کشاورزی و دامپروری ایران

مقدمه
نیازهای اولیه انسان چیست ؟ می دانیم که دسترسی به آب و غذا مهمترین نیاز بشر از همان ابتدای خلقت بوده است . بشر برای تهیه مایحتاج خود دست به تولید از طرق مختلف به ویژه کشاورزی و دامپروری زده است . انسانهای نخستین نیز می کوشیدند تا برای ادامه ی حیات خود نیازشان را با روشهای ابتدایی برآورند .

گیرشمن باستان شناس و مورخ شهیر فرانسوی در کتاب خود ایران از آغاز تا اسلام در جایی که از انسان غارنشین در ایران گفتگو می کند چنین نگاشته است : در این جامعه بدوی ، وظیفه مخصوصی به عهده زن گذاشته شده بود : وی گذشته از آنکه نگهبان آتش و شاید اختراع کننده و سازنده ظروف سفالین بود ، می بایست چوبدستی به دست گرفته در کوهها به جستجوی ریشه های خوردنی و نباتات یا جمع آوری میوه های وحشی بپردازد . شناسایی گیاهان و فصل روییدن آنها و دانه هایی که می آورند ، مولود مشاهدات طولانی و مداوم بود و او را به آزمایش کشت و زرع هدایت می کرد . نخستین مساعی وی در باب کشاورزی ، در زمینهای رسوبی انجام گرفت و در همان حال که مرد ، اندک پیشرفتی کرده بود ، زن با کشاورزی ابتدایی خود در دوره حجر متأخر – که اقامت در غار متعلق بدان دوره است – ابداعات بسیار نمود .

تاریخ دانان روسی در کتاب تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز آورده اند : شکل گرفتن اقتصاد کشاورزی و دامداری ، زودتر از هر جای دیگر در نواحی کوهستانی « زاگرس» ، « تورس » ، « سوریه » و
« فلسطین » انجام پذیرفت .

کشور ایران چون دارای آب و هوای مختلف و زمینهای گوناگون است برای همه گونه دام و گیاه محیط مناسبی دارد و روی این اصل ، بیشتر گیاهان کشاورزی و حیوانات اهلی ، موطنشان ایران است و شماره گیاهان و حیواناتی که از کشورهای دیگر به ایران آمده اند اندک است ، آن هم غالب اصلشان از ایران بوده ، رفته و دوباره با تغییراتی به جای اصل خویش برگشته اند و یا نژاد و رقمهایی از آن ، که اصلشان از کشورهای دیگر بوده به ایران آمده و بر نژاد و رقمهای ایران افزوده شده اند . اما اکنون کشاورزی ایران آنچنان پیشرفته نیست که ایرانیان بدان افتخار کنند و نمی توان به مفاخر گذشته بالید.باید سعی و تلاش کنیم و اگر بخواهیم می توانیم مثل گذشته آغاز گر باشیم .

وضعیت آینده بخش کشاورزی ایران به استفاده صحیح از ظرفیتهای تولیدی موجود در کشور و نیز رفع مشکلات تولید و عرضه محصولات کشاورزی بستگی دارد . در کاهش تولید محصولات کشاورزی عوامل موثری دخالت دارند که چنانچه با این عوامل یا موانع به طور ریشه ای برخورد نشود مشکل بتوان برای رسیدن به خودکفایی از منابع تولیدی در بخش کشاورزی بهره برداری کرد .

از جمله مشکلات تولیدی در بخش کشاورزی در کشور عبارتند از مسئله زمین ، آب ، تکنولوژی و دانش فنی و مبارزه با آفات .

مناطق رويشی ايران
رويش طبیعی تبلور عینی توان و استعداد های طبیعی یک سرزمین به شمار می آید. خوشبختانه غنای اکولوژیک موجود در سرزمین ایران ، موقعیتی بسیار مناسب جهت تشریح هر چه بهتر نکته اخیر فراهم کرده است . این غنای اکولوژیک از جمله در تنوع گونه های بازتاب عینی می یابد . در ایران بیش از ۱۸۰ خانواده از گیاهان آوندی یافت می شود که این رقم در مقایسه با ۳۶۰ خانواده موجود در سطح جهان ، رقم قابل ملاحظه ای است . تعداد جنس ها به رقم ۱۳۰۰ رسیده که برخی از آنها دارای ۱۰۰ گونه می باشند . تعداد گونه های گیاهان آوندی ایران بین ۷۵۰۰ تا ۱۰۰۰۰ گونه برآورد می شود که تقریباً برابر تمامی گونه های گیاهی قاره اروپا است .

از دیدگاه جغرافیای گیاهی سرزمین ایران را می توان به صورت زیر منطقه بندی نمود :
۱- منطقه خزری
۲- منطقه منطقه زاگرسی

۳- منطقه ایرانو – تورانی که خود به دو ناحیه ایرانو – تورانی دشتی و کوهستانی تقسیم می شود ،
۴- منطقه سودانی که شامل دو ناحیه خلیج و عمانی می گردد .
۵- منطقه ارسبارانی .

منطقه خزری در بر گیرنده جلگه های جنوبی دریای مازندران و جبهه شمالی رشته کوه های البرز ، از آستارا تا گرگان می باشد . در این منطقه شرایط اقلیمی و ساخت توپوگرافیک موجب آشکوب بندی گیاهان از سمت اراضی پست جلگه به سمت ارتفاعات گردیده اند . در هر یک از آشکوب های گیاهی متناسب با شرایط اقلیمی و ارتفاع از سطح دریاهای آزاد ، اجتماعات خاصی از گیاهان استقرار یافته اند .

در اراضی پست جلگه ای درختانی مانند سفید پلت ، توسکای قشلاقی ، داغداغان ، لرگ و لیکی مشاهده می شوند . از جمله جنگلهای جلگه ای که تا ارتفاعات میان بند نیز پیشروی می نماید ، جنگلهای ارزشمند شمشاد می باشند . در این جنگلها گونه ها ی گیاهی که شمشاد را همراهی می کنند عبارتند از توت ، انجیر ، پلت ، ممرز ، شب خُسب ، بلوط ، اوجا و تعدادی دیگر . متأسفانه جنگلهای شمشاد به دو دلیل عمده به شدت دچار آسیب شده و امروز تنها بقایایی از آنها باقی مانده است :

۱- بهره برداری مفرط از منابع چوب آن ،
۲- حاصلخیزی خاک این جنگلها موجب گردید تا قسمتهای وسیعی از آن پاکتراشی شده و اراضی حاصله به کشت چای و مرکبات اختصاص یابد .
با حرکت به سمت ارتفاعات و تا حدود ارتفاع ۷۰۰ متری جنگلهای پایکوهی تشکیل دهنده شکل غالب پوشش گیاهی می باشند . از بین گیاهان متعلق به این محدوده می توان به درختان بلند مازو ، انجیلی ، ممرز ، آزاد ، تا ، نمدار و سرخدار اشاره نمود . از حدود ارتفاع ۷۰۰ تا ۲۰۰۰ متری آشکوب بعدی آغاز

می شود که عمدتاً توسط درختان راش ، که گاه به صورت خالص و گاه همراه با سایر گونه های درختی جنگلهای وسیعی را تشکیل می دهند ، مشخص می شود . در اینجا گونه های درختی که راش را همراهی می کنند عبارتند از افرا ، پلت ، ملج ، بارانک ، دیو آلبالو ، توسکای ییلاقی ، اوری ، کرمازو ، پیرو ، مای مرز ، خرمندی و تعدادی دیگر می باشند .

در ارتفاعات ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ متر به تدریج از رویش درختی کاسته می شود . از جمله درختان که در این ارتفاعات یافت می شوند . می توان از اوری ، لَوَر ، پیرو ، مای مرز و انواع زالزالک و شیر خشت یاد کرد . ارتفاعات بیشتر عمدتاً توسط مراتع ییلاقی اشغال گردیده است .

