چکیده

جنوب شرق ایران به واسطه مشخصه ها و ویژگیهاي خاص جغرافیایی، تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و قومی خاص خود همواره یکی از مناطق ژئوپلیتیکی و از دیدگاه جغرافیاي سیاسی، ناحیه اي با پتانسیل واگرایی به شمار آمده است. در طی چند سده اخیر و در دوره هاي ژئوپلیتیکی مختلف، جنوب شرق ایران شاهد برخی یاغی گریها، تمردها، ناامنیها و در سالیان اخیر برخی از تحرکات تروریستی بوده است بطوریکه کنترل جنوب شرق دغدغه حاکمان ایرانی در چند سده اخیر بوده است. ناامنیهاي هردوره ژئوپلیتیکی ویژگیهاي خاص خود را داشته که می بایست با در نظر گرفتن رقابتهاي ژئوپلیتیکی آن دوره، گفتمان ژئوپلیتیکی حاکم بر آن دوره و بازیگران تاثیرگذار جهانی تا محلی به تحلیل آنها پرداخت. در نخستین سالهاي بعد از پیروزي انقلاب اسلامی شاهد برخی تحرکات و ناامنیها در جنوب شرق بودیم که به مرور از تعداد و گستره این ناامنیها کاسته شد اما در سومین دهه بعد از پیروزي انقلاب اسلامی(دهه ۱۳۸۰ خورشیدي)، بواسطه برخی از تحولات ژئوپلیتیکی به وقوع پیوسته در سطح جهانی و منطقه اي و بخصوص حضور نیروهاي فرامنطقه اي در همسایگی مرزهاي خاوري ایران و ویژگیهاي رقابتهاي ژئوپلیتیکی دوره حاضر، شاهد بروز یک سري ناامنی از نوع تحرکات تروریستی در جنوب شرق ایران بودیم. در این پژوهش با اتخاذ روش توصیفی- تحلیلی از پشت عینک ژئوپلیتیک و جغرافیاي سیاسی ناامنیهاي جنوب شرق و مشخصا تحرکات تروریستی گروه جنداالله مورد کاوش قرار گرفته و ویژگیها و مولفه هاي آن شناسایی شده است.

واژگان کلیدي: رقابت ژئوپلیتیکی، ناامنی، حرکات تروریستی، جنوب شرق ایران

مقدمه

امنیت به عنوان مفهومی کهن و دیرینه از دغدغه هاي همیشگی حیات بشر بوده است. واژه امنیت به عنوان یک مفهوم عام تمامی شؤونات و ابعاد زندگی انسان را در برمی گیرد و با بقاي نفس و صیانت از حیات و موجودیت انسان پیوند می خورد(

حافظ نیا، .(۳۲۴ : ۱۳۸۵ امنیت امروزه نیز یکی از اساسی ترین و در عین حال، مبهم ترین مسائل انسان معاصر می باشد

(خلیلی، .(۴۲۶ : ۱۳۸۶ اهمیت اساسی مفهوم امنیت به قدري است که به تعبیر بوزان، کمتر کسی پیدا می شود که منکر اهمیت مسأله امنیت، خواه در سطح فردي یا ملی و بین المللی، در بین مسائلی که بشر با آنها روبروست، گردد (بوزان، :۱۳۷۸ .(۱۲ درتعریف امنیت نیز همانند بسیاري از مفاهیم اساسی دیگر هیچ اتفاق نظري بین صاحبنظران وجود ندارد اما تعریفی که شاید آن را مورد اتفاق همه صاحبنظران دانست همان ساده ترین تعریف از امنیت یعنی نبود تهدید و ناامنی است .(tadjbakhsh,2008,1) امنیت انواع، ابعاد و سطوح (مقیاس) مختلفی دارد و به تناسب آن، ناامنی نیز طیف بسیار گسترده اي از تهدیدات را شامل می شود و انواع گوناگونی از ناامنی را می توان برشمرد که تروریسم و حرکات تروریستی در زمره خشن ترین ناامنیها جاي می گیرد. در این مقاله نیز ضمن اذعان به این مسأله که مقوله ناامنی در جنوب شرق ایران فقط به

٤٧٨

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

حرکات تروریستی محدود نمی شود، بیشتر توجهمان معطوف به تحرکات تروریستی دهه ۱۳۸۰ خورشیدي خواهد بود که عمدتا از جانب گروه تروریستی موسوم به »جنداالله« صورت گرفت، خواهد بود.
استان سیستان و بلوچستان از گذشته تا کنون به دلیل ویژگیهاي جغرافیایی، ساختاري و تاریخی و تحت تأثیر عوامل مختلف خارجی و داخلی، ناامنی ها و شرارتهاي مختلفی را برخود دیده است. بسیاري از نا امنیها و شرارتها در دو دهه اول پس از پیروزي انقلاب اسلامی توسط قاچاقچیان عمده مواد مخدر صورت می گرفت با این حال این استان شرارتهایی را نیز با انگیزه سیاسی، ایدئولوژیکی و… نیز تجربه کرده است که از جمله این ناامنیها و شرارتها می توان به موارد زیر اشاره کرد: تحرکات صورت گرفته توسط برخی از گروهها در شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در دهه ۱۳۶۰ و تحرکات نظامی و انتقام جویی برخی گروهکها از جمله گروهک عیدوك در مناطق ایرانشهر، و خلیل خان در مرز سراوان و عبدالحمید نهتانی در مرز زاهدان.

