فهرست

پیش درآمد
۱)زندگی نامه وآثار کسایی
۱-۱) نام وتخلص کسایی
۲-۱)کنیه کسایی
۳-۱)لقب کسایی
۴-۱)زادگاه کسایی
۵-۱)تولد ومرگ کسایی
۶-۱)زن وفرزند کسایی
۷-۱)مذهب وآیین کسایی
۸-۱)آثار کسایی
۲)ممدوحان کسایی
۳)معاصران کسایی
۴)سبک شناسی شعر کسایی
۵)ویژگی های شعرکسایی
۶)کسایی وپیشاهنگان او
۷)کسایی وپی آمدگان
۸)کسایی درشعر دیگران
۹)ناصر خسرووکسایی
۱۰)تقسیم بندی موضوعی سروده های کسایی
۱۱)دیدگاهها
۱-۱۱)دیدگاه پیشینیان
۲-۱۱)دیدگاه پسینیان

پیش درآمد

درفرهنگ ایرانی وادب پارسی (( روزگاری دراز، حکیم کسی بود که دانای به فلسفه باشد . فلسفه هم شامل کلیه علوم نظری وعملی ، تجربی وانسانی ،ظاهری وخفیه می گردد. لذا کسی حکیم بود که به تمام علوم وفضائل آشنا باشد . لیکن با گسترش دامنه علوم ودرآمد هر چیزی دردایره آن ، دیگر نمی شد به کسی ، بدان معنا ،حکیم گفت .
چون فلسفه قطعه قطعه شد ، هر قطعه سرخود گرفت ومانند قلمه یک نهال به رشد پرداخت وشاخه ها داد . انبوه ترین وخرم ترین قطعه ، جامعه شناسی بود که به نوبه خود رشدی سریع داشت وشاخه هایی بی شمار برآورد. هر روز شاخه ای نو می روید وسایه خود رابیشتر می گستراند .
بیشتر آثار پارسی ونوشته های مربوط به ((کسایی )) از او به ((حکیم کسایی )) یاد کرده اند . محمد عوفی در(( لباب الالباب )) وامین رازی در((هفت اقلیم )) وآثار معاصران چونان آثار دکتر ذبیح الله صفا در((تاریخ ادبیات درایران )) دکتر معین درحواشی (( چهارمقاله )) ومدرس در(( ریحانه الادب )) و آثار مستقل درباره کسایی ومقاله های فراوان نوشته شده درباره او با پیشوند (( حکیم )) آراسته و آمده است .

حکیم ابوالحسن علی بن محمد کسایی مروزی شاعری بزرگ واز پیشاهنگان شعر شیعی بود ومتعهدانه ادب پارسی است که پس از سال ها سکوت ،در دوره معاصر نام ومنزلت او شناخته شده است . شعر کسایی ،شعری است گونه گونه وسرشار از ویژگی های ادبی واخلاقی ،به همین روی تنها درعصر حاضر است مه بزرگی او دریافته وشناخته شده است چه ،درطول ودرازای تاریخ پرده غباری برسهم وشان او کشیده شده بود.

