چکیده

شهر و شهرنشینی جلوه گاه فرهنگ و اجتماع و معرف نگاه جوامع به شهر ایـده آلـی اسـت کـه بـه سـمت آن حرکت می کنند.اهمیت موضوع از منظر اجتماعی است که می تواند کلیه فراینـدهای ناشـی از تـاثیر انسـان و محیط پیرامون اورا دستخوش تغییر و تحول قرار می دهد.چالش رسیدن بـه ایـن شـهر آرمـانی و آرمـان شـهر قدمتی به درازای مفهوم آن دارد.بحران ساختار شهرهای امروز ما در پی گسست فرهنگـی و نفـوذ مولفـه هـای غربی به پیکره فرهنگی در دهه های اخیر لزوم بـه بـاز تعریـف آرمـان شـهر اسـلامی B ایرانـی را متـذکر مـی شود.سوال نوشتار این است که چرا علی رغم فعالیت های گسترده و تمهیدات ضمنی حتی بـا حضـور سـازمان های ذیربط همچنان از ارزش ها، قواعد و هدف ها فاصله میگیریم.هدف رسیدن و دستیابی به سـاختار معنـایی شهری است که نقاط افتراق آن با غرب نمایان شده و منطبق با فرهنگ اسـلامی باشـد. در راسـتای پاسـخ بـه پرسش و رسیدن به این هدف از روش تحقیق تفسیری – تحلیلی بهره گرفته شده و در آن از مطالعه اسنادی و کتابخانه ای استفاده شده است. نتیجه تحقیق حاکی از آن است که آرمـان شـهر بایـد براسـاس ایـده آل هـای اسلامی شکل گرفته و کمال معنوی را با آرامش روحی وبی نیازی مادی درآمیزد.

واژه های کلیدی :آرمان شهر ، شهر ایده آل ، ساختار شهر

-۱ مقدمه

تاریخ زندگی بشـر نشـان دهنـده و گـزارش گـر تحـولات چشـمگیری مـی باشـد کـه در زیسـتگاه او رخ داده اســت. انســان در ایــن معبــر تــاریخی زیســتن هــا و زیســتگاه هــای گونــاگون را تجربــه کــرده است،که از فردی تـرین اشـکال زنـدگی تـا غـار نشـینی، صـحراگردی، سـکونت در روسـتاها و پدیـد آمـدن شــهرها، مــادر شــهرها و کــلان شــهرها را شــامل میشــود. انســان شــهر را محــیط مناســب و خاســتگاه مدنیت، بسـتر زنـدگی اجتمـاعی، عقلایـی، اخلاقـی و مهـد فضـیلت، دانـش، مـنش و هنـر مـی دانـد و بـر ایــن بــاور اســت کــه ایــن همــه درشــهری بــا شاخصــه هــا، خصــلتها و معیارهــای عقلانــی و اخلاقــی رخ میدهد. نگارنده در این مقاله در صـدد اسـت بـا واکـاوی و تحقیـق متـون و منـابع دینـی واسـلامی، دسـت یــابی بــه بخشــی از دســت آوردهــای دینــی در حــوزه شــهر، تــلاش در جهــت پیونــد مجــدد بــا هویــت فرهنگی و حرکت در مسیر آن در بنیان نهادن شهرهای جدید اسلامیBایرانی است.

