چرا نماز بخوانيم

گر چه نماز در منظر بسياري از عاملين و ناظرين ،تصويري جز يك عمل تعبدي و مورد هدف زهاد ورهبانها ندارد كه صرفاً براي نمايش خضوع و كرنش در ارتباط با خالق ايفاي نقش ميكند ،اما بررسي آداب ،شرائط ، مضامين و هويت اين عبادت بزرگ ، ضمن تأييد آن به عنوان يك امر تعبدي ، آنرا عاملي مهم براي اصلاح نفس انسانها و كنترل نظامات عمومي جامعه معرفي مي كند .

اصولاً هر عبادت و اطاعتي كه انسانها بر حسب تكليف بجاي مي آورند ،با نظر به استغناء ذات اقدس باري تعالي نمي تواند كمترين سود و خيري را متوجه ذات ربوبيت گرداند يا متضمن فخر و مباهات يا ارضاء خواسته اي در مبداء لايزال باشد همانگونه كه :
گر جملة كائنات كافر گردند بر دامن كبرياش ننشيند گرد

پس او كه بهره اي نمي برد ،او كه نيازي ندارد ،او كه عظمت مطلق است وهمه عالم در برابر او تكويناً سر تعظيم دارند ،چرا گونه هائي از خضوع و كرنش را به عنوان واجب بر انسان ، تشريع نموده است ؟! او كه مي تواند از منبع خزائن بي پايان و كاستي ناپذير خود همه را روزي دهد و انعام مضاعف بخشد چرا انسان علاقه مند به دنيا و وابسته را مأمور به واگذاري بخشي از مال محدود خود مي كند . او از اين الزامات چه هدفي را دنبال مي كند؟!

شكر منعم واطاعت از ولي نعمت امري اخلاقي ، عاطفي وانساني است بلكه حيوانات نيز در خور شعور واستعداد خود ،از انجام اين واجب فروگذار نمي كنند اما آيا اين شكر وسپاس در ارتباط با منعمي همچون خداوند رب العالمين به همان صفتي است كه در مورد انسان نيازمند و محتاج از حيث رواني ومادي است؟! انساني كه همواره با چشم اميد عطا مي كند يا لااقل سپاس در روح او اثر تشويقي يا ارضائي دارد ؟

پروردگار عزت از اين نواقص مبراست سُبحانَ ربَّك ربّ العزه عمّا يَصفون
اين چه قضاوتي است ما لَكم كَيفَ تَحكُمُون
بايد سود اين سپاس به خود انسان برگردد وَ مَن شَكَرَ فَاِنّما يَشكُرُ لِنَفسه .
نگرش اينگونه به نماز آنرا به عنوان عملي دشوار مي نمايد و بريدن از مشاغل دنيائي را (كه براي انسان ودر ارتباط با پيشرفت اوست ) بهنگام اقامه نماز مشكل مي سازد .
«وانها لكبيره الا علي الخاشعين »

نماز دشوار است مگر براي كسانيكه درك صحيح از مقام ربوبي داشته باشند وبزرگي وبي نيازي خالق را باور كنند وبدانند كه صبر وصلاه يك نيروي كمكي براي پيشبرد امور ونيل به مقاصد وتعالي آنهاست نه آنكه كمكي به ربوبيت رب!
«سبحانه وتعالي عما يقلون علوّا كبيراً »
با گشودن اين زاوية جديد در نگرش به نماز و عبادات ديگر و با اين اميد كه خداوند متعال طعم اين غذاي سازنده روح را به ما بچشاند و تجنب از تقصير در صلوات را به ما الهام فرمايد ، اينك به بررسي آثار و اسرار نماز مي پردازيم :

