چکیده

ریشه عمده مشکلاتی که، در داخل هر کشور بروز می کند را می توان در مرزهاي آن جستجو نمود .اگر کنترل مطلوبی در مرزها شود نه تنها امنیت در مرز بلکه در تمام کشور حفظ خواهد شد .مرز ایران و آذربایجان به دلیل ویژگی هاي جغرافیایی و وضعیت خاص سیاسی، اقتصادي، اجتماعی و فرهنگی مرزنشینان، همواره از پر حادثه ترین مرزهاي مشترك ایران با کشورهاي همسایه بوده است .این منطقه به دلیل گستردگی براي گذر اشرار، قاچاق کالا و انسان و کاروان هاي مواد مخدر همواره مصائب و مشکلاتی براي مرزنشینان بوجود آورده است، درنتیجه عدم کنترل مرزهاي خود، ایران را وادار ساخته است سرمایه گذاري کلانی براي کنترل مرزهاي خود داشته باشند .هدف این تحقیق بررسی تاثیر کنترل مرز بر معیشت مرزنشینان استان اردبیل با کشور آذربایجان طی دهه اخیر است که با استفاده از دو روش اسنادي و میدانی انجام خواهد شد .در پایان به نقاط قوت و ضعف تاثیر کنترل بر مرزنشینان اشاره و راه کارهایی جهت ارتقاء وضعیت معیشتی آنان ارائه می گردد.

کلید واژگان :استان اردبیل، کنترل مرز، مرزنشینان، معیشت.

مقدمه:

مرزهاي سیاسی مهمترین عامل تشخیص و جدایی یک واحد متشکل سیاسی از واحدهاي دیگر است )میرحیدر؛ ۱۳۷۱: ۱۴۱)، خطوط مرزي همچنین نشان دهنده حد نهایی اعمال اراده سیاسی حکومت و سطح تماس فضایی دو نظام سیاسی همجوار می باشد )حافظ نیا؛ ۱۳۷۹: ۱۳۸۴).به عقیده پیتر تیلور مرز مفهومی از بیرون به درون است و خط مشخصی است که جدایی را نشان می دهد (۷۲ :۱۹۸۹؛ taylor).مارتین گلاسنر نیز اعتقاد دارد که مرز یک خط نیست بلکه یک سطح عمودي است؛ که از طریق فضا، خاك و زیر زمین، دولت هاي همسایه را برش می دهد .این سطح در روي زمین به صورت یک خط به نظر می رسد (۱۳۸۴:۲؛ Glassner)دریک جمع بندي کلی، مرز خط مشخصی است که جدا کننده دو واحد سیاسی از یکدیگر بوده و این خط به عنوان یک مانع عمل کرده و به صورت یک سطح در فضا و زیرزمین کشیده می شود )حافظ نیا؛ ۱۳۸۴: ۲).اندیشه کنترل مرز به شیوه هاي مختلف از جمله احداث دیوار به چندین سده قبل باز می گردد به طوري که در امپراتوري هاي چین و روم به منظور حفاظت امپراتوري از حملات اقوام وحشی اقدام به کشیدن دیوار می کردند .دیوار چین نمونه بارزي از کنترل مرز )به شیوه انسدادفیزیکی (به منظور حراست از سرزمین خود بوده است .با توجه به ویژگی هاي جغرافیایی و راهبردهاي کشور و با عنایت به نظام سیاسی، مدیریتی، شرایط مرزها، فضاهاي داخلی و محیط پیرامونی، همچنین با در نظر گرفتن تحولات جهانی و منطقه اي در رابطه با مدیریت و کنترل مرزي سه راهبرد اساسی )اخباري؛ ۱۳۸۸: ۴۳)قابل تدوین می باشد.

