چكيده تحقيق
عنوان تحقيق
پيمايشي در سنجش ميزان گرايش افراد به بزه كاري و عوامل موثر بر آن در بين نوجوانان كانون اصلاح و تربيت تهران

بيان مساله
مساله اساسي اين تحقيق در اين است كه تاثير برخي علل و عوامل را بر بزهكاري افراد در كانون اصلاح و تربيت تهران مورد بررسي و سنجش قرار دهيم . و همچنين با توجه به اهميتي كه بزهكاري در جوامع مختلف دارد پيگري و بررسي علل وعوامل اين موضوع در اكثر كشور ها حائز اهميت است لذا در اين تحقيق سعي بر اين است تا پاره اي از علل و عواملي را كه در بزهكاري افراد نقش دارند مورد مطالعه و پژوهش قرار دهيم .

اهميت و ضرورت تحقيق
همانطوريكه مي دانيد جامعه ي مادر حال توسعه مي باشد و براي توسعه و پيشرفت نيازمند به يك نيروي كار و متخصص كه همان جوانان مي باشند نيازمنديم كه آينده باگامهاي جوان ومتاثر از انديشه ها و طرز تلقي هاي ايشان رقم زده خواهد شد . ولي متاسفانه مشكلاتي چون بزهكاري و اعتياد و سرقت و غيره جوانان كشور را در ورطه هلاكت و نابودي مي كشاند و مانع پيشرفت جامعه مي گردد لذا مي بايست عوامل بزهكاري را شناخت و راههايي براي پيشگيري از آن ارائه نمود . و امكاناتي رابراي جلوگيري از اين بزهكاري مهيا و فراهم نمود .

اهداف تحقيق
هدف اوليه و اصلي تحقيق حاضر بررسي ميزان گرايش افراد به بزهكاري و عوامل موثر بر آن در بين نوجوانان است و در اين تحقيق با فراهم كردن زمينه آشنايي نظري با مفاهيم بزهكاري و عوامل خانوادگي و اجتماعي موثر بر بزهكاري و ارائه پيشنهاداتي در زمينه ي پيشگيري از بزهكاري مي باشد .

ادبيات تحقيق
بررسي اجمالي مساله بزهكاري و عوامل موثر بر آن
بزه : عبارت است از اقدام به عملي كه بر خلاف موازين ، مقررات و قوانين و معيارهاي ارزشي و فرهنگي جامعه مي باشد .
بزهكار : كسي است كه متهم به ارتكاب رفتار ضد اجتماعي و يا قانون شكني است ولي به علت آنكه به سن قانون ( معمولاً هجده سالگي نرسيده است ) مانند يك مجرم بزرگسال مجازات نمي شود . يا به عبارتي بزهكار كسي است كه عمل او حاصل و نتيجه چندين سال نارضايتي از زندگي خانوادگي است . با توجه به اينكه در آن عامل ارث والين ناراضي و خشنود ، فقر و محيط زيست نقش موثر و تعيين كننده اي را دارند .
بزهكاري : مجموعه اي از جرمها است كه در يك زمان و مكان معين به وقوع مي پيوندد . در واقع بزهكاري شناخت عاملهايي است كه جرم ايجاد مي كند. يا به عبارت ديگر مطالعه اين پديده مورد بررسي قرار گيرد در حقيقت كليه پديده هاي اقتصادي ، فرهنگي ، بهداشتي ، سياسي ، مذهبي ، خانوادگي ومانند آنها رادر جامعه شامل مي شود .

روش تحقيق
نوع روش مورد استفاده ي اين تحقيق پيمايش مي باشد و اطلاعات به دست آمده از طريق پرسشنامه محقق ساخت جمع آوري شده است . در پرسشنامه تلاش اصلي محقق در بر گيرنده عوامل فردي وخانوادگي و اجتماعي و اقتصادي و نظارت اجتماع با ميزان بزهكاري جوانان مي باشد .
نتايج تحقيق
نتيجه اين تحقيق از روي آزمونها محاسبه شده و بدست آمده كه تمامي فرضيه هاي موجود در تحقيق مورد تاييد واقع شدند و بين متغير مستقل و متغير وابسته رابطه معني داري وجود دارد . و نتيجه اينكه عوامل محيطي ، اجتماعي و اقتصادي هر سه به نحوي در بزهكاري افراد نقش دارند .

