کنترل و مدیریت پروژه عمرانی

مديريت ، برنامه ريزی و کنترل پروژه :
تعريف پروژه و اهميت مديريت آن
با توجه به روند رو به توسعه گسترش صنايع درکشورو افزايش تدريجی طرحهای عمرانی جديد و پروژه های صنعتی وعمرانی مختلف، برنامه ريزی و مديريت پروژه صحيح در اين بخشها ضروری است .
به طور کلی می توان پروژه را به صورت مجموعه ای از عمليات پيچيده ، غير تکراری ومرتبط با يکديگر تعريف کرد که زير نظر يک مديريت و سازمان اجرايی مشخص برای تامين اهداف معين و در چارچوب برنامه زمانی و بودجه از پيش تعيين شده ای اجرا می گردد.
مديريت پروژه فرآيندی است که بايد طی آن پروژه در دوره حيات خويش از آسانترين و با صرفه ترين راه به نتيجه مطلوب دست يابد . فرايند مديريت پروژه از سه بخش عمده تشکيل يافته که عبارتند از : برنامه ريزی ، اجرا و نظارت .
سيستم برنامه ريزی و کنترل پروژه
موفقيت اجرای پروژه های بزرگ صنعتی و عمرانی نياز به رويکردی سيستماتيک در برنامه ريزی و کنترل نحوه اجراء فعاليتها از نظر زمان اجراء و هزينه دارد .
کار اصلی سيستم برنامه ريزی و کنترل پروژه عبارت از تهيه ، گردآوری ، ثبت و نگهداری اطلاعات مراحل مختلف دوره زندگی پروژه و پردازش ، طبقه ندی و تحليل آنها و تهيه گزارشات لازم برای مدير پروژه است .
هدف اين سيستم ، هدايت پروژه بر طبق زمانبندی و بودجه تعيين شده و تامين اهداف و محصولات نهائی پروژه و ذخيره اطلاعات حاصله جهت استفاده در پروژه های بعدی می باشد .
اين سيستم بايد مدير پروژه را در بهينه کردن سه عامل زمان ، هزينه و کيفيت در اجرای پروژه ياری نمايد .
يک سيستم برنامه ريزی و کنترل پروژه خوب بايد دارای تواناييها و قابليتهای زير باشد :
• تعيين تاريخ اتمام پروژه در مرحله برنامه ريزی و زمانبندی اوليه .
• تعيين ساختار شکست کار ( WBS ) جهت اجراء صحيح و عدم تداخل فعاليته و منابع آنها.
• ارائه راه حل با صرفه جهت جبران تاخيرات در اجراء برخی فعاليتهای پروژه در زمان اجراء.
• ارائه راه حل با صرفه جهت تسريع مدت اجراء پروژه در صورت تغيير در شرايط اقتصادی و اجتماعی در کشور يا سازمان مولد پروژه و تغيير اولويتهای پروژه و نياز به اجراء سريعتر آن .
• زمانبندی و برنامه ريزی در جهت استفاده از نيروی انسانی ، ماشين آلات و تجهيزات و بطور کلی منابع مصرف مجدددر جهت استفاده مطلوب ازآنها و گريز از بروز تنگنا و محدوديت در اين زمينه .
• چگونگی توزيع مواد و بطور کلی منابع غير مصرف مجدد ميان پروژه ها و فعاليتهای مختلف آنها .
• زمانبندی سفارشات خريد مواد ، مصالح ، ماشين آلات و تجهيزات جهت کاهش هزينه های انبارداری و ضايعات و همچنين زيانهای ناشی از راکد ماندن منابع مالی پروژه .
• تعيين ميزان نقدينگی پروژه درهرواحدزمانی جهت پرداخت به موقع صورتحسابها و پيش پرداختها.
• ثبت و تجزيه و تحليل نتايج حاصله در مواقع لزوم تغيير در برنامه ريزی پروژه و نگهداری جهت استفاده در پرژوه های آتی و جلوگيری از بروز مشکلات مشابه .
مراحل برنامه ريزی و کنترل پروژه
۱ – مرحله برنامه ريزی
برنامه ريزی پروژه شامل کارهايی است که با انجام آنها می توان فعاليتهای پروژه و روابط ميان آنها را شناخت و مدت ، منابع مورد نياز و هزينه اجرای آنها را براساس معيارهای موجود در سازمان مولد پروژه برآورد نمود .
مراحل مختلف برنامه ريزی را می توان به گامهای زير تقسيم بندی نمود :
گام اول : تحليل پروژه ، شناخت فعاليتها و روابط آنها ، تهيه ساختار شکست کار ( WBS )
گام دوم : برآورد مدت منابع مورد نياز و هزينه اجرای هريک از فعاليتهای پروژه .
گام سوم : زمانبندی پروژه،برنامه ريزی منابع،بررسی رابطه زمان وهزينه ( Cost-Time Trade–Off ) و بررسی مسائل و مشکلات احتمالی و قابل انتظار ( Contingencies Problems ) .
گام اول : تحليل پروژه ، شناخت فعاليتها و روابط آنها ، تهيه ساختار شکست کار ( WBS ) .
1. مشخص کردن فاز بندی اجرايی پروژه براساس سازمادهی اجراء فعاليتهای آن و تعيين فعاليتهای عمده هريک از فازهای پروژه يا به عبارت ديگر تقسيم پروژه به زير پروژه های آن .
۲٫ شکستن هر زير پروژه به جزييات آن و تعيين کليه فعاليتهای پروژه براساس نحوه اجرای آن
۳٫ طراحی ساختار شکست کار ( WBS ) به صورت منظم و سيستماتيک با روش از بالا به پايين (TOP – DOWN ) که با توجه به نوع ، شکل سازماندهی و وسعت پروژه می تواند براساس فازهای اجراء پروژه ، کارهای عمده پروژه ، محصول نهائی و اجزای آن ، واحدهای سهيم در اجرای پروژه و يا ترکيبی از آنها انجام گيرد .
۴٫ تعيين تمام وقايع و رخدادهای اجرايی پروژه ( Milestones ) جهت تسهيل در کنترل های بعدی و تاکيد بر پايان بعضی از فعاليتهای حياتی در زمان معين .
۵٫ شناخت و تعريف روابط تقدم و تاخر بين فعاليتها بطور صحيح و واقعی .
گام دوم : برآورد مدت ، منابع مورد و هزينه اجرای هر يک از فعاليتهای پروژه .
۱٫ برآورد و تخمين مدت اجرای هر يک از فعاليتهای تعيين شده در گام اول با توجه به نظريات کارشناسان اجرايی و تجربيات قبلی در زمينه اجرای پروژه های مشابه .
۲٫ ترسيم شبکه پروژه با استفاده از روش CPM ( Critical Path Method ) و بهره گيری از برنامه های نرم افزاری تخصصی در امر برنامه ريزی و کنترل پروژه .
۳٫ برآورد منابع انسانی ، تجهيزات و ماشين آلات مورد نياز جهت اجرای هر يک از فعاليتهای پروژه .
۴٫ برآورد مواد و مصالح مورد نياز جهت اجرای پروژه .
۵٫ تعيين و شناخت منابع موجود و قابل دسترس و امکان بکارگيری آنها .
۶٫ برآورد هزينه اجرائی هر يک از فعاليتها با توجه به هزينه های ثابت و متغير آنها .
۷٫ تجزيه و تحليل هزينه های پروژه و مقايسه نتايج حاصله با بودجه تعيين شده برای اجرای پروژه توسط سازمان مولد پروژه .
گام سوم : زمانبندی پروژه ، برنامه ريزی منابع ، بررسی رابطه زمان و هزينه و بررسی مشکلات احتمالی.
۱٫ آناليززمانی شبکه، تعيين مسيربحرانی و شناسايی فعاليتهايی که شناوری آنهاکم است(فعاليتهای بحرانی ) .
۲٫ تخصيص منابع موجود به فعاليتهای پروژه با توجه به محدوديتهای موجود منابع .
۳٫ آناليز منابع پروژه و تغيير در برنامه زمانبندی اوليه با توجه به محدوديت منابع در دسترس .
۴٫ تسطيح منابع در صورت لزوم و تغيير در برنامه زمانبندی اوليه با توجه به تسطيح انجام شده .
۵٫ تجزيه و تحليل رابطه زمان وهزينه ( Cost-Time Trade–Off ) و زمانبندی پروژه با حداقل هزينه با استفاده از روشهای موجود و جديد ارائه شده در اين زمينه .
۶٫ بررسی شرايط نامناسب جوی و ساير مشکلات قابل پيش بينی که بر نحوه و زمان اجراء فعاليـتهای پروژه تاثير گذار می باشند .
مرحله نظارت و اجرا
