پول وبانكداري

مقدمه :
امروزه پول و بانكداري از جمله مهم ترين موضوعان اقتصادي در دنيا مي باشند. اهميت مطالعه پول و بانك در اقتصاد را در دو نكته مي بايستي جستجو نمود: اولا پول و بانكداري با توجه به ارتباط نزديكي كه با تغييرات مهم پول ، تورم، بيكاري، تحولات اقتصادي دارد داراي اهميت است. ثانيا از آنجايي كه در رابطه با موضوعات مختلف

اقتصادي، جواب مطلق و مشخصي در بين كارشناسان و متخصصين اقتصادي وجود ندارد داراي اهميت مي‎باشد. البته اين تنوع پاسخها و نيز جدال بين كارشناسان اقتصادي در رابطه با مسائل اقتصادي را مي بايستي در تحولاتي كه هر روز در پول و بانكداري حاصل مي‎شود جستجو نمود زاير هر روز موسسات پولي و مقررات جديدي به منظور پاسخگويي به مسائل و سيستمهاي مالي و در نتيجه رفتار انسانها در جوامع مختلف حاصل مي گردد و دچار تحول مي‎شود. در اين پروژه سعي گرديده است ضمن بيان نظريات پولي و بانكي اقتصاد دانان مختلف، مسائل پولي و بانكي ايران نيز در حد مقررات مطرح گردد.

فصل اول

ماهيت و مشكلات مبادلات پاياپاي و چگونگي پيدايش پول

در اين فصل موضوعات زير مورد بررسي قرار مي‎گيرد:

۱٫ مبادلات پاياپاي چيست و مشكلات آن كدام است؟
۲٫ توليد پول و وظايف آن
۳٫ خواص مطلوب پول
۴٫ پول به عنوان يك دارايي
۵٫ اهميت مطالعه پول

مبادله پاياپاي كه در حقيقت مبادله كالا و خدمات در مقابل كالاها و خدمات است، پيشينه اي به قدمت تمدن بشريت دارد. ريشه مبادله پاياپاي را در جامعه مي بايستي در تمايل ذاتي بشتر به منظور تحقق منافع شخصي وي جستجو كرد.

از آنجايي كه توانايي و استعدادهاي افراد محدود است، لذا يك نفر نمي تواند همه چيزهايي را كه براي ادامه زندگي و مصرف لازم دارد توليد نمايد. حتي اگر در جامعه افراد داراي استعدادهاي متنوع و متفاوتي در توليد نيز باشند، باز هم منافع ناشي از تقسيم كار و تخصص حكم مي‎كند كه هر كس به توليد يك يا حداكثر چند كالا بپردازد. حال اگر فردي در توليد كالايي تخصص يابد و بيش از مقداري كه نياز دارد از آن كالا توليد نمايد، مازاد توليدش را در مقابل كالاهايي كه به وسيله ديگران توليد شده و ضمناً براي ادامه حيات وي لازم مي باشد، مباد له مي نمايد. در حقيقت مبادله پاياپاي سيستمي است كه مردم كالاها و خدمات توليدي خود را به منظور به دست آودرن كالاها و خدماتي كه نياز دارند، به طور مستقيم مبادله مي نمايند.

مشكلات مبادلات پاياپاي
اگر چه اقتصادهايي كه در آن مردم و كالاها و خدمات را به طور مستقيم در مقابل كالاها و خدمات مبادله مي كردند يعني مبادلاتي كه در آن هيچ گونه واسطه اي به عنوان پول وجود نداشته امكان پذير بوده، اما وظيفه يك چنين سيستم تجاري بسيار سنيگن و مشكل بوده است. مبادلات اوليه كه به صورت تهاتري انجام مي گرفت، بسيار طاقت فرسا بوده و موجب اتلاف وقت فراوان مي گرديد. در يك چنين سيستمي منافع بسيار زياد افزايش بهره وري كه از تخصص ناشي از تقسيم كار حاصل مي گردد، بدون تحول در سيستم مبادله امكان پذير نمي باشد. در نتيجه، اقتصاد پاياپاي تنها مي‎تواند شكل اوليه و ابتدايي زندگي را حفظ كند.