نتيجه گيري كلي
نگاهي كلي به نتايج بدست آمده نشان مي دهد كه به سادگي نمي توان به ويژگي خاصي در مورد نوجوانان بزهكار اشاره نمود كه آن را به عنوان ويژگي بارز افراد بزهكار مطرح نمود اما بايد اين نكته را در نظر داشت كه تمامي افراد بزهكار در مقايسه با افراد غير بزهكار به مساله فقر مالي ، داشتن دوستان ناباب ، جدايي پدر و مادر اشاره نمود . و عامل بزهكاري خود را در اين مساله مي دانند . بنابراين نتيجه مي گيريم كه عامل بزهكاري بيشتراز خانواده ي نا بسامان سر چشمه مي گيرند و هر چه نارسايي ومشكلي در خانواده و اجتماع باشد نوجوانان بيشتر به ورطه ي نابودي كشانيده مي شوند . همچنين سطح تحصيلات نوجوانان بزهكار پايين تر از سطح تحصيلات نوجوانان غير بزهكار ارزيابي شده است تفاوت در ميزان سواد نشان دهنده ي نقش مهم آموزش و تعليم و تربيت در بازداري از گرايش افراد از رفتار بزهكارانه است و بررسي عوامل جمعيت شناختي در دو گروه نوجوانان عادي و بزهكار نشان مي دهد كه تعداد نوجوانان كه ترك تحصيل كرده اند در ميان افراد گروه بزهكار بسيار بيشتراز تعداد اين افراد در گروه نوجوانان غير بزهكار است و اين تا آگاهي كودكان و نوجوانان بزهكار رامي رساند كه جامعه و دوستان و خانواده مي توانند بادادن آگاهي و تشويق نوجوانان آن را به راه راست هدايت نمايند .

پيش گفتار
حمد و سپاس آن يگانه آفريننده راكه ذره اي از حكمت و دانش خود را به بندگان نادان خويش كرامت فرمود تا شايد از اسارت ظلمت و تاريكي به درآيند و مسير روشن پيمايند . بزهكاري از جمله مسائل پيچيده اي است كه همه جوامع با آن دست به گريبانند و با وجود تمهيدات مختلف سياستگزاران اين مسئله كه از ساليان پيش وجود داشت همچنان از مسائل مهم اجتماعي است .

تربيت در هر مكان و ماني به وقوع مي پيوندد و مختص زمان و مكان خاصي مانند مدرسه نخواهند بود انسان موجودي اجتماعي بوده و بدون شك تربيت امري است كه وي را براي سازگاري با اجتماع آماده مي سازد اين موجود بر اجتماع تاثير كرده و متقابلاً از اجتماع و محيط خود متاثر خواهد شد نوجوانان در محيط هاي خانواده سپس در مدرسه و در نهايت اجتماع وارد گشته و پيوسته با انسانهاي درگيرو محيط خويش در تعامل است و در اين راه پر فراز و نشيب ساخته و پرداخته مي شود و موجودي خام به انساني پيچيده تبديل مي گردد .

انسان موجودي است كه در ميان دو بي نهايت قرار دارد انساني كه ازيك سو مي تواند تا بي نهايت سقوط كند حتي شايسته نام حيوان نيز باشد و از سوي ديگر آنچنان مي تواند در جهت تكامل عروج كند كه ملائكه نيز اجازه پاي نهادن به مقام او نداشته باشند زيرا جسمش به خاك تعلق داشته و روحش به خداوند موجودي كه عالم هستي به خاطر اوست و از مسلم ترين پديده هاي جهان هستي و ليكن از ناشناخته ترين آنهاست .

هر انسان از پنج خانه براي تكامل خود بهره مي گيرد اول رحم مادر است كه نيكويي آن و پيراستگي ها دراز اهميت زيادي برخوردار است . بايد پيشرفت علم به اين نكته پي مي برد كه جنين همه چيز را حس نكرده و نسبت به آن واكنش نشان مي دهد . دوم خانه است كه اگر سر پرستان آگاه و با ايماني ( همچون پدر و مادر ) آن اداره كند بهشت دنيا خواهد بود . سوم مدرسه است كه از آن به خانه دوم تعبير مي شود مكان مقدسي كه نياز به عشق و محبت مسئولين آن دارد تا نوجوانان جذب علم گردند و راه روشن آگاهي را بيابند . چهارم اجتماع است . خانه بزرگي كه به همه ما تعلق دارد . اگر اعضاي آن خود را در قبال ديگران

مسئول بدانند اجتماع متعدد و يكدست و يكرنگي خواهيم داشت . كه مدينه خاضله خواهد شد . پنجم جهان ابدي است كه به سوي آن كماكان خواهيم شتافت . راهي كه همه انسانها به طور مشترك آن طي مي نمايند و آنچه باقي خواهد ماند نام نيك است . اميد است با درك نظام هستي و اينكه انسان با چه رسالتي و در كجاي اين عالم قرار دارد با همدلي خانه و اجتماع مان را به بهشت تبديل سازيم تا گلهاي زندگي مان با طراوت و شاداب باشند و اسير و در بند نگردند و در راستاي ارضاي نياز به سوي زندگي سالم و محيطي آرام راهنمايي شوند .
اعظم سبحاني

