چکیده

دین اسلام دینی فراگیر و جامع در تمام عرصه ها محسوب می شود که هدف آن سعادت بشر و هدایت او در مسیر کمال می باشد. مکتب اسلام دینی است که مسائل مادي بشر را با معنویات پیوند زده و هیچگاه این دو مقوله را از همدیگر جدا ندانسته است. همین امر معماري و هنر را جزیی از دین قرار می دهد.

معماران مسلمان کوشیده اند تا از اصول و اعتقادات و مبانی دین اسلام در آثار خود بهره گرفته و هنري را ارائه دهند که بازتابی از امور عبادي و اعتقادي آنها باشد و در حد توان، آثارشان را به درجه اي از مقبولیت و شایستگی برسانند. موضوع مقاله حاضر در رابطه با اصل کمال گرایی و تلاش مستمر در جهت رشد و رستگاري فرد و جامعه است که آن را در زمره ي ارزش هاي بنیادي در حکمت عملی انسان محسوب می کنند. معماران مسلمان در هنگام بر پا ساختن هر بنایی به جنبه هاي تعالی آن توجه داشتند و سعی می نمودند که کار آنان همواره در نقطه اوج قرار داشته باشد که همین امر سبب کمال بخشیدن به معماري آنان گشت. حال سوالی که مطرح می شود این است که منشأ کمال در اثر معمار مسلمان چیست؟آیا کمال در دین اسلام با کمال گرایی معماري مسلمانان رابطه اي دارد؟

این مقاله بر آن است که ابتدا به بیان نقش دین باوري معمار مسلمان در اثر معماري وي بپردازد، سپس به بررسی مقوله کمال در دین اسلام بپردازد و اینکه آیا کمال گرایی در معماري مسلمانان که به عنوان یکی از شاخص هاي مطرح در آثار معماران مسلمان است، از این امر نشأت می گیرد؟ علاوه بر این کمال گرایی به صورت عملی نیز در مقرنس- یکی از ابداعات معماري مسلمین که آن را می توان از جمله شاخص ترین الگوهاي تبلور کالبدي مملو از عشق و عقاید مذهبی معماران مسلمان است- مورد بررسی قرار گرفته است.

واژگان کلیدي: کمال گرایی، معماران مسلمان، خدا محوري، دین باوري، مقرنس

مقدمه

دین اسلام فعالیت هاي بشر را در راستاي تقرب و رضاي خداوند شکل داده و مسیر هدایت را از گمراهی مشخص کرده است به طوري که فرد با تبعیت از دستورات دین اسلام می تواند مسیر هدایت را از ضلالت تمییز دهد. این دستورات اسلام در تمامی زمینه ها وجود دارد و معماري از این امر مستثنی نیست.

عوامل گوناگونی بر اثر معمار مسلمان تأثیر می گذارند؛ این عوامل چند دسته اند، گونه اي زاییده دین باوري فردند، گونه
اي دیگر ناشی از تفکرات اجتماعی اند و …

معمار مسلمان با پذیرفتن دین اسلام، مراتب دین باوري خود را آغاز نموده و این دین باوري او در تمامی کارهایشان متجلی می شود. هر آنچه که دین باوري او قوي تر باشد جهت دهی اش به هنرمند مسلمان در راستاي حرکت در مسیر تقرب الهی قوي تر است. معمار مسلمان اثر خود را به سان وسیله اي براي تقرب الهی می بیند و آن را وسیله اي براي انجام عبادت و وظیفه می داند.

دین باوري معمار مسلمان از عوامل مؤثر بر هویت معماري مسلمانان تلقی می شود که موفقیت آثار معماري مسلمانان نیز برگرفته از همین ایمان است. دین باوري همانند معیاري است که نقش تعیین کننده براي معمار مسلمان دارد.
اصولی از این دین باوري منتج می شود که نقش مهمی را درراستاي شکل گیري اثر معماري مسلمان دارد. یکی از این اصول، کمال گرایی در معماري است که در این مقاله به نقش آن به عنوان یکی از شاخص هاي مطرح در آثار معماري مسلمانان پرداخته شده است. بدین منظور ابتدا به طرح مسئله و بیان ضرورت تحقیق پرداخته و سپس اهداف مورد نظر و روش تحقیق مورد استفاده بیان شده است. در ادامه به بررسی نقش کمال وکمال گرایی در زندگی مسلمانان و سپس در معماري پرداخته شده و سپس با توجه به مطالب نظري مطرح شده، موضوع در یکی از ابداعات معماري مسلمین مورد بررسی قرار گرفته است.

