ـ چوب چيست ؟

تعريف چوب در فرهنگ لغات به گونه هاي مختلف آمده است . از جمله قسمتهاي سفت و سخت درخت ، آن قسمت از درخت كه در زير پوست قرار دارد ، آنچه از درخت ببرند براي سوزاندن يا ساختن اشياء چوبي بكار ببرند .
۲ـ چوب و دستاوردهاي گياهي

چوب و دستاوردهاي گياهي از جمله مصالحي است كه از دوران پيشين به گونه اي طبيعي در اختيار و دسترس بشر بوده است . در بخش هايي كه جنگل و گياه فراوان بوده است مردمان از زمانهاي پيش از تاريخ از چوب و مصالح گياهي براي ساختن ابزارها و پناهگاه سود برده و خوراك خويش را نيز از فرآورده هاي جنگلي بر مي آورده اند . با آنكه به علت دائمي نبودن چوب و پوسيدن آن به مرور زمان آثار چنداني از وسايل و ساختمانهاي اوليه چوبي و گياهي به جاي نمانده است ولي باقي ماندن آثار معدود ساختماني و هنري چوبي از تمدنهاي مصر و ايران باستان نشان دهندة قدمت و رواج كاربرد مصالح چوبي در تاريخ اين تمدن هاست .

پـژوهشـها نشـان داده اسـت كه در دوران يـخ بندان شمـال اروپـا ، فـلات ايـران دورة پرباراني را مي گذرانده است . در اين دوران ، سرزمين ايران پوشيده از جنگلهاي انبوه بوده است حتي در زمان هخامنشيان نيز در بخش هاي بسيار از ايران جنگلهايي بوده است كه امروزه از آنها فقط تك درختاني باقي است . چوب از زمان باستان در ايران به صورت مصالح ساختماني در بخش هاي مختلف ساختمانها به كار مي رفته است . درخت سدر يكي از درختان خانوادة كاج است كه داراي چوبي بسيار سخت و خوشبوست . درخت سدر معمولاً‌ به بلندي بسيار تا حدود ۴۰ متر رشد مي كند و ضخامت تنة آن گاهي به ۳ متر و بيشتر مي رسد . اين چوب از قديم در جنگلهاي لبنان فراوان بوده و در كتابهاي مذهبي مثل تورات به آن اشاره شده است . ويژگيهاي فيزيكي چوب سدر چون سختي و بزرگي درخت سنگيني ويژه ( وزن مخصوص زياد ) و ضريب ارتجاعي بالا و نيز بدان روي كه بومي ويژه اش آنرا از گزند موريانه به دور مي دارد موجب گشت كه از قديم اين چوب در مصر ، بين النهرين و ايران مورد استفادة فراوان داشته باشد و هزاران سال به صورت آثاري چون تيرهاي چوبي قصرها و تابوتها سالم باقي بماند . چوب بلوط كه چنين مينمايد كه همان چوب ياكا است ، داراي ويژگي هاي فيزيكي عالي دوام و سختي زياد است و چنين پيداست كه در پاية ستونهاي كاخهاي هخامنشي به كار مي رفته است .

۳ـ تاريخچه چوب
در مورد تاريخچه مصرف و صنايع چوب ايران متأسفانه مدارك و اسناد باستاني به خصوصي كه مربوط به اين مورد باشد ، وجود ندارد . ولي آثاري كه جسته و گريخته از خلال نوشته هاي مؤرخين به دست مي آيد ، نشان مي دهد كه در ايران باستان نيز از مدتها قبل صنايع چوب و استفاده از اين ماده مهم رونق بسزايي داشته است ، چنانچه طبق مطالعات مردمان بومي شمال ايران ، كه قرنها قبل از مهاجرت آرياييها در ايران مي زيستند . در حدود ۴۲۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح چوب را در كلبه سازي خود به كار مي بردند و نقش اين استوانه متعلق به ۳۰۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح ، كه در شرق به دست آمده است ، نشان مي دهد كه استفاده از چوب براي وسايلي از قبيل نردبان و غيره در اين دوره متداول بوده است . متأسفانه چوب همانند سفال ، فلز و يا ديگر آثار هنري نيست كه در طول هزاران سال باقي بماند ، پوسيدگي چوب يكي از عواملي است كه متأسفانه آگاهي ما را در اين مورد به حد كافي نمي رساند .
اكتشافات باستان شناسي در چراغعلي تپة موردي جالب بود .

