مقدمه

محدودة مورد مطالعه بین طولهاي جغرافیائی شرقی۳۰ ْ ۴۵تا ۴۵ْ۴۵ و عرضهاي جغرافیائی شمالی۴۰

ْ ۳۸تا ۵۰ْ۳۸ واقع شده است. رخنمون سنگهاي ولکانیک و نفوذي مورد بررسی در دامنه هاي جنوبی و شمالی ارتفاعات قره گوز و دیوان داغی و در حد فاصل شهرستانهاي مرند و جلفا و در شمالغرب ایران بچشم می خورد.

در این بخش رخنمون سنگهاي دگرگونه به سن پرکامبرین و نیز نهشته هاي پالئوزوئیک، مزوزوئیک و سنوزوئیک تا کواترنري گزارش شده است. مهمترین رخداد رسوبی در این محدوده مربوط به ضخامت زیادي از نهشته هاي پرمو ـ تریاس جلفا است که بادگر شیبی آذرین پی، در اغلب نقاط رخنمون سنگهاي ولکانیک و نفوذي به سن احتمالی دوونین را می پوشانند. علاوه برآن حجم وسیعی از رخنمونهاي سطحی منطقه نیز به سنگهاي ولکانیک و پیروکلاستیک پلیو ـ کواترنر محدود میشود که در جنوب محدودة مورد مطالعه از گسترش وسیعی برخوردارند. توده هاي ساب ولکانیک مربوط به رخنمونهاي یاد شده نهشته هاي تخریبی و تبخیري قرمز فوقانی را قطع می کنند. از ویژگیهاي بارز این منطقه، عدم رخنمون سنگهاي رسوبی مربوط به پالئوزوئیک تحتانی( باروت، زاگون، لالون و میلا )

است که در سرزمینهاي گندوانیک از رسوبات شاخص محسوب می شوند ( مؤید و موذن، .( ۱۳۸۱

پتروگرافی و پترولوژي سنگهاي ولکانیک اسید و توده هاي نفوذي هرزندات ـ دیوان داغی ( شمال مرند )

بحث

منطقه مورد مطالعه درزو نبندیهاي ساختاري ایران در زونهاي ایران مرکزي ( اشتوکلین، ۱۹۶۸ )، البرز ـ آذربایجان ( نبوي، ( ۱۳۵۵ و زون سلطانیه ـ میشو ( افتخار نژاد، ( ۱۳۵۹ قرار دارد. سـنگهاي ولکانیـک اسید با ترکیب ریولیت تا ریوداسیت و توده هاي نفوذي با ترکیب کوارتز سـیینیت تـا آلکـالی گرانیـت بصورت توده هاي پراکنده در حدفاصل مرند تا جلفا و در یک راستاي تقریبی NW- SE رخنمون یافتـه اند.

توده هاي نفوذي با نهشته هاي کربناته و شیلی دوونین در دره دیز جلفا همبري مستقیم داشـته و خـود توسط نهشته هاي پیشروندة پرمین با دگر شیبی آذرین پی پوشیده میشوند و لذا سن نسبی ایـن رخـداد ماگمائی به فاز هرسی نین ( مرز دوونین ـ کربونیفر ) نسبت داده میشود.
سنگهاي ریولیتی و ریوداسیتی داراي بافت پورفیریک می باشند (شکل.(۱ کانیهاي اصلی موجود در این سنگها شامل پلاژیوکلاز، کوارتز و فلدسپار آلکالن می باشد. در این سـنگها پلاژیوکلازهـا بـه کلریـت، کلسیت و سریسیت تجزیه شده و نیز کائولینیزه شده اند. همچنین پلاژیوکلازها داراي ماکلهاي مشـبک و شعاعی و صلیبی بوده (شکل(۲ و در برخی موارد در داخل فلدسپار آلکالن بصورت پرتیت(شـکل(۳

دیده می شوند. فنوکریستهاي فلدسپار آلکالن شکلدار و با ماکل کارلسباد و بافت پرتیتی قابـل مشـاهده اند. در این سنگها کانیهاي فرومنیزین به کلریت تجزیه شده اند و فایالیت ایدنگسیته(شکل(۴ نیـز دیـده میشود. بافت گرانوفیر نیز که از هم رشدي کوارتز و آلکالی فلدسپار حاصل شده است در سـنگ دیـده میشود (شکل.(۵ کانیهاي فرعی موجود در این سنگها شامل زیرکن، آپاتیت، بیوتیت و فایالیت می باشد.

۰,۵mm 0,5m

شکل (۱) بافت پورفیریک در ریولیتها و ریوداسیتها، نور XPL شکل (۲) ماکل شعاعی و صلیبی در پلاژیوکلازهاي سنگهاي
ولکانیک منطقه، نورXPL

.۰٫ ۵mm 0. 5mm

شکل (۳) پرتیت (رشد پلاژیوکلاز در داخل فلدسپار آلکالن)، نور XPL شکل (۴) فایالیت ایدنگسیته شده، نور XPL

۶۶۲

مجموعه مقالات نهمین همایش انجمن زمین شناسی ایران، دانشگاه تربیت معلم تهران، ۱۳۸۴

در کوارتز سیینیت تا آلکالی گرانیت بافت کلی گرانولار و اینترستیشیال بوده (شکل(۶ و کانیهاي اصـلی موجود شامل کوارتز، پلاژیوکلاز و فلدسپار آلکالن می باشد. در این سنگها بیوتیت ها کلریتیزه شـده و آمفیبولها به کلریت و کلسیت تجزیه شده اند ( شکل( ۷ و کلریت با رشد شعاعی و اسفرولیتی مشـاهده میشود. برخی از فنوکریست هاي پلاژیوکلاز سوسوریته شده و برخی بـه سریسـیت و کلسـیت تجزیـه شده اند. کانیهاي فرعی موجود در این سنگها نیز شامل زیرکن، آپاتیت، بیوتیت، آمفیبول و فایالیت می باشد.

