مقدمه

قاب ازجمله عناصر بصری است که در هنر ایران از کهنترین آثار بهدستآمده در هزاره پنجم ق.م تا دورههای بعد به حیات خود ادامه داده است. آنچه در این پژوهش با عنوان قاب مطرح میشود عنصر بصری محسوس و گاه نامحسوسی است که عمدتاً پیرامون اثر را احاطه میکند و سبب ایجاد حریم و جداسازی فضای درون و برون میشود و، علاوه بر محافظت از حریم اثر، موجب تشخصبخشی و حفظ جایگاه نقشمایهها (متن) نیز میگردد. ازآنجاکه در دنیای باستان عناصر و نقشمایههای مورداستفاده در آثار صرفاً جنبه تزیینی نداشته و دارای ارزش و اهمیت معناشناختی نیز بودهاند، نمیتوان جنبه معنایی قاب را نادیده انگاشت. درواقع نقش قاب، بهعنوان عنصری معنوی در ایجاد حریمِ امن و فضایی بهدور از تعرض نیروهای مخرب، بهواسطه پاسداری و حفظ احترام و تقدس نقشمایهها قابلتوجه است. در یک طبقهبندی ساده از قاب میتوان به دو گونه از آن اشاره کرد: قابهای محسوس و قابهای نامحسوس. آنچه بهعنوان قاب محسوس مطرح میشود حاشیههای جداکننده نقشونگارها در ایجاد مرز و حریم در هنرهای تجسمی و نیز عناصر تفکیککننده درون و برون و ایجاد حریم امن در معماری بناها و غیره است. قاب نامحسوس نیز به قابهایی اطلاق میگردد که از جنبه ظاهری ساختار معمول یک قاب را نداشته اما ازنظر کاربرد عملکردی مشابه قابهای محسوس دارد. در این مقاله ماهیت وجودی قاب ایجاد حریمی امن در نظر گرفته شده که محصول نیاز به امنیت و مکانی امن، فارغ از هرگونه مخاطره ذهنی و جسمی، است. این مطالعه دربرگیرنده هر دو نوع این قابهاست.

ازآنجاکه در مطالعات پیشین در خصوص هنر ایران عمدتاً به قاب از منظر زیباییشناختی و بهشکلی پراکنده اشاره شده و اهمیت و کاربرد معناشناختی آن مورد غفلت قرار گرفتهاست، این مطالعه سعی بر نمایاندن این وجه از قاب دارد. با توجه مواردی که اشاره شد، هدف از این پژوهش بررسی و شناسایی مؤلفهها و بنیانهای معنایی قاب در هنر ایران باستان است که با توجه به کهنالگوی پردیسهای آسمانی و امنیت حاصل از تکیهبر قدرت فراانسانی و معنوی نیروهای خیر در ایران باستان و با هدف ایجاد آرامش و آسایش فکری و ذهنی جامعه آن دوره بهشکل بصری در قالب قاب نمودار شده است. پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش است که بنیانهای معنایی نهفته در قالب قاب در هنر ایران قبل از اسلام چیست.

روششناسی تحقیق

بر مبنای نیاز پژوهش، در این مقاله روش تحقیق بر اساس هدف بنیادی نظری و ازنظر ماهیت و روش توصیفیتحلیلی انتخابشده و در شیوه گردآوری مطالب نیز از شیوه کتابخانهای استفاده شدهاست. آثار موردمطالعه در این

تصویر ۱. جام شوش، هزاره چهارم ق.م. مأخذ: www.louvre.fr

پژوهش، هنر ایران از هزاره پنجم ق.م. تا اواخر هخامنشیان، شامل سفالینهها، اشیای مفرغی، فرش و نقوش برجسته بوده و شیوه تجزیهوتحلیل نیز کیفی است.

