وحدت ملي وانسجام اسلامي از ديدگاه آيات و روايات

مقدمه

وحدت تپش هماهنگ قلبهاست و آهنگ حركت دستها، وحدت اسلامي عامل اقتدار اسلام در برابر كفر و نفاق و اختلاف، آفت بزرگ عزت و استقلال مسلمين است. آرمان و اميد همة دوستان عظمت اسلامي ، وجدائي و تفرقه آرزوي شوم دشمنان ديرينة ماست. وحدت ، كشتي نوح است و تفرقه، تازيانة عذاب الهي.

اميد است در روزگاري كه شياطين، بذر نفاق و تفرقه مي‌پاشند قادر سرزمين مقدس اسلام، درخت دشمن پرورش دهند، با بيداري و يادآوري سخنان وحدت بخش رسول خدا و ائمه معصومين(ع) نقشه‌هاي شوم استكبار، نقش برآب گردد و خداجويان وحدت انديش برگرد قرآن و سُنّت هماهنگ شوند و با رهبري عترت(ع)پرچم استقلال و آزادي را در سراسر گيتي به اهتزاز درآورند. ان شاءالله

اين حديث نيز ، به خوبي نشان مي دهد كه امت واديان س ابق نيز دچار اختلافو چند دستگي شدند و امت اسلام هم دچار اختلاف خواهد شد ولي فرق بين اين دو مكتب «اسلام وغير اسلام» ان اس ت كه دين اسلام ، ابزار وراه كارهايي براي رهايي از تفرقه گذاشته است مانند روايات ، برخلاف اديان ديگر كه در صورت اختلاف با مراجعه كردن به كتابهاي آسماني يا علماي خودشان ، بيشتر گمراه مي شوند.

اتحاد و انسجام در قرآن و روایات
در ابتدای ورود به بحث، سزاوار است که اتحاد و انسجام را، از دیدگاه قرآن و روایات بررسی کنیم، تا به حقیقت این دو واژه، آشنا شده و اهمیت آن را از لسان قرآن و احادیث بشنویم و با دقت و توضیح، پیرامون آنها، به یک جمع بندی کلی برسیم، و در نتیجه ملتی بزرگ و گروهی آگاه، یعنی اسلام و مسلمین، به آرامش و امنیت مطلق برسند زیرا قرآن کریم، کتابی است که خداوند متعال، برای هدایت بشر فرستاده است و کتابی که بخواهد هدایت گر باشد، باید جامعیت داشته باشد وگرنه، آن مجموعه، نمی تواند به خواسته ها و نیازهای بشری، پاسخ دهد و صرفاً، نوشته ای خواهد شد که خالی از هرگونه محتوا است و البته روایات پیامبر و اهل بیت ایشان نیز چنین خاصیتی دارند.
الف ) اتحاد وانسجام از نقل قرآن

در قرآن، از لفظ اتحاد و انسجام استفاده نشده است، اما کلماتی که با این واژه همخوانی داشته و از یک خانواده هستند، وجود دارد و بعضی دیگر از واژگان، از نظر محتوایی، با بحث مورد نظر، تطابق و هماهنگی دارند.

شش آیه در قرآن وجود دارد که از کلمه ی «وحده» استفاده شده است که همگی به معنای «یکی بودن» و به «تنهایی» می باشد و پنج آیه از تفرقه و جدایی سخن می گوید و همان طور که می دانید، تفرقه، ضد اتحاد و انسجام است و در این قسمت به این آیات اشاره کرده و ترجمه و توضیح آن را بیان خواهیم کرد.
۱- قالُوا أَجِئتَنا لِنَعبُدَ اللهَ وَحدَهُ وَ نَذَرَ ما کانَ یَعبُدُ آباؤُتنا فَأتِنا بِما تَعِدُنا اِن کُنتَ مِنَ الصّادِقِینَ۱

«قوم حضرت هود به او گفتند: آیا تو به نزد ما آمده ای که خدای یگانه را بپرستیم و از خدایانی که پدران ما می پرستند دوری کنیم. پس تو اگر راست می گویی عذابی را که به ما وعده داده ای بفرست «زیرا ما به خدای تو ایمان نمی آوریم.»

