مقدمه

در این مقاله با مرور پژوهشهاي پیشین در خصوص نظریه شناخت درمانی۱ بک۲ و نقد آن به بررسی دیدگاه تیزدل۳ تحت عنوان »زیر سیستمهاي شناختی متعامل«۴ میپردازیم. این نظریه در نقد دیدگاه شناختی بک به بیماري افسردگی و در حوزة روانشناسی شناختی و بررسی اختلالهاي روان شناختی به ویژه در طبقه اختلالهاي خلقی مطرح شد. هر گاه در روانشناسی مسأله تقدم و تأخّر یا اولویت یک پدیدة روانی بر پدیدة دیگر مطرح میشود معمولاً با عنوان کردن بحث »تعامل«، مسأله را حلّ میکنند ولی این اقدام در مورد دو مفهوم روانشناختی شناخت۵ و هیجان۶، امکانپذیر نیست و مداقّه بیشتري میطلبد.

۱- cognitive therapy
2- Beck, A. T.
3- Teasdale, J. D. 4- interacting cognitive subsystems theory 5- cognition 6- emotion

١٨٢

با توجه به این که حالات ُخلقی به ظاهر مشابه میتوانند اثرات کاملاً متفاوتی بر فرآیندهاي شناختی بگذارند و شناختهاي به ظاهر مشابه میتوانند اثرات کاملاً متفاوتی بر هیجان داشته باشند، به نظر میرسد تمایز واقعی بین حالات ُخلقی و شناخت، آن گونه که قبلاً تصور میشد، روشن نباشد.

افرادي مانند لازاروس در جهت مقابله با دیدگاههایی که هیجان را مقدم بر شناخت میدانند به ارایه تعریفی بسط یافته از ارزیابی شناختی به گونهاي که حتّی ابتداییترین فرمهاي هیجانهاي حسی را پوشش دهد، مبادرت کردهاند. با وجود این، هیچگونه شواهد آزمایشگاهی

(تجربی) معتبري براي تأیید این نظریه وجود ندارد (زاینس۱، .(۱۹۸۴ برخلاف آن زاینس با عنوان کردن استقلال هیجان از شناخت به توجیه تقدم هیجانی در مواردي میپردازد که شواهد نورو آناتومیک مؤید وجود دارد (لازاروس۲، (۱۹۸۴، مانند پژوهش لدو(۱۹۹۶) ۳ که نقش مستقّل آمیگدالا در پردازش را نشان میدهد.

تیزدل شناخت درمانگري است که به دگرگونسازي الگوهاي طرحوارهاي میپردازد. نظر وي از سویی از این انگاره که شناختدرمانی با تغییر طرحوارههایی که به مثابه قوانین یا باورهاي ناکار آمد تلقّی میشوند، و از سوي دیگر با این انگاره که بیماران تنها مجموعهاي از فنون سازگاري را یاد میگیرند، متمایز است.
نظریه زیر سیستمهاي شناختی متعامل

هسته اصلی این نظریه بر مبناي تفاوت بین دو نوع شناخت »سرد« و »داغ« است که تیزدل تحت عنوان معانی گزارهاي (تصریحی) و معانی ضمنی (تلویحی) از آنها یاد می کند. ضمناً در چار چوب این نظریه، براي هر نوع اطّلاعات، ذخایر حافظهاي جداگانهاي وجود دارد که جمعاً

۹ زیر سیستم حافظه را شامل میشود. پردازش اطّلاعات شامل انتقال اطّلاعات بین زیر سیستمها و گشتاربندي (انتقال) آن از یک رمزگان ذهنی به رمزگان ذهنی دیگر است. برخورد
و رمزگان ذهنی به دو سطح معنا مربوط می شود:

۱- Zajonc, R. B.

۲- Lazarus, R. S.
3- Ledux, J. E.

١٨٣

-۱ سطح اختصاصیتر

-۲ سطحی ّکلیتر هر چند در بازنماییهاي گزارهاي، معمولاً معانی در سطح اختصاصی خود پردازش