پول و ارز

نظام پول کالا
با عنایت به مشکلات اشاره شده و گسترش نظام تجاری کم کم نظامی کاراتر جایگزین نظام تجاری مستقیم شد که به آن نظام پایاپای غیر مستقیم یا بعبارتی (Indiect barter) یا نضام پول و کالا نامیده می شود .

در نظام پایاپای غیرمستقیم فرو شندگان کالا کالی خویش را مستقیماً با کالا یا کالا هائی که به آن نیاز دارد معاوضه نمی کند. بلکه کالا ، یا کالاهای مازاد بر مصرف

خانوارشان را می فروشند ودر عوض کالائی می خرند که در باور دارند (نیاز دارند) که این کالا مورئد نیاز خوانواده دیگر خواهد بود که آن خانوارها کالا یا کالاهای مورد درخواست آنها را برای فروش دارند .

مثال: آقای الف کره برای فروش دارد و کره را به آقای ب می فروشد و در عوض تنباکو می گیرد. هر چند آقای الف به تنباکو نیازی ندارد (نیاز آقای الف کفش است) بنابرین تنباکو را به آقای ج که تنباکو نیاز دارد میدهد و از او کفش می گیرد . مشاهده می شود که تنباکو به عنوان کاتالیزور (واسطه) عمل می نماید و موجب تسهیل و تسریع امر تجارت میشود .
در این نظام نقش تنباکو مانند نقش پول است و شکا اولیه پول را دارا می باشد . در نظام مبادله پول کالائی که نسیت به نظام مبادله پایاپای مستقیم پیشرفته

تر می باشد. در هر جامعه کالائی وسیله مبادله یا بهتر بگوییم کالائی واسطه مبادله و داد و ستد قرار می گیرد . به این کالای واسطه که عامه پذیر باشد پول کسیاری نقش پول کالا را بازی می کردند مانند چهارپایان- غلات- روغن زیتون-شراب- کنیز-نمک-ط

لا-آهن-نقره-نیکل-و….. در مقایسه بعضی از کالاها قابل تقسیم بودند و حتی بعضی از کالاها مانند چهارپایان زاد و ولد می کردند. وخلاصه آنکه دارای مزایا و معایبی بودند که در میان آنها طلا و نقره به سبب خواص شیمیایی و فیزیکی (زنگ نمی زد و قابل تقسیم بود ) مهمترین نقش را در امر پول کالا ها دارا میباشد. بطور خلاصه کالایی که نقش پول را به عهده داشت دارای دو خصیصه عمده ذیل بوده است :
عامه پذیر بود. مردم پول کالارا بهخاطر ارزش ذاتی و اصلی آن میپذیرفتند نه پول بودن آن.
یعنی اینکه روغن زیتون را به خاطرارزش آن قبول داشتند نه بخاطر اینکه روغن زیتون نقش پول را ایفا می نماید.
سیستم های پول فلزی :
همان طوری که بیان شد در عصر پول کالائی ، به تدریجنقش پول

به فلزات واگذارشد. بین فلزات طلا و نقره به دلیل کمیابی و دارا بودن ویژگی های فیزیکی و عامه پذیر بودن و قابل قبول بودن در مبادلات بین همه کشورها در مقایسه با سایر فلزات نقش پول کالایی را بهتر انجام داده است.
لیدی ها اولینملتی بودند که در قرن هفتم قبل از میلاد سکه ضرب کردند و از مسکوک طلا و نقره برای مبادلات استفاده میکردند .
در ایران برای اولین بار داریوش اقدام به ضرب سکه های طلا و نقره نمودکه در آن زمان سکه های طلا را دری ، و سکه های نقره را شکل می نامیدند و را بطه بین

