مقدمه

سوره کوثر یکی از سوره های پرمحتوای قرآن و دارای سه آیه است. کلمه کوثر به معنی خیر فراوان می باشد. در اینکه منظور از کوثر، نهری است در بهشت، یا حوضی است در محشر، یا وجود مقدس حضرت زهرا(س)، ، یا علمای اسلام، یا نبوت و قرآن،

یا علم و حکمت و… نظریات گوناگونی وجود دارد. مردم عرب زمان جاهلیت مانند اغلب مردم ایلی و قبیله ای برای فرزند، آن

هم فرزند ذکور، اهمیت فراوانی قائل بودند. اختصاص به مردم عرب نداشت و مطلقا در زندگی قبیله ای و ایلی که هر قبیله ای

خودش باید از خودش حمایت کند، پسر ارزش زیادی داشت؛ چون همیشه پسر بوده است که می توانسته اسلحه به دست بگیرد و از خانواده و قبیله حمایت کند. ” عاص بن وائل” که از سران مشرکان بود، پیغمبر اکرم (ص) را به هنگام خارج شدن از مسجد الحرام ملاقات کرد، و مدتی با حضرت گفتگو نمود، گروهی از سران قریش در مسجد نشسته بودند و این منظره را از دور مشاهده کردند، هنگامی که” عاص بن وائل” وارد مسجد شد به او گفتند: با که صحبت میکردی؟ گفت: با این مرد” ابتر”! این تعبیر را به خاطر این انتخاب کرد که” عبداللﱠه” پسر پیغمبر اکرم ص از دنیا رفته بود، و عرب کسی را که پسر نداشت” ابتر” (یعنی بلا عقب) مینامید، و لذا قریش این نام را بعد از فوت پسر پیغمبر(ص) برای حضرت انتخاب کرده بود . لذا سوره فوق

نازل شد و پیغمبر اکرم (ص) را به نعمتهای بسیار و کوثر بشارت داد، و دشمنان او را ابتر خواند.

مقاله حاضر درصدد پاسخگویی به سوالات زیر می باشد؟(۱کوثر در قرآن کریم به چه معناست؟

(۲دیدگاه مفسران درباره نزول این آیه چیست؟(۳وجه تفاوت و تشابه نظر مفسران در چیست؟

×به اعتقاد نگارنده، کوثر امری الهی است، نه مادی و دنیوی. چون آنچه منشأ خیر در دنیا و آخرت می شود؛ باید الهی باشد.

×بررسی اشتقاقی و اصطلاحی واژگان

اعطینا: فعل ماضی از صیغه متکلم مع الغیر و متعدی، به معنی بخشیدن می باشد. فعل اعطی یک مفعولی است ولی وقتی به بابوتفعیلافعالمی رود، دو مفعول می گیرد. جمهور أَعْطَیْناکَ را با عین قرائت کرده اند. و در قرائات شاذ با نون” أنطیناک”می
خوانند و این طبق لهجه عرب های عاربه یا خالص است.( ابوحیان اندلسی،۱۴۲۰، ج۱۰، ص(۵۵۶ معلوف می نویسد: عَطا ـُ عَطواً الشَی ءّ توالیهآنیَدَهُ:رابهدستگرف.أَعطی أَعطاهُ الشَی ءَ: داد به او آن چیز را. العَطا و العَطاء ج أَعطیه ج ج أَعطِیات :
بخشش. العَطیه ج عَطایا و عَطیات:آنچه که بخشیده می شود . مِعطاء ج مَعاطٍ و مَعاطی: بسیار بخشنده( معلوف، بی تا ، ص(۵۱۳

الاعطاء بر دو قسم است، بخشیدن به نحو تملیک و بخشیدن به غیر تملیک به معنای اباحهتصرّف. اعطاء کوثر تملیک است مانند بخشیدن اجرت و ریشه و اصل آن از عطا یعطوا، هر گاه دریافت کند.(طبرسی، ۱۳۷۲،ج۲۷، ص۳۰۹عطاء) و عطیّه هر چند

مخصوص به صله و بذل و احسان است ولی در قرآن هم در بذل و هم در مطلق دادن چیزی به کار رفته است. که در آیه فوق

درباره عطیّه و بذل است. تعاطی به معنی تناول و اخذ است.( قرشی، ۱۳۷۱،ج۵، ص)۷۷به عبارتی، العَطْو گرفتن و به یکدیگر

، مُعَاطَاه هم درهمین معنی است. إِعْطَاء یعنی بخشش، عَطَاء و عَطِیﱠه: مخصوص جایزه دادن است. أَعْطَیلبعیرُ:شترا رام و

