کیفیت سود

سوداز اساسي ترين عناصر مورد توجه مديران بوده و معياري براي تداوم فعاليت و كارآيي مي باشد كه يكي از اهداف گزارشگري سود و پيش بيني جريانات نقدي آتي است.
باتوجه به تاكيد استاندارد حسابداري بر سود مندي تصميم ،كيفيت سود و گزارشگري مالي مورد توجه سرمايه گذاران جهت تصميم گيري است و كيفيت سود به طور غير مستقيم شاخصي بر ارزيابي كيفيت استانداردگزارشگري محسوب مي شود.تصميم بر اساس سود ناقصيا كم كيفيت

موجب انتقال نامطلوب ثروت مي شود.مثلا درصورت استفاده از سود به عنوان شاخص در پرداخت پاداش ،گزارش سود بيش ا زواقع ،موجب پرداخت پاداش بيشتر مي شود و نيز ممكن است كاهش پرداخت بدهيها را بپوشاند و موجب تداوم وام دهي وام دهندگان شده و تخصيص نادرست منابع و نيز كاهش رشد اقتصادي را بدنبال داشته باشد .

کیفیت سود موضوعی است که در سال¬های اخیر به کانون توجه در ارزیابی عملکرد مالی و تداوم فعاليت شرکت¬ها تبدیل شده است. نقش اصلی اطلاعات حسابداری در بازارهای مالی فراهم کردن زمینه¬های لازم برای تخصیص بهینه¬ی منابع است. در پی رسوایی¬های مالی اخیر، اطمینان و اعتماد سرمایه¬گذاران به سیستم گزارشگری مالی تضعیف شده و کیفیت سود به عنوان یک عامل مهم در تعیین اعتبار و قابلیت اعتماد ارقام گزارش شده، پدیدار گشت . سود حسابداری مبتنی بر ارقام تعهدی از نظر بسیاری از کاربران اطلاعات صورت¬های مالی، ابزاری برای سنجش عملکرد شرکت¬ها محسوب می شود. منظور از ارزیابی عملکرد شرکت

 

¬ها ارزیابی کلی وضعیت مالی و نتایج عملیات برای تصمیم¬گیر¬ی¬های منطقی است.د رتعين ارزش شركت ، نه تنها به كميت ، بلكه به كيفيت سود نيز توجه مي شود .منظور از كيفيت سود ، زمينه بالقوه رشد سود و ميزان احتمال تحقق سودهاي آتي است . به عبارت ديگر ، ارزش هر سهم تنها به سود هر سهم سال جار يبستگي نداشته و به انتظارات ما زا آينده شركت و قدرت سود آوري سالهاي آتي و ضريب اطمينان نسبت به سودهاي آتي بستگي دارد .
در نتیجه، تعیین کیفیت اطلاعات حسابداری و نتایج حاصل از آن، مورد علاقه¬ی سرمایه¬گذاران، مدیران، قانون¬گذاران و تدوین¬کنندگان استانداردها قرار گرفت. تحلیل¬گران مالی، مدیران و سرمایه¬گذاران در سالهای اخیر به گزارش سودآوری شرکت¬ها توجه زیادی داشته¬اند. مدیران علاقه¬مند به حفظ رشد سود هستند زیرا، پاداش آنان اغلب به سود شرکت وابسته است. سود حسابداری و اجزای آن از جمله اطلاعاتی محسوب می¬شود که در هنگام تصمیم¬گیری توسط افراد در نظر گرفته می¬شود.تصميم بر اساس سود ناقص يا كم كيفيت ،موجب انتقال نامطلوب ثروت مي شود.در تعيين ارزش شركت نه تنها به كميت ، بلكه به كيفيت سود نيز توجه ميشود .برخي ويژگيها موجب افزايش كيفيت سود ميشوند مثل :«روشهاي با ثبات و محافظه كارانه حسابداري – جريان درآمد قبل از ماليات ناشي از فعاليت هاي عملياتي و تكرار پذير- كسب سطحي از سود خالص و نرخ رشد مستقل ا زملاحظات مالياتي – داشتن ساختاراز سرمايه مناسب (سود ناشي از تورم نباشدچون ورشكستگي

ناگهاني را پنهان مي كند و باعث اعتبار دادن نادرست از سوي اعتبار دهندگان مي شود.
سهامداران که مهمترین گروه ازکاربران اطلاعات صورت¬های مالی هستند منافع خود را دراين اطلاعات سود جستجو می¬کنند . سود حسابداری نشانه¬ای است که موجب تغییر باورها و رفتار سرمایه¬گذاران میشود کیفیت سود می¬تواند در

