مقدمه:
نقش پول و تأثیر آن بر متغیرهای اقتصادی و تئوری های اقتصادی جایگاه خاص داشته است و در این راستا قدرت یا ضعف پول در ایفای نقش خود در اقتصاد همواره در جداول اقتصاددانان بوده است.
دیدگاه انتظارات عقلایی که به نوعی برمبنای نظر کلاسیک جدید و خنثی بودن پول را بطور مطلق و یا بعضاً به صورت کوتاه مدت و بلند مدت مکتب پویایی بدان اضافه نماید نیز در دوه دهه اخیر نضج گرفته است. موضوع اصلی این تحقیق آزمون خنثایی پول در ایران بر اساس تئوری انتظارات عقلایی است.
فصل دوم پیشینه کارهای تجربی:

خلاصه و جمع بندی:
لوتاس، سارجنت، و والاس LSW از بنیانگذاران مکتب نئوکلاسیک در دهه ۷۰ تلقی می شوند، معتقدند که تغییرات پیش بینی شده پول تأثیری بر متغیرهای واقعی اقتصادی حتی در کوتاه مدت ندارد. این مکتب موانع عقلایی بودن انتظارات، به معنای بهره گیری و استفاده از تمامی اطلاعات مناسب و در دسترس در شکل دهی انتظارات می باشد لذا خنثایی پول براساس تئوری انتظارات عقلایی پایه و اساس نئوکلاسیک است.

به هر حال هر چند نظریه انتظارات عقلایی در بستر مکتب نئوکلاسیک طرح می گردد ولی منحصر به آن نمی شود، بطوریکه اکنون انتظارات عقلایی لزوماً منتهی به نتایج کلاسیکی نمی شود. لذا بهره برداری از تئور ی انتظارات عقلایی توسط نئوکینزین ها مؤید این مطلب است، هرچند که عدم وجود توهم پولی به هرشکلی یکی از فرائض نئوکلاسیک هاست. در ارزیابی ادبیات اقتصادی ما با دو دید می توان آنها را جمع بندی نمود. دیدگاه اول ارزیابی مدل های کلاسیکی و کینزی که به ترتیت مؤید خنثایی و عدم خنثایی پول هستند. دیدگاه دوم ارزیابی تخمین مدل ها در چارچوب متدهای اقتصادسنجی است.
دیدگاه اول:

لوکاس در ارزیابی خود عقلانی بودن انتظارات را تأئید می نماید و خنشایی پول را آزمون نمی کند.
بارو، خنثایی پول و عدم توهم پولی را رد اقتصاد امریکا مورد تأئید قرار می دهد. لیدرن با توجه به تجربه مدل های نتایج لوکاس و بارو مبنی بر عقلایی بودن انتظارات توأم با خنثایی پو ل را تأئید می نماید. لذا این سه محقق مصداق مباحث نئوکلاسیک را به اثبات می رسانند.

میشکین با الهام از روش لیدرین و بسط آن، د رحقیفت پل ارتباطی میان مباحث کینزی و کلاسیکی را در این راستا به عهده می گیرد. Gochoco نتايج ميشكني را درباره ژاپن تکرار می نماید.
از طرف دیگر اقتصاددانانی چون گوردن، پران، میکین، بلادی، با بازنگری در مدلهای تخمینی در راستای تئوری انتظارات عقلانی نتایج کینز را مورد تأئید قرار می دهد.

گوردن با اضافه نمودن تورم و رشد پول د رمدل تولید، قضیه LSW در برابر نظریه فریدین رد می نماید وخنثایی بلندمدت پول همراه با تعدیل تدریجی قیمت ها در کوتاه مدت را تأئید می کند.
پران با طرح نارسابودن مدل بارو، در تخمین مدل رشد پول، مخارج انتظاری دولت را بجای مخارج دولت وارد مدل نمود و این مدل کینزی را در برابر مدل کلاسیکی بارو تأئید می نماید.

میکینی با طرح تورم در شرایط عدم اطمینان و رابطه مثبت آن با تورم غیرمنتظره و وارد نمودن آن در مدل خنثایی را رد می نماید.
دیدگاه دوم:
یکی از شکلهای آزمون تجربی توسط بارو معرفی می گردد. روشی که عرضه پول مشاهد شده را به دو جزء پیش بینی شده و نشده تجزیه می کند و سپس از اینها بعنوان متغیرهای توضیحی در رگرسیون تولید و بیکاری استفاده می کند. در این تجزیه به دلیل تخمین های ناسازگار از انحراف آماره های آزمون معتبری را اندازه و از نتایج غلط نمی توان اجتناب کرد.