به ندرت اتفاق می افتد که در پروژه ای تمام فعاليتها از زودترين تاريخ شروع خود اجرا يا در ديرترين تاريخ خاتمه خود به پايان برسند يا مدت و هزينه واقعی اجرای آنها با مدت و هزينه پيش بينی شده برابر باشد.همچنين در مراحل مختلف اجرای يک پروژه ممکن است فعاليتهايی به پروژه افزوده و يا فعاليتهايی ازآن کاسته شود . بنابراين کنترل و نظارت يک مرحله اساسی در مديريت پروژه محسوب ميگردد و به هنگام نمودن برنامه زمانبندی در پرودهای معين می تواند باعث بالا رفتن کيفيت نحوه انجام فعاليتهاگرديده و از تاخيرهای احتمالی جلوگيری نمايد . به هنگام نمودن ( Up Date ) پروژه به معنی به هنگام کردن فعاليـتهای پروژه و روابط ميان آنها ، به هنگام کردن اطلاعات زمانی فعاليتها ، به هنگام کردن اطلاعات هزطنه و منابع اجرايی فعاليتها می باشد . در مرحله نظارت و کنترل وضعيت کنونی پروژه در پريود زمانی تعيين شده و ميزان انحرافات از برنامه زمانبندی مورد بررسی و تجزيه و تحليل قرار گرفته و راهکارهايی جهت انجام پروژه حتی المقدور در تاريخ پايان پيش بينی شده آن و يا حداقل نزديک به زمان مورد انتظار با کمترين مقدار افزايش هزينه ارائه می گردد .
در اين مرحله گزارشاتی از قبيل زمانبندی به هنگام شده ، منحنی های تحليل هزينه ، هيستوگرام های مربوط به هزينه های مربوط به هزينه های مصرف شده و منابع مورد نياز پروژه و نمودارهای پيشرفت تهيه ميشوند . که اين گزارشات و تحليل های آن به مدير پروژه کمک می کند تا بتواند صحيح و به موقع تصميم گيری نمايد .
۳ – تجزيه و تحليل ، ارزشيابی و ذخيره سازی اطلاعات پروژه
برنامه ريزی و کنترل پروژه وقتی می تواند موثر و مفيد بوده و عمليات اجرائی آنرا تسهيل نمايد که بصورت نظام گرا و با نگرش سيستمی اجرا گردد . يکی از تواناييهای سيستم ثبت و تجزيه و تحليل نتايج حاصله از اجرای پروژه و تاثير آن بر روند پيشرفت پروژه می باشد . کنترل پروژه علاوه بر اينکه نحوه پيشرفت مالی پروژه را مورد بررسی قرار می دهد در مقاطعی که مشکلاتی از قبيل افزايش بی مورد هزينه های اجرائی ، کمبود منابع و مواد مورد نياز ، عدم اجراء فعاليتهای کليدی پروژه در تاريخ تعيين شده و … بروز نمايد ، مدير پروژه را در تشخيص راه حل مشکل ياری می نمايد .
راه حل مشکل در بسياری از مواقع می تواند باعث زمانبندی و برنامه ريزی مجدد پروژه شود .
ايجاد يک بانک اطلاعاتی و سيستم پشتيبان تصميم در مرحله ارزشيابی پروژه می تواند بسيار مفيد واقع شود. اين سيستم بايد شامل موارد زير باشد :
• سيستم تدارکات و کنترل موجودی برای مواد مورد نياز پروژه .
• سيستم بودجه بندی و مالی پروژه .
• سيستم بايگانی فنی اسناد و مدارک پروژه .
• سيستم مقايسات کيفی و تهيه و تاييد صورت وضعيت ها .
• سيستم اطلاعاتی انبار جهت کنترل صحيح و کاهش هزينه ها .
• سيستم ذخيره و تجزيه و تحليل اطلاعات حاصله در مرحله کنترل پروژه .
اگر پروژه را بصورت يک سيستم در نظر بگيريم که علاوه بر داده ، ستاده و پردازش شامل بازخورها (Feedback) نيز می باشد ، در مرحله کنترل اين بازخورها پس از بررسی و ذخيره سازی می توانند به عنوان اطلاعاتی ارزشمند در جهت تسهيل برنامه ريزی و اجراء پروژه های بعدی و راهبری سيستم برنامه ريزی و کنترل پروژه در چرخه حيات آن مفيد و موثر واقع شوند .
مراحل اجرايی فعاليتهای مربوط به برنامه ريزی و کنترل پروژه
۱ – برنامه ريزی پروژه
۱- ۱ – دريافت اطلاعات و داده های مورد نياز در امر برنامه ريزی و کنترل پروژه از کارفرما شامل :
• اهداف ، سياستها و خط مشی های کارفرما .
• اطلاعات کامل در مورد وضعيت موجود واحد اجرايی پروژه .
• نسخه ای از قرارداد فيمابين کارفرما و پيمانکاران .
• نقشه های اصل و نقشه های مهندسی .
• اطلاعات لازم دررابطه با وضعيت سفارش درراه بودجه مصوب سالانه ازقسمتهای ذيرربط کارفرما
۱ – ۲ – طراحی و ارسال نظام جمع آوری و گردش اطلاعات در امر برنامه ريزی و کنترل پروژه شامل :
• نمودارهای گردش اطلاعات .
• فرمت فرمهای ثبت اطلاعات و تعداد نسخ هر فرم .
• دستورالعمل استفاده از هر فرم .
۱ – ۳ – شناسايی نرم افزارهی موجود کنترل پروژه و انتخاب نرم افزار مناسب .
۱ – ۴ – تعيين تمام وقايع و رخدادهای اجرايی پروژه ( Milestones ) .
1 – ۵ – مشخص نمودن فاز بندی اجرای پروژه .
۱ – ۶ – شکستن هر فاز به جزييات و طراحی و ارسال WBS پروژه .
۱ – ۷ – طراحی و ارسال برنامه زمانبندی جامع پروژه که منعکس کننده منطق اجرايی پروژه ، اولويتها و سياستهای مديريت پروژه و رخدادهای اجرائی پروژه می باشد .
۱ – ۸ – دريافت برنامه زمانبندی اجرای فعاليتهای هر پيمانکار به همراه اطلاعات منابع و نيروی انسانی به تفکيک هر فعاليت .
۱ – ۹ – طراحی و ارسال برنامه زمانبندی تفصيلی پروژه ، منعکس کننده کليه فعاليتهای اجرايی پروژه از آغاز تا پايان به همراه برآورد منابع لازم برای اجرای هر فعاليت شامل موارد زير :
• معرفی فعاليت .
• تعريف روابط تقدم و تاخر فعاليت ها.
• زمان پيش بينی شده برای اجرای فعاليت .
• منابع ونيروی انسانی مورد نياز جهت اجرای هر فعاليت .
• شبکه زمانی پروژه که بوسيله کامپيوتر پردازش گرديده است .
• آناليز زمانی شبکه ، تعيين مسير بحرانی و شناسايی فعاليتهای بحرانی .
• تسطيح منابع در صورت لزوم .
• انواع جداول هيستوگرام لازم در جهت معرفی پروژه .
۱ – ۱۰ – تعيين و توافق برروی پريودهای کنترل پروژه .
۲ – کنترل پيشرفت فعاليتها
۲ – ۱ – دريافت گزارشات دورهای پيشرفت فعاليتهای اجرايی پروژه ازمشاوران اجراوپيمانکاران مربوطه.
۲ – ۲ – انجام بازديدهای موردی از نحوه پيشرفت اجرايی و اعمال کنترلهای لازم .
۲ – ۳ – دريافت اطلاعات مربوط به وضعيت خريد ، سفارشات و دريافت مواد و تجهيزات پروژه از بخشهای مربوطه در سازمان کارفرما به صورت دوره ای .
۲ – ۴ – دريافت صورت وضعيت مصوب هر پيمانکار .
۲ – ۵ – انتقال اطلاعات پيشرفت اجرای هر فعاليت به کامپيوتر جهت پردازش و با استفاده از نرم افزار تخصصی برنامه ريزی و کنترل پروژه .
۲ – ۶ – تهيه گزارشات دوره ای از پيشرفت اجرای پروژه ، مصرف منابع و هزينه ها در مقايسه با برنامه زمانبندی اوليه درقالب انواع مختلف جداول هيستوگرام ونمودارهای ميله ای وS–Curves(گزارش تحليلی).
۲ – ۷ – ارسال گزارشات تحليلی مورد نياز کارفرما .
۲ – ۸ – تهيه گزارش وضعيت سفارشات درراه و اعلام عواقب تاخيرات احتمالی اين مسئله دراجرای پروژه.
۲ – ۹ – بهنگام نمودن زمانبندی تفصيلی، برنامه زمانبندی جامع ،WBS ووقايع کليدی پروژه درمواردزير:
• تغيير در سياست و استراتژی کارفرما در اجرای پروژه .
• تاخير در اجرای فعاليتهای دارای شناوری کم که موجب افزايش زمان اجراء پروژه می گردد .
• ايجاد تغييرات در تاريخ وقايع کليدی .
۲ – ۱۰ – ارسال برنامه زمانی بهنگام شده تفصيلی پروژه به همراه ساير اطلاعات لازم و پيشنهادات مشاور برنامه ريزی و کنترل پروژه جهت ممانعت از بروز تاخيرات و بررسی و تصويب آن تصويب آن توسط کارفرما .

