يوگا و افزايش تمرکز
يکي ازتمرينات بسياربسيارمؤثردرپرورش قوه ي تمرکز، يوگا است. يوگا قدمت چند هزارساته دارد وازکشورهند به ارمغان امده است. يوگا بک ورزش فکري بسيارمفيد محسوب مي شود که درآنِ ِ واحد تأثيرات جسمي و رواني فوق العاده عالي دارد.

عموماً يوگا را با ” ورزش” مقايسه مي کنند که اين مقايسه ابداً صحيح نيست. يوگا به تنها مي تواند تأثيرات عالي ورزش را ازنظرجسمي و سلامت جسمي درشما به جاي بگذارد بلکه درذهن شما نيز تأثيرات مستقيم خارق العاده اي دارد.
کساني که يوگا را دربرنامه ي روزانه ي خود قرار مي دهند، عملاً شاهد اين تأثيرات شگرف هستند.

کسي که يوگا مي کند، ازدرصد بيشتري ازتوانايي هاي ذهني خود استفاده مي کند و علاوه بر اين به دليل تأثيرعالي که يوگا درآرام سازي دارد، ازآرامشي سرشاربرخوردارمي- شود که هم جسمي است و هم ذهني.
کساني که يوگا مي کنند به خاطربرخوردارشدن ازهمين آرامش دررويارويي با مشکلات و بحران هاي زندگي بهترتصميم مي گيرند، منطقي ترند، عاقلانه ترفکرمي کنند وازشتاب- زدگي و عجله به دورهستند.

يوگا با آرامشي که به ارمغان مي آورد وارتباطي که با لايه هاي عميق ترمغزبرقرارمي کند ، يک احساس رضايت خاطر دروني و شادماني عميق را به همراه دارد.
بيشتربيماري هاي مفاصل مانند آرتروز، با يوگا درمان مي شود. يوگا تمدد اعصاب را موجب مي شود. انرژي ذهني و مانيتيسم شخصي را افزايش مي دهد وشخصي را افزايش مي دهد وشخص را ازجذابيت فوق العاده اي بهره مند مي سازيد.

يوگا تمرين مؤثري درتناسب اندام است و شما چه ازچاقي فراوان وچه ازلاغري مفرط رنج ببريد، يوگا به شما تناسب اندام مي بخشد.
يوگا را ” رازجوان زيستن” مي دانند. بسياري ازحرکات يوگا چين وچروک پوست را ازبين مي برد وازبه وجود آمدن آن هم جلوگيري مي کند. حتي يوگا ازريزش مو هم ممانعت مي کند.

تعداد زيادي ازحرکات يوگا براي فعال شدن غدد کم کار، بسيارمؤثراست. پس مي بينيم که يوگا تنها يک تمرين براي تمرکزفکرنيست و فايده هاي جسمي وروحي بسياري دارد.
همين که يوگا ” آرامش” را موجب مي شود، خود منشأ همه چيزاست. رفع اضطراب و استرس، اعتماد به نفس، روحيه ي شاد، خلاقيت، تناسب اندام، زيبايي وجواني تنها گوشه اي ازفوايد فراوان يوگاست.

اما آنچه که مد نظرماست وشايد يکي ازمهم ترين تأثيرات يوگا باشد، همين تمرکزفکر است.
يوگا چيست؟
بسياري ازشما فکرمي کنيد که يوگا مجموعه اي است ازحرکات و وضعيت هايي که کم شباهت به ورزش نيستند. اين تصور، اشتباه است. يوگا به هيچ عنوان به تنهايي چنين معنايي نمي دهد.
يوگا دراصل به معناي “اتصال وپيوستگي” است. به معناي ” وحدت ماده وانرژي” است. به مفهوم ” يکي شدن جسم وروح” است. يوگا يعني ” يکپارچه شدن با تمامي خود” .
يوگا تمام قواي جسمي وروحي شما را جمع وهماهنگ مي کند.