دری و شکل ۱ به ۵/۱۳ بوده است .
نقش پول داخلی این دو فلز تاسال ۱۹۳۳ تداوم یافت و به نقش پولی و بین المللی در سال ۱۹۷۱ میلادی خاتمه یافت.
به طور کلی کشور ها را می توان از نظر نظام پولی طلا و نقره به صورت های ذیل طبقه بندی کرد :
کشور های دارای سیستم پولی دو فلزی پایه طلا و نقره(standard Gold &silver)
کشور های دارا ی سیستم پولی تک فلزی پایه طلا (Gold standard)
کشور های دارای سیستم پولی تک فلزی پایه نقره(silver standard)
در سیستم های پولی پایه فلزی ، واحد پول کشور بر مبنای مقداری معین طلا یا نقره با عیار مشخص تعریف می شود . به این مقدار معین با عیار مشخص که علامت رسمی کشور روی آن منقوش و حک میشود سکه گفته می شود.
سیستم پولی دو فلزی طلا و نقره :
این سیستم به دو صورت وجود داشته است . یکی به شکل سکه های طلاو نقره بدون آنکه رابطه قانونی تبدیل بین آنها موجود باشد. و بعنوان و به عنوان پول اصلی در جریان بود.
شکل دوم بین سکه های طلا و نقره یک رابطه تبدیل قانونی (Bimentalism) حاکم بوده است.
در این صورت ضرابخانه ها با دریافت شمش طلا و نقره نسبت به ضرب سکه طبق نظر سفارش دهنده اقدام نموده ، امّا به واسطه تقلبات و مشکلات تبدیل

، دولتها در امر ضرب سکه دخالت و نسبت به استاندارد کردن مسکوک اقدام کردندتا امر تجارت و معاملات با سهولت بیشتری انجام پذیرد.
با توجه به نوسانات قیمت و تغییر عیار مسکوک در معاملا

ت مدت دار اشکالاتی بوجود امده که باعث بوجود امدن دو اصطلاح پول حساب و پول پرداخت شده است .
پول حساب پولی بود که در زمان انجام معامله ملاک محاسبه قرار می گرفت.
پول پرداخت پولی بود که در زمان تسویه بدان عمل می شد.
در شکل دوم یعنی پول پرداخت سیستم پولی خزانه داری یک رابطه تبدیل بین سکّه طلا و سکّه نقره تعریف و اعلام کرده بود وطبق رابطه مذکور ملزم و متعهد بود که نسبت به تبدیل مسکوک اقدام نماید.
از مشکلات این سیستم:
بوجود امدن بازار سیاه بوده است به دلیل اینکه همیشه ارزش نسبی طلا و نقره در بازار تغییرکرده و با نسبتی که برای تبدیل در نظر گرفته می شد در تغایر بود.
قیمت سکه طلا در بازار از ۱۵ سکّه بیشتر بوده (بر اساس عرضه و تقاضا) که این خود باعث میشد که قیمت نقره در ضرابخانه از قیمت بازاری نقره بیشتر تعیین شده بود بدین ترتیب مردم در بازار طلا داده و نقره گرفته و به ضرابخانه میدادند تا در عوض طلا بگیرند و نتیجه این داد وستد این شد که سکه نقره بجای سکّه طلا به جریان افتاد.
(بنابراین همیشه رابطه قانونی و رابطه تجاری اختلافی به نفع نقره یا طلا رخ می داده که به عیب معروف این سیستم پولی منجر می شده است)
عیب این سیستم پولی پایه به سیستم گرشام معروف شد، که

طبق این قانون پوا بد پوا خوب را از جریان خارج می سازد.
پول بد پولی است که ضرابخانه قیمت ان را بیشتر قیمت ان در بازار تعیین کرده باشد.(این سیستم پولی یک قرن سیستم پولی امریکا بوده است)
سیستم پولی تک فلزی پایه طلا یا پایه نقره :
سیستمی است که در ان فقط سکه طلا رایج و ارزش قانونی

دارد و پول اصلی و پایه محسوب می گردد.
در این سیستم برای مبادلات جزئی از مسکوک مس –نیکل-سایر آلیاژ استفاده میشد.ایران، چین و هندوستان دارای سیستم پولی تک فلزی نقره و انگلستان دارای سیستم پولی تک فلزی طلا بوده است.
نظام پولی اعتباری:
در اواسط قرن ۱۷ میلادی در اروپا این نظام متداول شد .
پل ساموئلسون(۱۹۱۵)اقتصاد دان آمریکائی عقیده داشت استفاده از پول کاغذی به عنوان وسیله مبادله متضمن تسهیلاتی است .پول کاغذی را باسهولت بیشتری میتوتن حمل و نقل کرد .با چاپ کردن چند صفر زیاد تر یا کمتر ارزش اسکناس را می توان تغییر داد . بااستفاده از اعشار به راحتی قابل تقسیم میباشد . همچنین از تقلب و تنزل در امان داشت. هر شخص هم به میل خود نمی تواند پول کاغذی را با هر مقادیری که میخواهد چاپ نماید .
خلاصه آن که این نظام پولی ، پول برای اینکه ،پول است، نه برای اینکه کالاست مورد تقاضا می باشد . به عبارتی دیگر اسکناس نه بخاطر خود بلکه به واسطه ی آن می توان

