار گردید.

یکی از آن ویژگی ها هنر کاشی سازی بود که در تزئینات مساجد ،مدارس ،مقابر و اماکن متبرکه و کاخ های با عظمت دوره های مختلف به کار برده شد ایرانیان تا پیش از رواج کاشی کاری بناهای خود را با نقاشی و رنگ تزئین می کردند . این نقاشی و رنگ از گل و بته منظره و از این قبیل موضوعات تجاوز نمی کرد نقاشی روی دیوار تا حدود قرن چهارم ادامه یافت اما دراین اوان رفته رفته کاشی کاری جای آنرا گرفت و نقش مهمی در معماری ایران پیدا کرد کاشی هایی که تا سده های چهارم و پنجم هجری به کار می رفتند از نوع قلیایی بودند و کاربرد آنها به تزئین داخل و خارج ابنیه تعمیم یافت و سرآغاز کاشی کاری ایرانی گردید.

استفاده از کاشی اول در کتیبه ها شروع شد چرا که بلندترین نقطه ساختمان کتیبه اطراف باغ است که به کمال در معرض دید قرار دارد در مواردی نیز برای آنکه آیات و کلمات زینت بخش کتیبه ها خوانا تر و مرئی تر گردند در آنها از کاشی های با ضخامت بیشتر استفاده شد. نخستین کتیبه ای که در تزئین آن کاشی به کار رفت متحملا کتیبه مناره مسجد سین در نزدیکی اصفهان است که تاریخ ساختمان آن در حدود ۵۰۰ هجری است از آن پس طولی نکشید که کاشی نقش مهمی در معماری ایران ایفا کرد .
در دوره سلجوقیان که مرزهای ایران وسیع تر از گذشته شده بود مناطقی چون عربستان ماوراءالنهر، سوریه و دیگر کشورهایی زیر پوشش آن بودند. سلجوقیان از قبایل ترکمن بودن و از دشت های قرقیزستان به بخارا و بعد به ایران حمله ور شدند و حکومتی جهانی به وجود آورند که منطقه آسیا را در بر می گرفت و گاهی تا حد منطقه اروپا پیش می رفت. سلسله ایلخانان بوسیله هلاکوخان که از نوادگان سلجوقیان بود و حکم قتل آخرین خلیفه عباسی را در بغداد صادر کرد تاسیس گردید.

در قرن چهارم یعنی هنگامی که طغرل بیک موفق شد به سلطنت برسد آسیای صغیر به زودی زیر سلطه او قرار گرفت درطی قرن ششم سرزمین های تحت حکومت طغرل بیک به دولتهای کوچکی تقسیم شد در بعضی قسمت ها خاندان سلجوقی و بعضی فرماندهانی مانند اتابکان به حکومت رسیدند و سلسله های تازه ای بنیان نهادند که با حمله مغول در قرن هفتم برچیده شدند .

با اینکه هنر در بین ترکان سلجوقی رایج نبود ولی با دادن سفارش هایی به تشویق هنرمندان کوشش می شد سلجوقیان از طرفداران مذهب سنی بودند با روی کار آمدن آنها علاوه بر مسجد سازی ساختن مقابر و اماکن متبر که به عنوان مهمترین بناهای مذهبی اهمیت پیدا کرد.
معماری سلجوقی به طور پراکنده در نقاط مختلف خاورمیانه دیده می شود. که می توان از چند بنای آن نام برد از جمله بنای گنبد قابوس در گرگان مقبره مومنه خاتون در نخجوان برج طغرل در شهر ری مقبره سلطان سنجر در مرو و برج رادکان در مشهد .

سلجوقیان در راه مقابله با سایر دانشگاه ها به ساختن مدرسه هایی جهت فراگیری علوم دینی دست زدند در آن دوره دانشمندانی چون خواجه نظام الملک حسن صباح و حکیم عمر خیام می زیستند از این رو به علم هنر توجه خاصی مبذول می شد بطوریکه موجی از هنر سراسر منطقه را فرا گرفت .
کاشی کاری از هنرهای همین دوره به شمار می رود که در طی آن تکامل بسیار یافت نقاشی روی کاشی یا سفال به سبک های گوناگون ارائه شد و با روح و سنن ایرانی پیوند و هماهنگی پیدا کرد .