مطیع شدو اصل اش این است که سر خود به دست صاحبش میدهد و خودداری نمیکندعُطْوٌ.ظبیٌ و عَاطٍ: آهویی که سرش را ×برای خوردن برگها بالا میبرد.(راغب اصفهانی، ۱۴۱۲،ج۲، ص(۶۷۷

×

کوثر: اسم علم برای چشمه ای در بهشت و وزنش فوعل و به معنی کثرت و فراوانی است و عرب ها هر چیزی را که در آن

خیرو فزونی و یا مقامی ارجمند باشد را کوثر می گویند. یا اینکه وصف برای موصوف محذوف که همان ” الخیر الکوثر” می

باشد.(صافی،) معلوف۱۴۱۸ ،جمی۳۰نویسد:،ص۴۱۴کَثُرَ کَثرَهً و کَثَارَهً: کثرت و فراوانییرٌ.کَثرٌکُثارٌکَث کاثِر و کَیثَرٌ: تعدد و

بسیاری. کَثره و کِثره: فراوانی. کَوثر: بسیار از هر چیزی، غبار انبوه، اسلام، نبوت، مرد بسیار سخی، جویی در بهشت.( معلوف، بی

تا ،ص(۶۷۳ کوثر نهری است در بهشت که نهرهای دیگر از آن منشعب می شود و نیز کوثر خیر و نیکی بزرگ است که به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله عطاء شده است. به مرد سخی و کریم نیز کوثرکَوْثَرَگویندتَ. الشﱠیْءُ: بی نهایت افزون شد.( راغب اصفهانی، ۱۴۱۲،ج۴، ص۷؛ ابن منظور، ۷۴۷۴، ج۵، ص(۷۳۱ابن منظور می افزاید: کوثر همان خیر و برکت فراوانی است که در قیامت شامل حال امت حضرت محمد(ص) می شود.( ابن منظور، ۷۴۷۴، ج۵، ص(۷۳۱ در برخی تفاسیر مراد از کوثر، اسلام، قرآن،
شفاعت و… می باشد و گفته شده آن خیر فراوان و کثیری است که خداوند در روز فیامت شامل حال مردم می کند. همچنین

مردی که بسیار بخشش می کند را می گویند. و به نقل از مختصر البلدان کوثر نام کوهی است بین مدینه و شام. کوثر بر وزن

فوعل نام رودی است در بهشت و مختص به پیامبر اکرم(ص).( مرتضی زبیدی، ۱۴۱۴، ج۷، ص(۴۳۶ به عبارت دیگر، کوثر بر

وزن فوعل مبالغه و کثرت را می رساند. به غبار انبوه و پراکنده نیز اطلاق می شود.الکثر و الکوثر یک معنی دارند. مُکثِرُ:رجل مردی که مال و اموال بسیاری دارد.(ابن فارس، بی تا،ج۷۱، ص(۷۱۳کوثر، کثرت نسل و ذریّه است و نمودار آن، نسل پیامبر صلی االله علیه و آله از اولاد فاطمه علیها السلام است که تعدادشان بی شمار و تا آخر روزگار، برقرار است. (طریحی، ۱۳۷۵،ج۳،
ص(۴۶۹

حکمت نامگذاری حضرت زهرا(س) به کوثر:

۱ .فاطمه کوثر است ، کوثر، از مجرای توارث و خون و تربیت خاصی در وجود امامان و ذریه پاک چیامبر اسلام جریان یافت

و موجب تکثیر نسل او و هدایت خلق گردید. چنان که از یگانه دختر اطهرش- با آن همه دشمنیها و کشتارها- فرزندانی با ایمان

و غیور پدید آمدند و برای هدایت و نجات خلق بهر سو پراکنده و افزوده شدند و منشأ فیض و هدایت خلق در هر زمان

گردیدند. و همچنین هر یک از علمای اسلام که وارث معارف قرآن و پیوسته بروح محمدی (ص) و وحی او میباشند فرزندان

روحی آن حضرت و شعبهای از نهر کوثرند و لا یزال سرچشمه اصول و فروع اسلام از افکارشان منفجر شده بسوی فراگیرندگان جاری میشود، چه مردم زمان آنها را بشناسند یا نشناسند. و چون این سرچشمهها متصل به منبع فیاض وحی و دارای اصول روشن و فطری میباشد، همواره فطرتها و وجدانهای پاک آنها را میپذیرد و با فقد تبلیغ منظم و مجهز و با همه مشکلات و

موانع، پیروان این آئین افزایش مییابند(طالقانی، ۱۳۶۲، ج۴، ص(۲۷۸ این وجه مطابق با شان نزول هم هست و دشمنان اسلام

با مرگ فرزندان پسری پیامبر اکرم(ص) ، او را ابتر نامیدند، اما خداوند در آن زمان به پیامبرش تسلی داد که کوثر نصیب او خواهد

نمود . چون کلمه رسول خدا رفعت یافت وذرّیهاش در عالم منتشر شد و نام و عقب بدخواه پیامبر (ص) آله که ابتر بود، منقطع گردید.