در هر حال، اقتصادي كه در آن مبادله پاياپاي وجود دارد، از جنبه هاي مختلفي با تنگنا مواجه است كه در ادامه بحث مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد.
۱- فقدان يك وسيله سنجش يا قيمت گذاري. پاياپاي يك معيار عملي كه بتوان برحسب آن ارزشض كالاها و خدمات را شمارش كرده و ارزش گذاري نمود وجود ندارد. در نبود يك معيار سنجش، ارزش هر كالا در بازار نمي تواند به سادگي با يك مقدار بيان شود. در چنين شرايطي ارزش هر كالا براي مبادله پاياپاي مي بايستي برحسب

كالاهاي ديگري كه داراي كيفيت متفاوت هستند، بيان شود. براي مثال اگر در اقتصادي ۳۰ نوع كالا در بازار براي مبادله وجود داشته باشد هر كالا مي بايستي با ۲۹ كالاي ديگر قيمت گزاري شود. به عبارت ديگر هر كالا داراي ۲۹ نوع قيمت است. نتيجتاً در يك اقتصاد تهاتري كوچك كه تنها در آن ۳۰ نوع كالا و خدمات يافت مي شود، ۴۳۲۵ نوع قيمت براي كالاها وجود دارد. ملاحظه مي‎شود كه در چنين اقتصادي به لحاظ تعدد قيمتي كه براي هر كالا وجود دارد مشكلات زيادي به وجود خواهد آمد روشن است

اقتصادي كه به طور خالص تهاتري مي‎باشد تنها در اقتصادهاي اوليه كه مردم كالاهاي محدودي را توليد و مبادله مي كردند امكان پذير است. در اقتصادهاي پيشرفته و مدرن امروزي كه سود آوري تنها در مصرف توليد انبوه كالاها و خدمات وجود دارد، مبادله تنها در شرايطي كه يك سيستم پيشرفته اعتباري و پول وجود داشته باشد امكان پذير است و اصولاً مبادلات پاياپاي حداقل در شكل اوليه آن غيرقابل تصور است. از آنجايي كه در يك اقتصادي كه به طور خالص تهاتري است، امكاني براي تخصص و تقسيم كار وجود ندارد (زيرا مشكلات و محدوديتهاي مبادلات پاياپاي باعث مي گردد كه هر كس بخش مهمي از نيازهايش را خود تهيه نمايد)، در چنين شرايطي تقسيم كار و در نتيجه

تخصص نمي تواند به وجود آيد. بهره گيري از حداكثر ظرفيت توليدي مناطق مختلف و نيز حداكثر كردن منفعت و همين طور استفاده از صرفه جوي هاي حاصل از مقياس در توليد، تا وقتي كه فشارهاي ناشي از چنين سيستم پاياپاي وجود دارد، امكان پذير نمي باشد. بنابراين لازم است كه سيستم غيركارايي مثل مبادله پاياپاي، با يك سيستم كاراتر براي مبادله كالاها و خدمات جايگزين گردد.

۲- تمايل همزمان طرفين به مبادله. در سيستم تجاري كه كالاها به صورت پاياپاي مبادله مي شوند، فروشنده يك كالا نه تنها مي بايستي در جستجوي فردي باشد كه كالايش را خواسته باشد، بلكه بايد كالاي مورد نياز شخص فروشنده را نيز داشته باشد. در چنين سيستمي، به ندرت اتفاق مي افتد كه دارنده يك كالا و يا خدمات كه قصد مبادله آن را دارد، بتواند به آساني كسي را پيدا كند كه اولا كالاي فروشنده را بخواهد و گذشته از آن كالاي مورد نياز فروشنده را نيز داشته باشد. براي مثال فرض كنيد شخصي مي خواهد يك بيل را با گندم مبادله نمايد. او نمي تواند گندم را به دست آورد، مگر آنكه شخصي را پيدا كند كه نه فقط گندم براي مبادله داشته باشد بلكه تمايل به مبادله گندم با بيل را نيز داشته باشد. بنابراين ملاحظه مي گردد كه مبادله پاياپاي تمايل همزمان طرفين مبادله را طلب مي نمايد.

مشكل اخير وقتي بيشتر مي‎شود كه شخص، كالاهاي غيرقابل تقسيم مانند گاو، گوسفند و… داشته باشد. براي مثال شخصي را در نظر بگيريد كه داراي گاوي است و مي خواهد آن را با يك جفت جوراب، يك جفت كفش، دو كيلو پنير و مقداري از چيزهاي ديگر مبادله نمايد. ملاحظه مي گردد كه تطابق خواسته هاي دو طرف در يك چنين سيستم مبادله اي با مشكلات عديده اي مواجه مي‎شود.