ک

الا یا خدمات را خریداری نمود پذیرفته می شود.
پس از زمانی که بانک ناشر اسکناس تعهدی در قبال دارنده اسکناس برای تعویض آن با طلا یا نقرهیا ارز پشتوانه ، نداشت، نظام پول اعتباری جایگزین نظام پول کالا شده است به بیان دیگر تازمانی که اسکناس قابل تبدیل به پشتوانه باشد، نظلم پول کالا حاکم است.
البته بعداً برای تسهیل در امر تجارت چک وانواع کارتهای اعتباری الکترونیکی جایگزین و حتی انقلابی در شکل فیزیکی پول بوجود آورده است.
در نظام پول اعتباری اسکناس ورقه قرضه ای است بدون تاریخ و بدون بهره است لذا در ترازنامه بانک ناشر اسکناس در ستون بدهی درج می گردد.

تحولات نظام پولی ایران کار تحقیقی
سئوالات فصل اول
۱-علت مبادله و معامله چیست؟
۲-چگونگی معمله و مبادله قبل از پیدایش پول را بنویسید ؟
۳-چرا ریشه کلمه چول در زمانهای مختلفبه چهار پایان مربوط میشود ؟
۴-اشکالات نظام پایاپای چه بوده و نتیجه آن اششکالات چیست؟
۵- اقسام پول کالا را که در جوامع مختلف به کار می رفت را بنویسید؟

۶- پول کالا را تعریف کنید ؟
۷- معایب پول کالا را بنویسید ؟
۸- دو خصیصه عمده کالاهائی که نقش پول را به عهده داشتند را بنویسید ؟
۹- چه کالائی بهتر توانست نقش پول را از میان بقیه کالاها انجام دهد ؟
۱۰- دری و شِکِل چیست و چه رابطه ای باهم داشتند؟
۱۱- تقسیمات کشور ها از نظر نظام پولی را بنویسید؟
۱۲- سکه را تعریف کنید؟

۱۳- اقسام سیستم پولی دو فلزی را بیان کنید ؟
۱۴- شکل مبادله در نظام پایاپای و پول کالا چگونه است ؟

تعریف پول
پول چیست؟ واژه پول برای اقتصاددانان دقیق و معلوم نیست. از این رو سعی می شود پول را بر اساس وظیفه ای که انجام میدهد تعریف نمود.
جان هیکس(اقتصاددان انگلیسی) مینویسد ، پول چیزی است که وظایف پول را راانجام میدهد.
امروزه میدانیم اسکناس ،چک، سکه،از نقطه نظر پرداخت تفاوتهایی با هم دارند.معاملات کلان دیگر با اسکناس مشکل و حتی ممکن نیست لذا باید بدانیم هر شی که توا

ن انجام وظایف پول را داشته باشد پول بشمار می آید.
جان مینارد کینز برای پول سه (۳) وظیفه در نظر گرفت و عقیده داشت هر چیزی که بتواند این سه وظیفه را انجام دهد ، پول نامیده می شود.
وسیله مبادله
وسیله اندازه گیری ارزش های اقتصادی
وسیله پس انداز ارزش های اقتصادی
ژان مارشال میگوید:
پول وسیله مبادله

پس اندازهای ارزش های اقتصادی است
پل ساموئلسون می نویسد:
در مورد پول اضافه میکند که پول غیر از دو وظیفه اساسی مورد اشاره دارای دو وظیفه دیگر نیز است
پول وسیله مبادله
معیار واحد ارزش و محاسبه ارزش های اقتصادی است
وسیله ذخیره ارزش های اقتصادی
وسیله پرداخت های آتی
(بطور خلاصه تعریف پول از وظایفی که پول انجام می دهد تبعیت می کند)
وظایف پول
الف)پول معیار واحد ارزش و محاسبه ارزش (یا وسیله سنجش ارزش یا واحد شمارش) standard of value lontic of accounting
یکی از اساسی ترین وظایف پول معیار و واحد

