مقدمه
وَجَعلنا مِنَ الماء کُلّ شَیء حَیّ.( همه چیز را از آب زنده کردیم). (قرآن کریم، سوره ی انبیا، آیه ی۳۱ ).
آب مایه ی حیات است. آب همراه با هوا وخاک سه عامل اصلی ادامه ی حیات انسان وهمه ی موجودات زنده ی دیگر در زمین است.ونقش مهم وزیر بنایی در پیشرفت هر جامعه بازی می کند.باوجودی که۷۱ در صد از مساحت ۵۱۰ میلیون کیلومتر مربعی کره ی زمین را آب فرا گرفته ولی تنها ۳ در صد آن آب شیرین می باشد، که ازاین مقدار هم ۲/۶ درصد به شکل بخار آب در جو ودر یخچالهای قطبی متراکم است. فقط ۴/۰ درصد از آبهای شیرین دنیا قابل استفاده می باشد. واین منابع اندک نیز در طول هزاران سال گذشته ثابت بوده، درحالی که

با افزایش جمعیت وبالا رفتن استاندارد زندگی ،رشد اقتصادی وپیشرفت های صنعتی وتوسعه ی کشاورزی ،مصرف آب افزایش یافته واین امر به کاهش سرانه آب منجر شده است. وتقاضا برای آب هر سال ۳/۲ درصد افزایش می یابد. طبق سومین گزارش سازمان ملل متحد درباره ی منابع آبی سیاره ی زمین که دوازدهم مارس ۲۰۰۹ انتشار یافت؛ هر سال ۸۰ میلیون نفر بر جمعیت جهان افزوده می شود ونیاز به آب ۶۴ میلیارد متر مکعب افزایش

می یابد.(www.radiofarda.com (
در واقع آب که در گذشته ای نه چندان دور نعمتی رایگان وپایان ناپذیر به شمار می آمد، ولی امروزه به کالایی کمیاب وروبه زوال تبدیل شده ومخاطرات ناشی از آن در آینده بیشتر هم خواهد بود.
بر پایه ی آمار بین المللی ، در سال ۲۰۳۰ میلادی ( حدود ۲۰ سال دیگر )، ۴۷ در صد جمعیت جهان در مناطقی زندگی میکنند که با کم آبی دست به گریبانند.
در رابطه باهمین چشم انداز، اصطلاحات تازه ای در روابط بین الملل، از جمله؛ « جنگ آب»،«هیدروپولیتیک» راه یافته است.

وقوع بحرانها وحتی جنگهای گوناگون بر سر منابع آبی ، بر آینده روابط بین الملل سنگینی می کند. کشور ما ایران نیز با جمعیتی ۷۰ میلیونی در آنچه «مثلث تشنگی» لقب گرفته جای دارد که سه گوشه ی آن ؛ جبل الطارق، شاخ آفریقا وپاکستان می باشد. ایران یکی از قربانیان دائمی خشکسالی بوده ومیزان بارندگی آن یک سوم میزان متوسط بارندگی سطح زمین

است. در این میان استانهای شمالغرب کشورمان باوجود اینکه از نظر بارندگی وضعیت مناسبی داشته اند ولی خشکسالی های پی در پی سالهای اخیر منابع آبی این استانها را تحت تاثیر قرار داده و موجب کاهش سطح آب رودخانه ها ونیز فشار بر سفره های زیر زمینی در این منطقه شده است. این در حالی است که یکی از رودهای پر آب مرزی ایران، ارس در این منطقه جریان دارد و مرز مشترک ما با دو کشور همسایه را تشکیل میدهد. با توجه به افزایش نیاز های آبی برای توسعه ی اقتصادی این مناطق، کشور ما به آب این رود نیاز بیشتری خواهد داشت.از این رو اتخاذ یک استراتژی مناسب وتدوین برنامه های راهبردی در این راستا از طرف کشورمان ضروری به نظر میرسد.

 

۱ – ۱ بیان مسأله
آب یکی از عناصر اصلی ومهم حیات بوده وعلی رغم رشد روز افزون مصرف آب ، مقدار آبهای شیرین موجود در سطح زمین ثابت بوده وبیشتر جمعیت جهان با مشکل کم آبی مواجه
می باشند. «از کل آب موجود در سطح زمین ، تنها ۲ در صد قابل شرب آن در دسترس قرار دارد که سه چهارم آن نیز به صورت یخ در قطبها محبوس و۹۸ در صد آز آب آشامیدنی باقیمانده در اعماق زمین مدفون است».( نهازی ، ۱۳۷۸،۲)

در شرایط کنونی باز هم آب به وفور یافت می شود ، در صورت توزیع عادلانه ی آب شیرین ودریاها سطح زمین را تا ارتفاع ۲۷۰۰ متر آب در بر میگرفت. همین طور در شرایط مشابه آب شیرین سطحی به ارتفاع ۷۰ متر از زمین را می پوشاند. برابر ارزیابیهای جاری تنها نیمی از مجموع ذخایر موجود جهان مورد بهره برداری قرار می گیرد، ولی میزان قابل دسترس کم می باشدوآن مقدار موجود نیز به طور یکسان توزیع نشده است. تنها ده کشور جهان بیش از نیمی از آب شیرین قابل دسترس زمین را در اختیار دارند. « برابر پیش بینی ها طی بیست وپنج سال آینده یک سوم جمعیت جهان به سختی کمبود آب را تحمل خواهند نمود ، در چنین نابرابری جهانی ، رقابتهای محلی به وجود آمده وبه صورت بالقوه وخطرناکی ،درگیریهای بین المللی بر مبنای آب به وقوع خواهد پیوست.اهمیت این موضوع زمانی به حقیقت نزدیک می شود که در سطح زمین مرز ارتباطی ۲۱۵ کشور جهان را رودخانه ها تشکیل
می دهد».(kitissou,2004,5 (

حوضه های رودخانه ها ۵۰ در صداز سطح زمین رادر بر می گیرد و۳۲ درصد از مرزهای کشورها را آب تشکیل میدهد، حدود ۴۰ در صد از مردم جهان در حوضه ی رودخانه ها یی که بین کشورها مشترک است زندگی می کنند.(ِDavic,2003,5)

و اما رود ارس که به طول ۱۰۷۲ کیلومتر مرز مشترک ۴ کشور منطقه را تشکیل
می دهد.در یکی از مناطق مهم جهان جریان دارد؛ در شمال آن منطقه ی قفقاز جنوبی واقع شده که در استراتژیهای جدید جهانی اهمیت زیادی دارد، ودر جنوب آن ایران قرار دارد که مهمترین کشور خاورمیانه می باشد. این رود بیشتر مرز بین جمهوری اسلامی ایران وجمهوری آذربایجان را تشکیل می دهد. وبیشترین بهره برداری از این رود نیز توسط دو کشور فوق صورت میگیرد. با توجه به کمبود آب در استانهای شمال غربی ایران که با تغییرات اقلیمی روز به روز بر شدت آن افزوده می شود ، وبا توجه به نیازهای آبی برای توسعه اقتصادی نوار

مرزی، دشت های متعدد جنوب قره داغ وحتی بخش های داخلی فلات آذربایجان ، نیاز آبی ایران بیشتر خواهد شد. با توجه به اینکه کشور آذربایجان نیز به آب رود ارس برای تأمین نیازهای کشاورزی برخی مناطق خودنیازمند می باشد از این طریق می توان نسبت به افزایش همکاری دو کشور در بهره برداری ارس بهره برد. ولی با توجه به اینکه رود ارس از ترکیه

سرچشمه می گیرد وحدود ۴۴۰ کیلومتر آن در امتداد مرزهای ترکیه وداخل آن جریان دارد وتقریبا حدود ۲۳ درصد آب ارس از خاک ترکیه تأمین می شودوترکیه برای تأمین آب بخشهایی ازاستان ایغدیر ونیز ارزروم به آب ارس و شاخه های آن نیازمند می باشد وطرح هایی نیز برروی ارس وشاخه های آن در نظردارد این شرایط میتواند به بروز مشکلاتی در روابط بین دو کشور آذربایجان و ایران از یک سو وترکیه از سوی دیگر منجر شود. باتوجه به اینکه این کشور در استفاده از حربه آب علیه همسایگان خود سابقه طولانی دارد، این ، ترکیه را در موقعیتی قرار می دهد که می تواند از آن بهره برداری سیاسی نماید.

۱ – ۲ سؤالات تحقیق
۱- رود ارس چه تأثیری بر روابط ایران با همسایگان دارد؟
۲- کارکردهای رود ارس کدامند؟
۱- ۳ فرضیه ها
۱-با توجه به نیاز روز افزون به آب رود ارس، این رود می تواند موجب پیوندهای منطقه ای بین کشورهای اطراف آن شود.
۲-کارکردهای ارس را می توان کشاورزی واقتصادی ذکر کرد.
۱ – ۴ اهمیت وضرورت تحقیق
با توجه به اینکه جمهوری اسلامی ایران در آینده به آب رود ارس نیاز بیشتری خواهد داشت،نقش هیدروپولیتیکی آن در تدوین سیاست خارجی کشورمان تاثیر گذار خواهد بود.

۱ – ۵ اهداف تحقیق
ارائه راهکارهایی جهت برقراری ارتباط منطقی با همسایگان وروشن نمودن نقش هیدروپولیتیکی ارس در روابط جمهوری اسلامی ایران با همسایگان خود وشناخت پتانسیلهای منطقه در جهت ایجاد همگرایی وهمکاری منطقه ای.

۱ – ۶ پیشینه ی تحقیق
متأسفانه باوجود موقعیت مناسب کشور ما، که هم از جنوب وهم از شمال دارای سواحل طولانی می باشد ودارای چندین رودخانه ی مرزی هست، مطالعات و فعالیت های دانشگاهی جامعی در خصوص خود هیدروپولیتیک واهمیت وجایگاه این رشته ، کمتر صورت گرفته است. ودر خصوص هیدروپولیتیک ارس نیز مطالعه ی قابل توجهی صورت نگرفته است.

۱- ۷ فرایند وروش تحقیق
روش این تحقیق توصیفی – تحلیلی می باشد.
۱ – ۸ روش تحقیق وگرد آوری اطلاعات
روش گرد آوری اطلاعات کتابخانه ای – میدانی می باشد.که روش کتابخانه ای به صورت فیش برداری از کتابها ، مقالات واسناد بوده وروش میدانی؛ بازدید از ساحل ارس در جمهوری اسلامی ایران از شهر اصلاندوز در استان اردبیل تا شهر پلدشت در استان آذربایجان غربی وعکس برداری از سدها و پلهای روی ارس بوده است.
۱ – ۹ محدودیت های تحقیق

تحقیق در روند اجرای خود با محدودیت های زیر روبرو بوده است:
۱ – محرمانه بودن بسیاری از اطلاعات که اخذ اطلاعات را بامشکل مواجه می کرد.
۲ – فقدان ویا نبود منابع در خصوص موضوع پژوهش
۳ – محدودیت اطلاعات در مورد سرزمین های ارمنستان و آذربایجان و میزان برداشت این کشورها از آب ارس
۱ – ۱۰ مفاهیم واصطلاحات کلیدی

۱-ژئوپولیتیک : از ژئوپولیتیک تعاریف مختلفی به عمل آمده است، که ساده ترین آن « علمی است که به بررسی نقش عوامل محیط جغرافیایی در سیاست می پردازد.»(عزتی،۱۳۸۲، ۵)
۲-هیدروپولیتیک: به مطالعه ی نقش آب در مناسبات ومناقشات اجتماعات انسانی و ملتها ودولتها می پردازد. اعم از آنکه در داخل کشورها ویا بین آنها ودارای ابعاد فراکشوری،منطقهای،جهانی وبین المللی باشد.( حافظ نیا،۱۳۸۵، ۱۰۲)

۳-امنیت: عمدتآ به نوعی احساس روانی اطلاق می گردد که در آن به خاطر مبرا بودن ، از ترس ، وضعیت ارامش و اطمینان خاطر مهیا می گردد.
۴- حوضه ی آبریز : منطقه ای که تمام رواناب ناشی از بارش در آن منطقه را ابراه یک رودخانه ، دریاچه ، دریا دریافت می کند ، « حوضه ی آبریز » می گویند.
۵- خط تالوگ : عمیق ترین خطی است که مسیر عمده ی کشتی ها بستر رودخانه را به دو نیم تقسیم می کند.
۶- منطقه : سرزمینی که دارای تجانس طبیعی باشد و عوامل طبیعی سبب انسجام آن شده باشد.

