ویژگی های فردی

شجاعت
جرات و شهامت یک کیفیت روحی است که ترس را از خطر یا بحران تشخیص می دهد اما شخص را قادر می سازد که با این خطر و بحران با آرامش و خونسردی و استحکام مواجه گردد. جرات یک کیفیت فکری و روانی است که شخص را بر خود مسلط می سازد و به او توانائی و نیرو می بخشد تا مسئولیت را قبول کرده و در وضعیتها و شرائط تهدید آمیز بطور صحیح عمل نماید.
این خصیصه برای رهبری اهمیت حیاتی دارد.

شهامت اخلاقی یعنی شناختن و تشخیص دادن حقیقت و ایستادگی برای آنچه که حق من است علیرغم عدم رضایت عمومی، رهبری که دارای شهامت اخلاقی است اشتباهات و خطاهای خود را اعتراف می کند اما وقتی مطمئن است که تصمیمات و نظریات او درست و صائب می باشد آنها را ابراز می دارد. برای اینکه در تحصیل و نمایش جرات و شهامت بخود کمک کنید موارد زیر را در نظر بگیرید:
۱- عکس العملهایتان را در مقابل احساس بررسی کرده و درک نمائید.
۲- بوسیله توسعه و پرورش خویشتن داری و آرامش، ترس خود را کنترل نمائید.
۳- در مرحله فکر کردن روش منظم و مرتبی داشته باشید و خطرات جسمی را د در مغزتان بزرگ نکنید.

۴- برای آنچه که فکر می کنید صحیح است ایستادگی کرده و از اینکه مورد اتهام و سرزنش عامه قرار خواهید گرفت بخود هراس راه ندهید.
۵- وقتی مرتکب قصور و غفلت می گردید ملامت و سرزنش را بپذیرید..

مسئولیت پذیر:
قبل از پرداختن به مسئولیت پذیری باید به بررسی تعهد داشتن و توانائی مسئولیت پذیرفتن بپردازیم ، تعهد و وجدان کار ی به انسان متعهد و با وجدان میگوید: تو باید توانائیها و اطلاعات و امکانات خود را بسنجی و پایبند هر چه تعهد میکنی باشی و کاری را که از عهده اش بر نمی آیی نپذیری و سهل انگار نباشی تحت تاثیر تهدید و رغبت این و آن و یا تطمیع و رو درمانی تغییر موضع ندهی و از منافع خود در قبال منافع جمع و جامعه در گذری و در انجام وظایف خود کوشا باشی و خسته

نشوی.حالا مسئولیتی را که توانائی انجام رساندن آن را دارای همراه با اختیاراتی که لازمه پذیرفتن آن مسئولیتها هست بپذیری زیرا مسئولیت باید همراه با توانایی و اختیارات لازم باشد و مسئولیت بدون اختیار مفهومی بی مصداق خواهد بود که هر گز نمی تواند قدرت جوابگویی داشته باشد و شرط مهم دیگر مسئولیت پذیری داشتن قدرت اجرایی است. شخص مسئول باید بتواند در مقاطع مختلف تدبیرهای لازم اتخاذ نماید و بکار ببندد و یا در داخل سازمان و تشکیلات خود قدرت اجرای

تصمیمات و تشویق و ترغیب و توبیخ کارگزاران را داشته باشد و یا از طریق دولت و قوای مجریه و قضائی تدابیرش و تصمیم گیریها و مصلحت اندیشی های خود را اعمال نماید چنین مسئولانی میتوانند بار مسئولیت خود را تحمل نمایند و به حال خود و جامعه مفید باشند.

سعۀ صدر:
مدیر اسلامی سعه صدر دارد – یک مدیر در نظام اسلامی باید شرح صدر داشته باشد سعه صدر داشته باشد. سعه صدر یعنی اینکه اگر یک مطلبی را فهمید همانروز بیان نکند و تا یک مطلب را شنید نقل نکند.صبر کند تا مطلب را در موقع خودش و زمان خودش و در لحظات حساس خودش بیان کند و این سعه صدر است، ضیق صدر یعنی اینکه امور را با هم هماهنگ نکند، پس باید سعی کند سرچیزهای جزئی با زیر دستان دعوا نکند که آنها بتدریج یک حالت جرأتی پیدا کنند . حالت بی تفاوتی نسبت به مسائل بدهند سعی کند که جلال خودش را حفظ کند در موضوعات وقتی کوچک و خرد است عجله ای در قضاوت نکند.
گزارشاتی که به او می رسد این گزارشات

