پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
چكيده:
ميزان مطالعه و گرايش به كتاب از مهم ترين شاخص هاي رشد و توسعه محسوب مي شود. اين پژوهش با استفاده از تحقيق توصيفي از نوع پيمايشي به بررسي ميزان،نوع و عوامل مؤثر بر مطالعه غير درسي دانش آموزان دوره متوسطه شهرستان آران و بيدگل در سال تحصيلي ۸۵-۱۳۸۴ پرداخته است. نتايج پژوهش نشان مي دهد كه دانش آموزان پسر به طور معناداري ، مطالعه غيردرسي كمتري نسبت به دختران دارند؛ ارتباط معناداري بين ميزان اوقات شبانه روز جهت مطالعه غير درسي با پايه تحصيلي وجود ندارد، اما با جنسيت ارتباط مععناداري وجود دارد.

از نظر موضوع مورد مطالعه ،دانش آموزان دختر و پسر ،بيشترين انتخاب نسبت به كتب ادبي داشته اند و در ساير زمينه ها تفاوت معناداري مشاهده مي شود.

در مورد رفتارهاي توجه آميز والدين والدين و معلمان نتايج نشان مي دهد كه رفتارهاي توجه آميز والدين و معلمان به كتاب و مطالعه غير درسي با پايه تحصيلي و جنسيت ارتباط معناداري ندارد.در پايان مقاله، پيشنهاد هايي براي توسعه و ترويج مطالعه غير درسي دانش آموزان دوره متوسطه ارائه شده است.

كليد واژه : مطالعه غير درسي ، دانش آموزان دوره متوسطه ،آ ران و بيدگل

مقدمه :
ميزان مطالعه و گرايش به خواندن از مهم ترين شاخص هاي رشد و توسعه است. مطالعه يكي از عوامل موثر براي شكوفايي استعدادهاي بالقوه ي انساني براي رسيدن به كمال است در پرتو مطالعه، انسان مي تواند با عقايد و افكار گذشتگان آشنا شود و راه خير و صلاح را از راه فساد تشخيص دهد. مطالعه عامل موثري براي جلوگيري از تك بعدي فكر كردن است و زمينه پرورش استعدادهاي بشر را درابعاد مختلف فراهم مي كند.

اهميت كتاب و فرهنگ كتابخواني و جايگاه والاي كتاب بر كسي پوشيده نيست. كتاب از دير باز يكي از مهم ترين ابزار آگاهي و بصيرت به شمار آمده است. يكي از معيار هاي سنجش رشد فرهنگي و فكري هر ملت و كشوري در تعداد كتابخانه ها، كتاب فروشي ها ، كتاب هاي چاپ شده و كتاب خوان هاي آن جامعه است.كتابخواني و بالا بودن ميزان مطالعه در جهان يكي از شاخص هاي توسعه يافتگي و رشد شناخته شده است.
مقايسه آمار و هم بيانات رسمي مسئولان فرهنگي كشور از ميزان مطالعه ، نشان مي دهد كه جايگاه مطالعه در كشو ما نسبت به ساير ممالك توسعه يافته وضعيت مطلوبي ندارد و بايد اقداماتي براي ايجاد راه هاي مناسب ترويج مطالعه و فرهنگ كتابخواني در كشور فراهم آورد. با در نظر گرفتن سابقه درخشان تاريخي و ديني كشورمان ، ميزان رويكرد افراد به كتاب در مقايسه با ساير جوامع در سطح پاييني قرار دارد.
با نگاهي اجمالي به پيشرفت كشور هاي توسعه يافته در مي يابيم كه تحولات عظيم فرهنگي، اقتصادي و صنعتي آنان مرهون توجه خانواده و نظام آموزشي به مطالعه و پژوهش، توسعه و تجهيز كتابخانه ها ، ايجاد فرهنگ مطالعه و … مي باشد. اما در كشور ما هنوز به مطالعه به عنوان يك نياز مطرح دائمي نگاه نمي شود.
از آن جايي كه دوره متوسطه نيز يكي از دوره هاي حساس و اثر بخش در امر توسعه اقتصادي، اجتماعي و … كشورها مي باشد ، توجه به مسائل اين دوره مخصوصاََ ميزان مطالعه و عوامل موثر بر آن براي گام نهادن به سوي توسعه و پيشرفت ضروري به نظر مي رسد.
عادت به مطالعه مستمر و مفيد بخصوص براي جوانان يك نياز اساسي در آموزش و پرورش كشور است.و لازم است اولياء دانش آموزان و مسئولان دبيرستان ها و دست اندركاران نظام تعليم و تربيت با هدف به هنگام كردن اطلاعات خود و آشنايي با يافته هاي پژوهشي محققان و متخصصان در اين امر مهم اقدام نمايند. يافتن راهي مناسب براي آموزش اولياء با شيوه هاي تخصصي و ترغيب و تشويق دانش آموزان به مطالعه كتب غير درسي امري ضروري به نظر مي رسد.
لذا تحقيق حاضر سعي در شناسايي ميزان و نوع گرايش هاي مطالعه دانش آموزان دوره متوسطه و عوامل موثر بر آنها را از ديدگاه دانش آموزان دارد. اميد است نتايج تحقيق مورد استفاده مسئولان و برنامه ريزان در راه ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني قرار گيرد.