اندازه گیری ارزش های اقتصادی می باشد.
برای فهم بهتر مطلب نقش پول در سیستم مبادله پایاپای را در نظر گرفته ایم.پول با دارا بودن این نقش داد و ستد(نقش محاسباتی) و امر مبادله را ساده کرده است .نقش پول موجب می گردد که کالا ها و خدمات را بتوان با یکدیگر مقایسه نمود
در هر اقتصادی هر کالایی را با یک واحدی به راحتی می توان اندازه گیری نمود . مثلاً غلات را به تن و سیگار را به نخ ،نفت را به بشکه و بر همین

اساس تولیدات مقیاس ناهمگن دارند ، نمی توان با هم جمع کرد مثلاً نمی توان غلات را با تولیدات نفت باهم جمع کرد. امّا پول این کار را براحتی انجام می دهد.
پول سبب می شود اقلام مختلف را ارزیابی و با یکدیگر مقایسه نمود.
ارزش یک تن غلات و یک بشکه نفت را مشخص نمود(براساس قیمت آنها )
به طور خلاصه پول مقیاسی است که به اشخاص امکان میدهد قیمت های نسبی کالا ها و خدمات مختلف رابا یکدیگر مقایسه نمود و نتیجه گیری نماید کدام کالا گران تر است.
ب) پول وسیله مبادله:
بعد از مشخص شدن ارزش کالا و خدمات به وسیله پول ، امر مبادله به سهولت انجام میگیرد. در این حالت خریداران و فرو شندگان حاضرند تا داد و ستد را با پول معاوضه نمایند.بنابراین پول عامّه پذیراست . یعنی اینکه تمامی افراد حاضر کالا و خدماتشان را با پول معاوضه نمایند و به این امر هم آگاه می باشند که هر زمانی که بخاهند می توانند پولی که به دست آورده اند با کالا و خدمات مورد نیازشان معاوضه کنند .
حامل آن به عنوان واسطه انجام معاملات و مبادلات تخصصی شدن اقتصاد است و با تخصصی شدن اقتصاد کارائی اقتصاد افزایش می یابد.
بطور خلاصه وجود پول انجام مبادله را به مراتب ساده ، سریعتر، کم هزینهتز از زمانی که پول نباشد می نمایدو به عبارتی چون باعث مبدله می شود ، کارائی اقتصاد هم بالا می رود.
ج)پول وسیله پس اداز ارزش های اقتصادی :
یعنی اینکه مثلاً کشاورز بافروش محصولات خود پولی بدست می آورد بتواند محصولات مورد نظر را معادل ارزش محصولش قدرت خرید را در اختیار داشته باشد . به عبارتی دیگر کشاورز بتواند معدل ارزش فروش محصول ، کالاها یا خدمات مورد نیازش را خریداری نماید.
د)پول وسیله پرداخت آتی :
یعنی اینکه از پول به عنوان وسیله پرداخت و محاسبه در انعقاد واحد های قراردادهای مدّت دار استفاده می شود .
ه) پول وسیله اجرای سیاست های اقتصادی :

چهار وظیفه قبلی نقش پول از دیدگاه اقتصاد کلان بوده است ، ولی این نقش وظیفه کلان اقتصادی را نشان می هد . در نظام پولی اعتباری نقش اصلی و ذاتی پول مشخص می شود . از این نظر اهرم فرماندهی و یکی از ابزار های اصلی و اساسی اجرای سیاست های اقتصادی دولت است برای درک بهتر این نقش لازم، حجم پول در گردش را شناخت.
ارزش پول

