منابع و مآخذ
۱- اكبر زاده رويا: بررسي ارتباط بين نسبت اندازه دور كمر با سن و عوامل خطر (افزايش ليپيد و فشار خون) در بيماران مبتلا به ديابت وابسته به انسلين مراجعه كننده به انستيتيو غدد شهر تهران در سال ۷۵-۱۳۷۴ پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه علوم پزشكي ايران
۲- ويلمور جك اچ و ديويد ال، كاستيل؛ ترجمه دكتر سيد ضياء معيني دكتر فرهاد رحماني نيا، دكتر حميد رجبي، دكتر حميد آقا علي نژاد و دكتر فاطمه سلامي: فيزيولوژي ورزشي و فعاليت بدني. جلد اول، انتشارات مبتكران، ۱۳۸۷
۳- شاكر حسيني و همكاران: بررسي BMI و WHR در بيماران قلبي – عروقي؛ انستيتو تحقيقات تغزيه اي و صنايع غذايي كشور، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، ۱۳۷۹
۴- توفيق، اصغر؛ هنجار يابي BMI, WC, WHR درصد چربي بدن و ميزان فعاليت بدني در مردان ۳۰ سال تا ۵۵ سال شهر تهران و ارزيابي ارتباط آنها با عوامل خطرزاي قلبي– عروقي پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه تربيت مدرس، تابستان ۸۲
۵- فاكس ماتيوس؛ فيزيولوژي ورزشي؛ ترجمه اصغر خالدان، جلد دوم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۷۲
۶- پيغون، عبدالناصر؛ هنجار يابي نسبت دور كمر به دور لگن (WHR) در مردان ۴۰ سال به بالاي شهر اهواز و ارتباط آن با عوامل خطر ساز قلبي – عروقي و ديابت؛ پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه تربيت مدرس ۱۳۸۱
۷- ويلمور و پولاك، فيزيولوژي ورزشي باليني، ترجمه ناظم و فلاح محمدي، انتشارات دانشگاه بوعلي سينا همدان، ۱۳۷۹
۸- Albu, j., and F.X.Pi- sunyer. (1997), Obesity and diabetes. In Handbook of Obesity Eds. G.A.Bray, C. Bouchard, and W.P.T James . Network;
9- Han SC,etal.2001. Association between simple anthropomatric indices and caradiovascular risk factors. Internation Journal of Obesity.
10- Huang K.C. w.y.lin,l.T.Lee , C.Y.chen , H.La.H.H.Hsia , I.L, liu , w.y. shan and R.S.lin; four anthropometric indices and cardiovascular risk factor in Taivan . Int.j.obes.Relat.metab.Disard. 2002 Aug.
11- Natural Task Force on The prevention and treatment of obesity and health risk.Arch.Intern. med 2000;160.
12- Oliveira C.L., G.V. veiga and R.sichieri; Anthripometric markers fot cardio-vascular disease risk Factors among overweight adolescents.nuts.Res,2001.
13- Seidell J.c; Time trends in obesit: an epidemiological perspective. Hormone metab. Res. 1997.
14- T,S Han & etal, 1998. Associations of body composition with Type 2 diobetes mellitus. Diabete, med, 15,129-135.
15- World Health organization; Measuring Obesity. Classification and discription of anthropometric data. Compenhagen. Denmarh: WHO;1989
16- Wang.Z.M, pierson.R.N, HesField. S.B; (1992).The five level model: A new approach to organizing body composition reserch, American Journal of clinical natrition.
17- W.D. MC Ardle, etal. (1993), Exercise physiology. 3 rd Edition; lea. H.febiger.

– مقدمه و بيان مسأله
بيش از ۲۰۰۰ سال است كه اطلاعات پزشكي اثرات اضافه وزن را روي بيماري ها و مرگ و مير نشان داده است. در آن زمان بقراط تشخيص داد كه مرگ ناگهاني در ميان افرادي كه بطور طبيعي چاق هستند نسبت به افراد لاغر بيشتر رايج است و اين موضوع در عرض ۵۰ سال گذشته بسيار مورد بحث بوده است (۸).
در سالهاي اخير درك اهميت توزيع چربي، به ويژه چربي شكمي به عنوان عامل خطرزا براي بسياري از بيماري ها و مرگ و مير ناشي از آنها مورد توجه پژوهشگران بوده است. يافته هاي پژوهشي نشان مي‎دهد كه چربي درون شكمي يا احشايي، بيش از چربي زيرپوستي مسئول افزايش خطر بيماري هاست (۴).

