چگونگی مهارت های زندگی
مقدمه:
همه كودكان در زندگي خود با استرس هاي شديدي روبه رو مي شوند كه بخشي از اين استرس ها ناشي از تغييرات رشدي به هنجار كودكي مي باشد مانند رشد و تغييرات هورموني و هم چنين بخشي ديگراز استرس ها ناشي از ارتباط كودك و با والدين و اجتماع مي باشد. مانند فراغ والدين، طلاق، نقل و انتقال خانواده ها، تغيير مدرسه، بيماري هاي جسماني مزمن و شديد و غيره. امروزه علي رغم ايجاد تغييرات عميق فرهنگي و تغيير در شيوه هاي زندگي، بسياري از افراد در رويارويي با مسائل زندگي، فاقد توانايي هاي لازم و اساسي هستند و همين امرآنان را در مواجه با مسائل زندگي، فاقدتوانايي هاي لازم و اساسي هستند و همين امرآنان را در مواجه با مسائل و مشكلات زندگي روزمره و مقتغيات آن آسيب ناپذير نموده است

تعريف مهارت هاي زندگي:
اصطلاح « مهارت هاي زندگي» در معناي مختلف بكار رفته است مثل:
۱- مهارت هاي مربوط به امرار معاش مانند اين كه چگونه فرد مشغول كاري مي شود.
۲- مهارت هاي مراقبت از خود مانند مصرف غذاهاي سالم، درست مسواك زدن و غيره
۳- مهارت هايي كه براي پرداختن به موقعيت هاي پرخطر زندگي استفاده مي شود.

مهارت هاي زندگي ، مهارت هايي است كه براي افزايش توانايي هاي رواني، اجتماعي افراد آموزش داده مي شود و فرد را قادر مي سازد كه به طور موثر با مقتضيات و كشمش هاي زندگي روبه رو شود.
هدف از آموزش مهارتهاي زندگي ارتقاِء سازگاري فرد ابتدا با خودش سپس با ديگران و محيطي است كه در آن زندگي مي كند.اين مهارتها به ما مي آموزدكه در طول زندگي به ويژه در موقعيت هاي پر خطر چگونه عاقلانه و صحيح رفتار كنيم .

اهداف مهارتهاي زندگي
بخشي از اهداف مهارتهاي زندگي عبارت است از:
تقويت اعتماد به نفس
تقويت روحيه ي مشاركت وهمكاري
رشد و تقويت عواطف انساني
ايجاد روحيه ي مقاومت در برابر تبليغات مسموم
كمك به شناسايي وبيان احساسا ت
تامين سلامتمهارتهاي ارتباطي
ساختن يك شهروند متعادل ومقبول اجتماع
تقويت روحيه ي همزيستي مسالمت آميز
ارتقاء سازگاري فرد باخودش با ديگران و محيط زندگيش

انواع مهارتهاي زندگي
سازمان بهداشت جهاني اين مهارتها را با عناوين دهگانه زير مشخص نموده است كه هر يك ازاين مهارتها رمز برخورداري ودانستن تمرين و به كارگيري هر چه بيشتر در زندگي روزمره است.
مهارتهاي خود اگاهي
مهارتهاي همدلي
مهارت ارتباط موثر
مهارت روابط بين فردي
مهارت مقابله با استرس
مهارت مديريت بر هيجانها
مهارت حل مسئله
مهارت تصميم گيري
مهارت تفكر خلاق
مهارت تفكرنقادانه
مهارت خود آگاهي

مهارت خود آگاهي توانايي شناخت از نقاط ضعف و قوت خواسته ها نيازها رغبت ها وتصوير واقع بينانه از خود است تا حقوق فردي اجتماعي و مسئوليتهاي خود را بهتر بشناسيم با كسب اين مهارت به سئوال اساسي “من كيستم”پاسخ مي گوييم