این گونه غائله ها با کشته شدن رهبر گروه می خوابید و این گروهها مضمحل می گردیدند. در یکی دو دهه اخیر برخی گروههاي جدید به فعالیتهاي نظامی و تروریستی روي آورده اند که گروه الفرقان به سرکردگی عبدالجلیل قنبرزهی، گروه جنداالله به سرکردگی عبدالمالک ریگی و برخی گروهکهاي منفرد شرور مثل گروهک سازمان مبارزین سیستان و بلوچستان به فرماندهی حاج نعمت االله شه بخش، گروه الجهادِ بلوچستان، گروه جنبش خلق بلوچ، و گروهدرا شه بخش و خدابخش شه بخش از جمله این گروهها می باشند. در بین گروهکهاي متعدد تروریستی، گروهک جنداالله به دلیل عملیاتهاي تروریستی متعدد و شکل عملیاتهاي تروریستی و رسانه اي نمودن این عملیاتها بیشتر از سایرین شناخته شده است(راستی، :۱۳۹۰ .(۲۰۳

سوالی که در این تحقیق در پی پاسخگویی به آن هستیم این است: مهمترین ویژگیهاي تحرکات تروریستی دهه ۱۳۸۰

خورشیدي در جنوب شرق کدام است ؟ فرضیه متناظر با این سوال بدین شرح است: به نظر می رسد مهمترین ویژگیهاي تحرکات تروریستی جنوب شرق، ارتباط آن با رقابتهاي ژئوپلیتیکی ساري و جاري در منطقه و جهان، مشهود بودن رنگ و بوي ایدئولوژیکی متاثر از اندیشه هاي سلفی تکفیري و وهابی در این حرکات تروریستی و پیوند آن با ژئوپلیتیک وهابیت، ژئوپلیتیک مواد مخدر و ژئوپلیتیک قومی باشد. روش تحقیق در این پژوهش تحلیلی- توصیفی است که پس از جمع آوري اطلاعات و آمار مربوط به این ناامنیها از منابع و خبرگزاریها و سایتها و وبلاگهاي مختلف به تحلیل ژئوپلیتیکی و جغرافیایی-

سیاسی این تحرکات پرداخته شده است.

مبانی نظري تحقیق:

واژه تروریسم که از زبان فرانسوي به زبان فارسی راه یافته است، از ریشه لاتین Terror به معنی » احساس ترس« است که در لغت به معناي »ایجاد رعب و هراس در بین مردم « و یا » مرعوب ساختن دیگران « می باشد (الیوت و رجینالد، (۲ :۱۳۷۸

فرهنگ آکسفورد در تعریف تروریسم می آورد: »تروریسم: توسل به خشونت براي اهداف سیاسی یا اجبار حکومت به انجام فعل و یا ترك فعلی؛ به این وسیله که در بین مردم تولید وحشت کند)« آقابخشی،.(۲۴۸: ۱۳۸۴ معروفترین پژوهشگران تروریسم مثل الکس اشمید۱والتر لاکوئر۲ و جوزف ناي۳ تنها ادعا کرده اند که توانسته اند طرح مسئله کنند. سازمان ملل و و سایر سازمانهاي منطقه اي از جمله اتحادیه اروپا، اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی تنها توانسته اند صرفاً روي بعضی مصادیق تروریسم مثل هواپیماربایی و بمب گذاري و … به توافق برسند که تروریستی اند(متقی و دیگران، .(۱۳۸۸ آقاي الکس اشمید، که از محققان برجسته موضوع تروریسم است قریب به ۱۰۹ تعریف از براي تروریسم تدوین و صورتبندي نموده

۱ – Alex Schmid 2 – Walter Laqueur 3 – joseph S. Nye

٤٧٩

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

است(برنیجار،۱۳۸۰، مقدمه مترجم). از تروریسم برداشتهاي گوناگون و نظریه پردازیهاي متفاوتی صورت گرفته اما همه این برداشتها در سه ویژگی و نکته اساسی براي تروریسم اشتراك دارند که عبارتند از: کاربرد خشونت، دارا بودن اهداف سیاسی و ایجاد ترس در جامعه و جمعیت هدف(.(Whittaker,2006,p 50-51 در یک جمع بندي از تعریفهاي تروریسم می توان گفت دو متغیر زمان و مکان در تعریف تروریسم نقش داشته اند. پژوهشهاي حوزه تروریسم متعدد و هر یک از زاویه اي به بررسی آن پرداخته اند. برخی تلاششان را معطوف به جنبه اي از تروریسم مثلا به ریشه یابی و علل بروز تروریسم می پردازند و برخی دیگر به گونه شناسی تروریسم و یا راهکارهاي مبارزه با تروریسم و … پرداخته اند(درباره تروریسم، تعریفها، تاریخچه ، گونه ها و رویکردها نگاه کنید به: Schmid, 1985 ؛ Hoffman, 1998 ؛ بدي، ۱۳۷۸؛ امین زاده، ۱۳۸۰؛ راسینی،