طراحی سیستم های اطلاعاتی و مدیریتی
اگر ابريشم و ادويه كالاي اعصار گذشته و نفت راكالاي قرن بيستم بناميم، قطعاً مي‌توان اطلاعات را كالاي قرن حاضر ناميد. كالايي كه انتخاب تكنولوژي، جاده‌هاي بس سهل الوصول را برايش آماده ساخته است. اطلاعات و تكنولوژي در يك چرخه رو به رشد يكديگر را با اثر متقابل ارتقاء مي‌دهند، و هر يك به رشد ديگري كمك مي‌كند. ولي در اين ميان سيستمهايي كه حجم عظيم اطلاعات را سامان داده، آنها را در قالبهاي تكنولوژي جاي دهد، و امكان استفاده موثر از آنها را پديد آورد، نقشي بسزا برعهده دارند.بهترين راه رسيدن به اين دستاورد مهم استقرار سيستمهاي اطلاعاتي مناسب است.
هر چند در قياس با روند رشد سرسام آور تكنولوژي و اطلاعات، در ابتدا سيستمهاي اطلاعاتي و علوم مرتبط با آن از چنين رشدي برخوردار نبوده ، ولي در سالهاي اخير اين علوم با شيبي فزاينده به چرخه سه گانه اطلاعات، “تكنولوژي” و “سيستمهاي اطلاعاتي” پيوسته است.
روند رشد متدولوژيهاي توسعه سيستم به صورت روزافزوني ادامه دارد، امروزه با توجه به پيچيدگي و بزرگي سيستمها، نمي‌توان بدون كمك متدولوژي مناسب به آناليز، طراحي و اجراي سيستمهاي بزرگ، پيچيده و كارآمد اميدوار بود. متاسفانه در كشور ما كمتر به اين مقولات توجه شده است، و هر چند حضور سيستمهاي اطلاعاتي در موسسات و سازمانها ملموس است، ولي برخورد اصولي با فرايند اناليز، طراحي و اجراي چنين سيستمهايي كمتر به چشم مي‌خورد. چنين فقداني علاوه بر اتلاف سرمايه‌ها، جوي بدبينانه نسبت به اصل وجودي اينگونه سيستمها پديد مي‌آورد.
چرخه تكاملي سيستم، فرآيندي است كه از طريق آن تحليلگران، طراحان، برنامه نويسان، مسئولان و مديران يك موسسه مشتركاً سيستمهاي اطلاعاتي را بنا مي‌نهند. همچنين وسيله‌اي است كه مديران پروژه را قادر مي‌سازد كه روند پيشرفت فعاليتها و مراحل مختلف پروژه، و عملكرد گروههاي درگيررا مطالعه ارزيابي و كنترل نمايند.
حال با توجه به ايجاد سيستم‌هاي اطلاعاتي و اهميت آن، درخواست از طرف استفاده كنندگان سيستم كه به فعاليتهاي موسسه نزديكتر هستند و با مسائل، مشكلات و نارسائيهاي سيستم آشنايي بيشتري دارند، داده مي‌شود. تحليلگران يك موسسه كه در واحدهايي مانند سيستمها و روشها، خدمات سيستمها و نظاير آن كار مي‌كنند و معمولاً به دنبال روشهايي بهتر براي سيستمهاي جاري موسسه هستند، نيز از درخواست كنندگان پروژه‌هاي طراحي سيستم ميباشند. علاوه بر آن، برنامه ريزيهاي بلند و ميان مدتي كه موسسه يا سازمان براي بهبود كلي سيستمهاي موجود خود دارد، مي‌تواند منشاء درخواست سيستمهاي جديد باشد.
معمولاً عامل ايجاد چنين درخواستهايي وجود يك مسئله، تن دادن به يك اجبار و الزام قانوني، يا به دست آوردن امكان بهتر براي پاسخگويي و جذب مشتري بيشتر است، مثلاً طولاني بودن عمليات رسيدگي به سفارش مشتريان و وقت گير بودن آن يك مسئله است. تهيه گزارشهاي مالي يا نگهداري سوابق خاص از طرف يك موسسه براي پاسخگويي به مراجع دولتي (مانند اداره مالياتها، بازرسان قانوني و…)، يك الزام قانوني است. و سرانجام گذاشتن يك سيستم كارت نقدي در بانك كه مشتري بتواند در هر ساعت شبانه روز كه به پول نياز دارد با وارد كردن شماره رمز كارت نقدي به ماشين، از آن پول دريافت كند، مسلماً مي‌تواند يك فرصت و امكان جذب مشتري بيشتر باشد.
اغلب مسائل و فرصتهاي زيادي وجود دارد كه هر يك مي‌تواند منشاء ايجاد يك سيستم اطلاعاتي جديد قرار گيرد، كه از آن جمله مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
– نياز به بهبود عملكردها
– نياز به تسهيل كنترل اطلاعات (يا داده‌ها)
– نياز به صرفه جويي بيشتر يا كنترل هزينه
– نياز به كنترل و امنيت اطلاعات
– نياز به بهبود كارايي افراد يا ماشينها
– نياز به بهبود خدمات ارائه شده به مشتريان، شركاء، كاركنان و نظاير آنها
براي انجام صحيح يك پروژه و با توجه به ماهيت پروژه بايستي فعاليتهاي فراوان و متنوعي را انجام داد. تعدد و تنوع فعاليتها نياز به سيستمي جهت كنترل و يكپارچه سازي فعاليتهاي كنترلي و مديريتي را كاملاً محسوس مي‌نمايد، بدين ترتيب فعاليتهايي كه ظاهراً با هم موارد مشتركي را از نظر اجرايي ندارند با قرار گرفتن در چارچوب اين سيستم كاملاً مرتبط با هم خواهند شد و اثرات متقابل آنها با يكديگر را مي‌توان مطالعه نموده و مسائل آنها را حل و فصل نمود. بنابراين سيستمي كه انجام اين عمليات را به عهده گيرد بايستي با وجود تنوع زير سيستمهاي آن از يكپارچگي كامل برخوردار باشد. بر اين اساس مي‌توان سيستمهاي اطلاعاتي و سطوح مختلف مرتبط با آن را بصورت زير نمايش داد.