با اين تعريف، مي بينيم که هرروشي که شما را به اين هماهنگي جسم وروح برساند و اين وحدت ماده وانرژي را ايجاد کند، يوگا محسوب مي شود.
محدود کردن يوگا فقط به يک سري حرکات، ازدرک نادرست مفهوم يوگا ناشي مي شود. يوگا به معني عميق کلمه، کليه ي مراحل وروش هايي را دربرمي گيرد که شما را به اين هماهنگي، آرامش وتمرکز مي رساند.

مراحل يوگا
يوگا پنج مرحله دارد که هرکدام ازاين مراحل، مفهوم يوگا را به تنهايي دربرمي گيرد. يعني هرمرحله به تنهايي، خود يوگا محسوب مي شود. اما انجام شدن اين مراحل با هم، شما را به اوج اين مفهوم وبه دنبال آن به تمرکزي که درجستجويش هسنيد مي رساند.
اين که مي گوييم يوگا پنج مرحله دارد نبايد تصورشود که بسياردشوارو سخت است. بلکه درعين حال فوق العاده آسان و راحت است. اکنون ما هريک ازاين مراحل را شرح مي- دهيم.

مراحلي که عبارتند از:
۱٫ تفکرمثبت
۲٫ رهايي
۳٫ تنفس صحيح و فوايد آن

۴٫ تغذيه ي صحيح
۵٫ حرکات

-۱ تفکر مثبت

مهم ترين رکن يوگا تفکرمثبت است. امروزه درتمام مؤسسات آموزش يوگا دردنيا، ابتدا مفهوم ” تفکرمثبت ” را آموزش مي دهند وبعد به سراغ مراحل ديگرمي روند. اين تفکر مثبت اگرچه يک مفهوم روان شناسي به نظرمي آيد، اما درهند کهن ريشه دارد. يوگي هاي هندي عقيده داشتند که شرط اول يوگي بودن اين است که به يک صفا و خلوص دروني رسيده باشند. يک پاکي درون و پاکي انديشه . اين انديشه ي پاک و ناب وخالص، همان تفکر مثبت امروزي است و اساس کارمحسوب مي شود.

بيشتراوقات وقتي مي گوييم: تفکرمثبت داشته باشيد، اين طورتلقي مي شود که بايد با يک خوش بيني وخوش خيالي محض به زندگي نگاه کنيم ويا واقعيت منفي آن را نبينيم و يا اين که چشم برروي آن ببنديم و ناديده اش بگيريم.
و حال آن که تفکرمثبت مطلقاً چنين مفهومي ندارد.

ما دراين انديشه ي پاک ابتدا دريک نگرش عمومي تمام واقعيت زندگي را مي بينيم. خوبي ها، بدي ها، جنايت ها، محبت ها، دوستي ها، دشمني ها و . . . ديد اول، يک نگاه کاملاً واقع بينانه است. نه ديد مثبت است به ديد منفي. نگاهي است که تمام واقعيت هاي پيرامون خود را مي بيند ومي پذيرد.

بعد ازاين نگرش عمومي، تفکرمثبت مفهوم مي يابد. حال ما مي آييم وتوجه و تمرکز خود را به جنبه هاي مثبت يک موضوع وکلاً به واقعيت هاي مثبت معطوف مي کنيم. توجه به نکات مثبت، آنقدرشما را با روحيه وقوي مي کند که توان چاره جويي وتدبيربراي مقابله با واقعيت هاي منفي و يا حتي سازگاري با آنها را درشما دوچندان مي نمايد. شما با اين نوع تفکر، هم روحيه واعتماد به نفس عالي داريد و هم بهتربراي جنبه هاي منفي چاره جويي و تدبيرمي کنيد.

اساساً فقط ” ذهن مثبت” قادربه تدبيروچاره انديشي است نه ذهن منفي. کساني که پس از نگرش عمومي تمام توجه و تمرکزخود را به واقعيت هاي منفي معطوف مي کنند، آنقدراز نظرجسمي وروحي ضعيف مي شوند که حتي نکات مثبت را ازدست مي دهند.