زمستان ۸۵

فصل اول : كليات تحقيق
مقدمه
۱/۱ بيان مساله
۲/۱ سوالات آغازين تحقيق
۳/۱ اهميت و ضرورت موضوع مورد بررسي
۴/۱ اهداف كلي تحقيق
۵/۱ ادبيات تحقيق
۶/۱ پيشينه نظري و عملي تحقيق در ايران

مقدمه
بزه به سركشي فرد در برابر اراده اجتماع كه به وسيله مقررات تعيين گرديده است اطلاق مي شود بزهكاري همه گروههاي سني از كودكان تا بزرگسالان را شامل مي شود و از جمله معضلاتي است كه در اكثر جوامع از ابتدايي تا پيشرفته را در بر مي گيرد . مسئولين اصلاح و امنيت كشورهاي مختلف براي پيشگيري و مبارزه بااين انحراف اجتماعي تمهيداتي انديشيده و به كار بسته اند ليكن كماكان اين مشكل اجتماعي به قوت خود باقي است . با گسترش ارتباطات جوامع مختلف اطلاعات و تجربيات و دستاوردهاي خود را در اختيار يكديگر قرار مي دهند و از تكرار تجربه هاي نا موفق جلوگيري به عمل مي آورند .
بزهكاري در كودكان و نوجوانان بسيار شايان توجه است زيرا در اين سنين روح و جسم آنان همچون لوح سفيدي است كه مي توان هر چيزي را بر روي آن حك نمود براي سلامت اجتماع بهتر است توجه را به اين بخش از اجتماع معطوف كرد تا از بروز معضلات ديگر جلوگيري عمل مي آيد .
در هم تنيدگي مشكلات اجتماعي به بروز مشكلات عديده ديگر كمك مي نمايد و مسئولين را به طور مدام درگير مسائل مختلف مي سازد چاره انديشي و اقدام به آن هزينه هاي هنگفتي را مي طلبد كه مي تواند در راه سازندگي مصرف گردد .
بررسي علل و عوامل بزهكاري حاكي از كمبود هايي است كه در زمينه هاي مالي ، فرهنگي ، عاطفي و اجتماعي وجود دارد كه مي توان با رسيدگي و برخورد ريشه اي به مرتفع ساختن آن كمك نمود . شايد بتوان به جرات گفت كه برقراري عدالت اجتماعي مي تواند بهترين راهكار باشد و بدست نخواهد آمد مگر آنكه در تمام زمينه ها و به طور همه جانبه باعلل و عوامل بزهكاري و مبارزه جدي نمود والدين آگاه مي دانند كه الگوي فرزندان خود قرار گيرند . كودكان ابتدا طوطي وار همه چيز را مي آموزند و سپس آن را دروني مي سازند و جزء شخصيت خود قرار مي دهند .

ساخت شخصيت كودكان از همان اوان كودكي صورت مي گيرد و حساسيت روح ونقش پذيري سريع آنان حاكي از همين مدعاست . فلذا براي صحت و سلامت اجتماع مي بايست به اين بخش از جامعه توجه خاص داشت و روح لطيف آنان را با حركات ، افكار و سخنان نابجا و رفتار و برخورد غير منطقي خوشه دار نساخت .

۱-۱ بيان مسئله
بزهكاري يك پديده جهاني و اجتماعي است و با خلقت بشر تحت عناوين مختلف از قبيل سر پيچي ، سر كشي ، رفتار ناشايست و ناپسند آغاز گرديده است چنانچه در قران كريم آمده است : اذا فلنا ملائكه اسجد الارم فسجدوا الا ابليس ابي و استكبر و كان من الكافرين

چون فرشتگان را فرمان داديم كه بر آدم سجده كنيد همه سجده كردند مگر شيطان كه ابا و تكبر ورزيد و از فرقه كافران گرديد .
بزه در حالت انزوا و انفراد مفهومي ندارد و از نظر زمان و مكان متغيراست . بدين ترتيب در راستاي توسعه اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي كشور توجه و بررسي معضلات اجتماعي چون جرم يا بزهكار و تلاش جهت تعديل مسائل فوق اهميت بسزايي داشته و تاثيرات غير قابل انكاري در سيستمهاي مختلف دارد .
بزهكاري به عنوان يك معضل اجتماعي تاثيرات مخربي در بخشهاي مختلف داشته و مستلزم صرف هزينه هاي سنگين اقتصاي است . براي برچيدن بزهكاري نياز به تحقيقات وسيع و همكاري همه جانبه سازمان ها موسسات و وسايل ارتباط جمعي و ديگر اقشار مي باشد . زيرا زمينه ساز ارتكاب انجام گرفته موجب پيدايش تغييرات مثبت و ارزنده اي است در نحوه مديريت و چگونگي آن گشته است .