با توجه به اين موضوع كه افراد چاق بيشتر در معرض خطر ناتواني هاي جسماني، اجتماعي و رواني قرار دارند، كم تحركي و چاقي به عنوان يكي از مهمترين عوامل تهديدكننده سلامت و تندرستي در همه كشورهاي دنيا در نظر گرفته مي‎شود همچنين مطالعات انجام شده در شروع قرن بيستم نشان داد كه توزيع چربي موضعي نقش مهمي در مرگ و مير افراد دارد (۴)، هر چند تا پايان جنگ جهاني دوم در اين زمينه فعاليت چشمگيري انجام نشد.

اما پس از آن، نتايج مطالعات نشان دادند كه افراد چاق با توزيع چربي بدن آندروئيد يا مردانه نسبت به افراد با چاقي ژينوئيد يا زنانه بيشتر در معرض خطر ابتلا به بيماريهاي قلبي و ديابت هستند. بررسي‌هاي كلينيكي و همه گير شناسي در سال ۱۹۸۰ نيز وجود ارتباط بين توزيع چربي بدن و افزايش خطر مرگ و مير را تأئيد كردند. همچنين پژوهشگران به وجود رابطه بين فعاليت هاي جسماني و بيماري هاي مختلف از جمله بيماري هاي قلبي- عروقي پي بردند. البرايت و يولاك اظهار مي دارند، كه دليل افزايش جمعيت مبتلا به بيماري هاي قلبي- عروقي، كم تحرك است و اجراي فعاليت هاي منظم و مستمر جسماني مي‎تواند از توسعه بيماري هاي قلبي- عروقي جلوگيري كند (۷) چاقي شكمي خطر ابتلاء به پرفشار خوني، بيماري‌هاي قلبي- عروقي، افزايش انسولين خون، ديابت، بيماري هاي مربوط به كيسه صفرا، سكته مغزي و سرطان سينه و رحم را افزايش مي‎دهد (۴).

بنابراين با توجه به ارتباطي كه بين ميزان فعاليت بدني و ميزان چربي و چگونگي توزيع آن در قسمتهاي مختلف بدن با مشكلات مربوط به تندرستي وجود دارد، اندازه گيري فعاليت بدني، تركيب بدني و نحوه توزيع چربي در بدن مورد توجه بسياري از پزشكان، متخصصين بهداشت و متخصصين ورزشي قرار گرفته است. براي تعيين تركيب بدن روشهاي مختلفي از جمله وزن كشي در زير آب ، مقاومت الكتريكي يا رقيق سازي ايزوتوپي است كه اين تكنيكها معمولاً در مكانها و محيط هاي پزشكي، بهداشتي و ورزشي در دسترس نيستند. روش تعيين درصد چربي بوسيله‌ي كاليپر داراي دقت بالا و قابل اجراست. به غير از ارزيابي درصد چربي بدن، شاخص هاي ديگري كه معمولاً در ارتباط با تندرستي مورد ارزيابي قرار مي‌‌گيرند، شاخص توده بدني (BMI) ، ضخامت چربي زير پوستي، نسبت دور كمر به دور نشيمنگاه (WHR) است. بطوري كه WHR يا نسبت دور كمر به نشمينگاه كه يكي از ساده ترين روشهاي ارزيابي توزيع چربي در بدن هستند. براي تعيين خطر بيماريهاي قلبي- عروقي استفاده مي‎شود. كچ، مك آردل (۱۹۹۳) در كتاب فيزيولوژي ورزش اشاره مي‌كنند كه اگر (WHR) در مردان بيشتر از ۹/۰ باشد بيانگر افزايش خطر مرگ ناشي از بيماري هاي قلبي- عروقي و ساير بيماريها مانند ديابت، بالا بودن تري گليسيريد و پرفشار خوني است (۱۷).

تحقيقات انجام يافته در سالهاي اخير مشخص شده است كه شاخص نسبت دور كمر به دور لگن (WHR) پيشگوي قوي براي بيماري هاي قلبي- عروقي است (۶).
با توجه به خطرات ناشي از ناهنجاريهاي تركيب بدني در تندرستي افراد و به طور كلي جامعه، مسأله اي كه در اين تحقيق مطرح است اطلاع از ميزان ارتباط بين مهمترين متغيرهاي تركيب بدني يعني (BMI) ، (WHR) ، درصد چربي بدن با عوامل خطرزاي قلبي- عروقي شامل قند خون ناشتا،‌ كلسترول تام، تري گليسيريد، ليپوپروتئين پرچگالي، ليپوپروتئين كم چگالي و نسبت ليپو پروتئين كم چگالي به ليپو پروتئين پرچگالي (عامل خطر) و همچنين ارتباط آنها با ميزان فعاليت بدني افراد مورد بررسي است.