گزارشگری مالی اطمینان سرمایه¬گذاران را در بازارهای مالی تحت تاثیر قرار دهد. از عوامل مهم مؤثر در کیفیت سود می¬توان به روش¬های متعدد حسابداری، نارسایی¬های موجود در فرآیند برآوردها و پیش بینی¬ها، اختیار عمل مدیران و تاثیرپذیری سود از مبانی گزارشگری و صلاحدید مدیران اشاره کرد. عبارت کیفیت سود به توانایی مدیران در استفاده از اقلام اختیاری در اندازه¬گیری و گزارشگری سود اشاره دارد. اقلام اختیاری ممکن است شامل انتخاب از بین اصول یا استانداردهای حسابداری و به کارگیری برآوردها و زمان¬بندی معاملات بری شناسایی اقلام غیرعادی در سود باشد. در طول سه دهه اخیر بحث کیفیت سود مورد توجه خاص پژوهشگران قرار گرفته و تلاش بر این بوده است که با دست یافتن به یک روش منطقی و معتبر، کیفیت سود مورد ارزیابی قرار گرفته و عوامل تاثیر¬گذار بر آن شناسایی شود.
کیفیت سود زمانی مطرح می¬شود که تحلیلگران مالی تعیین کنند، تا چه میزان سود گزارش شده، منعکس کننده¬ی سود واقعی است. برداشت عموم سرمایه¬گذاران از مفهوم سود واقعی، سود حاصل از عملیات عادی قابل تکرار در سالهای مالی آینده و ایجاد کننده جریان¬های نقدی است. مفهوم کیفیت سود به دو ویژگی سودمندی در تصمیم¬گیری و ارتباط بین کیفیت سود و سود اقتصادی اشاره می¬کند.

ظهور نظریه کیفیت سود

سود یکی از اساسی¬ترین عناصر صورت¬های مالی است که همواره مورد توجه قرار گرفته است و از آن به عنوان معیاری برای ارزیابی تداوم فعالیت، کارآیی و بازنگری ساختار قراردادهای نمایندگان واحد اقتصادی یاد می¬شود شواهد نشان داده است که سود حسابداری شاخص خوبی برای بازده¬های سهام و پیش بینی جریان¬های نقدی آینده است، اما به دلیل استفاده از محدودیت¬های محافظه¬کاری و اهمیت در تعیین سود حسابداری، برخی از تحلیل¬گران به این نتیجه رسیدند که سود اقتصادی نسبت به سود حسابداری، شاخص بهتری برای پیش¬بینی جریان¬های نقدی آینده است. سود اقتصادی اولین ب

ار توسط آدام اسمیت تعریف شد و سپس این تعریف توسط هیکس (۱۹۳۹) بسط داده شد. او سود را مبلغی تعریف کرد که شخص می¬تواند طی یک دوره مصرف کند و در آخر دوره دارای همان رفاهی باشد که در اول دوره داشته است.
نظریه کیفیت سود برای اولین بار توسط تحلیل¬گران مالی و کارگزاران بورس مطرح شد، زیرا آنان احساس می-کردند سود گزارش شده قدرت سود را آن چنان که در ذهن مجسم می¬شود نشان نمی¬دهد. آنان دریافتند که پیش¬بینی سودهای آینده بر مبنای نتایج گزارش شده، کار مشکلی است. افزون بر این، تحلیل¬گران فهمیدند که تجزیه و تحلیل صورت¬های مالی شرکت¬ها به دلیل نقاط ضعف متعدد در اندازه¬گیری اطلاعات حسابداری کار مشکلی می¬باشد. سوال اساسی این است که چرا تحلیل¬گران مالی در ارزیابی خود از سود خالص گزارش شده و یا سود هر سهم شرکت (بدون تعدیل ) استفاده نمی¬کنند و جانب احتیاط را رعایت می نمایند.در تعیین ارزش شرکت نه تنها به کمیت سود، بلکه باید به کیفیت آن نیز توجه شود. منظور از کیفیت سود، زمینه بالقوه¬ی رشد سود و میزان احتمال تحقق سودهای آتی است. به بیان دیگر، ارزش یک سهم تنها به سود هر سهم سال جاری شرکت بستگی ندارد بلکه به انتظار از آینده شرکت و قدرت سود آوری سال¬های آینده و ضریب اطمینان نسبت به آن

بستگی دارد.
پیشینه تحقیق
در سال¬های اخیر و به ویژه در نتیجه رسوایی¬های مالی اخیر، توجه روز افزونی به موضوع کیفیت سود شده است. کیفیت سود مفهومی است کهدر رابطه با آن مطرح شده¬اند که برخی از مهم¬ترین آنها عبارتند از :
روساین[۸] (۱۹۹۹) سودی را با کیفیت¬تر می¬داند که پایدارتر باشد. از دید ریچاردسون و همکاران[۹] (۲۰۰۱) کیفیت سود درجه ثبات عملکرد عایدات در دوره¬ی آینده است. وایت[۱۵] (۲۰۰۳) کیفیت سود را میزان محافظه-کاری اعمال شده در سود گزارش شده می¬داند. کرسکن هایتر و ملوماد[۱۶] (۲۰۰۴) سود با کیفیت را سودی می-دانندکه به ارزش شرکت در بلندمدت نزدیک¬تر بوده و حاوی محتوای اطلاعاتی بیش¬تر باشد.
یکی از دلایل احتمالی تنوع در تعاریف به عمل آمده از کیفیت سود می¬تواند نگاه¬های متفاوت محققان به جنبه¬های گوناگون این مفهوم باشد. به همین دلیل، موضوع کیفیت سود موضوعی پیچیده به شمار می¬رود و تاکنون هیچ محققی نتوانسته است تعریف جامعی از این مفهوم ارایه کند و یا شاخص کاملی برای آن بیابد.