شناخت عوانل اجتماعي يازمينه هايي كه بزهكار در آن قرار داشته ، فرهنگ كسب زندگي ، نوع تعاملات ميزان آموزش و مسائل خانواده و … حائز اهميت است به نظر مي رسد تعديل پديده بزهكاري نياز به هماهنگي بيشتر درون و برون سازمان داشته و گردآوري مجموعه اي از نيروها و امكانات با برنامه ريزي مدون

جوابگوي اين نياز خواهد شد . چرا كه موجوديت هر جامعه بستگي به ميزان نظم و همبستگي در بين اجزاء آن دارد اساس نظم اجتماعي در اين است كه مردم بدانند ديگران از آنها چه انتظاري دارند و بتوانند رفتار ديگران را در بيشتر موارد پيش بيني كنند . از سوي ديگر مي توان گفت بي نظمي و ناهنجاري يا بزهكاري در جامعه زماني به وجود مي آيد كه افراد به وظايف خود عمل نكنند و يا نسبت به آنها آگاه نباشند و در هر جامعه شيوه هايي خاصي وجود دارد كه بوسيله آنها بر رفتار اعضاء نظارت مي كنند و نظم اجتماعي را برقرار مي كنند . اما بايد گفت كه بررسي علل وعوامل جرم كه جزيي از ناهنجاريهاي اجتماعي هست مقوله اي بس گسترده هست كه نمي توان آنرا به راحتي مورد پژوهش و بررسي قرار داد كه چرا بعضي از انسانها مرتكب جرم و خلاف مي شوند و مي توان اين سوال

رابه تفكيك جرائم نيز مطرح ساخت . اينكه چرا بعضي از انسانها به بزهكاري روي مي آوردند . آيا كمبودهاي مادي و فقر باعث بزهكاري مي شود ؟ آيا فقر فرهنگي و … موجب بزهكاري افراد مي شود اينها سوالاتي هستند كه مي توان باتحقيق و تفحص به آنها پاسخ داد و چه بسي سوالات و عوامل بسياري

باشند كه در اين امر دخيل اند . لذا در اين تحقيق سعي بر اين است تا پاره اي از علل و عواملي كه در بزهكاري افراد نقش دارند را مورد مطالعه و پژوهش قرار مي دهيم . اميد است كه قوانين جامعه طوري وضع شود و يا فرهنگ جامعه به سطحي از كمال برسد كه ديگر هيچ بزهكاري در جامعه وجود نداشته باشد . انشاءالله .

۲-۱ سوال آغازين تحقيق
چه عواملي درگرايش افراد به بزهكاري موثر مي باشد .
همچنانكه مي دانيم در پاسخ به اين سوال اصلي و آغازين ابتدا بايد به سوالات فردي پيرامون آن پرداخت يعني پديده هاي اجتماعي با مجموعه اي از علل و عوامل مواجه اند .

سوالات فرعي ( تفضيلي ) تحقيق :
۱- آيا عوامل فردي ( جنس ، سن ، تحصيلات ، درآمد ، خانواده ، تعداد افراد خانواده ، محل سكونت ، تحصيلات پدر و مادر ، نوع مسكن و … ) در گرايش افراد به بزهكاري موثر مي باشد .

۲- آيا عوامل خانوادگي ( طلاق ، اختلافات خانوادگي ، فوتوالدين ، وجود ناپدري و يانامادري ، وضعيت سرپرستي كودكان و نوجوانان بعد از جدايي والدين ميزان والدين به ترتيب آنها ، ميزان گرايش فرزندان به خانواده و … ) در گرايش افراد به بزهكاري موثر مي باشد .
۳- آيا عوامل اجتماعي ( ميزان رضايت از اوضاع جامعه ، بيگانگي اجتماعي ، همبستگي اجتماعي ، روابط و مبادلات اجتماعي و آنومي اجتماعي و … ) درگرايش افراد به بزهكاري موثر مي باشد .

۴- آيا عوامل انگيزشي ( ميزان محروميت نسبي ، اميدواري براي ارضاي نياز و .. ) در گرايش افراد به بزهكاري موثر مي باشد ؟
۵- آيا عامل هنجاري ( ميزان از خود بيگانگي و گرايش به همسالان و .. ) در گرايش به بزهكاري موثر مي باشد ؟
۶- آيا عامل ديني ( ميزان گرايش به مذهب ) در گرايش افراد به بزهكاري موثر مي باشد ؟

در اين تحقيق حاضر از كسانيكه در كانون اصلاح و تربيت تهران زنداني بودند و مرتكب جرم ( بزه ) شده بودند با استفاده از پرسشنامه اي مدون به پژوهش و تحقيق حاضر به انجام رسيده است كه مسلماً بدون شناخت و آگاهي از اين تاثيرات قادر به ريشه يابي و نهايتاً پيشگيري خواهيم بود .
لذا در اين تحقيق سعي مي كنيم به كمك مصاحبه بر اساس پرسشنامه كه شامل سوالات مختلفي مبتني بر گويه هاي تدوين شده توسط فرضيات تحقيق مي باشد به يك نتيجه گيري علمي و اساسي دست مي يابيم .