اين مطلب رايج بودن استفاده از چوب و ارزش جنگل در ايران باستان را نشان مي دهد كه مهمترين آن ماكت گاوآهني است با ديرك بلند كه نقش چوب را در كشاورزي كهن به خوبي نمايان مي سازد . از طرف ديگر نقش بسيار مهم و ظريف در روي ظروف اكتشافي به چشم مي خورد كه در يكي از آنها بزي را روي درخت زربين بدون برگ مي دهد و ديگري بزي به نهال پربرگي از همين گونه حمله مي كند . به طور كلي مي توان گفت با آنكه انسان قبل از تاريخ پناهگاه و محل امن زندگي خود را با غارنشيني آغاز كرد ، ولي از چوب در گذشته دورتري استفاده كرده است .

از زمان تشكيل امپراطوري هخامنشي ايران ، شواهد موجود نشان مي دهد كه در ايران باستان ارزش جنگل و چوب براي هنرمندان كاملاً روشن بوده است ، به همين دليل درختكاري و به خصوص كشت درختان جنگلي ، كه فقط از نظر توليد چوب اهميت دارند ، از آئين ستوده پادشاهان هخامنشي بوده است . چنانچه كورش شخصاً به كشت درخت همت مي گماشت و داريوش مرزبان كاران را براي جنگل كاري درختان بومي در بين النهرين مي ستود . كاربرد چوب در معماري تخت جمشيد و شوش كاملاً مشهود است .

از دورة ماد اطلاعي از كاربرد چوب در دست نيست و حتي در مورد مصرف چوب در ساختمانها نيز ، چون مادها خانه هاي خود را اغلب از خشت مي ساختند ، هيچگونه آثار و شواهدي موجود نمي باشد ، ولي با در نظر گرفتن ترقي شايان فن معماري و استفاده از چوب در ساختمانها در دوره هخامنشيان و توجه به اينكه اصولاً هخامنشي ها در غالب موارد از تمدن مادها پيروي مي نمودند ، لااقل بايد قبول كرد كه صنايع چوب مادها و فن استفاده از چوب در ساختمان در دوره آنها كمتر از هخامنشيان نبوده است . اما در مورد صنايع دوره هخامنشيان مدارك تاريخي روشن تري در دست است ، چنانچه گزنفون در مورد توصيف سلاح نبرد كورش ضمن ذكر نام سلاحهاي گوناگون ، از يك نيزه عالي چوبي كه از چوب پستنك ( همان سنجد ) مي ساختند ، ياد مي نمايد .

در زمان هخامنشيان به غير از صنايع جنگلي و استفاده از چوب در امور كشاورزي ، كشتي سازي و خانه سازي در معماري نيز اهميت به سزايي داشته است . همچنين استفاده از چوب در امور ساختمان و مـعماري در دوره هـخامنشيان بـه طـور شـگـرفي تـرقي كرد . از دوره سلوكيها آثاري در دست نيست ، از دوره اشكانيان نيز مطلبي در اين باره ملاحظه نمي شود . ولي به طور كلي مي توان گفت كه به غير از مواردي از قبيل استفاده از چوب در تير و كمان سازي و غيره صنايع چوب اشكانيان ، مانند ساير صنايع و فنون آنها ، همانند هخامنشيان نبوده است . استعمال چوب در ساختمانها كاملاً رايج بوده است و نكتة تازه اي كه در معماري ساسانيان ديده مي شود ، اين است كه در اين دوره كلافهاي چوبي در ميان جرزها به كار مي رفته است و از اين وسيله براي جلوگيري از خرابي جرزها استفاده مي نمودند و چنين بنظر مي رسيد كه اين سبك معماري را از روميان اقتباس كرده باشند . مسئله مهم ديگر در دوره ساسانيان اين است كه از چوب براي قاب سازي طاق و گنبدها استفاده مي نمودند و اين نوع طاق سازي خود انقلابي در فن معماري بشمار مي رفته است كه امروزه نمونه آن را ميتوان در ساختمان بقعه بي بي شهربانو ، كه تقليد از معماري ساسانيان مي باشد ، ملاحظه نمود .