را فوری ترتیب اثر ندهد،بگذارد دلائل واضح نسبت به مسائل پیدا شود و سعی کند اگر در کسی ایرادی هست، یک اشاره کوچکی این را حل کند و سعی کند تا زمانی که با اشاره و در خفا و با نکته کوچک می تواند تذکری را بدهد حالت صراحت و رو در روئی پیدا نکند خلاصه نسبت به امور زیردستان خودش قدرت تغافل داشته باشد و حالت حوصله و صبر داشته باشد چون اگر نتوانست

از یک موضوع تغافل کند و اطلاعات خودش را ظهور داد نتیجه اش این می شود که پرده ها دریده می شود و حالت هیمنه و آن اهمیتی که برای او قائل هستند شکسته می شود، یعنی مسائل را طوری نگوید که با بیانش آن هیبت و عظمتش از بین برود، پس باید قدرت رو آور نکردن و اینکه بداند و فکر کند که نمی داند داشته باشد.

خصوصیاتی این چنین داشته باشد تا جوری باشد که اگر اشکلات و ایراداتی هم افراد دارند فکر کنند که او اطلاع از آن ایرادات و اشکالات نداردو سعی کند که آنها در صدد حل این معنا بر بیایند.
انسان ساخته شده وسعت نظر و سعه صدر دارد. یک لحظه با خدا انسان را قوی می کند و یک قسمت از این مسائل بخاطر فقیری و ضعیفی و گرسنگی انسان است که اگر یک ذره با او مانوس بشود سیر می شود و سیراب میگردد و دیگر دلش با این چیزها نمی رود. دقت کنید:

ای عاشقان روی تو از ذره بیشتر
من کی رسم به وصل تو کز ذره کمتر
بال و پری ندارم و این طرف ترکه نیست
غیر از هوای منزل سیمرغ در سرم
این طوری باید همت بلند باشد که با این چیزها توجه نکند مستی به آب یک دو عنب وضع بنده نیست.
گاهی انسان به آب یک دانه انگور مست می شود و به آب یک ذره فرماندهی این خیال می کند که نه خیلی مقام است!! میگویند با یک غوره سردیش میشود و با یک کشمش گرمیش می شود این بخاطر این است که مزاج ضعیف است و نیز این ظرف کوچک است این ظرف وقتی برزگ شد دیگر اینطور نمیشود. که یک ذره بیاید یک مقداری تغییر پیدا بکند. در یک لیوان آب شما سر قلم خودنویسی که سبز باشد بزنید یکدفعه سبز می شود، سر قلم آبی بزنید آبی می شود چرا؟ آبش کم است تا به آن خورد رنگ می گیرد و در ان رنگ می دواند اما اگر قلم را در یک حوضی بشوئی رنگ نمی گیرد، همه آن را هم د رحوض خالی بکنی رنگ نمی گیرد و رنگ عوض نمی کند یک استخر را بخواهی رنگ کنی با این چیزها رنگی نمی شود و این بستگی به ظرف دارد ظرف بزرگ است.
سعه صدر از صفات و ابزار لازم برای مدیر است. چنان که در حدیث معروفی بدان اشاره شده است:
«اله الرئاسه سعه الصدر» ابزار ریاست شرح و تحمل سختیها و فشارها ست.

انگیزه کار و خدمت:
هر انسانی در جامعه وقتی می بیند که کفاش برایش کفش دوخته و خیاط برایش لباسش را و کارگزاران جامعه هر یک در جای خود در اداره جامعه وظیفه ای را بعهده گرفته و او از نتایج کار و دسترنج چوپان و کشاورز و کارگر و معلم و کارمند و سعی و تلاش طبیب و مهندسان و کارخانه داران و چرخانندگان جامعه بهره مند میشود و وارث مطالعات و تحقیقات و کشفیات گسترد

ه دانشمندان و محققین و مخترعان و برزگان از هزاران سال گذشته تا کنون بوده و هست. هر وجدان بیدار و پندار سالم و حق شناسی احساس وظیفه مینماید که خود نیز کار و فعالیتی بنماید تا دین خود را به جامعه ادا نماید و سربار جامعه و انگل اجتماع نباشد و نیز حاصل کار و تلاش خود را ببیند و طبعا به کار و وجود خود بتواند نبازد و ببالد.