اهميت و ضرورت پژوهش:
با توجه به تأ كيد آيات قرآن مجيد و سيره پيشوايان ديني، ترويج فرهنگ مطالعه از ارزش هاي ديني و ملي محسوب مي شود. هم وجود برخي مسائل از قبيل تهاجم فرهنگي و تاثير آموزش متوسطه در پيشرفت اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي كشور،ضرورت تحقيق فعلي را آشكار مي كند.همان طور كه قبلا ذكر شد،
شنا سايي ميزان و نوع مطالعه غير درسي و عوامل مؤثر برآن به منزله گام اصلي توسعه اقتصادي، به برنامه ريزان فرهنگي در سطح ملي كمك مي كند تا با شنا سايي علايق،گرايش ها و نيازهاي مطالعاتي دانش آموزان در جهت ترويج فرهنگ مطالعه گام بر دارد.

نگاهي اجمالي به پيشينه پژوهش:
گاتري و سفرت(۱۹۸۳) ضمن بررسي ميزان مطالعه گروهي از شهروندان زلاندنو، مشاهده كردند كه ميانگين مدت مطالعه روزنامه ۲۹ دقيقه ، كتاب ۲۴ دقيقه،و مجلات ۸ دقيقه در روز مي باشد.يافته هاي تحقيقي شارون(۷۴-۱۹۷۳) در امريكا نشان مي دهد، مردم روزانه به طور متوسط ۱۰۵ دقيقه مطالعه مي كنند. هم كودكان در انگلستان به طور متوسط هر ماه ۳ كتاب مي خوانند. در ايرلند نيز ميزان مطالعه نوجوانان دبيرستاني ۹۰ دقيقه در روز گزارش شده است. نتايج اين تحقيقات به دليل تنوع نمونه هاي مورد تحقيق به سادگي قابل مقايسه نيست . اما با مقايسه كلي از مجموع يافته ها ، مي توان به اين واقعيت پي برد كه ميزان كتابخواني و مطالعه آزاد در جامعه توسعه يافته در حد مطلوبي است.

آقاي عباسي در تحقيقي تحت عنوان ” بررسي عوامل مؤثر و بازدارنده مطالعات غير درسي دانش آموزان سال هاي اول تاچهارم دبيرستان هاي شهرتهران در سال ۱۳۷۲″ ، مشخص كرد كه ۴۶ تا ۳۸ درصد از دانش آموزان رشته رياضي، فيزيك و ۳۳ تا ۲۵ درصد از دانش آموزان رشته علوم تجربي و ۲۳ تا ۱۷ درصد از دانش آموزان رشته علوم انساني مطالعه غير درسي دارند. در اين تحقيق آمده كه ميان مدت زمان مطالعه غير درسي دانش آموزان سه رشته تحصيلي در طول يك هفته ، ميانگين مدت زمان مطالعه پسران و دختران و ميانگين مدت زمان مطالعه غير درسي درفصل تابستان و ساير فصول سال تفاوت معنا داري وجود دارد.(فاضل، ۱۳۸۳ ، ۴۸ )