مهارت همدلي
همدلي يعني اين كه فرد بتواند مسائل ديگران را حتي زمانيكه در آن شرايطقرار ندارد درك كند و به انها احترام بگذارد . اين مهارت موجب مي شود تا به ديگران توجه كرده وآنها را دوست داشته باشيم وخود نيز مورد توجه و دوست داشتن ديگران قرار بگيريم وباايجاد روابطاجتماعي بهتر به هم نزديك شويم

مهارت روابط بين فردي
مهارتي است كه موجب ميشود ضمن تقويت روحيه ي مشاركت اعتماد واقع بينانه و همكاري با ديگران بتوانيم مرزهاي روابط بين خود وكسانيكه دوستشان داريم را تشخيص داده ودرجهت ايجاد روابط صميمانه و دوستانه قدم برداريم هر چه زودتر به دوستيهاي نامناسب و نا سالم خود خاتمه دهيمپيش از آنكه مورد آسيب جدي قرار بگيريم.

مهارت ارتباط موثر
كسب اين مهارت به ما مي آموزد براي درك موقعيت ديگران چگونه به سخنان آنان فعالانه گوش دهيم و چگونه ديگران راازاحساس ونيازهاي خوداگاه نماييم تاضمن به دست آوردن خواسته هاي خود طرف مقابل نيز احساس رضايت نمايد

مهارت مقابله با استرس
در دنياي امروز همواره با تغييرات وسيع وپيچيده اي مواجهيم و هر تغييري با فشارهاي روحي ورواني (استرس)همراه است .ميزان استرس اگر بيشتر از حد و طولاني باشد بر زندگي و عملكرد ما تاثير منفي گذاشته و مشكلات جدي وزيادي را براي ما به وجود خواهد آورد.فراگيري اين مهارت به ما كمك مي كند تا استرسهاي مخالف و اثرات آن را شناخته و راههاي كاهش يا مديريت بر آنها را كسب نماييم

مهارت مديريت بر هيجانها
اگر بتوانيم مديريت مطلوبي بر هيجانهاي خود مانند شادي غم خشم ترس ياس اضطراب و …..داشته باشيم روياها خاطرات و ادراكات ما جان مي گيرد.كسب اين مهارت به ما كمكمي كند تا ضمن شناسايي هيجانهاي خود و ديگران و تاثير آنها بر تفكر رفتارهايمان بتوانيم در مقابله با آنها واكنش مناسب را از خود بروز دهيم.

مهارت حل مساله
ماهرروزبامسايل فراواني رو به رو هستيم كه برخي ساده و برخي پيچيده اند .مهرت حل مساله اين توانايي را به ما مي دهد كه با توجه به تجارب علمي و توانمنديهاي ذهني خود بتوانيم در جهت “حل مسئله” يا مشكل قدم برداشته و به نتيجه ي مطلوب دست يابيم

مهارت تصميم گيري
انسان در مسير زندگي همواره نيازمند تصميم گيريها ي مختلف است وموفقيت در زندگي در گرو تصميم گيري درست و بجاي اوست.مهارت تصميم گيري به ما كمك مي كند تا با اطلاعات و آگاهي كافي با توجه به اهداف واقع بينانه ء خود از بين راه حلهاي مختلف بهترين راه حل را انتخاب كرده و به كار بگيريم و پذيراي پيامدهاي آن نيز باشيم

مهارت تفكر خلاق
فكر كردن مهارتي است كه از كودكي مي آموزيم .مهارت تفكر خلاق قدرت كشف وتوليد انديشه ي جديد را براي ما فراهم مي آورد.مهارت تفكر خلاق به ما كمك مي كند در مواجهه باحوادث ناگوار چگونه احساسات منفي خود را به احساسات مثبت تبديل كنيم .تفكر خلاق “نوع ديگر ديدن ” است در اين تفكر هيچگاه مشكل يك عامل مزاحم به حساب نمي آيد بلكه يك فرصت براي كشف راه حل هاي نو وبديع تلقي مي شود كه تا كنون كسي به ان توجه نكرده است .