مثلاً فردي که سرپناهي آرام براي زندگي دارد و ازسلامت کافي برخورداراست اما شغل مناسبي ندارد ويا به اندازه ي کافي زيبا نيست، اگرهمه ي توجه خود را به شغل نامناسب يا ازآن بدتر، به زشت بودن خود معطوف کند، آنقدرروحيه ي خود را دچاربحران مي کند که سلامتش را هم ازدست مي دهد وديريا زود به خاطرارتباط تنگاتنگ روح وتن، به هزاربيماري مبتلا مي شود. بيماري هاي عصبي، افسردگي، سردردهاي شديد، بيماري هاي گوارشي مثل زخم معده و . . .

درصورتي که همين فرد مي توانست با توجه به جنبه هاي مثبت زندگي خود، روحيه و اعتماد به نفس عالي درخود ايجاد کند و با استفاده ازمنابع وامکانات موجود براي مشکلات زندگي خود تدبيروچاره جويي کند.
يک ذهن منفي قادراست خيلي سريع ازبين تمام واقعيت هاي موجود، جنبه هاي منفي را کشف واستخراج کند وبا توجه و تمرکزدرآن، به افسردگي وغم وناراحتي خود دامن بزند.

حال آنکه يک ذهن مثبت قادراست دربحراني ترين وضعيت ها ومنفي ترين واقعيت ها، جنبه هاي مثبت را پيدا کند وحتي فقط يک جنبه ي مثبت بيابد و برآن توجه وتمرکز کند وبا تکيه برآن، به اصلاح وضعيت هاي منفي موجود بپردازد. بنابراين مي بينيد که منظورازتفکر مثبت، انکارواقعيت هاي منفي زندگي نيست بلکه هدف اين است که دست کم وضعيت هاي مثبت را حفظ کنيم و براي منفي ها نيزچاره اي بيانديشيم.

تفکرمثبت، يک مهارت ذهني ويژه است که شايد به دست آوردن آن ازتمام آنچه که در اين مجموعه به شما ارائه شده است، مهم ترو درعين حال آسان ترباشد.
بايد تفکرمثبت را تمرين کنيد. اين تمرين بسيارساده وراحت است: ازاين پس به هر چيزي که برخورد مي کنيد، چه شخص، چه شيء وچه موقعيت ووضعيت، جنبه هاي مثبت آن را کشف واستخراج کنيد وبرآن ها تمرکزو توجه نماييد.
تمرين را ازچيزهاي ساده شروع کنيد واول ازهمه ، ازخود شروع کنيد.
همين الان ازخود بپرسيد که چگونه شخصيتي هستيد؟

ذهن منفي شما مي گويد: تمرکزحواس ندارم، حافظه ام افتضاح است. بي اراده و بي اعتماد به نفس هستم. بيني بزرگي دارم. دچاربي خوابي ام. ازشغلم راضي نيستم. جورابم سوراخ است. عصبي وکينه اي هستم.
و وقتي ازاو مي پرسيم: ديگرچه؟ مي گويد: همين.
اما ذهن مثبت شما، برجنبه هاي مثبت تأکيد دارد: معده ام ازسلامت کامل برخوردار است. شنوايي ام بسيارخوب است. قدرت فکردارم. لباسي برتن دارم. شمارش ازيک تا صد را بلدم. دو دوست خوب دارم. براي پرورش اراده ام تلاش مي کنم.

وقتي به او مي گوييم: ديگرچه؟ مي گويد: به دنبال يک شغل مناسب هستم وچون تلاش مي کنم، يقين دارم که موفق مي شوم. هم اکنون با مطالعه ي اين کتاب وعمل به تمرين هاي آن مي خواهم قدرت تمرکزخود را چند برابرکنم.
ازاين پس درمواجهه با هرچيز، فوراً سؤالي را ازخودتان بپرسيد: اين سؤال طلايي بهترين تمرين براي پرورش ذهنيت مثبت است. به عبارت ديگر، کليد طلايي دستيابي به آن است. سؤال اين است: ” چه جنبه هاي مثبتي دراين وجود دارد؟ “
۲ – رهايي
رهايي به معناي ” خواستن دراوج رها کردن ورها کردن دراوج خواستن” است. وابستگي با تمرکزمنافات دارد. هروابستگي ميدان فکري شما را اشغال مي کند و شما را از تمرکزبرموضوعي ديگربازمي دارد.
رها يي يعني: کم کردن وابستگي هاي خود. چه اين وابستگي ذهني ورواني باشد چه جسمي و مادي.
بايد مدام درحال بخشيدن و رها شدن و آزاد شدن باشيد. ذهن يوگي يک ذهن آزاد است، يک ذهن رها ودراوج آرامش. اين رهايي نه به معناي ترک دنيا ولذت هاي مادي است، بلکه به مفهوم لذت بردن ازمواهب الهي بدون وابسته شدن به آن ها است.
شادي خود را به وضعيت خاص وموقعيتي ويژه وابسته نکنيد که اگرچنين باشد ازاين لحظه ي خود شادمان نيستيد و هميشه درانتظاروافسوس به سرمي بريد.