از آنجايي كه در يك سيستم مبادله پاياپاي واسطه مبادله اي وجود ندارد، فرد نمي تواند خيلي سريع كالاهايي را كه شخص ديگري قصد فروش آن را دارد، بخرد. گذشته از اين، نرخ مبادله پاياپاي بين دو كالا نيز عموما تصادفي تعيين مي گردد. نرخ تعادلي مبادله كه در يك چنين سيستمي وجود دارد، حقيقي نبوده و به صورت تصادفي تعيين مي‎شود. و بالاخره در نبود يك واسطه مبادله (پول)، فروشنده كالا و دلالهايي كه عرضه كننده مقدار زيادي كالا باشند نيز وجود نداشته و در نتيجه بازاري هم نمي تواند وجود داشته باشد.

۳- عدم امكان پس انداز. در مبادله پاياپاي پس انداز شكل كالاي دارد. به عبارت ديگر، در چنين سيستمي مردم ثروت را براي استفاده در آينده، تنها به صورت كالاهاي خاص مي‎توانند پس انداز نمايند. ملاحظه مي‎شود در اين روش پس انداز، صرف نظر از هزينه نگهداري و انباردار آن، به لحاظ كاهش ارزش احتمالي كالاهاي نگهداري شده و نيز مشكلاتي كه در فروش آن (وقتي كه دارنده كالا قصد خريد كالاهاي نگهداري شده، و نيز مشكلاتي كه در فروش آن (وقتي كه دارنده كالا قصد خريد كالاي ديگري را دارد) با زاينهاي جدي مواجه مي‎باشد. به عنوان مثال اگر پس انداز به صورت حيوانات باشد اولا نگهداري آن داراي هزينه است ثانيا در صورتي كه بيماري واگيرداري بروز نمايد، مي‎تواند زيانهاي قابل ملاحظه اي به شخص و يا اشخاص پس انداز كننده وارد آورد. حتي نگهداري بعضي از كالاهاي ديگر نظير ماهي، ميوه و يا غيره به لحاظ فساد پذير بودن، مشكلات بيشتري را به دنبال دارد.

۴- عدم امكان مبادلات نسيه. اقتصاد تهاتري از فقدان چيزي كه بتوان به كمك آن پرداختها را در اينده انجام داد، رنج مي‎برد. به عبارت ديگر در سيستم مبادلات تهاتري، امكان اينكه قراردادي به منظور پرداخت در آينده صورت گيرد، وجود ندارد. در اقتصادي كه مبادلات به صورت غير تهاتري است، پرداختها مي‎تواند به آينده موكول گردد. معمولاً افراد و موسسات توافقهايي در رابطه با خريد كاشانه، اتومبيل و … به صورت قسطي براي يك دوره زماني كه سر رسيد پرداختها معمولاً در آينده است با يكديگر دارند. اما در

اقتصادي كه به صورت خالص تهاتري است، يك چنين توافقهايي براي پرداخت لزوما مي بايستي برحسب كالا و يا خدمت خاصي باشد كه خود داراي سه مشكل در اين خصوص است. اول اينكه ممكن است جدالي در رابطه با كيفيت كالاها و خدماتي كه مي‎تواند به عنوان پرداخت داده شود به وجود آيد. دوم اينكه اغلب بين دو طرف قرارداد در رابطه با كالاي خاصي كه دريافت و يا پرداخت مي‎شود توافق وجود ندارد و مشكل سوم اينكه ريسك زيادي براي دو طرف قرارداد به وجود مي آيد، زيرا كالايي كه پرداخت مي‎شود مي‎تواند در دو ره قرارداد افزايش و يا كاهش ارزش داشته باشد.

تولد پول
با توجه به مشكلات مبادلات پاياپاي كه جوامع مختلف با آن مواجه بوده اند، ملاحظه گرديد يك چنين سيستمي كارايي لازم ر ا در تجارت و مبادلات نداشته، موجب محدوديتهايي در توسعه و رشد اقتصادي جوامع بشري گرديده است. در نتيجه اين سيستم به دليل مشكلات فراواني كه در مبادلات به وجود آورده بود به تدريج از بين رفت و يك اقتصاد پولي كه در آن از مشكلات ناشي از سيستم پاياپاي اثري نبود، جايگزين آن گرديد.

