چکیده

اندیشههای مرزی در ژئوپلیتیک کلیدی و مهم هستند چرا که همین اندیشهها هستند که اهداف را توجیه میکنند. ژئوپلیتیک مناطق مرزی علمی است که هدفش مطالعه پدیدههای فیزیکی، بیولوژیکی، اقتصادی و انسانی مناطق مرزی است. مرزهای ایران میتواند نقش مهم و سازنده در تامین امنیت ملی پایدار، تامین منافع ملی کشور، همگرایی و واگرایی بازی کنند. چون ساکنان نواحی مرزی گسترش و پیوستگی قومی زبانی، دینی مذهبی با کشورهای همسایه دارند و علاوه براین چون ایران در یک منطقه ژئوپلیتیکی، ژئواستراتژیکی، ژئواکونومیکی قرارگرفته که همین موارد باعث تقابل، تعامل، کشمکش، تضاد قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای در این مرزها میشود بنابراین نگرش ژئوپلیتیکی به مرز و امنیت علاوه بر دیدگاه ملی یک نگرش فراملی (منطقه ای و جهانی) است که کوچکترین تحریک و ناامنی در آن سوی مرزها متوجه مرزهای داخلی میشود . با فروپاشی شوروی و استقلال کشورهای آسیای مرکزی ایران میتواند با اجرای سیاستهای همگرایانه و تعاملی با این کشورها که از نظر تاریخی و فرهنگی در حوزه تمدنی ایران قرار گرفته اند در تامین امنیت و منافع ملی گامهای موثری بردارد که نقش استان خراسان شمالی و استانهای شمال شرق که دروازه ورود به آسیای مرکزی میباشند دو چندان میشود

اکنون دیگر امنیت کشورها در دست نیروهای نظامی نیست، بلکه به موازات نیروهای نظامی، الگوهای اقتصادی و رشد سیاسی در یک کشور و در سایر کشورها نقشی برابر دارند تامین امنیت در سایه سلاح نیست، بلکه در گرو فکر انسان و در سایه امنیت به معنی توسعه است امنیت همان توسعه است و بدون توسعه، امنیت وجود ندارد

واژگان کلیدی: ژئوپلتیک، مرز، امنیت، توسعه

۱ کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی
۲ کارشناسی ارشد جغرافیای شهری

مقدمه

از دیرباز مرزهای امن و مطمن از اهداف دولتهای ملی بوده است دوری نقاط مرزی از پایتخت و مراکز مهم و اصلی کشورها از یک سو میتواند بستر اقدامات واگرایانه و ضد حاکمیتی از جمله تحریک مرزنشینان توسط مخالفان داخلی و خارجی را فراهم کند و از سوی دیگر زمینهای برای جابجاییها و مبادلات غیرقانونی، قاچاق و… باشد. امروزه این دغدغهها در مناطق د حالتوسعه بیشتر نمایان است توجه به مناطق مرزی در برنامه های توسعه ملی کشورها جایگاه ویژهای دارد، چرا که توسعه در ظرفامنیت امکانتحقق پیدا میکند و مرزهای امن شرطلازم امنیتملی است(مجیدی .۱۳۸۷ص(۱۷۵ اقصاد نواحی وساکنان مرزی میتواند نقش مهمی در تامین امنیت وتوسعه پایدار مناطق مرزی داشته باشد

اقتصاد یکی از موثرترین و مهم ترین ارکان یک نظام اجتماعی(یعنی سیاست،اقصاد،اجتماع،فرهنگ) است. مطالعه تحولات گذشته درجهان به وضوح مبین نقش برجسته اقتصاد در این تحولات است . نقش اقتصاد درتوزیع قدرت و ابزار ان (اقصاد سیاسی )، تاثیر اقصاد بر هنجارها ورفتارهای فردی واجتماعی (اقتصاد فرهنگی) و نهایتا تاثیر اقتصاد در اجتماع،نهادهای اجتماعی،اقشار اجتماعی و…(اقتصاد اجتماعی)از جمله مباحث مهم و قابل توجهی است که این مولفه را در پیوندی محکم و قوی با سایر مولفه های نظام اجتماعی قرار میدهد

ازسوی دیگر مطالعات وبررسی های صورت گرفته نیز نشان می دهند که میزان اثربخشی ونقش افرینی در نظام بین المللی و فرایند جهانی سازی نیز با اتکا بر اقتصاد قوی تعریف میشود به بیان کلی امنیت اقتصادی را می توان شرایط و وضعیت عینی و ذهنی دانست که در ان امکان بسط و توسعه ارزش ها و منافع اقتصادی در تقابل و تعامل با عوامل وشرایط محیطی (تهدیدات،آسیب ها،فرصتها ) وجود داشته باشد .این تعریف قابل تعمیم به مجموعه فعالان و بخش های اقتصادی در شرایط و موقعیت های متفاوت زمانی و مکانی نیز خواهد بود(میرمحمدی۱۳۸۶ص(۲۳۷