مولای بزرگوارمان حضرت علی علیه السلام میفرماید کار بزرگترین افتخار و بزرگترین تفریح است، سعدی علیه الرحمه چه خوب گفته
برو کار میکن مگو چیست کار که سرمایه جادوانیست کار
معلوم است که انسان فطرتا کار را دوست میدارد و از بیکاری جز به بیعاری و بیهودگی راه به جائی نمیبرد.
کار باید مطلوب انسان و در جهت استعداد و متعادل با توان شخص باشد تا خسته کننده نشود و نیز باید کار مورد ارزیابی صحیح و عادلانه قرار گیردو پاداشی بسزا داشته باشد که انگیزه پیشبرد کار بشود رفع خستگی کار را بنماید شالوده و ساختار جامعه باید مشوق کار و فعالیت باشد مثال خوب و زنده مقایسه صنایع اتومبیل سازی بعد از جنگ جهانی دوم شوروی کمونیستی که پیروز در جنگ بود با کشور ژاپن که بیشترین آسیب جنگ را دیده بود ولی سیستم وتشویق و پاداش را برای طراحان و مهندسانش داشت و در طی دو دهه پیشرفت صنایع ماشین سازی ژاپن منجر به ارائه و عرضه تویوتا و میتسو بیشی گردید که با سوخت کمتر و سرعت و قدرت و شتاب بیشتر نه در سرما یخ می زند و نه در گرما جوش می آورد و روش کمونیستی بی شوق و بی انگیزه اتومبیل های

سنگین و کم هنر و پر سوخت را ساخت که در سرما یخ می زد و سوخت بیشتری داشت و سرعت و شتاب کمتر و در گرما هم جوش می آورد و کارآئی خوبی نداشت. و نیز حاصل کار باید قسمتی بصورت پورسانت و یا سهم مشارکت عاید کارگر مدیران کار و کاراگزاران بشود. این است که دولتها نمیتوانند تجار خوبی باشند و کارخانجات دولتی با تمام مزایایی که از کانالهای دولتی دارند سوددهی خوبی در مقایسه با کارخانجات بخش خصوصی ندارند زیرا در بخش خصوصی مدیران و کارگزاران منافع کار خود را خودشان میبرند و انگیزه معتبری برای پیشبرد کار دارند و دلسوزانه به کار میپردازند.

کاردانی و لیاقت:
از اوایل قرن هفدهم که برای اولین بار اقتصاد دانان کلاسیک به تجزیه تحلیل مسائل کار و کارگر و مزد و حقوق و پاداش و تشویق و تنبیه و بخصوص به اهمیت تقسیم کار ومدیریت علمی پی بردند و اقتصاد علمی رهنمون راه کارهای کاهش هزینه های تولید و تولید انبوه و مسائل عرضه و تقاضا و منابع تولید در طبیعت و مهارت کاری و نیروی کار مولد ساده و ماهر ومدیریت مطالعه و تجربه شده گردید . موجبات تشویق مصرف و رونق تولید و کاهش قیمت تمام شده کالاها و نزدیک شدن

قیمتها به قیمت کف و رونق هر چه بیشتر صنایع گردید که این انبوه مسائل اقتصادی همراه با بازارهای رقابتی و حذف انحصارگرها و رانت خوارها در ممالک صنعتی به اهمیت و ارزش کارشناسانه مدیران کاردان و مدیریت علمی که گام بگام مطالعه شده است و نیز به مدد شم

خداداد اداره و تدبیر مدیران برجسته پی بردند و در نتیجه به ادغام کارگاهها و اشتراک شرکاء و تقویت سرمایه ها و حذف دوباره کاریها و هزینه های سربار و کشف لیاقتها و شور و مصلحت اندیشی صاحب نظران و استفاده از تخصص های گوناگون و سپردن هر کار به کاردان و کارشناسان مدیران لایق توانستند به توسعه و پیشرفتهای چشم گیر علمی و اقتصاد و رفاه عمومی و تامین اجتماعی دست یابند و به درآمدهای سرانه بالا برسند و در صد بیکاران را کاهش دهند و هزینه

های عمرانی عظیمی برای ساختن فرودگاهها و کشیدن ریل ها و زدن پلها و عمران و ابادانی شهرها و روستاها خود بنمایند و روز بروز پیشرفته تر بشوند. اوقات فراغت بیشتر و متمرکزتری داشته باشند و زندگی زیبنده ای داشته باشند و از زندگیشان لذت ببرند و از اسارت خرافات و موهومات بدر آیند و زندگی را غنیمت بشمارندو به پیشرفتهای علمی و صنعتی و تحقیقاتی نائل آیند.