منطقه رویشی زاگرسی ، از حیث گونه ها و ترکیب اجتماعات گیاهی با آنچه در مورد منطقه خزری ذکر گردید کاملاً متفاوت است . البته در اینجا نیز – به دلیل تفاوتهای اقلیمی و توپوگرافیک شدید – از سمت کوهپایه به طرف ارتفاعات فوقانی اجتماعات گیاهی آشکوب بندی شده اند . در این محدوده ارتفاعات کم توسط جنگلهای بِنِه و بادام که در حقیقت متعلق به منطقه رویشی ایرانو – تورانی می باشند ، اشغال شده است.گیاه ، مشخص کننده منطقه زاگرسی درخت بلوط است که بر حسب شرایط اقلیمی و وضعیت توپوگرافیک از ارتفاعات حدود ۱۲۰۰ متر تا ۲۵۰۰ متر را می تواند پوشش دهد .

در قسمت های شمالی منطقه زاگرسی گونه های متعددی از بلوط – از جمله بلوط ایرانی ، دارمازو و یول – به چشم می خورد ، ولی بقیه قسمتها توسط بلوط ایرانی اشغال شده است.درختان و

درختچه هایی که جنگلهای بلوط زاگرسی را همراهی می کنند عبارتند از زبان گنجشک ، انجیر ، امرود ، کیکم ، دیو آلبالو ، پلاخور ، اوجا ، محلب ،چنار ، سنجد و تعدادی دیگر .

ارتفاعات فوقانی منطقه زاگرسی توسط جنگلهای اَرَس که در حال حاضر به صورت کاملاً مخروبه در آمده اند و مراتع ییلاقی اشغال می شود . در اینجا جنگلهای اُرس تا حدود ارتفاع ۳۵۰۰ متری بالا می روند . البته لازم به یادآوری است که جنگلهای ارس را نباید مختص منطقه زاگرسی دانست ؛ در شرایط طبیعی ارتفاعات فوقانی جبهه جنوبی البرز نیز توسط جنگلهای ارس مشخص می شده است که در اینجا نیز صرفاً بقایایی از جنگلهای گذشته باقی مانده است .

قسمت وسیعی از ایران زیر سلطه منطقه رویشی ایرانو – تورانی قرار دارد . این منطقه به دو بخش ایرانو – تورانی کوهستانی و ایرانو – تورانی دشتی تفکیک شده است . قسمت کوهستانی این منطقه توسط جنگلهای بنه – بادام مشخص می شود . در جبهه جنوبی و کوههای البرز جامعه بنه – بادام معمولاً ارتفاعات ۱۳۰۰ تا ۲۰۰۰ متر و در محدوده رشته کوههای زاگرس ارتفاعات ۱۴۰۰ تا ۱۷۰۰ متر را می پوشاند . در حالیکه جامعه بنه – بادام در ارتفاعات رشته البرز به جنگلهای ارس متصل می شود ، در رشته زاگرس با جنگلهای بلوط زاگرس اتصال می یابد . زیرا جبهه جنوبی البرز اصولاً فاقد درختان بلوط است .

قلمرو ایرانو – تورانی دشتی عمدتاً توسط بیشه زارها ، استپ های خشک و محیط های بیابانی مشخص می شود . درمنه و گون مهمترین گیاهانی هستند که محدوده دشتی ایرانو – تورانی را اشغال نموده و به همراه مجموعه کثیری از گیاهان خشکی پسند استپ های داخلی ایران را تشکیل می دهند . در منطقه ایرانو – تورانی ، ظهور برخی شرایط خاص اکولوژیک موجبات شکل گیری اجتماعات گیاهی ویژه ای را فراهم آورده و باعث افزایش تنوع سیمای چشم انداز

طبیعی در این منطقه گردیده است ؛دره های عمیق، ساحل رودخانه ها ، مسیل ها ، اراضی شور و شنزارها از این جمله اند . در عمق دره ها به دلیل حاکمیت شرایط اقلیمی ،هیدرولوژیک،پدولوژیک و توپوگرافیک خاص،اجتماعات گیاهی موجود بیشتر خصلت های اجتماعات گیاهی رطوبت پسند را از خود نشان می دهند. وجود درختانی چون چنار ، گردو، انار، داغدانان ، بید ، خرزهره در این قبیل محیط ها چندان نادر نیست . پهنه سیلابی رودخانه ها نیز معمولاً توسط

درختان و سایر گیاهان رطوبت پسند ، مانند بید ، صنوبر و گز پوشیده شده است . در عین حال باید یادآور شد که ، به دلیل تخریب گسترده پوشش گیاهی پهنه سیلابی رودخانه ها ، این نوع رویش در اکثر نقاط کشور از بین رفته است . مسیل ها و بستر خشک افتاده رودخانه های فصلی نیز در بسیاری از موارد توسط گونه های مختلف گز اشغال می گردد به نحوی که ، برخی موارد می توان مسیر حرکت آب را از طریق نوار سبزی که توسط این گیاهان اشغال شده است ، ردیابی نمود .

اراضی شور معمولاً توسط گیاهان شورپسند یا هالوفیف اشغال می شوند . از آنجا که وسعت اراضی شور در ایران نسبتاً زیاد است ، تعداد گونه های شورپسند نیز – مانند اشنان ، سوئدا ، هالیمیونه و لیمونیوم – زیاد می باشد . به همین ترتیب گونه های گیاهی که بر روی اراضی شنی می رویند و در صورت مساعد بودن شرایط طبیعی ، باعث تثبیت اراضی مذکور می شوند نیز قابل توجه است ؛ گیاهانی چون انواع تاغ و اسکنبیل از این جمله اند .

منطقه رویشی خلیج و عمانی سواحل خلیج فارس و دریای عمان را پوشش داده و تا حدودی در استان کرمان و سیستان و بلوچستان پیشروی می کند .
به عنوان گیاهان مشخصه ناحیه عمان می توان داز ، کهور ، سیال ، کلیر ، اشوارک ، خرما ، گز و گونه های مختلف سالوادورا را نام برد . ناحیه خلیجی که بخش اعظمی از آن جلگه خوزستان را

می پوشاند ، توسط گیاهانی از قبیل کُنار ( یا سدر ) ، نخل خرما و انواع گز مشخص می شود . در منطقه خلیج و عمانی نیز تا جایی که پوشش گیاهی پهنه سیلابی رودخانه ها آسیب ندیده باشد ،

می توان درختانی چون پده ، بید و گز را در این قبیل اراضی مشاهده نمود .
یکی از نادرترین ، متنوع ترین و در عین حال جالب ترین اکوسیستم های ایران – یعنی جنگلهای مانگروو – در محدوده بین جزر و مدّی سواحل جنوب و جزیره قشم قرار گرفته است.مهمترین گونه های گیاهی تشکیل دهنده جنگلهای مانگرو درختان حرّا و چندل می باشد .

بررسی اجمالی رویش طبیعی ایران ، آشکار کننده تنوع و غنای اکولوژیک حاکم بر این سرزمین
می باشد . با این وصف آنچه در مبحث حاضر مورد بررسی قرار گرفت ، تنها نشان دهنده استعداد های بالقوه طبیعت سرزمین ایران می باشد ؛ استعدادهایی که به مرور زمان ، در نتیجه بهره برداری افراطی از منابع گیاهی شدیداً به تباهی کشیده شده اند . ( وزارت آموزش و پرورش کد ۱۰۰۶ : ۷۴-۷۰)
پوشش گیاهی

در جاهای مختلف ایران پوششهای گیاهی متنوعی می توان دید . این پوششهای گیاهی پهنه های یکسانی ندارند و علت آن عوامل آب و هوایی و جنس خاک است . با توجه به این عوامل ، مناطق گیاهی ایران را به طور کلی به چهار دسته اصلی ، می توان طبقه بندی کرد که بر حسب وسعتی که در سطح کشور اشغال می کنند عبارتند از : پوشش گیاهی استپ بیابانی ، پوشش گیاهی استپ کوهپایه ای ، پوشش گیاهی کوهستانی و پوشش گیاهی جنگل و چمنزار .
الف – پوشش گیاهی استپ بیابانی
رویش گیاه در بیابان اصولاً با شرایط دشواری به قرار زیر رو به روست :
• در بیابانهای ایران زمینهایی که خاک قابل رویش آنها ضخامت کافی داشته باشد وسعت چندانی ندارند .
• ماسه زارها ، شنزارها و نمکزارها در بیابانهای ایران وسعت زیادی

دارند.
• در این بیابانها ، نوسان دمای هوا در شبانه روز زیاد است .