۱- سيستم پردازش تراكنشها (TPS)
تراكنشها وقايعي هستند كه در اثر انجام عمليات و فعاليتهاي يك موسسه صورت مي‌پذيرند. مثلا وقتي موسسه كالايي به مشتري بصورت غيرنقدي مي‌فروشد، داده‌هاي مربوط به مشتري، انبار، محصولي كه بايد به مشتري تحويل شود، فروشنده و نظاير آن بايد جمع‌آوري و پردازش شود. از طرفي اين مسئله باعث ايجاد تراكنشهاي ديگري از قبيل بررسي اعتبار مشتري، صدور صورتحساب، تغيير در موجوديها و نظاير آن مي‌شود.
سيستم پردازش تراكنشها، سيستمي است كه جمع آوري و پردازش اين تراكنشها را برعهده دارد و در نتيجه اطلاعاتي توليد مي‌شود كه براي مديريت سازمان مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

۲- سيستم اطلاعات مديريت (MIS)
داده‌هايي كه توسط سيستم پردازش تراكنشها پردازش مي‌شود در قالب اطلاعاتي در اختيار مديران سازمان قرار مي‌گيرد تا اين مديران را در انجام وظايف مربوطه و روزمره ياري نمايد. اطلاعاتي را كه MIS ايجاد مي‌نمايد مورد استفاده كليه سطوح مديريتي قرار مي‌گيرد.

