پايگاه داده ها

۱- سيستم هاي مديريت پايگاه داده
۲- مدل هاي پايگاه داده
۳- زبان هاي پايگاه داده
۴- مدل هاي پيشرفت و زبان ها
۵- توزيع
۶- بحث و نتيجه

تعاريف
كاربرد (Application): يك موضوع يا مبحث كه سيستم هاي اطلاعاتي نياز دارندمانند ژنوميك ها.
مدل مفهومي (Concceptual model): يك مدل داده اي كه مفاهيم كاربردي را در يك سطح فشرده تعريف مي كند.يك مدل مفهومي براي يك كاربرد ممكن است تابع اجراي سيستم هاي مديريتي پايگاه داده ي مختلف باشد.

كنترل هم زماني (Concurrency Control): مكانيزم هايي كه اطمينان مي دهد هر دستيابي منحصربه فرد پايگاه داده مي تواند در تقابل با پايگاه داده ديگري باشدبطوريكه اگر آن ها تنها كاربران پايگاه داده باشند، بحث يك رفتار سيستمس ضمانت شده، كاربران بسياري قادر به جستجو براي خواندن و يا نوشتن بر روي همان پايگاه داده، در همان زمان باشد
پايگاه داده (Data base): يك مجموعه اي از داده ها كه توسط يك سيستم مديريتي پليگاه داده مديريت مي شوند.

سيستم مديريتي پايگاه داده (Data base management system): يك مجموعه از سرويس هايي است كه به صورت يك ۱ارچه براي كاربردهايي كه نياز به ذخيره ي مقدار زيادي از اطلاعات جهت دستيابي كاربران زيادي مي باشند پشتيباني مي كند.
DBMS مخفف (Data base management system) مي باشد.
مدل داده: مجموعه اي از انواع داده هايي است كه براي كاربر استفاده كننده از سيستم پايگاه داده از سوي DBMS فراهم شده است.
نوع داده (Data type): مجموعه نمونه هايي از يك مفهوم كاربردي بات يك مجموعه همرا از عملكردهاي قانوني.بطوريكه اين نمونه ها مي توانند شركت داده شوند.برخي داده ها از نوع اوليه هستند(مانند رشته و عدد صحيح) و برخي ديگر مستقيما از طريق DBMS پشتيباني مي شوند (از اينرو كاربرد مشخصي ندارد.).بعضي از انواع داده ها اتمي هستند مثل داده هايي از نع صحيح و بعضي ها پيچيده اند (مثل : آدرس كه شامل : خيابان، نام، مليت و … مي باشد.)بعضي داده ها عددي هستند (مثل: داده ي صحيح از نوع integer). و بعضي ديگر از نوع داده ها از انواع حجم بزرگي از مجموعه اطلاعات هستند (مثل: مجموعه اي از ليست ها).
دوام ماندگاري (Persistence): زمان زياد ذخيره ي يك آيتم از داده كه توسط يك مدل داده پشتيباني مي شود.
صحت ارجاعي: ملزوماتي كه وقتي يك رفرنس از يك داده شكل مي گيرد، آن داده بايستي موجود باشد.

مديريت ذخيره ي ثانويه: (Secondary Storage management): توانايي ذخيره ي داده ها روي ديسك هاي مغناطيسي يا ذخيره ي طولاني مدت روي وسايل مختلف ديگر بطوري كه برنامه اجرايي كه نوشته شده زمان زيادي بتواند باقي بماند.
امنيت (Security): مكانيزمي كه ضمانت مي كند كاربران نتوانند اطلاعات اي را تغيير دهند كه حق ديدن و يا تغيير آن را ندارند.

پايگاه داده مجموعه اي از داده هاي مديريت شده توسط يك سيستم مديريتي پايگاه داده (DBMS) است.يك DBMS امكاناتي براي داده ها فراهم مي كند كه اين اطلاعات بتواند جهت استفاده طولاني از مقدار زيادي از داده ها ذخيره و مهندسي بشوند.همچنين DBMS زبان پرس و جو(query) و يا وجه مشتركي از زبان هاي برنامه نويسي را براي بازيابي و كار برروي داده هاي پايگاه فراهم مي كند بسياري از سازمان ها وابسته به يك راه موثر كه اطمينان و كارايي DBMS استفاده شده را گسترش دهد، هستند.