در تحقيقي كه در سال ۱۳۷۹ توسط ابراهيم زال زاده باعنوان ” مطالعه غير د رسي و ميزان استفاده دانش آموزان دبيرستان ها از كتابخانه هاي عمومي شيراز ” انجام شد مشخص گرديد كه بيش از ۷۵ درصد از دانش آموزان دبيرستان ها از كتابخا نه هاي عمومي استفاده نمي كنند و كمبود وقت ، مهم ترين دليل عدم استفاده از كتابخانه اعلام شده است .(زال زاده،۱۳۷۹)
جمياري در تحقيق خود به نام ” بررسي ارتباط مطالعه منابع غيردرسي با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان سال سوم رشته هاي نظري نظام جديد آموزش متوسطه شهر تهران در سال ۱۳۷۵ ،” اظهار مي دارد كه مطالعه منابع غير درسي در مقايسه

با عزت نفس ،ارتباط كمتري با پيشرفت تحصيلي دارد . مقايسه ۲ گروه كتاب خوان نيز نشان داد كه از نظر پيشرفت تحصيلي بين اين ۲ گروه اختلاف معنا داري وجود ندارد. در اين رابطه نقش پايگاه اجتماعي براي پيش بيني پيشر فت تحصيلي در دختران بيشتر از پسران است . يا فته هاي اين پژوهش بر خلاف پژوهش هاي قبلي نشان داد كه مطالعه منابع غير درسي سهم ناچيزي در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان دارد . نتايج اين تحقيق نشان مي دهد كه براي ايجاد روحيه مطالعه و تحقيق در دانش آموزان بايد تغييراتي بنيادي در شيوه هاي تدريس معلمان، تأليف كتب درسي ، نظام ارزشيابي تحصيلي و نگرش به كتابخانه هاي آموزشگاهي بوجود آيد.(جمياري،۱۳۷۹)

اهداف پ‍ژوهش:
در پژوهش حاضر سه هدف كلي مورد توجه مي باشد:
الف) بررسي و مقايسه ميزان مطالعه غير درسي دانش آموزان دختر و پسر در دوره متوسطه.
ب) بررسي و مقايسه نوع گرايش موضوعي مطالعه غير درسي دانش آموزان دختر و پسر در دوره متوسطه.
ج) بررسي عوامل موثر در مطالعه غير درسي دانش آموزان متوسطه از نظر دانش آموزان در شهرستان آران و بيدگل.

سوالات پژوهش:

سوالات پژوهش به دو دسته “نوع و ميزان مطالعه غير درسي” و “عوامل مؤثر بر مطالعه غير درسي “تقسيم بندي شده است. اين موارد عبارتند از:
الف) سوالات مربوط به نوع و ميزان مطالعه غير درسي:
۱- آيا تفاوت معناداري ميان ميزان مطالعه غير درسي دانش آموزان پسر و دانش آموزان دختر وجود دارد؟
۲- آيا تفاوت معناداري ميان ميزان مطالعه غير درسي و پايه تحصيلي دانش آموزان دوره متوسطه وجود دارد؟
۳- گرايش موضوعي مطالعه غير درسي دانش آموزان دوره متوسطه چيست؟
۴- آيا موضوع مطالعه غير درسي دانش آموزان پسر با موضوع مطالعه دانش آموزان دختر متفاوت است؟
ب) سوالات مربوط به عوامل موثر در مطالعات غير درسي:
۵- آيا رفتار توجه آميزوالدين نسبت به كتاب و مطالعه در ميزان مطالعه غير درسي دانش آموزان موثر است؟
۶- آيا رفتار توجه آميزمعلمان نسبت به كتاب و مطالعه در ميزان مطالعه غير درسي دانش آموزان موثر است؟
۷- آيا حجم زياد دروس و تكاليف كلاسي در ميزان مطالعه غير درسي دانش آموزان موثر است؟
۸- آيا تجهيز و نحوه اداره كتابخانه مدارس در ميزان مطالعه غير درسي دانش آموزان موثر
است؟
۹-آيا تبليغات در زمينه كتابخواني ( بازديد از نمايشگاه كتاب، برگزاري مسابقات كتابخواني و معرفي كتاب و …) در ميزان مطالعه غير درسي دانش آموزان موثر است؟
۱۰-چه عواملي جهت پر كردن اوقات فراغت مي تواند جايگزين كتب غير درسي دانش آموزان شود؟
۱۱-آيا بين عوامل مؤثر بر مطالعه غير درسي و متغير جنسيت رابطه معناداري وجود دارد؟
۱۲-عوامل باز دارنده دانش آموزان در استفاده از كتابخانه هاي مدارس چيست؟

متغير هاي پژوهش:
متغير هاي پژوهش عبارتند از : جنسيت ، پايه هاي تحصيلي(اول،دوم،سوم،پيش دانشگاهي)، ميزان مطالعه غير درسي و گرايش موضوعي آن.