از قديمي ترين آثار چوبي بعد از اسلام ، دو ستون چوبي و قطعه اي خاتم كاري است كه در ناحيه تركستان غربي كشف شده و متعلق به قرن سوم هـ . ق ( نهم ميلادي ) است . اما تزئينات اين آثار خيلي شبيه به چوب بريهاي مسجد نائين است . اشكال آن عبارت است از گل و بته كه در سطح چوب حك شده است . سه قطعه چوب خاتم كاري در مجموعه رابينو موجود است كه با خط كوفي ساده و حروف زيبائي برجسته مزين شده و در اطراف آن حاشيه اي است كه به شاخه هاي متصل بناتي منتهي مي شود .

در حاشيه ، كتيبه هايي است كه در يكي از آنها نام عضدالدوله ديلمي و تاريخ ۳۶۳ ( سنه ثلث و ستين و ثلث ماء ) خوانده مي شود .

بررسي انواع چوب مورد استفاده در آثار هنري

اساسي ترين ماده تشكيل دهندة بسياري از آثار ارزشمند ، چوب است . از انواع چنين مادة سختي ، نقوش متنوع و دلپذيـري شـكل مي گيـرد كه نگاه انسان سختي نوع آنرا فراموش كرده و نرمي نقوش را دنبال مي كند ، بواسطه چنين اهميتي است كه هنرمندان فعال در اين رشته مي بايد دانش خود را دربارة ويژگيهاي چوب گسترش بيشتري دهند . طبيعي است كه شناخت بيشتر و بهتر چوب در بالاتر بردن كيفيت آثار هنري مؤثر خواهد بود .

به طور كلي چوب ماده اي است كه تحت تأثير عوامل زير يعني شرايط ارثي و شرايط مربوط به رويشگاه ( شرايط اكولوژيكي ) كه مجموعه اي از شرايط جغرافيايي و توپوگرافي ( برجستگيهاي زمين )، ارتفاع از سطح دريا ، آب و هوا ، خاك و بيولوژيكي ( شامل گياهان و جانوران همراه ) در طبيعت ساخته و پرداخته مي شود . با دلايل گوناگوني كه بيان شد چوب داراي بافت ساختماني ، ويژگيهاي ظاهري و شيوه هاي مختلف است كه شناخت آنها در واقع فرمول معيني ندارد بلكه مستلزم داشتن دانش وسيع بيولوژيگي و همچنين تجربه و ممارست در عمل است .

كاربرد چوب در هنر منبت

يكي از ظرايف صنايع دستي ايران كه چون ديگر انواع آن پيشينة تلفيق بليغي از هنر و حوصله محسوب مي شود و دست اندركاران آن از مواد اوليه يي ارزان و فراوان محصولاتي گرانبها و با ارزش مصرفي و هنري فوق العاده بالا به وجود مي آورند هنر منبت كاري است . تاريخ ظهور هنر منبت در تاريكي زمان ناپديد است .
منبت كاري كه از گذشته هايي دور در ايران رواج داشته و عليرغم بي دوامي چوب در برابر عوامل جوي و ساير عوامل از روزگاران قديم به جا مانده دليل خوبي بر گستردگي اين هنر و رونق رواجش در ايران مي باشد .