۱٫ سيستم هاي مديريت پايگاه داده: (DBMS)
يك مجمومه از سرويس هايي است كه به صورت جامع و يكپارچه براي كاربردهايي كه احتياج به ذخيره ي مقدار زيادي از اطلاعات جهت دستيابي كاربران زيادي مي باشد پشتيباني مي كنند.در اين ميان تقريباً سرويس هاي مهمي كه فراهم مي كند به شرح زير است:
۱- مديريت ذخيره ي ثانوي.توانايي ذخيره داده ها روي ديسك هاي مغناطيسي يا ذخيره طولاني مدت روي وسايل ديگر به طوري كه برنامه اجرايي كه نوشته شده زمان زيادي بتواند باقي بماند.سيستم هايي كه ذخيره ثانويه در سطح بالا و پيشرفته انجام مي دهند احتياج به ذخيره اي كه قابل اجرا باشد و دستيابي به مقدار زيادي از داده ها امكان پذيز باشد را دارند.ذخيره مديريتي به طور نمونه امكاناتي را براي دسترسي سريع به اقلام مختلفي از دادها كه توسط ليست موضوعات مورد استفاده دسته بندي شده اند را فراهم مي كنند.كمترين شماره دسترسي به نواحي جدا شده و مجزا احتياج به ذخيره ثانويه دارد كه اقلام داده ها با هم ديگر دسته بندي مي شوند و هر جا كه امكان جست و جو كردن در پايگاه داده و يا اجراي آن به وجود بيايد از بافرها يا حافظه مياني كه اين اقلام را نگه داري مي كند و قابل دسترسي در هر لحظه مي باشد را استفاده مي كند.

۲- كنترل هم زمان. ژايگاه داده هاي عظيم براي سازمان هايي كه آن ه نگهداري مي كند با ارزش است و اغلب توسط كاربران زيادي همزمان در دسترس قرار مي گيرند و به روز مي شوند.به هنگام سازي كه كنترل نشود در روش هاي غير منتظره منجر به ذخيره اي مي ود كه باعث توليد خطا در برنامه ها شود.

در نتيجه DBMS مكانيزم هاي متحدي دارند.كه اطمينان مي دهد هر دستيابي منحصر به فرد پايگاه داده مي تواند در تقابل با پايگاه داده ديگري باشد به طوري كه اگر آن ها تنها كاربرا پايگاه داده باشند، تحتيك رفتار سيستمي ضمانت شده، كاربران بسياري قادر به جستجمو براي خواندن و يا نوشتن بر روي همان پايگاه داده، در همان زمان باشد.

۳- ترميم. بسياري از پايگاه داده ها ۲۴ ساعته فعال هستند.به طوري كه همزمان برنامه ها روي كامپيوتر در حال اجرا هستند در نتيجه اين اجتناب ناپذير است كه برنامه هايي كه در حال دسترسي به پايگاه داده هستند.در حين استفاده از پايگاه درست كار نكند و حتي كامپيوتر در حال اجراي DBMS مي تواند خراب شود در حالي كه در حال استفاده كردن مي باشد.

سيستم پايگاه داده بايد در صورت بروز نقص سخت افزاري و يا نرم افزاري عكس العمل نشان دهد در يك نگاه بايد وجود خطا در پايگاه داده يا نقص اطلاعات را به حداقل برساند.در نتيجه پايگاه داده شامل تصحيح و ترميم آسان اطلاعات است كه اغلب شامل پاسخ آني و موقت داده هايي است كه اطلاعات آن ها جهت بازيابي و ترميم انواع عيب ها در دسترسند.