• باران در بیابانهای ایران کم و نامنظم می بارد .
• تبخیر در این بیابانها به شدت صورت می گیرد .
در بیابانها همه این عوامل از پیدایش یک پوشش گیاهی متراکم جلوگیری می کنند . در این بیابانها تنها گیاهانی می توانند رشد و نمو کنند که در مقابل خشکی و گرمای هوا و جنس نامساعد خاک مقاومت داشته باشند .
تعداد این نوع گیاهان بسیار کم است . انواع گَوَن ، درخت و درختچه گز و در بعضی جاها که سفره های زیرزمینی آب وجود داشته باشد پوشش های گیاهی بیشتر است و یا درخت خرما می روید . فاصله گیاهان بیابان از یکدیگر زیاد و منظره عمومی زمین به طور کلی برهنه و خشک است .
ب – پوشش گیاهی استپ کوهپایه ای

در قسمت نیمه بیابانی ایران که مشتمل بر کوهپایه ها و سرزمینهای کم شیب مجاور بیابانهاست ، شرایط مساعد تری وجود دارد . طبقه خاک ضخیمتر ، ریزش برف و باران بیشتر ، کمی تعداد ماههای خشک عوامل نسبتاً مساعد برای رشد و نمو گیاهان است . در قسمت نیمه بیابانی فاصله انواع گونها ، درختچه ها به طور کلی کمتر از قسمت بیابانی است . سرزمینهای مستعد قسمت نیمه بیابانی به خصوص در آغاز دوره گرما (بهار ) سبز می شوند و صحنه های زیبایی پر از گیاهان و گلهای رنگارنگ تشکیل می دهند. اما این پوشش گیاهی عمر کوتاهی دارد ، زیرا دمای هوا به شدت و سرعت افزایش می یابد و این امر به تبخیر شدید و در نتیجه به خشکیدن این گیاهان می انجامد.

در همین قسمت نیمه بیابانی ، هر جا که خاکهای مساعد در مسیر رودهایی که از کوهستانها فرود
می آیند قرار می گیرند ، رشو و نمو گیاهان با دیگر قسمتها تفاوت کاملاً محسوس دارد . در این سرزمینها به برکت آبیاری رودها ، واحه های سر سبز با درختزارها و کشتزارها پدید آمده است . تمام آبادیهای دامنه های جنوبی البرز و دامنه های شرقی و غربی زاگرس در این شرایط قرار دارند .
ج – پوشش گیاهی کوهستانی
ناحیه کوهستانی ایران شرایط مساعدتری برای رویش و دوام گیاهان وجود دارد اما نباید تصور کرد که سطح این ناحیه به طور یکسان از پوشش گیاهی کامل و ممتدی برخوردار است . زمینهای بی گیاه به خصوص در سراشیبیهای تند کوهها و جاهای سنگلاخ که فاقد طبقه ضخیم و مساعد خاک قابل رویش است بسیار به چشم می خورد و پهنه های وسیعی را در بر می گیرد . به عکس در جاهایی که خاک ضخامت کافی دارد ، چون باران و برف بیشتری در ناحیه کوهستانی می بارد و تبخیر به علت پایین بودن دما به کندی انجام می گیرد ، رویش و دوام گیاهان بیشتر است . صرف نظر از سراشیبیهای تند و جاهای سنگلاخ ، بیشتر

سرزمین های ناحیه کوهستانی را استپ و چمنزار پوشانده است . فواصل گیاهان در استپهای کوهستانی کمتر و نوع گیاهان آن با استپهای حواشی بیابانهای داخلی که پیشتر از آنها صحبت شد تفاوت دارد تا آنجا که نوع خاصی از استپ به وجود آورده که به نام استپ کوهی معروف است . درختچه ها و تک درختها این نوع استپ کمابیش دیده می شود . به علاوه هر جا که امتداد کوهها در مقابل وزش بادهای باران آور مدیترانه ای و غربی موجب ریزش بارش بیشتری در دامنه

ها و کوهپایه هاست در آنها جنگل نیز پدید آمده است که دربعضی جاها تُنُک و فاقد گیاهان زیردرختی هستند و در برخی جاها انبوهتر می باشند و در زیر آنها درختچه های گوناگون می رویند . جنگلهای غرب ایران که درختان پهن برگ به خصوص بلوط در آنها بسیار دیده می شود از این گونه جنگلها می باشند .
استپ کوهی ایران قسمتهای پهناوری از ناحیه قسمتهای نسبتاً پهناوری از ناحیه مرتفع ایران را پوشانده است و اگر وسعت استپ کوهپایه های ایر

ان را که شباهت بسیار با استپ کوهی دارد به آن اضافه کنیم ، می بینیم که در حدود نصف کشور ما دارای این نوع پوشش گیاهی است .
در فواصل پوشش گیاهی استپ کوهی و در قسمتهای نسبتاً پهناوری از ناحیه کوهستانی ایران ، چمنزار یا مرتع پدید آمده است . وجود همین چمنزارهاست که در ناحیه کوهستانی ایران ، دامپروران کوچ نشین را به خصوص در ماههای گرم سال به طرف خود جلب می کند .
د- پوشش گیاهی جنگل و چمنزار

این نوع پوشش گیاهی ویژه ناحیه خزری است . پوشش گیاهی خزری به عکس دیگر نواحی ایران ، پیوسته ، ممتد و مشتمل بر جنگلهای انبوه و چمنزارهای سرسبز دایمی و پهناور است . جنگلهای خزری ، پهنه ای است پوشیده از درختان ، پهن برگ از نوع بلوط ، سپیدار ، راش ، افرا و مانند آنها . در زیر این درختان بلند ، درختان کوتاه قد و درختچه های گوناگون می رویند . انبوهی این زیر درختیها در بسیاری از جاهای جنگل به حدی است که نمی توان از آنها عبور کرد .

پوشش گیاهی دامنه ها و کوهپایه های شمالی البرز که جنگلهای آن در حدود ۸/۱ میلیون هکتار وسعت دارد ، هر چند در مقایسه با جنگلهای جهان چندان پهناور نیست اما از نظر این که در آن از پای کوه تا ارتفاعات زیاد کمربندهای نسبتاً مشخص از انواع گیاهان وجود دارد ، یکی از چند ناحیه معدود جهان است .
هر گاه از کناره دریای مازندران به طرف قله های البرز پیش رویم ، ابتدا در روی جلگه کشتزارهایی را که محصول تدبیر و دست انسانهاست می بینیم ، پس از آن با تغییر جنس خاک ، شیب زمین ، دما و مقدار بارش ، نوع درختان و گیاهان دیگر و اصولاً منظره پوشش گیاهی تغییر می کند : در سرزمینهایی که میان ۸۰۰ تا ۱۸۰۰ متر ارتفاع قرار دارند ، جنگلهای انبوه از درختان پهن برگ دیده می شود . گسترش جنگل تا ارتفاع ۲۵۰۰ متر همچنان وجود دارد اما در کمربند میان ۱۸۰۰ متر تا ۲۵۰۰ متر ، جنگلها تُنُکتر هستند و در بخش شرقی درختان سوزنی برگ مانند سرو کوهی در میان درختان بسیار به چشم می خورد . در ارتفاعات بیشتر از ۲۵۰۰ بسیار به چشم می خورد . در ارتفاعات بیشتر از ۲۵۰۰ متر چمنزارها و علفزارهایی دیده می شود .
زندگی جانوری