در حقيقت پول از جمله مهمترين و مفيدترين ابداعات بشر مي‎باشد. «تكامل پول در طول زمان در واقع خلاصه اي از تاريخ مدنيت بشر است» تولد پول براي بشر داراي منافع زيادي بوده است. براي مثال معرفي پول به عنوان يك واحد شمارش باعث گرديد تا چند گانگي قيمت، حتي در اقتصادهاي ساده و كوچك در آنها تنها چند كالا توليد و مصرف مي شود، از بين برود.

براي اينكه اهميت اين بزرگترين ابداع بشر (پول) بيشتر روشن گردد، فرض كنيد كه پول يك كالاي نظير چاقو باشد. در چنين شرايطي هر چيزي بر سحب چاقو قيمت گزاري مي گردد، مثلا دو كيسه ذرت برابر يك چاقو، يك بز برابر دو چاقو، ۱۰ موز برابر يك چاقو و … ملاحظه مي گردد همان طوري كه براي اندازه گيري وزن به واحد وزن نظير گرم، و براي اندازه گيري ارزش نيز پول مورد نياز است. اگر چه براي ما در عصر كنوني يك چنين ابداعي بسيار ساده به نظر مي رسد، اما در زمان خودش بدون شك يك اختراع مهم تلقي مي گرديده است زيرا لازمه چنين تحولي يعني انتقال از يك سيستم مبادله پاياپاي به اقتصادي پولي، نتيجه استدلال قوي و هوشيارانه مردمي است كه امكان انتقال از يك اقتصاد ساده و به صورت پاياپاي را به يك اقتصاد پولي فراهم مي سازند.

وظائف پول
روش دقيقي كه عموما براي درك بعضي از پديده هاي اقتصادي مورد استفاده قرار مي‎گيرد و روش مناسبي هم مي باشد، بررسي و تفكر در مورد جنبه مخالف آن پديده است. اين موضوع مطمئنا در مورد پول نيز صحت دارد. جنبه مخالف يك اقتصاد پولي، چيزي است كه از آن به عنوان اقتصاد پاياپاي ياد مي شود، و همان طوري كه پيشتر

بحث گرديد در يك چنين اقتصادي كالاها مستقيما با كالاهاي ديگر مبادله مي‎شود. با تلاش براي درك مشكلات و محدوديتهاي يك چنين اقتصادي، مي توانيم وظائف متفاوتي كه پول در اقتصاد بازي مي‎كند را درك نماييم. به عبارت ديگر همان مشكلاتي كه در مبادلات پاياپاي وجود دارد، وجود پول آنها را از بين مي‎برد. مثلا در مبادلات پاياپاي چون وسيله سنجش ارزش نداشتيم، نمي توانستيم بگوييم فرضا يك لامپ چقدر مي ارزد ولي با وجود پول مي توانيم بگوييم كه قيمت آن ۱۰۰۰ ريال است.

به طور كلي براي پول چهار وظيفه اصلي در نظر گرفته مي‎شود:
۱٫ واسطه مبادله
۲٫ وسيله سنجش ارزش (واحد شمارش)
۳٫ وسيله حفظ ارزش
۴٫ وسيله پرداختهاي آتي
اينك در ادامه بحث هر يك ازم وارد مذكور را تشريح مي كنيم.

۱- پول به عنوان واسطه مبادله: موقعي كه مبادلات به صورت پاياپاي بود كالا مي دادند و در مقابل كالا مي گرفتند. يعني به طور همزمان دو معامله صورت مي گرفت ولي وجود پول آن را به دو معامله مستقل تبديل كرد. يعني توليد كننده و يا فروشنده يك بار كالا را مي فروشد وپول دريافت مي‎كند (فروش) و انگاه پول را مي‎دهد و كالاي مورد نيازش را مي خرد (خريد). بنابراين معاملات از شكل اوليه يعني كالا كالا به كالا پول كالا تبديل گرديده است. فرضا معلم و يا قاضي كه به ترتيب خدمات آموزشي و قضاوت