 

معيار ها و ساختارهاي كيفيت سود
۱)ساختارهاي كيفيت سود ناشي ازخواص سريهاي زماني: :الف) پايداري (ثبات):از نظر سرمايه گذاران ، سودهاي با ثبات اهميت زيادي داشته و با دوام تلقي مي شوند . هرچه اين پايدار يبيشتر باشد ، شركت توان بيشتري بر حفظ س

ودهاي جاري داشته و فرض مي شود كيفيت سود بالاتر است .
ب)تواناي پيش بيني:توانايي استفاده كنندگان را در پيش بيني اقلامك مورد علاقه شان بالا مي برد .محققان معمولا از پيش بيني هاي يكساله استفاده مي كند .
ج)تغيير پذيري(نوسان پذيري ):يك روش در ارزيابي كيفيت سود ، بررسي يكنواختي سود است زيرا يكنواختي يا عدم تغيير پذيري به معناي وجود سود با كيفيت است .
۲)مفهوم كيفيت سود بر اساس رابطه بين سود ، اقلام تعهدي و وجه نقد:الف )نسبت وجه نقد حاصل از فعاليتهاي عملياتي به سود ب ) تغيير در كل اقلام تعهدي ج)پيش بيني اجزاء اختياري اقلام تعهدي به كمك متغيرهاي حسابدار ي د)پيش بيني روابط بين اقلام تعهدي جريانات نقدي
۳)مفهوم كيفيت سود بر اساس ويژگيهاي كيفي چاچوب نظري هيات استاندارد حسابدار يمالي : مربوط بودن قابليت اتكا
۴)مفهوم كيفيت سود بر اساس تاثير حسابدار ي:يعن

ي بين ميزان منفعتي كه تهيه كندگان اطلاعات از قضاوت و پيش بيني خواهند برد و كيفيت سود رابطه معكوسي وجود دارد .
تحليل گران مال يكيفيت سود را بدين منظور ارزيابي مي كنند كه يك سطح مربوط ا زسود را تعيين و سود خالص آتي را پيش بيني كند و در نتيجه ، قيمت سهام شركت را تعيين كند از طرفي اين تحليل گران در كير پردازش و تفسير اطلاعات بود .و در ك صحيح كيفيت سود ، يك بخش اساسي مي باشد .

د رمتون حسابدار ي مالي ، برخي ويژگيهاي بنگاه وجود دارد كه موجب افزايش كيفيت سود م يشود : روشهاي با ثبات و محافظه كارانه حسابدار ي ب)جريان در آمد قبل از ماليات ناشي از فعاليتهاي عملياتي و تكرار پذير ج)كسب سطحي از سود خالص و نرخ رشد ، قبل از ملاحظات مالياتي د)داشتن ساخار سرمايه مناسب د)سود شركت ناشي ا زتورم نباشد : سودهاي متورم مكن است ورشكستگي ناگهاني شركت را پنهان كند و باعث اعتبار دهي نادرست از سوي اعتبار دهندگان باشند
حجم اقلام تعهدي يك شاخص خوب براي كيفيت سود است مثلا شركتهاي با سود گزارش بالاتر از جريان وجوه نقد عملياتي (حجم بالاي اقلام تعهدي )در سالهاي آتي ، كاهشي د رسود عملياتي را تجربه خواهند كرد . اقلام تعهدي بين سود حسابداري و جريان وجوه نقد حاصل از عمليات را بيان مي كند .
عناصرکیفیت سود
ارقام سود از طریق انتخاب¬های مدیران و حسابداران بین اصول پذیرفته شده حسابداری و قضاوت¬های شخصی مدیران در مورد رویه¬های به کارگرفته شده برای ثبت اطلاعات حسابداری تحت تاثیر قرار می¬گیرد. گاهی اوقات مدیریت بنگاه اقتصادی از انتخاب¬های حسابداری برای دستکاری سودها و گمراه کردن کاربران بهره می¬گیرد. افزون بر این، مدیران ممکن است عناصر سودها را برای بهتر از واقع نشان دادن وضعیت بنگاه اقتصادی دستکاری کنند و با این کار کیفیت سود گزارش شده را به حداقل می¬رسانند، زیرا کسانی که برای تصمیم¬گیری¬های خود به سودهای مزبور اتکا می¬کنند، دچار اشتباه شده و تحلیل¬گران مالی نیز نمی¬توانند پیش¬بینی صحیحی از توان سودآوری بنگاه اقتصادی در آینده انجام دهند. سیگال[۴] (۱۹۷۹) معتقد است ارقام سود باید صداقت، قابلیت اطمینان و قابلیت پیش¬بینی داشته باشند. صداقت یعنی باید به دور از هر گونه پیش¬داوری و دستکاری برنامه¬ریزی شده برای مطلوب نشان دادن وضعیت بنگاه اقتصادی باشند و قابلیت اطمینان نیز یعنی اینکه ارقام س

ودهای گزارش شده باید ارزیابی درستی از قدرت سودآوری شرکت ارایه دهند و نیز بتوان از طریق آنها روند سود آوری آینده را پیش¬بینی نمود.
کیفیت سود را می¬توان به سه دسته¬ی پایداری سود، سطوح ارقام تعهدی و سود منعکس کننده¬ی معاملات اقتصادی مربوط، تقسیم کرد. پایداری سود به معنی تکرارپذیری (استمرار) سود جاری است. هر چه پایداری سود بیش¬تر باشد،

