پیشینه تاریخی محلات

مقدمه
آغاز مي كنيم به نام آغازگر هستي
در مورد اين تحقيق به طوركلي صنعت گردشگري ، به ويژه شهرستان محلات نكاتي قابل ذكر است كه در اين مختصر ، فهرست وار به برخي از آنها اشاره مي شود :
اگر باوركنيم كه همانند آب ، غذا و تنفس ، پرداختن به گردش و تفريح در اوقات فراغت نيز يك نياز واقعي است ، بايستي آن را در برنامه زندگي خود بگنجانيم و فارغ از دغدغه هاي مادي و با پالايش روحي ، به آرامش رواني برسيم .

به ويژه در عصر ماشيني كنوني كه ضرورت آن را بيش از پيش نيزكرده است . براي اين منظور، مشاهده عظمت هاي آفرينش و زيبايي هاي ذخيره كننده عظمت هاي آفرينش زيبايي هاي خيره كننده طبيعي و تدبر در ميراث هاي به جا مانده از پيشنيان ، شادابي و نشاط را به ارمغان مي آورد و براي شروعي مصمم تر آماده مي سازد دركتاب آسماني ‹‹قرآن ›› نيز در آيه ۱۳۷ سوره آل عمران آمده است :

‹‹ قبل از شما ملت هايي بودند و رفتند . سپس شما در روي زمين گردش كنيد، تا ببينيد چگونه بود عاقبت آنان كه وعده هاي خدا را تكذيب كردند ›› . اينك كه سياست هاي كلان نظام مقدس جمهوري اسلامي، بر توسعه شتابان صنعت گردشگري كشور تأكيد دارد و از سوي ديگرر نقش اطلاعات و اهميت اطلاع رساني ، به عنوان يكي از ضرورت هاي اساسي توسعه و خلأ آن را اينك مي دانيم ، ضرورت پرداخت به آن متجل گرديده

است . برخورداري شهرستان محلات از قابليت گردشگري ، امكان بهره برداري از اين موهبت خدادادي و پايان ناپذير را فراهم آورده است . ليكن براي دستيابي به هدف توسعه پايدار ، توجه به دو شرط اساسي زير به عنوان شروط لازم ، گريز ناپذير است .
الف : صيانت از آرمان هاي انقلابي و فرهنگ ملي

ب : حفاظت از محيط زيست .
از آنجا كه هدف از پرداختن به مقولة گردشگري توسط گردشگران ، رسيدن به انبساط خاطر ، تمدد اعصاب و تجديد قوا است ، لذا ماهيتا بخشي از آن كه در ميزان رضايت مندي و يا عدم رضايت مندي گردشگران تأثير جدي و مستقيمي دارد ، به عوامل رفتاري و اخلاقي مرتبط مي گردد و از اين رهگذر بايد دانست كه فرهنگ ميهمان نوازي ايرانيان كه در جهان شهرت دارد ، داراي جذابيت و قابليت تأثيرگذاري فوق العاده اي ، در توسعه اين صنعت است بايستي آن را بكار گرفت .
در اين تحقيق تلاش شده ، تا در آن سيمايي از جاذبه گردشگري شهرستان محلات (خورهه) تصوير شده و اطلاعات آن داراي ويژگي هاي : جامعيت ، كاربردي بودن ،‌ موضوعي بودن و استفاده حداكثر از عبارات و الفاظ فارسي باشند .

عليرغم اينكه حتي بعضي از خواص نيز جاذبه هاي گردشگري را به چند اثر تاريخي و طبيعي منحصر مي داند اما واقعيت اين است كه موضوعاتي كه براي گردشگران جذاب هستند و در آنها ايجاد انگيزه سفر مي كند به گستردگي انواع ذوق و سليقه هاي موجود ،
متنوع و متفاوتند .