ممکن است بگوييد: ” انسان بايد هدف داشته باشد و براي رسيدن به آن تلاش کند. آيا خود ِ هدف داشتن يک نوع وابستگي نيست؟”
درپاسخ ما تأکيد مي کنيم که بايد هدفمند باشيد و حتماً اهدافي داشته باشيد، اما مي گوييم که تمام آرامش وموفقيت و کاميابي و لذت و بهره مندي خود را به دستيابي به هدف و زمان رسيدن به آن وابسته نکنيد. همان قدرمشتاق و خواهان باشيد که آماده ي رها کردن هستيد.

برخي ازما چنان به دنبال اهداف مادي خود مي رويم که تمام زندگي اين لحظه را بر خود حرام مي کنيم وخودمان را ازهمه چيزمحروم مي کنيم تا به آن يک چيزبرسيم ودراين تلاش، خود را چنان به دروديوارمي کوبيم وعصبي وپراضطرابيم که هيچ جاي آرامش و لذت و بهره مندي براي خود باقي نمي گذاريم.
گهگاه بايد آرام شويد، ازتلاش بازبايستيد، ميدان ذهني را خالي کنيد وآن را ازعشق و شادماني سرشارکنيد. رها وآزاد شويد.

ذهن عصبي و درگيرو مضطرب و وابسته نمي تواند درهيچ چيزتمرکز کند حتي تمرکز
چنين ذهني برهدف و تلاش براي دستيابي به آن، مطلوب وايده آل نيست. تلاش کنيد اما با آرامش. تقلا وخودکشي نکنيد. اين، همان مفهوم رهايي است. احظاتي درروز آرام شويد، با تمرکزفوق العاده وآرام و پيوسته هم حرکت کنيد.
به هيچ عنوان آرامش خود را به کسي وچيزي وجايي وابسته نکنيد. نگوييد: فلان کس پيش من باشد، فلان چيزرا داشته باشم، فلان جا باشم، آرام هستم. يادتان باشد منشأ آرامش دردرون شماست. رها و آزاد باشيد. نگوييد: با اوباشم، يا فلان جا باشم لذت مي برم. ياد بگيريد از وجود و حضورخودتان و ازدرون الهي خود لذت ببريد. رها باشيد.

-۳ تنفس صحيح و فوايد آن
تنفس صحيح آنقدردرآرامش و تمرکزمؤثراست که ما خواستيم حتي فصلي مجزا و بسيار مفصل درتنفس داشته باشيم. اگرچه اين کاررا به دليل آن که تنفس صحيح يکي ازمراحل يوگاست انجام نداديم و آن را درهمين فصل يوگا بررسي مي کنيم، اما شما آن را به اندازه ي يک بخش مجزا و بسيارمهم جدي بگيريد. تمام تمرينات ارائه شده دراين فصل به يک طرف و تمرين تنفس صحيح هم به يک طرف.

شما ممکن نيست کتابي درزمينه ي تمرکزحواس وآرامش ذهن پيدا کنيد که درآن فصلي به تنفس صحيح اختصاص داده نشده باشد.
دريوگا تنفس آنقدرمهم است که خيلي ها تصورمي کنند يوگا به تمامي يعني تنفس!
درمقدمه ي گلستان سعدي، اولين نعمت خداوندي که سپاس گفته شده، تنفس است: ” . . . هرنفسي که فرو مي رود ممدِ حيات است و چون برمي آيد مفرح ذات” و اين خود نشانه ي اهميت تنفس است.