روش تحقيق:
روشي كه در اين پژوهش از آن بهره گرفته شده است روش تحقيق توصيفي از نوع پيمايشي مي باشد.

جامعه آماري ، نمونه آماري و روش نمونه گيري:
جامعه آماري اين پژوهش ، همه دانش آموزان دوره متوسطه شهرستان آران و بيدگل در سال تحصيلي ۸۵-۱۳۸۴ مي باشد. از مجموع ۴۳۴۹ نفر دانش آموز، ۱۹۷۹ نفر پسر و ۲۳۷۰ نفر دختر هستند كه به دليل گسترده و پراكندگي مطالعه ، پژوهش گران، از بين دانش آموزان، ۳۵۰ نفر را به عنوان جامعه آماري از كل جامعه پسر و دختر با استفاده از روش تصادفي خوشه اي از دفتر آمار آموزشگاه ، با لحاظ جنسيت، دوره تحصيلي(اول، دوم، سوم، پيش دانشگاهي) و موقعيت محل تدريس( شهر و روستا) انتخاب نموده اند. ( البته قابل ذكر است كه فقط ۳۲۲ پرسش نامه به پزوهش گران تحويل داده شد)(دلاور، ۲۷۶ )

ابزار جمع آوري اطلاعات و روش تجزيه و تحليل داده ها:
ابزار هاي اندازه گيري پژوهش حاضر شامل پرسشنامه اي مي باشد كه بعد از طراحي اوليه توسط پژوهشگران تحقيق و سپس در يك نظر سنجي از سوي كارشناس ناظر ، بين دانش آموزان دختر و پسر توزيع گرديد. اين پرسشنامه د اراي ۳۰ سوال مي باشد كه تعداد ۲۹ سوال بسته و يك عدد سوال باز مي باشد.
براي تجزيه و تحليل اطلاعات درمرحله توصيف اطلاعات با استفاده از نرم افزار spss ، از جدول هاي فراواني و درصد، نمودارها و شاخص هاي آماري نظير ميانگين، ميانگين رتبه اي، واريانس، انحراف استاندارد استفاده گرديد هم در مرحله تحليل داده ها، روش هاي آمار استنباطي نظير: آزمون ناپارامتري، آزمون كروسكال واليس(kruskal-wallis test) و آزمون يومان ويتني( mann-whitney u test) استفاده شده است.

تجزيه و تحليل يافته هاي پژوهش :
در اين بخش نتايج بدست آمده از پاسخ به سوالات بررسي شده است. در بررسي سوال اول كه ميزان مطالعه غير درسي پسران مقطع متوسطه را با ميزان اين مطالعه در بين دختران مقايسه كرده ، شاخص مطالعه غير درسي از جنبه ميزان كمي ساعات مورد توجه قرار گرفت . چنان كه جدول ۱ نشان مي دهد ، نمره Z محاسبه شده در آزمونU من وينتي برابر ۱۰/۲- و مقدار sig برابر ۰۳۵/۰ است . بنابراين فرض صفر رد مي شود و تفاوت معناداري بين دختران و پسران در سطح معناداري ۰۵/۰ وجود دارد. و با توجه به ميانگين رتبه اي دختران و پسران در ميزان مطالعه ، مقدار مطالعه دختران بيشتر است. (نمودار ۱)

سوال دوم تفاوت معنادار ميان ميزان مطالعه غير درسي و پايه تحصيلي دانش آموزان دوره متوسطه را جست و جو مي كند. تجزيه و تحليل داده ها نشان مي دهد كه مقدار H محاسبه شده در آزمون كروسكال واليس برابر ۰۹۸/۰ و مقدار sig برابر ۹۹/۰ مي باشد. بنابراين فرض صفرتاييد شده و تفاوت معناداري در سطح ۰۵/۰ بين پايه هاي تحصيلي متفاوت وجود ندارد.