و در آخر بايد اشاره شود كه حاصل كار نوع بشر هرچه باشد ، همواره داراي نقصان وكاستي است و نيازمند نقد و اصلاح . لذا اميد است خوانندگان نكته سنج ، نواقص موجود راهنمائي هاي ارزنده خود را براي اصلاح درچاپ هاي بعدي به مؤلف هديه نمايند .
با تشكر
برگرفته از كتاب سيماي گردشگري همدان
مؤلف : سيد ابوالحسن فاطمي

فصل اول
توضيح اصطلاحات خورهه

شيوه يوتيك ( ايونيايي ) :
اين شيوة معماري به سرزمين ايونيا واقع در ساحل آسياي صغير ( تركيه ) منسوب بود وكمتر از شيوة دور يك صلابت و استواري و رسميت دارد و خاستگاه آن نيز همچون دوريك ناشناخته مانده است . نخستين بقاياي معماري شيوه ايونيك از پرستشگاه هايي است به متعلق به قرن ششم ق . م است . از ويژگي هايي اين شيوه ستون باريك و بلند و با سر ستوني پيچ خورده ( حلزوني شكل ) است . طرح ستون اين شيوه به بيننده از هر طرف ديد مشابهي مي دهد . نسبت ارتفاع به قاعده در اين شيوه ۹ به ۱ و ۱۰ به ۱ يعني نسبت به ستون دوريك بلندتر است و تعداد شيارهاي روي بدنة ستون نيز ۲۴ عدد است . مهمترين عنصري كه شيوة ايونيك را از نظام دوريك مجزا مي كند ، تغيير شكل سرستون هاست . ستون سنگي در شيوة ايونيك به جاي اينكه مستقيما روي سكويي پله دارد استيلوبات قرار گيرد بر روي پايه ستون دايره شكلي كه از سنگ يكپارچه تراشيده شده و داراي فرو رفتگي هايي نيز مي باشد قرار مي گيرد . اين سنگ مجاري شده روي يك لوحه ي سنگي مربع شكل قرار دارد كه به اين نوع پايه ستون در شيوة ايونيك ( توروس ) گفته مي شود سطح جانبي

شيارهاي ستون ها در اين شيوه در بيشتر موارد ، به صورت صاف و تراشيده شده و فاقد گوشه است . در صورتي كه در شيوة معماري دوريك خلاف اين امر ديده
مي شود . تعداد شيارهاي قاشقي بدون گوشه سبك ايونيك بخش پاييني ‹‹ آنتا ›› كه به شكل مربع در انتهاي ديوارهاي مقصوره ديده مي شود در صورتي كه در شيوة دوريك ساده رها مي گردد . معابد بسياري در يونان و سرزمين هاي تابعي آن به شيوة ايونيك برپا شده اند كه مي توان به معبدا رختئوم در آتن و معبد آرتميس در افسوس و . . . اشاره كرد.
( آشنايي با معماري جهان / مؤلف : محمد ابراهيم زارعي / تن آوران ۱۳۷۹ ) .

شيوة ايوني در جزاير درياي اژه و سواحل آسياي صغير نشو و نماكرد و در نتيجه با عناصري از معماري شرق درآميخت ( معماري ۲ ) تاريخچه ي معماري ، رنگ شتاي ، مهندس داوود پور اميني .
آبگرم واقع در شمال خاوري محلات كه به بهره برداري از خاك آن جهت كاشي سازي نيلو در اصفهان مي باشد ، معادن سرب واقع در سياه رود ۹ كيلومتري باختر محلات نيز وجود دارد . در اين شهرستان تا شعاع ۲۵ كيلومتري ۲۶ معدن كه اكثر آنها را معدن سنگ و تراورتن تشكيل مي دهد كشف گرديده كه بيشتر اين معادن در حال استخراج و بهره برداري مي باشد اين معادن قبل از انقلاب توسط بخش خصوصي كه معروف ترين آنها قنبر رحيمي بود مورد بهره برداري قرار داشت كه در حال حاضر توسط بنياد مستضعفان جهاد سازندگي ، ستاد معادن و شركت تعاوني ها بهره برداري مي شود .
نوع سنگ استخراجي آن تراورتن ، مرمريت ، چيني و مرمر مي باشد كه قسمت عمده آن در كارخانجات سنگبري اين شهرستان برش خورده و براي مصرف به بازارهاي داخلي
كشور عرضه مي شود . مهمترين كارخانجات آن شركت سنگستان مي باشد كه توليدات خود را به خارج از كشور صادر مي نمايد .
جمعيت نسبي حملات طبق تقسيم بندي جديد ۳۷ / ۲۰۷۹ كيلومتر مربع مساحت دارد و در جنوب استان مركزي واقع شده و تابع آن مي باشد . در سرشماري سال ۱۳۸۵ داراي ۴۹۳۴۶ نفر جمعيت بوده كه از آن تعداد ۴۱۸۳۳ در نقاط شهري و ۷۴۱۳ نفر در نقاط روستايي سكونت دارند .