۳- سيستم پشتيبان تصميم گيري (DSS)
اين سيستم به گونه‌اي طراحي مي‌گردد كه مكمل سيستم اطلاعات مديريت باشد يعني مديران را در تصميم گيري‌هاي استراتژيك و مهم ياري نمايد. اين سيستم از مدلهاي تصميم‌گيري و پايگاه خاص، براي تهيه اطلاعات استفاده مي‌نمايد.
۴- سيستم اطلاعاتي اجرايي (EIS)
با توجه به اينكه مديريت سطوح بالا اطلاعاتي براي برنامه ريزي استراتژيك و كنترل كلي موسسه نياز دارد، اين سيستم طوري طراحي مي‌شود كه مديريت سازمان بتواند با سرعت و به سادگي اطلاعات مورد نياز را بدست آورد.

متدولوژي‌هاي رايج در طراحي سيستم‌هاي اطلاعاتي
تعاريف مختلفي از متدولوژي وجود دارد. بدليل جديد بودن علم طراحي سيستم‌هاي اطلاعاتي هنوز تعريف يكسان و يكدستي در زبان تخصصي اين دانش بوجود نيامده است. اما بطور كلي اگر روش (Method) را در ادبيات دانش طراحي سيستم‌هاي اطلاعاتي يك روال مرتب و سامانمند براي انجام يك عمل تعريف نمائيم، متدولوژي عبارت خواهد بود از مجموعه‌اي منسجم از روشها كه بر مبناي مجموعه‌اي از اصول پايه وقواعدي كه براي كاربرد آنها بنا شده‌اند.
در واقع متدولوژي‌ها، راه رسيدن به هدف ايجاد و استقرار سيستم اطلاعاتي در چارچوب Vision سازمان را از طريق معرفي ابزارها و استانداردهاي خاص در مراحل مختلف زيستچرخ توسعه سيستم‌ها (System Development life Cycle(SDLC)) تعيين مي‌نمايند.
متدولوژيهايي كه براي توسعه يك سيستم اطلاعاتي يا بخشي از يك سيستم انتخاب مي‌شوند در سه مشخصه با يكديگر تفاوت دارند:
الف) الگوي مفهومي يا رويكرد (Approach): هر متدولوژي مي‌كوشد سيستم مورد مطالعه را به گونه‌اي مدلسازي نمايد. اينكه هر سيستم از چه زاويه‌اي مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد، در متدولوژي‌هاي مختلف با يكديگر تفاوت دارد.
ب) متدولوژي‌ها در نحوه تقسيم‌بندي زيستچرخ طراحي سيستم با يكديگر تفاوت دارند.
ج) هر متدولوژي از مجموعه‌اي از روشها، فنون و ابزارهاي ويژه كه بسياري از آنها مي‌توانند در متدولوژي‌ها مختلف مشترك باشند، استفاده مي‌كنند. ابزارهايي مانندERD،Data Dictionary، DFD

در واقع متدولوژي انتخابي مي‌بايست به سئوالات زير پاسخ دهد:
– چگونه پروژه بايد به مراحل فرعي تجزيه گردد؟
– درهر مرحله از چرخه حيات سيستم چه اقداماتي بايد انجام شود؟
– چه خروجي‌هايي بايد توليد شود؟
– از چه ابزارهايي بايد استفاده شود؟
– در چه زماني و تحت چه شرايطي بايد وظايف مربوط به طراحي سيستم انجام شوند؟
– محدوده پروژه چگونه تعيين گردد و چه كساني در پروژه درگير شوند؟

در جهت استقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي در يك سازمان متدلوژي‌هاي فراواني ابداع گرديده است كه در جهات مختلفي با يكديگر شباهت دارند. بدليل طيف گسترده متدولوژي‌هاي ابداع شده تسلط بر همگي آنها و استفاده از آنها در نيل به هدف استقرار سيستم امري محال مي‌باشد اما با توجه به شرايط سازمان مورد مطالعه، گستردگي، بزرگي و پيچيدگي تبادلات اطلاعاتي درون سازماني و نگرش مديران سازمان مورد بحث مي توان ازيك يا تعداد محدودي از متدولوژي ها بصورت مناسب استفاده نمود.
بطور كلي متدولوژي‌هاي رايج در زمينه طراحي سيستم‌ها را مي‌توان در سه طيف عمده خلاصه نمود:
الف) متدولوژي‌هاي سنتي: در اين متدولوژي‌ها، به سيستم‌هاي اطلاعاتي به عنوان موضوعاتي براي تبديل به برنامه‌هاي كامپيوتري نگريسته مي‌شود. هر سيستم بصورت مستقل و به عنوان مجموعه‌اي از فرآيندهاي تبديل ورودي به خروجي مدلسازي مي‌شود. در اين روشها، حوزه‌هايي مانند برنامه‌ريزي سازماني، مديريت استراتژيك و منابع اطلاعاتي مورد غفلت قرار مي‌گيرند. اين روشها براي مكانيزه كردن سيستم‌هاي عملياتي منفرد (TPS) كارايي لازم را دارند اما به سختي مي‌توان با استفاده از آنها سيستم‌هاي جامع يكپارچه سازماني را طراحي و پياده كرد.
ب) متدولوژي‌هاي سازمان نگر: اين متدولوژي‌ها به اطلاعات به عنوان منابع سازماني برخورد مي‌كنند. هر سازماني براي مديريت منابع خود بايد داراي يك استراتژي سازماني مدون باشد. اين متدولوژي‌ها بر تدوين يك استراتژي اطلاعاتي سازماني، قبل از توسعه سيستم‌هاي خاص كاربردي تاكيد دارند.
ج) متدولوژي‌هاي شي گرا: در اين متدولوژي‌ها تمايز سنتي بين داده‌ها و فرآيند از بين رفته و سيستم‌ها به عنوان مجموعه‌اي از اشيا كه حاوي اطلاعات بوده و در درون خود تبادل اطلاعاتي دارند، مدلسازي مي‌شوند.
متدولوژي‌هاي متداول در زمينه طراحي سيستم‌هاي اطلاعاتي را از جهتي ديگر مي‌توان به سه دسته زير تقسيم بندي نمود:
الف) متدولوژي‌هاي ساختيافته: رايج‌ترين متدولوژي مورد استفاده در توسعه سيستم‌هاي اطلاعاتي متدولوژي (SSADM) يا متدولوژي ساختيافته مي‌باشد. اين متدولوژي با ديدگاه Top-down در واقع با ايجاد تغييراتي در متدولوژي‌هاي سنتي طراحي سيستم، روشي منظم، قابل فهم و استاندارد شده در زمينه طراحي سيستم را ارائه مي‌دهند. نقطه قوت اين متدولوژي تاكيد آن براستراتژي سازماني، سادگي و استاندارد سازي مراحل مختلف چرخه حيات طراحي سيستم و نقطه ضعف آن دوره نسبتاً طولاني پاسخگويي آن مي‌باشد. در هر صورت اين متدولوژي در حال حاضر به صورت استانداردي در جهت طراحي سيستم‌هاي اطلاعاتي درآمده است.
ب) متدولوژي Proto typing: پروتوتايپينگ به معني تكامل تدريجي يك محصول مي‌باشد به طوري كه محصول اوليه توليد شده خود در واقع محصول نهايي است كه درطول زمان به تدريج تكميل مي گردد. نقطه قوت آن سرعت استقرار سيستم اطلاعاتي و نقطه ضعف آن دوباره كاري‌هاي فراوان و اشكالات زياد ايجاد شده در سيستم است كه بايد به مرور زمان مرتفع گردند.
ج) متدولوژي شي گرا (object-oriented): جديدترين متدولوژي‌هاي طراحي سيستم‌هاي اطلاعاتي متدولوژي‌هاي شي گرا مي‌باشند. اين متدولوژي‌ها هم سرعت ايجاد سيستم اطلاعاتي را نسبت به روشهاي ساختيافته بالا برده و هم كليه نقاط قوت متدولوژي‌هاي ساختيافته را حفظ مي‌نمايند اما بدليل جديد بودن هنوز به استانداردي در جهت مستند سازي سيستم‌ها دست نيافته‌اند.

