کاريکاتور

فهرست مطالب
عنوان صفحه
كاريكاتور چه معنا دارد ۱
هدف كاريكاتور ۲
انواع کاريکاتور و مختصر توضيحي در مورد آنها ۲

جايگاه کاريکاتور در مطبوعات ايران ۷
زندگي نامه هنرمند « اردشير محصص » ۸
مروري بر پيشينه و سير تحولي كاريكاتور چهره ۱۱
چهره پردازان ايران و تاريخچه كاريكاتور ۱۴
منابع و مآخذ ۱۸

کاريکاتور به چه معنا مي باشد ؟
کاريکاتور ارائه تصويري است که از اشخاص و اشياء که در آن صفات و خصوصيات فرد يا شئي به نحوي مضحک ، اغراق آميز و غير طبيعي به تصوير در آيد . البته ممکن است تنها يک طرح تمثيلي و کنايه اي باشد با اين هدف که به جاي خنداندن بيننده وي را به تفکر وا دارد .

آنچه که از کلمه کاريکاتور بر مي آيد اين است که يک اثر کاريکاتور معمولا مقداري تخيل و اغراق را در خود آميخته دارد و مهم تر از آن اين است که در بيان هدف خود از اصطلاحات روزمره و عامه به همان شکل متداول بهره مي گيرد . شايد اولين کاريکاتور ها در زمان هاي بسيار قديم به وجود آمده باشد . اکثر تاريخ دانان نيز همين عقيده را دارند و به نظر آنها انسان ابتدايي اشکالي را مانند ( گاو ) با طراحي ساده و اغراق آميز بدون شناخت کاريکاتور رسم مي کرد .

نقابهايي هم که براي ترساندن يا خنداندن ساخته مي شوند جزء کاريکاتور محسوب مي شوند ، در هنر باستان کاريکاتور لحن جديدتري به خود مي گيرد و کم کم هويت مي يابد مانند کاريکاتور امپراتور کاراکالا که در موزه ايگنون نگهداري مي شود همه هنرهاي عصر باستان که در آن ها اغراق توام است ولي گوياي اين نيست که آنها از مالک فقط به دليل شوخي و خنده استفاده مي کردند و نمي توان آنها را يک کاريکاتور دانست .

چرا که در پشت همين اغراق ها خصوصيت باطني افراد را به نمايش مي گذاشتند . مثل معروفي راجع به اين پديده در بين رومي ها وجود دارد که مي گويد :
« ماسک خود را بگذار تا بگويم که هستي »

معني کاريکاتور : کاريکاتور يعني گفت و گوي تمدن ها
هدف کاريکاتور : بيان کردن مشکلات ديدگاه هاي شخصي و شايد هم بشود گفت جنگيدن با گروهي که حرف منطقي نمي زنند شايد هم دفاع کردن از مردم در مقابل موانع و مشکلاتي که در برخي موارد خود مردم هم آنها را نمي بينند و به تعبيري دادن حق مردم به آنها و آشنا کردن مردم با حق و حقوقشان که چه حقي دارند و جايگاه آنها کجاست .

آثار کساني چون اردشير محصص ، مرتضي مميز و کامبيز درم بخش در مطبوعات معتبر جهان بسيار منتشر شده و مي شود .
با کاوشهايي که روان شناسان انجام داده اند نتيجه جالبي به دست آمده است . روانشناسان اعتراف مي کنند مردم به خواندن و مطالعه سطرها تنبل تر شده اند و خواهان رسانه هاي تصويري هستند . علت گرايش مردم در چند سال اخير به کاريکاتور نيز همين عامل بوده است .

مردم در يک نگاه به کاريکاتور چيزهايي را مطالعه مي کنند که شايد در دهها صفحه نتوان آن پيام را به خواننده منتقل کرد . انواع کاريکاتور را مي توان اين گونه مطرح کرد .

۱- کاريکاتور روزنامه اي ۲- کاريکاتور سياسي
۳- کاريکاتور بدون شرح ۴- کاريکاتور دنباله دار

کاريکاتور روزنامه اي
براي کاريکاتور روزنامه اي که بخش هاي سياسي ، اقتصادي و اجتماعي و … را در برمي گيرد . نامهاي مختلفي پيشنهاد و مورد استفاده قرار گرفته است از جمله ژورناليستي ، تيتر دار ، مطبوعاتي ، زير نويس دار و … بيش از دو قرن است که کاريکاتوريستها مطبوعات را عرصه اي مناسب براي بيان افکار و عقايد خود و نمايش آثار شان يافته اند ، خاستگاه کاريکاتور ، روزنامه نبوده اما پيگاه طرحهاي طنز مطبوعات بوده است .