زندگی جانوری در همه جای جهان و از جمله ایران با وضع طبیعی به ویژه آب و هوا و پوشش گیاهی بستگی دارد . هر چند که مرز قطعی و دقیقی برای پراکندگی جانوران در سطح کشور نمی توان تعیین و ترسیم کرد . ولی با توجه به نواحی آب و هوایی ایران که پیشتر شناختیم می توان گفت که ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی ، ناحیه کوهستانی و ناحیه خزری از نظر تقسیم بندی محدوده های جانوری نیز می توانند یک مبنای کلی به شمار آیند .
الف – پراکندگی جغرافیایی انواع جانوران
انواع مهم جانوران در نواحی آب و هوایی ایران عبارتند از :
• در نواحی نیمه بیابانی و اطراف دریاچه ها و ماندابهای آن ، آهو ، یوزپلنگ ، گورخر و از پرندگان مهم این نواحی ، پلیکان ، پرستوهای دریایی و دُرنا را می توان نام برد .
• انواع مهم جانوران ناحیه کوهستانی عبارتند از : کل ، بز وحشی ، انواع قوچ و میش وحشی ، گوزن زرد ، پلنگ و از پرندگان آن عقاب طلایی ، تیهو ، کبک و … فراوان دیده می شوند .
• در جنگلهای ناحیه خزری ، گربه وحشی ، خرس و خوک وحشی زندگی می کنند و در مردابها و باتلاقهای کناره دریای مازندران ، انواع مرغابی ، غاز ، قو ،حواصیل و … به فراوانی به خصوص در پاییز و زمستان وجود دارند . گرگ ، روباه و شغال از جانورانی هستند که به تعداد زیاد تقریباً در همه جای کشور دیده می شوند .( وزارت آموزش و پرورش ، ۷۶ : ۵۸-۵۴ ، ۶۰ )
ب ) حیات وحش
حیات وحش به مجموعه پستانداران ، پرندگان ، خزندگان ، دورزیستان و آبزیان یک منطقه جانوری یا اکوسیستم خاص اطلاق می شود . در ایران تاکنون بیش از ۱۵۱ گونه پستاندار شناسایی شده است که از این تعداد ۱۴۰ گونه در خشکی و ۱۱ گونه در آب زندگی می کنند . از یازده گونه پستاندار آبزی ، یک گونه سگ آبی متعلق به دریای مازندران و ۱۰ گونه نهنگ متعلق به خلیج فارس می باشد . همچنین در ایران بیش از ۳۵۰ گونه پرنده بومی و غیر بومی وجود دارد در ایران۶۱ گونه مار شناسایی شده است که از این تعداد ۲۱ گونه مار سمی و نیمه سمی ، ۳۵ گونه غیر رسمی و ۵ گونه مار دریایی می باشند .در بین دوزیستان ایران قورباغه ها جلب توجه می کنند ؛ تاکنون سه جنس قورباغه مورد شناسایی قرار گرفته اند که عبارتند از قورباغه درختی (جنس هیلا)، قورباغه معمولی ( جنس رانا ) و قورباغه سمی (جنس بوفو ) .بیشترین تنوع جانوری در آبهای خلیج فارس مشاهده می شود . در اینجا علاوه بر سایر جانوران آبزی
( میگوها ، خرچنگ ها ، صدف ها و نیز لاکپشت ها ) تعداد ۴۶۵ گونه ماهی شناسایی شده است که این خود نشان دهنده غنای اکولوژیک این محیط آ

بی می باشد . در دریای مازندران – به دلیل بسته بودن آن – تنوع جانوری نسبتاً کمتری وجود دارد ، ولی با این وصف در اینجا نیز بیش از ۱۱۴ گونه ماهی مورد شناسایی قرار گرفته است.
تنوع حیات وحش در ایران مرهون جایگاه نسبتاً استثنایی این سرزمین در اکوسیستم جهانی
می باشد . ( وزارت آموزش و پرورش کد ۱۰۰۶: ۷۷-۷۶ )

ج )حفاظت از محیط زیست
مناطق وسیعی از کشور ما پوشیده از جنگلهای انبوه است . بویژه در ناحیه شمالی ایران این جنگلها از لحاظ اقتصادی بسیار ارزشمند و جزء منابع ثروت کشور محسوب می شوند . همچنین بخشهای وسیعی از کشور ما دارای جنگلهای تُنُک و پوشش گیاهی پر پشت و مراتع و چمنزارها است . وجود پوشش گیاهی در یک محل سبب جذب ، نگهداری و تولید رطوبت شده و از شدت وزش باد جلوگیری کرده و از فرسایش شدید بوسیله آبهای روان ممانعت به عمل می آورد .
ایران برای تأمین آب آشامیدنی و کشاورزی خود با مشکلاتی روبروست زیرا کشور ما کمتر از میزان متوسط جهانی از ریزش های جوّی برخوردار است .

آبهای جاری ، دریاچه ها و دریاها منابع بزرگ حیاتی کشور محسوب شده و در فعالیت صنایع ، حمل و نقل ، تأمین آب آشامیدنی و کشاورزی ، صید و سایر فعالیتهای اقتصادی نقش ارزنده و تعیین کننده ای دارند . جنگلها و مراتع ، منابع آبی و حیوانات گوناگون و انواع رویش های گیاهی مواهبی خدادادی هستند که متعلق به یک نسل نمی باشد . نگهداری از این مواهب طبیعی وظیفه هر فرد مسلمان است و احادیث و روایات متعددی در این زمینه در فرهنگ سلامی ما

وجود دارد . بهره برداری بیش از حد جنگلها و مراتع و آلوده کردن آبها منابع طبیعی کشور را به خطر می اندازد و در فعالیتهای انسانی و اقتصادی نسلهای آینده اثرات نامطلوبی بر جای می گذارد . امروزه پیشرفت صنایع ، احداث انواع کارخانجات و رشد روز افزون تعداد وسایط نقلیه بویژه نواحی شهری باعث آلودگی هوا ، منابع آب و افزایش سر و صدا شده است که همه اینها زندگی بشر و آسایش او را تهدید می کند . زندگی در شهرهای بزرگ صنعتی که مردم آن با سر و صدای فراوان ناشی از وسایط نقلیه و کارگاههای صنعتی ، فرودگاهها، ایستگاههای راه آهن روبرو هستند با مشکلات فراوانی روبروست. حفاظت محیط زیست در

کشور ما بر عهده سازمان حفاظت محیط زیست است . این سازمان اقدامات متعددی در این زمینه انجام داده و می دهد ولی تا ما همه در حفظ محیط زندگی خویش نکوشیم این سازمان نیز از تلاشهای خویش بهره چندانی نخواهد برد .