 

۳-۱ اهميت و ضرورت موضوع مورد بررسي
امروزه در جامعه ما مشكلات عديده منجر به سستي بنيان خانواده مي شود كه يكي از نتايج زشت و كريه و منفور آن كودكان بزهكار است كه از جمله دردناكترين آنها نيز هست . بنيان خانواده بايد مخصوصاً در جامعه اي كه داراي تمدن كهن است محكم باشد كه با مسائل مادي از هم نپاشد . در جامعه كنوني كه اخلاقيات سير قهقه اي را طي مي كند و مذهب و نقش و جايگاه اصلي خود را از دست مي دهد و نوجوانان به آن چشم تحجر نگاه مي كنند بزهكاري در همه سنين از رشد كيفي وحشت آوري برخوردار شده است و بزهكاري به راحتي دست به جنايات فجيع مي زنند كه زبان از گفتن آن حاضر است و بعضاً مجرميني كه قربانيان آنان مهر سكوت بر لب دارند و مجرم و ريشه هاي اعتماد خشكانيده مي شود و امنيت و آرامش ملي را بر هم زده اند و ريشه هاي اعتماد خشكانيده مي شود بررسي اخير به مادر زمينه شناخت هاي زير كمك مي نمايند .

شناخت علل و عوامل موثر در بزهكاري و اجتناب از آن

پي بردن به حساسيت امر تربيت
شناخت علل و عوامل اجتناب از بزهكاري نوجوانان و عادي و بكارگيري آن
جهت اصلاح محيط نوجوانان بزهكار
و همانطور كه مي دانيم جامعه مادر زمره جوامع در حال توسعه است و يا از طريقي جامعه ما در حال گذار از جامعه سنتي به صنعتي است لذا براي توسعه و پيشرفت نيازمن به يك نيروي كاري و متخصص كه همان جوانان مي باشد نيازمنديم . كه آينده با گامهاي جوان و متاثر از انديشه ها و طرز تلقي هاي ايشان رقم زده خواهد شد . ولي متاسفانه مشكلاتي چون بزهكاري و اعتياد ، سرقت و غيره جوانان كشور را در ورطه هلاكت و نابودي مي كشد و مانع از پيشرفت و سازندگي و شكوفايي جامعه مي گردد . لذا مي بايست شرايط و امكاناتي را براي جلوگيري از اين بزهكاري مهيا و فراهم نمود و راه هاي پيشگيري از آن راارائه نمود .
امروزه بايد منشاء و ريشه اصلي برخي از تبهكاريها و بزهكاريها را در كل حيات اجتماعي و نوعي خاص از روابط انساني خاكم بر جامعه جستجو كرد .

۴-۱اهداف كلي تحقيق
۱- فراهم كردن زمينه آشنايي نظري با مفاهيم بزهكاري و عوامل موثر بر آن
۲- بررسي ميزان همبستگي بين عوامل و ميزان بزهكاري
۳- بررسي ميزان گرايش افراد به بزهكاري ( به عنوان متغير وابسته y )
4- بررسي علل و عوامل موثر بر بزهكاري ( به عنوان متغير مستقل : x )
ترسيم دياگرام مدل علي
۵- ارائه راه حل ها و پيشنهادات لازم در زمينه پيشگيري از بزهكاري در سطح جامعه

۵-۱ ادبيات تحقيق
۱-۵-۱ تعريف بزه ، بزكار و بزهكاري
بزه عبارت است از اقدام به عملي كه بر خلاف موازين ، مقررات و قوانين و معيارهاي ارزشي و فرهنگي جامعه باشد ( فرجاد ، ۱۳۷۲ ص ۶۹ )
بررسي هاي جرم شناسي نشان مي دهد كه هر معلولي علتي دارد و هيچ چيز به خودي خود به وجود نمي آيد . بنابراين هر جرمي هم داراي علتهاي سازنده اي است كه بر افراد جامعه اثر مي گذارد و آنان را به سوي ناسازگاري و ناهنجاري سوق مي دهد . پيامد اين سوق دادنها : ارتكاب بزه است و كسي كه مرتكب بزه مي شود ( بزهكار ) ناميده مي شود ( ستوده و ميرزايي ، ۱۳۸۱ ، ص ۱۴۲ )

بزهكاري مجموعه اي از جرمهاست كه در يك زمان و مكان معين به وقوع مي پيوندد . در واقع بزهكاري شناخت عاملهايي است كه جرم ايجاد مي كند يابه عبارت ديگر مطالعه اين پديده مورد بررسي قرار مي گيرد .در حقيقت كليه ي پديده هاي اقتصادي ، فرهنگي ، بهداشتي ، سياسي ، مذهبي ، خانوادگي ، و مانند آنها را در جامعه شامل مي شود ( ستوده و ميرزايي ص ۱۴۳ )