طرح مسئله و ضرورت تحقیق:

در دوران پس از ظهور اسلام، معماري مسلمانان به عنوان بخش عظیمی از میراث فرهنگی و هنري جهان اسلام مطرح شد. این معماري از عناصر معماري قبل از اسلام مانند معماري ایرانی استفاده و برداشت نمود و نهایتاً شالوده هاي معماري مسلمانان با ترکیبی از معماري گذشته و فرهنگ اسلامی شکل گرفت. نقش کمال گرایی معماران مسلمان در بوجود آمدن آثار معماري مسلمانان را می توان از جمله ویژگی هاي این معماري دانست. مقاله حاضر قصد دارد که به بررسی رمز و رازهاي این شاخص معماري مسلمانان بپردازد و درصدد پاسخ گویی به سوالات زیر است:
دین باوري معمار مسلمان چگونه در اثر معماري وي بازتاب پیدا می کند؟ اصول منتج شده از دین باوري معمار مسلمان کدامند؟
کمال گرایی به عنوان یکی از اصول دین باوري در معماري مسلمانان چه نقشی را ایفا می کند؟

موضوع مقاله حاضر نیز در راستاي ضرورت بررسی مسائل فوق شکل گرفته و قصد آن دارد که به نقش کمال گرایی معماران مسلمان به عنوان یکی از عوامل مؤثر در پدید آوردن آثار معماري مسلمانان بپردازد و این عامل را به عنوان یکی از شاخص هاي این معماري مطرح نماید. در زمینه فرضیه هاي تحقیق حاضر، با توجه به موارد مطرح شده و موضوع تحقیق، فرضیه ها به این صورت تدوین شده اند: معماران مسلمان براي توجه بهره وران به صفت کمال خداوند، بناها را همانند مظاهري از آیه هاي حق تعالی ایجاد می نمودند. رابطه میان معماران مسلمان با آثارشان در پی عبادت خداوند و رضاي وي تنظیم شده است.

اهداف تحقیق:

از جمله اهداف مقاله حاضر، شناخت و بررسی ویژگی کمال در ذات خداوند و در اسلام است که مسلمین در معماري خود از آن بهره گرفته اند که به صورت تئوري مورد مطالعه قرار می گیرد و سپس به صورت عملی نیز مورد بررسی قرار داده شده است. اهداف اصلی تحقیق حاضر عبارتند از:

الف: معناي لغوي کمال ب: کمال در اسلام( آیا اسلام دین کاملی است؟)
ج: کمال به عنوان یکی از صفات خداوند د: تأثیر دین باوري بر معماري مسلمین ه: کمال در معماري مسلمانان

با توجه به اهداف مذکور، تحقیق حاضر شامل دو بخش است:
بخش نظري که پیرامون کمال گرایی معماران مسلمین شکل گرفته است و در بخش عملی که این شاخص معماري مسلمین را در مقرنس که یکی از شاخص هاي کمال گرایی می باشد،؛ به صورت نمونه موردي، مورد بررسی قرار داده است.

روش تحقیق:

در تحقیق حاضر از روش تحقیق تحلیلی استفاده شده است. روش و ابزار مورد استفاده تحقیق نیز از روش کتابخانه اي و بررسی اسناد و مدارك مکتوب می باشد. بدین منظور در قسمت نظري با استفاده از روش مطالعه کتابخانه اي و بررسی اسناد و مدارك مکتوب استفاده شده و ضمن مراجعه به منابع و مأخذ موجود در دسترس، سعی شده تمام وجوه ممکن مسئله مورد توجه قرار داده شود. در بخش مطالعه موردي نیز براساس مطالعات نظري، سعی شده که موضوع مورد بحث در عنصر معماري (مقرنس) مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.