مهارت تفكرنقادانه
تفكر نقادانه نوع ديگر از تفكر است .كسب اين مهارت به ما مي آموزد تا هرچيزي را به سادگي ودر بست قبول يا رد نكنيم ابتدا در مورد آن موضوع سئوال و استدلال كنيم سپس بپذيريم يا رد كنيم كسانيكه از تفكر نقادانه بر خوردارند فريب ديگران را نمي خورند و به راحتي جذب گروهها و افرادو مواد مخدر نمي شوند چرا كه همواره با سئوال كردن به عاقبت كار مي انديشند

شيوه اي مختلف اجراي برنامه:
برنامه مهارت هاي زندگي را مي توان به دو صورت در مدارس اجرا كرد الف: به صورت پخش كردن برنامه در دروس مختلف، به اين صورت كه برنامه مهارت هاي زندگي در محتواي دروس مختلف پخش مي شود.
ب: اختصاص ساعت درسي جداگانه به اين ترتيب كه برنامه احتياج به يك زمان اختصاصي و به طور متوسط يك ساعت در هفته داشته و حتي اگر آموزگاران در طي تمام ساعات درسي و در تمامي دروس به آموزش آن بپردازند باز هم آموزش مدارس داشته باشد.

مدل آموزش اخلاقيات و ارزش ها بر اين فرض استوار است كه وقتي فرد كارها يا اعمال مثبت انجام مي دهد دروي احساس خوبي ايجاد مي شود در نتيجه يك فكر منجر به عمل مي شود هم چنين يك عمل منجر به عادت و در نهايت يك فكر مهارت مي شود و در كل احساسي كه فرد از خود بدست مي آورد
در عصر جدید مدارس چه چیزهایی به دانش آموزان می آموزند؟

آموزش و پرورش در همه كشورهاي جهان مسئله بزرگی براي دولت ها است. حتي پيشرفته ترين نظام هاي آموزش و پرورش جهان مدام تئوري هاي جديدي ارايه مي دهند و مي كوشند با ايجاد تغييرات لازم در نظام آموزش و پرورش خود، براي رويارويي با شرایط عصر جديد آماده شوند. يكي از پيشروترين كشورها در اين زمينه انگليس است. انگليسي ها به صرف هزينه هاي زياد براي تغييرات دايم در نظام آموزشيشان مشهورند. با اين همه آنها هميشه از نظام آموزشي خود ناراضيند و در نتيجه اين تغييرات را به طور دايم اعمال مي كنند. به عنوان مثال آخرين نظريه آنها اين است كه بايد از سن دو سالگي آموزش جدي را به كودكان آغاز كرد.
يكي از بزرگ ترين موضوعاتي كه آموزش و پرورش ما هم در عصر جدید مي تواند به آن بپردازد ايجاد سيستم آموزش فعال در کلاس هاي درس است تا دانش آموز فکر کند و کار کند و معلم افکار دانش آموزان را هدایت کند. به عبارتي لازم است آموزش و پرورش از حالت حافظه محوري خارج شود.
همچنين لازم است حداقل آموزش ها و مهارت هایی که دانش آموزان براي ورود به عرصه كار و زندگي نیاز دارند به آنها داده شود. این آموزش هم فقط سواد خواندن و نوشتن نیست. چراكه مفهوم سواد درجهان امروز تغيير كرده است. آموزش باید جزو ذات دانش آموز شود تا او بتواند تحلیل کند و مسأله حل کند و گلیم خودش را از آب بیرون بکشد و نيز توانايي كار با رايانه را براي كسب و تحليل اطلاعات داشته باشد.
در تعريف سواد تجديد نظر كنيم
با ورود به قرن ۲۱ ميلادى و گذار از جامعه صنعتي به جامعه اطلاعاتي، سواد ديگر همان معنى كلاسيك توانايى خواندن و نوشتن را ندارد. بلكه مفهوم سواد، سواد الكترونيكى و به عبارتى توانايى استفاده از رسانه هاى الكترونيكى به خصوص اينترنت است و مؤلفه هاى ديگرى را هم دربرمى گيرد. همين سطح سواد الكترونيكى و به روز شدن اطلاعات فارغ التحصيلان يكى از مهم ترين مسایل پیش روی كشورهاى در حال توسعه از جمله ايران، در قرن ۲۱ به شمار مى آيد. چرا كه در جامعه اطلاعاتى كسى كه خواندن و نوشتن مى داند و حتى فراتر از آن تحصيلات عالى دارد ولى به عنوان مثال نحوه استفاده از اينترنت را نمى داند باسواد تلقى نمى شود. همين امر تغيير بنيادين در نظام هاى آموزشى را مى طلبد. در حالي كه در كشور ما هنوز تعداد رايانه نسبت به جمعيت بسيار كم است و هنوز دانش آموزان زيادي پيدا نمي شوند كه به رايانه دسترسي داشته باشند يا نحوه استفاده صحيح از رايانه را بدانند. برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه معنی تازه سواد