۱- تامين نياز دروني ورواني انسان
بدون شك ، انسان ، براي گريز از توحش واهيابي به زندگي انسان وحياه طبيّه وتخلق به اخلاق كريمه و رهائي از يأس و افسردگي به يك عامل مهار كننده نيازمند است كه روح تعاون و نوعدوستي ، عاطفه و محبت را بر وي الهام نمايد و به هنگامي كه پژمرده و افسرده مي گردد او را طراوت بخشد .
روانشناسان ، جامعه شناسان وكارشناسان تربيتي بر اين مسئله اتفاق نظر دارند كه اين نيرو از منبع اعتقاد ديني نشأت مي گيرد .
يك روانشناس معروف انگليسي بنام «هنري لنك» پس از تحقيقات گستردة باليني كه بر روي بيش از ده هزار انسان افسردة مجرم و تبهكار انجام داده است
ميگويد:

«اينك بخوبي اهميت اعتقاد ديني را در زندگي انسان درك مي كند و از ميان تمامي آزمايشات ، اين نتيجة مهم را يافته ام كه : «هر كس به دين و اعتقاد ديني گردن سپارد يا با عبادتكده اي در ارتباط باشد از شخصيت انساني والاتري برخوردار است و در مقايسه با آنكس كه ايماني ندارد وبا عبارتي در تماس نيست كرامت خاصي دارد.»»
يك دانشمند روسي مي گويد :

«مشكل ما حقانيت كاپيتاليسم يا كمونيسم نيست ، بلكه بايد در مورد جانشيني يك فرهنگ بشري بجاي فرهنگ مادي فكري كرد.»
يك مركز بهداشت رواني در دانشگاه سنت لوئي آمريكا كتابي را منتشر نموده است ،با عنوان « عوامل فراموش شده در بهداشت رواني » اين كتاب مذهب را به عنوان مهمترين و مؤثرترين عامل بهداشت رواني و حفظ سلامت جامعه مطرح كرده و گفته است :
« كسانيكه هفته اي يك روز به كليسا مي روند از مشكلات رواني كمتري برخوردارند .»

يونك ؛ روانشناس معروف و معاصر مي گويد :
« من صدها بيمار را معالجه كرده ام و از ميان تمام بيماران من يكي پيدا نشد كه مشكل روانيش مربوط به پيدا كردن عقيدة ديني نسبت به زندگي نباشد . با اطمينان خاطر مي گويم هر يك از آنها از آن جهت مريض شده بودند كه آنچه را مذاهب زندة هر عصر به پيروان خود عطا كرده اند ، از دست داده بودند و آنها كه عقيدة مذهبي خود را باز نيافتند واقعاً درمان نشدند .»
بنابراين آنچه دنياي برخوردار از تكنيك و صنعت را رنج مي دهد خلاء رواني و عدم برخورداري از اطمينان روحي است .بيش از ۵۰ درصد از تختهاي بيمارستانهاي آمريكا اختصاص به بيماران رواني دارد وبيش از ۷۵ درصد دانش آموزان دبيرستانهاي اين كشور مواد مخدر مصرف مي كنند .
رهبران غرب وشرق در سال ۱۹۶۲ از عدم وجود عنصر ديني در كشورهايشان اظهار نگراني كردند و آيندة نگران كننده اي را براي كشور خود پيش بيني كرده اند .
كندي مي گويد :

«امريكا آينده دردناكي پيدا خواهد نمود چه جوانان غرق شهواتند و ديگر حاضر نيستند وظايفي را كه به آنان محول مي گردد بخوبي انجام دهند از ميان هر هفت جواني كه به سربازي اعزام مي شود ۶ تن نالايق و سست از آب در مي آيند .»
خروشچف نيز در اعترافات خود در مورد فقدان عنصر ديني وپيامد هاي آن مي گويد :
« آينده شوروي در خطر است و جوانان هرگز آتيه اميد بخشي ندارند چه بي بندوبار واسير شهوت گشته اند .»
استاد شهيد آيت الله مطهري (ره) مي فرمايد :

