کارخانه پارچه مخمل
تاريخچه
ايران از نظرپيدايش و سير تحول و تکامل پارچه های منقوش يکی از برجسته ترين ملل جهان است . نخستين شواهد تاريخی مربوط به هزاره پنجم قبل از ميلاد درناحيه سه گابی ( سگابی) کردستان است که در ظروف محتوی اجساد کودکان ، قطعات پارچه يافت شده .

درهزاره سوم قبل از ميلاد از حفاريهای تپه حصار دامغان و شوش ( خوزستان ) بقايای پارچه هايی که درون مقابر وجود داشته يا به دور اشياء پِچِده شده ، همينطور ابزار نساجی مانند دوک نخ ريسی و ميله مفرغی مخصوص پارچه بافی بدست آمده است .

هخامنشيان دربافت پارچه های پشمی نرم و لطيف مشهور بوده اند. بافت پارچه هايي که درمتن عناصر تزئينی آنها نخهای گلابتون به کار می رفت را به دوهزارسال پيش نسبت داده اند . در دوره ساسانی پارچه بافی ايران شهرت جهانی پيدا کرد . تأثير هنرپارچه بافی چين ، تکميل آن به وسيله پارچه بافان ايرانی و انتقال روشهای جديد درچله کشی دستگاه نساجی و بافت از راه ايران به ايتاليا و شمال اروپا دراين دوره صورت گرفت .

 

در دوره اسلامی نقوش حيوانات مانن شير ، عنقا و عقاب که زربفت شده اند بخصوص از دوره سلجوقی به بعد رايج شد .

از پارچه هايي که درقروت اوليه اسلامی از تارو پود ابريشم و زر و نقوش رنگين بافته می شد می توان به : نگار ، طراز ، ملحم ، سقلاطون ، قصب ، مثقل اشاره کرد . در دوره ايلخانيان کارخانه متعدد پارچه بافی در تبريز شيراز ، شوشتر ، نيشابور و طوس وجود داشت و استادان پارچه بافی دربافت پارچه های اطلس ، زربفت و زرکش مهارت داشتند و پارچه های ابريشمی گيلان ، خراسان ، يزد و کرمان بسيار نفيس و گرانبها بود .

 

درقرن دهم هجری بافته های کارخانه های پارچه بافی نيشابور ، اصفهان ، شوشتر ، شيراز ، کاشان بخصوص يزد دارای ارزش فوق العاده ای بود . پارچه های ابريشمی ، مخمل ، زرباف و پارچه های قلمکار پنبه ای اين کارگاهها شهرت داشت .

در دوره صفويه پارچه های زرو سيم باف بخصوص برای لباس بانوان و تزئين معماری داخلی اندرون منازل به کار می رفت . شاه عباس صفوی تمامی هنرمندان زری باف را برای تأسيس کارگاه های زری بافی به اصفهان دعوت کرد که موجب بافت پارچه هايي ارزشمند و متنوع گرديد . پارچه های ابريشمی زرباف دارای انواعی چون ” پارچه زرباف يک رو ” ، ” پارچه زرباف دو رو ” و ” مخمل زرباف ” نقشدار بود که در رنگهای متنوع بافته می شد .

در دوره قاجار به دليل استقبال از منسوجات ماشينی خارجی ، از ميزان تقتضتای پارچه های ايرانی کاسته و کارگاههای پارچه بافی رونق گذشته خود را ازدست داد . با اين حال بافت چارچه های مخمل و زری ، ترمه و شال در يزد ، کاشان و کرمان ادامه يافت .

در دوره پهلوی نشان کمتری از کارگاههای سنتی پارچه بافی در دست است و پارچه هايي چون ترمه و مخمل توسط ماشين های اتوماتيک نساجی بافته می شد که تاکنون نيز به همين منوال ادامه دارد . در بررسی تاريخی هنر مخمل و زری بافی دراين دوره با نام “استاد محمد خان نقشبند” که به بازسازی مجدد کارگاه مخمل و زری بافی به طريق سنتی همت گماشت ، آشنا می شويم . استاد محمد صادق و نواده اش استاد حبيب اله طريقی کار وی را ادامه دادند . هم اکنون آنچه بعنوان کارگاههای سنتی مخمل و زری بافی برجای مانده منحصرا” زير نظر سازمان ميراث فرهنگی کشور درشهرهای تهران ، کاشان و يزد به بافت پارچه های اصيل ونفيس اشتغال دارند .