بزهكاري از واژه لاتين Delinquer در معناي « خطا كردن » گرفته شده است و وضع يا حالتي است كه شخص تخطي كننده از الزامات قانوني خود را با آن مواجه مي يابد . در اين صورت ارتكاب جنايت اسناد مسئوليت به مجرم شده و متعاقب آن با مجازاتهايي روبرو مي شود . اصلاح بزهكاري را مي توان به هنگام مشخص ساختن ويژگي هاي تمامي صور تخطي از قانون و همچنين امور جنايي ( نظير دزديها ، تقلبها ، جرايم ، سوء استفاده هاي مالي و … ) كه در كشوري يا منطقه و يا دوراني خاص صورت وقوع مي يابند به كار برد .

ست « دوركيم » جامعه شناس فرانسوي جرم و بزه را چنين تعريف مي كند اعمالي جرم يا بزه محسوب مي شود كه وقوع آنها وجدان جمعي را مي آزارد و اجتماع نسبت به مرتكبين آن واكنش نشان داده و آنها را مجازات مي كند ( فرجاد ، ۱۳۷۲ ، ص ۱۴ )
در ايران بزهكاري به كل جرمهايي گفته مي شود كه در صورت ارتكاب بهموجب قوانين قصاص ، ديانت ، حدود و تعزيرات داراي مجازات هستند حداقل سن بزهكاري در جامعه هاي مختلف فرق مي كند . حداقل سن در امريكا ۷ ، انگلستان ۱۰ ، يونان ۱۲ ، فرانسه و لهستان ۱۳ ، اتريش ، آلمان ، ايتاليا ، بلژيك و بوگوسلاوي ۱۴ سال . حداقل سن بزهكاري در زندان اصفهان ۱۲ سال گزارش شده است . در كانوناصلاح و تربيت تهران و مشهد حداقل سن ۱۰ سال بوده است ( كوارسوس ، ۱۳۶۹ ص ۶۰۵ )
بر اساس تحقيقات « لئوته » بزهكاري از ۱۲ سالگي آغاز مي شود و تا ۱۸ سالگي افزايش آن محسوس نيست از ۱۸ تا ۲۵ سالگي فعاليت جنايي افزايش مي يابد و از ۲۵ تا ۳۰ سالگي رقم تبهكاري خيلي بالاست ( ماهنامه ، اصلاح و تربيت ۱۳۷۵ شماره ۲۵ ص ۱۱ )

۲-۵-۱ بزهكار كيست
بزهكار كسي است كه متهم به ارتكاب رفتار ضد اجتماعي و يا قانون شكني است ولي به علت آنكه سن قانوني ( معمولاً هجده سالگي نرسيده است مانند يك مجرم بزرگسال مجازات نمي شود ) به عبارت ديگر مي توان گفت بزهكار كسي است كه عمل او حاصل و نتيجه چندين سال نارضايتي از زندگي خانوادگي است با توجه به اينكه در آن عامل ارث ، والدين ناراضي و خشنود ، فقر و محيط زيست نقش موثر و تعيين كننده اي را دارند .

در فرانسه ، بلژيك ، سوئيس و اكثر كشورهاي جهان ، عنوان بزهكار به طفلي اطلاق مي شود كه جرمي را به صورت خلاف ، جنحه و يا جنايت مرتكب شده باشد . در ايران طفل بزهكار به كسي گفته مي شود كه مرتكب عملي گردد كه قانون و يا شرع ارتكاب آن را منع كرده است و يا ترك عملي كه انجام آن واجب و لازم است . در امريكا اصطلاح نوجوان بزهكار به نوجواني گفته مي شود كه بين ۱۶ تا ۱۸ سال سن دارد و در اين كشور اطلاق عنوان بزهكار به اطفال خيلي

وسيع در قوانين پيش بيني شده است مثلاً در ايالت ويومينگ اطفال وقتي بزهكار هستند كه بر خلاف قوانين و مقررات ايالت مذكور رفتار نمايند و قابل اصلاح و تربيت نباشند و يا با سارقين و افراد فاسد الاخلاق و عياش با اطلاع و آشنايي به اعمال و رفتار آنها معاشرت نمايند و يا بدون اطلاع والدين يا سرپرستي قنوني خود منزل يا محل سكونت را ترك گويند و يا بيكار باشند و در وضعي كه احتمال ارتكاب جرم است به سر برند ، و يا به مراكز بد نام ، قمار خانه ، كازينو و يا اماكني كه به طور موقت بساط قمار را مهيا نموده و يا ميخانه و كافه هايي كه مشروبات الكلي مي فروشند . رفت و آمد مي نمايند يا شب را در كنار خيابان بيتوته كنند و كنار خط راه آهن از آن به پايين بپرند و يا در ضمن حركت قطار به آن سوار شوند و يا با پر خاشگري و تند خويي و سر كشي با ديگران رفتار نمايند ( شاميابي ، هوشنگ ص ۲۲و۲۳و۲۴)