سوال سوم درباره گرايش موضوعي مطالعه دانش آموزان دوره متوسطه است. نوع و گرايش مطالعه غير درسي دانش آموزان در شش موضوع ارزيابي شد:۱- مطالب علمي – آموزشي ،۲- ديني- اخلاقي ،۳- ادبي ( شعر و داستان) ، ۴-فرهنگي – هنري ، ۵-سياسي – اجتماعي – تاريخي ،۶- روانشناسي. ( جدول ۱)

نتايج نشان داد كه كتب ادبي بيشترين انتخاب را در بين دانش آموزان دختر دارد و پس از آن به ترتيب مطالب ديني – اخلاقي ، علمي – آموزشي ، روانشناسي ، فرهنگي- هنري و در نهايت سياسي – اجتماعي – تاريخي.انتخاب هاي دانش آموزان پسر به ترتيب عبارتند از : مطالب ادبي ، ديني – اخلاقي ، فرهنگي – هنري ، علمي – آموزشي ، سياسي – اجتماعي – تاريخي و روانشناسي .

جدول شماره ۱: توزيع فراواني درصد موضوع هاي مورد علاقه دانش آموزان دختر و پسر براي مطالعه غير درسي

بسيار زياد زياد متوسط كم بسيار كم گزينه

درصد
فراواني
درصد
فراواني

درصد
فراواني
درصد
فراواني
درصد
فراواني
مطالب خواندني

۸/۲ ۹ ۲/۱۱ ۳۶ ۴/۳۶ ۸۵ ۴/۸ ۲۷ ۳/۵ ۱۷ دختر علمي آموزشي
۹/۱ ۶ ۵/۶ ۲۱ ۶/۱۹ ۶۳ ۶/۱۰ ۳۴ ۵/۷ ۲۴ پسر
۹/۵ ۱۹ ۷/۱۲ ۴۱ ۶/۲۳ ۷۶ ۹/۹ ۳۲ ۹/۱ ۶ دختر ديني اخلاقي
۱/۳ ۱۰ ۳/۹ ۳۰ ۱/۱۷ ۵۵ ۹/۹ ۳۲ ۵/۶ ۲۱ پسر
۳/۹ ۳۰ ۷/۱۲ ۴۱ ۳/۱۸ ۵۹ ۶/۹ ۳۱ ۰/۴ ۱۳ دختر ادبي
۶/۵ ۱۸ ۴/۸ ۳۰ ۸/۲۰ ۴۲ ۲/۱۵ ۳۰ ۹/۵ ۲۸ پسر
۷/۳ ۱۲ ۴/۸ ۲۷ ۸/۲۰ ۶۷ ۲/۱۵ ۴۹ ۹/۵ ۱۹ دختر فرهنگي
هنري
۹ ۳ ۴/۸ ۲۷ ۵/۱۱ ۳۷ ۱/۱۷ ۵۵ ۱/۸ ۴۹ پسر
۱/۳ ۱۰ ۳/۴ ۱۴ ۱/۱۲ ۳۹ ۳/۱۹ ۶۲ ۲/۱۵ ۴۹ دختر سياسي اجتماعي تاريخي
۹/۱ ۶ ۵/۲ ۸ ۷/۱۳ ۴۴ ۷/۱۷ ۵۷ ۲/۱۰ ۳۳ پسر
۳/۵ ۱۷ ۱/۷ ۲۳ ۱/۱۶ ۵۲ ۶/۱۴ ۴۷ ۹/۱۰ ۳۵ دختر روانشناسي
۳ ۱ ۱/۳ ۱۰ ۱/۷ ۲۳ ۰/۱۴ ۴۵ ۴/۲۱ ۶۹ پسر

سوال چهارم به تفاوت موضوع مطالعه غير درسي دانش آموزان پسر با دختر مي پردازد. بر اساس يافته هاي بدست آمده بين نظرات دانش آموزان دختر و پسر در موضوع هاي سياسي – اجتماعي – تاريخي شباهت اما در ساير زمينه ها تفاوت معناداري وجود دارد. در مورد موضوع سياسي – اجتماعي – تاريخي ، نمره Z محاسبه شده درآزمون U من وينتي ۶۳۳- و sig آن برابر ۵۲۷/۰ مي باشد. بنابراين تفاوت معناداري بين دختران و پسران وجود ندارد. بين موضوعات مورد مطالعه و پايه تحصيلي نيز ارتباط معناداري وجود ندارد.