نکته ای که از این آیه برداشت می شود این است که رمز اتحاد و انسجام، پرستش خدای یگانه و شناخت خدای واقعی از میان خدایان گوناگون و ساختگی است. نکته قابل دقت در آیه ی مذکور آن است که تعصب و تقلید بی جا مانع شناخت حقیقت انسان می شود و انسان را به دشمنی و کنیه می کشاند.۲
پس اگر قوم حضرت هود (ع) خدایان متعدد را رها می کردند و به گرد خدای واحد جمع می شدند و در پرستش خدای متعال متحد بودند به طور یقین سعادت دنیا و آخرت نصیب آنها می شد.

۲- وَجَعَلنا عَلی قُلُوبِهِم أَکِنَّهً اَن یَفقَهُوهُ وَ فِی آذَانِهِم وَ قراً وَ إذَا ذَکَرتَ رَبَّکَ فِی القرآنِ وَحدَهُ وَلَّوا عَلَی أَدبارِهِم نُفُوراً ۳
ما، بر دل و گوش مشرکان، پرده ای قرار دادیم، زیرا قرآن را درک نمی کنند و زمانی که، یگانگی پروردگار خود را، به یاد آنها می آوری، پشت کرده و گریزان می شوند.
در این آیه یگانگی و اتحاد مسلمانان پیرامون خداوند، سبب تجمع و شرک به او، سبب تفرق و کنار گذاشتن ذات باری تعالی شده است و در کنار یگانگی خداوند، قرآن هم به عنوان یکی از ابزار اتحاد شناخته می شود.

به عبارت دیگر پشت کنندگان و فراریان کسانی هستند که یگانگی خداوند در قرآن را می شنوند، پس این گروه متفرقین می باشند و در نتیجه، متحدین کسانی هستند که به یگانگی خداوند در قرآن پشت نکرده و به او، روی آورده اند.

۳- وَ إذَا ذُکِرَ اللهُ اشمَأَزَّت قُلوبُ الَّذینَ لایُؤمِنُونَ بِالآخِرَهِ وَ إذا ذُکِرَ الَّذینَ مِن دُنِهِ إذا هُم یَستَبشِرُونَ۱
زمانی که نزد بی ایمانان نسبت به آخرت، یاد خداوند یگانه شود، پریشان می شوند «ولی» زمانی که غیر از خدا را به یادشان می آورند، خوشحال می گردند.
از این آیه هم برداشت می شود که ایمان به جهان پس از مرگ یکی از ویژگی کسانی است که پیرامون حقیقت اسلام جمع شده اند و متفرقین، کسانی هستند که به جهان آخرت ایمان ندارند.

بنابراین می توان برای انسجام مسلمین، نشانه هایی ذکر کرد که یکی از آنها ایمان به جهان آخرت است. یعنی کسانی که به جهان آخرت ایمان ندارند، اگرچه مسلمان ظاهری باشند، نمی تواند در انسجام مسلمانان حضور داشته باشد.
۴- ذلِکُم بِأنَّه إذا دُعِیَ اللهُ وَحدَهُ کَفَرتُم وَ إن یُشرَک بِهِ تُؤمِنُوا فَالحُکمُ للهِ العَلیَّ الکَبیرِ۲
ای مشرکان! این «عذاب» به خاطر آن است که به سوی خداوند یگانه «توسط پیامبران» دعوت شدید، ولی کفر ورزیدند و اگر نسبت به خداوند شریک در نظر گرفته می شد ایمان می آوردید، پس حکم و تصمیم، نسبت به اندازه ی عذاب، در دست خداوند است.
۵- فَلَمَّا رَأوا بَأسَنا قَالُوا آمَنَّا بِاللهِ وَحدَهُ وَ کَفَرنَا بِمَا کُنَّا بِهِ مُشرِکینَ۱

زمانی که «مشرکان» عذاب ما را دیدند، گفتند: ما به خدای یگانه ایمان آورده و به تمام چیزهای که شریک خداوند قرار داده بودیم، کافر شده ایم.
از این آیه، دو چیز برداشت می شود:
الف: یکی از آثار ناپسند تفرق و عدم اتحاد میان فرد فرد مسلمان، پشیمانی است.
ب: انسان هایی که با شنیدن ندای توحید و اسلام به آن نپیوستند، در آن حال دچار غرور بوده اند که نتیجه ی این خودخواهی و غرور آن است که با دیدن عذاب شدید الهی، اظهار پیشمانی می کنند.۲