زری بافی

تعريف :

” زری پارچه ای است بافته شده از زر” – تارو پود اين پارچه از ابريشم و گلابتون است . علاوه بر جنس الياف ، رنگرزی گياهی و اصالت طرح و نقش زری موجب شده است که اين محصول هنری ارزشمند و منحصر به فرد جايگاه ويژه ای را درهنرهای سنتی ايران به خود اختصاص دهد . پارچه زری در انواع گوناگون : لُپه باف ، دارايي و اطلسی بافته می شود . بته جقه ای ، اسليمی ، اسليمی ماری ، اسليمی ماری ، اسليمی درهم ، گلهای افشان ، ماهی درهم ، مناظر بزم و رزم و شکارگاه رايج ترين نگاره ها در پارچه زری هستند .

مواد اوليه :
– ابريشم : چله و پود زری از تار ابريشم است که درکارگاه به طريق رنگرزی سنتی – گياهی رنگ آميزی می شود تا علاوه بر ثبات رنگ طی سالهای متمادی ، شفافيت و اصالت رنگی خودرا حفظ کند .

– گلابتون : يک يا چند رشته ابريشم که نخی از طلا دورِ آن پيچيده شده باشد . بديهی است تعداد تارابريشم به کار رفته ، ظرافت گلابتون را تعيين می کند .
– نخ پلاستيک ، زه گوسفند ، نخ پنبه ای و مقوا برای کارت که در ساير قسمتهای دستگاه بکار می رود .

دستگاه و ابزار زری بافی :
در زری بافی دونوع دستگاه وجود دارد . تفاوت دستگاهها در نحوه و طريقه اجرای فرمان در نقش اندازی است .
– دستگاه دستوری : دستور، مقدار نخ معينی است که نقشه بافت به صورت نخ های حلقه ای شکل ( گوشواره ) درآن تعبيه شده . نخ دستور از نه دسته نخ سه لايي تشکيل شده که به کمک حلقه های فلزی درون يک قاب قرار می گيردو محکم می شود . دستور درقسمت فوقانی دستگاه قراردارد وشخصی بنام گوشواره کش دراين قسمت می نشيند و با کشيدن گوشواره ها ” دستور ” نقشه را اجرا می کتد .

– دستگاه ژاکاردی : درساختمان اين دستگاه ، ” ژاکارد” جايگزين “دستور”و گوشواره کش شده است . ژاکارد همان دستگاه کارت خوان نساجی است که توسط مهندس ژاکارد فرانسوی اختراع شد. نقشه پارچه روی کارتهای مخصوص پانچ می شود و به ترتيب رنگها در دستگاه تعبيه می شود و اجرای نقشه را به عهده دارد.

ديگر اجزاء دستگاه زری بافی عبارتند از :
– شليت : شليت دسته ای نخ از جنس زه گوسفند يا پلاستيک است که از طرف بالا به دستور يا ژاکارد و از پائين به وردهای نقش بسته می شود . وظيفه شليت بالا کشيدن ورد نقش با فرمان ” دستور” يا “ژاکارد” است .

– ورد نقش : يک سری نخ که يک سرِ آن به شليت و سرِ ديگر آن به تار( چله ) متصل است . ورد نقش ، شليت و ژاکارد مجموعا” عمل ” کجو ” در گليم بافی را انجام می دهند

– چله : تارهای ابريشمين و رنگينی است که يک سرآن به جلوی دستگاه به ” نورد” متصل است و سرديگر آن پس از عبور از قرقره بصورت ” کلاف تار” (قلب) به کيسه های شن انتهای دستگاه متصل است . کيسه های سنگين شن باعث می شود تا چله ها همواره درحال کشش ونظم قرار گيرند .

– نورد : چوب استوانه ای شکل درعرض دستگاه که سر چله ها به آن متصل است و پارچه بافته شده به دورِ آن می پيچد . به آن غلتک نيز می گويند . قطرآن درحدود ۴۰ تا ۵۰ سانتيمتر است .

– پدال : پدالها تخته های باريک و بلندی هستند که درقسمت پائين دستگاه ، زير پای بافنده قراردارند. تعداد پدالها بسته به نوع پارچه و تعداد وردهای دستگاه متغير است . درپارچه زری چهار پدال برای کشيدن چهار ورد و يک پدال برای عوض کردن کارت ژاکارد استفاده می شود . باپائين بردن هريک از پدالها به وسيله فشار پا گروه معينی از تارها بالا کشيده می شوند تا پود از آنها عبور کند .