خويش را مي فروشند و پول دريافت مي كنند، مي‎توانند با پول دريافتي، كالاهاي مورد نيازشان را تهيه نمايند. بنابراين، بيان اينكه پول نقش واسطه مبادله را دارد به اين معني است كه خريداران وفروشندگان آن رابه عنوان وسيله پرداخت مي پذيرند. به عبارت ديگر همه ما در مقابل كاري كه انجام مي‎دهيم پول دريافت مي كنيم آنگاه با پول دريافتي كالاها و خدماتي كه ديگران توليد كرده اند را خريداريي مي نماييم. اين خصوصيت پول به عنوان واسطه مبادله بودن ناميده شده و يكي از مهمترين وظايف پول را تشكيل مي‎دهد. زيرا با اين خصوصيت پول تقسيم كار و تخصص امكان پذير مي‎شود و اصولاً تقسيم كار و تخصص براي هر اقتصاد كارآمدي ضروري مي باشد زيرا با اين عمل افراد اين امكان را مي يابند كه در بخشهايي كه داراي منفعت نسبي است متخصص شده و با فروش محصولاتشان پول دريافت نموده اين پول را با محصول كار ديگران ك

ه مورد نيازشان است معاوضه كنند. حال هر چقدر كه حجم تجارت و ميزان كالاها و خدمات در دسترس افزايش يابد پول نقش مهمتري را در اقتصاد بازي مي كند.
۲- پول به عنوان معيار سنجش ارزش (واحد شمارش): همان طوري كه قبلا گفته شد در اقصتادهاي تهاتري چيزي كه امروزه ما به عنوان قيمت مي شناسيم وجود نداشت. در چنين اقتصادهايي كالاها با يكديگر سنجيده مي‎شوند. مثلا اگر در اين اقتصادها سه كالاي گاو، گوسفند و ذرت وجود داشت، گاو با گوسفند و ذرت ارزش گذاري مي شد (مثلا در گاو ۲ گوسفند و يا ۵۰ كيسه ذرت) مشكل ديگر در مبادلات پاياپاي، عدم تقسيم پذيري واحدها به اجزاء (نظير وقتي كه يك گوسفند نصف ارزش گاو است) مي باشد. اما وقتي كه پول وجود دارد، ارزش همه كالاها به پول بيان شده و ما اين ارزش پولي را قيمت مي ناميم. در هر حال انتخاب يك معيار سنجش ارزش و قيمت

گذاري باعث صرفه جويي بسيار در وقت و انرژي براي نگهداري قيمتهاي نسبي و يا ارزش كالاهاي مختلف شده و مسئله تبديل واحدها هب يكديگر را حل مي كند. وقتي قيمت پولي تعدادي از كالاها شناخته شد، به آساني قيمت نسبي آنها با توجه به قيمت پولي قابل محاسبه است. براي مثال اگر قيمت هر واحد كالاي x 300 ريال و قيمت هر واحد كالاي y 150 ريال باشد، در اين صورت قيمت هر واحد كالاي x برحسب كالاي y دو مي‎باشد. با استفاده از قيمتهاي پولي نه تنها مي‎توان قيمت نسبي x را نسبت به y بلكه با كالاهاي ديگر نيز سنجيد. به بيان ديگر پول به عنوان واحد شمارش، معيارارزشي است كه به معامله كنندگان اقتصادي امكان مقايسه ارزش نسبي كالاها و

خدمات را مي‎دهد.
۳- پول به عنان وسيله حفظ ارزش: وظيفه ديگر پول آن است كه از آن مي‎توان به عنوان حفظ ارزش نيز استفاده نمود. اين خصوصيت پول به توليد كننده اين امكان را مي‎دهد كه توليداتش را بفروشد و آنگاه هر موقعي كه تمايل داشت كالاي مورد نظرش را خريداري نمايد. در حقيقت اين خاصيت پول به توليد كننده اين امكان را مي‎دهد كه توليداتش را بفروشد و آنگاه هر موقعي كه تمايل داشت كالاي مورد نظرش را خريداري نمايد. در حقيقت اين خاصيت پول به آنها يك نوع اختيار و آزادي انتخاب زماني را مي دهد. به عبارت ديگر تا زماني كه افراد پول را نزد خود نگه دارند مي‎توانند در هر زمان از آن به منظور خريد كالاي مورد نظر استفاده نمايند. اين وظيفه پول به طرق مختلف

مي‎تواند براي جامعه مفيد واقع شود. به عنوان مثال مردمي كه به طور ماهيانه حقوق مي گيرند و يا بخش مهمي از درآمد ساليانه خود را يك بار در سال دريافت مي كنند اين امكان برايشان فراهم مي‎شود كه مخارج خود را حتي به طور روزانه تنظيم نمايند. همين طور افراد مي‎توانند براي بازنشستگي ، تحصيلات فرزندانشان، خريد كاشانه و … پول را ذخيره نمايند. در حالي كه اگر پول نباشد، مردم مي بايستي همين كار را با ذخيره كالاها انجام دهند. اما ذخيره كالاها نه تنها همراه با هزينه (مثلا انبارداري و …) است، بلكه خطر فاسد شدن را نيز به دنبال دارد. به عنوان مثال اگر مرد ماهيگيري بيش از نيازش ماهي صيد نمايد، و اگر در نظر بگيريم كه ماهيها پس از چند روز فاسد