جهانگردي در دوره رنسانس :
از سده چهارده تا هفده ، بيشتر مسافرت ها با هدفها با هدف كسب دانش و تجربه آموزي انجام مي شد. در انگلستان ملله اليزابت اول براي تربيت و پرورش نمايندگان خارجي مسافرت هايي را براي آنها فراهم كرد و دانشگاههايي مانند آكسفورد وكمبريج در انگلستان و سالامانكا در اسپانيا به همراه بورس تحصيلي براي دانشجويان ايجاد نمود.
كاروان هاي مسافرتي دوره اليزابت پس از چندي ، داراي ساختار و سازمان متصلي گرديدند و آن را ‹‹ گراندتور ›› ناميدند . اين كاروان ها كار خود را در نيمه سده هفده شروع كردند و تا نيمه سده نوزده پابرجا بود .

گراندتور يك راهنماي سفر داشت كه در سال ۱۷۷۸ توسط توماس گفت تهيه شد و پر فروش ترين كتاب معرفي گرديد .
جهانگردي در انقلاب صنعتي
انقلاب صنعتي كه از سال ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ ادامه يافت ، پايه و اساس گردش هاي دسته جمعي را كه امروز ما با آن آشنا هستيم به وجود آورد . در اين دوره تغييرات اقتصادي و اجتماعي عميقي به وجود آورد كه از آن جمله مهاجرت كارگران كشاورز از مناطق روستايي و روي آوردن آنها به شهر نشيني بود . انقلاب صنعتي قدرت بخارا كه در قطارها و كشتي ها مورد استفاده قرار مي گرفت معرفي كرد .

جهانگردي نوين :
جهانگردي امروز به همراه مجموعه اي از تمايلات حركت ، دسترسي يافتن به امكانات و توانايي هاي مالي ، مسافرت توده ها را امكان پذير ساخت . فناوري هاي نوين مانند خطوط هواپيمايي ، كامپيوتر ، آدم آهني و ارتباطات ماهواره اي باعث شد كه در سده بيستم شيوه زندگي ، كار، بازي و تفريح افراد دگرگون شود .
تاريخچه صنعت جهانگردي

از آنجا كه واژه مسافرت و جهانگردي به قدمت تمدن است ، تاريخ نشان مي دهد كه مسافرت هميشه با تجربه هاي خوشايندي همراه نبوده است . در اين قسمت به طور خلاصه مروري بر تكامل تاريخچه جهانگردي از عهد باستان تا دنياي امروز انجام مي شود و
چالش هاي پيش روي جهانگردي در حالي كه دنيا پا به هزاره جديد مي گذارد مورد بررسي قرار مي گيرد .
مردم تمدن هاي ماقبل تاريخ با انگيزه به دست آوردن غذا ، دوري از خطر و نقل مكان به آب و هواي مساعد ، مسافرت مي كردند . با افزايش مهارت وكسب متون ، نياز انسان به زندگي بروي و خانه به دوشي كاهش يافت و ديگر با انگيزه تجارت و معاملة كالا ، مسافرت مي كرد .

در دورة حكومت خانواده سلطنتي در مصر ، مسافرت با قصد تجارت و تفريح انجام مي گرفت كه اين گونه مسافرت ها رونق زيادي يافت و در نتيجه در مسيرهاي طولاني و شهرها براي پذيرايي از مسافراني كه بين قرارگاه هاي دولت مركزي و مناطق خارج از قلمرو مسافرت مي كردند ميهمان خانه هايي ساخته شد .
جهانگردي قرون وسطي

تجارت و مسافرت در قرون وسطي ( دورة پنجم تا چهاردهم ميلادي ) رونق كمتري داشت ، به صورتي كه جاده ها تقريبا از بين رفته و شرايط مسافرت بسيار مشكل و حتي خطرناك شد . در سده چهاردهم ، مسافرت به قصد زيارت به صورت يك پديده انبوه و سازمان يافته درآمد و شبكه بزرگي از سازمان هاي خيريه به كمك طبقات مختلف اجتماعي ايجاد شد .
نخستين مسافرت كارواني ( دسته جمعي ) مربوط به كارواني است كه در سده پانزدهم او
و نيز به بيت المقدس مي رفت .