میکین با الهام از لیدرین ر وش تخمینی توام را طراحی می کند.
سیمز و کینگ و تعدادی از محققان اعتبار قضیه LSW را بررسي مي كنند ونتايج اين مدل اگر براساس داده های غیرساکن باشند، قابل اعتماد نیستند.
گروهی دیگر از اقتصاددانان جهت تبدیل داده های غیرساکن، چه ساکن، از معادلات به صورت تفاضلی مرتبه اول بهره می گیرد. میکین، بلادی ، درات و دیگران از این گروه اند.

در کل بیشتر تحقیقات تجربی، نتایجی خلاف قضیه LSW را بدست آورده اند ، بدین معنا که تغییرات سیاست پولی پیش بینی شده مؤثر بر متغیرهای واقعی هستند.

فصل سوم ارزیابی مدل ایران:
مقدمه:
استفاده از تمامی اطلاعات مناسب و در دسترس، در شکل دهی انتظارات و بهره گیری از آن در بروز عکس العمل و سیاستگذاریهای اقتصادی به معنای عقلایی بودن انتظارات است که پایه و اساس مکتب نئوکلاسیک را تشکیل می دهد. در این صورت با اطلاعات کامل دیگر در اقتصاد توهم پولی وجود ندارد و سرایت سریع اطلاعات به تمامی بخش های اقتصادی تصمیمات عقلایی در این بخشها را بدنبال دارد و این خود موجب می شود که پارامترهای اسمی با تعدیلات لامز و هماهنگ ، اولاً تغییرات پارامترهای واقعی را به دنبال نداشته و اصطلاحاً پول خنثی باشد، ثانیاً اقتصاد مبتنی بر شرایط تعادلی و با ثبات می شود.
۱- بررسی مباحث نظری- Unit Root and Contegration tests.

۱-۱ – آزمون های ریشه واحد وهمگرایی
۲-۱- نظری ادواری تجاری Business cycles theory
BC ادوار تجاریReal Business cycles(RBC)

BC : نوسانات در خالص صادرات می تواند مهم باشد هرچند واردات ابتداء به ساکن به دلیل نوسانات در تولید داخلی دچار نوسان می گردد. لیکن نوسانات صادرات ابتدا به دلیل ادواری تجاری و خارجی است.

RBC : فرض می کند که تولید همواره در سطح بالقوه است صورت می پذیرد و نوسانات در تولید بالقوه روی می دهد.
نئوکلاسیکها برخلافRBCها معتقدند که تقاضای کل همیشه کفایت خرید کافی تمام کالاها و خدمات تولیدشده در اقتصاد را دارا می باشد و در غیر اینصورت کاهش دستمزدها و قیمت ها موجبات افزایش تقاضای کل را فراهم می آورد و کفایت قبلی حاصل می شود.
تئوری RBC دوویژگی مهم ادوار تجاری بالفاعل یا رفتار تعدیل کننده ادواری قیمتها و پول را درنظر نمی گیرد.
تئوری RBC و انتظارات عقلایی:

تئوری نئوکلاسیک فرض رفتار عقلایی را بطور جدی مطرح می کند و بیان می دارد که عدم ثبات تقاضای کل یک مشکل جدی، آنچنان که کینزین ها و پولیون ها معتقد نمی باشند. هدف تئوریسین های RBC گسترش تئوری( نوساناتی) است که می تواند توضیح دهنده تنظیم کننده های اصلی ادوار تجاری باشد و این در شرایطی است که ویژگی های فروض نئوکلاسیک مصداق دارند.

۱- تصیمات اقتصادی واقعی، مانند مصرف و سرمایه گذاری برمبنای پارامترهای واقعی و نه اسمی و پولی صورت می پذیرد و لذا توهم پولی وجود ندارد.
۲- رفتار کارگران با اطلاعات در دسترس سازگار است.
۳- کارگران هیچ خطای سیستماتیکی در ارزیابی محیط اطراف نداشته و لذا انتظاراتشان به صورت عقلایی شکل می گیرد.