سعی کنیم از آلوده ساختن محیط زیست بپرهیزیم و از منابع طبیعی و ثروتهای خداداد کشور خویش صحیح تر و عاقلانه تر بهره برداری کنیم .( وزارت آموزش و پرورش ، ۱۳۷۶: ۶۳-۶۲ )
تاریخچه کشاورزی ایران
کشاورزی همیشه در طول تاریخ چند هزار ساله ایران از مهمترین مسائل بوده و ایرانیان در هر جنگی که پیروز می شدند و کشوری را فتح می کردند و به هر جا که قدم می گذاشتند ، بر خلاف بسیاری از فاتحان که شهرها ، قصبات ، دهات و مزارع کشاورزی کشور را خراب و ویران

می ساختند ، با ایجاد راهها و پلهای کوچک و بزرگ نواحی مختلف را به یکدیگر اتصال داده و با ساختن نهرهای بزرگ و سدهای متعدد کشاورزی را توسعه و ترقی می دادند . برای مثال ، وقتی ایرانیان در زمان هخامنشی مصر را فتح کردند ، برای توسعه امر آبیاری و به زیر کشت در آوردن اراضی زراعتی جدید ، کانالهای متعددی از رودخانه نیل ایجاد کردند . موضوع خشکی فلات ایران به علت موقعیت خاص طبیعی آن و بروز خشکسالی از اهم مسائلی بوده که از روزگاران بسیار قدیم مورد توجه مردم این سرزمین بوده است و کوشیدند با اقداماتی از قبیل درختکاری و ایجاد باغها و احداث نهرها و کانالها و توسعه مزارع کشاورزی از خشکی زیاد بکاهند،زیرا خشکیهای پی در پی ، اغلب به دنبال خود

قحطی های هولناک به ارمغان آورده است . ( فرجی ، ۱۳۸۲ : ۱۱۰ )
ایرانیان نخستین اقوامی هستند که به کشت و زرع پرداخته و زراعت و دامداری از مهمترین فعالیتهای آنان بوده است . نگرشی در سفرنامه ها و کتب قدیمه ، موقعیت ارزشمند ایران را در فعالیتهای مربوط به کشاورزی نشان می دهد . سرارتورکیت و ارنست هرتسفلد در این زمینه ، در مقاله مشترک خود به نام ایران سرزمین و مرکز ماقبل تاریخ چنین آورده اند :

ایران نخستین کشور جهان است که انسان اولیه در آن به کشت و زرع پرورش دام آغاز نهاده است . نگاهداری و پرورش حیوانات اهلی در ایران ، بسیار زودتر از دیگر نقاط دنیا عملی شده و در روی ظرفهای سفالین قدیمی ، نقش سگهای شکاری باریک اندام (تازی) دیده می شود . در روی یکی از سفالهای شش هزار سال پیش کاشان ، دهگانی پهلوی گاوی است که در کنار جوبی ایستاده و آب

می آشامد . کریستی ویلسن در مورد تمدن شوش در عصر مس می نویسد ، مردم این زمانه به بذر گیری و زراعت اشتغال داشته و علاوه بر آن ، غله و الیاف به عمل می آوردند . سپس این الیاف را با مهارت بافته و به صورت پارچه در می آوردند .

بنابراین ، ایرانیان از جمله اولین اقوامی می باشند که در هزاره ششم قبل از میلاد و حتی قبل از آن به فنون کشاورزی آگاهی داشته و از آن سود می بردند . در دوره های بعدی نیز مهمترین فعالیت مردم ایران ، کشاورزی بوده است . احداث بسیاری از سدها و بندها را از جمله اقدامهای ایرانیان برای رونق کشاورزی می

توان قلمداد کرد . در دوره هخامنشی ، جهت مشروب ساختن اراضی ، سدها و بندهای متعددی بر روی رودخانه ها بسته شده که از آن جمله باید سد رامجرد را در فارس بر روی رودخانه کر و سدهای رود کارون را ذکر کرد. همچنین روی رودخانه جراحی آثار ۹ سد دیده می شود که همه برای عمران و آبادی این منطقه

احداث شده است . ایرانیان در هنر حفر قناتها سرآمده بوده و از این هنر و استعداد ، برای احیای اراضی و رونق کشاورزی استفاده بسیار می بردند . اطلاعات و مدارک کافی در مورد کشاورزی عهد هخامنشی در دست نیست . ولی در کتابهای مختلف ، مطالبی دالّ بر اهمیت کشاورزی در این دوره به چشم می خورد پولیپ مورخ یونانی می گوید ، پادشاهان هخامنشی برای تشویق ایرانیان در اشتغال به زراعت و بهره برداری از منابع ارضی و مراتع ایران ، درآمد حاصله از این اراضی را تا پنج نسل به زارع و خانواده اش واگذار می کردند .

پس از مدتی که از هجوم اسکندر و سپاهش گذشت ، بالاخره اشکانیان که اهل پارت (خراسان)بوده اند ، اداره امور ایران را به دست گرفتند . در این زمان بنا بر شواهد و اطلاعات پراکنده ، به نظر می آید که شرق پارت اقتصاد دامداری داشته و بهره برداری از مراتع رایج ترین نوع کشاورزی بوده است . اما در همین دوره در غرب ایران ، زراعت زمین ، طریقه اصلی تلاش مردم بوده است . تولید محصولاتی چون غلات ( به ویژه گندم و جو ) درختهای مثمر و غیر مثمر ، انگور و صیفی کاری در این دوره رایج بوده است .

مدارک تاریخی و نتایج حفاریها به ما نشان داده است که در این دوره ، احداث و بهره برداری از کاریز و نهرها به حد قابل توجهی افزایش یافته است . در دوران سلطنت اشکانیان ، شبکه های کامل آبیاری و آبرسانی برای اولین بار ( در حد وسیع) تأسیس شده است .

در دوران ساسانی ، کشاورزی مهمترین فعالیت بوده و بخش عمده درآمد جمعیت از این طریق تأمین
می گردید . در دوره انوشیروان رسم جدیدی برای اخذ مالیات حاکم گردید که نسبت به گذشته رفاهیتی را برای کشاورزی به همراه داشته است . از زمان هخامنشیان رسم بر آن جاری بود که دولت قسمتی از محصول را که روی حاصلخیزی زمین تعیین می شد ، دریافت می کرد و میزان آن هم از یکدهم تا نیم بوده است . این طریق مالیات که به واسطه ی اجحافات و تحمیلات مأمورین طاقت فرسا شده بود ، نه تنها زارع را از کار دلسرد می کرد و نمی گذاشت که بر مقدار

محصول و درآمد خود بیفزاید ، بلکه سبب اتلاف و خرابی امکانات تولید نیز بوده است . زیرا تا جمع کنندگان مالیات یا تحصیلداران ، مقدار سهم دولت را معلوم و مفروز نمی کردند ، زارع نمی توانست محصول خود را بردارد و یا میوه و سردرختیها را جمع کند . مسلماً چنین دیوان سالاریی اگر برنامه ریزیهای جامع را همراه نداشته باشد ، مشکلاتی را در سیستم تولیدی به وجود خواهد آورد . چنانکه در اواخر دوره ساسانی نیز کشاورزی ایران با مشکل مواجه گردیده و رو به انحطاط نهاد .

در دوره اسلامی ، به کشاورزی اهمیت خاص نشان داده می شده است . چنانکه در احادیث آمده است ، حضرت محّمد (ص) توجه خاص به ایجاد مزارع داشته و حضرت علی (ع) مدت ۲۵ سال به حفر قناتها و تأسیس نخلستانها اهتمام می ورزیدند . حضرت صادق (ع) در روزهای گرم تابستان بیل و کلنگ به دست می گرفت و به کار کشاورزی مشغول می شد . این توجه خاص رهبران دینی و مذهبی به امور کشاورزی ، یکی از رموز آبادی و آبادانی ایران در گذشته بوده است

. در دوره اسلامی واگذاری اراضی به رسم اقطاع بوده است . اقطاع ملک یا زمینی بود که از جانب خلیفه به شرط زراعت به امرا و اشخاص واگذار می شد . اقطاع به دو حالت اقطاع التملیک و اقطاع الاستقلال بوده است . در اقطاع التملیک واگذاری اراضی به دلیل به زیر کشت بودن اراضی بایر ، افزایش درآمد حکومت و رونق کشاورزی بوده است. در حالی که اقطاع الاستقلال به دلیل تأمین معاش نظامیان ، ایجاد انگیزه برای آنان و تأمین هزینه و مزد جنگجویان بوده است . بعدها تحولات بیشتری در روش اقطاع پدید آمد که در نتیجه ، زمینهای اقطاعی غالباً به وسیله غصب ، مبدل به ملک خصوص می شد .
در دوره سلجوقیان در پرتو برنامه ریزی های خردمندانه خواجه نظام الملک ، کشاورزی ایران دارای موقعیت مناسبی بوده است . کشت انواع محصولات کشاورزی – زراعی و باغی – از بهره وری مناسب برخوردار بوده است . خواجه نظام الملک شخصاً به امور دهقانان و رعایا رسیدگی می کرد و در بهبود زندگی آنان سعی کافی مبذول می داشت .