«نهرو» مردي است كه از سنين جواني لامذهب شده است . در اواخر عمر يك تغيير حالي در او پيدا شده بود. خودش مي گويند من ،هم در روح خودم وهم در جان، يك خلائي را، يك جاي خالي را احساس مي كنم كه هيچ نمي تواند آن را پر كند مگر يك معنويتي و اين اضطرابي كه در جهان پيدا شده است ، علتش اين است كه نيروهاي معنوي جهان تضعيف شده است . اين بي تعادلي در جهان از همين است. مي گويد الان در كشور اتحاد جماهير شوروي اين ناراحتي به سختي وجود دارد،تا وقتي كه اين مردم گرسنه بودند و گرسنگي به ايشان اجازه نمي داد كه درباره چيز ديگري فكر بكنند ،يكسره در فكر تحصيل معاش ودر فكر مبارزه بودند. بعد كه يك زندگي عادي پيدا كردند (الان) يك ناراحتي روحي در ميان آنان پيدا شده است .در موقعي كه از كار بي كار مي شوند تازه اول معصيت آنهاست كه اين ساعت فراغت وبي كاري را با چه چيز پر بكنند واين همان خلائي است كه من دارم .
پس معلوم مي شود كه واقعاً انسان يك احتياجي به عبارت و پرستش دارد. امروز كه در دنيا بيماريهاي رواني زياد شده است ، در اثر اين است كه مردم از عبادت و پرستش روبرگردانده اند . ما اين را حساب نكرده بوديم ولي بدانيد هست .

نماز قطع نظر از هر چيزي طبيب سر خانه است يعني اگر ورزش براي سلامتي مفيد است اگر آب تصفيه شده براي هر خانه لازم است ، اگر هواي پاك براي هر كسي لازم است ، اگر غذاي سالم براي انسان لازم است ، نماز هم براي سلامتي انسان لازم است . شما نمي دانيد اگر انسان در شبانه روز ساعتي از وقت خودش را اختصاص به راز و نياز با پروردگار بدهد ، چقدر روحش را پاك مي كند ! عنصرهاي روحي موذي به وسيلة يك نماز از روح انسان بيرون مي رود .

در ميان تمامي اين امواج نگراني و اضطراب ، قرآن كريم «ذكر خدا» را به عنوان برترين داروي آرام بخش وشفادهنده قلبها معرفي مي نمايد و «نماز» را به عنوان مصداق برتر ذكر مي داند. همة آشوب وتشويقها ، تمامي ناآراميها و اضطرابها ، با اقامه ياد خدا در فواصل گوناگون شبانه روز مهار مي گردد . نهاد نا آرام ،آرام مي گيرد ، طغيان هوي وهوس فرومي نشيند . قلب مأيوس اميد مي يابد و هنوز اثر باز يافته از اين معدن فيض به كاستي نگرائيده كه دگر بار مؤذن ،بانكي بر مي آورد و رمقي دوباره رقم مي زند .
۲- استواري ايمان واستقامت

هر سپاه و سازماني براي الهام استقامت و ثبات ، سروشي را به سربازان و پيروان خود مي آموزد كه هر صبحگاه و شامگاه اين سرود و سروش ، پايداري و مقاومت را در جانهاي آنان به هيجان آورد و عزم و اراده آنان را آهنين سازد. سپاه هستي و ذراتي كه به ظاهر خاموش و بي صدا مي نمايد ، سرود پايداري در اطاعت از آفريننده را به هر صبح و شام مي سرايند.
«ان من شي الا يسبح بحمده »

جملة ذرات عالم در نهان با تو مي گويند روزان وشبان
ما سمعيعيم وبصير وبا هشيم با شما نامحرمان خامشيم
چه شما سوي جمادي مي رويد محرم جان خدادان كي شود
انسانها نيز به عنوان محور نظام خلقت ، همنواي با ساير ذرات وجود ،صبح وشام خود را با سرودن سروش ستايش و سپاس و اعلام وفاداري در اطاعت از خالق هستي آفرين طي مي كنند .اين سرود كه در آن تقيد به نكات برجسته عقيدتي ، اخلاقي ، عاطفي و سياسي ديده مي شود روح سازش ناپذيري با طاغوت و گمراهان و پايبندي به نظام اخلاقي مشخص را در انسان تقويت مي نمايد .