سوال پنجم تاثير رفتار توجه آميز والدين نسبت به كتاب و مطالعه در ميزان مطالعه غير درسي دانش آموزان را مورد توجه قرار مي دهد. رفتارهاي توجه آميز والدين به رفتارهايي چون ميزان مطالعه والدين ، تخصيص مقداري از درآمد براي تهيه كتاب ، اهداء كتب به عنوان هديه ، ايجاد محيط مناسب و آرام توسط والدين گفته مي شود. نمره Z محاسبه شده در آزمون U من ويتني برابر ۹۵/۰- و مقدار sig برابر ۳۴۲/۰ مي باشد. بنابراين فرض صفر تاييد و تفاوت معناداري بين پسران و دختران وجود ندارد. مقدار H محاسبه شده در آزمون كروسكال واليس برابر ۳۵۸/۰ و مقدار sig برابر ۹۴۶/۰ مي باشد ، بنابراين تفاوت معناداري بين پايه هاي تحصيلي وجود ندارد. (نمودار ۲)

سوال ششم درباره تاثير رفتار توجه آميز معلمان نسبت به كتاب و مطالعه در ميزان مطالعات غير درسي دانش آموزان است . رفتار توجه آميز معلمان كه در تحقيق مورد توجه قرار گرفته عبارت است از تشويق معلم به مطالعه غير درسي و ارجاع دانش آموزان به كتب غير درسي جهت فهم مطالب درسي . نمره Z محاسبه شده در آزمون U من ويتني برابر ۰۳/۱- و sig برابر ۳۰۱/۰ مي باشد بنابراين تفاوت معناداري بين دختران و
پسر ان وجود ندارد. مقدار H محاسبه شده در آزمون كروسكال واليس برابر ۱۰۸/۷ و sig آن برابر ۶۹/۰
مي باشد. بنابراين تفاوت معنادار در سطح ۰۵/۰ بين پايه هاي تحصيلي وجود ندارد. ( نمودار۳)

سوال هفتم به تاثير حجم زياد دروس و تكاليف درسي در ميزان مطالعه غير درسي دانش آموزان مي پردازد.
نتايج نشان داد كه نمره Z محاسبه شده در آزمون U من ويتني برابر ۷۲/۳- و sig آن برابر صفر مي باشد. بنابراين تفاوت معناداري بين دختران و پسران وجود دارد. ميانگين رتبه اي دختران ۷۱/۱۷۸ و پسران ۲۷/۱۴۱ مي باشد. بنابراين دختران ،تاثير حجم زياد كتاب هاي درسي را بر ميزان مطالعه غير درسي مؤثر تر مي دانند.
مقدار H محاسبه شده در آزمون كروسكال واليس برابر ۳۰۴/۴ و sig آن برابر ۲۳/۰ مي باشد. بنابراين تفاوت معناداري بين پايه هاي تحصيلي وجود ندارد. (نمودار ۴)

سوال هشتم درباره تجهيزات و نحوه اداره كتابخانه هاي مدارس است و اينكه چقدر در ميزان مطالعه غير درسي دانش‌ آموزان تاثير دارد. مواردي كه در اين زمينه مورد توجه قرار گرفت عبارت است از : شرايط و نحوه عضويت و ساعات كار كتابخانه ، نحوه برخورد مسئول كتابخانه به هنگام پاسخ گوئي به سوالات ، شرايط فيزيكي كتابخانه از جمله سكوت سالن مطالعه ، دما ، نور و فضاي كتابخانه ، مناسب و متنوع بودن موضوعات كتب غير درسي در كتابخانه و در نهايت وجود برگه دان يا فهرست كتاب در كتابخانه .

يافته ها نشان داد كه در مورد شرايط و نحوه عضويت و ساعت كار كتابخانه (Z= -0/213 , sig=0/832) ، نحوه برخورد مسئول كتابخانه (Z=-1/28, sig=0/199) ، و وجود برگه دان) (Z= 0/131 , sig= 0/896 فرض صفر تاييد شده، بنابراين تفاوت معناداري بين دختران و پسران وجود ندارد.