منبت كاري هنري است مشتمل بر حكاكي و كنده كاري بر روي چوب بر اساس نقشه يي دقيق . اين تعريف اصولي منبت كاري است كه در وحله اول هيچ خاطره يي را زنده نمي كند و غير از يك تعريف معمول كتابت شده هيچ چيز ديگري را به ذهن متبادر نمي نمايد در حالي كه چوبهاي منبت كاري شده هر كدام نمونة خوبي از احساس ، ادراك و انديشه پديد آورندگانش مي باشد .

تاريخچه منبت كاري همانند بقية هنرها و صنايعي كه بنيان گذار آن مردم عادي بوده اند و در دامان جوامع پراكندة بشري متولد شده و رشد كرده اند چندان روشن نيست و به درستي نمي توان گفت اين هنر (( هنر ـ صنعت )) از چه زماني ابداع شده و رواج يافته . اما آنچه مسلم است چوب به عنوان فراوانترين مادة اوليه موجود در طبيعت جزو نخستين موادي است كه توجه بشر را به خود جلب كرده و براي ساخت و پرداخت انواع وسايل مصرفي و هنري مورد استفاده قرار گرفته . بنا به اسناد و مدارك موجود ، منبت كاري در ايران متكي به سابقه اي بيش از هزار و پانصد سال است و حتي عده اي از محققان به صراحت اظهارنظر نموده اند كه قبل از ظهور ساسانيان نيز منبت كاري در ايران رواج داشته ، ولي هيچ بازماندة تاريخي كه اين ادعا را اثبات كند در دست نيست .

جالب اينجاست كه شيوه كار با قديم تفاوت چنداني نكرده است . البته از ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال پيش تاكنون پيشرفتهايي در مورد نحوة ساختن ابزار حاصل شده ، اما روش كار تغيير چشمگيري نداشته است .
منبت كاران در حال حاضر در شهر آباده در استان فارس و شهر گلپايگان در استان اصفهان كه مركز اصلي اين هنر محسوب مي شود با بهره گيري از انواع چوب كه به راحتي و با قيمت ارزان از داخل كشور قابل تهيه است و به كمك ابزار كاري بسيار ساده و ابتدائي كه از چند قلم و اسكنه فلزي تجاوز نمي كند دست به پديد آوردن شاهكارهايشان مي زنند .

سابقه كاربرد چوب

چوب در ايران از قديمي ترين دوره هاي تاريخ در ايران مرسوم بود . در كتيبه هايي كه از خزانة داريوش در تخت جمشيد بدست آمده سخن از پرداخت دستمزد به هنرمنداني است كه روي درهاي چوبي كنده كاري مي كرده اند .
پاره اي از محققان نيز اظهارنظر كرده اند كه قسمتي از پوشش تخت جمشيد چوبي بوده و بر اثر آتش سوزي از بين رفته است و گروهي ديگر اظهارنظر كرده اند كه براي سقف بندي كاخهاي شوش و تخت جمشيد از چوب سدر لبنان استفاده شده است .

از دورة سلوكيها مدرك قابل توجهي در دست نيست و در دورة اشكانيان جز در مواردي مانند تيروكمان سازي ( ساير صنايع آنان و از جمله صنايع چوبي از دورة هخامنشيها عقب تر بوده است ) مـوارد ديگر ديـده نشده است . با اين وجـود و عـليرغم آنكه مـعماري اين دوره به پاي معماري دوره هاي قبل نمي رسيده ، استفاده از چوب در معماري كاملاً رواج داشته و نكته قابل توجهي كه در معماري ساسانيان ديده مي شود استفاده از كلافهاي چوبي در ميان ديوارهاست كه ظاهراً به منظور استحكام بخشيدن به ديوارها انجام مي شده و اقتباسي از نحوة معماري روميان و به روايتي ديگر معماري يونانيان بوده است . اسلوب صنعتي ساسانيان بعد از ظهور اسلام ، بدون هيچ تغييري به خدمت ساخت و پرداخت در و پنجره هاي ابنية مذهبي و مساجد و معابد مسلمانان درآمد و هنرمندان ايراني ، در اين دوره شاهكارهايي از خود بر جاي گذاشتند كه بسيار بي نظير است براي نمونه درها و منبر مسجدي كه ابومسلم خراساني در نيشابور ايجاد كرد و بعدها به وسيله عمروبن ليث صفاري تكميل گرديد قابل ذكر است .