فوايد تنفس عميق – طول عمر و سلامتي
کساني که تنفس عميق دارند ازطول عمربيشتري برخوردار مي شوند. تنفس عميق باعث مي شود که تعداد دم و بازدم دريک دقيقه کمترشود. معمولاً افراد دريک دقيقه ۱۶ بارنفس مي کشند وعمرمتوسطي دارند. اما هرکس بيش ازاين در دقيقه نفس بکشد، مسلماً تنفس هايي سطحي خواهد داشت که دم و بازدم عميق را به همراه ندارد. طول عمرچنين افرادي ازحد متوسط ومعمول کمتراست.

اگرمي گويند هيجان هاي عصبي مانند ترس، اضطراب، خشم، کينه، انتقام وحسادت، بيماري مي آورد وازطول عمرمي کاهد به اين خاطراست که تمام هيجان هاي عصبي اولين تأثيرخود را برتنفس مي گذارند. شما ازاين به بعد به کساني که عصبي و خشمگين و يا مضطربند با دقت نگاه کنيد و ببينيد که چقدرتنفس آن ها دراين مواقع سطحي مي شود. گاهي اوقات درهنگام خشم، تنفس به سي باردردقيقه وحتي بيشترمي رسد. حالا خودتان حساب کنيد که کساني که مدام درهيجان هاي عصبي به سرمي برند ودرخشم واضطراب غوطه ورند با تنفس سطحي خود چه بلايي برسرسلامتي وطول عمرخويش مي آورند.

درعوض، کساني که ازآرامش برخوردارند وخود را به هنگام خشم کنترل مي کنند، چنان از تنفس عميق و ژرفي برخوردارمي شوند که مسلماً سلامتي آن ها را مداوم ترو طول عمرشان را بيشترمي کند.
اخيراً دريکي ازمجله هاي علمي، ازتحقيقات مشترک دانشمندان ژاپني و آمريکايي گزارشي ارائه شد. اين دانشمندان به اين نتيجه ي جالب رسيده اند که اگرانسان بتواند تعداد تنفس خود را دريک دقيقه از۱۶ به ۱۲ کاهش دهد، چيزي حدود ۵۰ سال به عمر خود اضافه کرده است.
ورزش براي اين سلامت قلب وجسم، و به دنبال آن طول عمررا به همراه دارد که بر سيستم تنفسي اثرمي گذارد. ورزشکاران با پيگيري مستمرورزش درزندگي، کم کم برحجم تنفسي خود مي افزايند وازتعداد تنفس خود دردقيقه مي کاهند وبه همين دليل ازسلامتي و طول عمربرخوردارمي شوند.
درعوض سيگاري ها با سيگارکشيدن به سرعت ازحجم تنفسي خود مي کاهند و برتعداد تنفس خود مي افزايند، ضمن آن که تنفسشان را مسموم نيزمي کنند ودرنتيجه سلامتي خود را ازدست مي دهند وطول عمرشان کاهش پيدا مي کند.

به هرترتيب، بايد دقت کنيد که ضمن انجام تمرينات تنفس – که به زودي آن را کاملاً شرح مي دهيم – ازهرعاملي که درشما تنفس سطحي ايجاد مي کند وحجم تنفسي شما را کاهش مي دهد اجتناب کنيد وازهربرنامه اي که تنفس شما را عميق ترمي کند وبرحجم تنفسي شما مي افزايد استقبال کنيد.

فوايد تنفس عميق – کنترل هيجان هاي عصبي
گفتيم که هيجان هاي عصبي منفي و به ويژه خشم واضطراب، تنفس شما را بد وسطحي مي کنند و شما بايد مراقب باشيد که اين هيجان ها را درخود کنترل کنيد تا درنهايت سلامتي و طول عمرخود را حفظ کرده باشيد.
خوشبختانه تنفس صحيح وعميق، خود عاملي بازدارنده براي اين هيجان هاست. شايد خود شما هم بارها تجربه کرده باشيد.