یعنی شرکت توان بیش¬تری برای حفظ سودهای جاری دارد و فرض می¬شود کیفیت سود شرکت نیز بالاتر است. سطوح ارقام تعهدی نیز با کیفیت سود رابطه¬ی معکوس دارد، زیرا هر چه میزان ارقام تعهدی سود بیش تر باشد، کیفیت سود شرکت کاهش می¬یابد. هم¬چنین، هر چه سود حسابداری که گزارش می¬شود منعکس کننده¬ی معاملات واقعی اقتصادی موجود باشد به همان اندازه کیفیت سود نیز افزایش می¬یابد( مک نیچالس[۵]، ۲۰۰۲). مديران به دليل انتخاب و بكارگيري برآوردها و قضاوتهاي اساسي مسئول كيفيت سود ميباشند
روش¬های ارزیابی کیفیت سود
به طور کلی چهار روش برای ارزیابی کیفیت سود به شرح زیر مطرح است :
۱) روش مبتنی بر مربوط بودن با ارزش سهام: در این روش ارتباط بین مقادیر مختلف سود و قیمت سهام (بازار) به کمک رگرسیون اندازه¬گیری می¬شود. هر چه میزان ضریب همبستگی تعدیل شده بیش¬تر باشد، سود متغیر مرتبط¬تری با ارزش است ( بارس و همکاران[۶]، ۲۰۰۱).

۲) روش مبتنی بر محتوای اطلاعاتی: در این روش ارتباط بین تغییرات قیمت یا بازده سهام، با سطوح یا تغییرات غیرمنتظره¬ی مقادیر مختلف سود به کمک رگرسیون اندازه¬گیری می¬شود. هر چه میزان ضریب همبستگی تعدیل شده به یک نزدیک¬تر باشد، نشان دهنده¬ی بار اطلاعاتی بیش¬تری است.

۳) روش مبتنی بر توانایی پیش بینی: در این روش مهم آن است که مقادیر گذشته سود بتواند مقادیر آینده را پیش بینی کند. هر چه میزان قدر مطلق میانگین خطای پیش بینی کمتر باشد، آن مقدار توانایی پیش¬بینی بیش-تری دارد.
۴) روش مبتنی بر سود اقتصادی: در این روش بیش¬تر معیارهای مبتنی بر پیش¬بینی هزینه¬ی سرمایه مدنظر قرار می¬گیرد. استنباط این است که این ارقهایی است که بر این روش اتکا دارد (کارنل و لاندسمن[۷]، ۲۰۰۳).
. برخی از مهم¬ترین تحقیقات انجام شده در رابطه با کیفیت سود به شرح زیر هستند:
اسلوان[۱۸] (۱۹۹۶) در تحقیق خود نشان داد عملکرد سودآوری قابل انتساب به جزء تعهدی سود کمتر از بخش قابل انتساب به جزء نقدی است.
یافته¬های پنمن و ژانگ (۲۰۰۲) بیان¬گر این است که حسابداری محافظه¬کارانه، منجر به کیفیت سود می¬شود.
ژی[۱۹] (۲۰۰۱) نشان داد اقلام تعهدی غیرعادی نسبت به اقلام تعهدی عادی ثبات کمتری دارند و خود اقلام تعهدی عادی هم نسبت به جریان¬های نقدی عملیاتی ثبات کمتری دارند.
فرانسیس و همکاران[۲۰] (۲۰۰۳) شواهدی ارایه کردند که بیان¬گر رابطه¬ی مثبت بین آثار قیمت¬گذاری الگوهای سودآوری و کیفیت سود است.
تحليل كيفيت سود
عموما شركتها در انتخاب اصول و برآوردهاي حسابداري اختياراتي دارند كه بر نتايج مالي گزارش شده حسابداري ، ميزان اختيارات شركت در تهيه صورتهاي مالي به وسيله ۲ اصل اساسي محافظه كاري و بي طرفي كنترل مي شود د رحاليكه اغلب انگيزه هاي رقابتي مديريت بر انتخاب رويه ها تاثير گذاشته و ايندو ناديده گرفته مي شوند و سود را بيشتر از واقع نشان مي دهند . مثلا موسسه ميكرو استراتژي با شناخت رد آمد زودتر از موعدقابليت سودآوري را بيشتر از واقع نشان داد و شركت انرون كه با سياست تامين مالي خارج از تراز نامه ، زيان ماليخود را پنهان كرده و تقريبا ۱۰۰%ارزش سرمايه گذار ي خود را از دست داد .
نقش مديريت و كميته حسابرسي در ارتباط با كيفيت سود
مديران به دليل مسئوليت انتخاب و بكارگيري برآوردها و قضاوتهاي اساسي ، مسئول كيفيت سود مي باشند. هرگونه تغيير ناگهاني در مديريت يا تغيير مديريت موفق ، موجب بي ثباتي د رعملكرد و سود شركت مي باشد و مشكلاتي د رسودآوري خواهد داشت .به دليل اهميت اطلاعات حسابداري بر بر سهامداران از لحاظ نيازهاي ارزشي و ح

اكميتي، سهامداران از كميته حسابرسي تقاضاي نظارت بيشتر بر فرآيند گزارشگري مالي را دارند . شواهد تجربي نشان مي دهد كه بين كيفيت و حق الزحمه حسابرسي رابطه وجود دارد . به همين دليل كميسيون بورس اوراق بهادار ، قوانين و مقررات مربوط به استقلال حسابرسي را باز نگري كرده و شركتهاي سهامي عام را ملزم به اع