۲- ارزیابی مدل های قبلی ایران:
۱-۲- مدل جلال نائینی
وی براساس مدل کلاسیکی بارو، و داده های سالانه به ایران طی دوره ۷۰-۱۳۴۰ مدل های تک مبادله ای و دو مبادله ای از رشد حجم نقدینگی و تولید واقعی را مورد تخمین قرار میدهد که نتایج حاصل از این دونوع تخمین مشابه اند. البته درا ین راستا مدل های دیگر نیز مورد تخمین و بررسی قرار داده شده و بطور خلاصه نتایج ذیل حاصل می شود.

۱- رشد حجم پول در میان مدت و درازمدت اثر معناداری بر تولید واقعی ندارد.
۲- رشد حجم پول منجر به استمر ار فشارهای تورمی می گردد.
۲-۲- مدل خنثایی و دانه کار نتایج ذیل بدست می آید:
۱-سیاست هابی پولی در بلندمدت ایران خنثی است.

۲- سیاست های پولی غیرقابل انتظار برخلاف فرضیه انتظارات عقلایی بر متغیرهای حقیقی اقتصاد اثر معکوس دارد.
۳-۲- ارزیابی ونقدی بر این دو مدل:
۱- هر چند خنثایی پول در میان مدت و دراز مدت تأئید می گردد اما شواهد تجربی درمورد عدم خنثایی پول در کوتاه مدت ارائه نمی گردد.
۲- در مدل فوق براساس داده های سالانه هستند و لذا اثرات کوتاه مدتی یا فصلی و کمتراز یکسال امکان بررسی ندارد.
۳- تخمین سیستمی یاغیرخطی دربرآورد مورد استفاده قرار نگرفته اند و لذا سازیکاری پارامترها و کوچکتر بودن واریانس مورد بازنگری قرار نمی گیرند.
۴ – روش خنثایی عمدتاً براساس آمارهای t بطور نسبی( ازنظر آماری و اقتصادسنجی در مدل صورت می پذیرد. از مفاهیمی دیگر چون SSR و يا آزمون مدل برمبنای نسبت درست نمایی(LR ) و تكنيك هاي قوي تر اقتصادسنجی استفاده نمی شود.

۵- انتظارات عقلایی و مصداق آن در مدل های فوق بطور مستقیم مورد آزمون قرار نمی گیرد و براساس مدل بارو که با لحاظ عقلایی بودن مدل خود را تخمین می زند، فوقاً مدلهایا انگارش می شوند و مرد برآورد قرار می گیرند در صورتی که اگر چنانچه مدل براساس فرض عدم عقلایی تخمین بخورد در این صورت طرز نگارش و فرمول مدل و حتی نتایج ماخوذه تغییر می یابد و نیز عقلایی بود مدل قابل آزمون خواهد بود.
۶- مدل جلال نائینی براسا سمدل کلاسیکی بارو مدل خنثایی براساس مدل کینزی مبحث خنثایی پول در ایران را دنبال میکند در شرایطی که هیچیک از مدل ها باثق مقابل خود مقایسه نشده اند، تا در راستای مدل بهینه تر آزمون های مربوطه اعمال گردد.

۳- ارزیابی داده ها و ماهیت نوسانی آن، مورد ایران:
۱-۳- تکنیک فصلی کردن داده ها:
داده های فصلی در این بررسی طی دوره ۱۳۷۰-۱۳۴۹ از متغیرهای در دسترس است.
به جهت فصلی کردن می توان:
وزن تولید هر فصل را تقسیم بر تولید سال نموده و ضربدر ارزش افزوده سالیانه نمائیم وبدین ترتیب سال به سال برای هر ارزش افزوده سالانه ارزش های افزوده فصول را بدست آوریم که حاصل جمع آن دقیقاً معادل سال مربوطه و خطای مدل صفر گردد.( مورد نفت است)
۴- آزمون های مرکب و غیرمرکب مدل های نئوکینزین ها در برابر مدل نئوکلاسیک بارو:
۱-۴- بررسی مدل پولی ایران:

تلویحاً مدل افزودن کینزی در مورد ایران مورد تأئید قرار گرفته است. نتایج باید اینجا فرض عقلایی را بررسی نماید. این بدین معناست که بنگا ه ها و مصرف کننده ها و نیروی کار از ساخت و عملکرد بازار اطلاعاتی کافی و در دسترس ندارند و توانایی بکارگیری اطلاعات را به صورت