پیشینه تحقیق

در خصوص توسل ساکنان فلات ایران در دوره نوسنگی

ﻭ پسازآن به نیروهای خیر، ایدات پرادا در کتاب هنر ایران باستان (پرادا، ١٣٩١: ٧) معتقد است که پیکرههای ساختهشده موسوم به ونوس درواقع نوعی عقیده به جادو را برای افزایش حاصلخیزی و برکت در بین جوامع ابتدایی در ایران نشان میدهد. نقش حمایتی شاخهای بز کوهی در محافظت از خوشه گندم و یا هر آنچه میان آن قرارگرفته

ﻭ دغدغه انسان آن روزگار بوده در مقاله »جام شوش، جامی پر از رمز و راز« (کبیری و براتی، ١٣٨٩: ٥٠) بررسی شده است. سایت سنگنگارههای ایران (محمدناصری فرد، ١٣٩٢) نیز با کاوش در میان سنگنگارههای برجایمانده و مقایسه نقوش آنها با سفالینههای مکشوف از ایران به این نتیجه رسیده که بز کوهی نماد آبخواهی، زایندگی، برکت و محافظت است و هر آنچه در میان شاخها قرار گیرد میتواند نمادی از خواستهها و آرزوها باشد.

علی حصوری محقق حوزه فرش با تحلیل طرحهای قالی ایرانی (حصوری، ١٣٧٦: ٢٤٩) در مقالهای با عنوان »باغ مینوی فردوس و طرح قالی ایرانی« به این نتیجه میرسد که طرح اصلی و اصیل این فرشها همان طرح باغی است

تصویر ۲، جام شوش، ۰۰۲۴ ق.م.مأخذ: www.veniceclayartists.com

که نشئتگرفته از اعتقاد به فردوسهای آسمانی و سپس بازآفرینی زمینی آنهاست. مهناز باقری (١٣٨٩: ٣٨) در کتاب بازتاب اندیشههای دینی در نگارههای هخامنشی موجودات ترکیبی اسطورهای را بهعنوان موجوداتی محافظ که نقش حرز دارند معرفی میکند.

در برخی از مطالعات یادشده، به اندیشه محافظت از حریم، در حوزه فرش، معماری، سفالینهها و سنگنگارهها پرداختهشده که میتواند مورد توجه باشد، اما در هیچیک از آنها اشاره مستقیمی به مبحث قاب بهمثابه حریم امن وجود ندارد. پژوهش حاضر سعی دارد قاب را از منظر معناشناختی که ارتباط تنگاتنگی با مبحث حریم دارد بررسی کند.

نیاز ذاتی بشر به امنیت بهمثابه حصاری مطمئن

انسان بر مبنای ذات خود ضعیف آفریده شده و همواره نیازمند توسل به نیرویی قدرتمند برای رسیدن به امنیت و اطمینان خاطر است. گرایش به نیروی ماورایی و قدرتمند، بر مبنای فطرت خداجوی انسان، در قالب پرستش خداوند نمود

تصویر ۳. جام شوش، اوایل هزاره چهارم ق.م. مأخذ: www.ceramicstudies.me.uk

داشته است. بر اساس آموزههای ادیان مختلف توحیدی و بهخصوص دین اسلام، مردم در ابتدا موحد بوده و بهصورت امت یگانهای بودند. بعدها با شکلگیری اقوام گوناگون، این گرایشهای معنوی به اشکال مختلفی همچون تقدیس مظاهر طبیعت و غیره مجال بروز یافت.

نیاز به امنیت و محفوظ بودن در برابر خطرات مادی و مخاطرات فرا مادی ازجمله نیازهای ذاتی بشر است که تأمین آن در سایه داشتن قدرت میسر میشود. قدرت را میتوان به دو قسمِ مادی و فرامادی یا معنوی تقسیم کرد. با رشد جوامع و پیشرفت تمدنها، مظاهر قدرت مادی در قالب کاخها و آثار عظیم به منصه ظهور رسیدند؛ اما هنوز خطراتی وجود داشت که برای آنها منشأ غیرمادی تصور میشد. ازاینرو، جوامع نخستین چارهای جز توسل به قدرتهای غیرمادی برتر از خود نداشتند. افراد با نیایش، علاوه بر طلب یاری در برابر خطرات، درخواست برکت بخشی به زندگی و افزایش حاصلخیزی زمین، تداوم و بقای نسل خویش را نیز خواستار بودند. یکی از کهنترین مظاهر نیایش