..۲فاطمه کوثر و بانوی بهشت و نور عالم امکان است. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: خداوند بهشت را از نور وجود خود آفرید، سپس آن را برگرفته و رها کرد. پس یک سوم آن به من و یک سوم آن به فاطمه، و ثلث باقیمانده به علی (ع) و اهل بیت او اصابت کرد. پس هر کس که از آن نور به او برسد، به ولایت آل محمد (ص) رهنمون میشود، و هر کس از آن نور به او نرسد، از

ولایت آل محمد (ص)گمراه ]و به بیراهه خواهد رفت. ( مجلسی، ۱۴۰۴،ج۴۳، ص(۴۹

.۳ فاطمه زهرا خیر کثیر است، چونکه اگر این عالم پا برجاست و به انسان رزق و روزی می رسد به طفیل وجود نازنین فرزندان حضرت زهرا (س) است. امام صادق (ع) می فرمایند: اگر زمین بدون حجت خدا باشد زمین اهلش را فرو می برد . (کلینی، ۱۳۶۵، ج۱،ص(۱۷۹

.۴فاطمه کوثر است چون کسی در عبادت به پای ایشان نرسید. امام صادق (ع)در این مورد می فرمایند: هرگاه فاطمه علیها السلام در محراب عبادتش میایستاد، نور او برای اهل آسمان میدرخشید؛ آنگونه که ستارگان برای اهل زمین

میدرخشند.(مجلسی،۱۴۰۴،ج۴۳، ص(۲۱

.۵ فاطمه کوثر ومعصوم است. ایشان تنها بانویی است که در میان امت پیامبر خاتم(ص) معصوم و از هر گونه خطا و لغزش

دور بوده و پیراسته میباشد. از ادلهای عصمت آن حضرت که او را معصوم دانسته آیه / ۳۳ احزاب است که به آیه تطهیر شهرت

اللَّهُ لِیُذْهِبَدارد،خداوندعَنکُمُدراین آیهالرِّجْسَتفرموده أَهْلَ.” الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً”

مفسران و مورخان نوشتهاند چون این آیه نازل شده رسول خدا(ص) علی(ص) و فاطمه(س) و حسنین(ع) را جمع نموده کسائی خیبری روی آنها انداخته فرمود: بار خدایا اینها اهل بیت من هستند، هر گونه ناپاکی را از اینان دور فرما، ام سلمه گوید:من نزدیک

در بودم، گفتم یا رسول االله من هم جز آنان هستم؟ فرمود: تو بر خیر یا در مسیر خیر میباشی، ولی جز آنان نیستی. این آیه

تصریح بر این دارد که اراده خداوند بر این قرار گرفته که هر گونه رجس و پلیدی را از رسول خدا(ص) و اهلبیت آن حضرت

دور سازد و به گواهی مفسرین حضرت زهرا(س) از اهلبیت رسول خدا(ص) میباشد. (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۶، ص(۴۶۵

تحلیل أَعْطَیْناکآیهإِنﱠا”الْکَوْثَر ” از دیدگاه مفسران

چون جملهأَعْطَیْناکَإِنﱠا” …” در مقام منت نهادن بود، با سیاق متکلم مع الغیر (ما) آمد که بر عظمت دلالت میکند، و چون

منظور از آن خوشدل ساختن رسول خدا (ص) بود مطلب را با واژه اعطاء که ظاهر در تملیک است بیان داشت .و این جمله از

این دلالت خالی نیست که فرزندان فاطمه (ع) ذریه رسول خدا (ص) هستند، و این خود یکی از خبرهای غیبی قرآن کریم است، چون همانطور که میبینیم خدای تعالی بعد از درگذشت آن حضرت برکتی در نسل آن جناب قرار داد، به طوری که در همه عالم هیچ نسلی معادل آن دیده نمیشود، آن هم با آن همه بلاها که بر سر ذریه آن جناب آوردند و گروه گروه از ایشان را کشتند. و روایات هم بسیار زیاد رسیده که سوره مورد بحث در پاسخ کسی نازل شده که رسول خدا (ص) را به اجاق کوری زخم زبان زد