پشتوانه پول:
پول کاغذی مشکلاتی که طلا و نقره در امر تجارت و داد و ستد داشت بر طرف نمود مشکلاتی از قبیل :
– سنگینی وزن مسکوک
– سائیدگی مسکوک
– تقلبات در عیار مسکوک
– مشکلات حمل و نقل
– خطرات دستبرد و سرقت مسکوک
پوا کاغذی که نماینده مقدار معینی طلا با عیار مشخص بوده است در واقع در ابتدا نماینده و رسیدی بود که بانک ناشر اسکناس به عنوان امانت دار مسکوک طلا در اختیار صاحب مسکوک می گذاشت ، یعنی هر موقع صاحب اسکناس اراده می کرد بانک می بایستی بلافاصله مسکوک را با اسکناس معاوضه نماید. بدین ترتیب در آن ایام که اسکناس به عنوان رسید تلقی می شد و صحبت از پشتوانه مطرح نبود امّا در اوایل قرن ۱۹ به واسطه جنگ های ناپلئونی و مسائل بقا و نابودی امپراطوری بریتانیا مطرح شد ، دولت بریتانیا مجبور شد برای تامین مخارج سنگین جنگ مقادیر زیادی اسکناس چاپ کند.
چاپ اسکناس باعث کاهش ارزش اسکناس شد که به زبان امروزی اقتصاد بریتانیا با تورم و کاهش ارزش مواجه شد. طوری شد که مسئله به پارلمان بریتانیا ک

شانده شد و به دنبال آن اقتصاددانان دو نظریه را مطرح نمودند :
۱- اصل پولی ۲- اصل بانکی
اصل پولی :
از طرفداران دیودید ریکاردو (۱۷۷۳-۱۸۲۳) انگلیسی
بانک ناشر اسکناس باید صد در صد ارزش اسکناس منتشره ، طلا داشته باشد تا بتواند از حفظ ارز پول پشتیبانی کند به عبارت دیگر :

اصل پولی : ارزش پول بستگی به حفظ صد در صد پشتوانه طلا دارد .
بنابراین بانک ناشر اسکناس حق ندارد بیشتر از موجودی طلا خود اسکناس منتشر نماید حتی اگر شرایط اقتصادی نیاز به پول بیشتری داشته باشد .
اصل بانکی :
از طرفداران جان استوارت میل قرن ۱۹ (۱۸۰۶-۱۸۷۳) انگلیسی
اصل بانکی می گوید حجم اسکناسدر گردش باید متناسب با نیاز اقتصاد جامعه باشد و هرگاه اقتصاد جامعه اسکناس بیشتری نیاز داشته باشد ، بانک ناشر اسکناس باید اقدام به نشر اسکناس نماید .
عملاً در نیمه دوم قرن ۱۹ تلفیقی از اصل پولی و اصل بانکی موضوع مشکلات را حل و فصل نمود بدین نحو که بانک ناشر اسکناس مطابق قانون باید در صدی از ارزش اسکناس منتشره را به صورت موجودی طلا داشته باشد که به مفهوم پورسانتاژ می باشد.
اندازه گیری تغییرات ارزش پول :
گفتیم که در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ چاپ اسکناس (پول کاغذی ) به این صورت مطرح شد که با پشتوانه طلا باشد یا این که نیاز به پشتوانه طلا نمی باشد به عبارت دیگر ارزش پول در طول زمان بستگی به پشتوانه طلا دارد یا مسئله دیگری نیاز دارد .
گفتيم پس از جنگ جهاني دوم اسكناس بدون پشتوانه طلا چاپ مي شد و اقتصاد دانان عقيده داشتند پول بدون پشتوانه فلزي (Fiat money) پول ا

عتباري واقعي مي باشد چونكه پول كاغذي مي تواند بدون پشتوانه كليه وظايف پول را انجام دهد. و ابزار سياست اقتصادي دولت نيز مي باشد.
پس ارزش پول بستگي به حفظ پشتوانه فلزي طلا ندارد بلكه مسئله مديريت و اداره پول مطرح است كه به آن پول اداره شده (Manged money) كه مراحل پيشرفت و تكامل را طي نموده است صحبت مي شود.