 

۳-۵-۱ بي هنجاري (Anomic )
وقتي فرد در حالت بي هنجاري قرار مي گيرد ممكن است جامعه را به خطر متلاشي شدن مواجه گرداند و بي هنجاري از لحاظ معني لغوي يك نظام از قواعد مشترك ارتباط متقابل برقرار كنند و نيازهاي خود را ارضا نمايند . در واقع بي هنجاري مربوط به وضعيتي مي شود كه انجام امور خود را ارضا نمايند در واقع بي هنجاري مربوط به وضعيتي مي شود كه انجام امور فارغ از هر گونه هنجاري صورت پذيرد .

فرد در اين حالت بي هنجاري رهنمود رفتاري نداشته بنابراين در اين وضعيت كمترين احساس از تاثير اجتماعي بر خواهشهاي شخصي و اعمال خويش ندارد . انسان در جامعه از سرنوشت خويش خشنود نبوده چرا كه انسانها موجوداتي با آرزوهاي نامحدود اند و آنان بر خلاف جانوران ديگر با برآورده شدن نيازهاي زيستي شان سيري نمي پذيرند . بي هنجاري و هنجارناپذيري از ريشه يوناني در معناي « بدون » و « قانون » اخذ گرديده است . بي هنجاري از نظر ريشه

لغوي فقدان هنجارها يا قوانين را مي رساند و در آغاز توسط دوركيم به منظور تشريح بعضي از رفتارهاي جانيان و افراد غير اجتماعي به كار رفت . امروزه جامعه شناسان بسيار نظير مرتن و ديگران اين مفهوم را در معناي رفتاري انحراف در برابر هدفها و هنجارهايي كه علي الوصول گروه به پذيرش آنان پرداخته است به كار مي برند . علاوه بر اين از اين واژه ديدي حالي از تنازع و عدم پذيرش در برابر شيوه هايي كه يك جامعه براي تحقيق مدلهاي اجتماعي رفتار پذيرفته است بر مي آيند .

بي هنجاري مي تواند بر حسب مواردي چون نوآوري ، طغيان ، صلاح خواهي اجتماعي و يا رفتارهاي ضد اجتماعي ، تنازع و عدم پذيرش هنجارها ، حكومت ناگرايي و نا همنوايي منبعث از بي حالي و يا ناشي از خلق و ابداع ،اشكالي بسيار گوناگون به خود گيرد ( ساروخاني ، آلن بيرو ، ۱۳۷۰ ص ۱۶ )

۴-۵-۱ ضد اجتماع ، ضد اجتماعي
يك فرد زماني ضد اجتماع بر شمرده مي شود كه به عمد يا غير عمد به ضديت با نظم جامعه بپردازد . دزدان يا جانبان ضد اجتماع شمرده مي شود . سلوك يا رفتاري ضد اجتماعي به حساب مي آيد كه از جانب گروه اجتماعي محكوم شده و مورد تقبيح قرار گرفته باشد و گروه اجتماعي آن رابراي تبادل ، هماهنگي و بقاي خود مضر و نا مطلوب شناسد ( ساروخاني ، ۱۳۷۰ ص ۱۹)
روانشناسان اجتماعي معتقدند وقتي كه فرد نمي تواند خود را با هنجارهاي اجتماعي انطباق دهد مساله دار مي شود كه مي توان اشكال مختلفي داشته باشد . اين اشكال عبارتند از : خطاكاري در اينجا پارهاي از هنجارهاي خانوادگي و آموزشگاهي و احياناً اجتماعي شكسته مي شود و فرد از طرف خانواده و آموزشگاه كيفر مي بيند ولي تنبيه شديد اجتماعي روي او اعمال نمي گردد . بزهكاران به علت ناراحتي هاي عاطفي گذشته ، فاقد تعادل رواني هستند و اين عدم تعادل موجب رفتار انحرافي آنها مي گردد ( ماهانه اصلاح و تربيت شماره ۲۵ ص ۱۲)