۴- امنيت: بيشتر پايگاه داده هاي بزرگ شامل داده هايي هستند كه قابل مشاهده نيستتند و يا توسط تعدا كمي از كاربران به روز مي شوند.بنابراين مكانيزم هاي يكپارچه و جامع احتياج به ضمانتي دارند كه كاربراني كه بيشتر جزو اعضاي غير فعالند اطللاعات را نبيند و تنها كاربراني نتوانند پايگاه داده را با دقت كنترل كنند كه حق تغيير و اصلاح آن را داشته باشند ۰مثلا كاربراني كه حق تغيير حقوق ماهيانه خود نباشد و …)
بنابراين پايگاه داده مكانيزمي را فراهم مي كند كه به مدير سيستم پايگاه داده اجازه ي كنترل پايگاه داده را مي دهد به طوري كه خودش بتواند كارهاي پايگاه داده را انجام دهد.
بنابراين سيستم پايگاه داده مي تواند عهده دار تكاليف و مسئوليت هاي زيادي باشد.يك بانك را نگاه كنيد، اگر آن از يك روش وي‍ه براي يك سري از تسهيلات خود در پايگاه داده ا استفاده كند خيل يخوب است.به هر حال اهميتي كه مثلا بانك پول شما را گم نكند دارد خيلي زياد است.شرايط زماني كه سيستم پايگاه داده بايد عهده دار آن باشد بسيار سخت مي شود طوري كه كمترين اشكال و اشتباه در آن رخ ندهد.بنابراين تهيه ي مدير ، پايگاه داده واقعا موضوع مهم و اساي در سازمان هايي است كه اشكاللات و اشتباهات به آ» ها ضرر و زيان زيادي مي زند.بنابراين جزئيات چگونگي پشتيباني سرويس هايي كه در بالا شرح داديم كاملا تكنيكي هستند كه براي كاربران امكاناتي از قبيل توصيف كردن، قابليت دسترسي و تغيير دادن را فراهم مي كنند جزئيات عملكرد پايگاه داده توسط Elmasri و Navathe و Garcia-Molina در سال ۲۰۰۰ انجام شده است.

۱۱٫ مدل هاي داده: در زمينه ي تكنولوزي پايگاه داده، مدل داده يك مجموعه اي از انواع داده هايي كه توس توسعه دهندگان كاربرد در يك سيستم پايگاه داده، در دسترس مي باشند.Application: يك موضوع يا مبحثي كه سيستم هاي اطلاعاتي نياز دارند مي باشد مانند ‍نوميك ها.هدف مدل داده فراهم كردن يك چهارچوب رسمي براي ترسيم احتياجات كاربردها راجع به ذخيره ي طولاني مدت كه بعدا بتوان آن را بازيابي و نگهداي كرد.اين داده ها، مدل مفهومي از كاربردها و روابطي هستند كه در آن ها دخالت داده مي شوند: هر نوع داده توسط مدل داده در يك بلوك از ساختمان برنامه در دسترس قرار مي گيرند

كه توسعه دهندگان آن را براي كارهاي خود جهت ابقاي داده احتياج دارندوتوسط توسعه دهنده سيستم در بخش هايي از برنامه عملگر هاي مجازي به هر يك از انواع داده ها اختصاص مي يابد كه برطرف كننده ي احتياجات براي فعل و انفعالات ميان داده هاي موجود مي باشد.بنابراين نوع مجموعه داده هاي مختلفي كه در دسترس مي باشند با هم فرق دارد.اين اختلافات ممكن است در ساختمان برنامه شرح داده شوند يا با مشخصات ويژه اي رفتار كنند.كاركترهاي بنيادي در پايگاه داده تصميم مي گيرند كه چه چيزي بايد انجام شود (يعني: يعني از قانون مدل داده پيروي مي كنند).

عملكرد كاركترها تصميم گيرنده ي اين است كه وضعيت هاي مختلف پايگاه داده ي توصيفي بررسي شود و در پايگاه داده چه تغييراتي تحت مدل داده صورت بگيرد.
مفادي كه يك سيستم مديريتي پايگاه داده براي يك مدل داده دارد به شرح زير است.
۱- اطمينان مي دهد كه در هر پايگاه داده اي كه مديريت مي شود نمونه هايي از انواع داده ها وجود دارند كه به خوبي تحت ابزار مدل داده تعريف شده اند.

۲- اطمينان مي دهد كه نتيجه ي بكار بردن يك عمليات خاص تعريف شده تحت ابزار مدل داده بازيابي هر نوع داده در هر وضعيت در پايگاه داده بتواند صورت بگيرد.
از ديد توسعه دهندگان كاربردي، مشخصات رفتاري و ساختاري متفاوت كه با مدل هاي داده اي متفاوتي همراه شده اند منجر به اين خواهند شد كه الزامات عملي براي اطمينان از مدل داده اي انتخاب شده براي كاربران به وجود آيد.