مي‎شوند (البته ممكن است آنها را منجمد كرده و نگه دارد كه اين كار هم همراه با هزينه انبارداري و غيره است) ملاحظه مي گردد كه ماهيهابراي ذخيره سازي ارزش مناسب نمي باشند. حتي اگر ماهيگير تلاش كند كه ماهيها را با كالاي ديگر معاوضه نمايد، باز هم ممكن است در فاصله مبادله و معاوضه با كالاهاي مورد نظر بعضي از ماهيها فاسد شوند. اين در حالي است كه با فروش تمام ماهيها مي‎تواند پول دريافتي را به سادگي ذخيره سازد.

البته پول تنها وسيله ذخريه ارزش و لزوما بهترين آنها نيست، زيرا چنانچه قيمت كالاها و خدمات افزايش يابد، قدرت خريد پول كاهش پيدا مي كند. همين طور از آنجايي كه به دارندگان پول بهره اي پرداخت نمي‎شود لذا پول به عنوان ذخيره ارزش براي دارنده آن با مقداري هزينه همراه است.

۴- و بالاخره وظيفه پول به عنوان معياري براي پرداختهاي آتي مي‎باشد: در حقيقت استفاده از پول به عنوان معيار پرداختهاي آتي مستلزم وجود ديگر وظايف پول است. در اقتصادهاي مدرن امروزي بسياري از كالاها براي توليد به زمان قابل ملاحظه اي نياز دارند و معمولاً پس از سفارش توليد مي‎شوند. به عنوان مثال توليد كالا براي دولت و يا اشخاص معمولاً مستلزم قراردادهايي است كه در آن پرداختها با تأخير انجام مي‎گيرد. بعضي مواقع هم كالاها بلافاصله تحويل خريدار مي گردد اما پرداختها با تأخير انجام مي‎گيرد. بعضي مواقع هم كالاها بلافاصله تحويل خريدار مي گردد اما پرداختها با تأخير انجام مي‎گيرد. براي مثال شخصي ممكن است فرش، تلويزيون و يا ديگر وسايل زندگي را طبق قرارداد به صورت قسطي خريدراي نمايد.

اهميت پول به عنوان معيار پرداختهاي آتي در قراردادهاي بزرگتر، حتي مدت طولاني تري را مي پوشاند. براي مثال خريداران كاشانه ممكن است طبق قرارداد مبلغ معيني را ماهيانه و به مدت ۱۰ سال و يا بيشتر پرداخت نمايند. در هر حال قرض دادن يك ميليون ريال براي ۱۰ سال معقولتر از قرض دادن يك اسب براي ۱۰ سال است. گذشته از اين وقتي كه شما پولي را قرض مي دهيد، چيزي كه دريافت مي‎كنيد ممكن است خيلي متفاوت از آن باشد.
خواص مطلوب پول

هر چيزي براي اينكه بتواند پول باشد، مي بايستي حداقل داراي پنج خصوصيت به شرح زير باشد:
۱- قابل حمل بودن: پول مي بايستي به آساني به اطراف قابل حمل و نقل بوده و بتواند به راحتي و به منظور خريد در مكانهاي مختلف منتقل شود. اگر پول قابليت انتقال نداشته باشد در اين صورت امكان استفاده وسيع از آن فراهم نمي‎شود.

۲- با دوام بودن: پولي كه از نظر فيزيكي با دوام نباشد، در اثر گذشت زمان ارزش خودش را از دست مي‎دهد. براي مثال ذرت بو داده نمي تواند به عنوان پول در نظر گرفته شود زيرا حفظ شكل آن به صورت اوليه مشكل است و در اثر گذشت زمان كهنه، شكسته و بي ارزش مي‎شود. در هر حال پول هميشه نمي تواند با دوام باشد، زيرا به سربازان رومي نمك كه در هواي مرطوب بادوام نيست، پرداخت مي شد( گفتني است كه در آن زمان براي مردم روم نمك يك نوع پول بود)
۳- قابليت تقسيم پذيري: پول مي بايستي به آساني قابليت تقسيم به واحدهاي برابر و كوچكتر را داشته باشد، تا اينكه امكان معاملات با قيمتهاي پايين تر نيز فراهم گردد. به هر حال بعضي از پولها فاقد چنني خصوصيتي بوده اند. در كشورهاي آفريقايي، علي رغم آنكه گاو قابليت تقسيم پذيري را نداشته و بخشي از آن با خود (كل) گاو متفاوت مي باشد، در زمانهاي مختلف به عنوان پول مورد استفاده قرار گرفته است.