لام ميزان حق الزحمه پرداختي به حسابرسان مستقل را براي خدمات حسابرسي و غير حسابرسي كرد چون حق الزحمه بالا موجب كاه شاستقلال نيز كاهش كيفيت حسابرسي و د رنتيجه كاهش كيفيت سود خواهد شد .
كاهش كيفيت سودكاهش كيفيت حسابرسيكاهش استقلالافزايش حق الزحمه خدمات غيرحسابرسي
تحليل بنيادين كيفيت سود
ازعوامل مهم د رتحليل و ارزيابي كيفيت سود مي توان به موارد زير اشاره كرد :
۱)توليد جريان نقدي:از مهمترين شاخصهاي كيفيت سود است چون با وجود امكان دستكار يسود ، دستكاري جريان نقدي غير مكن است
۲)كيفيت حسابهاي در يافتني و درآمد
۳)كيفيت( اندازه گيري ) موجودي كالا:كه مستقيما به محافظه كاري و بيطرفي د رمحاسبه بهاي تمام شده كالاي فروش رفته بستگي دارد مثلا اگربهاي تمام شده كالاي فروش رفته كمتر از واقع نشان داده شود ، سودآوري شركت بيشتر از واقع گزار شمي شود و بلعكس.
۴)كيفيت حساب دارائيهاي ثابت:مثلا در نظر گرفتن عمر مفيد بالا براي داراييهاي ثابت موجب افزايش سود خالص باشد بدون اينكه سودآوري واقعي شركت بهبود يافته باشد .
۵)كيفيت بدهيها و افشا:بدهيها بايد بيطرفانه گزارش شود .
۶)ارزيابي فعاليتهاي مديريت سود:اكث شركتها حداقل يكي از فنون مديريت سود را به منظور رسيدن به اهداف گزارشگري مالي مديريت بكار مي گيرند . در اين ميان ارزيابي اهميت و اندازه فعاليتهاي مديريت سود نسبت به سود خالص يا كل داراييها ، مهم

به نظر مي رسد .
۷)حاكميت شركتي و ساختار كنترلي:به حصول اطمينان از همسويي فعاليتها و و منافع مديريت با منافع سهامداران اشاره دارد . از اينرو مديريت سود هنگام يامكانپذير است كه حاكميت شركتي و ساختار كنترلي غير اثر بخش باشد .
۸)محيط رقابتي:كه اثر مثبت يا منفي بر سود دارد . مثلا رشد سريع فناوري د رصنعت رايانه ، منجر به افزايش كالاي ناباب و بدون استفاده مي شود .
نتیجه¬گیری
تعریف جامعی از کیفیت سود وجود ندارد، تعریف عام مورد قبول بیشتر ت

حلیل¬گران مالی این است که آنان کیفیت سود را به عنوان سود عادی مستمر، تکرارپذیر و ایجاد کننده جریان¬های نقدی حاصل از عملیات می¬دانند. آنان معتقدند کیفیت سود رقمی بین سود خالص گزارش شده و جریان¬های نقدی حاصل از عملیات منهای اقلام غیرتکراری است. تاکنون، متخصصان مالی نتوانسته¬اند به یک محاسبه مستقل از سود دست یابند که کیفیت مورد نظر آنان را تامین کند. در این حالت، متخصصان مالی می¬توانند با انجام تعدیلات مناسب¬، به دامنه¬ای دست یابند که به شکل صحیح تر نشانگر کیفیت سود خالص گزارش شده باشد. بنابراین، مفهوم کیفیت سود، یک موضوع تعریف شده ثابت نیست که بتوان به آن دست یافت، بلکه مفهومی نسبی است که به ارتباط آن با دیدگاه¬ها و نگرش¬های فکری بستگی دارد. برای ارزیابی کیفیت سود چهار معیار روش مبتنی بر مربوط بودن با ارزش، روش مبتنی بر محتوای اطلاعاتی، روش مبتنی بر توانایی پیش بینی و روش مبتنی بر سود اقتصادی وجود دارد.
توسط :دکتر سید حسین سجادی[۱] کامران محمدی[۲]

با احترام و سپاس

هموارسازی سود
یکی از اهداف اولیه مدیریت سود حفظ اعتبار شرکت است چرا که اعتبار باعث می شود شرکت کارا و پویا به حساب اید.کسب جایگاهی مناسب در میان رقبا و بازار سرمایه باعث می شود سرمایه گذاران و اعتباردهندگان نسبت به شرکت نظر مساعدتری داشته باشند و شرکت از صرف هزینه های بیشتر در رقابت با سایر شرکت های مشابه بی نیاز شود و با هزینه ی کمتر اعتبار و وام دریافت کند.
هموار سازی سود عبارت است از اعمال نظر مدیریت شركت در تقدم و تاخر ثبت حسابداری هزینه‌ها و درآمدها یا به حساب گرفتن هزینه‌ها یا انتقال آنها به سال‌های بعد، بطوری كه باعث شود شركت در طول چند سال متوالی از روند سود بدون تغییرات عمده برخوردار باشد. هدف مدیریت این است كه شركت را در نظر سرمایه‌گذاران و بازار سرمایه، با ثبات و پویا نشان دهد.براي مثال ،مديريت” شركت لاستيك فايرستون “در سال ۱۹۷۰سعي نمود بتا درآم

 