قبلاً ديديم كه يكي از وظايف اساسي و اصلي پول اندازه گيري ارزش اقتصادي است. پس اين سؤال مطرح است كه ارزش خود پول چگونه اندازه گيري مي شود. يا ارزش پول چيست؟
پول داراي دو ارزش مي باشد: يكي ارزش داخلي و ديگري ارزش خارجي.
ارزش داخلي: عبارت از قدرت خريد پول يعني ارزش پول و قدرت خريد كلمات مترادفي هستند.
قدرت خريد پول: يعني قدرت پول براي خريد كالا و خدمات اقتصادي. بنابراين چنانچه بتوان با يك واحد پول در طي مدّت مديدي مقدار معيني كالا و خدمات اقتصادي خريداري نمايد مي گويند پول ارزش خود را حفظ نموده است.
امروزه مي دانيم قيمت ، يعني عرض پولي كالا و خدمات اقتصادي.
نتيجه:
ارزش واحد پول و سطح عمومي قيمتها نسبت عكس دارد و افزايش سطح عمومي قيمت كالا و خدمات اقتصادي بين كاهش ارزش واحد پول مي باشد پس ارزش واحد پول و سطح عمومي قيمت ها در جهت عكس مسير حركت مي نمايند.
در مجموع مي خواهيم از تغييرات ارزش واحد پول اطلاع داشته باشيم بايد در طول زمان از سطح عمومي قيمت ها اطلاع كامل داشته و مطالعه كنيم. در اقتصاد ديديم كه سطح عمومي قيمتها با شاخص قيمت ها قابل اندازه گيري مي باشد. به عبارت ديگر به كمك شاخص قيمتهاي هر كشور تغييرات ارزش واحد پول آن كشور را اندازه گيري مي نماييم در حال حاضر پولي كه ارزش آن براي مدّت مديدي تقريباً ثابت باقي مانده باشد پول م

عتبر (Sound money) يا پول خوب خوانده مي شود.
پس اگر ارزش پولي در طول زمان ثابت باشد مشخصه و مميزه پول معتبر است و پولي كه داراي ثبات ارزش نباشد و ارزش آن مرتب در جهت كاهش تغيير كند به پول قلّابي (unsound mane) موسوم است.

عرضه و تقاضاي پول – تورّم
نظريه مقداري پول: ديويد ريكاردو (۱۸۲۳ – ۱۷۷۲م) براي اولين بار رابطه مستقيم بين مقدار پول در گردش و سطح قيمتها در سال ۱۸۱۰م را بيان كرد. اين اقتصاددان انگليسي عقيده داشت در طول دوران جنگ ناپلئوني سطح قيمتها تابع مستقيم مقدار پول در گردش در جامعه است. به عبارتي ديگر يعني با عرضه بيشتر پول ارزش پول كمتر مي شود ارزش پول معكوس مقدار پول در گردش است.به نظر اين دانشمند بين مقدار پول در گردش(حجم پول درگردش
و سطح قيمتها(ميانگين قيمتها) رابطه مستقيم وجود دارد.
M = P . T

در رابطه فوق حجم مبادلات و معاملات (حجم كالا و خدمات) ثابت فرض مي شود لذا P به دنبال حجم M در همان جهت تغيير مي كند. از فرمول فوق اگر بخواهيم سطح قيمتها يا ميانگين قيمتها را به دست آوريم يعني اگر مقدار M (صورت كسر) حجم پول در گردش بزرگتر يا بيشتر شود و مخرج كسر T ثابت باشد مقدار سطح قيمتها (P) افزايش پيدا خواهد كرد.
جان استوارت ميل (۱۸۷۳ – ۱۸۰۶م) با وارد كردن سرعت گردش پول در جامعه V رابطه فوق را كامل تر نمود و در بعضي از كتابها نظريه فوق را به فيشر ربط دادند.
استوارت ميل براي بدست آوردن سطح عمومي قيمتها چه عواملي را دخالت داده.
استوارت ميل در اين رابطه حجم پول حقيقي و سرعت گردش پول و حجم توليدات در تعيين سطح عمومي قيمتها دخالت دارند. شرح فوق (فرمول) خلاصه اي از نظريه پول مي باشد. اين نظريه تا دوراني كه كينز كتاب نظريه عمومي اين فرمول منشأ تشخيص تورّم نيز بوده است. يعني هرچه سطح عمومي قيمتها افزايش يابد تورّم نيز بوجود آمده. از مشخصه فرمول
نظريه مقداري پول يك ابزار مهم تجزيه و تحليل اقتصادي كلاني بوده. در اين نظريه طرف چپ رابطه مبادله (عرضه پول MV) مستقل از طرف راست مبادله (تقاضاي P.T) است.
يعني عواملي عرضه پول را تعيين مي كند از عواملي كه تقاضاي آن را مشخص مي كنند مستقل مي باشد.
در سيستم پايه فلزي عرضه پول چگونه بدست مي آمد؟
مثلاً در سيستم پول پايه فلزي طلا ، عرضه پول توسط استخراج طلا از معادن يا غارت ساير كشورها تعيين خواهد شد. هرچند قيمتهاي زياد براي طلا باعث تشويق و استخراج ببيشتر طلا بشود اما مقدار عرضه پول توسط سطح درآمد ملّي تعيين نخواهد شد.
اين نظريه پول به عنوان وسيله مبادله توجه شد ولي نقش پول به عنوان پس انداز در ريشه هاي اقتصادي مورد توجه قرار نگرفته است.
كينز فرمول مارشال را به صورت N=P(K+KR) اعلام كرد. هرچند كينز اين نظريه را رد كرد فرمول فيشر و مارشال چون مربوط به يك دوره زماني خاص مي باشد و به فرمول كينز كه مربوط به يك لحظه زمان است ريزي دارد.
N= اسكناس منتشره