۶- قَدکانَت لَکُم اُسوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إبراهیمَ وَ الَّذینَ معَهُ إذ قَالوُا لِقومِهِم إنَّا بُرَآءُ مِنکُم وَ مِمَّا تَعبُدُونَ مِن دُونِ اللهِ کَفَرنَا بِکُم وَبَدا بَینَنَا وَبَینَکُمُ العَداوَهُ وَالبَغضاءُ أبداً حتّی تُؤمِنُوا بِاللهِ وَحدَهُ إلّا قَولَ إبراهیمَ لَأبیهِ لأستَغفِرَنَّ لَکَ وَما أملِکُ لَکَ مِنَ اللهِ مِن شَیءٍ رَبَّنا عَلَیکَ تَوَکَّلنا و إلیکَ أنبنَا وَ إلَیکَ المَصیرُ۳

حقیقتاً ابراهیم (ع) و کسانی که با او بودند، برای شما الگوی خوبی هستند زیرا به قوم خود گفتند: ما از شما و از آنچه غیر از خدا می پرستید بیزاریم، ما به «آیین» شما کفر، ورزیدیم و میان شما دشمنی همیشگی وجود دارد، مگر آن که، به خدای یگانه ایمان بیاورید. جز سخن ابراهیم به پدرش که قطعاً برای او استغفار خواهم کرد و من برای تو «به جز دعا» مالک چیزی نیستم. «کاری از دست من ساخته نیست» پروردگارا! بر تو توکل کردیم و به سوی تو توبه نمودیم و بازگشت ما به سوی تو است.
از این آیه نیز نکاتی پیرامون راه ها و موانع اتحاد و انسجام به دست می آید:۴

الف: داشتن الگوی مناسب، می تواند ما را در جهت رساندن به انسجام اسلامی یاری نماید.
ب: مسلمانان نباید با کفار و مشرکین دوستی داشته باشند، زیرا این آیه به صراحت می گوید: مانند حضرت ابراهیم (ع) و یاران ایشان، از کفار دوری کنید.
شش آیه ای که ذکر کرده و پیرامون آن توضیحاتی بیان کردیم، به طور محتوایی و تحلیلی بر موضوع ما دلالت می کرد اما موارد دیگری در قرآن وجود دارد که می توان آن ها را بهتر و شفاف تر در موضوع بحث خود مورد استفاده قرار داد و اگر چه در آنها نیز لفظ اتحاد و انسجام نیامده است، ولی از تفرقه و جدایی صحبت می کند و به طور قطع، تفرقه و جدایی ضد اتحاد و انسجام است.

بنابراین در این قسمت، پنج آیه ی دیگر را بررسی کرده و در مورد آنها صحبت خواهیم کرد تا جایگاه بحث روشن تر گردد.
۱- وَاعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقُوا وَ اذکُرُوا نِعمَهَ اللهِ عَلَیکُم إذ کُنتُم اَعداءً فَألَّفَ بَینَ قُلوبِکُم فَأصبَحتُم بِنِعمتِه إخوَاناً و کُنتُم عَلی شَفا حُفرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأنقَذَکُم مِنها کذلکَ یُبَیِّنُ اللهُ لَکُم آیاتِه لَعلَّکُم تَهتَدُونَ۱

«ای کسانی که ایمان آوردید! همگی به ریسمان خدا چنگ بزنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود به یاد بیاورید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دل های شما، الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او، برادر شدید و شما بر لب حفره ای از آتش بودید، خداوند شما را نجات داد و او این چنین آیات خود را برای شما روشن می سازد تا شاید هدایت شوید.
آیه ای که گذشت آشکارترین آیه ای است که درباره اتحاد و انسجام وجود دارد پس باید با دقت و با توضیح جامع و کافی، مورد بررسی قرار گیرد. آیه ی مذکور، مسأله اتحاد و مبارزه با با هرگونه تفرقه را مطرح می کند، ولی همه مسلمانان را، به یک چیزسفارش می کند یعنی فصل الختام اتحاد و پایان بخشیدن به تفرقه، روی آوردن به ریسمان خداوند است و ای ریسمان آن چنان مهم است که می تواند بزرگ ترین اختلافات و مشکلات را از بین ببرد و به همین دلیل است که خداوند متعال، در قرآن کریم با این صراحت مسلمانان را به چنگ زدن به آن توصیه می کند.