بافت گرانوفیرنیز در این توده ها دیده میشود (شکل(۸ و برخی از آلکالی فلدسپارها کائولینیزه شده اند.

۰,۲۵mm .0. 5mm
شکل (۵) بافت گرانوفیر ( هم رشدي کوارتز و فلدسپار آلکالن) شکل (۶) بافت گرانولار و اینترستیشیال در توده نفوذي منطقه
نور XPL نور XPL

۵mm .0. 0,2 5mm
شکل (۷) تجزیه آمفیبول به کلریت و کلسیت،نور XPL شکل (۸) بافت گرانوفیر در توده نفوذي منطقه نور XPL

بررسی آنالیزنورم سنگهاي ولکانیک اسید ( ریولیتها و ریوداسیتها ) و توده هاي نفوذي (کوارتز سیینیت تا آلکالی گرانیت ) نشان میدهد که در نورم آنهـا کـوارتز وجـود دارد و اشـباع از سـیلیس هسـتند. در سنگهاي ولکانیک اسید میزان اورتوز نورماتیو از ۱۵,۳۱ تا ۳۰,۶۳ درصد، آلبیـت نورمـاتیو از ۳۱,۶۳ تـا

۳۷,۸۵ درصد، آنورتیت نورماتیو از ۰,۲۱ تا ۱۰,۹۲درصد و در تـوده هـاي نفـوذي نیـز میـزان اورتـوز نورماتیو از ۲۶,۵۴ تا ۲۹,۸۶درصد، آلبیت نورماتیو از ۸,۳۳ تا ۳۷,۳۹ درصد و آنورتیت نورماتیواز ۹,۷۶

تا ۱۱,۲۳ درصد در نوسان است. ترکیب نورماتیو پلاژیوکلازهاي سنگهاي ولکانیک بیشتر از نوع آلبیت و در توده هاي نفوذي بیشتر از نوع اولیگوکلاز است.

۶۶۳

پتروگرافی و پترولوژي سنگهاي ولکانیک اسید و توده هاي نفوذي هرزندات ـ دیوان داغی ( شمال مرند )

براساس دیاگرام Zr/TiO2 در مقابـل ) SiO2 فلویـدو وینچسـتر، ) ( ۱۹۷۷ شـکل ( ۹ و نمـودار مجمـوع آلکالن در مقابل) SiO2 کاکس و همکاران، ) ( ۱۹۷۹ شکل ۱۰ )، سنگهاي ولکانیک اسـید منطقـه مـورد مطالعه در محدودة ریولیت تا ریوداسیت قرار می گیرند. و براساس نمـودار مجمـوع آلکـالن در مقابـل

SiO2 (ویلسون،) ( ۱۹۸۹ شـکل ( ۱۱ تـوده هـاي نفـوذي منطقـه در محـدودة سـینودیوریت و کـوارتز دیوریت ( گرانودیوریت ) و مطابق نمـودار R1-R2 دلاروش و همکـاران ( ) ( ۱۹۸۰ شـکل ۱۲ )، تـوده هاي نفوذي در محدودة گرانودیوریت و کوارتز مونزونیت قرار می گیرند. لازم به یـادآوري اسـت کـه توده هاي نفوذي منطقه درحد کوارتزسیینیت تا آلکـالی گرانیـت بـوده و بـه دلیـل دگرسـانی پیشـرفته درسنگهاي منطقه که باعث کائولینیزه شدن آلکالی فلدسپارها شده، موجب پائین آمـدن مقـادیر Na و K

شده و در نتیجه نمونه هاي مربوطه به سمت گرانودیوریت و سـینودیوریت کشـیده شـده انـد ولـی در نامگذاري به نتایج پتروگرافی تاکید شده است. سري ماگمائی سـنگهاي ولکانیـک اسـید و تـوده هـاي نفوذي براساس دِیاگرام TAS ایروین و باراگار )(۱۹۷۱) شـکل ( ۱۳ و نمـودار مثلثـی AFM ایـروین و باراگار((۱۹۷۱ (شکل ۱۴ )، از نوع ساب آلکالن ( کالکو آلکالن ) تعیین شده است.

شکل (۹) توزیع نمونه هاي سنگهاي ولکانیک شکل (۱۰) توزیع نمونه هاي سنگهاي ولکانیک منطقه
منطقه بر روي نمودار Zr/TiO2-SiO2 (فلوید و بر روي نمودار مجموع آلکالی در مقابل SiO2 (کاکس و
وینچستر،(۱۹۷۷ همکاران،(۱۹۷۹

شکل (۱۱) توزیع نمونه هاي توده نفوذي شکل (۱۲) توزیع نمونه هاي توده نفوذي منطقه بر روي
منطقه بر روي نمودار مجموع آلکالی در نمودار R1-R2 (دلاروش و همکاران،(۱۹۸۰
مقابل SiO2 (و یلسون،(۱۹۸۹
۶۶۴