در حفاری های تخته سلیمان که در ۵۰ کیلومتری شمال تکاب واقع است و در حدود سده ششم هجری بدست جانشینان هلاکو ساخته شده بود انواعی از کاشی یافت شد که دنباله سبک کاشی های دوره سلجوقی است اینها از قطعات ستاره ای شکل و سلیبی شکل که بنام چهارسلی معروف است تشکیل شده اند و همراه با نقوش گیاهان و جانورانی که به رنگ های فیروزه ای ،لاجوردی و سفید در حاشیه بعضی از آنها به شکل شمسه ترسیم شده اند اشعار فارسی و تاریخ اجرای کار خوانده می شود. کاشی های دوره سلجوقیان و بعد از آن به ضخامت زیاد ساخته می شد.
یکی از کسانی که در ساختن ابنیه و تشویق هنرمندان سهم بسزا داشت خواجه نظام الملک وزیر عصر سلجوقی بود که با پشتیبانی عمر خیام مدارس بسیاری در طوس ،بغداد و نیشابور ساخت و دیگر بزرگان نیز به تبعیت از او مدارس متعددی در نقاط مختلف بنا کردند و به راه مذهب و فراگیری علم وقف داشتند در ساختمانهایی که جنبه مذهبی داشتند در محوری که رو به سوی مکه قرار می گرفت محراب ساختند تا مسلمین به طرف قبله نماز گذارند.
در دوره ایلخانان محراب های بسیاری در مساجد مختلف بنا شدند که تعدادی از آنها در حال حاضر در موزه های مختلف دنیا نگه داری می شوند لیکن نه رو به قبله . بعضی ازاین محراب ها به مناسبت وضع ساختمان نمی توانستند در محور مکه قرار گیرند از این رو آنها را با علایمی یا با چند وجهی ساختن دیواره اطراف محراب و متمایز نمودن یکی از وجوه آن جهت قبله را مشخص می کردند در این مورد می توان محراب پیر بکران و محراب ایوان مسجد گز اصفهان را به مثال آورد در مورد اهمیت و موقعیت محراب در مسجد می توان گفت که بارزترین و برجسته ترین عنصر آن است که نظر تازه وارد را به سوی خود جلب می کند بدین مناسبت همواره حد اعلای دقت در ساختن محراب ها به کار رفته است .

ترکیب اساسی محراب به صورت مجموعه هایی است از یک سقف نوک تیز که از دو طرف روی ستون های کوچکی قرار گرفته و فضای فرو رفته هایی را در برمی گیرد که رویه های آن تزئین می شوند گاهی تزئین درون محراب به ستونهای طرفین آن نیز گستزش می یابد در طی حمله مغول تعدادی از این محراب ها آسیب دیدند و تعدادی دیگر چنان ویران شدند که اثری از تزئین آنها حتی در موزه ها و جاهای دیگر باقی نیست . محراب های بجا مانده با مصالح مختلف تزئین شده اند و می توان از نوع گچی آن که به صورت مقرنس ها و گچبری های نفیس جلوه گر می شود و از سفال کاری ها و کاشی کاری های گوناگون که هر یک در زمانی متداول بوده اند نام برد در دوره ایلخانان بیشتر از آجر استفاده می شد لیکن این شیوه در اواخر این دوره منسوخ گردید و به سفال و سفال لعاب دار تبدیل و تکمیل گشت.