بخش اول: کمال به چه معناست ؟

“کمال:- انجام یافتن و تمام شدن

– تمام شدن و کمال در ذات و صفات هر دو استعمال شود و گویند کملت محاسنه
– تمام و تمامیت( مقابل نقص)

– کمال مطلوب، غایت آرزو، بزرگ امید، ایده آل

– آراستگی صفات
– کمال بر دو نوع است؛ کمال اول آن است که شیء در حد ذات کامل می شود. مثلاً ناطق کمال اول است براي انسان، زیرا اگر ناطق نباشد انسان محقق نمی شود. کمال ثانی آن است که شیء در صفاتش کامل شود. مثل اینکه انسان مهندس است یا کاتب، چه انسان در حد ذاتش محتاج به آنها نیست و ممکن است ذات انسان باشد و مهندس و کاتب نباشد. پس این صفت مهندس و کاتب کمال ثانی هستند براي انسان”(دهخدا، ۱۳۵۱،(۱۶۱

بخش دوم: رابطه میان صفت کمال خداوند و کمال انسان

صفت کمال خداوند به چه معناست؟

وقتی می گوییم خداوند کمال مطلق و نامتناهی است، مقصود از آن، همان »صفات جمال« خدا از قبیل »علم« و »قدرت« و »حیات« و »اراده« است. هرگاه بنده اى در پرتو پیمودن راه اطاعت، گام در درجات کمال می گذارد، از نردبان کمال بالا می رود؛ مقصود این است که کمال وجودى بیشترى به دست آورده و علم بیشتر، قدرت زیادتر، اراده اى نافذتر و حیاتی جاودانه تر، پیدا می کند. در این صورت می تواند از فرشته بالاتر و از کمالات بیشترى بهره مند گردد.

بشر، پیوسته خواهان آن است که بر جهان تسلّط پیدا کند. و کارى را که بشرهاى عادى نمی توانند انجام دهند انجام دهد.

راه صحیح که سعادت هر دوجهان در آن نهفته است، این است که راه خضوع را در برابر خداى جهان پیش گیرد و با پیمودن راه بندگی، مقامات و قدرت هایی به دست آورده و سرانجام برخود و جهان مسلّط گردد.
پیامبر گرامی (صلی االله علیه وآله وسلم) در ضمن حدیثی به مقامات بلند سالکان راه حق و پویندگان راه عبودیت و بندگی اشاره نموده، سخن پروردگار را چنین نقل می فرماید:
» ما تقرب الی عبد بشیء أجب الی مما افترضت علیه و انه لتقرب الی بالنافله حتی احبه، فاذا احببته کنت
سمعه الذى یسمع به و بصره الذى یبصر به و لسانه الذى ینطق به ویده التی یبطش بها، ان دعانی، أحبته و إن سألنی اعطیته).« کلینی، ص (۳۵۲ »هیچ بنده اى به وسیله ى کارى، نسبت به من تقرب نجسته که محبوب تر از انجام فرایض بوده باشد. (آنگاه فرمود:)

بنده ى من با گزاردن نمازهاى نافله آنچنان به من نزدیک می شود که او را دوست می دارم. وقتی او محبوب من شد، من گوش او می شوم که با آن می شنود، و چشم او می شوم که با آن می بیند و زبان او می گردم که با آن سخن می گوید، و دست او می شوم که با آن حمله می کند. هرگاه مرا بخواند اجابت می کنم و اگر چیزى از من بخواهد می بخشم.«

“دقت در این حدیث، ما را به عظمت کمالی که انسان در سایه ى انجام فرایض پیدا می کند، به خوبی رهبرى می کند، در این حالت، قدرت درونی انسان به حدى می رسد که با قدرت الهی صداهایی را که با نیروى عادى نمی شنود، می شنود، صور و اشباحی را که دیدگان عادى را یاراى دیدن آنها نیست، می بیند. در نتیجه خواسته هاى او جامه عمل پوشیده، حاجت هاى او برآورده می شود، جاى شک نیست که مقصود از این که خدا چشم و گوش او می گردد، این است که دیده
ì او در پرتو قدرت الهی، نافذتر و گوش او شنواتر و قدرت او گسترده می گردد”.( سبحانی، ۱۳۸۳،

Õ ۱۷۰ ـ (۱۷۱