۴- يكسان و متحد الشكل بودن: براي مفيد بودن پول مي بايستي استاندارد شده باشد، يعني واحدهايش داراي كيفيت برابر واز نظر فيزيكي نيز از يكديگر قابل تيشخيص نباشند فقط در صورت استاندارد بودن پول است كه افراد در موقع دريافت پس از معامله مي‎توانند احساس اطمينان نمايند. زماني كه كشورهاي آمريكاي لاتين از تنباكو به عنوان پول استفاده مي كردند اما تنباكو هرگز نمي تواند استاندارد باشد زيرا برابري وزن بسته ها به لحاظ تفاوت احتمالي در كيفيت تنباكوها بيان كننده برابري ارزش آنها نيست.

۵- قابليت تشخيص: پولي مي بايستي به آساني شناخته شده و قابل قبول باشد (مقبوليت عام داشته باشد) اگر پول اين خاصيت را نداشته باشد در آن صورت افراد در تعيين اينكه آنها با پول سروكار دارند و يا با يك دارايي كم ارزش تر با مشكل مواجه خواهند شد.
در زمانهاي گذشته جوامع اغلب يك فلز گرانبها يا سكه را به عنوان پول انتخاب مي كردند. براي مثال، ثابت شده است كه طلا و نقره دو فلزي هستند كه پنج خاصيت بادوام بودن، قابل حمل بودن، قابليت تقسيم پذيري، متحد الكشل بودن و قابليت تشخيص را دارا مي باشند. به همين دليل است كه نسبت به كالاهاي ديگر، بيشتر به عنوان پول انتخاب گرديده اند.

دولتها اغلب گامهايي را براي تمرين وزن سكه هاي نقره اي و طلا برداشته اند و براي اين خدمت نيز در آمدي را كسب كرده اند. اصولاً مبلغي كه دولتها بابت تبديل طلاي غيرمسكوك به مسكوك و يا سودي كه از محل نشانه گذاري سكه هاي فرعي به قيمتي بالاتر از ارزش محتويات فلزي كسب مي كنند «حق الضرب» ناميده مي‎شود.
امروزه در ملل مدرن پول شامل سكه، اسكناس و حسابهاي جاري است كه همه اينها نيز خواص مذكوردر فوق را دارا مي باشند.
پول به عنوان يك دارايي

پول مي‎تواند به عنوان يك دارايي يا چيزي كه داراي ارزش است تلقي شود. در چنين شرايطي پول بخشي از ثروت مردم (داراييها منهاي بدهيها) تلقي مي‎شود. دارايي به شكل پول تنها يك خصوصيت داردو آن اين است كه مي‎تواند به طور مستقيم براي خريد و مبادله ديگر داراييها كالاها و يا خدمات مورد استفاده قرار گيرد. اگر چه پول تنها شكل ثروت نيست كه براي مبادله كالاها و خدمات مورد استفاده قرار مي‎گيرد اما عمومي ترين چيزي است كه براي اين منظور پذيرفته شده است. اين خصوصيت پول تحت عنان نقدينگي (ميعان) ناميده ميشود. اصولاً يك دارايي وقتي نقد است كه بتواند به آساني و بدون هزينه هاي بالاي تبديل براي مبادله كالاها و خدمات مورد استفاده قرار

گرفته و احتمالا هزينه ناشي از زيان سرمايه اي آن حدقل باشد. اصولاً پول از جمله نقدترين داراييها مي‎باشد. براي مثال در مقايسه با سهام و اوراق قرضه، پول از نقدينگي بيشتري برخوردار است، زيرا براي فروش اوراق سهام و يا وراق قرضه مي بايستي شخصي را براي خريد آنها پيدا نمود. گذشته از اين اين كار اولا مي بايستي در ساعات اداري فعاليت صورت گيرد، ثانيا بين مبلغي كه قبلا براي خريد سهام پرداخت شده و مبلغي كه از فروش اوراق سهام به دست مي آيد، تفاوتي وجود دارد. در حالي كه در