۷-بحران آب : تنش های سیاسی _ اجتماعی که بر اثر کمبود کمی وکیفی منابع آب پدید می ایند.
۸- کمبود آب : کشوری که سرانه ی منابع آب شیرین تجدید شونده ی آن کمتر از ۱۷۰۰ متر مکعب

۱-۱۱ سازمانهایی که می توانند از این تحقیق استفاده نمایند
۱ – استانداریهای آذربایجانهای شرقی ، غربی ، واردبیل
۲ – فرمانداریهای شهرستانهای مرزی
۳ – وزارت امور خارجه
۴ – وزارت نیرو
۵ – وزارت جهاد کشاورزی

فصل دوم
مبانی نظری

مقدمه
آب مایه ی حیات بوده و زندگی تمام موجودات روی زمین بدون آن ممکن نیست . علاوه بر این آب اساس تمدن و صلح جهانی نیز می باشد.
در یکصد سال اخیر سرعت مصرف آب دوبرابر سرعت افزایش جمعیت بوده است. ممکن است کمبود آن در سطح جهانی نباشد ولی روز به روز برتعداد کشورهایی که دچار کم آبی می شوند افزوده می شود. در سال ۲۰۲۵ حدود ۸/۱ میلیارد نفر با کمبود شدید آب مواجه خواهند شد ودوسوم جمعیت جهان نیز از این نظر روزهای سختی را تجربه خواهند نمود. در دهه ی ۲۰۵۰ ، ۶۵ درصد از جمعیت جهان با مشکل کم آبی مواجه خواهند بود. تغییرات آب وهوایی نیز روز به روز شرایط را وخیم تر می کند. این همه در حالی است که ذخایر آبی جهان نیز

به طور یکسان در سطح زمین توزیع نشده است. سهم چین با ۲۲ درصد جمعیت جهان تنها ۷ درصد از آب شیرین تجدید پذیر می باشد . درحالی که کانادا با ۵/۰ درصد از جمعیت جهان ۹ درصد از آب شیرین جهان را در اختیار دارد. تنها ۱۰ کشور جهان بیش از نیمی از آب شیرین قابل دسترس سیاره ی زمین را در اختیار دارند..( ۲۰۰۴،۴ kitissou, )

در اواسط دهه ی ۱۹۸۰ سرویس اطلاعاتی آمریکا از کمبود آب در ۱۰ کشور و احتمال تنش بر سر منابع آبی تازه را گزارش داده بود که اکثراین کشورها در خاورمیانه وشمال آفریقا قرار داشتند وبیشتر آنها به آبهایی که از خارج کشور وارد می شوند وابسته هستند.خاورمیانه به دلیل موقعیت جغرافیایی خود بر روی کمربند خشک دنیا قرار گرفته ودر بسیاری از نواحی آن ممکن است ماهها یا حتی سالها بارندگی اتفاق نیافتد .به این دلیل حدود ۸۰ درصد از زمینهای آن به علت بی آبی خشک است.

بنابر این در چنین شرایطی رقابت شدیدی برای دسترسی به آب را در سطح جهان افزایش می یابد. و ودسترسی یک کشور به مقدار آب مورد نیاز خود نه تنها با ثبات اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی اش ، بلکه با بقای آن نیز در ارتباط می باشد وبرخورداری هریک از کشورهای جهان از این منبع به عنوان یک منبع قدرت برای آن کشور محسوب می شود.
در کنار اهمیت زیستی، آب زوایای سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی وفرهنگی نیز دارد. از این رو مرزبندی و چالش های سیاسی بسیاری در وضعیت کنونی ، توجه ساختارهای ملی، منطقه ای و بین المللی وتحلیل گران جهان را به خود معطوف کرده ومبحث آب را به عنوان یکی از عناصر ژئوپولیتیک در نظام بندی بین المللی ثبت کرده است ونقشی که نفت در قرن بیستم به عنوان یک منبع استراتژیک بازی می کرد ، در قرن بیست ویکم همان نقش را آب می تواند بازی کند.

۲-۱ ژئوپولیتیک
هر رشته ی علمی دارای موضوعی است که بسط دانش ومعرفت در قالب حقایق قوانین ، مفاهیم ونظریه های علمی درباره ی آن ، ادبیات رشته ی علمی مربوط را تشکیل می دهد. تولید علم ومعرفت در هر رشته نیز به روش شناسی وتکنیکهای علمی مناسب وابسته است.
ژئوپولیتیک به عنوان شاخه ای از جغرافیای سیاسی به آن بخش از معرفت بشر اطلاق گردید که معلومات ناشی از روابط بین جغرافیا وسیاست مربوط می شد. این شاخه ی علمی از زمان وضع آن طی یک قرن گذشته از نظر مفهومی وفلسفی دچار شناوری وگاه رکود بوده وهمانند برخی رشته های علمی دیگر هنوز بر سر موضوع وماهیت آن اتفاق نظر وجود ندارد.

۲-۱-۱ مفهوم ژئوپولیتیک
هر یک از رشته های علمی یک وجود واقعی را در عالم خلقت به عنوان موضوع ومبنای فلسفی خود مورد مطالعه وتحقیق قرار داده وشناختهای حاصله ودانش کشف نشده وفزاینده رادرقالب حقایق وقوانین ونظریه های علمی به طور پیوسته مدون نموده وسازمان می دهد وادبیات علمی خود را گسترش می دهد.
واژه ی ژئوپولیتیک که ابتدا در سال ۱۸۸۹ م توسط دانشمند سوئدی به نام رودلف کیلِن وضع شد ، به بخشی از معلومات حاصله ی ناشی از روابط بین جغرافیا وسیاست اطلاق گردید. به عبارت دیگر علمی است که« به بررسی نقش عوامل محیط جغرافیایی در سیاست می پردازد».( عزتی، ۱۳۸۲، ۵)
ژئوپولیتیک از زمان وضع آن در یک قرن گذشته از نظر مفهومی وفلسفی دچار شناوری بوده وهنوز بر سر ماهیت آن اتفاق نظر وجود ندارد ودیدگاههای متفاوتی درباره ی آن ابراز شده که برای آگاهی بیشتر مفاهیمی از این واژه در منابع مختلف ذکر می شود:

در فرهنگ فرانسوی روبر (۱۹۶۵) درباره ی واژه ی ژئوپولیتیک آمده است : « ژئوپولیتیک علمی است که به مطالعه ی روابط بین داده های طبیعی ، جغرافیا وسیاست حکومتها می پردازد».
درفرهنگ لاروس ( ۱۹۶۲) چنین تعریف شده است: « مطاله ی روابطی که هر کشور به وسیله ی آن سیاستهایش را با قوانین طبیعی به هم پیوند می زند ودر این پیوند قوانین طبیعی از عوامل دیگر، تعیین کننده ترند».
کارل هاوس هوفر در نوشته هایش در ۱۹۲۰ اعلام کرد که:« ژئوپولیتیک وجدان جغرافیایی کشور خواهد شد ویا باید بشود».وهدف آن مطالعه ی ارتباط حیاتی انسان امروزی با محیط کنونی پیرامون آن است و در نهایت هماهنگی پدیده هایی است که کشور ومحیط پیرامونش را به هم می پیوندد.
سائول .بی.کوهن، در کتاب « جغرافیا وسیاست در جهان تقسیم شده» نوشت: « عصاره ی ژئوپولیتیک مطالعه ی روابطی است که میان سیاست بین المللی ، قدرت و مشخصات جغرافیایی بر قرار می شود».
هارتشورن : « جغرافیای مورد استفاده برای اهداف خاصی که فراتر از تعقیب دانش قرار می گیرد».
عزت اله عزتی در کتاب « ژئوپولیتیک در قرن بیست ویکم »آن را چنین تعریف می کند: «علم کشف روابط محیط جغرافیایی وتأثیر آن بر سرنوشت سیاسی ملل».
محمد رضا حافظ نیا در کتاب « اصول ومفاهی ژئوپولیتیک» ژئوپولیتیک را « روابط متقابل جغرافیا ، قدرت وسیاست والگوهای رفتاری ناشی از ترکیب آنها» تعریف می کند.
آنچه از تعاریف بالا می توان نتیجه گرفت این است که قدرت ، عامل مهمی در سیاست و روابط بین الملل می باشد ومنابع تولید قدرت نیز گوناگون. واگر ما بخواهیم به قدرتی در صحنه ی سیاسی بین المللی دست یابیم که منشأ جغرافیایی داشته باشد وارد حیطه ی ژئوپولیتیک
شده ایم.
۲-۱-۲ تفکرات ژئوپولیتیکی
تاریخ تفکرات ژئوپولیتیکی به دوران ارسطو ، استرابو، بودین ، مونتسکیو ، کانت وهگل باز می گردد. پیشگامان این رشته در قرن نوزده نیز شامل هامبُلت ، گایوت ، باکل وریتر می باشند . اما اصول ژئوپولیتیک مدرن از آثار جغرافیدان آلمانی ، فردریش راتزل سرچشمه می گیرد ، از نظر آقای کوهن ژئوپولیتیک مدرن در پنج مرحله توسعه یافته است : « ۱- رقابت برای هژمونی امپریالیستی ۲- ژئوپولیتیک آلمانی ۳- ژئوپولیتیک آمریکایی ۴- ژئوپولیتیک دولت محور دوران جنگ سرد ۵- ژئو پولیتیک جغرافیایی جهان گرایانه ی دوره ی پس از جنگ سرد ».( کوهن، ۱۳۸۷ ، ۴۴ )

۲-۱-۲-۱ رقابت برای هژمونی امپریالیستی
نوشته های این دوره منعکس کننده ی عصر ملی گرایی شدید ، توسعه طلبی دولتی وایجاد امپراطوری در ماوراء بحار در آن زمان بود که در آثار نویسندگانی مانند؛ راتزل ، مکیندر ، کیلن ، بومان وماهان انعکاس داشت وتوجیه ژئوپولیتیکی ، کوتاهترین راه را برای رسیدن به یک هدف بود. وقدرت را به عنوان ابزاری برای سلطه واستعمار ملل محروم توجیه می نمودند. اصول وقوانین این نظریه پردازان پیشرو نیز بازتاب دیدگاهها و تجربیات ملی آنها ونیز تأ ثیر« داروینیسم اجتماعی » بود. این دوره که از اواخر قرن نوزدهم تا پایان جنگ جهانی دوم طول می کشد ، ژئوپولیتیک را به عنوان شکلی از دانش وقدرت ، موضوع رقابتهای قدرتهای استعماری برای گسترش مستعمرات وتوسعه ی صنایع در نظر داشته است . رقابتهای اقتصادی

وسیاسی درون قاره ای اروپا ، انتشار اندیشه های ملی گرایانه، وسرزمین گرایی ، تولید وتوسعه ی نمادها وشاخصهای ملی ، وجود قدرتهای کهن مانند ؛انگلیس وفرانسه و… ترکیب بندیهای اقتصادی ، سیاسی وجغرافیایی که در اروپا در حال تکوین وشکل گیری بود ، رقابتهای درون قاره ای را تشدید نمود واز این رو دو گروه از دولتهای متخاصم را شاهد هستیم ؛ گروه اول ؛ توسط انگلستان وفرانسه وبا حمایت پنهان آمریکا رهبری می شدند که طرفدار اقتصاد آزاد واستعمار طلبی بودند. گروه دوم توسط آلمان حمایت می شد که طرفدار تجدید نظر در این امر ورقابت با نمود وسلطه اقتصادی انگلستان بودند.( اخباری، جزوه درسی ). بر این اساس دردهه ی نود قرن نوزدهم در اروپا تقسیم بندی دنیای سیاست شکل بسیار جدی به خود گرفت ، رقابت آلمان وسایر تجدید نظر طلبان مانند ؛ ژاپن وایتالیا برای ایجاد یک ساختار جایگزین متمرکز شده بود وآن مسئله ، بدون از بین بردن انگلستان ، امکان پذیر نبود ، لذا

رقابت این دو سیستم متحد شده آغاز ودر سال ۱۹۱۴ به اوج خود رسید وجنگ به عنوان تنها راه گریز از این بن بست اقتصادی – سیاسی ، ایجاد شده بود وچون جنگ به خودی خود به افراد جنگاور نیاز دارد که در راه وطن، ملت ، سرزمین ، یک هویت جمعی پیدا کند ، بنابراین بومی گرایی ، جغرا فیای سیاسی سرزمین گرایی توسعه یافت تا علاقه ی ملی ، نژادی ، وطنی ، قومی را برانگیزاند وافراد را برای فدا شدن در راه ارزشهای ملی ، نژادی در برابر یکدیگر آماده کند ، در این راستا ، نظریه هایی که ارائه شده دارای هدفهای ملی گرایانه ، نژاد پرستانه ، ودر جهت پیشبرد اهداف ملی کشور بود. در این راستا ، دیدگاه آقای راتزل که بنیانگذار ژئوپولیتیک نامیده می شود ، اساس گفتمان ژئوپولیتیک استعماری را به وجود آورد و « فضای حیاتی» ایشان ، نژاد پرستی را به اوج خود رساند وتوانست نژاد آریایی یا آلمانی را در مقابله با نژاد آنگلوساکسون بسیج نماید.