وقتي عصباني و خشمگين مي شويد، اگردرحرکتيد، بايستيد؛ اگرايستاده ايد، بنشينيد؛ اگر نشسته ايد، درازبکشيد وبعد چند نفس عميق بکشيد. خيلي سريع خشم شما فروکش مي کند و مسلماً شما با آرامش، بهترو عاقلانه تر فکرمي کنيد وتصميم مي گيريد.
هرهيجان منفي ديگري را که درخود احساس مي کنيد، مي توانيد با اين روش ازبين ببريد و حتماً اين کاررا بکنيد.

فراموش نکنيد که شما به هيچ عنوان نمي توانيد با اين هيجان هاي عصبي و اين تنفس-هاي بد، ازآرامش و به ويژه ازتمرکزحواس برخوردارشويد.
توجه داشته باشيد که پياده روي همراه با تنفس عميق، همواره يکي ازراه هاي کسب آرامش بوده است.

فوايد تنفس عميق – آرامش
شايد مهم ترين تأثيرتنفس عميق که خيلي سريع هم به چشم مي آيد، آرامش است.
باهرنفس عميقي که مي کشيد هم ذهن شما آسوده ترمي شود وهم جسمتان، به ويژه در بازدم هاي عميق بدن شل وريلکس ومنبسط مي شود.

اساساً بين تنفس وانقباض عضلاني هميشه رابطه اي وجود دارد.
هيجان هاي عصبي منفي، تنفس را سطحي مي کند وتنفس سطحي انقباض وگرفتگي عضلاني را موجب مي شود که شما دندان ها را به هم مي فشاريد و دست ها را مشت مي کنيد و ابروها را درهم مي کشيد.
حتي ثابت شده است که دراين حالت جدارمعده ي شما جمع شدگي و کليه ي شما چروک خوردگي پيدا مي کند.

” لوييزهي ” روان شناسِ ِ بنام درکتاب معروف خود ” شفاي زندگي ” مي نويسد: ” زخم معده و سنگ کليه بازتاب هاي هيجان خشمند، درعوض تنفس عميق و آرام، انبساط و آرامش عضلات را موجب مي شود.
همين طوربه خاطرارتباط تنگاتنگ جسم وذهن، آرامش عضلاني آسودگي ذهن را به دنبال دارد و انقباض عضلاني، آشفتگي فکررا. اين همان اصلي بود که ما درفصل پيش بر آن تکيه کرديم.

مهم ترين و اساسي ترين عامل مؤثردرتمرکز فکر، همين آرامش جسم وذهن است که رهاوردي از تنفس عميق هم هست.

فوايد تنفس عميق – کنترل عواطف

عواطف واحساس هاي شما هم برتنفس شما تأثيرمي گذارد. کساني که احساسي تر باشند، تنفس سطحي تري دارند.
کنترل احساسات به نوعي کنترل انرژي ذهني و کنترل مغناطيس شخصي است.
ما به کساني که خيلي احساساتي هستند توصيه مي کنيم تنفس عميق را تجربه کنند. با چند تنفس عميق وآهسته، خيلي سربع ازشدت احساس وعاطفه کاسته مي شود. البته ما نمي-خواهيم جلوي هراحساسي را بگيريم. برخي ازاحساس ها را حتي بايد دامن زد وگستراند.

شما بايد توجه داشته باشيد که احساس وعاطفه ي شما همسو و هم جهت با ارزش هاي فکري واهداف شما هستند يا نه. اگرهستند ودرشما واکنش هاي مثبت درجهت رسيدن به هدف ايجاد مي کنند، ازآن ها استقبال کنيد ودوستشان بداريد؛ اما اگرشما را به واکنش هاي منفي وامي دارند، مثلاً به زيرپا گذاشتن ارزش ها ومنحرف شدن ازمسيراهداف، حتماً بايد آن ها را تعديل وکنترل کنيد تا بعداً دچارپشيماني و احساس گناه نشويد.

تنفس عميق وتفکرمثبت، دو بازوي اصلي کنترل عواطف منفي هستند.