مهمترين و پايدار ترين نشريه طنز ايران توفيق بود که به سر دبيري حسن و حسين توفيق ۵۰ سال بي وقفه منتشر شد . از مجلات ديگر مي توان به نسيم شمال ، کشکول ، بهلول و ملانصر الدين اشاره کرد . عمدتاً خصوصيات و ويژگي هاي کاريکاتورهاي روزنامه اي بدين شرح است :
۱- در بعد سياسي ، اجتماعي ، اخلاقي ، ورزشي و … بيان مي شوند .

۲- خطوط مخصوصاً در کاريکاتورهاي امروزي ساده است .
۳- انتقاد رک و صريح است .
۴- اغراق ، بيشتر در مطبوعات ما ، جنبه کليشه اي دارد .
۵- در بالا و پايين طرح نوشته وجود دارد .
۶- کادرها کوچک و محدود هستند .

۷- داراي طنز و درک پايين هستند . به عبارتي ساده تر و بهتر قابل هضم براي اقشار عادي جامعه است و با اشعار و امثال کوچه بازاري و طنز هاي ساده اجتماعي سر و کار دارد .
۸- موضوع روز را بيان مي کنند يعني داراي تاريخ مصرف هستند .

کاريکاتور سياسي
اين نوع کاريکاتور به نام کاريکاتور يک صفحه اي يا کارتون در بين غربيها رواج دارد و در کشور ما نيز سابقه اي طولاني دارد وقتي که روتر، کاريکاتور محمد علي شاه را با بدني گاو مانند کشيد يک هجوم سياسي بزرگ را اعلام کرد .

کاريکاتور سياسي از سياست يک دولت انتقاد مي کند و به صورت طنز بيان مي شود نه هجوم . کاريکاتور بدون شرح
کاريکاتور بدون شرح يا بين‌المللي، همان کاريکاتور بي زير نويس است که مانند کاريکاتور مطبوعاتي در همه جوامع به عنوان يکي ديگر از تقسيم بندي هاي مورد قبول واقع شده است . دراين نوع کاريکاتور تصاوير خود گوياي کاريکاتور و حاصل پيام مورد نظر هستند .

اين نوع کاريکاتور مطبوعاتي بيشتر براي نمايشگاه ها کشيده مي شوند و موضوعات آن بر خلاف کاريکاتور مطبوعاتي داراي تاريخ مصرف نيستند بلکه کهنه نشدني و دائم مي باشند . کاريکاتور بدون شرح را نيز کاريکاتور طنز دار نيز مي نامند . شخصيت ملانصرالدين يکي از شخصيت هاي فکاهي ايران ، عراق ، ترکيه و آذربايجان به شمار مي رود .

اکثر کاريکاتوريستها از کاريکاتور به عنوان طنز ياد مي کنند . در حالي که کاريکاتور قالب طنز است اگر ما دو نوع تقسيم بندي براي کاريکاتور بدون شرح در نظر بگيريم اشتباه است . بهتر است بگوئيم کاريکاتور با مضمون شاد و کاريکاتور با مضمون تلخ ( کاريکاتور سياه نيز گفته مي شود ) .

کاريکاتور سياه يا تلخ ناب ترين نوع کاريکاتور به شمار مي رود . اين نوع کاريکاتور به شکل بسيار جدي بيان مي شود . در قالب خنده گزنده ترين معاني را در بر دارد . چنين خنده اي نوعي حساسيت و ترس را مي رساند ترس آباء و اجدادي ترس از زندگي يا خوب زيستن در کاريکاتور تلخ واژه هاي برتر و مضامين عالي و معنوي بسياري به چشم مي خورد .

کاريکاتور دنباله دار
کاريکاتور دنباله دار شامل سلسله تصاويري است که موضوع آن غالبا در کادر کاريکاتور نهفته است . اکنون کاريکاتورهاي دنباله دار نقش مهمي نسبت به انواع ديگر در عرصه مطبوعات و جامعه دارند .
اعلانها، آگهي ها ، کارتهاي پستال ها و کارتهاي دعوت و تمبر ها و … به صورت کاريکاتور دنباله دار نشان داده مي شود . لازمه کاريکاتور دنباله دار اين است که بيننده نتواند نتيجه حدس بزند و آخر موضوع آن را بفهمد. از عمر کاريکاتور دنباله دار اکنون نيم قرن مي گذرد .

در چين قديم تصاويري دنباله دار براي نماياندن افسانه‌ها و صحنه هاي معمولي زندگي بوده است . معمولا در کاريکاتور هاي دنباله دار موضوع از چپ و بالا شروع مي شود . اين نوع کاريکاتور ها به دليل جذابيت بيشترين نفوذ را در مردم دارد .