قال الله تعالي:
ولا تكنوا كالذين تفرقواو اختلفوا من بعد ماجا ئهم البينات واولئك لهم عذاب عظيم.
وبسان انانكه پراكنده شدند و پس از امدن دليلي هاي روشن الهي ، اختلاف كردند ، نباشيد «زيرا» براي آناا عذابي برگ خواهد بود.
به طور كلي مي توان گفت که اسلام و قرآن، معجزه گر هستند و می توانند تأثیرات شگرفی، در اجتماع مسلمین، بگذارند و شاید همین مسأله است که توطئه گران بر ضد اسلام، تا به امروز در مقابل این حقیقت معجزه گر، ناکام مانده اند.

۲- وَ لا تَکُونوا کَالَّذینَ تَفرَّقوا وَ اختَلِفُوا مِن بَعدِ ما جاءَ هُمُ البَیِّناتِ وَ اُولئِکَ لَهُم عَذابُ عَظیمٌ
«ای مسلمانان! مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و پس از آن که نشانه های روشن «از سوی خداوند» به آن ها رسید، اختلاف کردند که آنها، عذاب بزرگی دارند.
این آیه نیز، مسلمانان را به انسجام دعوت می کنند و چنان که دست از اتحاد و انسجام بکشند و عالماً و عامداً، دست به فتنه و ایجاد تفرقه بزنند، به عذاب سخت اخروی دچار می شوند.

خصوصیت این آیه بر خلاف آیات دیگر این است که نتیجه و اثرات عدم اتحاد و انسجام را بیان می کند، در حالی که آیات قبلی، راه ها، موانع و یا پیام هایی راجع به مسأله اتحاد و انسجام، می داد.

خصوصیت دیگر این آیه آن است که مسلمانان را به عبرت آموزی از قبایل و ادیان دیگر سفارش می کند، که آنها، در میان خود اختلاف کردند، پس شما ای مسلمانان مواظب باشید که خطا نکنید و راه اختلاف را هموار نسازید.

۳- وَ أنَّ هذَا صِراطِی مُستَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لاتَتَّبِعُوا السُّبلَ فَتَفَرِّقَ بِکُم عَن سَبیلِهِ ذلِکُم وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ
و به طور یقین این راه مستقیم من است. پس از آن پیروی کنید و از راه های مختلف پیروی نکنید «زیرا» شما را از آن راه، جدا می سازد. این سفارش خداوند، به شما است، شاید «با پیروی از راه مستقیم» به پرهیزکاری برسید.

از این آیه فهمیده می شود، آن چه مخل اتحاد و انسجام می باشد، پیروی نکردن از صراط مستقیم است، یعنی می دانیم راه و چاه کدام طرف است ولی با این حال، چاه، را انتخاب می کنیم. حال باید دانست صراط مستقیم کدام است.
۴- وَ ما تَفَرَّقُوا اِلا مِن بَعدِ ما جاءَ هُمُ العِلمُ بَغیاً بَینَهُم …
آن ها «قوم انبیاء گذشته» پراکنده نشدند مگر بعد از علم و آگاهی و این تفرقه جویی، به خاطر انحراف از حق بود و …
در این آیه علت تفرقه قوم پیامبران گذشته را بیان می کند که چرا میان آنها اختلاف افتاد، با این که، از سوی پیامبران، معجزات زیادی دیده بودند.
قرآن می گوید: علت تفرقه این گروه، دوری و رویگردانی از حق است.

در آیه ی قبل از آن هم اشاره کوتاهی به دوری از تفرقه شده است یعنی سخن خداوند به انبیاء است که ای پیامبران آسمانی، کاری نکنید که موجب ایجاد اختلاف در میان ملت شود.
خصوصیت دیگر این آیه، آن است که علت تفرقه را در یک دلیل منحصر کرده است، زیرا قرآن می گوید: زمانی که اقوام پیامبران گذشته آگاهانه دست به گناه زدند، نسبت به گناه، کاملاً آگاه بودند، ولی با این حال، کار زشت انجام می دادند. این گروه میان مردم جدایی دنیا و سیاست را هم اعزام می کنند.
۵- وَ ما تَفَرَّقَ الَّذینَ اُوتُوا الکِتابَ اِلا مِن بَعدِ ما جاءَ تهُمُ البَیِّنَهُ

اهل کتاب اختلاف نکردند، مگر بعد از آن که دلیل روشنی به نزد آنها آمد.
در این آیه، آن چه علت اصلی اختلاف میان مسیحیان به شمار رفته است، جدایی بعد از آگاهی است یعنی در حالی که عالم بودند و خطرات تفرقه را می دانستند، به اختلاف پرداختند. پیام این آیه، هشداری به دنیای اسلام است که آنها باید از تمام ظرفیت ها، برای رسیدن به اتحاد و انسجام استفاده کنند و دستوراتی که اسلام داده است را سرلوحه ی کارهای خود قرار دهند.