بنابراين سؤالات اصلي تحقيق عبارتند از:
آيا بين افراد فعال و غيرفعال از نظر عوامل خطرزاي قلبي- عروقي تفاوتي وجود دارد؟
آيا بين شاخص هاي پيكرسنجي و عوامل خطرزاي قلبي- عروقي رابطه اي وجود دارد؟
آيا بين افراد فعال و غيرفعال از نظر ميزان شاخص هاي پيكرسنجي تفاوتي وجود دارد؟

۲- اهميت و ضرورت تحقيق
چاقي يكي از شايع ترين مشكلات بهداشتي در عصر حاضر است كه از آن به عنوان يكي از عوامل خطرزا براي بسياري از بيماريها ياد مي‎شود. چاقي زمينه ساز بسياري از مرگ و ميرها بوده است. و هر ساله هزينه هاي اجتماعي و مالي هنگفتي را بر جوامع بشر تحميل مي‌كند (۳). بنابراين تعيين مرز دقيقي براي چاقي در هر جامعه و تعيين ارتباط آن با عوامل تهديد كننده سلامتي مي‎تواند نقش مهمي در كاستن مرگ و مير ناشي از بيماريهاي مرتبط با چاقي از يك سو، كاهش هزينه هاي اجتماعي و مالي از سوي ديگر داشته باشد. لذا پيشگيري از عوارض چاقي به ويژه بيماريهاي قلبي- عروقي ضروري است و كنترل چاقي و ليپيدهاي خون از اهميت خاصي برخوردار است.

واضح است كه پيشگيري ارزان تر و مفيدتر از درمان است و به لحاظ اجتماعي و اقتصادي هم مقرون به صرفه و مفيد مي باشد، زيرا با كاستن از عوارض بيماريها از هزينه هاي غيرضروري و اتلاف وقت جلوگيري به عمل خواهد آمد و از اين طريق از سنگيني بار تحميل شده بر اقتصاد جامعه نيز كاسته خواهد شد (۷).
با توجه به نقش مثبت و پيشگيرانه فعاليت هاي جسماني از بعضي بيماري ها و اهميت سلامتي اعضاي جامعه تعيين ميزان رابطه بين فعاليت هاي جسماني و برخي عامل هاي خطرساز قلبي- عروقي ضرورتي براي انجام اين تحقيق است.

كمبود اطلاعات در زمينه ميزان ارتباط درصد چربي بدن، شاخص توده بدني و نسبت دور كمر به دور نشيمنگاه در كشور ضرورت ديگري را براي انجام اين پژوهش نمودار مي سازد. و همچنين با توجه به سادگي اندازه گيري مربوط به اين شاخص ها و پايين بودن هزينه آنها در مقابل آزمايش هاي مختلف پزشكي در صورت وجود ارتباط با عوامل خطرزا در جامعه مورد تحقيق با داشتن نورم و با يك اندازه گيري ساده مي‎توان احتمال بروز بيماري هاي قلبي- عروقي را در افراد معلوم كرد. و همچنين ابزار مؤثري در پيشگيري از آن بيماري ها و نيز ساير بيماري هاي ناشي از چاقي باشد.
۳- اهداف پژوهشي
۳-۱- هدف كلي
هدف كلي پژوهش حاضر بررسي رابطه بين (WHR) ، (BMI) و درصد چربي بدن با ميزان فعاليت بدني و عوامل خطرزاي قلبي- عروقي در جامعه مردان ۳۰ سال به بالاي قزوين است.
۳-۲- اهداف اختصاصي
۱- تعيين ارتباط بين شاخص هاي BMI , WHR و درصد چربي بدن با ميزان فعاليت بدني در آزمودني ها.
۲- تعيين ارتباط بين شاخص هاي BMI , WHR و درصد چربي بدن با عوامل خطرزاي قلبي- عروقي در آزمودني ها.
۳- تعيين ارتباط بين فعاليتهاي بدني با عوامل خطرزاي قلبي- عروقي در آزمودني ها.
۴- فرضيه هاي تحقيق

با توجه به اهداف تحقيق، فرضيه هاي تحقيق عبارتند از:
۱- بين ميزان فعاليت بدني و شاخص هاي BMI , WHR و درصد چربي بدن آزمودني‌ها ارتباط معني داري وجود دارد.
۲- بين BMI و عوامل خطرزاي قلبي- عروقي در آزمودني ها ارتباط معني داري وجود دارد.
۳- بين WHR و عوامل خطرزاي قلبي- عروقي در آزمودني ها ارتباط معني داري وجود دارد.
۴- بين درصد چربي بدن و عوامل خطرزاي قلبي- عروقي در آزمودني ها ارتباط معني داري وجود دارد.
۵- بين ميزان فعاليت بدني و عوامل خطرزاي قلبي- عروقي در آزمودني ها ارتباط معني داري وجود دارد.
۵- پيشينه تحقيق