 

۲-۱-۲-۲ ژئوپولیتیک جنگ سرد
این دوره با توجه به وضعیت پس از جنگ جهانی دوم وتقسیم جهان به دو بلوک شرق وغرب که تحولات آن حول محور ایدئولوژی بود وتفکر ژئواستراتژی بر دو قدرت بری وبحری حاکم بود وایالات متحده آمریکا واتحاد جماهیر شوروی ، کشورها را بین خود تقسیم کرده بودند.
جهان سوم محصول این دوره است وتقسیم فضای جهانی به دو جهان اول ؛ حکومتهای سرمایه داری وجهان دوم ؛ حکومتهای سوسیالیستی ، ودر جهان سوم کشورهای در حال توسعه جای داشتند که دو کشور آمریکا وشوروی برای سلطه بر آنان مسابقه تسلیحاتی وهسته ای راه انداخته بودند.
ژئوپولیتیک این دوره غالباً تامین کننده ی نظرات ژئوپولیتیک دو بلوک شرق وغرب بود ومفاهیم سنتی ژئوپولیتیک رنگ باخته ومفاهیم جدیدی جایگزین آن شد وموجب کاربردی شدن ژئوپولیتیک گردید.

معماران آمریکایی جنگ سرد ژئوپولیتیک را اساسی برای سیاست ملی با هدف مقابله با اتحاد شوروی وکمونیسم بین المللی در نظر می گرفتند. آنها با ایجاد تئوریهای ژئوپولیتیکی جغرافیا محور وارائه تفاسیری ایستا از الگوهای جهانی ومنطقه ای ، مفاهیمی نظیر « مهار » ، « تئوری دومینو» ، « زنجیرهای موازنه قدرت » و« کشورهای محوری» را وارد فرهنگ واژگان ژئوپولیتیک جنگ سرد ساختند . در این رابطه تئوری « هارتلند » مکیندر نقشی کارساز را برای آنها ایفا می کرد.

اگر ژئوپولیتیک امپریالیستی اوایل قرن بیستم را با وجود بازیگرانی نظیر انگلیس ، آلمان وروسیه،جنگ تصاحب فضای حیاتی ودستیابی بر منافع وامکانات مادی واقتصادی بنامیم ، ژئوپولیتیک جنگ سرد را تقابل ایدئولوژیک آمریکا وشوروی جهت تصاحب موقعیت های استراتژیک ومبتنی بر مکانیزم جنگ هسته ای در نظر بگیریم ، باید گفت که ؛ قرن بیستم در سالهای میانی خود با ورورد به ژئوپولیتیک نظم جنگ سرد ، وارد یکی از حساس ترین مقاطع تاریخی گردید که از جهت قاعده ی بازی ، بازیگران و قانونمندیهای رفتاری با گذشته تفاوت فاحشی دارد.

۲-۱-۲-۳ ژئوپولیتیک قرن بیست ویکم
« پایان جنگ سرد،رهیافت های جدیدی را در زمینه ی ژئوپولیتیک به همراه داشت. از نظر فرانسیس فوکویاما عبور از « مارکسیسم _ لنینیسم » وپیروزی « لیبرال دموکراسی غرب » و « اصالت بازار آزاد » خبر از دولت جهانی یک دستی داشت . در این جهان بینی آرمان گرایانه ، تفاوت های جغرافیایی و ژئوپولیتیکی نقش اندکی ایفا می کنند».( کوهن،۱۳۸۷، ۶۸)
از نگاه برخی دیگر پایان جنگ سرد نشان از یک « نظم نوین جهانی » و ژئوپولیتیک هژمونی جهانی ایالات متحده آمریکا داشت. جورج بوش رئیس جمهور وقت ایالات متحده ، خطاب به کنگره ی این کشور در سال ۱۹۹۰ ، سیاست پشت جنگ عراق را به عنوان تحقق بخش یک نظم نوین جهانی به رهبری ایالات متحده و « مقابله با تهدید تروریسم ، قوی تر در تعقیب عدالت و ایمن تر در کسب صلح ، …و جهانی که در آن کشورها مسئولیت مشترک برای آزادی وعدالت را به رسمیت می شناسند» تعریف کرد.

با وجود این ، رهیافت دیگری وجود دارد که به« ژئوپولیتیک آنارشی » رابرت کیلان مربوط می شود. کیلان ، از نقطه نظر جهانی که میان « شمال ثروتمند » و « جنوب فقیر » تقسیم شده است ، نتیجه می گیرد که جنوب ، به ویژه آفریقا ، محکوم به آنارشی ونا آرامی است . نقشه ی وی از آینده به نام «نقشه ی آخر » تصویری از نا آرامیهای دائماً در حال تغییر
می باشد.
هیچ یک ا این سه سناریو تحقق نیافته اند ، در اکثر موارد سرنگونی رژیم های کمونیستی ، به اقتصاد های بازار آزاد وبا ثبات منجر نشده است ، در همان حال که « ژئوپولیتیک نا آرامی » توجه چندانی به نیروهای نظام مند ومنطقه ای و جهانی ، که نا آرامی ها را کنترل وجنبه های مثبت آن را جذب نظام می کنند ، ندارد ، موانع پیش روی کاربرد یک جانبه ی قدرت نظامی ، اقتصادی ، سیاسی ایالات متحده ، از شکست های این کشور در کسب اهداف در عراق ، سومالی وهائیتی نیز کاملاً مشهود است .

به هر حال تأثیر اصلی ژئوپولیتیک جنگ سرد ، همچنان پس از دو جریان اصلی در عصر گذشته ، جریان سیاسی دولت محور و جریان جغرافیایی جهان گرایانه ادامه دارد . ژئوپولیتیسین های سیاسی از نمایش قدرت غرب در اروپای مرکزی وشرقی جهت تضعیف موقعیت هارتلند روسیه به عنوان حاشیه ی غربی آن حمایت می کنند. آن ها همچنین استراتژی هایی را برای نفوذ در منطقه ی قفقاز وآسیای مرکزی و به رفابت کشاندن چین وروسیه ارائه می دهند.

دستور العمل ونسخه ی برژنسکی برای حفظ هژمونی جهانی ایالات متحده ، عبارت از کسب برتری در سه بخش از« صفحه ی شطرنج اوراسیایی » می باشد : غرب یا اروپا ، جنوب یا خاورمیانه ، شرق یا چین وژاپن .در راستای این هدف ، وی از وارد کردن اوکراین ودریای سیاه به مدار غرب ، حضور قوی ومحکم ایالات متحده در آسیای مرکزی وقفقاز ( معروف به بالکان اوراسیا) وحمایت از جاه طلبیهای چین برای سلطه ی منطقه ای در شبه جزیره ی آسیای جنوب شرقی و پاکستان سخن می گوید. چین علیرغم نفوذ فزاینده ، به خاطر اتحاد استراتژیک ایالات متحده وژاپن ، همچنان در سطح قدرت منطقه ای باقی خواهد ماند. هدف ، جلوگیری از کنترل روسیه بر کشورهای خارج نزدیک ، یا پیوستن به چین یا ایران دریک ائتلاف اوراسیایی ضد آمریکایی می باشد.( همان ، ۷۰).

ساموئل هانتینگتون ، با ارائه ی ژئوپولیتیک « غرب در مقابل بقیه » عنوان می دارد که ؛ استیلای جهانی را می توان با تفرقه ویا به جان هم انداختن تمدن های دیگر حفظ کرد. تز وی ان است که منابع بنیادین منازعه در جهان ، ایدئولوژیکی نخواهند بود ، بلکه بزرگترین، اختلافات فرهنگی بوده و « خطوط گسل میان تمدنها « خطوط نبرد » خواهد بود . او در تقسیم بندی جهان به تمدنهای غربی ، کنفسیوسی ، ژاپنی ، اسلامی ، هندی ، اسلاو-ارتدوکس ، آمریکای لاتین وشاید آفریقایی ، جای زیادی را به اختلافات مذهبی ، قومی ، اقتصادی یا استراتزیک داخلی نمی دهد.

۲-۲ ژئو پولیتیک انتقادی

پیدایش نگرش انتقادی در ژئوپولیتیک به دهه ی ۶۰ میلادی بر می گردد. زمانی که مبارزات مربوط به حقوق مدنی ومخالفت علیه جنگ ویتنام ونیز تشدید بحران شهری در آمریکا منجر به ظهور جغرافیای آگاهانه ورادیکال در اواخر دهه ی ۱۹۶۰ در قلمرو جغرافیای انگلیسی و آمریکایی گردید. به همین شکل در قلمرو جغرافیای فرانسه نیز تشدید اعتراضات نسبت به بحران ویتنام ومبارزات مردم الجزایر ، به شکل گیری جغرافیای رادیکال وانتقادی به رهبری ایولاکست در اواخر دهه ی شصت کمک نمود.(حافظ نیا،۱۳۸۵،۶۸)
لکن گفتمان ژئوپولیتیک انتقادی به کارهای اولیه ی سیمون دالبی و بویژه مقاله ای برمی گردد که در سال ۱۹۹۲ م توسط ژیروید اُتوتایل و جان آگنیو منتشر گردید. از دید آنها مطالعات ژئوپولیتیکی عبارت بود از؛ مطالعه ی تدوین سیاستهای بین المللی از سوی قدرتهای بزرگ ، آنها ژئوپولیتیک را به عنوان گفتمانی از دانش قدرت دیدند که بر پایه ی استدلال فوکو شکل گرفته بود که می گفت؛ جغرافیا به عنوان گفتمان ، شکلی از دانش قدرت است.
آنها معتقد بودند که می بایستی به طور انتقادی ، ژئوپولیتیک به عنوان روشی نا منظم که روشنفکران سیاستمدار بر پایه ی آن سیاستهای جهانی را فضایی می کنند ، مفهوم سازی مجدد شود. آنها با رویکردی هرمنوتیک وتفسیری به ژئوپولیتیک بر این باور بودند که متن های ژئوپولیتیکی ، باید واکاوی ومتعین گردند ، وبه لحاظ ماهیتی ، ژئوپولیتیک انتقادی را روشی هرمنوتیکی می دانند که قادر است متن های ژئوپولیتیکی را باز نمایی نموده وحقایق وواقعیتهای پشت متن را کشف نموده وآنرا به تصویر بکشد.
ژئوپولیتیک انتقادی بر این باور است که یک بررسی ومطالعه ی انتقادی ژئوپولیتیکی تنها در گیر متن های ژئوپولیتیکی نیست ، بلکه درگیر زمینه های تاریخی ، جغرافیایی ، تکنولوژیکی واجنماعی که متن ها از آن برخاسته وسپس نیروی مؤثر ومعین اجتماعی به خود می گیرند نیز می باشد.
«ژئوپولیتیک انتقادی این مسئله را مورد توجه قرار می دهد که چگونه سیاست ها ، فضای سیاسی کره ی زمین را از طریق روشنفکران ، موسسات و بازیگران حکومتی مسلط شکل داد وسیاست جهانی را به وجود آوردند». ( otuathail,1996,185)
ژئوپولیتیک انتقادی بخشی از ادبیات جدید ژئوپولیتیک در آمریکای شمالی و اروپا را دربر می گیرید. این رویکرد پیش فرضهای جغرافیایی مربوط به مبانی سیاستگذاری خارجی ونظریه های مربوط به سیاست جهانی ، توسط سیاستمداران را مورد بررسی قرار می دهد ، وبه چگونگی کاربرد استعاره ها وتشبیه های جغرافیایی ، نظیر هارتلند ، ریملند ، کانتینمنت ودومینو در ژئوپولیتیک می پردازد. ژئوپولیتیک انتقادی همچنین بر بعد تبلیغی ادبیات پرداخت نشده ی ژئوپولیتیک در رسانه ها ، نظیر ؛ روزنامه ها ، تلویزیون وموسیقی وتبدیل شدن تعابیر وبرچسبهای جغرافیایی به گفتمان رسمی وعمومی جامعه تاکید نموده ومعتقد است که این بعد موضوعی در ژئوپولیتیک ، بیش از قائل شدن رابطه ی علی مستحکم بین جغرافیا ورفتار دولت مورد توجه قرار گرفته است. به طور کلی ، ژئوپولیتیک انتقادی به دنبال آشکار سازی سیاستهای پنهان وپشت پرده ی دانش ژئوپولیتیکی در ادوار گذشته می باشد که توسط دانشمندان موسسات ودولتمردان تولید شده است