تا این جا موفق شدیم به آیاتی که مربوط به اتحاد ملی و انسجام اسلامی است، رسیدگی کنیم و از جهات مختلف، مورد بررسی قرار دهیم و با تفاسیر دقیق موارد قابل استفاده را روشن کنیم.

همبستگی و همنوایی فقط در سایه تعالیم متعالی اسلام است که در جامعه امکان تحقق دارد.
زیرا تنها مکتبی که برابری و تساوی حقوق انسان ها را پذیرفته، اسلام است. و در بین این دستوران الهی یکی از رشته های محکم و ریشه دار در روابط انسان ها، برادری است.
برادران، یکدیگر را دوست دارند، خیرخواه یکدیگرند، در غم و شادی هم، خود را سهیم و شریک می دانند و ….
گاهی ممکن است بین برادران، اختلافی به وجود آید و نگرانی هایی پدیدار گردد ولی به زودی این کدورت ها جای خود را به صفا، محبت و صمیمیت می سپارد و خود رهسپار دیار فراموشی می گردد.

اسلام برای استحکام نظام اجتماع و بهبود بخشیدن به روابط انسان ها، از این رشته محکم استفاده نموده و تمام افراد مسلمان و با ایمان را به منزله برادران واقعی قرار داده است. همان طور که دو برادر، از طریق پدر به یکدیگر متصل و مرتبط می شوند، اسلام پیامبر خاتم (ص) را پدر امت و مسلمان را فرزندان او دانسته و به این ترتیب تمام مسلمانان را برادران یکدیگر برشمرده است.

در این حکم یعنی در اخوت و برادری اسلامی حد و مرزی وجود ندارد و تمام مسلمانان از هر نژاد باشند و در هر نقطه ای از جهان زندگی کنند و به هر زبان سخن بگویند، مشمول این قانون و از نظر اسلام برادران یکدیگر شناخته می شوند.

قرآن کریم صریحاً از این برادران سخن به میان آورده و می فرماید:
«اِنَّما المؤمِنونَ اِخوَهٌ فاَصلِحوا بَینَ اَخَوَیکُم وَ اتَّقوا اللهَ لَعَلَّکُم تُرحَمُونَ.»۱

همانا مردم با ایمان برادران یکدیگرند، پس میان برادران خود را (اگر اختلافی پیدا شد) اصلاح کنید و با تقوا باشید تا مورد عنایت و رحمت خداوند قرار گیرید.
به طوری که تاریخ نشان می دهد، پیش از طلوع اسلام دشمنی ها، جدایی ها و اختلاف های فراوان میان مردم حکمفرما بود، با تعالیم نجات بخش اسلام، روح برادری در میان مردم دمیده شد و اخوت اسلامی به وجود آمد.

قرآن کریم درباره این موضوع چنین فرموده است:
«وَ اعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعاً و لاتَفَّرقُوا و اذکُرُوا نِعمَتَ اللهِ عَلَیکُم اِذ کُنتُم اَعداءً فَاَلَّفَ بَینَ قُلوبِکُم فَاصبَحتُم بِنِعمَتِهِ اِخواناً وَ کُنتُم عَلی شَفا حُفرَهٍ مِنَ النّارِ فَأَنقَذَکُم مِنها…»۲
ای مردم مسلمان! همگی به رشته دین الهی متمسک شوید و پراکنده و متفرق نشوید و از نعمتی که خداوند به شما ارزانی داشت یاد کنید (یعنی آن زمانی را به یاد داشته باشید که همه شما با یکدیگر دشمن بودید،) خداوند در دل های شما الفت و محبت قرار داد و در نتیجه این لطف خداوند بود که شما با یکدیگر برادر شدید و (در آن روزگار به خاطر نداشتن ایمان) بر لب پرتگاه آتش و بدبختی قرار داشتید و خداوند شما را بدین حق راهنمایی فرمود و از آن پرتگاه نجات داد….
ب) اتحاد وانسجام اسلامي در روايات:

حال باید به روایاتی در این زمینه بپردازیم که به خوبی جایگاه اتحاد و انسجام را بیان کرده است:
۱٫ قال الامام علي (ع):
وعليكم بالتواصل والتباذل و ياكم و التدابرو التقاطع.
اما علي (ع) دروصيت به حسنين(ع) مي فرمايد :

….و برشما باد به ارتباط و بذل و بخششو دوري گزيدن از جدائي و پشت كردن به يكديگر.
۲٫ قال الباقر (ع):
يا معشر المومنين تلفوا و تعاطفوا.
امام محمد باقر (ع) فرمود :

هان اي گروه مومنان، مانوس ومتحد باشيد و به هم مهرباني كيند .
۳٫ قال الامام علي (ع):
صلاح ذات البين افضل من عامه الصلاه والصيام.
امام علي (ع) فر مود :

اصلاح اختلافها، از تمامي نمازهاو روزها برتر است.
تاكيد برايجاد وحدت و رفع اختلاف ها و اهميت بسيار زياد ان.
۴٫قال الا مام الصادق(ع):
صدقه يحبها اله اصلاح بين الناس اذا تفاسدوا و تقارب بينهم اذا تباعدوا.
اما صادق (ع) فر مود :

ايجاد وحدت هنگام پيدايش اختلاف،و تباهي امت و نزديك كردن انها در هنگام جدائي، صدقه ايست كه خداوند آنرا دوست دارد .
۵٫قال المام علي (ع):
والههم واحد و نبيهم و احد و كتابهم واحد افامرهم الله سبحانه بالا ختلاف فاطاعوه ام نهاهم عنه فعصوه؟
امام علي (ع)فرمود:

خدايكي،پيامبريكي ،وكتاب يكي است .آيا آنها را خداوند به اختلاف ودودستگي فرمان داده واو را اطاعت مي كنند؟يا آنها راازاختلاف نهي كرده وفرمانش را سرپيچي مي كنند؟
۶٫ قال الامام علي (ع):
فرض الله الامامه ، نظاما للامهو اطاعه تعظيما للامامه.
امام علي (ع) فرمود :
امامت ،موجب نظم و هماهنگي مردم و اطاعت ، براي عظمت رهبري است .
نقش امامت ورهبري دروحدت وانسجام .

۷٫قال النبي (ص):
المومنون اخوه تتكافو دماوهمو هم يد علي من سواهم.
نبي اكرم (ص) فرمود :
مومنان با هم برادرندو خونشان برابر است و در برابر دشمن متحد ويكپارچه اند.
۸٫قال الرسو ل الله (ص)
المسلمون اخوه لافضل لاحد علي احد الا بالتقوي .
پيامبر اكرم (ص) فرمود:

مسلمانان با هم برادر ند و هيچكس برديگري برتري ندارد ،جز به تقوي.
۹٫قال الامام الباقر (ع):
ان الله عزوجل خلق المومنين من طينه الجنانو اجري فيهم من ريح ر وحه فلذلك المومن اخو المومن لابيه وامه فاذا اصاب روحا من تلك الارواح في بلد من البلدان حزن ،حزنت هذه لانها منها.

امام محمد باقر (ع) فرمود: خداوند مونان را از خاك بهشت افريد و از روح خود در آن دميد ، ازاين رو مومن با مومن برادر پدرومادري است پس هرگاه كه به يكي از آنان در دياري اندوهي برسد ، ديگري هم در غم او اندوهگين مي شود.
۱۰٫قال الامام صادق(ع):

انما المومنون اخوه بنواب وام و اذا ضرب علي رجل منهم عرق سهرله الا خرون.
امام صادق (ع) فرمود :
مومنان،‌بايكديگر برادرند ، وهمگي فرزندان يك پدر ومادر وچون رگ يكي از آنان زده شود«مصيبتي براو وارد شود»ديگران در غم او خوابشان نبرد.
سعدي مي گويد: بني ادم اعضاي يكديگرند كه در آفرينش زيك گوهرند.
۱۱٫قال الامام الصادق (ع):

نواصلوا وتباروا وتراحموا و كونوا اخوه ابرارا كما امر كم اللعه عزوجل.
امام صادق (ع) فرمود:
همان گونه كه خداي عزوجل به شما دستور داده ، باهم پيوند داشته باشيد ،به يكديگر نيكي كنيد ، وبرادراني نيكو كار باشيد.
۱۲٫عن حفض بن البختري قال:
كنت عند ابي عبدالله (ع) ودخل عليه رجل فقال لي : تحبه؟
فقلت:نعم،