٩٦٦

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

۱)‐راهبرد تهدید محور :پایه و مبناي این راهبرد بر تهدیدزا بودن مرزها و مناطق مرزي استوار است و بر اساس این نگرش، شرایط و وضعیت به گونه اي است که تهدیدهاي بالقوه و بالفعلی که مرزها و مناطق مرزي را در بر می گیرد خیلی بیشتر از فرصت ها می باشد .یا اینکه وضعیت و موقعیت براي بهره مندي از فرصت هاي مرزي مناسب نمی باشد .بر مبناي این تفکر، چهار چوب و شاکله مدیریت و کنترل مرزي کشور، در قالب کنترل شدید و به شیوه هاي نظامی و امنیتی شکل می گیرد .در نتیجه مرزها و مناطق مرزي به عنوان مناطق نظامی و امنیتی تحت حفاظت شدید قرار گرفته و مدیریت آن اغلب در اختیار قواي نظامی و دستگاههاي امنیتی قرار می گیرد .

۲)‐راهبرد فرصت محور :تاکید اصلی راهبرد، بهره مندي حداکثري از فرصت ها و امکانات مرزي است که بر اساس آن سبب توسعه اقتصادي، اجتماعی، فرهنگی جامعه، بخصوص مناطق مرزي می شود که به تبع آن بسیاري از عوامل تهدید از بین می رود .طرفداران این راهبرد معتقدند شرایط، موقعیت جغرافیایی، ارتباطی و ژئوپلتیکی ایران به طور بالقّوه منابع و امکانات نامحدودي را در زمینه هاي مختلف اقتصادي، اجتماعی و حتی نظامی ‐ امنیتی در اختیار دارد که در صورت بهره مندي و به فعلیت رساندن آنها نه تنها مناطق مرزي بلکه محیطهاي داخلی نیز از این امکانات بهره مند گردیده، در نتیجه شرایط مناسبی براي تولید قدرت و افزایش اقتدار ملی و تحکیم جایگاه منطقه اي ایران در آسیاي جنوب غربی مهیا می گردد .

۳)‐راهبرد تلفیقی :نگرش این راهبرد به طور ترکیبی به مسایل مرز و مناطق مرزي بوده و جنبه هاي تهدید و فرصت را بطور همه جانبه در مدیریت مرزي مد نظر دارد .بر مبناي این راهبرد در عین حال که مرزها و مناطق مرزي داراي ظرفیت هاي مناسب جهت توسعه و تولید قدرت براي کشورها بوده، در کنار آن این مناطق را مصون از تهدید و آسیب هایی نمی داند که از جنبه هاي مختلف ممکن است ارزش هاي مادي، سرزمینی، و معنوي یک کشور و ملت را در مخاطره قرار دهد .بنابراین، این راهبرد براي اداره مرزها و مناطق مرزي ایده آل است و راه کارها و سیاست هاي مقابله با تهدیدها را در سرلوحه اجرایی خود قرار می دهد .همچنین زمینه و شرایط شکوفایی ظرفیت هاي موجود و چگونگی بهره مندي از این ظرفیت ها را جزء خط مشی اجرایی خود می داند .بر مبناي این راهبرد، بهترین شیوه براي مرزها و مناطق مرزي، راهبرد ترکیبی می باشد.

‐مدل هاي مدیریت مرزي :

بر اساس راهبردهاي مطروحه در زمینه کنترل مرزها و با عنایت به موقعیت مرزها و تحولات فضاي داخلی و محیط هاي بیرونی سه نوع مدل مدیریتی براي مرزها و مناطق مرزي کشور قابل طرح می باشد.

۱‐مدل مدیریتی نظامی – انتظامی :در این مدل با توجه به نگرش راهبردي به مرزها، بیشتر کنترل و اداره مرزها و مناطق مرزي در اختیار دستگاههاي نظامی و انتظامی قرار می گیرد .این نوع مدیریت زمانی براي کنترل مرزها و اداره آن ارجحیت می یابد که فضاي تهدید چه در محیط هاي پیرامونی و چه در فضاي داخلی نسبت به مرزها در کشور حاکم گردد و کنترل ها و راهکارهاي معمولی جوابگوي تهدیدهاي بالفعل و بالقوه نباشد .در آن صورت کنترل و انسداد کامل مرزها به عنوان راهبرد جاري کشور قلمداد می شود که از دو شیوه سنتی و مدرن به شرح زیر استفاده می شود :

الف -(راهکارهاي سنتی انسداد مرزي :حفرکانال، انسداد دهانه هاي مرزي، نصب سیم خاردار، ایجاد خاکریز، ایجاد دیواره هاي بتون آرمه، ایجاد پاسگاهها و برجک هاي مرزي، احداث راههاي مرزي، تقویت نیروهاي مرزبانی و مرزداري، تشکیل هنگهاي مرزي و طرح منطقه ممنوعه در حاشیه مرزها.