دهاي شركت را در يك حساب سري پنهان كار ينمايد تا با اين عمل بتواند د رسالهايي كه سود آوري شركت كاهش مي يابد از آن استفاده كند .حرفه حسابداري همواره سعي داشته به اصول و قوانيني دست يابد تا از طريق آن به هموار سازي سود شركتها پي ببرد. مديران با تمايل به هموار سازي سود ،يك سري اطلاعات را تغير يا پنهان مي كنند از اينرو تحليل گر يا حسابرس بايد با توجه به بينش و آگاهي خود نسبت به آن شركتها تقريبا بداند كه گرايش و تمايلات هموار سازيسود در كجا وجود داشته و راهها و ابزار هاي هموا رسازي سود كدامند.
هموارسازي سود نوعي عمل آگاهانه است كه توسط مديريت و با استفاده از ابزارهاي خاصي در حسابداري براي كاستن از نوسانات در سود انجام مي‌گيرد. به بيان ديگر هموا

رسازي سود در محدوده اصول و استانداردهاي پذيرفته شده حسابداري حاصل مي‌شود. در هموارسازي سود به واسطه جابجايي كه در درآمدها و هزينه‌ها انجام مي‌گيرد و سود يك يا چند دوره مالي تغيير يافته و تعديل مي‌شود، در واقع مي‌توان گفت هموارسازي سود عمل عالمانه‌اي است كه توسط مديريت انجام مي‌شود.
هندريكسون معتقد است اگر سود خالص شركت با نرخ ثابتي د رهر سال رشد داشته باشد يعن يداراي نوسان كمتر يباشد ،قيمت هر سهم افزايش مي يابد چون سرمايه گذاران پول بيشتري را براي سهام شركتهايي مي پردازند كه سود گزارش شده آنها نوسان

كمتري داشته باشد .
بسياري از سازمان ها تغيير در روش هاي حسابداري را به عنوان بخشي از سياست هاي حسابداري خود مطرح مي كنند. باور عموم مردم بر اين است كه سازمان ها براي مخفي كردن نارسايي هاي عملكردي خود اقدام به تغيير در روش هاي حسابداري مي نمايند.از سوي ديگر، تدوين كنندگان قوانين و مقررات حسابداري كوشيده اند توانايي هاي مديريت در انجام تغييرهاي حسابداري را (با هدف افزايش يا كاهش سود خالص) محدود كنند.
مهم ترین انگیزه ی هموارسازی سود این باور است که شرکت

هایی که روند سود مناسبی دارند و سود ان ها دچار تغییرات عمده نمی شود نسبت به شرکت های مشابه ارزش بیشتری دارند.هموارسازی باعث بالا رفتن ارزش سهام شرکت در بورس و جذب سرمایه گذاران بالقوه برای ان می شود.نتایج تحقیقی در مورد ۳۵۸ شرکت پذیرفته شده در بورس امریکا نشان داد که شرکت هایی که سود انها دچار تغییرات زیادی در طول سالهای قبل نبوده دارای ارزش سهام بالاتری هستند و در مقایسه با شرکت هایی مشابه بدهی کمتری دارند.

سایر انگیزه هایی که باعث می شود مدیران در پی هموارسازی سود باشند عبارتند از:۱- دریافت پاداش های مدیریتی بیشتر به خاطر بالا بودن ارزش سهام: وقتی سهام شرکت در بورس نسبت به شرکت های مشابه ارزش بیشتری داشته باشد مدیران توقع دریافت پاداش بیشتری دارند.
۲- پرداخت بهره کمتر در استقراض از موسسات اعتباری و بانک ها: هموارسازی سود شرکت را در حال رشد نشان می دهد و این خود نمایانگر ریسک کمتر در مورد این شرکت است و به ان امکان می دهد با نرخ بهره ی پایین تری از موسسات اعتباری و بانک ها وام بگیرد و نقدینگی حاصل از بهره ی کمتر می تواند یکی از منابع مالی شرکت برای توسعه ی ان باشد.
۳- جذب سرمایه: روند رشد شرکت در تصمیم گیری سرمایه گذاران و اعتباردهندگان موثر است زیرا ان ها معتقدند این شرکتها ریسک کمتری دارند و برای سرمایه گذاری بهترند.
نوع مالكیت هم یكی از عوامل موثر بر هموارسازی سود است و در شركت‌های خصوصی (مدیر كنترلی نسبت به مالك كنترلی) به خاطر وجود تضاد منافع هموار سازی سود بیشتر است.
به نظر مي‌رسد اصطلاح هموارسازي سود بيشتر در مفهوم نوسان گيري و اصطلاح مديريت سود در مفهوم دستكاري و مداخله با هدفي خاص مورد استفاده قرار مي‌گيرد. شركت‌هاي بزرگتر بيشتر از شركت‌هاي كوچكتر عمل هموارسازي را انجام داده‌اند. در واقع هموارسازي سود، ناشي از احساس به اين نياز است كه مديريت مي خواهد پديده عدم اطمين

ان محيط را خنثي نمايد و نوسان هاي عملكرد سازمان را كه ناشي از چرخه ميان دوره اي كه مبتني بر رونق و كساد است، كاهش دهد.