ست
K= بهاي نقداً
K= بهاي توسط چك
R= نسبت موجوي صندوق بانك به سپرده اشخاص.
اما دولت مي تواند با تغيير N و R موجب تغيير P گردد.
نتيجه كلي:
در رابطه با نظريه مقداري پول همانطوريكه ديديم فرمولهاي زيادي ارائه شده است ولي وجود اشتراك كليه فرمولها اين است.
ارزش پول به عكس مقدار آن بستگي دارد.
و تغييرات حجم پول تأثيري بر متغيرهاي واقعي اقتصار مانند توليد ملّي و اشتغال نداشته و فقط موجب تغيير متغيرهاي پولي مانند مزد پولي (نه فرد واقعي) و قيمتها خواهد شد.
يعني پول فقط وسيله مبادله و اندازه گيري ارزش عمر اقتصادي است. به قول بيگت پول فقط حسابي است كه در زير آن نيروهاي اساسي تر اقتصادي بر اساس اصول از اين عرضه و تقاضا به فعاليت مشغولند.
نظريه پولي كامبريج يا تراز نقدينگي
اولين شق نظريه مقداري پول فرمول فيشر MG=PT بود.
دومين شق فرمول براي نظريه مقداري پول به معادل

ه كمبريج مشهور است كه شكل غالب آن به صورت ذيل است:
M = K P G
در نظريه مذكور M , P , G تغيير نكرده فقط بايد K بين را به K ي مارشال معروف است و K مارشال عكس V فيشر
سئوال: پس تفاوت رابطه مبادله فيشر و كامبريج در چيست؟
يا به عبارتي اقتصاددانان مكتب كامبريج مي خواهند پاسخ سؤال اينكه چرا مردم پول نگه مي دارند و يا مهمترين عوامل تعيين كننده تقاضا براي پول كدامند پاسخ مردم براي پاسخگويي به نيازهاي روزمره خود بايد همراه بخشي از درآمد خود را به صورت پول نقد نگهداري نمايند.
حال كل افراد جامعه را در نظر بگيريم در طول سال بايد مقدار موجودي پول براي انجام معاملات (رفع نيازها) خويش داشته باشند به موجودي پول K و مارشال گفته مي شود.
تقاضاي پول: تقاضاي پول به صورت موجودي پول است نه جريان پول و آن عبارت است از:
اينكه اشخاص حاضرند چه بخشي از درآمد و ثروت خويش را به صورت پول و نه ساير اشكالي دارايي مانند اداراتي قرضه به سهام ساختمان و ملك و غيره نگهداري نمايند.
در معادله فيشر تقاضاي پول به وضوح مشخص نيست.
در معادله كامبريج تقاضاي پول در شكل K بهتر و مشخصتر است.
عدم توجه به نرخ بهره
خانم جان رابينسون ايرادي كه بر فرمول گرفت گفت هيچ اشاره به نرخ بهره نشده است بنابراين نمي تواند تئوري به حساب آيد.