تنها تفاوت آنها با کاريکاتور متحرک اين بود که کاريکاتور دنباله دار در چند مرحله پايان مي پذيرد . نکته جالب اينکه اکثر کاريکاتوريستها اين شاخه را با اطمينان به عنوان يکي از قسمت هاي کاريکاتور محسوب کرده اند و اين نوع کاريکاتور حاوي همه خصوصيات کاريکاتور هاي ديگر نيز هست .

کاريکاتور در مطبوعات ايران
نخستين روزنامه کاريکاتوري ايران به گفته عده اي « نامه ادب » مي باشد که به همت اديب الممالک، شاعر نامدار انتشار يافت . اين روزنامه پس از مسافرت اديب الممالک از تبريز به مشهد از ۱۳۱۸ تا ۱۳۲۰ در اين شهر منتشر مي شد . اين روزنامه با چاپ سنگي و خط نستعليق مدت سه سال در مشهد منتشر شد . در سال سوم نقاشيها و کاريکاتورهاي ساده و ابتدايي ديده مي شود که توسط نقاشباشي استان قدس رضوي ترسيم شده است .

روزنامه ملا نصر الدين نيز در سال ۱۲۸۵ شمسي در تفليس به زبان ترکي منتشر مي شد . اين روزنامه به کوشش جليل محمد قلي زاده بود که سالهاي ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۷ تعطيل بود و مجددا در تبريز منتشر شد .

روزنامه هاي ديگر مانند کشکول که در سال ۱۳۲۵ منتشر شد آذربايجان که نشريه هفتگي بود و در سال ۱۳۲۴ منتشر شد که در متن آنها کلمه صور موهومه خيالي و صور موهومه خنده آميز عبرت انگيز مترادف با کاريکاتور آورده شده است . در چند سال اخير حتي نشريات غير طنز صفحه اي را به عنوان صفحه کاريکاتور ، طنز و کارتون به عنوان صفحه آزاد در نظر مي گيرند که عمدتا بازتاب مسائل روزمره است به صورت دنباله دار کشيده مي شود .

زندگي نامه هنرمند ، اردشير محصص :
اردشير محصص در روز هجدهم شهريور ۱۳۱۷ در رشت به دنيا آمد پدر و مادر ايشان هر دو در لاهيجان به دنيا آمده اند . و وي تا ۱۲ سالگي در رشت زندگي مي کرده است . از ۴ سالگي به کودکستان رفته و از ۷ سالگي به دبستان پا گذاشته است .

سيکل اول دبيرستان را در دبيرستان فيروز بهرام گذرانده که اين دبيرستان متعلق به زرتشتي ها مي باشد . اما وي زرتشتي نمي باشد . او ديپلمش را از رشته ادبيات فارسي از دانشگاه تمدن گرفته است .

وي در کنکور چهار دانشگاه شرکت کرده ولي در رشته حقوق در دانشکده حقوق قبول شد و به دليل اينکه ۲ سال اول دانشگاه را بايد واحدهاي فقه و عربي را مي گذارند و او از سالهاي دبيرستان با اين دو درس مشکل داشته و اگر هم مي خواست رشته قضائي را ادامه دهد ميبايست دو سال ديگر هم اين درس ها را مي خواند و براي رهايي از دست اين دو درس به رشته سياسي رفت . و بالاخره در سال ۱۳۴۱ موفق به مدرک ليسانس شد .

و به دلايلي به وي معافي پزشکي تعلق گرفت و از خدمت سربازي معاف شد . و ۲ سال پس از گرفتن مدرک ليسانس صرفا به قصد تجربه به کار اداري روي آورد . و چون از کار اداري و استخدام دولتي متنفر بود بيش از يک سال نتوانست دوام بياورد . و او خرجي معاش زندگيش را از کار در روزنامه کيهان تامين مي کرده است .

وي از سه سالگي شروع به طراحي کرده است . و در سالهاي پاياني دانشکده طراحي برايش جدي در آمد . و پس از استعفا از کار اداري طراحي براي او همچون حرفه شد و او مي گويد : اين که من چرا به طرف اين کار کشيده شدم دست خودم نبود . يک چيزي بود در من ، نيرويي بود که مرا به طرف اين کار مي کشيد : خيلي قوي تر از من بود و به خوبي مي توانست به جاي من تصميم بگيرد .

وهنگامي که از وي مي پرسند : محصص به نظر تو هنر چيست ؟
مي گويد : من هيچ تعريف خاصي از هنر ندارم .در اين باره حرفهاي زيادي زده اند و کتاب هاي بسياري نوشته اند و مي توان به آن ها نگاه کرد . ولي وي در انتها اين چنين مي گويد که : من آنچه را مي بينم و حس مي کنم مي کشم همين .