ميزان Z محاسبه شده در آزمون U من ويتني در مورد مناسب و متنوع بودن موضوعات كتب غير درسي برابر ۹۸/۲- و sig آن برابر ۰۰۳/۰ مي باشد. بنابراين تفاوت معناداري بين دختران و پسران وجود دارد. ميانگين رتبه اي دختران ۳۰/۱۷۵ و پسران ۲۸/۱۴۵ مي باشد. در مورد شرايط فيزيكي كتابخانه مقدار Z محاسبه شده در آزمون U من ويتني برابر ۱۳۳/۲- و sig آن برابر ۳۳/۰ مي باشد. در نتيجه تفاوت معناداري بين دختران و پسران در سطح معناداري ۰۵/۰ وجود ندارد .

در مورد تاثير شرايط فيزيكي كتابخانه و پايه هاي تحصيلي يافته ها نشان داد كه ميزان H محاسبه شده در آزمون كروسكال واليس برابر ۵۱۱/۱۴ و sig آن برابر ۰۰۲/۰ مي باشد. بنابراين تفاوت معناداري بين پايه تحصيلي سوم و شرايط فيزيكي كتابخانه وجود دارد. ميانگين رتبه اي پايه اول ۷۱/۱۵۳،پايه دوم۷۵/۱۴۶ ،پايه سوم۰۷/۱۹۰ ، پيش دانشگاهي ۰۱/۱۴۳ مي باشد.
سوال نهم به تاثير تبليغات كتابخواني در ميزان مطالعه غير درسي دانش آموزان اختصاص دارد. تبليغات كتابخواني كه در اين تحقيق مورد توجه قرار گرفته عبارت است از : ۱-بازديد نمايشگاههاي كتاب ،۲- مسابقات كتابخواني ، ۳-بزرگداشت هفته كتاب و كتابخواني ، ۴-معرفي كتاب و ….نمره Z محاسبه شده در آزمون U من ويتني برابر ۰۷۶/۳- و sig برابر ۰۰۲/۰ مي باشد. بنابراين فرض صفر رد مي شود بنابراين تفاوت معنادار بين پا سخ هاي دختر و پسر وجود دارد. ميانگين رتبه اي دختران ۷۷/۱۷۵ و پسران ۷۲/۱۴۴ مي باشد.
مقدار H محاسبه شده برابر ۲۸۵/۷ و sig آن برابر ۲۲/۰ مي باشد. بنابراين تفاوت معناداري در سطح ۰۵/۰ بين پايه هاي تحصيلي وجود ندارد.

در مورد تاثير عضويت در انجمن ها و تشكل هاي علمي و ادبي و بسيج دانش آموزي مدرسه و شهرستان در ميزان مطالعه غير درسي ، نمره z محاسبه شده ۵۰۳/۰- و sig آن ۶۱۵/۰ مي باشد. بنابراين تفاوت معناداري بين دختران و پسران وجود ندارد. مقدار H محاسبه شده در آزمون كروسكال واليس برابر ۶۶۱/۹ و sig آن برابر ۶۳/۰ مي باشد بنابراين تفاوت معناداري در سطح ۰۵/۰ بين پايه هاي تحصيلي وجود ندارد.

سوال دهم در مورد تاثير عواملي كه جايگزين مطالعه غير درسي دانش آموزان مي گردد است. دختران به ترتيب به موارد زير به عنوان عامل جايگزين مطالعه اشاره كردند: رسانه جمعي ، ورزش ، اينترنت ، بازي هاي كامپيوتري و پسران به ترتيب موارد زير اشاره كردند: رسانه جمعي ، ورزش ، بازي هاي كامپيوتر ، و اينترنت. ( جدول ۲)
رسانه جمعي به عنوان مهم ترين عامل جايگزين مطالعه غير درسي اشاره شد به طوري كه ۴/۲۶درصدپاسخ بسيار زياد ، ۳۱ درصد پاسخ زياد ، ۳/۲۲ درصد پاسخ متوسط ، ۲/۱۵ درصد پاسخ كم و ۰/۵ درصد پاسخ بسياركم داده اند. بنابراين رسانه جمعي جايگزين مطالعه غير درسي بيشتر دانش آموزان در پايه هاي تحصيلي متفاوت است.

جدول شماره ۲: توزيع فراواني و درصد عوامل جايگزين مطالعه غير درسي
بسيار زياد زياد متوسط كم بسيار كم گزينه