فقال لي : ولم لا تحبه وهو اوخك و شريكك في دينك وعونك علي عدوكو رزقه علي غيرك.
حفيض گويد :
نزد امام صادق (ع) بودم ، مردي وارد شد پس امام به من فرمود : آيا دوست داري اورا ؟ گفتم : آري .
حضرت فرمود :چرا او رادوست نداشته باشي و حال آن كه اوبرادرتو وهمكيش تو و ياورتودربرابر دشمن است و مخارج او هم بر عهده ديگري است.
۱۳٫قال الامام الباقر(ع):
المومنون في تبارهم و تراحمهم وتعاطفهم كمثل الجسد، اذا اشتكي تداعي له سائره السهر والحمي .
امام باقر (ع) فرمود :
مومنان در نيكي و شفقت و مهرباني به يكديگر مانند يك پيكرند كه اگربه عضوي از ان آسيب برسد تمام اعضا ء در تب وبي خوابي گرفتار آيند.

۱۴٫قال النبي (ص):
المومن للمومن كالينيان المرصوص يشد بعضه بعضا.
پيامبر اكرم (ص) فرمود:
مومن نسبت به مومن مانند بناي استواري سات كه اجزاي ان ،‌يكديگر را استحكام مي بخشند.
۱۵٫ قال النبي(ص):

خير المومنين من كان مالفه للمومنينو لا خير فيمن لا يالف و ليولف.
پيامبر اكرم (ص) فرمود :
بهترين مومنان ف كساني است كه محور الفت مومنان باشد ، كسي كه انس نگيرد و باديگران مانوس نشود خيري ندارد .
۱۶٫قال النبي(ص) :
يدالله علي الجماعه …
پيامبر اكرم (ص) فرمود :
دست خدا برسرجماعت است

۱۷٫ قال الامام علي (ع):
اياكم و التفرق فاذا نزلتم فانزلوا جميعا واذا ارتحلتوا جميعا.
امام علي (ع)فر مود :
از تفرقه و جدائي بپرهيزيد ، پس هر گاه در جائي فرودآمديد، همگي فرود آئيد وهرگاه كوچ كرديد ، با هم كوچ كيند.
۱۸٫قال الامام علي (ع):

فانظروا كيف كانوا حيث كانت الاملاء مجتمعهوالاهوا موتلفهو الاقلوب معتدله و الايدي مترادفه والسوف متناصره والبصائر نافذه و العزئم واحده الم يكونوا اربابا في اقطار الارضين وملوكا علي رقاب العالمين.
امام علي (ع)فرمود :
پس بنگريد ، چگ.نه بوديد«قوم بني اسرائيل » زماني كه جمعيتها گرد امده ،و انديشه ها با هم و دلها يكسان ودستها ياورهم و شمشير ها كمك يكديگر و بينشها ژرف و تصميمات يكي بود ، آيا در اطراف زمين «شهرها » برگ و برهمه جهانيان حاكم نبوده ؟
۱۹٫قال النبي (ص):
الجماعه رحمه و الفرقه عذاب :

پيامبر اكرم (ص) فرمود :
جماعت «وحدت» مايه رحمت و تفرقه موجب عذاب است .
۲۰٫قال الامام علي (ع) :
فانظروا الي ماصاروا اليه في اخر امور هم حين وقعت الفرقه وتشتت الالفه واختتلف الكلمه والافئدو تشعبوا مختلفين وتفرقوا متحاربين قد خلع الله عنهم لباس كرامته وسلبهم غضاره نعمهو بقي قصص اخناء هم فيكم عبرا للمعتبرين.

امام علي (ع) فر مود :
پس بنگريد به اخر كارشان «قوم بني اسرائيل » ان هنگام كه بين انها تفرقه افتاد ، ومهرباني والفتها بهم خورد و سخنها ودلها مختلف و گروه گروه شدند و بجان هم افتادند و پراكنده گشتند وباهم جنگيدند ، پس خداوند، لباس عزت را از تن انها بر كند و فراواني نعمتش را از انها گرفت و آنچه باقي مانده ،سرگذشت انان است تا مايه عبرت گيرندگان باشد شود .