يكي از قديمي ترين اثر منبت موجود كه تاريخ نيمة اول قرن سوم هجري قمري را دارد ، يك لنگه در چوبي متعلق به مسجد عتيق شيراز است كه در دورة عمروبن ليث صفاري ساخته شده و داراي زيرسازي از چوب سپيدار مي باشد و روي آن با خلالهايي از چوب گردو و نقوش پرضلعي بسيار زيبايي زينت شده است ( اين در هم اينك در موزة پارس شيراز نگاهداري مي شود ) و داراي ميخهاي آهنين برجسته و كوچك است .
بعد از آن بايد يك سردر منبت كاري شده از چوب كاج را مورد اشاره قرار داد كه ساخت قرن چهارم هجري قمري است و روي آن با ظرافت كامل خطوط كوفي با قطري حدود ۳ سانتي متر كنده كاري شده است .

از ديگر منبت كاريهاي چوبي را مي توان قطعه الواري كه روي آن كلمات قرآن به خط كوفي بسيار قوي و شيوا به طور برجسته منبت گرديده و متعلق به بقعه چهل اختران بوده است ياد كرد كه در موزه ايران باستان نگاهداري مي شود .
همچنين در اين هنر ، مي توان درهاي چوبي مقبره سلطان محمود غزنوي كه در هندوستان در قلعه (( اگرا )) مي باشد ، ياد نمود . كه متعلق به قرن پنجم هجري قمري ( يازدهم ميلادي ) است و كاملاً شبيه آثار چوبي مكشوفه در تركستان غربي است . سطح خارجي آنها با اشكال ستاره اي چوبي كه فوق العاده زيبا و بادقت ساخته شده مزين مي باشد . اين شيوه كه تا ظهور سلجوقيان ( ۱۰۹۵ ميلادي ) در گـوشه و كنـار كـشور ادامـه داشـت تدريجـاً عـوض شـد و گو ايـنكه متأسفانه نمونه هاي چنداني از (( هنر ـ صنعت )) چوب اين دوره در دست نيست ولي با توجه به دو قطعه از يك منبر كه ساخت قرن ششم هجري ، يعني حدود اواخر دورة سلجوقيان است و هم اينكه در موزة متروپوليتن نگاهداري مـي شود ، مي توان گفت در اين دورة تزيين چوب با گل و بوته هاي برجسته و فرورفته ( چيزي شبيه به منبت كاري فعلي ) رواج داشته . كما اينكه بر روي يكي از قطعات ياد شده كتيبه چند سطري به خط كوفي و طرحهايي گياهي حكاكي شده و بر روي قطعة ديگر كه قسمتي از چهارچوب منبر است ، طرحهاي درشت نخل ، نام وقف كننده و تاريخ سال ۵۴۶ هجري كنده كاري شده است .

ادامه چوب و منبت به دوره چنگيز و تيمور نيز كشيده و چون از اين دوره ها آثار نسبتاً بيشتري در دست است به راحتي مي توان شاهد تركيب نقوش ايراني با طرحهاي چيني بود . از صنايع چوب اين دوره ، منبر مسجد نائين كه تاريخ سال ۷۱۱ هجري قمري را دارد و با اشكال هندسي و برگهاي مدور تزيين شده و نيز صندوق مرقد حضرت عبدالعظيم در شهر ري قابل اشاره است . منبر سوريان شيراز در موزه ايران باستان شاهكار ديگري از هنر چوب از قرن نهم هجري است .
در نيمه دوم قرن هشتم هجري قمري صنعت چوب ايران به خصوص در تركستان غربي به درجات بالايي از لحاظ فني و هنري رسيد و يك رحل چوبي كه هم اكنون در موزة (( متروپولتين )) موجود است نمونة بسيار خوبي از منبت كاري اين دوره به حساب مي آيد و بر روي آن علاوه بر نام دوازده امام ، نام سازندة آن حسن بن سليمان اصفهاني و تاريخ ذي الحجه سال ۷۶۱ هـ . ق . حك شده است .