شادابی و سرزندگی:
ذهن انسان مقایسه گراست و تعادل گرا میباشد. مثلا درجه حرارت متعادل را که به دلیل مقایسه با حرارت معمولی ۳۷ درجه سانتیگراد بدن خود حدود ۳۵ درجه سانتیگراد میداند با حرارت محیط مقایسه مینماید و بالای ۳۳ درجه را گرم و زیر ۲۰ درجه را خنک و یا سرد میشمارد همینطور در تمام موارد و جوانب کار و زندگی در مقایسه با وضع متعادلی و مطلوب قضاوت مینماید و از طرفی انسان فطرتی طماع و زیادت خواه دارد که با ید با گنج قناعت و نگاه به پایین دستها و در مقایسه با حداقل ها کنترل گردد والا موجب احساس عدم رضایت و حسادت و کینه توزی و عناد ورزی

میشودو منجر به خودخوری و دلسردی در زندگی و پریشانی خاطر و افسردگی میگردد. برعکس اگر شخص پیشرفت کار و زندگی خود را مرحون کار و تلاش خود بداند و به دستاوردیهای خودش قانع باشد و بر داشته های خود فکر کند و سعی در بهترین برداشتها از امکانات خود بنماید و حسادت نورزد و غم و اندوه انبوه نداشته های خود و حسد موقعیت های دیگران را به خود راه ندهد میتواند سرزنده و شاداب به کار و تلاش بپردازد و با خاطر خوش از مواهب زندگی در دایره امکانات خود بهره مند شود.

باید توجه داشت که عمر و زندگی موهبتی الهی است و همین است که بانک تک سرعت لحظه لحظه در گذراست و هر لحظه اش که به هر دلیل به تلخی گذرد خسران است و بر عکس هر شخص با تمامی وجودش و وضعیت و امکاناتی که دارد یک مجموعه خاطر دارد که اگر به هر بهینه موجه خوش باشد خوشبخت و خوش وقت زیسته و لحظه ها را خوش سپری کرده است و نباید که زیاد در غم فردا و از ترس نیاندها و یا در افسوس گذشته ها ایام را به کام خاطر خویش تلخ نماید گفته مصلح الدین سعدی را آویزه گوش و هوش خود بسازد.
سعدیا – رفت و فردا همچنان خواهد گذشت
ولی میان این و آن فرصت را به امروز را
و به گفته خیام
روزی که گذشته است از او یاد مکن
فردا که نیامد است بر او بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر ببر باد مکن

زندگی موهبت خدا را دادی است که حیقف است بد بگذرد نعمات حیات و فرصت زیستی با اینهمه هوای تنفسی در هر کجا که باشیم و قدرت تکلم و تفهیم و تفهم و تفکر و تدبیر، سلامتی هر یک از اعضاء و اعیا و اعشا توان دیدن و شنیدن و حرکت و کار و فعالیت و احساس و خوش آیندی رنگها و گوناگونیها و دیدن و چشیدن و شنیدن نواها و لذت بردن از طبیعت و دیدن عظمت های خلقت و درک نظم و تدابیر شگفت آور هستی همه و همه توجیه نشاط و شادابی و سرخوشی زندگی ما هستند

شرافت
در هر جمع و جامعه ارزشها مبتنی بر فرهنگ عامه وآداب و رسوم پذیرفته شده در آن جوامع متفاوت است. بعضی از ارزشها در کل جامعه جهانی و بشریت پذیرفته شده و محرز می باشد مثلاً راستی و درستی که در تمام جهان و در تمام ادیان و مذاهب و گروهها و فرقه ها مقبول عامه میباشد. و متقابلاً درغگویی و دو رنگی و نیرنگ مورد تنفر و انزجار بوده و ضد ارزش می باشد. در ادیان و مذاهب گوناگون و مهم جوامع بشری هر یک در حوضه و قلمرو خود احکامی دارند و فرایضی که عمل به آن احکام و فرائض خود ارزش آفرین می نماید و بر عکس عمل نکردن به آن فرایض

موجب کم ارزشی و تضاد با اعتقادات و رویه معمول و مورد قبول هر جمع و جامعه ضد ارزش تلقی می شود.همینطور عادتها و رسوم جا افتاده و پذیرفته شده در هر جامعه مقبول آن جامعه می باشد مثل احترام به عقاید و باورهای دیگران، احترام به بزرگان و پیش کسوتان و استادان ،آزادی خواهی و آزادی تا مرز آزادی دیگران و عدالت خواهی و انصاف که معمولاً در تمام جوامع ارزشمند و ارزش آفرین هستند و نیز نوع پروری و نوع دوستی و وطن خواهی از ارزشهای مهم و متداول می

باشد. حال برای شرافت می توان تعریفی گفت که شرافت یعنی هم سویی به و هم جهت بودن با ارزشهای اجتماعی و اعتقادی و مذهبی و ملی و آداب و رسوم پذیرفته شده نزد اکثریت مطلق افراد جامعه می باشد و شرافتمند باید که متعهد و مقید به رفتار و گفتار و پندار شایسته و راستی و امانت و صداقت باشد و حد و مرز آزادی خود را تا مرز آزادی دیگران بداند و به آزادی و آزادگی دیگران اهمیت بدهد و با رسوم و عقاید دیگران در نیفتد