۲-۳ ژئوپولیتیک زیست محیطی
رابطه ی بین وضعیت منابع زیستی وسرچشمه های حیات با امنیت وسیاست بین المللی وملی را موضوع ژئوپولیتیک زیست محیطی تشکیل میدهد. بروز چند حادثه زیست محیطی وآلودگی زا در نیمه ی قرن بیستم ، مسائل زیست محیطی را در کانون توجه بشر ودولتها قرار داد.
مسمومیت جیوه ای در می نی ماتای ژاپن ،ترس از کاربرد آفت کشها در آمریکا ، مه های کشنده وغلیظ در لندن ونشت مواد نفتی از چند نفت کش بزرگ ونیز آلودگی های ناشی از انفجارات هسته ای در خلال رقابتهای تسلیحاتی دوران جنگ سرد که بر گرد اتمسفر زمین به گردش در می آمد سبب شد که حفاظت از محیط زیست در دستور کار سیاسی تعدادی از کشورهای جهان قرار گیرد. علاوه بر این بروز تهدیدات زیست محیطی ، نظیر پاره شدن لایه ی ازون ، تغییرات اقلیمی کره ی زمین ، اقدامات گسترده ای را از سوی نهادهای بین المللی ، دولتها ونهادهای غیر دولتی ، نظیر گروه صلح سبز وسایر سازمانهای زیست محیطی به دنبال داشت.

فروپاشی نظام دو قطبی در اوایل ۱۹۹۰ تعداد زیادی پدیده ی سیاسی را به عنوان منبع جدید تهدید صلح وامنیت بین المللی مطرح کرد. در کنار اینها مسائل زیست محیطی اعم از آلودگیها ، کاستیها وتخریبها به عنوان منبع تنش و تولید نا امنی مطرح گردید.

امروزه امنیت زیست محیطی در حوزه ی مفاهیم امنیتی دولتها ونظام بین المللی موضوعیت پیدا کرده است، ومسائلی از قبیل ؛ مهاجرت ورشد جمعیت ، حفره های لایه ی ازون، نابودی گونه های زیستی ، تغییرات اقلیمی ، کمبود منابع آب وخاک، دسترسی به منابع طبیعی وانرژی ،منابع شیلاتی ودریایی ، جنگلها وسایر منابع زیستی را در ابعاد مختلف کمبود ،تخریب وآلودگی در بر می گیرد. این امور همکاریهای بین المللی وجهانی را می طلبد. لذا سیاست بین المللی وهمکاریها وهمگراییها ویا واگراییها را در بین دولتها متأثر خواهد نمود.

۲-۴هیدروپولیتیک
هیدروپولیتیک ترکیبی متوازن از دو واژه ی « آب » و «سیاست» است وتاثیر ونقش آفرینی منابع آب بر روابط سیاسی کشورها را مورد مطالعه قرار می دهد. افزایش تقاضا برای مصرف آب ومدیریت ضعیف منابع آب موجبات تنش بر سر استفاده از منابع آب را هم در درون کشورها وهم در روابط بین کشورها را فراهم کرده است. این موضوع درمورد رودخانه های بین المللی کاملا مشهود است.

آب نه تنها مایه ی حیات ، بلکه بنیان تمدن وصلح جهانی نیز می باشد. دسترسی یک کشور به مقدار آب مورد نیاز خود نه تنها با ثبات اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی اش ، بلکه با بقای آن نیز ارتباط دارد.
امروزه آب ، به دارندگان آن ، برتری استراتژیکی بخشیده و به صورت یک منبع اکولوژیکی واقتصادی در آمده است . نقشی که نفت در قرن بیستم به عنوان یک منبع اکواستراتژیک (اقتصادی ،اکولوژیکی واستراتژیکی )بازی می کرد ،در قرن بیست ویکم همان نقش را آب می تواند بازی کند. مجادلات پنهان وآشکار بر سر منابع نفتی ، غیر محتمل نیست که در سالهای آتی بر سر منابع آبی به وقوع بپیوندد.( karakilicik, 2008,2)

در بیشتر نقاط دنیا تنشهای محلی ، منطقه ای وبین المللی بر سر آب در جریان است وحقوق بین الملل هنوز قواعد حقوقی ، در خصوص توزیع درست واستفاده منطقی از منابع ، وضع ننموده است. در خصوص مدیریت منابع آبی ، مسائل و… می رود که آب زمینه ی درگیریها وتنش های منطقه ای وجهانی را افزایش دهد.
امروزه حدود ۴۰ درصد از جمعیت جهان با کمبود آب مواجه هستند ومی رود که کشورهای بیشتری در این لیست قرار بگیرند. تخمین زده می شود که در دهه ی ۲۰۵۰ ، ۶۵ در صد جمعیت جهان با مشکل کم آبی مواجه شوند. به نظر کارشناسان ، در کشوری که آب قابل شرب سرانه از ۵۰۰ متر مکعب پایین باشد ، آن کشور در جرگه ی کشورهای کم آب قرار می گیرد. امروزه اکثر کشورهای خاورمیانه وشمال آفریقا در این شرایط قرار دارند ، ازسوی دیگر این کشورها با مشکل افزایش جمعیت نیز مواجه می باشند. افزایش ۳ درصدی جمعیت در سال در این کشورها وکمبود آب در برخی از این کشورها ، آنهارا به سمت درگیری بر سرمنابع آبی سوق می دهد.

به نظر پوستِل ، « یکی از تهدیدات بزرگ در مقابل انسان ، افزایش رقابت منطقه ای بین کشورها بر سر دسترسی به منابع آبی می باشد. رقابت بین کشورها در حوضه های آبی بسیاری ، می تواند به « سیاست قحطی » منجر شود.در علت قحطی ودرگیری بین کشورها ، سه عامل اصلی را می توان نام برد: ۱- کاهش منابع آبی در اثر تخلیه و آلودگی آنها ۲- افزایش سریع جمعیت ۳- الگوی نامناسب توزیع وپراکندگی منابع آبی . ودر این میان مؤثرترین ومهمترین عامل ، توزیع وپراکندگی نامناسب می باشد. افزایش جهانی دما ویا تغییرات آب وهوایی ، آلودگی ، خشکسالی ، بیابان زایی ، افزایش جمعیت ، شهر نشینی ، صنعتی شدن ، مصرف واسراف بیش از اندازه ، خشکاندن حوضه های آبی ، آبیاری نادرست مزارع ، وبیش از همه تهدیدات انسانی ، فشار بر منابع آبی را افزایش داده است. ( postel ,1996,56)

۲-۵ وضعیت منابع آب در جهان

آب مایه ی حیات وهمچنین عامل اصلی در پیدایش اجتماعات بشری است. امروزه حجم کل آب کره ی زمین که منبع زندگی تمام موجودات به شمار می رود از زمان تشکیل تاکنون ، تقریبا ثابت وبدون تغییر باقی مانده است. این منابع آب حدود ۵/۴ میلیارد سال پیش به وجود آمده است. مقدار کل آب موجود در کره ی زمین ۱۳۸۵ میلیون کیلومتر مکعب است که حدود ۵/۹۶ درصد آن در اقیانوسها انباشته شده اند وبرای مصارفی چون کشاورزی ، شرب وصنعت مستقیماً قابل استفاده نیستند . تنها حدود ۵/۳ درصد منابع آب شیرین وجود دارد که ۷/۱ درصد آن به صورت جامد در یخچالها ویخ پهنه های نواحی قطبی ذخیره شده وحدود ۷/۱ درصد آن درزیر زمین ، در لابه لای منافذ وشکاف سنگها انباشته شده است. بنابر این تنها ۱/۰ درصد آب کره در سطح زمین ودر هواکره قرار دارد. آبهای موجود در اتمسفر که تأمین کننده ی جریانهای سطحی وزیرزمینی است ، حاوی کمتر از یک هزارم درصد تمام آبهای زمین است. ( صداقت ، ۱۳۷۹ ، ۱۱)
طی یک قرن گذشته با افزایش جمعیت وبالا رفتن استاندارد زندگی ، رشد اقتصادی وپیشرفتهای صنعتی توسعه ی کشاورزی ، مصرف آب نیز افزایش یافته واین امر منجر به کاهش سرانه ی آب شده است. جمعیت جهان از سال ۱۸۵۰ میلادی تاکنون چهار برابر شده است. در سال ۱۸۵۰ مقدار متوسط سرانه ی آب در دسترس حدود ؛ ۳۰۰/۳۳ متر مکعب در سال بود ، که امروزه به ۵۰۰/۸ متر مکعب در سال کاهش یافته است. در طول قرن گذشته بهره برداری از منابع آب جهان هفت برابر ومصارف صنعتی ۳۰ برابر شده است وتقاضا بر آب هر سال ۳/۲ درصد افزایش می یابد .
اجلاس جهانی توسعه ی پایدار در ژوهانسبورگ ، معضل آب را به عنوان یکی از چالشهای فرامرزی جهان مطرح کرده بود. دسترسی به آب آشامیدنی سالم برای امنیت انسانی وتوسعه ی پایدار ضروری است وهنوز ۲/۱ میلیارد نفر به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند و ۴/۲ میلیارد نفر از خدمات تصفیه ی آب محرومند واگر اقدامی در این زمینه صورت نگیرد ، در سال ۲۰۲۵ چهار میلیارد نفر دسترسی کافی به آب قابل شرب نخواهند داشت . همچنین دو میلیارد وپانصد میلیون نفر دیگر نیز در مناطقی زندگی خواهند کرد که یافتن آب شیرین برای بر طرف کردن نیازهای روزمره ی آنها دشوار خواهد بود.
از طرفی آلودگی منابع آب بوسیله ی پساب های کشاورزی ، صنعتی ، شهری ، تهدیدی بر منابع آب موجود است که سبب پیدایش بیماریها ، آشفتگی وبر هم زدن تعادل اکوسیستم وبی نظمی اجتماعی خواهد شد . بیماریهای ناشی از آلودگی منابع هر ساله باعث مرگ میلیونها انسان در سراسر جهان می شود ، بنابر این آلودگی منابع آب یک نگرانی عمده ای است که در صورت عدم توجه به آن می تواند کیفیت زندگی انسان وحتی بقای نسلهای آتی را به خطر اندازد. اگر چه برای کره ی زمین به عنوان یک کل کمبود آب وجود ندارد ، اما آمارهای جهانی بیانگر کاهش تدریجی سرانه آب در جهان است . امروزه آب به شکل آشکارری وارد سیاست بین المللی شده وتلاشهای بین المللی در جهت سازماندهی شده ، که آب به عنوان یکی از مهمترین موضوعات وچالشهای بشر به مجمع عمومی سازمان ملل کشانده شده وبه شدت سیاسی شود . به عبارتی هر گاه آب نقش مهم ومؤ ثری در مسائل سیاسی کشورها ایفا کند ونوعی هنجار شکنی در مسائل سیاسی برون مرزی کشورها ایجاد نماید ، آب ساختار سیاسی مؤثری دارد . افزایش تقاضا برای آب در قرن بیست ویکم فشار بیشتری بر روی منابع آب وارد می کند وسیاستمداران ودولتها مجبور می شوند مسائل مربوط به آب را در رأس برنامه های خود قرار دهند . وبا کاهش دوره های خشکسالی از یکسو وسیاسی کردن استفاده از منابع آب وافزایش تقاضا برای مصرف آب ومدیریت ضعیف منابع آب از سوی دیگر ، در آینده بحران آب را تشدید خواهد نمود.