در عصر تيموريان ، شيوة صنعتگران دورة ايلخانيان ادامه يافت و از نمونه هاي خوب اين دوره يك جفت در ، متعلق به نيمة دوم قرن پانزدهم ميلادي ( قرن نهم هـ . ق . ) قابل اشاره است كه در موزه متروپوليتن نگاهداري مي شود . روية اين دو لنگه در ، به قطعات مربع تقسيم و داخل هر كدام نيز تقسيمات ديگري شده و تزيينات آن عبارت است از اشكال هندسي و برگهاي ظريف كه معمولاً تذهيب كاران دوره تيموري از آنها استفاده مي كردند . نمونة مشابه اين درها ، تابوتي است در مدرسة طراحي (( رپرويدانس )) كه به احتمال قوي در رمضان ۸۷۷ هجري قمري ( فوريه ۱۴۷۳ ميلادي ) در مازندران ساخته شده و داراي تزئينات ياد شده است .

اطلاعات موجود پيرامون صنايع چوب در دورة صفويه بيشتر از طريق درهاي مساجد ايراني و تركستان غربي و آنچه در موزه هاي مختلف مانند موزه هاي گلستان در تهران و موزه برلين وجود دارد به دست مي آيد و از نمونه هاي خوب اين دوره يك جفت در ، ساخت علي بن صوفي با تاريخ ۹۱۵ هجري قمري ( ۱۵۲۹ ميلادي ) و يك لنگه در ديگر ساخت حبيب الله با تاريخ ۹۹۵ هجـري قمري ( ۱۵۹۰ ميلادي ) قابل اشاره مي باشد .

در دورة صفويه با توجه به اينكه ساخت ابنية مذهبي و نيز كاخ هاي سلطنتي در ايران افزايش چشمگير و محسوسي يافت ، عدة زيادي از هنرمندان به اصفهان كه مركز كشور بود و اكثر ابنيه مورد اشاره در آن احداث مي شد روي آورند و تجمع اين هنرمندان در يك نقطه كه تبادل تجربيات از اولين برآيندهاي آن بود باعث شد تا آثاري ماندني و اعجاب انگيز به وجود آيد . به دنبال حملة افغانها به ايران و پس از آن درگيريهاي سياسي كه عرصه را بر هر نوع فعاليت سازنده اي محدود مي كرد ، هنرمندان و صنعتگران منبت كار تدريجاً پراكنده و جذب مشاغلي تخصصي شدند و آن عده اي هم كه هنوز به كار اشتغال داشتند و با سماجت مي كوشيدند تا جلوي زوال اين (( هنر ـ صنعت )) ارزنده را بگيرند مجال چنداني براي فعاليت در رشتة هنري و صنعتي خود نداشتند . در اين زمان ، آباده ( از توابع استان فارس ) تنها مركز تجمع منبت كاران كشور به حساب مي آمد و جز اين ، در هيچ جاي ديگر از كشور پهناورمان نشاني از منبت كاران و منبت كاري ديده نمي شد .