چرخه تكاملي تحليل و طراحي سيستم
۱- شناخت سيستم موجود
– بررسي اوليه، تعريف مساله و محدود پروژه
– مطالعات امكان سنجي
– تعيين برنامه زمانبندي پروژه
– جمع آوري اطلاعات
۲- تجزيه و تحليل سيستم
– تحليل داده‌هاي جمع آوري شده در مرحله شناخت
– تحليل نرم افزارها و سخت افزارهاي موجود
– بررسي مشكلات و تعيين نياز
۳- طراحي سيستم پيشنهادي
۴- برنامه سازي
– برنامه نويسي
– استقرار و نصب سيستم
– پشتيباني و بهبود سيستم

شرح خدمات پروژه طراحي سيستم اطلاعاتي و كنترل مديريت
درباره لزوم، تعريف و چرخه تكاملي طراحي سيستم اطلاعاتي به تفصيل گفته شد. با توجه به موارد مطروحه مي‌توان خدمات تجزيه و تحليل و طراحي سيستم اطلاعاتي را در قالب موارد زير بيان نمود:
الف) مطالعه و شناخت سيستم موجود
– بررسي اوليه شامل شناخت، تعيين محدوده پروژه، تقسيم سيستم به زير سيستم‌ها با حفظ يكپارچگي سيستم، تعيين متدولوژي يا متدولوژي‌هاي مورد استفاده در طول پروژه و تبيين پايه‌هاي نظري پروژه طراحي سيستم
– تعيين برنامه زمان بندي براساس تعداد زير سيستم‌ها و حجم تبادلات اطلاعاتي و متدولوژي تعيين شده
– جمع آوري اطلاعات در هر يك از زير سيستم‌ها ، مستند سازي آنها در قالب ابزارهاي موجود وطراحي فرمها و فرمتهاي مورد نياز جهت تبادل اطلاعات داخلي و خارجي سيستم مورد مطالعه
– ارائه گزارش شناخت شامل معرفي سيستم، بيان نحوه جمع آوري اطلاعات و متدولوژي بكار رفته، خصوصيات آن و دليل انتخاب، DFDهاي سيستم، ديكشنري داده (درون داده‌ها و برون داده‌ها، پردازشها، فايلها و ذخاير اطلاعاتي)، نرم افزارهاي موجود و نحوه استفاده از خروجي بانكهاي اطلاعاتي و نرم افزارهاي تخصصي در سيستم مورد مطالعه

ب) تجزيه و تحليل سيستم موجود
– تحليل سيستم از نظر ورودي‌ها و خروجي ها
– تحليل نرم افزارهاي موجود و تعيين نحوه هماهنگ سازي آنها با سيستم
– مدل سازي از سيستم
– بررسي و تحليل مشكلات موجود و تشخيص نيازهاي سيستم (Requirement Analysis)

ج) طراحي سيستم پيشنهادي
– طراحي ورودي‌ها و خروجي‌هاي سيستم
– طراحي ساختار بانك اطلاعاتي وتبيين فرمهاي مورد نياز جهت انتقال اطلاعات
– ارائه گزارش طراحي سيستم شامل DFDهاي سيستم پيشنهادي، ديكشنري داده، ERDها و ساير مستندات مورد نياز جهت برنامه نويسي سيستم
بررسی فنی و اقتصادی طرحها :
برای بررسی و تحليل فنی و اقتصادی طرح می توان از رويکرد سيستمی استفاده نمود اين رويکرد مشتمل بر قدمهای عمده زير است :
• شناسايی مساله مورد بررسی .
• تحليل وقايع و داده ها .
• طراحی کليات طرح .
• تحليل اقتصادی و مالی طرح .
با توجه به نوع پروژه مورد بررسی ممکن است ديدگاه ما نسبت به امکان سنجی پروژه متفاوت باشد . بدين معنی که با توجه به فعاليتی که صورت می گيرد خواسته شود که اين فعاليت بهبود يابد تا بتوان حداکثر سودآوری و يا خدمات بهتری از آن داشت. گاهی نيز به دنبال آن هستيم که طرحی را از نظر فنی و اقتصادی تحليل کنيم و ببينيم که مقرون به صرفه است يا نه ؟ در سرمايه گذاريهای دولتی ، چون معيار بدست آوردن حداقل سود قابل قبول را مد نظر قرار نمی دهند و منافع ملی حاصل از سرمايه گذاری را در نظر دارند ، روشهای تحليل مبتنی بر تعيين و تحليل نسبتهای مختلف فايده به هزينه است . اين درحاليست که در سرمايه گذاريهای خصوصی ، سرمايه گذاری تنها وقتی انجام می شود که حداقل سود مورد انتظار از سرمايه گذاری تامين گردد .
امروزه روشهای متعددی جهت ارزيابی اقتصادی پروژه ها توسعه داده شده است ، که در ذيلا” به دو روش معتبر اشاره ای خواهيم داشت :
۱٫ روشهای تک معياره
روشی که در اين قسمت مورد استفاده است از يک تابع هدف منفرد برای توجيه سرمايه گذاری در ارزيابی مالی اقتصادی استفاده می کند . روشهای سنتی از قبيل ارزش فعلی خالص سرمايه گذاری Net Present Value ( NPV ) ، نرخ بازگشت داخلیInternal Rate of Return( IRR ) ، نسبت سود به هزينه Benefit/ Cost Ratio( B/C ) دوره بازگشت سرمايه Payback Period ، برنامه ريزی رياضی و نقطه سر به سر در اين طبقه بندی قرار می گيرند . اين طبقه بندی همچنين شامل روشهای غيرقطعی مانند تحليل حساسيت ، درخت تصميم ، تحليل خوشبينانه / بدبينانه و شبيه سازی مونت کارلو می شود .
۲٫ روشهای چند معياره
در بسياری از مسائل واقعی ، تصميم گيری در مورد سرمايه گذاری اقتصادی شامل اهداف مرتبط و چند گانه می باشد . روشهايی از قبيل تحليل سلسله مراتبی ، برنامه ريزی عدد صحيح صفر و يک ، برنامه ريزی خطی ، برنامه ريزی ديناميک ، مدلهای امتياز دهی ، تئوری بازيها و روشهای فازی و… از جمله اين ابزارها می باشند .