۲-۶رابطه ی آب ومسائل سیاسی
رابطه ی آب ومسائل سیاسی را می توان در سطوح زیر بررسی کرد :
۲-۶-۱ رابطه ی آب ومسائل سیاسی در سطح محلی
تحلیل سیاسی در این سطح ، روابط محلی – اجتماعی حاصل از شکل قدرت را مورد توجه قرار می دهد. مسئله ی اصلی در این قسمت تأثیر منابع آب وسیاست های مربوط به آن بر روابط اجتماعی واختلافات وتنشهای محلی است که ممکن است بر اثر آن ، در یک منطقه از کشور یا ناحیه ی
۲-۱ جدول پراکندگی منابع آب تجدید شونده وسهم سرانه ی آن در مناطق مختلف جهان

منبع : ( محمدی ، ۱۳۷۷، ۱۰۵ )
جغرافیایی رخ دهد. در بسیاری از کشورها ، ضعف مدیریت منابع آب ، رقابت شدیدی میان گروههای داخلی جامعه که هرکدام دارای منافع وعلایق خاصی هستند را بر انگیخته است.

۲-۶-۲ رابطه ی آب وسیاست در سطح ملی
میان سطوح مختلف رابطه آب وسیاست ، حکومت ودستگاههای دولتی در تنظیم واجرای سیاستها وخط مشی مربوط به منابع آب در داخل کشورها نقش اصلی را برعهده دارند. هر کشور به طور کلی دارای سیاستهای مربوط به منابع آب در بخشهای مختلف ( آشامیدنی ، صنعت ، کشاورزی ) است وبرای ایجاد تأسیساتی برای ذخیره سازی ، آب رسانی ، تصفیه ی آب ، جلوگیری از وقوع سیل وکنترل سیلاب ها ، همچنین حفاظت از آنها ، برنامه ریزی وسرمایه گذاری می کند ومؤسساتی برای مدیریت منابع آب وتأسیسات مربوط به آن ایجاد می نماید. در مرحله ی تنظیم سیاستها ، سیاستمداران از طریق پارلمان ویا دیگر جارچوب های سیاسی تلاش می کنند تصمیماتی روی اولویتهای سیاسی وبرنامه ها اتخاذ نمایند وبعد از طی مراحل اداری این تصمیمات را به اجرا در آورند.

 

۲-۶-۳ رابطه ی آب وسیاست در سطح منطقه ای
سیاست بین کشورها درباره ی تخصیص ، توزیع ، کنترل وکیفیت منابع آب است که می تواند موجب تنش یا همگرایی بین آنها شود. برخی رابطه آب وسیاست در سطح منطقه ای را میان ارتباط بین منابع آب وسیاست خارجی میدانند که چگونگی عملکرد سیاست خارجی یک کشور برای تأمین منابع آب راتبیین می کند. برای مطالعه ی رابطه ی آب وسیاست در سطح منطقه ای ، منابع آبی ممتد در دو سوی مرز مورد بحث قرار می گیرد وعمده ترین اختلافات ناشی از منابع آبی مرزی دربا ره ی بهره برداری از منابع آب ومدیریت حوضه ی رودخانه ها پیش می آید.

نکته ی قابل تأمل این است که استفاده از منابع آب مشترک به یک رویکرد واحد برای مدیریت منابع آب نیاز دارد. عمده ترین بخشی که در این سطح مطرح است ، این است که ، آیا کشورها برای تقسیم آب رودها واستفاده از منابع آب مشترک جهت دستیابی به توسعه با یکدیگر به توافق می رسند؟ یا توافقی بین آنها حاصل نمی گردد. وتأکید بر این نکته است که چگونه می توان از درگیری اجتناب کرد ودجهت همکاری با یکدیگر به توافق دست یافت. وغالبا بحث بیشتر مربوط به ابعاد حقیقی واستراتژیک مذاکره ومیانجیگری است.

۲-۶-۴ رابطه ی آب وسیاست در سطح کروی
در سالهای پایانی قرن بیستم ، آب به عنوان موضوعی مهم در کانون بحث ها ومذاکرات بین المللی قرار گرفت وتقریبا هیچ نشست بین المللی که در آن آینده ی جهان در هزاره ی سوم میلادی مطرح باشد را نمی توان سراغ گرفت که در آن ؛ آب ومدیریت آن به صورت یکی از اصلی ترین عوامل وعناصر دردستور کار قرار نگرفته باشد. در سال ۱۹۹۲ در نشست ریو ، آب به عنوان یکی از موضوعات مهم مورد توجه قرار گرفت ودر مفاد پایانی این کنفرانس ، به طور آشکار به حفاظت وبرنامه ریزی برای استفاه ی بهینه وپایدار منابع آب جهت تأمین نیازهای شرب وغیر شرب اشاره می نماید. همچنین کنفرانسهایی با عناوین « آب و محیط زیست ، وضعیت توسعه در قرن بیست ویکم » در سال ۱۹۹۲ در دوبلین ، « نقش آب در همگرایی وتوسعه

ی کشورهای خاورمیانه » در تابستان ۱۹۹۴ م .در آنکارا ،« مجمع جهانی آب » در مارس ۲۰۰۹ در استانبول بر گزار شده است. سیاست کروی آب شامل ؛ بحث ها وسیاستگذاریهای بین المللی منابع آب در کنفرانسهایی است که در باره ی محیط زیست ومنابع آب در سطح جهانی انجام می گیرد ، که به دنبال تنظیم وتدوین حقوق وقوانین بین المللی جهت استفاده از منابع آبی مشترک میان کشورها ، همچنین ایجاد همگرایی میان کشورها برای بهره برداری از منابع آبی مشترک وجلوگیری از بروز کشمکش ونزاع بر سر آب است. با ملاحظه ی سطوح فوق مشخص می شود که رابطه ی آب وسیاست در سطح کروی وملی در پی سیاستگذاری روی منابع آب برای ایجاد همگرایی در سطوح فوق است که این سیاستگذاریها بیشتر جنبه ی توصیه ای در سطح کروی واجرایی در سطح ملی دارند . رابطه ی آب وسیاست در سطوح منطقه ای ومحلی نیز به دنبال ایجاد همگرایی در سطح منطقه ای ومحلی

است . اما این دو سطح کشمکش ودرگیری بر سر منابه آب وجود دارد که بر آیند آن سیاست های ملی وجهانی را تحت تأثیر قرار می دهد. بنابر این هیدروپولیتیک ،ترکیبی متوازن از دو واژه ی آب وسیاست است وتأثیر منابع آب بر سیاست وتصمیم گیریهای سیاسی در سطوح محلی ، ملی ، منطقه ای وکروی که می تواند موجب تنش یا همگرایی در این سطوح شود را مورد مطالعه قرار می دهد.

۲-۷ مشکل جهانی آب : ابعاد نظری وحقوقی مسئله
در قرن بیست ویکم ، آب به عنوان یک منبع استراتزیک در مسئله ی امنیت ملی کشورها ظاهر شده ودر سیاست آنها نیز به اندازه ی عاملی برای بقای حیات ملی اهمیت یافته است، حتی اگر لازم باشد بر سر آن به جنگ نیز خواهند پرداخت. منابع آبی در برنامه ریزی های امنیتی آینده ی بسیاری از کشورها از جایگاه مهمی برخوردار بوده وابزار قدرتها خواهد بود، ودرنتیجه ی خشکسالی که انتظار می رود در آینده ی نزدیک به وقوع پیوندد ، منابع آبی بعضی کشورها تامرز کم آبی کاهش خواهد یافت. ودر ارتباط با دسترسی واستفاده از منابع آبی ، حرکات جمعیتی ، الگوهای مهاجرت ، تولیدات زراعی ، اصول بهداشتی ، توان کنترل درگیریها وبحرانهای بین المللی را به صاحبان آن خواهد بخشید. در این راستا ماهیت سرمایه ی شرکتهای بین المللی آب ودر ادامه سیاست دولتهای بزرگ در خصوص آب باید مورد توجه قرار گیرد.

۲-۷-۱ ابعاد تئوریک مشکل آب واقدامات انجام گرفته در این راستا
هاریسون در اثر گرانقدر خود « انقلاب سوم » تاریخ تمدن را بر پایه ی سه انقلاب بزرگ می داند ، اولین انقلاب ، گذر از مرحله ی شکار به مرحله ی یکجانشینی می باشد ، ( انقلاب کشاورزی ). در این انقلاب ، درحالی که تولید محصولات کشاورزی افزایش یافته ، با توسعه ی زمین های کشاورزی جدید ، سرزمین های جنگلی کاهش یافت واین امر منجر به کاهش زغال به عنوان یک منبع انرژی شد. وآن منجر به کشف ذخایر انرزی ( مانند : زغال سنگ وسایر منابع معدنی ) گردید. این اکتشاف از وابستگی انسان به خاک کاست وزمینه ی وقوع

انقلاب دوم گردید. ( انقلاب صنعتی) . با حل مشکل در هر انقلاب ، انقلاب دیگری به وقوع پیوست. مصرف بیش از اندازه ی سوختهای فسیلی ومعدنی موجب افزایش گازهای گلخانه ای در جو ودر نتیجه افزایش دمای زمین و آلودگی گردید، در حالی که بحرانهای منجر شده به دو انقلاب قبلی منشأ طبیعی داشتند ، بحران کنونی « بحران آلودگی محیط زیست » می باشد. این بحران ، تنها مختص یک منطقه نبوده ، بلکه مربوط به کل جهان هستی می باشد ، که همکاری منطقه ای و بین المللی را می طلبد وپیدا کردن راه حل برای چنین مشکلی

زمان بر خواهد بود. ظرفیت وسرعت فعالیتهای انجام گرفته در این راستا در پنجاه سال آینده ، شرایطی را به وجود خواهد آورد که نسلهای قبلی با آن مواجه شده اند ودر این هنگام انقلاب سوم به وقوع خواهد پیوست ودر حال شروع می باشد.و به همراه انقلاب ، شرایط زندگی جوامع وفرهنگها تغییر خواهد یافت.(Harrison,1993,14 )

کسانی که نظریه ی انقلاب سوم هاریسون را مبنا قرار می دهند ، در حل مشکلاتی که خصوصیات جهانی ومنطقه ای دارند، نظریه های سنتی را در ملاحظات آینده ناکافی می دانند ودر پی آن ، با پایان جنگ سرد که منشأ ایدئولوژیک داشت وعوامل اقتصادی ، فرهنگی واکولوژیک نمایان گردید ، فرضیه های سنتی زیر سؤال رفته و فرضیه های بین المللی انتقادی با آهنگ بیشتری در جریان است.