مفهوم ژئوپلیتیک
جغرافیا سیاسی جدید که توسط راتزل جغرافیدان المانی پایه گذاری شد برپایه مفهوم ژئوپلیتیک شکل گرفت واژه ژئوپلیتیک که ابتدا درسال ۱۸۹۹م توسط دانشمند سوئدی رودلف کیلن وضع شد به بخشی از معلومات حاصله ناشی از ارتباط بین جغرافیا و سیاست اطلاق گردید ژئوپلیتیک در نیمه اول قرن بیستم با نظریه های متعددی توسعه یافت نظریه های که عمدتا به نقش فضای جغرافیایی در قدرت و استراتژیهای جهانی می پرداختند . نظریه هارتلند(قلب زمین) مکیندر،قدرت دریایی ماهان، نظریه ریملند اسپایکمن و نظریه قدرت هوایی سورسکی هر یک بنحوی الگوهای فضایی خاص را ارائه داده وبر تفسیر و برداشت از قدرت و کنترل جهانی تاثیر گذاشتند (حافظ نیا ۱۳۸۵ص(۲۴

ژئوپلیتیک از نقش آفرینهای سیاسی محیطی در چهارچوب مفهوم قدرت سخن می گوید بدین ترتیب، ژئوپلیتیک عبارت است از مطالعه روابط همکاری یا رقابت میان قدرتها براساس امکاناتی که محیط جغرافیایی در اختیار می گذارد یا امکاناتی که در این راستا می توان از محیط جغرافیایی گرفت ژئوپلیتیک را می توان هنر ایجاد موازنه قدرتی با رقیبان در سطوح منطقه ای و جهانی دانست در راستای تامین امنیت جهت حفظ و گسترش منافع ملی در سطوح منطقه ای و جهانی .(مجتهد زاده ۱۳۸۶ص(۲۱

مارتین گلاسنر روند توسعه و تحول ژئوپلیتیک را در دو شاخه تئوری ارگانیکی دولت و ژئواستراتژیکی نشان میدهد تفکرات مربوط به تئوری ارگانیکی دولت،که از طرف هاوس هوفر به میهن پرستی متعصبانه و

ظهور نژاد گرایی و نظامی گرایی تبدیل شد، با ظهور رایش سوم مدفون گشت اما اندیشه های مربوط به ژئواستراتژیکی به حیات خود ادامه دادند و در دوره حاضر شکوفا شد (صحفی ۱۳۸۰ص(۴۶

ژئوپلیتیک عبارت است از درک واقعیتهای محیط جغرافیایی به منظور دستیابی به قدرت، به نحوی که بتوان در بالاترین سطح وارد بازی جهانی شد و منافع ملی و حیات ملی را حفظ کرد به عبارت دیگر ژئوپلیتیک عبارت است از علم کشف روابط محیط جغرافیایی و تاثیر آن بر سرنوشت سیاسی ملل امروزه در تعریف قدرت که می تواند تولید سیاست کند منابعی ارزشمندند که نامرئی باشند ودر حقیقت آنها منابع واقعی قدرت به شمار می روند که در این صورت عوامل متغیر ژئوپلیتیکی نقش اساسی خواهند داشت (عزتی ۱۳۸۸ص(۷

ژئوپلیتیک از موقعیت های جغرافیایی زمین،حساسیت های استراتژیک دریایی و خشکی،منابع کمیاب اقتصادی وانرژی و… استفاده میکند تا سیاست خارجی حکومت را پیش ببرد یا برتری خواهی های سیاسی منطقه ای و جهانی قدرت را جامعه عمل بپوشاند به عبارتی دیگر ژئوپلیتیک با ایده آگاهی نسبت به قدرت سروکار دارد و نقش آفرینی فراکشوری قدرت سیاسی را مطالعه میکند،لذا قدرت و رقابت های قدرتی برای ایجاد برتری نسبت به رقیبان،پیوسته هسته مرکزی مباحث و کارکرد ژئوپلیتیک پویا بوده است

دیکچنری اکسفورد تعریف زیر را ارائه میدهد ژئوپلیتیک عبارتست از چگونگی تاثیرپذیری سیاستها از عوامل جغرافیایی در این تعریف بر رابطه جبری و یکسویه تاثیر عوامل جغرافیایی بر سیاستها بطورکلی تاکید شده است
دیکچنری وبستر تعاریف متعددی را بیان میکند که دو مورد آن بدین شرح است الف : ژئوپلیتیک عبارتست از تاثیر عوامل جغرافیایی، اقتصادی و جمعیتی بر سیاستها، بویژه سیاست خارجی کشور

ب : ژئوپلیتیک عبارتست از، ترکیب عوامل سیاسی و جغرافیایی به نحوی که باعث مشخص شدن کشور یا منطقه ویژه ای بگردد

برخی ازتعاریف دیگر ژئوپلیتیک عبارتند از:
کاربرد دانش و تکنیکهای جغرافیا سیاسی در مسائل روابط بین الملل . علم مطالعه روابط میان جغرافیای کشورها وسیاستهایشان.