اهتمام به نماز
علي رغم اهميت فراواني كه فريضه مهم نماز در ميان عبادات و احكام شرعي دارد اهتمام مسلمين به آن و ابعاد گوناگونش اندك است .ابليس و تمامي شيطان صفتان در طول تاريخ بر آن بوده اند كه صورت و محتواي اين عبادت بزرگ را از جوامع اسلامي محو نمايند و در اين ارتباط به هر اقدامي دست آلوده اند . چرا كه سلطه خود را در گرو از ميان برداشتن اين عزيمت مي دانند .

پيامبر اكرم (ص) فرمود :
« لا يزال الشيطان يرعب من بني ادم ما حافظ علي الصلوات الخمس فاذا ضيعهن تحرا عليه و اوقعه في العظائم »
يعني : «همواره شيطان از فرزندان آدم در ترس و وحشت است تا آن زمان كه او در انجام نمازهاي پنجگانه دقت داشته باشد ، پس آنگاه كه آن را تضييع كند شيطان جرأت مي يابد واو را به آلودگي و گناهان بزرگ مي افكند.»

و در روايتي ديگر حضرت علي عليه السلام نماز را به سنگري در برابر وسوسه هاي شيطان تشبيه مي فرمايد بنابراين از آن جهت كه نماز مزاحم نفوذ و سلطه شياطين است ، آنان نيز به جد با اقامه و برپايي آن در ستيزند . درك اين حساسيت بايد درجة اهتمام به اين فرضيه را افزايش دهد كه در جوامع اسلامي و در بين مسلمان متأسفانه شاهد آن نيستم .
وجوه اهميت

مي دانيم كه پس از تحكيم پايه هاي اعتقادي (اصول دين) نخستين گام عملي ، در حوزه شريعت بسوي نماز برداشته مي شود .و نماز با عناويني همچون : مايه خشنودي خدا رأس الاسلام سنگري در برابر حمله هاي شيطان آخرين وصيت پيامبران محبوبترين عمل نزد خداوند متعال نور چشم پيامبر پاية دين و تعابيري از اين قبيل ستوده شده است . اولياء الهي شب و روز خود را همچون گرسنه اي در پي طعام و تشنه اي در جستجوي آب با ياد و در انتظار نماز يعني وقت ملاقات با خدا سپري مي كردند و پيامبر اكرم (ص) پس از تشريح عطش و اشتياق خود به نماز فرمود :

«و انا لا اشبع من الصلاه »
« هر گرسنه اي بوسيله غذا رفع گرسنگي مي كند و با آب عطش خود را بر طرف مي سازد اما من از نماز سير نمي شوم و هيچگاه قبل از نماز غذا نمي خورم و به هنگام نماز كسي را به رسميت نمي شناخت و با همه كس جز خدا بيگانه بود.»
چرا اينگونه به ديدة احترام به اين عبادت نگريسته شده است و چرا آنرا به اين مقدار مهم دانسته اند ؟ به عبارت ديگر چه امتيازي براي نماز در مقايسه با عبادات ديگر مي توان يافت . طبعاً اسرار و آثاري كه در بخشهاي گذشته به آن اشاره شد مي توان توجيه كنندة اين همه تأكيد باشد كه در اين فصل با بررسي آيات و روايات به ارائه فهرستي از وجوه اهميت نماز مي پردازيم .

اشتراك شرائع سماوي در آن
اديان آسماني كه همگي در دعوت به عبادت خدا و دوري از طاغوت با هم متحد بودند ، در جدول تكاليف ، وظائف گوناگوني را بر عهدة بندگان مي نهادند ولي قدر مشترك تمامي آنها، اقامه نماز بود و همانگونه كه در فصل سابقه تاريخي نماز گفته شد اين عبارت ، در هر يك از اديان الهي سابقة حضور داشته است و اين بهترين دليل اهميت آن است همانگونه كه پيامبر اكرم از آن به عنوان « نهج الانبياء» و شيوة تمامي پيامبران ياد كرده است .
تجلي تمامي دين در نماز