آگاهي از ساختار، اندازه و تركيب بدني ورزشكاران نقش مهمي در تعيين موفقيت هاي ورزشي آنها بازي مي‌كند. واضح است كه اين شناخت و آگاهي در مورد افراد غيرورزشكار نيز بسيار سودمند است. در حقيقت دستيابي به وزن مطلوب و حفظ آن براي نيل به زندگي سالم و بانشاط موضوعي است كه امروزه اغلب انسانها نسبت به آن آگاهي دارند. شيوع چاقي در كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه رو به فزون است (۱۳). گزارش اخير سازمان بهداشت جهاني نيز بر شيوع گسترده اضافه وزن و چاقي در بسياري از كشورها تأكيد دارد (۱۵). چاقي وضعيت پيچيده و چند عاملي است كه عوامل بسياري در گسترش آن دخالت دارند. اگرچه بحث هاي زيادي در خصوص عوامل درگير در بروز چاقي وجود دارد، اما عقيده عمومي بر اين است كه كاهش فعاليت بدني روزانه به همراه مصرف مواد غذايي فراوان و غني از چربي و قند سازي دو عامل مهم از عوامل مهم از عوامل افزايش روز افزون شيوع چاقي هستند.

در اين قسمت با توجه به موضوع تحقيق، ضمن مرور سابقه اندازه گيري تركيب بدن و پيكرسنجي و روش مختلف ارزيابي آن، ارتباط برخي از شاخص هاي تركيب بدني و پيكر با عوامل خطر زاي قلبي – عروقي و ميزان فعاليت بدني مرور خواهد شد. و به يافته هاي برخي از تحقيقات انجام گرفته در زمينه موضوع تحقيق حاضر اشاره خواهد شد. سازمان بهداشت جهاني (WHO) شاخص توده بدني (BMI) را به عنوان معيار مناسبي براي طبقه بندي وزن پيشنهاد كرده است كه پذيرش بين المللي را به همراه داشته است. بر اين اساس، BMI بين ۹/۲۹-۲۵ به عنوان اضافه وزن و BMI برابر با ۳۰ و بالاتر به عنوان چاقي در نظر گرفته مي شود (۱۵). مقالات بسياري شيوع چاقي ( ) را در بيشتر كشورها گزارش كرده اند (۱۳). با اين حال، اختلاف گستره اي در ميزان شيوع چاقي از يك منطقه به منطقه ديگر ديده مي شود. براي مثال در شهر تولوز فرانسه، ۹ درصد مردان و ۱۱ درصد زنان چاق هستند در حالي كه در استراسبورگ، ۲۲ درصد از مردان و ۲۳ درصد از زنان چاق مي باشند (۴).

چاقي با افزايش مرگ و مير ناشي از بيماريهاي قلبي – عروقي ارتباط دارد و اكنون به عنوان عامل خطرزاي مستقلي در نظر گرفته مي شود (۱۱). علاوه بر چاقي عمومي بدن ميزان چربي شكمي نيز به عنوان پيشگوي مستقلي براي خطر بيماري قلبي – عروقي شناخته شده است (۱۱).
بسياري از پژوهشگران اندازه گيري WHR را به عنوان شاخص و پيكر سنجي ساده اي براي ارزيابي خطر بيماري قلبي – عروقي و پيشگيري از آن توصيف كرده اند (۱۲). و برخي ديگر از پژوهشگران BMI را شاخص بهتري براي تعيين خطر بيماري قلبي – عروقي در بزرگسالان و ميز كودكان و نوجوانان دانسته اند، اگر چه BMI , WHR پيشگوي مناسبي براي سطوح چربي خون هستند، ولي اندازه گيري چربي زير پوستي ارتباط قوي تر با سطوح چربي در هر دو جنس دارد (۴)، و مي تواند شاخص مفيدي در شناسايي كودكاني باشد كه داراي نيمرخ چربي خون غيرطبيعي و فشار خون بالا هستند.

تحقيقات انجام شده در داخل از كشور
در تحقيقي ارتباط بين WHR و عوامل خطر زاي (افزايش ليپيد ها و فشار خون) در بيماران مبتلا به ديابت وابسته به انسولين مراجعه كننده به انستيتو غدد تهران بررسي شد. يافته هاي اين پژوهش نشان داده كه بين HDL-C , WHR همبستگي منفي وجود دارد (۲۹۹۴/۰=r) و بين LDL-C , WHR (3825/0=r) و ‏TG (3136/0=r) و فشار خون دياستوليك (۳۸۲۵/۰=r) ارتباط و همبستگي مثبت بوده است. همچنين بين WHR و BMI ارتباط و همبستگي مثبت وجود داشته است. (۵۱۷۳/۰=r) (1).