چکیده

از منظر مقررات حقوق بشری و مقررات بین المللی دراصلاح فرد و جامعه کرامت ذاتی انسانی باید دردرجه اول اهمیت باشد به این صورت که نباید از وی به عنوان وسیله یی برای ارعاب و بازدارندگی مجرمین بالقوه (پیشگیری عام) استفاده شود و از طرف دیگر در پیشگیری خاص نیز به استعدادهای ذاتی و خدادادی مجرم توجه شده و از آنها در جهت اصلاح وی درست استفاده شود؛ طوری که مهار مجرم صرفا از طریق حبس یا حذف وی نباشد. همچنین نبایدبا اعمال مجازاتهای ترهیبی و ترذیلی سعی در بازداشتن مجرم از تکرار جرم شود؛ چرا که این رفتارها باعث بیگانگی بیشتر فرد با جامعه می شود و با ایجاد کینه در فرد مجرم بازگشتش به اجتماع را دچار مشکل خواهد کرد. ازینرو باید در نظر داشت جرمی که مجرم مرتکب آن شده است هرچند شدید و قابل مجازات باشد توجیه کننده رفتارهای خارج از کرامت انسانی وی نبوده و برخورداری از مجازاتهای برنامه ریزی شده و بهره گیری از استعدادهای ذاتی و درونی هرمجرمی حق ذاتی وی می باشد. این نوع برخورد در پیشگیری از تکرار جرم نیز نقش مستقیمی دارد. دراین مقاله بادرنظرگرفتن این واقعیت که همه انسانها فارغ از نوع، جنس، نژاد، موقعیت اجتماعی،مجرم بودن یا نبودن و… دارای کرامت انسانی می باشند که به هیچ وجه قابل سلب نیست، وبا تاکید براینکه انجام اعمال مجرمانه مجوز برخوردهای وسیله محور، خشن،موهن وناشایست با مجرمین نمی باشد؛ کرامت انسانی مجرم در قوانین داخلی و بین المللی را بررسی کرده و همچنین رابطه بین رعایت کرامت انسانی و پیشگیری از تکرار جرم موردبررسی قرار خواهد گرفت.

واژگان کلیدی: رفتار کرامت مدار، کرامت انسانی، حقوق بشر، کنوانسیون های پنج گانه، پیشگیری از تکرار جرم

مقدمه

کرامت انسانی موهبتی است که همه انسانها ازآن برخوردار می باشند.نوعی از کرامت بصورت ذاتی هست که از طرف خداوند به همه انسانها به جهت انسان بودنشان اعطا شده است و به هیچ وجه قابل سلب نمی باشد. نوع دیگر کرامت انسانی، کرامت اکتسابی هست که انسانها در مسیر زندگی اجتماعی و تعاملاتشان با دیگران و ارتباطشان با خداوند به دست می آورند.قرآن کریم در سوره حجرات ارزشمند ترین انسانها را در نزد خداوند با تقواترین آنها می داند.و باتقوایی درجه ایی از ایمان است که انسان با نزدیک کردن خود به خداوند به آن نایل می شود. لذا انسان با توسل به اعمالی از جمله جرایم می تواند صفت با تقوا بودن را ازخودزایل کند و به دنبال آن امتیازاتی که مخصوص انسانهای باتقواست از وی گرفته می شود. لیکن در برخورد با مجرمین باید توجه داشت که کرامت نوع اول یعنی کرامت ذاتی انسان به هیچ وجه قابل سلب نیست؛ ازینرو رفتارهایی که با مجرم صورت می گیرد باید در چهارچوب این نوع کرامت انسانی باشد. در غیر اینصورت رفتار با مجرمین یک رفتار غیر کرامت مدار خواهد بود.همچنین در خصوص نقض نوع دوم کرامت(کرامت اکتسابی) باید در نظر داشت که متناسب با همان مقداری باشد که فرد با توسل به اعمال مجرمانه کرامت خود را ازدست داده است.به عبارت دیگر انجام یک جرم نباید بهانه ای باشد تا فرد مجرم از همه کرامت اکتسابی خود محروم شود ویا کرامت ذاتی وی موردتعرض واقع شود.

درخصوص برخورد با مجرمین سنتی ترین پاسخ دربرابر پدیده تکرار جرم توسل به شدت کیفرهاست که هنوز در قانونگذاری برخی کشورهااز جمله ایران خودنمایی می کند؛ لیکن با وجود تشدید کیفر، در برخی موارد طرد بزهکار موجب افزایش تکرار جرم شده است.ازینرو به دنبال ناکار آمدی کیفر در مقابله با تکرار جرم، اندیشه بازپروری و خنثی کردن خوی جامعه ستیزی بزهکاران در قوانین و مقررات بین المللی قوت یافته است.شناسایی شخصیت بزهکار و علل ارتکاب جرم بعد از ارتکاب اولین جرم،در چهارچوب دستاوردهای جرمشناسی بالینی با هدف بازگرداندن بزهکار به زندگی سالم اجتماعی صورت می گیرد که غایت آن پیشگیری از تکرار جرم است.از منظر مقررات حقوق بشری برخورد با بزهکاران باید براساس اصول و قواعدی باشد که سعی در اصلاح و بازگرداندن مجرم به جامعه داشته باشند ودرعین حال دراین مسیر، شخصیت انسانی و کرامت ذاتی مجرم نیز مورد توجه باشد و از استعدادهای ذاتی وانسانی برای اصلاح وی استفاده شود و عواملی که باعث تکرار جرم می شوند از جمله عوامل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی که مجرم با آنها در مسیر ارتکاب جرم وبعد ازآن روبرو هست مورد توجه باشند.