هر يك از اديان براي اعلام موجوديت از وسيله و ابزار خاصي استفاده مي كنند همانند آتش ، بوق و ناقوس و غير آن . اين وسيله اعلام در حقيقت يك نوع ابزار دعوت عمومي به دين نيز تلقي مي شود . در اسلام يكي از مقدمات نماز به عنوان اين وسيله عمومي قرار داده شده است كه به شكل دعوت به نماز نقش دعوت به اسلام را ايفاء ميكند . همانگونه كه پيامبر اكرم (ص) در تفسير آيه شريفه : « من احسن قولاممن دعا الي الله»
مي فرمايد مراد از اين دعوت كننده موذن است بنابراين حضور نماز يعني حضور تمامي دين و دعوت به آن دعوت به خداست .
عدم چشم پوشي از آن

هر يك از تكاليف شرعي به صنفي خاص از بندگان تعلق مي گيرد يا اينكه اصنافي از آن معاف هستند مثلاً روزه بر غير بيمار و غير مسافر و … واجب است. خمس و زكوه و حج بر كساني كه از تمكن مالي برخوردارند تعلق مي گيرد . از حضور در صحنة جهاد ، زنان ، پيرمردان و اصناف ديگري معافند . اما نماز فريضه اي است هميشگي و همگاني است ، در زمان خوف ودر حال امنيت در روز و شب ، در تمامي ماههاي سال بر حر وعبد ، مرد و زن ، غني وفقير ، صحيح و مريض ، مقيم و مسافر و… حتي قرآن مي فرمايد اگر شرائط آنچنان سخت و سهمگين بود كه مجال پياده شده از مركب وجود نداشت . پياده يا سواره بايد نسبت به انجام اين فريضه اقدام گردد.

آيا تا كنون فكر كرده ايد به چه دليل در بدو تولد، كودك را با صلاي نماز آشنا مي كند و اذان و اقامه در گوش او مي دمند و پس از مرگ و قبل از دفن بر پيكر بي جان او نماز مي خوانند؟! چرا اولين گام در عرصه تكليف به سوي نماز بر داشته مي شود و چرا اولياء الهي در آخرين لحظات عمر خود معمولاً اجازه دو ركعت نماز خواندن را مي خواستند؟ آيا پاسخ اين چراها نمي تواند از اهميت اين فريضة بزرگ كه بايد سراسر عمر را فراگيرد خبر دهد؟

نقش آن در پيشبرد امور زندگي
مدد جوئي و استعانت از غير قدرت لايزال الهي در زندگي امري است كه هر روزه به عنوان يك ضد ارزش مورد تبري قرار مي گيرد و در نماز هاي يوميه تأكيد مي شود كه : « اياك نعبد و اياك نستعين» خداوند تبارك و تعالي نيز به اين دو عمل به عنوان ابراز استعانت اشاره كرده است: « صبر و صلاه» و براي رفع مشكلات زندگي و دستيابي به خواسته ها ، نماز هاي گوناگون در روايات مورد توصيه قرار گرفته است . البته شكي نيست كه نظام عالم بر اسباب و علل مادي تكيه دارد ولي جريان اسباب نيز به امر خداوند متعال است و نيروي غيبي را براي هماهنگي اين عوامل به كمك مي خواند كه اين امداد غيبي در پرتو نماز فرآهم مي آيد . در روايتي چنين مي خوانيم : كان رسول الله « اذا حزنه امر فزع الي الصلاه»
يعني: « پيامبر اكرم(ص) هر گاه از امري نگران مي گرديد به نماز پناه مي برد.» و در سخن ديگري از پيامبر اكرم(ص)چنين آمده است : «هر كس دو ركعت نماز بگذارد از خداوندمسئلتي نخواهد داشت مگر آنكه خدا خواسته اش را بر آورده مي سازد .»