مطالعه چگونگی تاثیرپذیری سیاستها از عوامل جغرافیایی.

گفتمان های ژئوپلیتیک
فرهنگ مسلط روشنفکران کلیدی گفتمان
– قدرت دریایی آلفرد ماهان
– فضایی حیاتی فردیک راتزل ژئوپولیتیک
– قدرت خشکی/قلب زمین هالفورد مکنیدر استعماری
– قدرت خشکی/قلب زمین کارل هاوس هافر
– کمربند حاشیه نیکلاس اسپایکمن
– سد نفوذ جرج کنان ژئوپولیتیک
– جهان اول،دوم و سوم شوروری و رهبران نظامی و سیاسی غرب جنگ سرد
کشورها بعنوان اقمار و کانون

همایش ملی مرزنشینی، توسعه پایدار و فرصتهای سرمایهگذاری

– تفکر نوین سیاسی میخائیل گورباچف
– پایان تاریخ فرانسیس فوکویاما
– ژئواکونومی ادوارد لوتواک ژئوپلیتیک
– امریکا و هر نظم نوین جهانی جرج بوش نظم نوین
– تحولگرایی،امپریالیسم و لیبرالیسم جدید رهبرانگروه۷، صندوقبینالمللیپول، سازمانتجارتجهانی جهانی
-دولتهایسرکش،قانونگریزانهستهایوتروریستها طراحان استراتژیک در پنتاگون و ناتو
برخورد تمدنها ساموئل هانتینگتون
– توسعه پایدار کمیسیون جهانی درباره محیط زیست و توسعه
– ابتکار استراتژیک زیست محیطی ال گور ژئوپلیتیک
– هرج و مرج رابرت کاپلان زیست
– کاستی های زیست محیطی توماس هومر دیکسون محیطی
– امنیت زیست محیطی میخائیل رنر

منبع:اندیشه های ژئوپلیتیک در قرن بیستم ازاتوتایل وهمکاران مترجم دکترحافظنیا

ژئوپلیتیک آسیای مرکزی وامنیت مرزهای شمال شرق

روسیه بزرگترین واقعیت ژئوپلیتیکی حیاتی برای ایران است هیچ قدرت منطقه ای بجزاتحاد شوروی سابق قادر نیست به ایران حمله کند این کشور را شکست دهد، و سرکردگی خود را بر این کشور اعمال نماید . تهدید ایران از سمت شمال،به روزگاران دوره گذشته وگسترش تاریخی روسها در سمت جنوب باز می گردد. در واقع استپ نشین های آسیای مرکزی در قالب گروه های گوناگون ترک ومغول ایران را میدان بسیاری از بزرگترین تاخت و تازهای خود قرار داده اند (فولر۱۳۸۹ص(۱۵۹ ماهیت مبارزه جویی شوری با ایران در طول جنگ جهانی اول و دوم بر ملت ایران آشکار است روس ها سعی داشتند با ایجاد جمهورهای خود مختار یا مستقل در استان های شمالی ایران یعنی گیلان، آذربایجان و کردستان ایران را به تجزیه سیاسی بکشاند ولی با فروپاشی اتحاد شوروی و استقلال شمالی ایران در آسیای مرکزی و قفقاز یک سری کشورهای حائل بین ایران و روسیه ایجاد شد که برای ایران یک امتیاز مهم ژئوپلیتیکی به حساب می اید
به نظر می رسد که برخورد با مسله جمهورهای مسلمان نشین اتحاد شوروی، بخصوص جمهوریهای آسیای مرکزی، طی دهه های آینده به طور فزاینده ای برای مسکو دشوارتر شود از آنجا که این جمهورهای در آینده خواستار خود مختاری وآزادی بیشتر هستند، و به منظور ابراز هویت فرهنگی مشترک خود تا اندازه ای به جنوب می نگرند، بناگریز مناسبات خود با ایران را که مرکز فرهنگی قدیم آنهاست گسترش خواهند داد(پیشین(۱۳۸۹

پس ازتحولات دهه نود و استقلال جمهوریها، ایران در اسیای مرکزی بر دو اصل قومیت و ژئوپلیتیک و در ادامه ژئواکونومی شرایط جدیدی را پیش روی خود دید که مهمترین آنها بر نگرانی های ناشی از ناآرامی های فرقه ای و قومی متمرکز بود هر چند در ادامه اشتیاق به فرصت های موجود اقتصادی در آسیای مرکزی، تحت الشعاع محافظه کاری حقیقی در خصوص مرزهای موجود وحمایت از حقوق گروه های قومی

قرار گرفت و تعدیل شد ولیکن وجود زبانه های قومی نظیر ترکمن ها در ایران و ورود زبان های قومی فارس و تشیع منجر به چالش های میگردیدند (محرابی۱۳۸۶ص(۱۷۳