تحقیقات نشان دادند كه هرچه مقدار دارايي‌هاي استهلاك پذير، نسبت به كل دارايي‌ها بيشتر باشد به طور بالقوه احتمال بيشتري براي هموارسازي سود از طريق تغيير در روش استهلاك وجود دارد و یا هر گاه مديران احساس كنند اعداد و ارقام قابل گزارش، موجب نقض قراردادهاي بدهي و تعهدات ارائه شده به بستانكاران خواهد شد(و در نتيجه احتمال ورشكستگي شركت را افزايش خواهد داد) انگيزه بيشتري خواهند داشت تا از طريق هموارسازي سود خطر احتمالي را كاهش داده و مرتفع سازند.
شواهد تجربي حاكي از آن است كه شركت‌ها قادرند، حتي سطح سود مورد نظرشان كه بايد گزارش شود را خودشان انتخاب كرده و بر اين اساس رويه‌هاي حسابداري را دستكاري كنند.بنابراين مديران به راحتي سود واحد تجاري براي گزارش به استفاده‌كنندگان را با انتقال اقلام درآمد و هزينه بين سال‌هاي متفاوت نسبتا ثابت و پايدار نشان مي‌دهند. حال ممكن است اين دستكاري براي سالي منجر به انتقال هزينه به سال بعد يا ايجاد درآمد از سال‌هاي آتي و مواردي مشابه باشد.
انواع هموارسازي سود

هموارسازي طبيعي: اين نوع از هموارسازي سود به جريان‌

هاي سودي گفته مي‌شود كه از فرآيندهاي عملياتي ذاتا هموار و واقعي بدست مي‌آيد. مثل صنايع آب و برق و گاز كه قيمت نسبتا ثابتي دارند و يا با نرخ ثابتي در حال رشدند حجم فروش و قيمت‌ها به طور ذاتي هموار است.
سودهايي كه به طور طبيعي هموار نيستند و تعمدا توسط مديريت هموار شده‌اند:
۱- هموارسازي مصنوعی (هموارسازي حسابداري)، اين نوع از هموارسازي سود توسط مديريت صورت مي‌گيــــرد و مديريت برخي از رويدادها و وقايع

اقتصادي را كنترل مي‌كند و روي آنها تاثير مي‌گذارد. مثـل فروش‌هاي زودرس يا برعكس آن به تاخير انداختن فروش واحد تجاري. به عبارت ديگر هموارسازي مصنوعي سود، تنها موجب جابجايي هزينه‌ها و درآمدها بين دوره‌هاي مالي مي‌شود.
۲- هموارسازي واقعي(هموارسازي معاملاتي يا اقتصادي)، اين نوع هموارسازي ناشي از يك رويداد اقتصادي نيست بلكه از اقداماتي ناشي مي‌شود كه اصطلاحا به آن «دستكاري‌هاي حسابداري» مي‌گويند و تاثيري بر جريانات نقدی واحد تجاري ندارد. هموارسازي واقعي، به رويدادهاي واقعي كه بر اساس يا بدون توجه به تاثيرات هموارسازي بر سود به عمل آمده است اطلاق مي‌شود. در حالي كه هموارسازي مصنوعي مربوط به آن دسته از روش‌هاي حسابداري است كه به قصد انتقال درآمدها يا هزينه‌ها از يك دوره به دوره ديگر اعمال مي‌شود.
در تحقیقات صورت گرفته، بيشتر عواملی چون نوع مالكیت، نوع صنعت، اندازه شركت، سودآوری و ملیت شركت‌ها را مورد بررسی قرار داده‌اند.
منتقدین همـوارسازی از آن روی هموار‌سازی سود را عمل نادرست می‌دانند كه باعث افشاي نامناسب اطلاعات مالی شده و سرمایه‌گذاران را از امكان ارزیابی مناسب ریسك و بازده محروم مي‌كند زیرا اطلاعات ارائه شده در مورد سودآوری شركت‌ها درست و كافی نیست.موافقين، هموار سازی سود را بر ارزش اوراق بهادارو ارزش بازار سهام موثر می‌دانند.
روشها ي هموار سازي سود
۱-آرايش اقتصادي موسسه : با دستكاري سود بين ۲ يا چند دوره توسط مدير ، سود موسسه برابر با سود اعلام شده د رصورت سود و زيان نخواهد بود .مثل برآورد هزينه ها يبازنشستگي –عمر مفيد داراييها-كاهش ارزش دفتري مطالبات مشكوك الوصول و …
۲-روش كلاسيك :كه همواره سود با توجه به ارتباط بين متغيرهاي هموار سازي سود و تاثير آن بر سود گزارش شده مورد بررسي قرار ميگيرد ولي هموار ساز ي ساختگي سود را بررسي نمي كند .

۳-روش تغيير پذيري سود :در اين روش “ايم هاف:سعي كرده از اشتباه گرفتن هموار ساز يساختگي سود كه توسط مديريت انجام مي گيرد با هموار سازي واقعي سود جلوگيري كند .
۴-روش اقتصادي دوگانه يا مضاعف :د راقتصاد دو بخش يمطرح مي شود كه به بخشهاي محوري صنعت و بخش هاي جانبي صنعت تقسيم مي شود .محوري صنعت به فعاليتهاي توليدي كالاي اب ارزش يا انحصار ي – صنايع مادر – تجارت عمده كالا و سود دهي بالا اشاره دارد .
۵-روش بهاي تمام شده و ارزش ويژه سرمايه گذاري :روش بهاي تمام شده روشي است كه شركت اصلي سود شعبه ها را زمان اعلام سود به ۲ روش سود واقعي سهام و سود غير واقعي سهام شناسايي مي كند . در روش ارزش ويژه سرمايه گذاري سود سنواتي را هم د ربر مي گيرد
انگيزه‌ها و اهداف هموارسازي سود
الف)افزايش رفاه سهامداران: سهامداران حاضرند براي شركت‌هايي كه داراي سود پايداري هستند بهاي بيشتري را بپردازند و در حالت كلي تمايل بيشتري به سرمايه گذاري در شركت‌هايي دارند كه سودهاي همواري را گزارش مي‌كنند شركت‌هايي كه سودهاي هموار

ي را گزارش مي‌كنند نسبت به شركت‌هايي كه سودهاي پرنوساني را گزارش مي‌كنند داراي ريسك كمتري هستند
ب)تسهيل قابليت پيش‌بيني سود: وقتي كه هموارسازي سود وجود داشته باشد، مديريت و سهامداران مي‌توانند راحتر برنامه‌ريزي و بودجه بندي كنند.
ج)افزايش رفاه مديريت:در اكثر واحدهاي تجاري پاداش مديريت تابعي از سود است و مديريت براي دريافت پاداش بيشتر دست به هموارسازي سود مي‌زند.