از آنجا که نظام الملک چون دیگر سیاستمداران موفق ، اعتقاد داشت که وضع رعیّت رابطه مستقیم و تأثیر بسزایی بر وضع دولت دارد ، لذا می کوشید کشاورزان را تا حد امکان از یوغ استثمار دولت و مالکان سودجو رهایی دهد ، تا از راه بهبود زندگی آنان ، تولیدات کشاورزی افزایش یابد و اقتصاد کشور شکوفا شود . ( مطیعی لنگرودی ، ۱۳۸۱ : ۷۷-۷۵ )

پس از حمله اعراب و با شروع عصر اسلامی ایران ، با وجودی که کشاورزی ایران رونق دوران گذشته را نداشت ، ولی چون سرزمین اعراب اغلب لم یزرع و فاقد مواد غذایی بود ، لطمه چندانی به سدها و قناتها و نهرهای ایران وارد نساختند . به رغم عدم توجه برخی از خلفا چون بنی امیه که موجب ویرانی تدریجی تأسیسات آبیاری و در نتیجه انحطاط کشاورزی گردید با وجود این پس از انقراض آنها آبادی به مملکت بازگشت و مزارع فراوانی که بنی امیه ویران کرده بودند دوباره آباد شد .

به طوری که در زمان خلافت عباسیان ، ایران تقریباً به صورت انبار خواروبار امپراطوری درآمد . برای مقال قسمت عمده شیرینی مورد مصرف امپراطوری عباسی از مزارع نیشکر خوزستان تأمین می شد و تا موقع حمله مغولها ، ایران از نظر کشاورزی و دامپروری و صنعت از مهمترین کشورهای دنیای آن روز بود . زیرا صنایع دوران قدیم ارتباط و بستگی زیاد با کشاورزی داشت و جنگلها و مراتع قسمت وسیعی از کشور را پوشانیده بود .( فرجی ، ۱۳۸۲ : ۱۱۰ )

در عهد مغول و تیموری کشاورزی ایران رو به انحطاط نهاد . خرابیها و کشتارهای مغول ضربه سختی بر کشاورزی ایران وارد ساخت . منابع موجود نشان می دهند که ویرانیهای این دوره ، عواقب غیر قابل جبرانی داشته است . شبکه های آبیاری رو به ویرانی نهاد ، تعداد جمعیت کشاورز به شدّت تقلیل یافت ، سر دامهای کاری بریده شد و قحطی و امراض ساری بیشتر نواحی سرزمین ایران را فرا گرفت . در کتاب کشاورزی و مناسبات اراضی در ایران عهد مغول ، در این زمینه آمده است ؛ چهارده سال بعد از هجوم چنگیز خان مغول خان بزرگ اوکتای قاآن فرمود تا هرات را احیا کنند . به دستور وی ، اسیران هرات به زادگاه خود بازگردانیده شدند . در این هنگام در پیرامون ویرانه های شهر تقریباً نه روستایی باقی مانده بود و نه دام کاری . جویها ویران و انباشته گردیدند ، بدین سبب

نخستین ساکنان هرات احیا شده ، به ناچار خود به جای گاو ، گاو آهن می کشیدند . از مطالب بالا چنین استناد می شود که چهارده سال پس از هجوم مغولها ، در خراسان شرقی امکانات کشاورزی محدود بوده . مردم برای تهیه نهاده های کشاورزی ، به ناچار می باید مسافت های بیش از ۵۰۰ تا ۶۰۰ کیلومتر را طی نمایند ؛

یاقوت حموی که بی درنگ پس از حمله مغول ( ۶۲۰ – ۶۱۷ ﻫ ) به تحریر کتاب خویش پرداخته ، درباره شهر نیشابور و حومه آن چنین می نویسد ؛ در سنه ۶۰۷ ﻫ مغولها خرابش کردند و هیچ دیواری بر پا نگذاشتند . هر که در آنجا بود کشتند ، بعد چنان خراب کردند که با خاک یکسان شود و روستاها را هم ویران ساختند .
در این دوره ، نواحی روستائی بیش از شهرها مورد حمله مغولها واقع می گردید . اگر گاهی شهرها در ایران و سرزمینهای مجاور به اتکای حصارها و … ، از خود دفاع کنند ، ولی خطر غارت و تخریب روستاها و از دست دادن حاصل زمین و دام کاری و کشته و شکنجه و اسارت و فقدان زنان و نامزد و کودکان ، همیشه

روستایی ها را تهدید می کرد . زندگی چادر نشینی و دامداری مغولها ، در تخریب روستاها و کشاورزی ایران موثر بوده است . زیرا دامداری در ایران با کوچ فصلی قبایل چادرنشین که از قشلاق به ییلاق و بالعکس حرکت می کردند وابسته بوده است . به هنگام کوچ ، گاهی موارد صدها کیلومتر مسافت را در می نوردیدند . چادرنشینهای مغول در بین راه غالباً دامها را در کشتزارهای روستاییان رها کرده و مزارع را پایمال می کردند . چادرنشینهای مغول همواره مسلح بوده و از

سازمان قبیله ای،نیرو می گرفتند و چنانچه فرصتی به دست می آید،از غارت روستاییان فاقد سازمان و بی سلاح و بی دفاع نیز روی گردان نبودند . بنابراین هیچگاه آرامشی در نواحی روستایی و کشاورزی ایران وجود نداشته است که ، سبب عمران و آبادی روستاها و رشد کشاورزی گردد . سقوط اقتصادی که عمدتاً متکی بر کشاورزی بوده است ، به تدریج عمیقتر شد و در حدود سالهای ۶۷۹ تا ۶۸۹ ه به اوج حدّت و شدّت خود رسید . چنین حالتی از اداره کشور ، مشکلاتی را نیز برای حکومت به وجود آورد . چنانکه به دلیل کشتار روستاییان ، مساحت اراضی مزروع در بعضی نقاط به یکدهم کاهش یافته بود ، که خود سبب تقلیل مالیات دهندگان می گردید .

هر چند که در دوره غازان خان ، اقدامهایی برای رهایی از این موقعیت ، به ویژه برای سامان دادن شرایط اقتصادی کشور انجام گردیده است ، ولی در مجموع دوره مغول با فجایع و خرابیهای خاص خود ، سبب رکود و نزول کشاورزی ایران گردیده و جمعیت به زحمت محصولاتی را برای تغذیه خود تولید
می کرد . از مهمترین محصولات کشاورزی در این دوره گندم و جو را می توان نام برد که در سراسر ایران ، جایی که کشاورزی می شده رایج بوده است . همچنین ، بسیاری از مولفان از کشت برنج در گیلان و مازندران ، بقولات و علوفه و درختان میوه و … در سایر نواحی ایران یاد کرده ند . ( مطیعی لنگرودی ، زمستان ۱۳۸۱ : ۷۸-۷۷ )

دوران صفویه ، دوران ترمیم گذشته بود در این دوره با احداث راهها و ارتباط نواحی مختلف و فراهم کردن تسهیلات و احداث سدهای عظیم ،کشاورزی در ایران توسعه یافت و تولید و مصرف افزون گردید. از جمله این اقدامات ایجاد سد قهرود کاشان ، سد فوقان ساوه ، سد قمصر و بند فریمان را می توان نام برد که بیشتر این سدها به مرور زمان از بین رفته . بند فریمان در خراسان که در دوره صفویه ساخته شده و در نیم قرن اخیر تعمیر گردیده ، جزء شاهکارهای سد سازی ایران است . ( فرجی ، ۱۳۸۲ : ۱۱۱ )
در دوره صفویه ، به ویژه در سالهای آغازین حکومت این سلسله ، کشاورزی ایران از رشد کافی برخوردار گردیده است . سیاست مناسب شاه عباس در برابر دهقانان و مالکین اراضی کشاورزی و امنیت موجود در کشور سبب رشد و شکوفایی کشاورزی ایران گردیده است . جهانگردان اروپایی که در این زمان به ایران سفر نموده اند ، از توسعه و بازسازی شبکه های آبیاری و رشد اقتصادی ایران در عصر شاه عباس سخن گفته اند . ژان شاردن ، جهانگرد فرانسوی نیز به رشد سریع شبکه های آبیاری و بازسازی کاریزها توجه می کند . او با بیان اینکه در دنیای آن روز ، هیچ قومی به اندازه ایرانیان به علم آبیاری مطلع نبوده اند ، تحسین خود را ابراز داشته است.در دوره صفوی ، ایران صادر کننده انواع کالاها و محصولات کشاورزی ، نظیر خرمای فارس ، خوزستان ، سیستان و بلوچستان و کرمان ، انار شیرین یزد و شیراز ، پرتقال مازندران و پیاز خراسان بوده است .