۲-۷-۲ زمینه های فکری نظریه ی جنگ

محلی ، منطقه ای وجهانی بر سر آب و اختلافات مربوط به آن
احتمال می رود تنش بر سر آب از نیمه ی اول دهه ی۲۰۱۰ به بعد اوج بگیرد . از سوی دیگر ، ذخایر آبی موجب رقابت جهانی برای تصاحب منابع آبی وزمینه ی تنش هایی که صلح وامنیت بین المللی را تهدید نماید فراهم خواهد نمود. از این رو ؛ کشورهایی که دارای ذخایر آبی کافی بوده ویا بر منابع آبی استیلا دارند ، از آب به عنوان ابزار اقتصادی ، اکولوزیکی ، استراتژیکی ( اکواستراتژیکی) استفاده نموده و(به جای استفاده در جهت صلح وهمکاری) به عنوان تهدید بالقوه ای برای جنگ تبدیل نموده اند. آفریقا ، خاورمیانه ، هندوستان ، قسمتی از چین ، انگلستان ،لهستان وپرو در صدر مناطقی قرار دارند که مشکل آب داشته و یا خواهند داشت.منابع آبی که بین دو یا چند کشور توزیع شده اند ، روابط آنها در حالت

حساسی قرار دارد وعدم تفاهم بین آنها را عمیق تر نموده وحتی آنها را به درگیری بر سر منابع آبی سوق می دهد. به عنوان نمونه می توان از رودهای ؛ نیل ، اردن وفرات در خاورمیانه ودرجنوب آسیا از رودهای ؛ ایندوس ، گنگ وبراهماپوترا ، در آمریکا از کلرادو ، ریوگراندوپارانا را نام بردکه به علت توزیع آنها بین چندین کشور ، در زمانهای مختلف عامل تنش بوده اند. در اروپا نیز که بر سرمنابع آبی ، کمتر درگیری روی داده ، بین مجارستان واسلوواکی بر سر سد ی که روی رود دانوب ساخته می شد مشکلاتی به وجود آمده است.

۲-۱ نقشه ی مسیر رود دانوب در اروپا (http://tr.wikipedia.org/wiki/Dosya:Danubemap.png)
در خصوص اختلافات منطقه ای مرتبط با آب ، آنچه به نظر می رسد این است که در این اختلافات ، مشکل اصلی ؛ اختلافاتی است که منشأ قومی ، دینی ، نژادی وبیگانه ستیزی ، ناسیونالیسم قومی ، رقابت منطقه ای ، سلطه ی اقتصادی وفرهنگی داشته ودر حقیقت اختلافات بر سر منابع آبی ، علت اصلی درگیریها نمی باشد ، بلکه محصول اختلافاتی است که وجود داشته و آب بهانه ای برای وقوع آن شده است.

در مقیاس محلی نیز ، چنین اختلافاتی به سرعت اوج گرفته ودر صورت دخالت دولتها به درگیریهای مسلحانه می انجامد ، طوری که در بیست سال اخیر احتمال وقوع اختلاف بین کشورهایی که از آبهای جاری ، بهره برداری مشترک دارند ، موضوع بحث بوده است. عدم توافق در توزیع آبها در حوضه های آبی ( ۲۶ حوضه ) اختلافات آبی ، اگر چه منجر به درگیری نشده ، ولی ترس از وقوع آن همواره وجود دارد. اختلافاتی که در سالهای اخیر در مورد آب دجله و فرات وجود داشته از این نوع می باشد. ویژگی دیگر این رودها استفاده از آنها به عنوان مرز بین دو کشور می باشد ، که زمینه ی تنش در سطح منطقه ای وجهانی را فراهم می نماید. اختلافاتی که بین مصر واتیوپی بر سر طرحهای سدسازی روی نیل وجود دارد ، نیز از این نوع می باشد. بخشی از نیروهای ارتش مصر برای جنگ در قسمت علیای رود نیل در منطقه ی مداری آموزش دیده اند. کشورهای قسمت علیای رود نیل در استفاده از آب نیل نمی توانند مصر را نادیده بگیرند، زیرا مصر هرگونه تهدیدی علیه آب رود نیل را به عنوان اعلان جنگ به آن کشور قلمداد می کند. سوریه نیز اگر به طور یکجانبه اقدام به سدسازی بر روی رودخانه ای نماید که آب دریاچه گالیله را تأمین می کند ومنجر به کاهش آب آن گردد، از طرف اسرائیل تهدید شده است.( bulloch, 1994 ,18)
همان طوری که ملاحظه گردید ، « جنگ بر سر آب » سناریو نمی باشد ، جنگ بر سر آب از گذشته تا به امروز در مناطق مختلف و در ابعاد مختلف روی داده واکنون نیز در مقیاسهای مختلف ادامه دارد. شیوا این جنگها را « جنگهای سریالی مرتبط با آب» می نامد .
( shiva,2003,9 ).در این دیدگاه جنگ بر سر آب در هر نقطه ای از جهان ودر هر جامعه ای در حال وقوع است ، یعنی جنگهای آب « جنگهای جهانی» هستند. فرهنگهای مختلف که از آب به عنوان یک نیاز زیستی استفاده می کنند ، در مقابل خصوصی سازی واز بین بردن مالکیت اشتراکی قرار دارند. در یک طرف این درگیری میلیاردها انسان که برای زنده ماندن مجادله می کنند ودر طرف دیگر ، صندوق بین المللی پول وشرکتهای مالی بین المللی قرار دارند.
شرکتهای جهانی آب یک جنگ جهان شمول را کارگردانی می کنند ، هدف ، بدست گرفتن آب شیرین واستفاده از آن جهت بدست آوردن سود بیشتر می باشد. در این اثنا تنش هایی بین مناطق ، کشورها وجوامع محلی نیز در جریان می باشد. آنچه در پنجاب و یا فلسطین بر تنش های سیاسی می افزاید واهمیت حیاتی دارد ، در اختیار گرفتن منابع آبی می باشد. اختلاف بین ترکیه ، سوریه و مصر واتیوپی را می توان در این راستا قلمداد نمود.
در گزارش « ارزیابی خطر » که سازمان سیا به دولت ایالات متحده آمریکا ارائه نموده پیش ینی نموده که ؛ حداقل در ده نقطه از جهان که منابع آب مشترک دارند ، احتمال وقوع جنگ وجود دارد. در رأس این مناطق ، خشکترین منطقه دنیا ؛ خاورمیانه قرار دارد. منابع آبی موجود در منطقه نمی تواند نیازهای جمعیتی که به سرعت روبه افزایش است را بر آورده سازد. در ۲۰تا ۳۰ سال آینده در بیشتر کشورهای منطقه ، آب ، تنها برای آشامیدن وجود خواهد داشت .رویهم رفته در بین کشورهای منطقه ، اختلافات تاریخی بر سر منابع آب وجود دارد . آنچه وضعیت را بدتر می کند اینکه ؛ بیشتر آب منطقه ، از خارج از آن تأمین میشود.(konuralp,2000,127 )
درگیریها بر سر منابع آبی به پنج هزار سال پیش بر می گردد. در طول تاریخ از آب به عنوان یک سلاح وهدف جنگی استفاده شده است. هفتصد سال پیش از میلاد ، آشور بنی پال پادشاه آشوری، در جنگ با اعراب، منابع آبی را تحت کنترل در آورده بود. وسناخریب دیگر پادشاه آشوری ، برای مجازات بابل ، سد بزرگی را که بر روی فرات قرار داشت ، تخریب کرده بود. همین پادشاه برای نابودی بابل ، دستور داد که بر روی فرات سدی بسازند وبا تخریب این سد ، شهر را با خاک یکسان نمود. در تاریخ این نخستین بار است که از سد به عنوان ابزار جنگی استفاده شده است. و متأسفانه آخرین نخواهد بود.(smit , 1971,5 )
در دوره های مختلف تاریخ ، از آب به عنوان یک عامل دفاعی ویک عامل تهاجمی در ابعاد مختلف استفاده شده است. در قرن بیستم در طول جنگ جهانی دوم ، بمباران سدهای الکتریکی نمونه ای از آن است. بعدها طی جنگ کره ، سد مشترک بین کره ی شمالی وچین ، مورد تهاجم قرار گرفت. در جنگ ویتنام نیز ، ایالات متحده آمریکا ، شبکه آبرسانی ویتنام را در سال ۱۹۶۰ بمباران نمود. در سالهای اخیر نیز طی جنگ یوگسلاوی و نیز جنگ خلیج فارس ، شبکه های آب شهری وسیستم های آبیاری از تعرض معروض نماندند. ( kiran , 2005 , 254 (
به نظر محققین ، اجتناب ناپذیر بودن جنگ در مقیاس محلی ، منطقه ای بر سر آب تهدید امنیت بین المللی توسط آن که می تواند به جنگ جهانی نیز بیانجامد را نباید از نظر دور داشت ، به عنوان مثال ؛ رود اردن که در مرکز بحران آب خاورمیانه قرار دارد ومورد استفاده مشترک کشورهای ؛ اردن ، اسرائیل ، فلسطین ولبنان قرار گیرد واختلافاتی که بر سر بهره برداری از آب آن بین کشورهای منطقه وجود دارد ، می تواند به جنگ بین اعراب و اسرائیل وجنگ منطقه ای تبدیل شود.

۲-۸ ژئوپولیتیک ، هیدروپولیتیک ، آپارتاید جهانی
برای درک اهمیت مسائل آب وارتباط میان سیاست وآب ، مختصر آشنایی با وضعیت آب در جهان ضروری به نظر می رسد.۷۱ درصد از سطح زمین را آب فرا گرفته وتنها کمتر از ۳ در صد از مجموع آبهای جهان را آب شیرین تشکیل می دهد. دو سوم آن نیز در یخچالهای قطبی قرار دارد. مقدار زیادی نیز در سفره های زیر زمینی واقع شده است. بنابر این تقریبا ۰۱/۰ از مجموع آبها در دسترس انسان می باشد . در شرایط کنونی باز هم آب به وفور یافت می شود. اگر آب شیرین ودریا به طور عادلانه توزیع میشد ، سطح زمین را تا ارتفاع ۲۷۰۰ متر آب فرا می گرفت. همین طور کمتر از ۳ در صد از آبها (آبهای شیرین ) که بخش اعظمی از ذخایر ما را تشکیل می دهد ، سطحی به ارتفاع ۷۰ متر را در شرایط مشابه ( در صورت توزیع عادلانه ) در بر می گرفت . برابر ارزیابیهای جاری تنها نیمی ازذخایر موجود جهان مورد بهره برداری قرار می گیرد ، ولی میزان آب قابل دسترس کمتر می باشد وآن مقدار موجود نیز به طور یکسان توزیع نشده است.
بین سالهای ۱۸۵۰ و۱۹۹۰ جمعیت جهان دو برابر گردید ، در حالی که مصرف آب ۳۰۰ درصد رشد داشت . طی پنجاه سال گذشته جمعیت جهان تنها ۳ میلیارد نفر رشد داشت. از ۶/۲ میلیارد نفر در سال ۱۹۵۰ به بیش از ۶ میلیلرد نفر در سال ۱۹۹۹ رسید به نظر مایکل کلیر : « اگر این افزایش ادامه یابد ، احتمالا تا اواسط قرن بیست ویکم ۱۰۰ درصد ذخایر آبی قابل دسترس مورد استفاده قرار خواهد گرفت . آنچه موضوع را پیچیده تر می کند ، اختلاف در توزیع ومصرف منابع آبی می باشد ؛ سهم چین با ۲۲ درصد از جمعیت جهان تنها ۷ درصد از آبهای شیرین می باشد. کانادا با ۵/۰ درصد از جمعیت جهان تنها ۷ درصد از آب شیرین جهان را در اختیار دارد. تنها ۱۰ کشور جهان بیش از نیمی از آب شیرین قابل دسترس سیاره ی زمین را در اختیار دارند. ( klare , 2002, 144 )
در شرایطی که توزیع آب ، اکنون نشان ار ناکافی بودن آن برای بسیاری از افراد نیازمند می باشد ، طی بیست وپنج سال آینده یک سوم جمعیت جهان به سختی کمبود آب را تحمل خواهند نمود. امروزه ۲۵۰ میلیون نفر در ۲۶ کشور جهان از کم آبی رنج می برند.
۳۰ درصد از ۴/۲ میلیارد نفر که از دستیابی به آب بهداشتی محرومند ، در آفریقا واقع شده اند. علاوه بر این تا سال ۲۰۵۰ تخمین زده می شود که ۷ میلیارد نفر از ۳/۹ میلیارد نفری که در ۶۰ کشور جهان زندگی خواهند نمود ، تحت تأثیر کم آبی در ابعاد مختلف خواهند بود. همین حالا، بیش از یک میلیارد نفر از دسترسی به آب آشامیدنی سالم محرومند و ۳میلیارد نفر
( نزدیک به نیمی از جمعیت جهان ) فاقد سیستم فاضلاب اصولی می باشند. وبیش از ۹۰ درصد از همه ی فاضلابهای تولید شده در کشورهای پیشرفته به زمین باز می گردند ومنجر به آلودگی آب می شوند.
روی هم رفته سهم آفریقا ۷/۴ درصد از آب مصرفی جهان می باشد. در حالی که سهم آمریکای شمالی ۱۹ درصد وسهم اروپا ۳/۹ درصد می باشد. در کشورهای اروپایی میانگین مصرف هر فرد ۳۰۰ لیتر در روز و در نواحی کم آب و اطراف صحرای آفریقا بین ۱۰ تا ۲۰ لیتر در روز می باشد. مطابق گزارش بانک جهانی حداقل آبی که هر شخص برای زنده ماندن وسلامتی خود نیاز دارد ، ۱۰۰ تا ۲۰۰ لیتر در روز یا ۳۶ تا ۷۲ متر مکعب در سال می باشد.
لازم است بدانیم که کشورهای کم آب ومانند آن ، با کمتر از ۱۰۰۰ متر مکعب آب قابل دسترس برای هر نفر در سال و کشورهای تحت فشار ( در مضییقه ) ومانند آن با کمتر از ۵۰۰ متر مکعب برای هر نفر در سال شناخته می شوند.
تفاوت بین کشورهای فوق الذکر ، چنان است که می توان آن را ساختار آبی مبتنی بر آپارتاید جهانی نامید. در چنین نابرابری جهانی ، رقابتهای محلی به وجود آمده وبالقوه وبه صورت خطرناک، درگیریهای بین المللی آب پایه به وقوع خواهد پیوست . اهمیت این این موضوع زمانی به حقیقت نزدیک می شود که در سطح جهان مرز ارنباطی ۲۱۵ کشور جهان را رودخانه ها تشکیل می دهد.
حوضه های رودخانه ها ۵۰ درصد از سطح زمین را پوشانده و۳۲ درصد از مرزهای کشورها را آب تشکیل می دهد . حدود ۴۰ درصد از مردم جهان در حوضه ی رودخانه هایی که بین کشورها مشترک است زندگی می کنند. نظر به تغییرات آب وهوایی در جهان وپیش بینی الگوهای بارشی که روی خواهد داد ، کشمکش های آب پایه در بسیاری از نواحی جهان ، احتمالا افزایش خواهد یافت . حساس ترین نقاط نیز ؛ خاورمیانه ، اطراف حوضه های دجله .فرات وشمال آفریقا در حوضه ی رود نیل خواهد بود.