فوايد تنفس عميق – خلأ و رهايي

آنچه که پيش ازاين درباره ي ” رهايي” گفتيم، با تنفس عميق به آساني به دست مي آيد. شما با رهايي، ازهرگونه وابستگي ذهني فاصله مي گيريد وبا تنفس عميق، خيلي آسان به اين رهايي مي رسيد.
يوگي ها تنفس عميق را راه مؤثررهايي مي دانند. شما هم مي بينيد که بخش عظيمي از يوگا به معني هماهنگي وتعادل روح برعهده ي تنفس است.

فوايد تنفس عميق – کنترل ميل جنسي

پيشاپيش تأکيد مي کنيم که کنترل به معني ” سرکوب” نيست.
ميل جنسي يکي ازموهبت هاي الهي وازنعمت هاي خدادادي شماست براي تنازع بقا. حتي ميل جنسي را يکي ازنيروهاي دروني وحياتي بشرمي دانند که اگرکنترل وتعديل شود، يک رکن موفقيت به حساب مي آيد.

” ناپلئون هيل” روان شناس مشهوردرکتاب معروف خود ” بينديشيد و ثروتمند شويد” ، ميل جنسي را يکي از سه ضلع موفقيت مي داند.
آنچه ما درصدد کنترل آن هستيم، ميلي است که هدفدارنيست ودرجهت مثبت قرارندارد.
همه ي اميال، مثبت ومفيدند. همه ي اميال، موهبت الهي اند اما به شرط آن که مهارشان کنيم وبه کنترلشان درآوريم وازآن ها درست استفاده کنيم. افراط درارضاي ميل جنسي و کنترل نکردن آن، هم تعادل عصبي شما را برهم مي زند وهم ازبخش عظيمي ازنيروهاي حياتي و قواي مغياطيسي شما مي کاهد. جالب اين که ميل جنسي تنفس را تند وسطحي مي-کند.

هربارکه ميل جنسي، نه درجهت مثبت ودرست ، درشما طغيان کرد، يک شيوه ي کنترل، آن است که مکان ووضعيت خود را تغييردهيد وچند نفس عميق بکشيد. ما ” پياده روي تند همراه با تنفس هاي عميق” را دراين مواقع به شما توصيه مي کنيم.

فوايد تنفس عميق – خلاقيت
با تنفس عميق، شما به لايه هاي عميق ترمغزو منشأ فکرمي رسيد. آنجا که خلاقيت، افکارنو، تصميم هاي تازه وحتي الهام وشهود شماست، تنفس عميق يعني ارتباط با منشأ فکر و شعورخلاق. با تنفس عميق، هم فکرتان بهتروعميق ترمي شود وهم تمرکز حواس بيشتري پيدا مي کنيد. درباره ي ارتباط بيشتر و بهتربا منشأ فکردرفصل ” مديتيشن” صحبت خواهيم کرد.

تکنيک تنفس عميق

تنفس عميق، شامل سه مرحله است:
-۱ دم عميق
-۲ نگهداري نفس
-۳ بازدم عميق

-۱ دم عميق

فروبردن هوا به ريه ها يعني دم، مطلوب ما نيست مگرآن که اين شرايط را داشته باشد:
الف – آهسته وآرام باشد.
دم شتاب آميزهرگز نمي تواند ريه ها را به طورکامل پرکند يعني شما هرچقدرسعي کنيد که نفس عميق بکشيد اما اين کاررا با شتاب انجام دهيد، ريه هاي شما به طورکامل پرنمي شود. بايد آهسته ريه ها را ازهوا پرکنيد.

ب – نفس عميق بايد شکمي باشد.
ابتداي دم عميق، قسمت هاي فوقاني قفسه ي سينه ازهوا پرمي شود که درتنفس سطحي هم چنين چيزي رخ مي دهد. آنچه مطلوب ماست، پرشدن قسمت هاي تحتاني قفسه ي سينه و حبابچه هاي هواست.

سعي کنيد با قسمت شکم خود نفس بکشيد. وقتي به آرامي ريه ها را ازهوا پرمي کنيد، درآخرين لحظات، يک فشارودرد اندکي را درقسمت فوقاني شکم ( ديافراگم ) خود حس مي- کنيد.