در طول تاریخ ایران ، تولید ابریشم خام هیچگاه به اندازه این دوره افزایش نداشته است . به قول اولیاریس ، تولیدات ابریشم خام ایران در اوایل دوره صفویه ۲۰۰۰۰ عدل در سال ( هر عدل برابر ۱۲۵ کیلوگرم ) بوده است . در همین دوره ، ژان شاردن فرانسوی تولیدات ابریشم خام ایران در سال ، بالغ بر ۲۲۰۰۰ عدل یا ۲۷۵۰ تن تخمین زده که حدود ۱۲۵ تن آن به مصارف داخلی اختصاص داشته و باقیمانده آن به هند و ارپا صادر می شده است . باید افزود که این صادرات بسیار ، دالّ بر عدم توسعه صنایع ابریشم ایران می باشد .

در اواخر دوره صفوی ، سیاستگذاری های نادرست دولت ، سبب ایجاد سستی و رکود در کشاورزی ایران گردیده است . افزایش مداوم مالیاتها از سوی دولت و فشار مالکان بر دوش دهقانان ، کشاورزی ایران را به انحطاط کشانیده است . ( مطیعی لنگرودی ، ۱۳۸۱ : ۷۹-۷۸ )
در دوره افشاریه و زندیه علاقه به توسعه کشاورزی و آبادی کشور وجود داشت . نهر نادری در دشت مغان که اراضی مغان را مشروب می ساخت و هم اکنون در عمران دشت مغان از بخشی از آن استفاده می شود را می توان به

عنوان نمونه نام برد . پس از فوت نادر و کریمخان زند وضع کشاورزی رفته رفته مختل شد ، در دوران زندیه و قاجاریه فقط گاهی اقداماتی صورت می گرفت .
در زمان حاجی میرزا آغاسی قناتها و نهرهای زیادی خصوصاً در اطراف تهران دایر شد . ولی این اقدامات جنبه محلی و خصوصی داشته و تأثیری در بهبود وضع کشاورزی محل نداشت و این نوسانات ترقی و با تنزل کشاورزی در دوران قاجاریه تا حدودی ادامه داشت تا اینکه در رژیم گذشته با اجرای طرح قانون اصلاحات ارضی ، بسیاری از روستاها خالی شد ، کشاورزان به شهر ها آمدند و کشاورزی تا حد زیادی از بین رفت . ( فرجی ، ۱۳۸۲ : ۱۱۲-۱۱۱ )

بعد از دوره صفویه ، ایران درگیر جنگها و کشتارها گریده است . عدم ثبات و امنیت در دوره های حکومت افاغنه ، افشاریه و زندیه در ایران ، اقتصاد ایران را که عمدتاً متکی بر کشاورزی بوده است ، به شدّت با مشکل مواجه گردانیده است . کشاورزی از جمله فعالیتهایی می باشد که در فضاهای گسترده تحقق می یابد . بهره وریهای اقتصادی در چنین فضایی به وجود امنیت بیشتر در سرزمین نیازمند است . در حالی که در این دوره ها ، امنیتی که سبب قوام کشاورزی می شد وجود نداشته است .

در دوره قاجاریه نیز کشاورزان از موقعیت مناسب برخوردار نبوده اند . برخورد های مأموران حکومت با جامعه روستایی که عمده فعالیت آنها کشاورزی بوده است ، هر گونه انگیزه ای را برای افزایش تولید و قوام بخشیدن به کشاورزی ایران از بین می برد .

فشار بر کشاورزان و اخذ مالیات های سنگین که از آغاز حکومت قاجاریه رواج یافته است . در تمامی این دوره دیده می شود . مهمترین محصولات کشاورزی این دوره گندم ، جو ، برنج ، توتون و پنبه را

می توان نام برد که با توجه به تعداد جمعیت آن مقطع زمانی،تقریباً مصرف داخلی را پاسخگو بوده است . یکی دیگر از تولیدات پر اهمیت ایران به ویژه در استانهای شمالی کشور ابریشم بوده است . به طوری که در سالهای دهه ۱۸۵۰ صادرات ابریشم ۴۰ درصد ارزش کل کالاهای صادراتی را تشکیل می دهد.
( لنگرودی ، ۱۳۸۱ : ۸۱-۷۹ )

خلاصه آنکه این کشور که روزگاری صادر کننده محصولات و مواد اولیه غذایی بود با تکیه به درآمد کاذب و تک محصولی از فروش نفت رفته رفته به مصرف کننده کامل محصولات کشاورزی و دامی کشورهای غربی و شرکتهای ضد ملیتی آنان تبدیل گردید . کم کم در اثر بی علاقگی به فعالیت کشاورزی که همراه با زحمت زیاد و سود کم بود و نیز با سوق دادن جامعه به تجدد و دسترسی به پول و رونق معاملات کزایی و بورس بازی زمین و غیره ، مسئله کشاورزی به فراموشی سپرده شد و چنین وانمود گردید که گویا این سرزمین مستعد کشاورزی نبوده و با منابع و ثروتهایی که در زیر زمین دارد باید به زندگی کاملاً راحت و تولیدات صنعتی ( مونتاژ ) بپردازد . ( فرجی ، ۱۳۸۲ : ۱۱۳-۱۱۲ )

تاریخچه دامپروری ایران
الف – آثار مربوط به دامپروری در قبل از تاریخ
آثار فراوانی مربوط به دامهای قبل از تاریخ ، از آذربایجان ، دشت مغان ، خراسان ، ساوه ، سمنان ، دامغان ، گرگان ، بیرجند ، اردبیل ، طالش ، کردستان ، لرستان ، شیراز ، اصفهان ، کاشان و یزد ، بدست آمده است . فراوانی این آثار ، بسیاری از اندیشمندان را بر آن داشته که صراحتاً اعلام نمایند دامپروری ، نخست از ایران ، آغاز شده است .

ظروف سفالی و سایر آثار بدست آمده از وجود رمه های بزرگ شتر ، مادیان ، اسب ، گوسفند و گاو در ایران حکایت می کند .سگهای گله و شکاری در دوران ماقبل تاریخ ، وجود داشته اند که نقش آنها در آثار آریاییها ، مشاهده می گردد. مجسمه های مفزعی گاو ، بز کوهی ، سگ و اسب در کشفیات لرستان ، کردستان ، اصفهان و بختیاری و فارس بدست آمده است .