۲-۹ مرز ومسائل مربوط به آن
تلاشهایی برای تعریف اصطلاحات مرز وسرحد به همرا طبقه بندی وفهرست عنوان انواع مرز ، توسط دانشمندانی مانند ؛ هارتشورن ( ۱۹۳۶ ) هولیچ ( ۱۹۴۰ ) ، جونز ( ۵۹-۴۵-۱۹۴۳ ) و کرینف ( ۱۹۵۹ ) انجام گرفته است . اگرچه اولین مباحث مرزهای سرزمینی توسط جغرافیدانان دانشگاهی ، به زمان راتزل برمی گردد که رفتار ارگانیکی دولت را مطرح کرد واین امر توسط لرد کرزن ( ۱۹۰۸ ) و هولدیچ ( ۱۹۱۶ ) درباره ی مرزهای سیاسی ، شکل گیری مرزها پیگیری شد. ) newman – paasi , 1998 ,1)
در ایران نیز جغرافیدانان سیاسی نظیر خانم دره میر حیدر ، دکتر حافظ نیا ودکتر مجتهد زاده ، به بررسی وتعریف مفهوم مرز وسر حد پرداخته اند . دکتر مجتهد زاده در تعریف مرز آورده است : « انسان برای مشخص ساختن پیرامون جولانگاه خود ، آنگونه که با گستره ی جولانگاه همسایه ی خود تداخل نیابد ، ناچار به تعیین خطوطی قراردادی در بخش پیرامون محیط زیست یا قلمرو خود است. گونه ی گسترش یافته ی این مفهوم خط پیرامونی است که بخش پایانی جولانگاه یک ملت را مشخص می سازد وجنبه ای سیاسی پیدا کرده است و « مرز » خوانده می شود. ( مجتهد زاده ، ۱۳۷۹ ، ۳۱ )
دکتر حافظ نیا درباره ی مرز و سرحد می نویسد : « مرز عامل تشخیص وجدایی یک واحد سیاسی یا یک کشور از دیگر واحدهای مجاور وبه عبارتی جداساز قلمرو فرمانرولیی دو نظام سیاسی است. مرزها در گذشته چون به طور دقیق وروشن مشخص نبودند ، به عنوان سرحد ومنطقه ی مرزی مشهود بودند . ولی امروزه حدود کشورها به طور دقیق تر تعریف ، مشخص ونشانه گذاری شده اند . از این رو مفهوم مرز جای خود را به مفهوم سرحد داده است.» ( حافظ نیا ، ۱۳۷۹ ، ۱۹۰ )
همچنین خانم دکتر میر حیدر درباره ی مفهوم مرز وسرحد ، معتقد است که « قاره ی آمریکا هنگامی که اروپاییان برای اشغال سرزمین از خاور دور وباختر آن پیشروی می کردند ، منطقه ای که جلو آخرین حد پیشروی آنان قرار می گرفت وخالی از سکنه بود ، سر حد یا frontierخوانده می شد ؛ امروزه انگلیسی زبانان این اصطلاح را درباره ی اقیانوس ها ، قطب جنوب وفضای نامحدود بکار می برند. از زمانی که دولتها بنا بر خواست ملتها به وجود آمدند ، مرز مفهوم امروزی خود را یافت ومنطقه ی سرحدی نیز جای خود را به خط مرزی داد . ( میر حیدر ، ۱۳۷۵ ، ۱۶۷ )

ژان گاتمن نیز درباره ی مفهوم سرحد می نویسد : « نزد برخی ملتها ، سرحد خطی بود در فضا که می بایستی حفظ ونگهداری می شد . مفهوم فرانسوی سرحد طبیعی شاید بهترین جلوه دهنده ی این برخورد باشد . نزد دیگر ملتها ، سرحد یک منطقه پیرامونی بود که دگرگونیهای اجتماعی واقتصادی پدید آورنده ی یک ملت را سبب می شود وبه زیستن آن ملت یاری می داد » ( مجتهد زاده ، همان ، ۲۳ )

همچنین مویر درباره ی تفاوت سرحد ومرز معتقد است که « مرزها تا حدودی مانند چیزی خطی توصیف شده اند . در حقیقت ، مرزها در جایی به وجود آمده اند که فصل مشترک عمودی میان حاکمیتهای کشوری از سطح زمین می گذرند. بر عکس ، سرحدات مفهومی منطقه ای دارند ودرنتیجه ، دربرگیرنده ی چهره های جغرافیایی مختلف و غالبا جمعیتها هستند. گرچه مرزها به عنوان فصل مشترک عمودی ، دارای امتدادافقی نیستند ، اما عامل موقعیت مرزی
می تواند در تعیین چشم اندازهای اطراف مؤثر باشد. وحال آنکه سرحد جلو رفته ، عقب رفته ، ویا کوچک شده است ، بازهم مشخصاتی در چشم انداز باشد.» ( مویر ، ۱۳۷۹ ، ۲۸۱ )

۲-۹-۱ انواع مرزها
مرزها را از دو جهت میتوان تقسیم بندی نمود ، یکی از جهت چگونگی پدید آمدن و درجه ی تطبیق آنها با پراکندگی گروههای قومی- زبانی ودیگر از جهت تطبیق وعدم تطبیق با عوارض طبیعی.

۲-۹-۱-۱ انواع مرزها از نظر پیدایش وتطبیق آنها با گروههای قومی – زبانی
نقش یک خط مرزی در اصل جدا کدن خاک دو دولت از یکدیگر است . اگر خط مرزی در عین جدا کردن خاک دو کشور ، دو قوم وملت مختلف را از هم جدا کند آن را می توان بهترین خط مرزی نامید. ولی در عمل مشاهده می شود اغلب مرزهایی که پیش از پیدایش ناسیونالیسم پی ریزی شده اند ، امروزه هم معتبر بوده وجزء خطوط مرزی خوب به شمار می روند . کشور سوئیس را می توان نام برد که مردم فرانسوی زبان ، آلمانی زبان وایتالیایی زبان از کشورهای خود جدا شده اند واینک باهم شده وتشکیل دولت واحد ومستقل سوئیس را باعث شده اند.
خط مرزی بر حسب اینکه پیش از ساکن شدن مردم آن ناحیه تعیین شده باشد ویا پس از آن دارای نقشی متفاوت است واز این جهت می توان مرزها را به چهار نوع تقسیم نمود :
۱ – مرزهای پیشتاز ومرزهای پیش از سکونت
۲ – مرزهای تطبیقی
۳ – مرزهای تحمیلی
۴ – مرزهای متروکه ( میر حیدر ، ۱۳۷۵ ، ۱۴۵ )

۲-۹-۱-۲ مرزها از نظر تطابق با عوارض طبیعی
از نظر تطابق با عوارض طبیعی هم می توان مرزها را به انواعی تقسیم کرد . از این نظر مرزها به گروه تقسیم می شوند : یکی ؛ آنها که با کاربرد عوارض طبیعی مشخص می شوند . دیگری ؛ آنها که با ابزار ساختگی مانند پرچین ، ستون ، میله وسیم خاردار مشخص می شوند.
( همان ، ۷۱-۱۶۸ ) دلیل استفاده از عوارض طبیعی هم این بود که کار تعیین حدود وعلامت گذاری آنها آسان تر است ودیگر آنکه از نظر دفاعی عوارض طبیعی نقش عمده ومثبتی دارند. مرزهایی که با استفاده از عوارض طبیعی مشخص می شوند به انواع زیر تقسیم می شود :
الف – مرزهایی که در امتداد یک رشته کوه کشیده می شوند.
ب – مرزهایی که در امتداد مسیر رودخانه ، کانال یا دریاچه علامت گذاری می شوند.
ج – مرزهایی که از میان بیابان ، جنگل یا باتلاق عبور می کنند . ( همان )
از دیدگاه دیگری هم مرزها را تقسیم بندی می کنند . مثلا مرزها از حیث شکل هندسی به سه نوع تقسیم می شوند : الف ؛ مرزهای محدب ، ب ؛ مرزهای مقعر ، ج ؛ مرزهای مستقیم . ( عزتی ، ۱۳۸۲ ، ۹۰ ) همچنین در یک تقسیم بندی کلی تر می توان مرزها را به سه نوع هوایی ، دریایی وزمینی تقسیم کرد. ( میر حیدر ، ۱۳۷۵ ، ۱۴۶ ) همچنین مرزها را می توان به دو نوع داخلی وبین المللی تقسیم کرد . ( همان ، ۱۳۷۷ ، ۱۳ )
۲-۹-۱-۳ مرزهای هندسی یا مرزهای غیر طبیعی

در بسیاری از کشورها ، جایی که استفاده از عوارض طبیعی برای تعیین خطوط مرزی ممکن نباشد ، از خطوط نصف النهار ، مدارها ویا خطوط مستقیم ومدور استفاده می کنند. اینگونه مرزها را هندسی می گویند. اولین بار در سال ۱۴۸۱ میلادی پاپ از این نوع مرز استفاده کرد ، بدین ترتیب که دنیای شناخته شده ی آن روز را با استفاده از خط نصف النهاری که در ۳۷۰ لیگی غرب دماغه ی سبز قرار داشت بین دو دولت اسپانیا وپرتغال تقسیم کرد . گرچه مرزهای هندسی دارای این مزیت هستند که آنها را به آسانی می توان روی نقشه وزمین ترسیم نمود ، ولی چون معمولاً بدون توجه به چشم اندازهای فرهنگی منطقه تعیین می شوند ، اغلب موجب بروز کشمکشهای سیاسی بین دو دولت ذینفع می شوند . فراتر از آن ، تأسیس ونگهداری این نوع مرز مستلزم صرف هزینه ی هنگفتی است که برای بسیاری از کشورها سنگین است . بخش اعظم مرز میان دولت ایالات متحده ی آمریکا وکانادا توسط مدار ۴۹ درجه ی عرض شمالی تعیین شده است . ( همان ،۱۳۷۵ ، ۱۴۵ )