تــاریخ زنــدگی بشــری گــواه آن اســت کــه ســودای نیــل بــه ســعادت فــردی و اجتمــاعی و جامعــه ای عاری از کاسـتی، همـواره ذهـن اندیشـمندان و فلاسـفه را بـه خـود مشـغول داشـته و بـا تولـد اندیشـه در انســان همــراه بــوده اســت . چنــین انســانی در آرزوی داشــتن جامعــه ای عــاری از پلیــدی، خشــونت و خودخــواهی هــا و همــراه بــا رفــاه و آســا یــش، همــواره در تکــاپو بــوده و چــاره هــا اندیشــیده اســت زیــرا آدمی همواره مقهـور امیـال خودخواهانـه خـود بـوده و ایـن امـر دورانـی تیـره و فلاکـت بـار را بـرای او بـه ارمغان آورده اسـت . لـذا سـودای سـاختن جامعـه ای بسـامان و یـک آرمانشـهر پاسـخی اسـت بـه چنـین وضــعیتی کــه فیلســوف سیاســت را مشــغول خــود ســاخت تــا جــایگزین مناســبی بــر ای وضــعیت فعلــی خــویش فــراهم آورد و اگــر فیلســوف وضــعیت را مناســب مــی دیــد همــین وضــعیت طبیعــی بــرایش آن آرمان مطلوب و عصـر طلایـی بـود و دیگـر معنـا نداشـت بـه دنبـال یـک آرمانشـهر باشـد. آرمـان خـواهی بزرگتــرین عامــل حرکــت و تکامــل آدمــی بــوده و او را وا داشــته تــا هرگــز در حصــار محــدود و ثابــت واقعیــت موجــود در طبیعــت و زنــدگی ســاکن نشــود و همــین نیــرو اســت کــه او را همــواره بــه تفکــر، کشــف، کنجکــاوی، حــق یــابی، ابتکــار و خلــق مــادی و معنــوی وا میــدارد؛ هنــر، ادبیــات و تمــام فرهنــگ بشری تجلیگاه روح ایده آل این موجـودی اسـت کـه هرگـز بـه تسـلیم در برابـر وضـعی کـه جهـان بـرایش تدارک دیده خشنود نیست، به ویژه انسـان عصـر جدیـد یـک نگـاهش بـه گذشـت هـای سـراپا تیـره و تـار هماننــد قــرون وســطی و یــک نگــاهش بــه آینــده ای روشــن و عصــری طلایــی بــوده و خواهــان جهــانی پرشــکو ه و جــلال بــوده اســت . از ا یــن روی تشــکیل جامعــه ای آرمــانی، اصــلاحگری آن در رفــع مظــاهر مفاسد هر جامعـه و ز یسـتی انسـانی سـودای همیشـگی بشـریت بـوده اسـت و ا لبتـه ایـن رویـای بشـری صــفحه ضــمیر اندیشــه ورزان مشــرق زمــین و مغــرب زمــین را در نوردیــده و پیــرو قابلیــت هــای آنــان، تعینــات گونــاگونی یافتــه اســت ، چنــان کــه شــاعر در شــعرش، پیکــر ه تــراش در پیکــره اش و نقــاش در نقاشی اش آرمان خود را نشان می دهد.

در نوشــتار حاضــر ضــرورت بحــث از آنجــا روشــن اســت کــه آرمانشــهرگرا یــی، ذهــن بســیاری ازفیلســوفان و اندیشــه ورزان را بــه خــود واداشــته و تــأثیرات بســزایی در عــالم اندیشــه و تــاریخ نهــاده و مــواردی از آن، هماننــد تفکــر مارکسیســم موجــب تحــولات چشــمگیری در تــاریخ شــده انــد. گــاه آرمانشــهر در اســاطیر عصــر زریــن گذشــته جســت وجــو شــده اســت، و گــاه بــه صــورت بــازآفرینی ای تخیلی،تکنولــوژیکی و ایــدئولوژیکی در آینــده درآمــده اســت. گــاه در افســانه هــا و اســاطیر و افتخــارات ملــی گذشــته جســت وجــو گردیــده اســت. گــاه در محــک بــازگویی آرمانهــای نظامهــای حــاکم و گــاه در یادآوری انتظـار فـرج و در دسـتیابی بـه آینـده ای موعـود بـرای ضـعفا و محرومـان زمـین، ترسـیم گشـته است. (مطلبی، نادری، (۱۳۸۸

در پــژوهش حاضــر تــلاش شــده اســت بــا ارائــه ایــن فرضــیه کــه آرمانشــهر در اندیشــه سیاســی اســلام مــاهیتی دینــی و آســمانی، در اندیشــه سیاســی ایــران باســتان مــاهیتی اســطوره ای و رازآمیــز و در غــرب بیشــتر مــاهیتی زمینــی و برگرفتــه از خــرد و تعقــل فلســفی دارد بــه ایــن ســوال چــرا علــی رغــم فعالیــت های گسترده در زمینـه داشـتن آرمـان شـهر اسـلامیBایرانـی همچنـان از هـدف هـا فاصـله مـی گیـریم؟ پاســخ داده شــود. ایــن پــژوهش، باعــث دســتیابی بــه اطلاعــات ارزشــمندی دربــاره ی مفهــوم، ماهیــت، ویژگــی، شــکل و کــارکرد آرمانشــهر در اندیشــه هــای سیاســی اســلام، ایــران و غــرب مــی شــود و نقــاط افتراق آرمان شهر اسلامیBایرانی با غرب نمایان می شود.