توجه به اصلاح و بازاجتماعی کردن مجرم بعد از ظهور ناکارآمدی روشهای تشدیدآمیز کیفرهابرای جلوگیری از تکرار جرم، در مقررات بین المللی بخصوص از طرف سازمان ملل متحد طی گنگره های پنج ساله بصورت جدی مورد توجه بوده است. در قوانین داخلی نیز بخصوص در آیین نامه سازمان زندان و اقدامات تامینی و تربیتی ۱۳۸۴و همچنین در قانون جدید مجازاتهای اسلامی مصوب ۱۳۹۲در قالب مجازاتهای تکمیلی و مجازاتهای جایگزین حبس و … به اصلاح و بازپروری مجرم توجه ویژه شده است؛ لذا به نظر می رسد قانونگذار ایران درخصوص پیشگیری از تکرار جرم دچار دوگانگی و تناقض در رفتار می باشد؛ چرا که از یک طرف تمایل به سمت جایگزین کردن مجازات حبس و کیفرزدایی دارد تا ازتاثیر منفی زندانها برمجرمین جلوگیری کند تا مرتکب تکرار جرم نشوند و از طرف دیگر با اعمال مجازاتهای بدنی به شکل ابتدایی در قانون مجازات اسلامی مانند مجازات اعدام وشلاق ورجم و… اصلاح و بازاجتماعی کردن مجرمین را دردرجه دوم اهمیت قرار داده است؛ چرا که هدف اصلی از اعمال مجازاتهای بدنی چیزی جز تحمیل کیفر و پیشگیری عام از تکرار جرم نمی تواند باشد.

دراین مقاله ابتدا سعی خواهدشد بصورت مختصر مفهوم کرامت انسانی مورد بررسی قرار گیرد،سپس به جایگاه کرامت انسانی مجرم و پیشگیری ازتکرارجرمدر مقررات و کنوانسیون های بین المللی و حقوق بشر اشاره خواهد شد. دربخش بعدی به تحلیل جایگاه کرامت انسانی مجرمین در قوانین و مقررات داخلی جمهوری اسلامی ایران خواهیم پرداخت و سعی خواهد شد همنشینیمجازاتهای اعدام، شلاق، قطع عضو، رجم و …در قالب حدود، قصاص با دیگر مجازاتها مانند حبس، تعزیرات، مجازات های جایگزین حبس و اقدامات تامینی و تربیتی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند.چرا که هر کدام از این مجازاتها دارای ماهیت و اهداف جداگانه ی می باشند.

روش تحقیق

این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی می باشد و برای گردآوری ادبیات موضوع از روش کتابخانه ای استفاده می شود. زیرا روش تحقیق در دانش حقوقی بر پایه تحلیل های حقوقی و توصیف پدیده های حقوقی است.

مفهوم کرامت انسانی

جهت اینکه به شناخت بهتر از مفهوم کرامت انسانی ورفتار کرامت مدار دست یابیم لازم است ابتدا آن را بصورت لغوی و سپس در اصطلاح بررسی کنیم چراکه تعریف لغوی تاثیر زیادی در تعریف اصطلاحی دارد.لغت نامه دهخدا برای واژه “کرامت” معانی مختلفی ازجمله ارزش، حرمت، حیثیت،بزرگواری، عزت، شرافت، انسانیت، شأن، مقام، موقعیت، درجه، رتبه، جایگاه، منزلت، نزاهت از فرومایگی و پاک بودن از آلودگی ها،احسان و بخشش،جوانمردی و سخاوت ذکر کرده است.(دهخدا ،(۱۳۷۳ معادل انگلیسی واژه کرامت، “dignity” است که در فرهنگ معاصر به معنای بزرگی، شرافت، جاه،مرتبه، منزلت، مقام، شأن، ارزش، پایگاه، وقار، سنگینی،متانت و رزانت آورده شده است.(علی محمد حق شناس، (۱۳۸۵ معادل انگلیسی واژه “کرامت انسانی” “human dignity” است (رحیمی نژاد،(۱۳۹۰ که به معنای شرف،افتخار،استحقاق احترام ،عنوان، رتبه و مقام و شرافت برجسته می باشد. ( Henry Campbell Black,s law dictionary )