فصل دوم
جامعه شناسي توريسم

برخي ويژگيهاي توريسم
:: وجود سطوح بالاي نوع آوري و فناوري و سازماندهي
:: انواع مختلف و انجام نوآوري هاي گوناگون از جمله بسته مسافرتي ( packaged trip)
:: رشد توريسم مصادف است با رشد جنبش كارگري . بنابر اين مواجه با رشد مسافرت ساحلي براي طبقه كارگر هستيم
:: در مقابل در نيمه قرن ۲۰ مسافرت تجملي براي طبقه مرفه و مديران وجود دارد. اين نوع تمايز مربوط است به ساختار بازار كار و نظام هاي توليدي ( مراجعه كنيد به مقاله من در باره تعريف فراغت و نظام هاي توليدي)

:: ۱۹۶۰ به بعد رشد برنامه هاي توريسم توده اي
:: ۱۹۶۰ به بعد استفاده از كامپيوتر براي دادن اطلاعات در صنعت توريسم
:: رشد صنعت غذاي حاضري fastfood مصادف است با رشد فراغت و توريسم
:: رشد توريسم با استفاده از اينترنت براي رزرو همه چيز ( مراجعه كنيد به سايت last minute براي ديدن خدمات اينترنتي توريسم از جمله خريد بليط در آخرين دقايق)
اهميت توريسم

:: جزء مهم ايده جامعه مصرفي (مدرن ) مسافرت و گردشگري است
:: رفتن به مسافرت جزء مهم زندگي شده است
:: صنعت تعطيلات انتخاب و آزادي مختلف را ارائه مي دهد
:: گسترش صنعت گردشگري ، گسترش اقتصاد و گسترش تعامل انساني است
:: توريسم بزرگترين صنعت جهان بر حسب اشتغال و تجارت است
:: ۹ درصد رشد سالانه دارد . رشد توريسم بين المللي ۵ درصد بود.
گردشگري

:: آيا توريسم پديده جديدي است يا زوارها همان توريست هاي اوليه هستند؟
:: توريسم يك فعاليت توده اي و عاميانه است
:: سه نوع مسافرت در گذشته كه با توريسم ( مربوط به دنياي مدرن متفاوت است) : زوارها ، تورهاي اريستوكرات ها و مسافرتهاي شاهان و سياحان
:: تقسيم بندي زوارها ( طبقه پايين tripper ) سياحان ( طبقه متوسط tourist ) و سفر اريستوكراتيك ( طبقه بالا traveler )
نظريه هاي جامعه شناختي توريسم

جان اوري و مك كانل از جمله جامعه شناساني هستند كه درباره توريسم نظريه دارند. اوري اين بحث را مطرح مي كند كه چرا توريست عكس جمع مي كند و سرمايه دار سرمايه. اوري مي گويد توسعه عكس برداري همراه است با توسعه چشم توريستي Tourist gaze

يا شكار لحظه توسط توريست ها . اما مك كانل مي گويد توريست به مثابه فراري از زمان و مكان يا فرار به تاريخ است. بنابر اين سنت ها نقش مهمي براي توريست دارد. تاريخ محل هاي توريستي نقش مهمي در توريستي شدن دارد. بنابر اين توريست ها به دنبال يك محل كوچك يك وسيله كوچك
هستند. اگر دنبال مناطق صنعتي هم هستند دنبال يك منطقه صنعتي قديمي هستند. بنابر اين اگر بخواهيم نقطه توريستي درست كنيم بايد آن را تبديل به مناطق تاريخي كنيم ( براي اين كار بايد سنت ابداع و جعل كرد. نگاه كنيد به بخش سنت در كتاب جهان رها شده . سنت هاي ابداعي و سنت هاي اصيل درنظريه مك كانل مهم هستند ( برخي سنت هاي ابداعي براي جلب توريست هاست ) سنت هاي پايه شناخت مدرنيسم است.