در حالی که رايانه و عصر اطلاعات نحوه تدريس و ارزشيابى و برنامه هاى درسى مدارس را تغيير داده و مى دهد. در مدارس جديد دانش آموزان مى آموزند تا انبوهى از اطلاعاتى را كه از اينترنت مى گيرند پردازش كنند و از اين اطلاعات در جهت يادگيرى بيشتر استفاده كنند. همچنين آنها مى توانند با منابع علمى جهان ارتباط برقرار كنند. در اين شرايط اگر دانش آموزان ما سواد الكترونيكى نداشته باشند، نمى توانيم انتظار داشته باشيم كه در آينده همگام با تحولات جديد پيش بروند. چراكه تجار با سواد الكترونيكى مى توانند بهتر تجارت كنند، كارمندان مى توانند مهارت هايشان را افزايش دهند و مديران دانش مديريتشان را افزايش دهند.

بنابراين اگر ما مى خواهيم در دسته كشورهاى پيشرفته باشيم و فرهنگ خود را اشاعه دهيم لازم است نهضت سوادآموزى الكترونيكى را جدى بگيريم و آموزش و پرورش سواد الكترونيكي را در سرلوحه اهداف خود قرار دهد. در درجه اول لازم است رايانه و اينترنت با قيمت ارزان در دسترس همه قرار بگيرد و همه رايانه را جزو وسايل ضرورى منزل خود به شمار آورند و دانش آموزان در همه مدارس از جمله در مناطق محروم رايانه و اينترنت در اختيار داشته باشند. همچنين از آن مهم تر لازم است كه در درجه اول معلمان آموزش ببينند تا بتوانند خودشان از رايانه و اينترنت به بهترين وجه استفاده كنند و شيوه استفاده از رايانه و اينترنت و تحقيق را به دانش آموزان بياموزند.
آموزش مهارت هاي غير درسي ضروري است

نظام هاي آموزشي بسياري از كشورها هدف ايجاد مهارت هاي غير درسي را براي ورود به بازار كار و افزايش آستانه تحمل و بردباري براي مواجهه با پيچيدگي هاي جوامع امروزي جدي مي گيرند. اما با وجود گام هايي كه برداشته شده ما هنوز نتوانسته ايم آموزش هاي متناسب با فناوري هاي قرن ۲۱ را در نظام آموزش و پرورشمان لحاظ كنيم و همچنان جاي خالي بسياري از مباحث مربوط به مهارت هاي زندگي در نظام آموزشي ما به چشم مي خورد.
بعضي از اين مهارت ها، مهارت هايي هستند كه هم در محيط كار و هم در زندگي روزمره و خانوادگي لازمند. به عنوان مثال مي توان از مهارت حل مشكل، مهارت تحليل و روابط عمومي نام برد. بنابراين از نظام آموزشي انتظار مي رود حداقلي از مهارت هايي كه مردم به آنها نياز دارند را آموزش دهد. با كاسته شدن از جمعيت دانش آموزي، نظام آموزشي مي تواند در كلاس هايي كه از جمعيت آنها كاسته شده، مهارت هايي نظير كار گروهي را به دانش آموزان آموزش دهد.