مهم ترين مدل هاي داده اي كه درسطح گسترده اي در زمان نگارش اين مقاله مورد استفاده قرار مي گيرند اين الزامات عملي را در درجات مختلف براي انواع مختلفي از كاربردها برآورده مي كنند.
A. مدل داده رابطه اي:مدل داده رابطه اي دسترس به يك داده ي تكي را امكان پذير مي كند كه آن ارتباط، رابطه ي (relation) نام دارد.به طور غير رسمي مثلا يك رابطه نظير به نظير در هر سطر از يك جدول براي مثال مفهوم برنامه ي كاربردي مدل داده شده است كه هر ستون با مقدار يك ويژگي نظير به نظير شده است.سطرها چندتايي هستند و سر هر ستون ويژگي يا خاصيت آن را نشان مي دهد.بيشتر تعاريف از قرارددادهاي رسمي پيروي مي كنند.

اجازه دهيد يك قلمرو مجموعه اي از مقادير اتمي باشد به اين مقادير وقتي اتمي گفته مي شود كه نياز به تشخيص هيچ ساختاري در داخل آن نباشد.
براي مثال، مقادير صحيح اتمي هستند آن چنانكه اغلب آن ها رشته اند.در تمرين، قلمروها (يعني domain) با انتخاب يك نوع داده تخصيص داده شده اند.رديفي از انواع داده ها ي قابل دسترس در محيط نرم افزار و سخت افزار وجود دارد كه مي شود به عناصر اصلي موجود در قلمرو مقدار داد.
يك مدل رابطه اي مثل ) R يك رابطه اي را شرح مي دهد كه در آن R خاصيت شمارشي n را دارد كه از شروع تا خاتمه مي يابد.يك خاصيت يا ويژگي توسط قلمرو D نمايش داده مي شودكه اين جا با R مدلسازي شده است.قلمرو D با خاصيت A به صورت dom(A)=D نمايش داده مي شود.يك پايگاه داده رابطه اي يك مجموعه اي از روابط دسته جمعي است كه از محدوديت هاي روابط ارجاعي پيروي مي كند:
۱- محدوديت قلمرو: هر مقدار از ويژگي اتمي هستند.
۲- محدوديت كليد: هر رابطه اي براي ويژگي خاصي طراحي شده است (يا يك الحاق وابسته به آن) كه كليد اصلي در هر رابطه اي كه وجود دارد كه مقدار آن كليد اصلي منحصر به فرد است و در بالاي جدول مشخص مي شود.

۳- محدوديت صحت ارجاعي: اگر يك رابطه با ويژگي طراحي شده باشد (يا يك الحاق وابسته به آن) يك كليد خارجي در آن به كار رفته كه رابطه اي را به رابطه ديگر ارجاع مي دهد.بنابراين مقدار كليد خارجي در رابطه ارجاعي بايد مقدار كليد اصلي در رابطه اي باشد كه به آن مراجعه كرده ايم.
مثال مي زنيم يك رابطه ي ساده ي پايگاه داده اي را كه مخزن دنباله اي از انواع داده هاي اوليه از نوع رشته اي است كه در همه جاي آن يافت مي شود در رابطه ممكن است بين دنباله DNA و اگر مانيزم وجود داشته باشد.كه رابطه ي آن ها در شكل ۱ نشان داده شده است.

در اين مثال دنباله DNA يك ويژگي به نام sequence-id دارد و يك ويژگي مشخص به نام accession-no دارد كه توسط دنباله DNA مشخص شده اند. همچنين دنباله ي DNA ويژگي هاي خاص ديگري دارد مثل protein-id كه آن ها را كد گذاري مي كند و نيز organism-id ويژگي است كه اعضاي دنباله ي DNA را مشخص مي كند يك ارگانيزم يك شناسه ي خاصي دارد كه توسط (organism-id)ثبت مي شود، احتمالا (common-name) و (up-node) نيز ويژگي هايي هستند كه رده بندي شده اند.

يك نمونه رابطه اي r(R) از يك مدل رابطه اي ) R يك زير مجموعه از توليد دكارتي نواحي اختصاصي به كاراكترهاي R باشد بنابراين يك نمونه رابطه چندتايي n از عبارت است از در غير اين صورت مقدار تهي را به خود اختصاص دهد.يك وضعيت از پايگاه داده يك مجموعه از نمونه هاي رابطه اي مي باشد.