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

۳۲

شماره۰۳تابستان۳۹

پژوهشی پیرامون بنیانهای معنایی قاب در هنر ایران قبل از اسلام

در تمدنهای گوناگون دوره نوسنگی و پسازآن ساخت تندیسهای مادینه بود که در ایران از چهار محوطه نوسنگی، در گنج دره هرسین، تپه سراب کرمانشاه، تپه زاغه قزوین

ﻭ تپه حاجیفیروز نقده بهدست آمدهاست. »در میان جوامع آن دوران بیشک نوعی عقیده به جادوی خوشخیم وجود داشته است که بنا بر آن در اثر ساختن اینگونه پیکرهها و نقاشی بر روی اشیای همراه با آن حاصلخیزی و ثروت رو به فزونی میگذاشته است« (پرادا،١٣٩١: ٧).

ازاینرو، تقدیس و پرستش مظاهر طبیعت همچون کوه، آب، خورشید، ماه و غیره، در قالب خدایان و الهگان در ادوار پیشازتاریخ و حتی دوره تاریخی میتوانست برطرفکننده دغدغه ذهنی افراد این جوامع در نیاز به امنیت باشد و همچون حصاری مطمئن و حریمی امن آنان را در برابر بلایا، خطرات
ﻭ آسیب نیروهای شر و مخرب حفظ و حمایت کند.

جلوه قاب بهمثابه حریمی امن در کهنترین آثار بهجای مانده از ایران

در ایران باستان، حیوانات شاخدار و بهخصوص بز کوهی جایگاه ویژهای داشته و به آنها بهعنوان موجوداتی مقدس مینگریستند. »هر جا که بز کوهی با آن چابکی خاص خود دیده میشود، نشان از آب و گیاه میدهد. بز کوهی مظهر فراوانی و ربالنوع روییدنیها و در شاخ آن قدرتی جادویی پنهان بود« (حاتم،١٣٧٤ : ٣٦٥). در ظروف سفالین دوره مسسنگی ایران نیز »در ترکیب و نمایاندن نقوش حیوانات چهارپا، بیشترین تأکید بر چهارپایان شاخدار است که در نشان دادن شاخهای این حیوانات غلو شده است« (طلایی،١٣٨٨: ١٠). در دنیای باستان، شاخ بهعنوان یکی از عناصر نمادین، برای نمایش قدرت فرامادی به کار میرفت. »در آیین زرتشت نیز حیوانات شاخدار را عزیز میداشتند، چنانکه در کرده فصل ٢، ٨ و ٩ بهرام یشت در سرودههایی که زرتشت سرباز پیروز را تعریف میکند میگوید: نیروی اهورایی در کالبد گاو نر زرین گوش، شاخ طلایی و قوچ دشتی زیبا و شاخ پیچیده و گوزن جنگلی تیزشاخ درمیآید« (حاتم، ١٣٧٤: ٣٦١-٣٦٠). همچنین در نقوش مورداستفاده در مهرهای سنگی از نقوش حیوانات شاخدار یا هیولای شاخدار استفادهشده است. »افزون بر کاربست عملی مهرها، طرحهای کندهشده بر سطح آنها احتمالاً نوعی اهمیت دفاعی نیز داشته است« (پرادا، ۱۹۳۱: ١٩). ازاینرو، در برخی از سفالینههای برجایمانده از دوران پیشازتاریخ شاخها بهشکل مبالغهآمیزی بزرگ، بلند و کشیده تصویر شدهاند که شاید اشارهای باشد بر نمایش قوای معنوی که به این وسیله گسترش و سیطره مییابد (تصویر ١).

در این سفالینه، شاخهای بلند و کشیده بهشکلی نمادین شیئی شبیه به خوشه گندم را در برگرفتهاند. »نقش خوشه گندم بارها در سفالینههای عهد باستان دیده شده است که نشان از قداست و اهمیت این گیاه در زندگی بشر دارد. در

تصویر ۴. سیلک، هزاره چهارم ق. م. مأخذ: کیانی، ۷۵۳۱: ۳۲.