مورد پول چنين مسائلي وجود ندارد زيرا پول به آيساني به داراييهاي ديگر تبديل شده و هميشه ارزش اسمي يكساني دارد. به همين دليل است كه اغلب افراد بخشي از ثروت خويش را به شكل نقدترين داراييها يعني پول نگهداري مي نمايند.
اهميت مطالعه پول

پول و فعاليتهاي اقتصادي: روشهاي زيادي براي تجزيه و تحليل كل فعاليتهاي اقتصادي وجود دارد يكي از رايجترين معيارها براي اين منظور توليد ناخالص ملي مي باشد كه به صورت ارزش ريالي همه كالاها و خدمات نهايي توليد شده در يك سال و در يك اقتصاد تعريف مي‎شود. به نمودار شماره (۱-۱) كه در آن رابطه بين حجم پول و توليد ناخالص ملي اسمي نشان داده شده است توجه نماييد.

GNP اسمي به ارزش ريالي توليد ناخالص ملي كه برحسب قيمت هر سال بيان مي شود مربوط مي گردد اين نمودار رابطه تقريبا مستقيم بين رشد عرضه پول (در مباحث آينده بحث خواهد شد) و توليد ناخالص ملي اسمي را آشكار مي سازد. بعضي از اقتصاد دانان اعتقاد دارند كه پول يكي از تعيين كننده هاي مهم سطح فعاليت اقتصادي مي باشد، اما بعضي ديگر با اين عقيده مخالفند. حال اينكه آيا تغييرات در عرضه پول بر GNP واقعي و توليد اثر مي گذارد يا خير، موضوعي است كه در فصول آينده به آن خواهيم پرداخت.

پول و قيمتها: يكي ديگر از متغيرهاي كليدي اقتصاد، سطح قيمتها و چگونگي تغييرات آن است. تورم كه به عنوان افزايش مداوم و پيوسته در ميانگين وزني همه قيمتها تعريف شده به علل مختلفي مربوط مي‎باشد. يكي از تئوريها (در مباحث آينده در بحث مي گردد) تورم را به تغييرات در مقدار پول در گردش نسبت مي‎دهد. در هر حال اگر به نمودار شماره (۱-۲) كه در آن حجم پول و شاخص قيمت عمده فورشي را يكجا رسم كرده است توجه شود ملاحظه مي‎گردد كه يك رابطه تقريبا مستقيمي بين حجم پول و شاخص قيمتها وجود دارد.

خلاصه و نتيجه گيري
در اين فصل ابتدا نخستين شكل مبادله يعني سيستم مبادلات پاياپاي مورد بررسي قرارگرفت. ملاحظه گرديد درمبادلات پاياپاي يا تهاتري كه بطور مستقيم كالاها و خدمات با يكديگر مبادله مي‎شوند مشكلاتي همچون نبودن يك معيار سنجش و قيمت گزاري نبودن وسيله ذخيره ارزش تمايل همزمان طرفين به مبادله و بالاخره عدم امكان مبادلات نسيه و يا پرداختهاي آتي وجود دارد.

با تلاش هوشيارانه مردم جوامع مختلف و به لحاظ مشكلات فوق الذكر يكي از بزرگترين ابداعات بشر يعني پول به وجود آمد و از آن پس در مبادلات به عنوان واسطه مبادله مورد استفاده قرا ر گرفت. با استفاده از پول در مبادلات و خواص آن مشكلات مبادلات پاياپاي از بين رفت. سپس در بحث اينكه چه چيزهايي مي‎تواند به عنوان پول، واسطه مبادله قرار گيرد، بخشي را به عنوان خواص مطلوب پول در نظر گرفتيم. مشاهده گرديد چيزهايي كه از خواص قابل حمل بودن، با دوام بودن، قابليت تقسيم پذيري، متحد الشكل بودن و قابليت تشخيص برخوردار باشند، براي پول بودن مناسب مي باشند.

و بالاخره در پايان اين فصل دلايلي كه مطالعه پول را توجيه مي نمايد، مورد تجزيه و تحليل وبرررسي قرار گرفت. در اين بخش ارتباط بين پول و فعاليتهاي اقتصادي و پول و سطح قيمتها بررسي گرديد و مشاهده شد يك رابطه مستقيم بين حجم پول، سطح قيمتها و توليد ناخالص ملي اسمي در طول سالهاي گذشته وجود داشته است.