بنابراين نماز از آن جهت كه در پيشبرد امور زندگي انسانها مي تواند نقش مؤثر داشته باشد عبادتي مهم و تعيين كننده تلقي مي گردد.
منظور كردن بنائي خاص
يكي ديگر از وجوهي كه اهميت و عظمت نماز را مبرهن مي سازد ،بر پائي بنائي خاص
براي انجام اين فريضه است . مساجد اگر چه پايگاه و سنگر حكومت اند لكن اصلي ترين عملي كه در آن انجام مي شود و عنوان اين بناء برانگيزة ايجاد آن دلالت دارد نماز و عبادت است . اجراي اين پروژة عظيم در تمامي نقاط دنياي اسلام و در طول اعصار و قرون كه در حمايت از فريضه نماز و به پشتوانه ايمان مسلمان متكي گرديده است حكايت از تكريم و تعظيم اين وظيفه نزد خداوند متعال دارد.
تكرار

انعطاف مكرر توجه و درخواست انجام متوالي يك وظيفه، انسان را از اهميت و عظمت آن آگاه مي كند. اگر به كسي تكليف شود كه بايد روزانه پنج بار با شخصيتي ملاقات كند بدون شك اين سؤال پيش مي آيد كه او كيست؟ و چقدر از اهميت برخوردار است كه بايد هر روز، چند مرتبه به سراغ او رفت. نماز عبادتي است كه هر روز چند نوبت تمامي مسلمانان به سوب ان سوق داده مي شوند. غير از ملاقاتهاي ضروري و الزامي كه با عنوان نمازهاي واجب مشخص شده است، ملاقاتهاي آزاد نيز براي بندگان با نماز پيش بيني گرديده است و اين موارد…، به خوبي از اهميت اين عمل خبر مي دهد. اين عبادت كه به ظاهر تكراري مي نمايد و به نردبان ترقي انسان تشبيه گرديده است ، هر جزء و هر ركعت از آن پلكاني است كه انسانها را به مقام برتر عروج مي دهد.

انواع گوناگون
گرچه اصول و اركان اين عبادت بزرگ، در شكلهاي مختلف آن بيكسان هستند اما تفاوتهاي بسياري در مقارنات آن ديده مي شود؛ مثلاً از حيث ركعات و ركوعها از جهت قرائات و سور، به لحاظ اذكار و دعاهاي مستحب، در قياس با ظرف زماني و نيت اقامة نماز، تفاوتهاي زيادي ديده مي شود. براي هر بلاء و رخائي نمازي پيش بيني شده است، نماز استسقاء، نماز شكر، نماز خوف، نماز حاجت، نماز زيارت، نماز عيد فطر و قربان، نماز جمعه، نماز ليله الدفن، نماز گرسنه، نماز وسوسه، نماز استعاده، نماز رفع عسرت و سختي، نماز براي زياد شدن عاطفه، نماز عفو، نماز هر يك از روزهاي هفته، نماز نافله شب و از اين قبيل نمازهائي كه عدد و احاطه آن از حوصله انسان خارج است و دستور قرائت بالغ بر سيصد نوع نماز در كتب ما ديده مي شود.

اين گوناگوني بخوبي مي تواند دليل ديگري بر اهميت اين عبادت تلقي گردد.
تكفير تارك
همانگونه كه قبلاً در اين نوشته بدان اشارت گرديد، در صدر اسلام و در اغاز تشرف به دين حنيف، نخستين گام به ميدان نماز نهاده مي شد و نوگروندگان پس از اقرار به توحيد از باب نماز به سراي دين راه مي يافتند. با استناد به روايات اسلامي اين نكته نيز مستدل مي گردد كه گام پاياني در محدودة دين نيز با ترك نماز برداشته مي شود چرا كه پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد:

«ما بين المسلم و بين ان يكفر الا ان يترك الصلاه الفريضه معتمداً اويتهاون بها فلا يصليها»
فاصله اي بين مسلماني و كفر نيست جز آنكه نماز واجب را از روي عمد ترك كند يا در انجام آن سستي نمايد و نماز نخواند.
در سخت ديگري امام سادق (ع) با كمال صراحت مي فرمايد:
«لا حظ في الاسلام لمن ترك الصلاه»