زندگی نامه وآثار کسایی

نام وتخلص کسایی
نام کسایی بدرستی روشن نیست . باخزری در(دمیه القصر )از سخنوری بنام ((ابوالحسن علی بن محمد کسایی مروزی )) سخن می گوید که آراینده وپیراینده آن -آقای احمد آتش – این گمان را نزدیک به یقین دانسته که او همان کسایی شاعر معروف باشد. دربررسی های انجام پذیرفته دررویه های پسین دریافته می شود که این دیدگا ه درست است وجای هیچ دودلی وگمانی دیگر نیست وچهارمقاله وتذکره های موجود پارسی این گواه راتایید می کنند. بدین ترتیب نسبت وشجره نامه این شاعر روشن می شود.
اگرچه روانشاد استاد بدیع الزمان فروزانفر براین باور است که :
((نام کسایی معلوم ومعین نیست .))
استاد فروزانفر درنقد وتحلیل نام کسایی می افزاید که : ((کسایی نام یا تخلصیست که درتذکره ها واشعار شعرا ونیز درشعر خود بدان یاد شده وبدون هیچ شک وشبهتی درعصر های بعد وظاهرا درعصر خود نیز بدان معروف بوده وشهرت داشته است ودرعلت وضع این اسم صاحب مجمع الفصحا پنداشته که اورا بدان جهت کسایی گفته اند که درکسوت زهد دربرداشته وکلاه فقر بر سر گذاشته واین سخن بعید است زیرا کسایی شاعری مدح سرا بوده واز اشعار او هیچ بوی زهد به مشام نمی رسد مگر اینکه در آخر عمر که از مدح دست کشید ه ، کسوت زهد به بر کرده واز این رو باید در انجام زندگی بدین نام شهرت یافته باشد ولی باز براین فرض علت تخصیص او به این اسم از میانه زهاد عصر که ناچار آنان هم کسوت زهد در برداشته وکلاه فقر برسر گذاشته اند معلوم نیست وشاید جز تناسب کسا وکسوت صاحب مجمع الفصحا را علتی معلوم بوده که اکنون برما پوشیده است .

ظاهرا لفظ کسایی بر کسی اطلاق می شده که کسا بفروشد یا ببافد یا بپوشد و عده ای از علما بدین نام معروفند که از آن جمله است ابوالحسن علی بن حمزه بن عبدالله بن بهمن بن فیروز نحوی معروف قرن دوم ودیگر ابواسحاق ابراهیم بن احمد کسایی مروزی که نام وی درانساب سمعانی دیده می شود.

کنیه کسایی
کنیه کسایی رانویسند ه چهار مقاله (( ابوالحسن ))ونویسندگان ((آتشکده )) و((مجمع الفصحاء )) و((ریاض العارفین)) ابواسحاق نوشته اند.

لقب کسایی
لقب کسایی در آثار پارسی ((مجدالدین ابواسحاق)) آمده است.
نویسندگان آثاری چون ((آتشکده)) و((مجمع الفصحا)) وقاموس اعلام وریاض العارفین ((مجدالدین ))یاد کرده اند. این نظریه بعدها در((ریحانه الادب)) وآثارمتاخر تذکره وتاریخ ادبیات ومقالات راه یافته است . به هر حال ((کسایی)) نامی فراگیرتر ومشهورتر از دیگر نام های اوست ودرمتون ادب پارسی شناخته تر ومعروف تر است.

زادگاه کسایی
زادگاه وزیست گاه کسایی ((مرو)) است . مرویا مروشاهجان شهری کهن وتاریخی است که در سی فرسنگی شمال شرقی سرخس وشصت فرسنگی طوس خراسان قرار گرفته وبه سال ۱۲۷۷هجری در پی بی کفایتی وبی لیاقتی زمامداران وقت از ایران جداشده است.
همه تذکره نویسان ،شرح حال نگاران وزندگینامه نویسان از زمان کسایی تا کنون هم عقیده ومتفف القولند که کسایی اهل مرو بوده است و((مروزی )) همواره به عنوان پسوند نام اودر آثار پارسی آمده است.
خود کسایی درتایید انتسابش به ((مرو)) سروده است:
زیبابود ار مرو بنازد به کسایی
چونان که سمرقند به استاد سمرقند
استاد بدیع الزمان فروزانفر نیز در این باره تاکید وتایید دارد که ((دراین که کسایی از اهل مرو بوده ، هیچ تردیدی نیست.))

تولد ومرگ کسایی
سال روز تولد کسایی ۲۷شوال ۳۴۱هجری برابر با ۱۶ماه مارس ۹۵۳میلادی (سده دهم ) است هم او در قصیده ای باز ماند ه۱۳بیتی به این تاریخ تولد اشاره دارد :
به سیصدو چهل ویک رسید نوبت سال
چهارشنبه وسه روز باقی از شوال
بیامدم به جهان تا چه گویم وچه کنم
سرود گویم وشادی کنم به نعمت ومال
ستوروار بدین سان گذاشتم همه عمر
که بر ده گشته فرزندم و اسیر عیال
درآثار دیگر او نشانی از این اندیشه وتکرار نیست وهمه مورد خان ومنتقدان این عقیده وتاریخ را مورد استناد قرار داده اند .
اما از مرگ او تاریخی دردست نیست وچنانکه درآثار وی است ، باید عمر او از پنجاه گذشته وحتی تا هشتاد را هم درنوردیده باشد.