-۲ روش تحقیق

اصــولا هــر تحقیــق کامــل زمــانی انجــام مــی گیــرد کــه بتوانــد از توصــیف مجموعــه ای از عوامــل و عناصر به تحلیل روابـط گونـاگون بـین عناصـر و سیسـتم هـا و عامـل هـا برسـد، تـا بـدین وسـیله تحقیـق منجر بـه توسـعه دانـش فنـی گـردد. تحقیقـات علمـی را مـی تـوان در چنـد دسـته اصـلی پـژوهش هـای بنیــادی، توســعه ای و کــاربردی طبقــه بنــدی کــرد. روش تحقیــق در ایــن پــژوهش شــامل مطالعــات کتابخانه ای است که در آن اسناد تاریخی و مرتبط با آرمان شهر بررسی می شود.

-۳ مفهوم شهر و شهرنشینی

شــهر در جوامــع و فرهنــگ هــای مختلــف، دارای تعــاریف گونــاگونی اســت.یکی از تعــاریف رســمی که در حـال حاضـر مـلاک برنامـه ریـزی محسـوب مـی شـود، شـهر را مکـانی مـی دانـد کـه حـداقل پـنج هــزار نفــر جمعیــت داشــته ودارای شــهرداری باشــد. ایــن رقــم در بعضــی از کشــورها متفــاوت اســت. امــا، تعریــف شــهر بــا اســتناد بــه مبــانی عــددی و برگرفتــه از کمیــت، تعریفــی نــاقص و ناتمــام اســت. البتــه تعاریف فـراوان دیگـری از شـهر بیـان شـده اسـت کـه هـر کـدام بخشـی از ویژگـی هـای شـهر را در نظـر می گیـرد. احمـد اشـرف، در تعریـف مفهـوم شـهر مـی گویـد: »شـهر چـه در دوره باسـتان و چـه در دوره اســلامی، پایگــاه قــدرت و جایگــاه دســتگاه اداری نظــام شــه پــدری((patrimonialبــوده اســت. شــهر را در

زبـــان فارســـی خشـــت مـــی گفتـــه انـــد کـــه بـــه معنـــای پادشـــاهی(قلمرو پادشـــاه) بـــوده است)«اشرف،(۱۱:۱۳۵۳

به یک مجتمـع زیسـتی نـه بـر اسـاس ویژگـی هـای خـاص بافـت آن و یـا حتـی مجموعـه ای از ایـن عناصر بلکه بر اساس عملکـردی خـاص کـه همـان بخشـیدن نظـم بـه یـک منطقـه و ایجـاد فضـای مفیـد می باشـد، مـی تـوان واژه ی شـهر اطـلاق نمـود. شـهر، خـود بـه عنـوان نمـادی از یـک ایـده کـه در فـرم فیزیکی تبلور یافته و آن قـدر غنـی اسـت کـه منـاطق وسـیعی را بـه نظـم درآورد، منبعـث از ایـن مفهـوم کلی تر است کـه شـهرها و یـا هـر محـیط زیسـت مصـنوع، در برگیرنـده و یـا تجلـی یـک مـدل شـناختی آگاهانــه هســتند. مــی تــواناصــولاً محــیط مصــنوع و مجتمــع هــای زیســتی را یکــی از شــیوه هــای نظــم بخشــی بــه جهــان دانســت کــه در جوامــع ســنتی، ایــن شــیوه ی نظــم بخشــیاساســاً مقــدس مــی باشــد. محیط مصنوع در واقـع، بیـان کننـده و مـنعکس کننـد ه ی مـدل آرمـانی مـی باشـد. تصـویری از محـیط زیست آرمانی در ذهـن انسـانها وجـود دارد کـه محـیط مصـنوع، آن را بـه صـورتی نـاقص بیـان مـی کنـد. ایــن محــیط هــای مصــنوع بــه عنــوان زمینــه ای بــرای انســان ایــده آل و یــا شــیوه ی زنــدگی ایــده آل و خاص آن فرهنگ تلقی می شوند.(راپاپورت، ۱۳۸۴، (۴۱۳-۴۱۷