ب -(راهکارهاي مدرن انسداد مرزي :استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی و فناوري اطلاعات، استفاده از سنجنده هاي فضایی در تهیه اطلاعات مرزي )تصاویر و(…، استفاده از سنجنده هاي زمینی مانند رادارهاي زمینی و استراق سمع، شنودهاي رادیویی، دیده بانی از طریق سنجنده هاي فضایی و وسایل الکترونیکی، گزارشات کارشناسانه و پیش بینی هاي فنی، سیستم هاي تشخیص هویت بیو متریک )اخباري؛.(۱۳۸۸: ۴۵

٩٦٧

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

۲‐مدل مدیریت کارکردي و توسعه گرا :این مدل، بر محور توسعه مناطق مرزي، پویایی و شکوفایی کارکردهاي مرزها متمرکز می باشد .طبق این نگرش، زمینه هاي بحران و تهدید را می توان با بهره مندي از کارکردهاي موجود، کاهش داد یا از بین برد .بنابراین دستگاه ها و وزارتخانه هایی که در امور مرز و مدیریت آن دخیل و فعال هستند می توانند در زمینه هاي مختلف توسعه و عمران این مناطق داراي نقش باشند .علاوه بر این، استفاده از اهالی مناطق مرزي و مشارکت دادن آنها در برنامه هاي اجرایی، یکی از ارکان مدیریتی می باشد .

۳‐مدل مدیریتی همه جانبه گرا :موقعیت و وضعیت ویژه کشور، حساسیت ها، پیچیدگی هاي مرزها و مناطق مرزي از یک طرف و تحولات جهانی و منطقه اي در ابعاد سیاسی، اقتصادي، دفاعی و امنیتی از طرف دیگر ایجاب می کند که از نگرش تک بعدي به مرزها پرهیز شود و در مدیریت و اداره آن تمامی زوایا و زمینه ها مد نظر قرار گیرد .
خصوصیات و ویژگی هاي مرز مشترك ایران با کشورهاي همجوار باعث بروز مشکلات فراوان و متنوعی شده است که یکی از راه حل ها و طرح هاي ارائه شده، اقدامات تأمین نظامی و انتظامی به منظور کنترل مرزها می باشد .با کنترل و حفظ مرز و برقراري امنیت در مرزهاي خود نه تنها تمامیت ارضی بلکه از فرهنگ و معتقدات خود در چارچوب سرزمینی حفاظت و حراست می شود و کنترل مرزها به لحاظ این که هویت، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی را تحکیم و حفظ می کنند حائز اهمیت است

)بلندیان؛ ۱۳۷۴: ۲۸). “امنیت و معیشت “دو مفهوم اصلی اندیشه هاي سیاسی را در فرهنگ ایرانی ─ اسلامی تشکیل می دهد، محدوده هایی که

حتی با تغییر و دگرگونی جوامع انسانی از موضوعیت برخوردار بوده و همچنان در سرلوحه کنش هاي اجرایی سیاست مداران و اندیشمندان امور سیاسی قرار دارد .تردیدي نیست که نهادینه کردن فرآیند معیشتی و امنیتی در جامعه از لایه هاي برنامه ریزي، دستورات اجرایی و پشتوانه فکري می گذرد و هر کدام از این مفاهیم تکیه بر مصادیق عینی که دارند داراي کارایی و ارزش علمی هستند .تنظیم معیشت و دستیابی به حداقلی از رفاه اقتصادي، آگاهی از منابع طبیعی، توزیع برابر فرصت هاي شغلی و ایجاد راهکارهایی براي تجارت و بازرگانی را می طلبد تا در زیر مجموعه هاي این مراکز و نهادها، خوشبختی و امنیت مادي در سطوح مختلف جامعه تأمین شود.