نقاط توريستي بايد چگونه باشد؟
:: Urryجان اوري معتقد است توريسم دنبال زرق و برق است . اما مك كانل مي گويد چشم توريست به دنبال قدمت و تاريخ است. بنابر اين ارتقاي محل توريستي در صنعت توريسم يعني تاريخي كردن محل . لذا نقاط توريستي بايد كوچك باشند : شهرهاي بزرگ نمي توانند ( بجز موزه ها ) جذاب باشند . چرا؟ مك كانل مي گويد ( بر اساس تقسيم بندي تونيس : اجتماع و جامعه ) شهرهاي بزرگ معمولي اند ، زندگي روزمره دارند، گرانند، جنگل وارند ، روابط غير شخصي دارند ، كثيف اند، غير دوستانه اند.

:: اما اين تفكيك گزلشافت و گمنشافت ( اجتماع و جامعه تونيس ) براي چيست ؟ مك كانل مي گويد مردم در دنياي جديد فكر مي كنند تحت تسلط بوركراسي و سازمانهاي پيچيده زندگي شان كم عمق و سطحي شده و سنديت Authenticity ندارد ، مردم تنها مانده اند ، لذا مي روند تا دنبال واقعيت ها بگردند ، دنبال حس واقعيت دزديده شده از خود هستند ، لذا مي روند ان را در جاي ديگر جستجو كنند و بدين سان پديد مي آيد. پس چون جامعه بوركراتيك است لذا تجربه غير اصيل دارد. توريست جائي مي رود كه معناي واقعيت است.
:: مك كانل براي تقويت استدلال خود از مفهوم گافمن استفاده مي كند: يعني اينكه ما در اجرا با سه نقشه روبرو هستيم :

۱٫ كساني كه اجرا گرند و اجرا مي كنند (بازيگران)
۲٫ كساني كه اجراي براي آنهاست (تماشاگر )
۳٫ كساني كه نه اجرا مي كنند و نه مشاهده

۴٫ اما بازيگرها در عقب و پشت صحنه هستند ، تماشاگر تنها در جلوست
:: گافمن مي گويد اگر ويژگي هر آنچه در پشت صحنه است جلو بيايد اعتبار نمايش از بين مي رود ( در آشپزخانه رستوران ها ، و حتي در برخي انديشه هاي به نظر منظم روشنفكران ، … ) نيز اين چنين است. بنابر اين جلوي صحنه front stage ظاهر appearance

و پشت صحنه back stage واقعيت reality است. گردش گرهاي واقعي sightseers مي خواهند همه واقعيت را ببيند، واقعيت زندگي را
:: توريست ها تنها در پي ديدن جلوي صحنه هستند ، اما مسافر واقعي واقعيت زندگي را بومي مي خواهند.
:: توريست ها تنها شبه رخداد ها pseudo _ events را مي خواهند

:: بايد بين مسافر traveler و گردشگر tourist تمايز قائل شد
:: مسافر فكر مي كند چيزي از او مخفي شده لذا گرايش به ديدن پشت صحنه دارد: واقعيت واقعي realreality
:: مسافر يا سياح فكرمي كند جسدي درجائي دفن شده كه به او نشان نمي دهند وآنچه مي بيندظاهر قضيه است
:: حالا توريست ها نيز به دنبال همان سنديت ها هستند

:: مي خواهند با بو مي ها ديدار كنند.
:: مك كانل MacCannell مدل ۶ مرحله اي را ارائه مي دهد يعني
۱٫ منطقه علني يا جلوي صحنه گافمن كه البته توريست مي خواهد فراتر رود
۲٫ منطقه علني توريستي كه دكور شده حاوي برخي عناصر پشت صحنه ( رستوراني با ماهي بزرگ حلق آويز يا گوشت چرخ كردن در جلوي چشم ) همه آرايش صحنه هستند
۳٫ جلوي صحنه كه كاملا طراحي شده كه پشت صحنه باشد ( تورها به منطق روستايي . راهنما اطلاع مي دهد بومي نماها آماده مي شوند
۴٫ پشت صحنه براي خارجي ها باز است