ابزارها و روش هاي مورد استفاده در هموارسازي ( مصنوعي) سود
۱- زمان بندي رويدادها:مدير براي اينكه سود را هموار كند رويدادهايي را كه اتفاق افتاده‌اند در زمان خود شناسايي و ثبت نمي‌كند و به سال‌هاي ديگر منتقل مي‌كند مثلاً ثبت فروش به عنوان پيش دريافت يا ثبت پيش دريافت به عنوان فروش .
۲- روش های تسهیم هزینه: مدیریت با اعمال نظر در مورد بعضی از هزینه ها مثل هزینه های تحقیق و توسعه و استهلاک سرقفلی می تواند سود شرکت را تغییر دهد. برای مثال مدیریت در زمانی که سود شرکت به صورت ثابت رشد می کند با تسهیم هزینه ی تحقیق و توسعه برای سال های اتی دست به هموارسازی می زند اما زمانی که افزایش فوق العاده ای در فروش خود دارد هموارسازی را با هزینه کردن تمام مخارج تحقیق و توسعه عملی می کند.
۳- طبقه بندي رويدادها: مديران با استفاده از طبقه بندي رويدادها دست به هموارسازي سود مي‌زنند به عنوان مثال عادي يا غيرعادي تلقي كردن برخي اقلام سود (زيان) منجر به افزايش يا كاهش سود عملياتي خواهد شد. تحقيقات صورت گرفت در مورد ابزارهاي هموارسازي سود
بارينا و همكاران در تفكيك سه جنبه مختلف هموارسازي به شرح زير بيان مي دارند :
۱-هموارسازي از طريق رويدادها : مديريت مي تواند رويدادها را طوري زمانبندي نمايد كه تاثير بر درآمد گزارش شده ، به تدريج نوسانات موجود را كاهش دهد اگر موانع زمانبندي برنامه ريزي شده وقايع ( مثلا تحقيق و توسعه) تابع قواعد مالي حاكم بر تشخيص مالي وقايع مي باشد .
۲- هموارسازي از طريق تفويض ( انتقال) در طول دور هايي از زمان : با عنايت به وقوع و تشخيص وقايع ، مديريت دارايي كنترل گسترده تر در تعيين دوره اي است كه تح

ت تاثير كمي وقايع قرار مي گيرد .
۳- هموارسازي از طريق طبقه بندي : زماني كه ارقام صورت سود و زيان به استثناء سود خالص هدف فرآيند هموارسازي است مديريت خواهد بود به واسطه طبقه بندي

صورت سود و زيان نوسانات در صورت ياد شده را به مرور زمان كاهش دهد .
صاحب‌نظران اتفاق نظر دارند، مجاز دانستن روش‌های مختلف در استانداردهای حسابداری، به مدیران امكان می‌دهد هر كدام از روش‌ها را با توجه به منافع خود به كار گیرند،در هر صورت با افشای بیشتر اطلاعات، دست مدیریت در هموار سازی سود، حداقل كم شده و باعث می‌شود استفاده‌كنندگان از اطلاعات مالی با آگاهی كامل تصمیم‌گیری كرده و مجبور نباشند هزینه بیشتری برای افشای اطلاعات بپردازند.
ابــزارهاي همــوارسازي را به شـــرح زيـــر طبقه‌بندي كرده‌اند:

۱)تغيير در خط مشي‌هاي حسابداري
۲)هزينه‌هاي بازنشستگي
۳)سود سهام
۴)اقلام غيرمترقبه
۵)معافيت مالياتي سرمايه گذاري‌ها
۶)استهلاك و هزينه‌هاي ثابت

۷)تصميمات اختياري حسابداري
۸)طبقه‌بندي‌هاي حسابداري
۹)ذخيره‌ها و اندوخته‌ها
نتیجه‌گیری

 

مدیریت شركت‌ها برای آن كه شركت خود را با ثبات نشان دهند در پی هموار‌سازی سود بر می‌آیند و با تقدم و تاخر در ثبت اقلام، تغییرات سود در طی دوره‌های مالی را مخفی می‌كنند. صاحب‌نظران اتفاق نظر دارند، مجاز دانستن روش‌های مختلف در استانداردهای حسابداری، به مدیران امكان می‌دهد هر كدام از روش‌ها را با توجه به منافع خود به كار گیرند، هر چند محققین معتقدند كه در بازارهای كارا، مدیران نمی‌توانند با هموارسازی سود، بازار سرمایه را گمراه كنند.
در هر صورت با افشای بیشتر اطلاعات، دست مدیریت در هموار سازی سود، حداقل كم شده و باعث می‌شود استفاده‌كنندگان از اطلاعات مالی با آگاهی كامل تصمیم‌گیری كرده و مجبور نباشند هزینه بیشتری برای افشای اطلاعات بپردازند.