در موزه تهران ، مجسمه ای وجود دارد که از حوالی سمنان و خراسان بدست آمده است . این مجسمه ، گاو و طرز بستن گاو آهن و شخم اراضی را ، مجسم می سازد . جفت گیری دامها و طرز دوشیدن شیر از گاو بکرّات در آثار باقیمانده ترسیم شده است . نقوش برجسته حاصله از حفریات عیلام و شوش ، سربازانی را شکل می دهد که لباسشان از پوست گاو و گوسفند تهیه شده است .
ب – اهلی شدن دامها

مورچه دامپرور خوبی است و دامپروری را ، پیش از انسان ، یعنی حدود ۴۵۰ میلیون سال پیش آغاز کرد . ولی ما گاوداری را از چند قرن قبل، شروع نمودیم. مورچگان ، حشرات را اهلی کرده از آن ، بهره برداری می نمایند . این حیوان به شاخکهای خود به پشت شته می زند ، تا مایع چسبناکی از آن ترشح گردد که مورد استفاده مورچه می باشد .
اکثر دانشمندان اتفاق نظر دارند که اهلی کردن حیوانات از دوره سنگهای صیقلی شروع شده است . گاو و گوسفند و اسب که نجابت بیشتری داشتند ، زودتر اهلی شدند . برخی معتقدند ، سگ پیش از آن اهلی گردید .

وتوسن فسیل شناس چنین اظهار نظر کرده است : برای اینکه انسان اولیه بتواند برای خود ، ذخیره ای از گوشت و پوست و شیر ددّان ، تهیه کند ، به فکر ایجاد گله یا رمه از اسب و گاو و گوسفند افتاده ، قبلاً محوطه بزرگ محصوری را تهیه نموده و بعداً ددّان را به کمند یا تله مقیّد نموده ، به محوطه نامبرده منتقل و در آنجا رها می نموده و بدین وسیله ، تعداد زیادی از ددّ را گرفته به آنجا برده ، این در بین ماده های آنها ، زائیده و نوزادان آنها ، تدریجاً به انسان خو گرفته اهلی

شده اند . مطالعه در استخوانهای فسیل شده دامهای دوره نو سنگی نشان می دهد که بشر اولیه فقط از گوشت حیوانات بالغ استفاده می کرده است . زیرا تنها دندانهای بلوغ در اسکلتهای مزبور دیده می شود و دندانهای شیری ، در بین دندانهای موجود ، مشاهده نمی گردد . در هزاره یازدهم – دهم قبل از میلاد ، ساکنان زاگرس ایران – عراق از دانه های غلات خودرو و بعنوان غذا بهر می بردند و در عین حال به اهلی کردن دامها می پرداختند . از آغاز هزاره نهم (ق م. ) در

این مناطق ، دامهایی مانند بز و گوسفند بوجود آمدند . در حدود هزاره های پنجم و چهارم پیش از میلاد ، آب و هوای ایران ، مرطوب بود و بیشتر سطح کشور را جنگل می پوشاند . سپس رطوبت از بین رفت ، در هزاره ششم تا چهارم قبل از میلاد ایرانیان با سوزاندن جنگلها ، زراعت و دامپروری را توسعه دادند ، یعنی زمین برای زراعت و مراتع جهت دامداری فراهم گردید . در هزاره ششم قبل از میلاد ، در بسیاری از مناطق ، دامهای شاخدار بزرگ،پرورش یافت . در هزاره پنجم از میلاد ، پرورش این دامها ، از لحاظ شماره ، بر پرورش گوسفندان و بزها برتری یافت .
ج – نتایج اهلی شدن دامها
نخستین آثار اهلی شدن دامها ، در عصر برنز به ظهور رسید . در این عهد که بشر ، وقت بیشتری پیدا کرده بود . از نزاع با همنوعان خود ، دست شسته به زندگی اجتماعی پرداخت و برای دستیابی به علوفه تازه زندگی کوچ نشینی را اختیار کرد و چون چراگاه های طبیعی ، تکافو نمی کرد ، به کشت و زرع علوفه روی آورد. سپس ، انسان با اختراع دستگاههای نخ ریسی ابتدایی از پشم گوسفندان ، نخ ساخت و پارچه بافی بوجود آمد. آنگاه با استفاده از گیاهان مختلف ، شیر دامها به ماست و سایر محصولات لبنی ، تبدیل گردید .
به عقیده پروفسور لسبرس ، رنگ طبیعی دامهای وحشی و مراتع و صحرا ، قهوه ای و در مناطق سرد قطبی ، سفید می باشد . پس از اهلی شدن حیوانات ، پشم و گونه های مختلف را با یکدیگر، ترکیب نمود و جانورانی با رنگهای جدید ، پدید آورد . در ترکیب دامها ، از نژادهای مختلف ، مثل اسب و الاغ ، شتر یک کوهان و دو کوهان ، گاو و گاومیش ، دورگه هایی با مشخصات تازه به وجود آمده است که امکان ایجاد آن ، در دوره توحش ، وجود نداشت . تغییر شکل اندامهای حیوانات ، در اثر ورزش ، از نتایج اهلی شدن دامهاست . مثلاً اسب ، پیش از اهلی شدن ، اصلاً حیوان سواری نبود و جثه ای به اندازه گوساله ولی بسیار گوشتالو داشت .
یکی از نتایج مهم اهلی شدن دامها ، از بین رفتن حیواناتی است که نمی توانستند خود را با شرایط جدیدی که بشر ، برای آنها فراهم آورده بود وفق دهند . اهلی کردن دامها میراث گرانبهایی از بشر اولیه است که راه تمدن را به روی انسانها گشود و علوم کشاورزی ، دامپزشکی،نساجی،رنگ آمیزی ، خیاطی و غیره را به طور تجربی به انسان ، آموخت . ( الفتی ، ۱۳۷۴ : ۴۲۳-۴۲۰)
اهمیت کشاورزی در اقتصاد ایران
موقعیت اقتصادی هر سرزمین ، وابسته به کارکرد بخشهای اقتصادی آن سرزمین ( کشاورزی ، صنعت و هوایی و سایر شرایط جغرافیائی آن ، تنوع و موقعیت مناسبی را از نظر تولیدات باغی ایجاد کرده است . مهمترین استانهای کشور در زمینه باغداری به ترتیب اهمیت کرمان ، فارس ، خراسان ، مازندران ، زنجان و آذربایجان شرقی و غربی را می توان نام برد . این استانها بخش عمده ای از انواع میوه های مصرفی و صادراتی کشور را تولید می نمایند . استان کرمان که از قطبهای باغداری ایران می باشد ، مهمترین محصولات باغی آن را پسته ، مرکبات و خرما به خود اختصاص می دهد . محصول باغی استان فارس عمدتاً شامل مرکبات ، انگور ، خرما و انجیر است . این محصولات ۷۹ درصد از سطح زیر کشت باغهای بارور استان فارس را شامل می گردد . در استان خراسان ، مهمترین این محصولات شامل سیب ، انگور ، بادام و انار است که ۶۶ درصد از سطح زیر کشت باغهای بارور استان خراسان را به خود اختصاص می دهد . در استان زنجان انگور وسیب و انواع میوه های هسته دار و در استانهای آذربایجان شرقی و غربی میوه های هسته دار ، سیب ، انگور و بادام از مهمترین محصولات باغی می باشند .
( مطیعی لنگرودی ، ۱۳۸۱ : ۱۹۵و ۱۶۱-۱۶۰ )
تولیدات کشاورزی ایران ( زراعی ، دامی ، صید و … )
تولیدات عمده کشاورزی ایران را بر حسب نوع مصرفی که دارند می توان به دو قسمت عمده تقسیم نمود :
الف – محصولات غذایی کشاورزی ، شامل غلات ، حبوبات ، سبزیها و میوه ها
ب – نباتات عمده صنعتی ، شامل :
– نباتات صنعتی خوراکی ، از قبیل نیشکر ، چغندر قند و چای
– نباتات صنعتی که در صنایع ریسندگی و بافندگی مصرف دارند ، از قبیل پنبه ، کنف و کتان
– نباتات صنعتی روغنی مانند ذرت ، سویا ، زیتون و آفتابگردان
– نباتات صنعتی دخانی ، توتون و تنباکو
– نباتات صنعتی صمغی مانند کتیرا
علاوه بر اقلام فوق گیاهان دیگری وجود دارند که مصرف دارویی و رنگرزی دارد مانند گل گاو زبان ، گل ختمی ، گل محمدی ، نیل و روناس . ( فرجی ، ۱۳۸۲ : ۱۱۴ )