از دوره سلجوقیان تعدادی محراب بجا مانده که با قطعات کوچک آجر بدون لعاب تزئین شده اند فن سفال سازی و کاشی کاری در این دوره از صنایع مستظرفه زمان شمرده می شد علاقه مردم به این هنر و پشیمانی حکومت وقت از هنرمندان موجبات رونق آنرا فراهم ساخت در شیراز ،یزد ،اصفهان ،کرمان ، ری ، کاشان ،ساوه ، نیشابور ،تبریز و گرگان کارگاه ها به فعالیت افتادند و رقابتی بین هنرمندان پدید آمد البته این رقابت در ری و کاشان چشمگیرتر بود و سبب این امر فراهم بودن امکانات برای مردم این دو شهر بود در کاشان خاک مرغوب

ومعادن کوبالت و سنگ های الوان فراوان بود و کارگران ماهر کم نبودند و در ری به موهبت مهارت کارگران در سفال سازی آثار نفیسی پرداخته می شد در کاشان کارگران در حرارت دادن کاشی به خصوص کاشی های ظریف محراب های بزرگ مهارت تام داشتند از بین محراب های برجسته ای که از سفال لعاب دار در این شهر ساخته شده اند می توان به نمونه هایی که در حال حاضر در موزه ویکتوریا و آلبرت نگهداری می شود اشاره کرد که از کاشی مینایی ساخته شده اند در مشهد باید از محراب های حرم مطهر حضرت امام رضا (ع) نام برد که مورخ ۶۱۲ هجری قمری و به امضای ابوزید ممهور است. همچنین باید به محرابی مربوط به سده هفتم هجری اشاره کرد که در موزه ارمیتاژ لنینگراد قرار دارد و از کاشی های ستاره ای شکل متصل به هم ساخته شده و گلهای زیبایی در لابه لای آنها ترکیب یافته اند یک کاشی ستاره ای هشت پر نقش کاشان که مورخ ۶۰۴ هجری است در موزه هنرهای زیبای

بوستون نگهداری می شود حاشیه آن نوشته و در وسطش صورت یک آدم تصویر شده است کاشی دیگری به شکل ستاره هشت پر حامل تاریخ ۶۰۹ هجری قمری و امضای ابوسعید در موزه قاهره محفوظ است همه این نمونه ها از ذوق و هنر کاشی سازان ایرانی حکایت دارند. محراب امامزاده علی ابن جعفر(ع) در شهر قم که در حال حاضر در موزه ایران باستان قرار دارد و قسمتی از آن با گچبری و نقاشی تزئین شده است خوشبختانه حاوی رغم عمل یوسف بن علی بن محمد بن ابی طاهر کاشی ساز آن و تاریخ ۷۳۴ هجری قمری است .

این خاندان در ساختن محراب مهارت خاصی داشته اند و از جمله در ساختن کاشی های حرم مطهر حضرت معصومه و حرم مطهر حضرت رضا دست داشته اند . قدیمی ترین کاشی هایی که در حال حاضر موجود است کاشی های حرم مطهر حضرت معصومه است که مشتمل بر خطوط برجسته به رنگ های مختلف و نقوش دیگر به امضای ابی طاهر و حامل تاریخ ۶۰۲ هجری قمری است بعد از آن کاشی های حرم حضرت رضا را که اکنون در دارالحفاظ قرار گرفته اند می توان نام برد که به خط ثلث برجسته از آیات قران و حامل امضای محمد بن ابی طاهر الحسن و بانی آن عبدالعریز آدم بن ابی النصر قمی است که تاریخ ۶۱۲ هجری را دارا است در ضمن محراب کوچکی از کاشی بر دیوار جنوبی حرم حضرت رضا نصب شده که تاریخ و امضا ندارد ولی می توان آنرا نیز همزمان با نصب کاشی ها دانست .

فن والای کاشی کاری در عصر سلطنت پادشاهان صفوی تکاملی فراتر یافت .در این دوره برای پوشانیدن دیوارها از کاشی های اطراف حرم مطهر امام رضا و اطراف حرم مطهر حضرت معصومه را می توان از این زمره بر شمرد.