مستقل و بدان خطای سیستماتیکی را برمبنای نظریه انتظارات عقلایی در ایران داشته است. بررسی و تأئید مدلهای کینزی در برابر کلاسیکی بر مبنای آزمون های مرکب و غیرمرکب نیز مؤید، مصداق بیشتر فروض کینزی در اقتصاد ایران را نسبت به فروض کلاسیکی( در کوتاه مدت) می باشد. در کل بدلیل عدم وجود اطلاعات کافی و در دسترس و عدم توانایی بکارگیری اطلاعات اقتصادی در تصمیم گیری های اقتصادی انتظارات بصورت عقلانی شکل نمی گیرد و اطلاعات ضعیف نمی تواند پیش بینی بدون خطای سیستماتیکی را به بار آورد. ظهور فروش کینزی در مدل باعث تقویت این فرض است که اقتصاد از تمامی ظرفیت های خود استفاده نکرده و اشتغال ناقصدر اقتصاد حاکم است. و از طرف دیگرخنثایی پول دلالت بر این امر دارد که منحنی عرضه کل نزدیک به عمود است و این در شرایطی است که شرایط اشتغالل کامل برقرار نمی باشد، لذا نمی توان وجود تنگناها در اقتصاد در زمینه افزایش تولید کل را دلیل مهمی بر توجیه نتایج فوق دانست.

لذا نتایج قابل بحث بدین صورت است که:
علاوه بر تأیید مدلهای کنزینی در کوتاه مدت و میان مدت در تبیین رفتار تولید که از یک طرف دال بر صحت فروض کنزینی در اقتصاد ایران است. منجمله عدم اطلاعات کامل و در دسترس، وجود شرایط عدم اطمینان در اقتصاد( با تأیید مدل میکینی در برابر بارو) و لذا وجود اطلاعات ناقص در تصمیم گیری های اقتصادی و شکل گیری انتظارات بصورت غیرعقلائی، در این راستا طرح می گردند.

از طرف دیگر خنثی نبودن پول در کوتاه مدت، ولی خنثایی آن در میان مدت بیانگر این است که دیدگاه ابرخنثایی پول Superneutrality of Money در ایران مصداق ندارد. در کل می توان نتیجه گرفت که سیاستهای پولی که موجبات انتقال تقاضای کل به سمت راست را فراهم می آورد انعکاس بر افزایش قیمتها خواهد داشت و در میان مدت اثر محسوسی بر تولید ندارد و لذا عدم کارائی سیاستهای پولی به دلیل وجود تنگناهای اقتصادی بالاخص در بخش سرمایه به دلیل محدودیتهای ارزی، موجب بروز این تفکر است که در اقتصاد ایران باید از طریق سیاستهای غیرپولی، مثلاً سیاستهای بهینه وارد عمل شد تا بتوان منحنی عرضه کل را به تدریج به سمت راست برد.

۲-۵-۴ آزمونهای خنثایی و عقلائی- مورد بلند مدت
نتیجه کلی که از مقایسه سه مدل کوتاه مدت، میان مدت، و بلندمدت عاید می گردد، این است که در مجموع عقلائی مدل تأیید نمی شود، ولی در کوتاه مدت پول بر تولید واقعی و زیربخشهای اقتصاد کلان تأثیر دارد، ولی در میان مدت، بلندمدت( بعد از یکسال) پول تأثیر خود را بر تولید واقعی از دست داده و خنثی می گردد.

۳-۵-۴ آزمونهای خنثایی و عقلائی مربوط به زیربخشهای کلان اقتصاد:
زیربخشهای کلان: خدمات، صنعت و کشاورزی که در روش تولید با ارزش افزوده ی سیاست ملی ایران وارد می شوند یا در چارچوب تحلیل بلندمدت- مورد آزمونهای خنثایی و عقلائی براساس مدل قویتر پران قرار می گیرد و در نتیجه در آزمون عقلائی بیانگر وجود اطلاعات ناقص و در دسترس نبودن بموقع آن و لذا عدم شکل گیری انتظارات در بخش خدمات در بلند مدت بصورت عقلائی است. قبول خنثایی، بدین معنا است که در بلندمدت سیاست پولی بر تولید واقعی بخش خدمات بی تأثیر و خنثی است. بالاخره در نظریه خنثایی عقلائی حاکی از عدم بروز توأم این دو( به دلیل وجود عقلائی) در مدل است.