تورم به صورتهاي مختلف تعريف شده است.
برخي تورم به علت وقوع تورم برخي ديگر به آثار و برخي ديگر به سرعت افزايش قيمتها توجه نموده اند. به طور خلاصه تورم عبارت است از پديده تداوم در افزايش قيمتها لذا به نظر تئورسين ها نظريه مقداري پولي افزايش مداوم عرضه براي علت اصلي و اساس

ي تورم خواهد بود.
خانم جان رابينسون تورم عبارت است از افزايش نامنظم و افسار گسيخته قيمتها
تشخيص منشأ تورم بر اساس وقايعي كه قبل از جنگ جهاني و بعد از جنگ جهاني رخ داد را به دو دسته تقسيم كردند:
نظريات مكتب پولي
نظريات ساختارگرايان
نظريات مكتب پولي: طرفداران اين مكتب تورم را منحصراً پديده اي از افزايش عرضه پول مي گيرند.
نظريات ساختارگرايان: طرفداران اين مكتب اساساً تورم را عدم تعادل هاي اساسي در نظام اقتصادي مي دانند.
كينز – افتاليون – نوگارو
انتقادات از نظريه مقداري پول: چون تغذيه مقداري نتوانست

واقعيتي كه بعد از جنگ جهاني اول رخ داد تغيير يا حل كند
طبق نظريه كلاسيك مقداري پول V در كوتاه مدت ثابت فرض شده است ولي براي زمان طولاني (واقع پولي سالهاي ۲۳ و ۱۹۲۲) آلمان ثابت كرد V ثابت نمي باشد در نتيجه اين گونه واقع افزايش سرعت گردش پول باعث افزايش سطح قيمتها مي گردد.

ب: تابع بودن سطح قيمتها

در نظريه مقداري پول كلاسيك سطح قيمتها پيوسته متغير تابع مي باشد كه به دنبال تغيير M و همسو با N نوسان مي نمايد.
ولي با مطالعات آماري افتاليون در واقع پولي فرانسه ثابت شد به دنبال ارزش فرانك (ارزش پول) تغيير كرد و نه به خاطر افزايش حجم پول در گردش.
به خاطر همين جان رابينسون مي گويد كه اگر سطح قيمتها افزايش يابد به دنبال آن حجم پول در گردش بالا مي رود بنابر هميشه اول حجم پول تغيير نمي كند و بعد قيمتها تغيير كند.
ج: كامل نبودن نقش پول
پول نتوانست يكي از وظايفش را يعني پس انداز ارزشهاي اقتصادي در اين نظريه انجام دهد.
د: معادله ، مبادله صرفاً يك رابطه تساوي است.
تردي تيك در رابطه با تورم مطالعه كرد و متوجه شد منظور اين است طرف چپ M.V عبارت است از مقدار پولي كه برابر خريد كل محصول (P.T) خرج مي شود. در حالي كه P.T كل ارزش همان محصول است. به عبارت ديگر كل مخارج يك اقتصاد مساوي كل درآمد آن خواهد بود ولي در عمل بايد كل مخارج يك اقتصاد مساوي درآمد كل V ارزش كل همان محصول است.
MU=PT
در نظریه مکتب پولی (خلاصه تئوریسین های مکتب پولی به شرح ذیل)در بلند مدت تورم یک پدیده صرف پولی است یعنی رشد بالا و مداوم عرضه پول باعث ایجاد تورم می گردد پس اگر رشدمذبور صفر شود میزان تورم پولی نیز پائین خواهد امد اگر سطح عمومی قیمت با میزان عرضه پول رابطه مستقیم دارندیعنی هر چه قدر عرضه پول افزایش یابد نرخ تورم نیز به همان مقدار افزایش خواهد یافت اگر۱۵% افزایش عرضه پول داشته باشیم در مقابل ۱۵درصد تورم خواهد داشت :
M V = PV
در رابطه بین عرضه پول و سطح قیمت ها عرضه پول یک متغییر مستقل سطح عمومی قیمت ها یک متغییر وابسته است.
یعنی ابتدا عرضه پول تغیر می کند ، سپس سطح

عمومی

قیمت ها واکنش نشان داده و بالا می رود.
عرضه پول یک متغییر کلان بروز او مستقل است ، یعنی عرضه پول تابع فعالیت های اقتصادی و یا سایر متغییر های کلان اقتصادی نمی باشد پس اگر بتوانیم

عرضه پول را کاهش دهیم می توانیم به همان نسبت نرخ تورم را بکاهیم