روشهاي بهينه سازي در پروژه هاي عمراني
يكي از مهمتـرين مســائل و مشـكلات پروژه هاي عمراني در سطح كشور مبحث »طراحي دست بالا يا دست پايين« و معضلات ناشي از آنها يعني افزايش زمان و هزينه تكميل اينگونه پروژه هاست، به طوري كه براساس آمار سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور متوسط زمان راه اندازي طرحهاي ملي و سرمايه بر، در حال حاضر هشت سال است. ۵۴ درصد از طرحهاي عمراني داراي مشكلات طراحي هستند. ۲۷ درصد از طرحهاي عمراني ناقص اجراء مي شوند و ۲۸ درصد از طرحهاي عمراني در مرحله بهره برداري داراي مشكل هستند. طراحي دست بالا يا دست پايين در قاموس مهندسي عمران به مطالعه و طراحي طرحها به صورت غير بهينه اطلاق مي شود.

پروژه هايي دست بالا (OVER DESIGN) تلقي مي شوند كه در مرحله مطالعه و طراحي بالاتر از حد و ظرفيت مورد نياز مطالعه و طراحي شوند. در اين حالت ظرفيتهاي پروژه در مرحله بهره برداري مورد استفاده قرار نمي گيرند. به عنوان نمونه در هنگام مطالعه و طراحي مسير راه يا راه آهن بخشهايي نظير خاكريزي ، خاكبرداري و ابنيه فني نظير پلها و تونلها وجود دارند كه بايستي مدنظر قرار گيرند. اگر در مرحله مطالعه، كريدور مسير به خوبي انتخاب نشود، مطمئناً‌حجم عمليات خاكي و ابنيه فني افزايش چشمگيري مي يابد. در مرحله طراحي نيز اگر مشخصات فني و اجراي پروژه از قبيل ابنيه فني نظير پل ها و تونل ها براي بارهاي بالاتر از حد بهره برداري طراحي و محاسبه شوند؛ در مرحله اجرا شاهد هدر رفتن مصالح و نيروي انساني بوده و هزينه ها و زمان اجراي طرح افزايش خواهد يافت. در يك پروژه صنعتي نظير يك كارخانه توليدي نيز اگر مشخصات فني و ظرفيت كارخانه بالاتر از حد موردنظر طــرح شــود، در فــاز بهره برداري ظرفيت آن به طور كامل مورد استفاده قرار نمي گيرد.

بــر عكس پــروژه هايي دست پايين (Under design) تلقي مي شوند كه در فاز مطالعه و طراحي پايين تر از حد و ظرفيت مورد نياز (حداقل آيين نامه ها) مطالعه و طراحي شوند. در اين حالت پروژه پاسخگوي نيازهاي بهره بردار نيست. به عنوان نمونه اگر در مرحله مطالعه يك پروژه راهسازي به ظرفيت بار و مسافر عبوري از مسير توجه نشود، پس از احداث راه، پروژه پاسخگوي ظرفيت بار و مسافر نخواهد بود و يا در مهندسي سازه اگر ابنيه فني نظير پلها و تونلها كمتر از حد مورد نياز بهره برداري، مطالعه، طراحي و محاسبه شوند، در اين صورت سازه و اجزاي آن همواره بيش از توان و محدوده بهره برداري آن بارگذاري شده، در آن صورت، بايستي نسبت به ترميم و تقويت اينگونه سازه ها، به منظور رساندن مقاومت سازه و اجزاي آن به مقاومت مورد نياز اقدام كرد. اين حالت طراحي نيز موجب افزايش هزينه هاي ناشي از دوباره كاريها، مصرف مصالح اضــافي و به كـــارگيري مجدد نيروي انساني مي شود. مشابه شرحي كه در خصوص طراحي دست بالا و دست پايين از ديدگاه مهندسي عمران بيان گرديد، از ديدگاه ديگر تخصصها نيز قابل طرح است، مثلاً از ديدگاه معماري تناسب فضاها با كاربريها، تناسب هزينه هاي نماسازي و محوطه سازي با كاربرد پروژه مطرح مي شود يا از ديدگاه مهندسي تاسيسات متناسب بودن ميزان تجهيزات و مشخصات آنها با شرايط كاري پروژه داراي اهميت است.

باتوجه به حجم انبوه اعتبارات مالي كه ساليانه صرف مطالعات و اجراي پروژه هاي عمراني وزارت راه و ترابري مي گردد، و اثراتي كه پديده طراحيهاي غيربهينه در افزايش هزينه ها و اغلب افزايش زمان تكميل اينگونه پروژه ها در طول مراحل مطالعه، طراحي و اجراي آنها روي مي دهد و همچنين كمبـود كارايي كه در دوره بهره برداري در پروژه ها ظاهر مي شود، بررسي موضوع پيش گفته را ضروري مي سازد.