نخستين سؤال در قيامت
در منابع اسلامي به يك اولويت بندي در ترتيب رسيدگي به پروندة اعمال انسانها در قيامت اشاره شده است. نماز، نه تنها به عنوان نخستين عمل در قيامت مورد بررسي قرار مي گيرد بلكه شرط رسيدگي به ساير اعمال، سلامت پروندة نماز است. اما باقر(ع):
ان اول ما يحاسب به العبد الصلاه، فان قبلت قبل ما سواها و ان ردت رد ما سواها
در سخت ديگري از پيامبر اكرم (ع) چنين روايت شده است كه فرمود:
«اول ما ينظر في عمل العبد في يوم القيمه في صلاته فان قبلت نظر في غيرها و ان لم تقبل لم ينظر في عمله بشي»
در روايت ديگري حضرت علي(ع) مي فرمايد:

«ان كل شئ تبع لصلاتك»
يعني: «همه چيز تابع نماز است.»
نماز جماعت
فرهنگ اسلامي بر اساس زدودن منيت ها و رهايي انسان از تنهايي و حصار خود، بنا گرديده است. هر يك از تعاليم و الزامات شرعي به نحوي، جامعه را بسوي ضميمه شدن تمامي انسانها پيش مي برد. غالب اذكار و شعارهاي نماز به اين شعور فرا مي‌خواند و به سوي همين هدف، ساير تعاليم از روزه، خمس، زكوه، حج، جهاد، تولي و تبري و غيره جهت مي گيرد.
در روايتي پيامبر اكرم (ص) چنين مي فرمايد: هركس به اندازة يم وجب راه خود را از مسير عمومي مسلمانان جدا كنند و از انان فاصله بگيرند، رشتة اسلام را از گردن خود باز كرده است. در سخن ديگر حضرتش چنين افرادي را در مقايسه با تودة انسانها به گوسفندي تشبيه مي كند كه از ساير گوسفندان گله جدا افتد كه قطعاً نصيب گرگ مي‌شود، اين انسان تك رو در دام شيطان قرار مي گيرد و شيطان او را مي ربايد.

لذا اسلام به انسان توصيه دارد كه براي سفر و حضر خود و در هر حركت و سكون، از تنهايي و تكروي بپرهيزد. در همين راستا و با در نظر گرفتن اهداف و آثار ديگر، او را به نماز جماعت تشويق مي نمايد و آن را از هر عبادتي فراتر مي داند.
در روايتي چنين آمده است:« يك شب اميرالمؤمنين(ع) تا صبح مشغول عبادت بود و وقت اذان صبح فوراً نماز خود را به صورت فرادي خواند و به منزل برگشت و استراحت كرد. چون پيامبر امرك(ص) حضرت را در صف نماز گزاران مشاهده نفرمود به منزل آن حضرت آمد و از حضرت زهرا (س) حال علي(ع) را جويا شد. زهرا سلام الله عليها جريان را به پدر عرضه داشت؛ حضرت فرمود: آنچه از دست او رفته است بخاطر عدم حضور در نماز جماعت صبح بيش از آن چيزي است كه به دست آورده است از شب زنده داري و عبادت تمامي شب، در اين هنگام علي(ع) از گفتگوي پيامبر و فاطمه(ص) بيدار شد. پيامبر اكرم(ص) به حضرتش فرمود:

«يا علي ان من صلي الصلاه في جماعه افضل من قيام ليله كله» يعني:
«كسي كه نماز صبح را به جماعت بخواند بهتر است از آنكه تمام شب را به عبادت برخيزد.»
و در سخن ديگري پيامبر اكرم (ص) فرمود: اگر تعداد نمازگزاران صفوف جماعت از ده نفر فراتر رود، پاداش هر ركعت آن آنقدر زياد مي گردد كه حتي اگر تمام آسمانها كاغذ شود و تمام درياها مركب و همة درختان قلم گردند و همة فرشتگان مأمور نوشتن آن، نمي توان پاداش ان را ثبت نمود و پاداش آن فقط در خورد محاسبة ذات بيكران الهي است. پيامبر امرك(ص) فرمود:

«صلاه الرجل في جماعه خير من صلاته في بيته اربعين سنه» يعني:
«نماز انساني با جماعت، بهتر است از چهل سال نماز او در خانه اش»