قوانين روابط نمونه ها برا ي دنباله ي DNA و organism كه در تصوير ۱ هستند تصوير شماره ۲ مي باشد.
توجه كنيد شكل ۱ هر يك از عناصر دنباله ي DNA يك عنصر دكارتي توليد كرده است:
dom(sequence-id) dom(accession-no)
dom(protein-id) dom(organism-id)

كه نظير همين در مورد ارگانيزم انجام مي شود به تصوير ۱ و ۲ توجه كنيد كه در آن تمامي محدويت هاي صحت رابطه اي به صورت زير برطرف شده است.
از آنجايي كه دومين هر نوع داده ي اوليه از نوع رشته اي مي باشند. اتمي هستند لذا محدوديت دومين برطرف شده است.كليدهاي اصلي دنباله DNA و ارگانيزم به ترتيب (sequence-id) و (organism-id) مي باشد و چون آن ها وابسته به شناسه ي خاصي هستند لذا محدوديت كليدي نيز برطرف شده است با فرض اين كه چنتايي ها ي نشان داده شده حاوي مقدار تهي به عنوان مقادير ي براي كليدهاي اصلي هستند لذا محدوديت صحت موجوديت نيز برطرف مي گردد.كليد خارجي (organism-id) از (DNA_sequence) به ارگانيزم در نظر گرفته شده است و چون مقادير (organism-id) به عنوان مقادير كليدهاي اصلي در ارگانيزم ظاهر مي گردد لذا محدوديت صحت ارجاعي نيز برطرف مي گردد.

در نتيجه ي مشخصه ي رياضياتي ساده، مدل داده رابطه اي چندين قابليت ممتاز دارد:
. از آن جايي كه يك نمونه رابطه شامل اعضاي چنتايي هست، هيچ ترتيبي براي چندتايي هايي كه اطلاعات از آن ها بازيابي مي شود يا ناچاراً عمليات روي آن ها انجام مي گيرد نمي توان در نظر گرفت.

. از آن جايي كه نسخه ي دوم از عناصر در يك مجموعه وجود ندارد هر يك از چندتايي ها در يك نمونه راطبه واحد هستند.به عبارت ديگر، الحاق همه ي ويژگي هاي خاص هميشه يك كليد براي يك رابطه درخواست مي كند.

. از آن جايي كه مقادير اتمي هستند، مدل رابطه اي نمي تواند يك دومين را به همه ي عناصر مجموعه نسبت دهد.(مثل مجموعه ها يا ليست ها) براي مثال در تصوير شماره ي ۲ اگر يك عضو از دنباله ي DNA بيشتر از يك عضو (accession-no) داشته باشد نمي تواند مجموعه مقادير از نوع رشته را براي مقادير ويژگي ها در نظر بگيرد.

زبان هايي كه با داه ها د رنمونه ذابطه ها هستند مي توانند فايل ها را بازيابي كنند و يا آن ها را ويرايش كنند (نتيجه ي تاثير يك تغيير وضعيت است) كه دربخش ۳ بحث شده است.مدل رابطه اي در يك شكل خيلي بسته مطرح شد كه در اين بخش رشح داده شد (توسط codd در سال ۱۹۷۰).عمليات قراردادي اكسل در سال ۱۹۹۵ توسط (َAbiteboul) ابداع شد.
B. مدل رابطه ي شي گرا:

بيشتر از يك نوع داده در اين مورد مدل داده وجود دارد.يك مدل داده شي گرا براي توسع دهندگان برنامه كاربردي مورد استفاده يك مجموعه از انواع ساخته هاي پيچيده و انواع برنامه هاي كاربردي مخصوص كه مي تواند ساخته شود را در دسترس قرار مي دهد.
برنامه هاي كاربردي با تاثير نوري اين حركت بيشتر در بررسي تفاوت هاي موجود در ارتباط دو مجموعه اطلاعاتي هست كه مستقيما كه در پايگاه داده اي با برنامه هايب كاربردي با داده هاي پيچيده مدل مي شوند.
در عوض يك مفهوم برنامه كاربردي به تعداد زيادي رابطه تجزيه مي شود، ساختمان پيچيده احتياج به مدلسازي مفهومي دراد كه اغلب مستقيما توسط يك سري تركيبات رمز گشا كه از طرف سازندگان مدل داده فراهم شده، نمايان مي شود.
تصور اساسي در يك مدل داده ي شي گرا يك شي اي است كه هدف آن مدلسازي موجوديت برنامه كاربردي مورد استفاده مي باشد يك شيء با يك ويژگي يا هويت مشخص مي وشد، با وجود يك وضعيت معين (كه مطابق با قوانين تعيين شده در ساختمان كارمي شد) و با وجود توانايي تقابل اثر دو چيز با يكديگر كه از طريق يك مجموعه از روش ها صورت مي گيرد.(كه خصوصيات رفتار يك شي را نشان مي دهند).
هويت يك شي منحصر به فرد هست.هويت توسط سيستم پايگاه داده زماني برا ي شي طراحي مي شود كه شي به وجود آمده باشد و زماني كه شي از سيستم پاك شد، از بين رفته و ذخيره مي شود.در مقابل رابطه بين دو كليد اصلي نمي تواند هويت شي را تغيير دهد در سيستم هاي برنامه كاربردي توسط مديريت پايگاه داده اين قانون نقض شده است.