۵٫ پشت صحنه باز است اما بازسازي و تميز شده (تورست ها كه مي روند ديگر مثلا با ادب نيستند)
۶٫ منطقه پشت صحنه : نوعي فضاي اجتماعي كه آگاهي توريست را تحريك مي كند. اگر توريست به ان برسد احساس خوب دارد
اما در انديشه اوري urry چنين ديدي را نمي توان ديد . بجاي آن اوري به نگاه خيره توريست يا شكار لحظه ها نظر دارد.
:: اما چه ويژگيهاي مختلفي بايد در علائم باشد تا امر عادي از خارق العاده متمايز شود و توريسم را وادار كند تا آن را شكاركند.
:: ابژه بايد وجود داشته باشد يا بوجود آيد . منحصر بفرد و يگانه باشد، ديدني و فرهنگي باشد، مانند نقطه اي مقدس و … چيزي كه منحصر و يكي است ، تجربه واقعي بودنش بايد آسان باشد ، بايد طوري باشد كه توريست دوربين را در آورد
۱٫ بايد هر منطقه و نقطه نمونه فرهنگي باشد، روستاي نمونه انگليسي
۲٫ برخي جنبه هاي ناشناس زندگي روزمره در موزه نيز هستند ( موزه وايكينگ ها : كشتي سازي)
۳٫ جنبه هاي معمولي زندگي در برخي پهنه ها غير عادي مي شوند: زندگي كمونيستي
:: انديشه اوري بر نگاه خيره توريست استوار است بر خلاف اصالت و سنديت مك كانل
:: توريست به دنبال علايم است
:: توريست به دنبال چيزي است كه با تجربه روزمره اش فرق كند
:: توريست آنقدر ساده نيست كه فكر كند تجربه سنديت و واقعيت امري ممكن است
:: توريست فرارمي كند تاهمه چيزرااز درون علائم ببيند: درپاريس هرتوريست رمانتيك فرا زمان را نشان مي دهد
:: توريست خيره بر علائم است
:: توريست از علائم عكس مي گيرد.
اهميت توريسم در سياست گذاري فرهنگي
در سياستهاي فرهنگي باتيد به چه چيز اهميت داد : مهمانان يا مقيمان . آيا بايد كار روي اجتماع باشد كه مورد توجه مردم بومي است و گردشگران و بازديدكنندگان بين المللي بسويش نمي آيند
:: دشواري گزينش در اين دو راهي از حيطه بازسازي شهرها و سرمايه گذاري فراتر مي رود و به جريان اصلي سياست فرهنگي مي رسد، زيرا معرف مباحث و مجادلات حادي درباره فرهنگ سطح بالا و فرهنگ عامه است.

:: اهميت توريسم فرهنگي به چه دلاليلي است ؟ به دلايل اقتصادي يا اجتماعي يا هر دو
چرا در برخي مناطق پرجمعيت اروپا مانند ونيز و منطقه درياچه اي انگلستان ، سياست جاري مبتني بر كاستن از تعداد توريست ها است ، نه افزايش آنان .چرا؟ حتي افزايش سريع توريسم در شهرهائي مانند پراگ و تالين تاثيرات شديدي بر فرهنگ محلي و جامعه گذاشته است.
:: با توجه به ارزش توريسم ، هميشه اين گرايش و وسوسه به چشم مي خورد كه فرهنگ بومي را چنان مديريت كنيم تا نيازهاي توريست ها – يا آنچه تلقي ما از نيازهاي آن هاست – برآورده شود.

:: بومي ها اين گرايش را به زيان خود مي بينند و در نتيجه اين امر به حسن روابط بوميان و مهمانان لطمه مي زند و در بلند مدت ، قابل دوام نخواهد بود. اين مسايل سبب شده تا مفهوم گردشگري مسئولانه مطرح گردد.
:: توريسم فرهنگي عبارتست از هنر همزيستي در بستر فرهنگي ديگر
:: اما بيشتر توريست ها جذب شيوه هاي زندگي جاري در گردشگاه ها مي شوند . يعني مي خواهند به جاهايي بروند كه بوميان مي روند و از غذا و تفريحاتي استفاده كنند كه بخشي از تشخص ،ميراث و فرهنگ آن مكان ها است.