سلجوقیان اصفهان را به سبب آب وهوای خوش آن به پایتختی برگزیدند و مرکز تجارت و علم و هنر قرار دادند اگرچه از این دوره ساختمان یا قصری باقی نیست لکین مسجد جامع اصفهان که آجر کاری دوره سلجوقیان در آن خودنمایی می کند هنوز پایدار و استوار است این مسجد در زمان سلجوقیان به چهار ایوانی تبدیل شد و گنبد معروف خواجه نظام الملک بربالای شبستان جنوبی آن که بشکل مربع است و آجرکاری های بسیار ظریف و قشنگ دارد ساخته شد. کاشی کاری نفیس آن بطور عمده به دست هنرمندان دوره صفوی ساخته و پرداخته گردید در دوره سلجوقیان سفال سازی مورد توجه هنرمندان قرار گرفته بود و سعی می شد از خمیرهای سفید با نقش های حیوانات استفاده شود و شبیه چینی هایی باشد

که در ایران خواهان فراوان داشت سفالها و کاشی های ساخته شده را با نقش برجسته و استفاده از هفت رنگ می آراستند و با مهارت خاصی که در ساختن هر رنگ لازم بود آنها را در کوره حرارت می دادن تا ظروف و کاشی های مطلوب بدست آید .در حرارت دادن کاشی ها با نقوش برجسته و استفاده از هفت رنگ و مخصوصا رنگ طلایی همین شیوه به کار می رفت و هنوز آثاری از این دوره با نقش هایی جالب نظر باقی مانده است که از جمله می توان گنبد سرخ مراغه را در آذربایجان نام برد . این مقبره ساختمان ساده چهار گوشی است که بر بالای آن گنبدی قرار دارد و از داخل محوطه قوسی شکل گنبد را مقرنس کاری کرده اند که هنوز محفوظ مانده است. نمای اصلی این مقبره از کاشی های فیروزه ای و آبی پوشیده شده است در تزئین کتیبه از اشکال هندسی بهره گرفته اند.
گنبد مراغه از نخستین آثار هنر معماری اسلامی است که در تزئین نمای آن از کاشی استفاده شده است در محدوده آذربایجان می توان از ساختمان های گنبد سرخ برج آجری و مقبره دیگری که به شیوه گنبد سرخ بنا شده و ترکیبی از آنرا در خود جای داده است و در تزئین آنها کاشی به کار گرفته شده است نام برد. در این دوره صنعت کاشی کاری به جایی رسیده بود که باریکه های کاشی را به شکل حمیل در گچ جای می دادند و با طرح های پیچیده در نما سازی از آن استفاده می کردند اما طولی نکشید که مغول سرزمین پهناور ایران را تا مرز چین به تدریج زیر سلطه خود در آورد و سر راه خود شهرهای بسیاری را ویران کرد و برای مدتی دراز فعالیت های ساختمانی را دچار وقفه کرد.

چنگیز پس از آن سرزمین های فتح شده را بین فرزندان خود تقسیم کرد. هر کدام از اینان در محدوده ی قلمرو خود مستقل بودند. ایلخان مغول فرمانروای ایران بغداد را به پایتختی برگزید و ساختمان های بسیاری بر ویرانه های آن بنا کرد. درجریان هجوم مغول مردم از ترس و هراس کسب و کار خود را رها کردند هر یک به گوشه یی پناه بردند تا اینکه شهرها آرام گرفت و هرکدام به سرکار خود بازگشتند. مغول ها با وجود کشتار عظیمی که در هر شهر و دیاری می کردند از کشتن هنرمندان ابا داشتند . اصفهان و شیراز که از گزند فتنه ی مغول مصون مانده بودند به کار خود ادامه میدادند . به طور کلی مغولان بیابان گردانی بودند که با چند حرفه آشنایی داشتند ولی از هنر بهره یی نداشتند . به همین جهت به مردم شهرهایی که با هنر و صنعت آشنایی داشتند نیازمند بودند. ایران کشوری بود که در آن هنرمند و صنعتگر فراوان بود. هنرمندان فلز کار که در ساختن اسلحه و زره مهارت خاصی داشتند مورد احترام مغولان قرار گرفتند. چرا که برای کشور گشایی به زره و اسلحه نیاز داشتند .