تفاوت ديگر اين است كه هويت شي ء ممتاز است و مستقل از وضعيت شي مي باشد و روش هايي براي فعل و انفعال دو چيز با يكديگر در دسترس قرار مي دهد.
ساختار و رفتار اشياء داخل كلاس ها سازماندهي شده است.يك كلاس به يك مجموعه از هويت هاي اشياء فضا اختصاص مي دهد كه ساختار و رفتار مشابهي را كلاس بازتاب مي كند يك ساختار شي گرا يك مجموعه از كلاس هاي مضاعف است كه هويت آن ها را مي سازد.

در مورد اين رابطه هيچ قرار دا پراكنده اي روي محدوديت درستي داده هايي كه بخش اصلي از يك مدل داده شي گرا مي باشند وجود ندارد، اما تقريبا اغلب نقرر شده كه اشيا زيادي از هر كلاس كه با هم رابطه دارند توسط بعضي از انواع روابطمي توانند در نمونه هايي با هم شريك شوند.براي روابط دودويي (كه خيلي استفاده مي شود) ۳ امكان مختصر وجود دارد.يك به يك – يك به چند و چند به چند.
تصوير شماره ي ۳ يك شكل نموداري از يك رابطه ي شي گراي است كه يك پايگاه داده با ۴ كلاس را مختصر شرح مي دهد (gene) و (allele) و (wild-Type) و (mutant).2 مورد ذكر شده ي آخري ۲ كلاس از (allele) هستند كه توسط يك پيكان بالاي هر دو به آن مشخص شده و اخيرا بيان شده است.
همچنين توجه كنيد نوع رابطه از gene) به(allele has-allele نامگذاري شده است.حاشيه ي او * يك تركيب يك به چند است كه اثر يك شي از يك كلاس gene است كه ممكن است با چند شي ء از كلاس allele در ارتباط باشد اما allele فقط با يك gene در ارتباط است.
سلختار يك شي با يك ناحيه از ويژگي و روابط مشخص و توصيف مي شود.يك شي زماني كه ويژگي ها و روابط آن ها توسط ساختمان مقادير قانوني داده شد وضعيت معين پيدا مي كند. هر دوي ويژگي ها و روابط شبيه مشخصه هاي خاص در مدل داده مي باشد با پيروي از موارد مهم مختلف زير:

۱- قلمرو يك خاصيت با صحيح بودن آن احتياج ندارد تا حد يكه نوع مقدار آن مي تواند ساختمان باشد يا مجموعه اي كه با استفاده از برنامه كاربردي توليدكننده انواع داده ها قابل دسترس باشند.(مثل انواع: چندتايي ها، مجموعه ها، ليست ها، بسته ها).
۲- قلمرو يك رابطه يك مجموعه اشيايي هستند كه شناسه مشخصي دارند.(يا مجموعه اي از توانايي ها).

تصوير ۴ نشا مي دهد چگونه ساختمان gene كلاسي از تصوير شماره ۳ است كه مي تواند در يك مدل داده شي گرا معين شده باشد.
توجه كنيد استفاده از توليدكننده انواع داده ها خاصيت يا ويژگي Citation و رابطه has-alleles را به وجوي مي آورد.
توجه كنيد قلمرو (Codon-Structure) غير صحيح است.