سفالینه جام شوش، این نقش یکبار درون فرم دایره که خود بهوسیله شاخهای بز محصورشده قرار دارد« (کبیری
ﻭ براتی،١٣٨٩: ٥٠). اصولاً هرگاه چیزی توسط شاخها محصور شده باشد از ارزش و اهمیت والایی برخوردار بوده

ﻭ شاخ بهمنزله نیرویی محافظ عمل میکند. »تجربه بررسی ُنهساله بر روی سنگنگارهها، این برداشت را به ما داده که هرآنچه در وسط شاخ قرار میگیرد، نمادی از خواستهها
ﻭ آرزوهاست و شاخها نماد محافظت است« (ناصری فرد،١٣٩٢). علاوه بر شیﺀ شبیه به خوشه گندم، نقش بز نیز که ارزش و تقدس آن در هنر ایران انکارناپذیر است، در درون قابی مجزا قرار گرفته است. اهمیت و تأکید بر قاب، بهمثابه حریمی امن و عنصری حمایتکننده، بهصورت چند قاب تودرتو مورد تأکید قرار گرفته که یکی شامل دایرهای است که خوشه را در برگرفته و دیگری از شکل ویژه شاخهای بز ایجادشده و قاب سوم خطوط دربرگیرندهای است که بز درون آن قرار گرفته است. در نمونههای مشابه نیز میتوان نقش مهم و تأثیرگذار شاخ را بهمثابه قابی فراگیر مشاهده کرد (تصاویر ٢ و ٣ و ٤).

از این نقشمایهها و موارد مشابه میتوان دریافت که از شاخ بهعنوان قابی نامحسوس و محافظ و محلی امن برای نمایش مضامین مورداحترام و بیان نمادین آرزوها استفاده شده است. »یک نقطه بهتنهایی در میان شاخ نماد زایندگی و انسان در میان شاخها نماد محافظت است و چند نقطه در میان

تصویر۵. سنگنگاره بز کوهی و چیزی میان شاخهایش، تیمره.مأخذ: www.iranrockart.com

تصویر ۷. سفالینه مکشوف از تل باکون فارس، حدود ۰۰۵۳ ق.م. موزه ایران باستان. مأخذ: پرادا، ۱۹۳۱: ۹۱.

شاخها نشان از تعدد آرزوها دارد« (ناصری فرد، همان). نقوشی مشابه با این سفالینهها در سنگنگارههای متعدد در مناطق مختلف ایران قابلمشاهده است(تصاویر ٥ و ٦).

از نقوش برجایمانده میتوان دریافت که »اندکی بعد فقط شاخ را نمایش میدادند و آن مرکب از دایرهای عظیم متصل به بدنی کوچک بود« (گیرشمن،١٣٨٨: ٤٥؛ تصاویر ٧ و ٨ و ٩).

با مهاجرت آریاییها به نجد ایران، باورها و عقایدشان نیز به این سرزمین آورده شد. آنان مردمانی بودند که »از زیبایی طبیعت لذت میبردند و درعینحال از دشمنی و بدخواهی آن آشکارا در هراس بودند« (هینلز،١٣٨٨: ١٣). در

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

تصویر ۶. سفالینه سگزآباد، هزاره پنجم ق.م. مأخذ: www.iranrockart.com

تصویر ۸. سفالینه مکشوف از تل باکون فارس، هزاره پنجم ق.م، مأخذ: www.metmuseum.org

تمدن مجاور یعنی میاندورود محیط اطراف مردم را ارواح، فرشتگان و شیاطین فرا گرفته بودند که موجب شر، بدبختی و هراس میشدند و حتی خدایان، از دست این دیوها در امان نبودند. ازاینرو، مردم میبایست »در هر مورد خدایانی، فرشتگانی و ارواحی را که حافظ انسان در شرایط گوناگون بودند به یاری میطلبیدند تا بتوانند از شر دیوان رهایی یابند. نیز میبایست تعویذها و طلسمهایی بر خود میبستند. تعداد مهمترین این دیوان یا خدایان شر هفت بود، اما شمار واقعی آنها بسی بیشتر بود« (بهار،١٣٨٨: ٣٦).