ایرانیان از قدیم در زمستان به قشلاق و در تابستان به ییلاق می رفتند ،و این رسم تا حکومت مغول ادامه داشت .بنابراین ایلخان مغول ،تبریز را محل ییلاق قرار داد و مانند ایرانیان که به رسوم کهن خود وفادار بودند در زمستان به بغداد و در تابستان به تبریز کوچ می کرد ،در ضمن ،تبریز محل تلاقی بازرگانانی بود که از شرق به غرب و از غرب به شرق می رفتند ،و هنرمندان و صنعتگران فراوانی در این شهر می زیستند .

غازان خان در سال ۶۹۵ هجری به حکومت رسید و تبریز را مرکز علوم و تجارت و هنر اسلامی قرار داد.و به فرمان او مساجد و ابنیه ی ویران شده ی شهرها از نو ساخته شدند .مغولان با همان سرعتی که در ویران کردن شهرها به کار برده بودند در نوسازی آنها اقدام کردند و شهر سازی زیبایی را با ساختن بازارها و کاروانسراها و باراندازهایی که برای کار سوداگران لازم بود و همچنین بنا نهادن مدارس علوم د ینی و کتابخانه ها و بیمارستان های مورد نیاز مردم آغاز کردند .در این هنگام رشیدالدین فضل الله ،وزیر غازان خان ،در مشرق تبریز شهری بنا کرد و طالبان علم و هنر و خوشنویسان و نقاشان را به گرمی درآن پذیرا شد و جیره یی در خور هر یک قرار گذاشت تا آنان با فراغ بال بتوانند کار خود را دنبال کنند.
پیگیری هنر سفال سازی و نفوذ هنر در چینی در سفالگری ایران می تواند گواهی بر رفت وآمد هنرمندان بین چین و ایران باشد.رواج هنر کاشی سازی در سراسر جاده ی ابریشم ،همچنان که در هرات ،بلخ و سمرقند به چشم می خورد ،شاهد دیگری بر این مدعاست .

سفالگران ایرانی در ابتدای حکومت مغول به همان شیوه ی عهد سلجوقی کار می کردند. لکن رفته رفته دراین صنعت نوآوری هایی پدید آوردند که بدان غنای افزون بخشید نقش مرغان و گلهای رنگارنگ و انسان که نفوذ چینی در آنها دیده می شود بر سفالینه ها جلوه گر شد یکی از مهمترین اتفاقاتی که در آن زمان در تاریخ ایران رخ داد ساخته شدن بزرگترین گنبد قرن بر مزار پادشاه مغول ،الجایتو سلطان محمد خدابنده بود کار ساختمان این گنبد مشهور در سال ۷۱۰هجری قمری به پایان رسید و بدین مناسبت جشنی برپا کردند و شهر را بنام سلطانیه و بنا را گنبد سلطانیه خواندند.

ناگفته نماند که الجایتو در سن ۲۳ سالگی بر تخت سلطنت تکیه زد وی در آن زمان به تشویق مادر خود که عیسوی بود از مذهب مسیح پیروی می کرد لیکن با گذشت زمان و نفوذ یکی از زنان مسلمان خود به دین مبین اسلام گروید و نام محمد را برای خود برگزید و در راه پیشرفت دین اسلام بسیار کوشید.
طرح و نقشه شهر سلطانیه بوسیله وزیر دانشمند سلطان محمد یعنی خواجه رشید الدین فضل الله کشیده شد و به زودی کار ساختمان آن آغاز گردید سلطان محمد مانند برادر خود در تبریز دستور داد که امارات بسیاری چون مسجد،کاخ،مدرسه،بیمارستان و داروخانه بسازند و یک مسجد هم بنام و خرج خود سلطان از مرر ساخته شد. دو تن از وزیران سلطان محمد خدابنده نیز به هزینه شخصی کاخ ها و امارات بسیاری بنا نهادند و شهری در کمال زیبایی ساختند از مدارسی که می توان در این شمار ذکر کرد مدرسه ای بود که به فرمان سلطان محمد بنا شد.