از عمر نمانده است بر من مگر آمرغ
درکیسه نمانده است بر من مگر آخال
ونیز :
آیا ((کسایی))! پنجاه برتو پنجه گذاشت
بکند بال تورا زخم پنجه وچنگال
ویا:
از خضاب من واز موی سیه کردن من
گرهمی رنج خوری،بیش مخور،رنج مبر

دیگر آگاهی ای ازتولد ومرگ وزندگی او نیست . اما بر پایه شواهد یاد شده وموارد موجود درآثارش –چنانکه گفتیم – باید عمری دراز داشته باشد . ومنتقدان می گویند جوانی ناصر خسرو با پیری کسایی برابر ودرآمیخته است .

زن وفرزند کسایی
از سروده های کسایی می توان دریافت که وی دارای زن وفرزند بوده وتعلق خاطرفراوانی نیز به آنها داشته است :
ستوروار بدین سان گذاشتم همه عمر
که برده گشته فرزندم و اسیر عیال

ودرجایی دیگر از آینده فرزند خود بیمناک است واز مظلومیت وتنهایی خود می گوید:
دانم که هیچ کس نکند مرثیت مرا

دانم که مرده بر میراث خوار،خوار
فرزند من یتیم وسرافکنده گرد کوی
جامه وسخ گرفته ودرخاک ،خاکسار
جزموارد یاد شده سخنی دیگر درشعر او نیست مگر رنج نامه هاو پیری نامه ها وی که از تاسف وتاثیر ژرف سوزناکش حکایت ها دارد.

مذهب وآیین کسایی
حضور مناقب ومرایی دراشعار کسایی نشان ازاین دارد که آیین ومذهب وی شیعه بوده است واو این دیدگاه ها ودلبستگی ها را برای دوستداری واحترام ژرف وباورهایش را به نمایش گذاشته وسروده است .
شاعران ونویسندگان ، مورخان ، منتقدان وآگاهان ادبی براین باورند که همین اشعار نشانگر شیعه بودنش است وعقاید شماری اندک مبنی بر اسماعیلی بودن او را نادرست وبیهوده دانسته اند . افزون بر اینکه بانگاه به سروده های مذهبی کسایی حضور تشیع درخراسان بزرگ ومرو فراسوی نواحی مرکزی ایران رادر سده چهارم هجری هم پی می جوییم . وبدین روی درمی یابیم شیعه آنگونه هم که برخی می پنداشته اند گمنام واندک نبوده اند وحضور ونمودی پربار وگونه گونه داشته اند .
باجستجو وکنکاش درسروده های بدست آمده کسایی ، چهار شعر او درباره خاندان پیامبر اسلام (ص) ، دومدح علی (ع) ، ویک مرثیه جانکاه وجانسوز درباره امام حسین (ع) وشهیدان کربلا بدست می آید .

کسایی در نخستین سروده خود دشمنی آل نبی را مورد ارزیابی قرارداده وبه گمراهان هشداری سخت وسهمگین می دهد .

هیج نپذیری چون زآل نبی باشدمرد
زود بخروشی وگویی نه صواب است ،خطاست
بی گمان ، گفتن تو باز نماید که تورا
به دل اندر غضب ودشمنی آل عباست

دومین مورد ، مدیحه ای است که کسایی درباره حضرت علی (ع) سروده است:

مدحت کن وبستای کسی را که پیمبر (ص)
بستود وثنا کرد وبدوداد همه کار

آن کیست بدین حال و که بوده است وکه باشد
جزشیر خدا وند جهان، حیدرکرا ر(ع)؟
این دین هدی را به مثل دایره ای دان
پیغمبرما،مرکزو،حیدر خط پرگار
علم همه عالم به علی (ع)داد پیمبر(ص)
چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار

سومین مورد قصیده ای بیست وسه بیتی درشمارش مدح وفضل امیرالمومنین علی(ع) است که استوار وباشکوه است وهفت بنده مولانا حسن کاشی آملی شاعر شیعی سده هفتم و هشتم را تداعی می کند .
شمارش مراتب وفضل وکمال امام علی (ع)از زبان کسایی شاعر وصاحب : سبک واسلوب وزبان ونگاهش بی هیچ گفتار وسخنی دیگر _باز خوانی می کنیم :

فهم کن گرمومنی فضل امیرالمومنین(ع)
فضل حیدر،شیر یزدان،مرتضای پاکدین
فضل کن آن کس کزپیمبر بگذری فاضل تر اوست
فضل آن رکن مسلمانی ،امام المتقین

فضل زین الاصفیا ،داماد فخر انبیا
کافریدش خالق خلق آفرین از آفرین
ای نواصب! گرندانی فضل سر ذوالجلال
آیت ((قربی )) نگه کن وآن ((اصحاب الیمین))

چهارمین مورد ، اشعارمرثیه ای کسایی درباره امام شهیدان (ع) واقعه کربلا ومظلومیت خاندان اهل بیت است .
شاعر دوستدار خاندان عصمت وطهارت ، دربهاریه خود که نخستین شعر وقصیده و ترتیب یافته قافیه الفبایی اوست ،پس از بیست وهفت بیت ، از توصیف بهار وطبیعت وجهان هستی ابراز انزجار کرده واین گونه از اندوه وسوگ امام حسین (ع) ومقتل گویی سخن می راند.
بدین ترتیب ،کسایی از شاعران مخلص ومخلص شیعی ایران بزرگ است . و اینک با نگاه به سروده های بازمانده ودست یافته او ودیگران ، می توانیم بگوییم که کسایی مروزی ، نخستین وکهن ترین سخنور شیعی تاریخ ادبیات پارسی است. واین افتخار ، اکنون بهره و سهم اوست .

بدین روی توجه و روآوری کسایی به مدح ومنقبت ورثای اهل بیت نبوت (ص) از شیعی گری او نشان ها دست می دهد اما بدرستی روشن نیست که آیا وی شیعی دوازده امامی (اثنی عشری)بوده یا سوای آن؟ به هرروی توان گفت که او شیعی بوده ودوستدار خاندان پیامبر (ص) واز نخستین سخنوران شعر حکمی وتمثیلی وزاهدانه وکامل تر از آن شعر متعهد و او از پیشاهنگان واز پیشروان شعر شیعی واسلامی ادب پارسی است .

آثار کسایی
آثار کسایی همین سروده های اوست که تاکنون کاملترین مجموعه را فراهم آورده وپیشکش می نماییم .بر پایه گزارش(( النقص )) تا سده ششم هجری دیوان شعرکسایی دردست بوده درایران بزرگ آن روزگار شهرت فراوانی داشته است . اما رفته رفته از میان رفته وبرای نگارش این دستمایه ناگزیر شده ایم که از منافع گوناگونی به استخراج سروده های حقیقی ومنسوب کسایی رو آوریم . سروده های مستقل و پراکنده کسایی دراین دفترها وآثار فرهنگی ایرانی موجود است :
۱٫ لغت فرس اسدی طوسی (با روایت های گوناگون واختلاف نسخ فراوان ) درسده پنجم هجری .
۲٫ فرهنگ قواس نوشته مبارک شاه درسده هفتم وهشتم هجری
۳٫ صحاح النفوس از محمد بن هند وشاه نخجوانی ،در اوایل سده هشتم هجری
۴٫ مجمع الفرس سروری ، تالیف ۱۰۰۸هجری
۵٫ فرهنگ جهانگیری ، درسال ۱۰۳۲هجری
۶٫ تحفه الاحباب اوبهی یا فرهنگ اوبهی
۷٫ فرهنگ حسین وفایی ،نوشته شده در سال ۹۳۳هجری
۸٫ مجموعه الفرس از ابوالعلا عبدالمومن جاروتی معروف به صفی کحال پیش از سده هشتم هجری