کارهاي محصص را مي توان « طرح هاي طنز آميز » دانست . کاريکاتور و نقاشي يا ترکيبي از هر دو را نيز در کارهايش به چشم مي خورد .البته به بعضي کاريکاتور بعضي ديگر را طرح هاي طنز آميز نيز مي توان گفت .
و او مي گويد : ناخواسته هميشه سعي مي شود که طراحي هايي که مي کشد تا آنجا که ممکن است کامل و بي عيب از کار در آيد .

نيز در کيهان آغاز به کار کرد و قرار شد که براي مقاله هايش طرح بکشم . و تاثير تمامي اين ها در من انگيزه به وجود آوردن طرح هايي شد که من تمام را به راستي دوست دارم و همين طور آشنايي با پرويز شاپور با آن طنز عجيبش .

و همان طور که روانشناسان مي گويند : دوره شکل گيري شخصيت در کودکي مي باشد و با توجه به اين که محصص کودکيش را در رشت مي زيسته ويژگي هاي بومي شمال از نظر آب و هوا و ديگر مختصات جغرافيايي شايد در اثر ها و کارهاي ايشان به چشم نخورد ولي قيافه هاي همشهري هاي او و مه آلودگي ها و ابهام هواي باراني را دوست دارد . و به گفته خود او شايد اين مه آلودگي و ابهام در فضا و در کارهايش بازتابي داشته باشد .

مرورى بر پيشينه و سير تحولى كاريكاتور چهره
چهره گشايان طنزانديش
اسماعيل عباسى
نقاشان طنزانديشى همچون فيليپيون و دوميه، كاريكاتور چهره را با تامل بر ويژگى هاى شخصيتى و زواياى پنهان آناتوميك خلق كردند.

برجسته ترين صورتگران در عرصه نقاشى از خاور برخاستند، همچنان كه نقاشان صورتگر چينى را شاعران ما نيز به چيره دستى ستوده اند. صورتگران اما، در دربارها قرب بيشترى يافتند و چهره گشايى از شاهزادگان يكى از اصلى ترين كارهاى آنان بود. بى گمان صورتگران خوش قريحه گاهى كه مجبور بوده اند، سيمايى جذاب و دلپذير از يك حاكم بى رحم و مردم آزار، بر پرده نقاشى بياورند، با خود ستيز داشتند.

اين جدال درونى در بستر زمان، آرام آرام نقاشان انديشمند و نگران را به سوى تحول جدى در صورتگرى كشاند. ثبت خصوصيات رفتارى و شخصيت واقعى در پرتره ها پيش درآمد اين تحول بود و هم پاى رشد آزادانديشى و فرو افتادن شاهان از اريكه قدرت مطلقه، برخى از چهره گشايان شهامت آن را يافتند كه با نگاهى طنز آميز، ويژگى هاى رفتارى و شخصيتى قدرتمداران را به تصوير بكشند و اين سرآغاز صورتگرى كميك يا كاريكاتور چهره بود.

در قرن بيستم با پيدايش دوربين عكاسى، عصر چهره پردازى به شيوه رامبراند،۱ سپرى شد و شيوه هاى انتزاعى و آبستراكسيون رواج پيدا كرد و به اين ترتيب كاريكاتور چهره، به صورت شاخه اى مستقل از صورتگرى در نقاشى متولد شد. گسترش نسبى فعاليت هاى ارتباطى كه با پيشرفت دستگاه هاى دريافت و ارسال خبر شتاب بيشترى يافته بود، باعث روى آورى بيشتر مطبوعات به اين هنر نوظهور شد.

فضاهاى تازه ايجاد شده براى فعاليت مطبوعاتى و روشنگرى در اروپا، طنز مطبوعاتى و به همراه آن نقاشى طنزآميز يا كاريكاتور را براى نقد طنز گونه سياستمداران گسترش داد. نخستين نقاشان برجسته همچون فيليپيون۲ و دوميه،۳ كاريكاتورهاى چهره را با تامل بر ويژگى هاى شخصيتى و زواياى پنهان آناتوميك و در نهايت به كارگيرى اغراق هاى شگفت انگيز به قصد كشف و ارائه نكات خنده آور خلق كردند.

از سوى ديگر، تاثيرپذيرى بعضى از پرتره سازان كميك از رفتارهاى خشن و بى رحمانه عصر اختناق و تفتيش عقايد در اروپا، موجب مى شد كه آنان چهره سياستمداران زمانه خود را به شكل هيولاها و موجودات وحشتناك نشان دهند. نمونه هايى از اين آثار را در ميان نقاشى هاى استاد لئوناردو داوينچى و پيروانش مى توان يافت.