 

۲-۱۰ ا نواع مرزهای آبی
اغلب کشورهای جهان به علت مجاورت با یک یا چند دریا مرز دریایی دارند. بعضی کشورها هم به دلیل موقعیت خود ، درخشکی محصورند واز دسترسی به دریا محرومند ودرنتیجه فاقد هرگونه مرز دریایی می باشند. واز جهت دیگر بعضی کشورها مانند استرالیا ، ایسلند ، ژاپن ، نیوزیلند ، به دلیل موقعیت جزیره ای کاملاً در آب محصورند وفاقد هرنوع مرز خشکی هستند. ( همان ، ۱۳۸، ۱۷۳ )

در بعضی موارد نیز دریاچه ای بین دو یا چند کشور وجود دارد که آن کشورها را مجبور به تعیین حدود در آن می کند. در مواردی نیز ممکن است از رودخانه برای تعیین حدود بین دو یا چند کشور استفاده گردد، که در ذیل به نحوه ی تعیین مرز در موارد مزبور می پردازیم :

۲-۱۰-۱ دریاچه های مرزی
در مورد دریاچه ها می توان از روشهای بکار رفته برای تقسیم رودخانه های مرزی استفاده نمود ویا از طریق قراردادی که نظام حقوقی دریاچه بین کشورهای ذینفع را تعیین میکند اقدام کرد. ولی اصولاً خط منصف به عنوان مرز شناخته می شود ودر تعیین خط منصف به ویژه مرحله ی علامت گذاری باید دقت کافی به عمل آید. زیرا این موضوع در مسئولیت های دولتهای همسایه درباره ی غرق کشتی ها ونظارت بر امور ماهیگیری وغیره تأثیر فراوان دارد .

۲-۱۰-۲ مرز دریایی
تعیین مرز دریایی کشورها ، برخلاف آنچه از ظاهر امر بر می آید کار آسانی نیست. حتی در اغلب موارد تیرگی روابط بین دولتها ناشی از اختلافات آنها بر سر افراز مناطق دریایی آنهاست . هر کشوری محق است بر بخشی از آبهای ساحلی خود حاکمیت داشته باشد ودرنتیجه حق کشتیرانی آزاد ، ماهیگیری یا بهره بردا ری از منابع بستر آن از سایر دولتها سلب می شود.

۲-۱۰-۲-۱ تاریخچه ی قوانین دریایی
در طول تاریخ ودر زمانهای مختلف ، قانون گذاران کوشیده اند قوانینی برای حاکمیت بر دریاها وضع کنند. اولین قانونی که در این مورد وضع شد ، قانون تیر رس توپ بود که در سال ۱۷۰۲ ، وان بینکر شوک قانونگذار هلندی آن را پیشنهاد نمود. به عقیده ی وی ، گرچه دریا متعلق به همه ی ملتهاست ولی هر کشوری به اندازه ی تیر رس توپ باید بر آبهای ساحلی خود حاکمیت داشته باشد. بعدها بر اساس این قانون ، تا فاصله ی سه مایل دریایی ، آبهای ساحلی وفراتر از آن ، دریای آزاد محسوب می شد. با پیشرفت فناوری وافزایش برد توپ ، از ارزش این قانون کاسته شد ومورد انتقاد برخی دولتها قرار گرفت وبه تدریج برخی کشورها عرض آبهای سرزمینی خود را از ۳ به ۶ وحتی تا ۱۲ مایل دریایی افزایش دادند. کشورهایی که در مجاورت اقیانوس قرار داشتند ودر برابر خود مدعی نمی دیدند ، مانند برزیل وپرو ، پا را از این هم فراتر نهاده ، مدعی حاکمیت تا ۲۰۰ مایل از ساحل خود شدند . برای از بین بردن این هرج ومرج وتعیین حدی بر آبهای سرزمینی ، ابتدا جامعه ی ملل متفق در شهر لاهه کنفرانس حقوق دریاها را در سال ۱۹۳۰ برگزار کرد. سپس سه کنوانسیون به وسیله ی سازمان ملل متحد در ۱۹۵۸ و ۱۹۶۰ در ژنو ودر ۱۹۸۲ در شهر مانتیگوبی ( جامائیکا) منعقد شد وعرض دریای سرزمینی میان حد اقل ۳ وحد اکثر ۱۲ مایل دریایی تعیین گردید. ( همان ، ۱۷۴)
معمولا حد دریای سرزمینی از حد جزر یا اثری که آب در یا در پایین ترین حد خود در ساحل به جای می گذارد اندازه گیری می شود. خطی که در امتداد علامت جزر ترسیم می شود ، خط مبدأ نام دارد وبر اساس این خط ، عرض دریای سرزمینی وسایر مناطق دریایی اندازه گیری وتعیین می شود. ( همان ، ۱۷۵ )

۲-۱۰-۳ استفاده از رودخانه برای تعیین خط مرزی
زمانی که مرز بین دو کشور یک رود باشد برای تعیین خط مرزی از دو روش استفاده
می شود : ۱- خط تالوِگ ۲- خط منصف
اگردرحد فاصل میان دو کشور رودخانه قابل کشتیرانی باشد خط مرزی معمولا خط القعر یاتالوگ (thalweg) می باشد. با ترسیم تالوگ هردو کشور می توا نند ازرود خا نه برای کشتیرانی استفاده کنند. مانند خط تالوگ در اروند رود میان ایران و عراق. درصورتیکه اگر خط مرزی دررود خانه های قابل کشتیرانی از خط میانه بگذرد ممکن است تمامی کانال قابل کشتیرانی درطرف یک کشور باقی بماند ودر نتیجه کشور دیگر بر بخش غیر قابل کشتیرانی حاکمیت داشته باشد.مزیت استفاده از خط تالوگ آن است که به هردو طرف امکان کشتیرانی
می دهد .
اگر رودخانه ای قابل کشتیرانی نباشد در این صورت بر اساس قاعده خط منصف سطح رودخانه را از وسط به دو قسمت تقسیم می کنند.
موافقت نامه بارسلون (۱۹۲۱) به منزله قانون اساسی حاکم بر رود های بین المللی است .
رودی بین المللی است که دارای مشخصات زیر باشد:
۱-از خاک دو یا چند کشور عبور نماید .
۲-دو یا جند کشور را از یکدیگر جدا نماید .
۳-اهمیت اقتصادی داشته باشد.
در حال حاضر بیش از ۱۵۰ رودخانه بزرگ از خاک چند کشور عبور می کندو بیش از نیمی از مناطق مسکونی جهان از آب این رود خانه هابرخوردار می شوند.(فرشاد گهر، ۱۳۶۷ ، ۶۰۵ )
تعریف خط تالوگ یا خط القعر : خط تالوگ یا خط القعر عمیق ترین خطی است که در مسیر عمده ی کشتی ها بستر رودخانه را به دو نیم تقسیم می کند . واژه ی تالوگ ریشه ای آلمانی دارد وبه معنی «مسیر دا ئمی کشتی رانی»است.به عبارت دیگر تالوگ خط مرزی نیست بلکه در واقع حوزه ای مرزی است.

۲-۱۰-۴ نظام حقوقی رودهای بین ا لمللی
در حقوق بین المللی عمومی ، رودهای بین المللی به راههای آبی اطلاق می شود که به طور طبیعی قابل کشتیرانی باشد . این رودخانه ها به دو نوع تقسیم می شوند :
۱ – ررودهایی که از مرز بین دو یا چند کشور عبور ونوار مرزی دولت ها را تعیین می کنند .
۲ – رودهایی که در طول مسیر خود از قلمرو چند دولت عبور می کنند.
قاعده ی عمومی مبتنی بر منطق حقوقی حکم می کند که رودهای دارای این ویژگیها تحت نظام وروش حقوقی خاص ومعینی اداره می شوند.
قواعد وروشهایی که هم اکنون ناظر بر سرنوشت رودهای بین المللی هستند در نتیجه ی تحولات قرون به وجود آمده اند ، حتی اگر به صورت اجمال مورد بررسی تاریخی قرار گیرد می تواند مفید باشد .
الف ) قرون وسطی تا انقلاب کبیر فرانسه
ب ) کنگره ی وین ( ۱۸۱۵ )
ج ) کنفرانس بارسلون ( ۱۹۲۱ )
د ) کنفرانس هلسینکی ( ۱۹۶۶ )

۲-۱۰-۴-۱ روش مربوط به قرون وسطی تا انقلاب کبیر فرانسه
تا اواخر قرون وسطی یعنی سالهای ۱۶۰۰ میلادی ، وجود حکومت های فئودال باعث پیدایش روشی شده بود که دولتها خود را حاکم مطلق رودهایی که از داخل یا نوار مرزی خاک آنها می گذشت می دانستند وکلیه ی حقوق ومزایای مربوط به کشتیرانی رودخانه ای وبهره برداری اقتصادی از آن را در انحصار ویژه ی خود داشتند و در نحوه ی اداره وقبول ویا عدم پذیرش کشتی ها خود مختار بودند.
در فاصله ی سالهای ۱۶۴۸ تا ۱۸۰۴ میلادی قوانین وقواعدی تدوین شد ومورد عمل قرار گرفت . قواعد عمومی ناظر به قراردادهای تدوین شده ، با وجود آنکه آزادی کشتیرانی را فقط برای دولتهای ساحلی رودها به صورت یک مالکیت وحقوق مشترک به رسمیت شناخته بود . با وجود این هنوز از اندیشه ی آزادی همگانی بی بهره و از ایده ی یک نوع انحصار طبقه ای پشتیبانی می کرد. ( کاظمی ، ۱۳۶۸ ، ۱۳۲ )

۲-۱۰-۴-۲ کنگره ی وین ( ۱۸۱۵ )
با فروپاشی امپراطوری ناپلئون در نظام حقوقی اداره ی رودهای بین المللی نیز تغییراتی حاصل شد و کنگره ی وین در بدو تشکیل در مقابل دو مسئله ی اساسی قرار گرفت :
۱ – تدوین یک روش حقوقی برای اداره ی رود دن

۲ – تنظیم وتدوین مقررات عمومی قابل اجرا برای کلیه ی رودهای بین المللی
سرانجام کنگره ی وین مقررات عمومی رودها را در مواد ۱۰۸تا ۱۱۶ خود گنجاند واصل خط القعر (تالوگ) نیز درهمین قرارداد وین در زمینه ی وضعیت حقوقی رودهای بین المللی درطول قرن ۱۹ اکثر دولتها بر آن شدند که با الهام از اصول و دکترین مطرح شده مذکور به انعقاد قراردادهای منطقه ای اقدام کنند .
به طور کلی ا ساس دکترین فوق بر دو اصل زیر مبتنی بود :

۱-برابری نحوه و کیفیت بهره برداری از رودهای بین المللی
۲ – اداره ی امور رودها به وسیله ی یک سازمان بین المللی و ( کمسیون رودها ) اصولی که در قرن نوزدهم بنا گذارده شد متوجه بین المللی کردن رودهای قابل کشتیرانی وتأکید امکان استفاده دولتهای ساحلی وغیر ساحلی در شرایط متساوی از این رودهاست .
از جمله مسائلی که در کنفرانس صلح ۱۹۱۹ ، پس از خاتمه ی جنگ جهانی اول مورد تحلیل وتجدید نظر قرار گرفت ، موضوع رودهای بین المللی بود . کنفرانس مزبور مأموریت یافت مسئله را از دو جنبه مورد بررسی قرار دهد :

الف ) تدوین نظام ویژه ای برای رودهای بین المللی در حیطه ی قلمرو دولنهایی که در گذشته در حالت تخاصم بودند .
ب ) تهیه وتدوین یک روش عمومی برای کلیه ی رودهای بین المللی
برنامه ی اخیر در حقیقت یک نوع تجدید نظر و بسط مقررات وضع شده در کنگره ی وین بود .