در دوران افشاريه ، زنديه و قاجاريه صنعت چوب ايران رو به انحطاط نهاد و آنچه طي قرن ۱۱ و ۱۲ هـ . ق . ساخته شده به جاي حكاكي ، اغلب داراي تزئينات نقاشي شده به وسيله رنگ و روغن است .
بعد از سقوط سلسلة قاجاريه مردم ناخشنود از واگذاري بدون قيد و شرط كشور ، به دنبال راهي براي بازگشت به ارزش هاي فرهنگي و صنعت خويش بودند ، عليرغم حكومت كودتا كه سعي در حفظ روابط و ضوابط پيشين داشت بسياري از معيارها را در هم ريختند و بديهي است كه در چنين شرايطي هنرمندان و صنعتگران و اهل حرفه نيز نقشي بزرگ داشتند . در همين رابطه استاد احمد صنيعي و استاد علي مختاري كه جزو معدود باقيماندگان استادان منبت كار بودند به تهران آمده و ضمن جدي گرفتن حرفة منبت كاري به ترتيب شاگرداني جهت احياء و حفظ هنر و صنعت آباء و اجداديشان پرداختند و تأسيس سازمان صنايع دستي ايران به عنوان حافظ و نگهبان سنتي و بومي وسيلة ديگري بود كه باعث شد تا عده اي در زير چتر حمايت آنها گرد آمده و مانع مرگ هنر منبت كاري در ايران شوند .

هم اينك شهر آباده در استان فارس و شهر گلپايگان در استان اصفهان مركز اصلي منبت كاري محسوب مي شود و جز اين دو شهر ، در بوشهر نيز عده اي به منبت كاري اشتغال دارند و در ديگر نقاط كشور هم به طور پراكنده منبت كاري رايج است .
از اواخر قرن نهم و از اوايل قرن دهم هجري قمري كنده كاري روي صنايع چوبي رونق گرفت و بهترين نمونه اين نوع آثار در ري است كه با اسلوب كنده كاري به رنگ چوب گردو ساخته شده و در مسجد شاه شهر سمرقند موجود است . در گور يا مقبره امير نيز دو در موجود است . علاوه بر اين نمونه ها بعضي از درهاي مساجد و مدارس نيز موجود است كه راجع به همان دوره و به همان سبك است .

از جمله آثاري كه به قرن ۱۰ هـ .ق . منسوب است و تاريخ ۹۱۵ هجري قمري را دارد ، ديگر دو لنگه در چوبي است كه نام سازنده اش ( علي بن صوفي لباساني ) روي آن نوشته شده در مـوزه مـلي است ولـي از ايـن نمـونه هايي ديگر كه منسوب به قرن دهم و يازدهم هجري قمري مي باشد ، بر مي آيد كه در آن روزها رنگ آميزي ظرايف در قالي و نقاشي و … رايج و معمول بوده و به اوج عظمت خود رسيده و برعكس صنعت كنده كاري روي چوب رو به انحطاط و پستي نهاده بوده است . اكنون وقتي وارد كاخ هاي سلاطين ( گلستان در تهران ـ عالي قاپو در اصفهان ) اماكن مقدسه ( حضرت رضا (ع) ـ حضرت معصومه (ع) ، زيارتگاههاي مردخاي در همدان ـ دانيال نبي در شوش ، مقبره شيخ صفي در اردبيل ، شاه عباس صفوي در بقعه حبيب بن موسي در محله پشت مشهد كاشان و مسجد شاه و مسجد شيخ لطف الله در اصفهان ) مي شويم و تزييناتي كه از اشكال گياهي ،

تصاوير حيواني ، خطوط و كتابتها و اشكال هندسي در شبكه ها ، محجرها ، طاقنماها ، منابر و ستونها به كار رفته مي بينيم ، از حيث مواد و اهميت صنعت ظريف و دقيق و ممتاز ، مظاهري مشاهده مي كنيم كه بهترين نمونه از تجلي روح صنعتگر ايراني است . در زمان صفويه اين هنر مانند ساير هنرهاي ايران تكميل شد و شاهكارهايي به وجود آورد امروز در اصفهان مساجدي از عهد صفوي وجود دارد كه درهايشان هنوز دست نخورده و سالم باقي مانده ، مانند در مدرسة شاه سلطان حسين . در قزوين نيز در آرامگاه شاهزاده حسين و در بسيار زيبايي از عهد شاه طهماسب موجود است . در عهد صفوي شاهكارهايي به وجود آوردند و سليقه مردم را نيز عوض كردند به طوري كه هر كس علاقمند شد در خانه اش را مطابق سليقه روز به انواع هنرهاي بيارايد .