۵-۵-۱ انواع جرايم ارتكابي اطفال و نوجوانان
انواع مختلف جرائم اطفال از قديميترين ايام در جوامع بشري وجود داشته و مي توان گفت كه از عمر اين پديده اجتماعي همان اندازه مي گذرد كه از عمر جوامع بشري گذشته است .
از قرن نوزدهم اين گونه جرائم به درستي شناخته شده و به عنوان يك پديده اجتماعي مورد توجه انديشمندان قرار مي گيرد .
در اكثر جوامع بالاخص جهان سوم تفاوت فاحش بين دختران و پسران وجود داشته و نسبت بزهكاران دختر به نسبت بزهكاران پسر به مراتب كمتر است . گزارش سازمان زندانها و اقدامات تاميني و تربيتي نشان مي دهد : در خرداد ماه سال ۱۳۶۷ جمعاً تعداد ۳۷۳۲ نفر زير ۱۸ سال دستگير كه معادل هفت درصد آنان يعني ۲۶۹ نفر دختر و مابقي پسر بوده اند . در سال ۱۳۷۷ افراد دستگير شده زير ۱۸ سال ۳۸۹۴ نفر بوده كه از اين تعداد ۲۶۸ نفر دختر معادل ۷ درصد دستگير شدگان زير ۱۸ مي باشند در سال ۱۳۷۸ افراد دستگير شده در اين سن جمعاً ۲۵۲۱ نفر بوده كه از اين تعداد ۲۴۷ نفر دختر معادل ۱۰ درصد دستگير شدگان دختر بوده اند . يعني به ترتيب در خرداد ماه ۷۶ در مقابل هر ۸/۱۲ پسر يك دختر و در خرداد ۷۷ در مقابل هر ۵/۱۳ پسر يك دختر و در خرداد ۷۸ در برابر هر ۲/۹ پسر يك دختر دستگير شده است ( ماهنامه داخلي اصلاح و تربيت ، سال پنجم شماره ۵۶ ص ۹ شهريور ۱۳۷۸)

انواع جرائم ارتكابي اطفال و نوجوانان به شرح زير مي باشد :
۱- جرائم بر ضد اشخاص
الف) اعمال منافي عفت
اعمال منافي عفت كلاً به اعمالي نظير زنا ، لواط ، مساحقه ، تفخيذ ، مضاجعه ، تقبيل و قوادي اطلاق مي گردد . اعمال منافي عفت قبيح ترين اسباب اختلالات نظام اجتماع و موثرترين عامل فقر ، بلا و آسانترين راههاي شيوع امراض شناخته شده لذا بشر عاقل از روزي كه متوجه پليدي هاي آن گرديد طبعاً تنفر خود را نسبت بدان اعلام نمود .

ب) ايراد ضرب و جرح و قتل
ايراد ضرب و جرح و قتل در بين كودكان و نوجوانان فراوان است . اين گونه جرائم بيشتر در سنين ۱۶ تا ۲۰ سالگي در ميان نوجوانان ديده مي شود . زيرا در اين سنين نوجوانان در اوج بلوغ و بحران هاي جواني هستند و مي دانيم كه اغلب نوجوانان مصوصاً پسران در اين سن و سال افرادي پرخاشجو ، خشن و زود رنج مي شوند و به كمتر بهانه اي از كوره در رفته و به اطراف مقابل به زد و خورد مي پردازند .

۲- جرائم بر ضد اموال و دارايي ها و مالكيت ديگران
الف ) سرقت كودكان و نوجوانان
اگردر همان ابتداي امر كه اولين سرقت طفلي كشف مي شود ، اولياي او بدون توجه به ارزش شي ء مسروقه در صدد بر آيند كه از راه منطق با رافت و مهرباني كافي زشتي عمل را به او بفهمانند . غالباً اين كار به نتيجه مثبت رسيده و ديگر آن طفل از تكرار جرم براي هميشه خودداري خواهد كرد . ولي اگر كودكان مورد بي تفاوتي خانواده قرار گيرند و يا در محيط خانوادگي از محبت و توجه كافي بهره مند نباشند به اين كار زشت ادامه داده و كم كم بدان معتاد مي شوند . سرقت اطفال و نوجوانان علل مختلف دارد كه مهمترين آنها راحت طلبي ، حسادت و علاقه رسيدن به چيزهايي كه ديگران دارند و او ندارد و به دست آوردن درآمد زياد با زحمت كم در مدت زمان كوتاه ، بيكاري ، فقر مالي ، مراودت و معاشرت با دوستان ناباب و … است .
ب) خرابكاري و ايجاد خسارت مالي
دربين جرائم بر ضد اموال جرايمي وجود دارند كه ارتكاب آن منحصراً از طرف بزرگسالان صورت مي گيرد و كودكان و نوجوانان بزهكار يا اصلاً مرتكب اين قبيل جرائمي نشده و يا به ندرت مرتكب مي شوند . از قبيل كلاهبرداري ، خيانت در امانت ، صدور چك بلا محل ، جعل و تزوير و غيره در اكثر كشورها كودكان و نوجوانان با شكست وسايل روشنايي معابر و جاده ها و اماكن عمومي و شكستن صندلي هاي پارك و شيشه درب و پنجره ساختمانهايي كه بدون سكنه بوده و همچنين كندن و ويران كردن علائم راهنمايي و رانندگي ساليانه ميليونها ريال خسارت به جامعه و دولت و صاحبان آن وسايل وارد مي سازند .