۱ – علل غير بهينه شدن پروژه هاي عمراني

انجام مطالعات و طراحي به وسيله مشاوران صورت مي گيرد و كنترل پروژه هاي واگذار شده به آنها بر عهده كارفرماست كه نقص در هر مرحله بر پروژه و بهينه بودن آن اثر مي گذارد كه علل آن عبارتند از:

! نبود آمار و اطلاعات دقيق و مناسب مورد نياز طراحان و مشاوران كه موجب ضعف در مراحل مطالعات و طراحي پروژه هاي عمراني مي شود؛
! عدم مستندسازي در مراحل مختلف پروژه هاي عمـرانــي كه قبلا تكميل و به بهره برداري رسيده اند؛

! عدم توجه به مبحث »ارزيابي عملكرد« به منظور ارزيابي مراحل مختلف پروژه هاي عمراني به وسيله تيمي از كارشناسان مجرب؛

! ضعف بهره بردار به صورتي كه از پروژه ها به شكل بهينه بهره برداري به عمل نمي آيد؛

! نقــايص مـوجود در قوانين، مقررات و بخشنامه ها پيرامون امــور قراردادها، شرح خدمات قراردادهاي مطالعات، نظارت و اجرا و حق الزحمه هاي مشاوران و پيمانكاران؛

! ضعف و نقص در مراحل مطالعات مقدماتي كه مشاوران و طراحان مراحل بعدي را كه بر اطلاعات آنها اتكا مي كند، دچار اشتباه مي سازد.

! نبود استانداردها و آيين نامه هاي مناسب و مصوب كه با شرايط اقليمي، جغرافيايي و… كشور همخواني داشته باشند؛

! نقايص موجود در دستورالعملها و روشهاي ارزيابي، درجه بندي و انتخاب مشاوران و پيمانكاران پروژه هاي عمراني؛

! نبود چك ليست هاي مناسب به منظور كنترل و تصويب طرح هاي عمراني؛

! عدم بهره گيري مناسب از تيم هاي كارشناسي مجرب در مراحل مختلف مطالعه، طراحي و اجراي پروژه هاي عمراني؛

! كمبود رشته هاي تخصصي به ويژه در زمينه روشهاي اجرايي در كادرهاي فني و اجرايي مشاوران و پيمانكاران؛

! عدم توجه و بهره گيري از روشهاي جديد طراحي و اجرا در پروژه هاي عمراني؛

! ضعف مديريت و كادر كارشناسي كارفرما و مجريان طرحهاي عمراني.

۲ – روشهاي بهينه سازي

! انجام مهندسي ارزش در طرحها از بدو مرحله مطالعاتي تا زمان بهره برداري از پروژه به منظور كاهش هزينه ها، بهبود روشها و بهينه سازي پروژه هاي عمراني؛

! تــوجه به امر بهره برداري و نيازها وامكانات بهـره بردار در مرحله مطـالعات و طــراحي پروژه هاي عمراني؛

! نقايص موجود در قوانين وبخشنامه هاي سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور پيرامون قراردادها، شرح خدمات، حق الزحمه ها، روشهاي ارزيابي، رتبه بندي و انتخاب مشاوران و پيمانكاران پروژه هاي عمراني با هماهنگي دستگاههاي ذيربط؛
! تدوين و نهادينه كردن استانداردهاي مناسب در امر مطالعات، طراحي و اجراي پروژه هاي عمراني و به روز نگاه داشتن استانداردها؛

! مستندسازي اسناد، مدارك و تجـــربه هاي پروژه هاي قبلي به منظور بهره گيري مناسب از آنها در پروژه هاي جاري و آتي؛

! بهره گيري از روشهاي جديد در امر مطالعه، طراحي و اجرا كه نمونه آن روش طرح و اجراست كه در كشورهاي توسعه يافته از آن استفاده مي شود؛

! توجه و بهبود تشكيلات سازماني كارفرمايان و مجريان پروژه هاي عمراني؛

! بهره گيري از تيم هاي كارشناسي مجرب به منظور بررسي و كنترل پروژه هاي عمراني در دستگاههاي اجرايي و متوليان پروژه هاي عمراني؛

! تشكيل معاونت طرح و برنامه در سطح معاون وزير به منظور ساماندهي به طرحها و پروژه هاي عمراني وزارتخانه و سازمانهاي تابعه؛

! بهبود و تقويت تشكيلات مشاوران و پيمانكاران به ويژه در بخش كادر فني و اجرايي آنها به منظور كاهش طراحي هاي غيربهينه و هزينه هاي تحميلي ناشي از آنها بر پروژه؛

! بهره گيري مناسب از شيوه هاي مدرن و سودمند، همچون مهندسي مجدد فرايندها به منظور بهبود روشهاي كنوني مطالعات، طراحي، اجرا و بهره برداري پروژه هاي عمراني؛

! برگزاري دوره هاي آموزشي مناسب و مرتبط در حين خدمت براي كارشناسان دستگاههاي دولتي متولي پروژه هاي عمراني؛

! توجه به موضوع خصوصي سازي و اهميت آن در بهبود روشها و بهينه سازي مراحل مختلف پروژه هاي عمراني؛

تاریخچه مدیریت پروژه
مدیریت پروژه در زمینه های گوناگون کاربردی شامل ساختمان سازی،مهندسی ودفاعی گسترش یافته است. در ایالات متحده امریکا،پدر مدیریت پروژه، هنری گانت (Henry Gant)است که به عنوان پدر علم برنامه ریزی وروشهای کنترل نیز شناخته شده است. شهرت او به چند عامل بستگی داشته است: اول به خاطر استفاده از گانت چارت که یکی از ابزارهای کنترل پروژه محسوب می شود .دوم به خاطر همکاری با Fredrick Winslow Taylor در تئوری علمی مدیریت ودر نهایت شهرت او به علت مطالعاتش بر روی کار ومدیریت ساختمان کشتی نیروی دریائی بوده است.او در بسیاری از موارد از جمله استفاده از ساختار دسته بندی کسب وکار(WBS)وهمچنین تخصیص منابع پیشگام بوده است.

سالهای ۱۹۵۰به عنوان شروع مدیریت پروژه جدید شناخته شده است. در امریکا در اوایل سال ۱۹۵۰ پروژه ها غالبا به طور خاص براساس گانت چارت وبا روشها وابزارهای غیر رسمی مدیریت می شدند. درآن زمان دو مدل ریاضی برای جدول زمان بندی وجود داشت: ۱-فن ارزیابی و بازنگری برنامه یا PERT (Program Evaluation and Review Technique ) که توسط Booz-Alen وHamilton ابداع شد.