يكي از زيباترين آثار منبت ايـران رحـلي است كه امـروز در موزة (( متروپولتين )) نيويورك ديده مي شود و علاوه بر تزيينات شاخ و برگ به سبك قديمي ساساني كه در روي آن كنده شده نام دوازده امام و امضاي حسن بـن سليمـان اصفهـاني و تاريـخ ذي الحجه ۷۶۱ هجـري قمري را روي آن مي توان خواند . اين رحل زيبا نشان مي دهد كه در شهر اصفهان خيلي پيشتر از آنكه شاه عباس بزرگ آن را پايتخت خود كند و همزمان با خونريزيهاي لشگريان تيمور ، هنرمندان بزرگي وجود داشتند . روي صندوق قبر شخصي به نام ابوالقاسم كنده كاريهاي زيبايي ديده مي شود كه به دست استاد احمدبن احمد ، در تاريخ ۷۷۷ هجري قمري انجام گرفته است . منبت كاريهاي ديگري به دست هنرمندان ايران براي آرامگاه امير تيمور در سمرقند و مسجد شاه زند در همان شهر بوجود آمده كه امروز باقي است . در موزه فدريك برلن در بسيار زيبايي با تاريخ ۹۹۹ هجري قمري موجود است كه به سبك منبت كاريهاي عهد صفوي ساخته شده است .

كاربرد چوب در تهيه آثار هنري از ديدگاه سفرنامه نويسان و سفرنامه ها

آدام الئاريوس در بخش ايران سفرنامه خود در مورد چوب و كاربرد آن در بنا مطالبي چند نوشته و به توضيح نوع چوبهاي به كار رفته در بنا و نحوة كاربرد آن مي پردازد وي مي نويسد : (( آنان مخصوصاً از جهت زيبايي و سايه افكندن به درخت چنار علاقة خاصي دارند . اين درخت در آلمان ناشناخته است . درخت چنار به بلندي و راستي سرو است . قطر آن به نيم ساعد و گاه به يك ساعد تمام مي رسد برگهايش پهن و شبيه برگ درخت مو است . ميوه اش بزرگ و شبيه ميوة درخت بلوط است و روي آن را كرك پوشانده و هسته ندارد ، اما مورد استفاده نيست . چوب اين درخت قهوه اي رنگ و تخته به دست آمده از آن زيبا و موجدار است كه براي ساختن در و پنجره به كار مي رود و وقتي به آن روغن مي مالند بسيار زيبا به نظر مي رسد .

پنجرة اطاق ايرانيها به بزرگي در است و تا كف اطاق مي رسد و به جاي شيشه داراي شبكه هاي چوبي است كه در زمستان روي آن را كاغذ چرب مي چسبانند از اطاقهاي پائين منزل براي زمستان استفاده مي كنند .
يكي ديگر از سياحاني كه در طي بازديد خود از اصفهان به كاربرد چوب در معماري توجه نموده و اشاراتي داشته است انگلبرت كمپفر است وي در مشاهدات خود از چوب چنين ياد مي كند :
(( پنجره هاي كافي را كه بر روي يك پي چهارگوش از خشت ساخته اند با شبكه هاي چوبي بسيار زيبا آراسته اند ، سقف سطح قابدار بر هيجده ستون چوبي كشيده و مرتفع استوار است . اين ستونها در سه رديف تعبيه شده و با رنگ آبي و طلايي مزين است هر چند كه طرز ساخت اينها را نمي توان سبك كلاسيك شمرد معهذا من آنها را فوق العاده جالب و گيرا مي دانم .