توجه كنيد هم چنين هويت اشياء gene منحصر به فرد بوده هيچ يك از خصوصيات ذكر شده در تصوير ۴ وابسته نمي باشد: سيستم مديريت پايگاه داده شناسه ها را طراحي كرد، استفاده از آن ها را مديريت مي كند (مثل رابطه ي ايجاد شده بين اشياء gene و اشياء allele) و اشياء را زماني كه آن ها ذخيره شده و پاك شوند، لغو مي كند.
توجه كنيد، نهايتاً، يك پايگاه داده اجازه مي دهد روابط با خواص ساده بيان شوند (مثل protein-id و organism-id رابطه به ترتيب بين gene و protein و organism بنا نهاده مي شود) واضح است كه روابطي كه در يك سيستم پذيرشي پايگاه داده شي گرا وجود دارد به اطلاعاتي احتياج دارد كه رابطه صحت مورد مراجعه ارجاعي سيستم ها وادار مي كند نشانه هاي خاصي را با كليد خارجي طراحي كنند.
رفتار شي ء توسط يك مجموعه با روش هاي خاص تعيين مي شود يك روش خاص مشخص كردن نوع متغيير با نام و پارامتر راهي است كه بتواند شي را فراخواني كند با روش فراخواني يك شي ۰ با مشخصه ي (i) اين معني را مي دهد: كلاً روش متغيير (i) را فرا مي خواند (به موجب آن شناسه ۰ شي اي است كه روش آن را آدرس دهي مي كند)
يك روش معين، براي يك تابع يا پرسه روش مخصوص قابل اجرا مي باشد.به طور نمونه روش هاي دسترسي به داده ها (آن ها مقدار خاصيت يا رابطه داده ها را پس از اتمام تابع فراخواني شده بر مي گردانند) و روش هاي به هنگام سازي (كه با دادن يك مقدار يك خاصيت يا رابطه پس از اتمام تابع فراخواني شده تعيين مي شود).
به طور اتوماتيك هنگام كامپايل رابطه ها توليد مي شوند.
يك روش عمومي از اين قبيل روش ها خاصيت يا رابطه اي است كه به ترتيب توسط get و Set در آغاز كد نويسي استفاده مي شود.اگر توليد كننده ي انواع داده ها روش هايي براي دسترسي داشته باشد.براي مثال با مراحعه به شكل ۴، روش ها ابزار خاصي را براي انجام يك كار توليد مي كنند.از قبيل

يا insert-citation (string).
شابلن فراخواني مي كند يك شي ۰ را از gene كه در اين جريان ليستي از رشته ها با مقدار citation با خاصيت ۰ برگردانده مي شود.
تا زماني كه با دادن متغيير مستقل يا آرگومان ليستي از رشته ها برگردانده مي شوند‌، علت تغيير وضعيت ۰ به وضعيت ديگري خواهد بود.
تا زماني كه با دادن متغيير مستقل يا آرگوان ليستي از رشته ها با مقدار citation با ويژگي ۰ برگردادنه مي شوند، علت تغيير وضعيت ۰ مي باشد.

تصوير ۵ نشان مي دهد كلاس gene كه در تصوير ۴ معين شده است، چطور رفتار مي كند
(اما روش شرح ساختار در برنامه از قلم افتاده است) بنابراين يك شي gene به درخواست ليست تراكم جفت هاي گوانين و كايتوزين مي تواند مقداردهي از نوع flaat بكند همچنين با دادن يك ناحيه در داخل آن (كه توسط يك نقطه ي آغاز و پايان در توالي نلكوئيدي آن تعريف مي شود.)يك شي از gene به يك درخواست براي mRNA كه داخل ناحيه اي با يك ليست از ويژگي هاي اشياء mRNA هستند پاسخ خواهد داد. (بافرض ان كه يك كلاس mRNA در رابطه نمايان خواهد شد.)

چنين التزامي كه بايستي همواره روش تقاضا در تقابل با اشياء داده شده باشد، منجر به يك ويژگي مجزا به صورت دستيابي شي گرا مانند اِنكپسولاليون (encapsulation) خواهد شد، به عبارت ديگر حالت يك شي از دستكاري هاي مستقيم يا بررسي هاي بعدي مصون خواهد ماند.

چنين چيزي در دريافت مفيد خواهد بود كه به توسعه دهندگان كاربرد اجازه داده شود از جزئيات ساختاري حالت اشيا صرف نظر كنند : تمام چيزي كه آن ها لازم است بدانند رفتار شي است به عنوان مثال اين كه كدام روش ها مي توانند درخواستي را از آن داشته باشند چنين چيزي در عوض اجازه خواهد داد كه ساختارهاي با جزئيات مفصل از اشياء تغيير كنند بدون اين كه لزوماً نيازي به تغيير در برنامه هاي كاربردي اي كه از آن ها استفاده شده است، باشد.