گذری برسیره وزندگی نامه ائمه اطهار (ع

پيشگفتار

انسان هميشه طالب سعادت و نيكبختي است كه جهت رسيدن و نيل به آن نيازمند يك الگوي ايده آل در زندگي خويش است.
با توجه به فرصت هاي كم موجود در زندگي بشر امروزي جهت مطالعه و تحقيق و نياز مبرم به الگوي متعالي برآن شديم تا نحوة زندگي وسخنان گهربار ائمه اطهار عليهم السلام را بطور خلاصه و چكيده با استفاده از كتب معتبر و متعدد گردآوري نموده و به نگارش درآوريم ،اميد است مورد قبول درگه حق واقع گردد و مثمر ثمر افتد.

روش و اخلاق و خصوصيات پيامبر اكرم (ص)
با تأنّي و وقار راه مي رفت و ليكن قدمها را به روش متكبران برنمي داشت ، چشمان حقيقت بين او هميشه به زير ، و نظرش بسوي زمين بود.
هر كه را مي ديد در سلام كردن پيشي مي گرفت ، حزن و اندوهي عميق از قيافه اش ظاهر و هميشه متفكر بود و انديشه مي كرد. كمتر سخن مي گفت ، گفتارش با لفظ اندك ولي داراي معني بسيار بود.
خوش خوي و كريم النفس بود همچنانكه قرآن درباره اش مي گويد : بدرستيكه تو داراي خلقي بزرگ هستي .
كسي را حقير و كوچك نمي شمرد و اندك نعمت را بزرگ و گرامي مي داشت ، از خوردني و آشاميدني تعريف نمي كرد و از براي امور دنيوي خشم نمي گرفت، جز در كار حق. هر گاه خلافي راجع به احكام خدا مي ديد بي نهايت خشمگين مي شد.
اشاراتش با دست بود نه به ايماء و چشم و ابرو. هنگام شادماني د

يدگانش را بر هم
مي گذاشت و شادي و سرورش زياد نبود. خنديدنش تبسم بود و صدايش را به قهقهه بلند نمي كرد. با هر كس به اندازة درك و فهم و عقلش سخن مي گفت. به اهل فضيلت و دين و تقوي احترام مي گذاشت . در مجلس جاي مخصوص نمي نشست و چون وارد جمعيتي مي شد هر جا كه خالي بود جلوس مي كرد با هر كس كه مي نشست تا او ارادة برخاستن نمي كرد برنمي خاست. حاجت هر كس را بقدري كه مقدورش بود روا مي كرد. پيوسته گشاده روي و نرم خوي

بود. غريبان را رعايت مي كرد عيوب و نقصهاي مردم را تجسس نمي كرد، بزرگترين جهاد را جهاد با نفس مي دانست ، بر روي زمين مي نشست و طعام مي خورد بر زمين مي خوابيد . نعلين و جامه اش را پينه و وصله مي كرد. درِ‌خانه را به روي واردين مي گشود و گوسفندان را مي دوشيد ، چون خادم خانه از گردانيدن آسيا خسته مي شد به او كمك مي كرد. به جايي تكيه نمي كرد، هر كس خواه آزاد يا بنده او را دعوت مي كرد اجابت مي فرمود. هديه را قبول مي كرد حتي اگر يك جرعة

شير بود و ديگران را به هديه دادن ترغيب مي كرد، تصدق نمي خورد و بر روي مردم خيره نگاه نمي كرد، هر چه بر سر سفره حاضر بود تناول مي كرد با ياران مضافحه مي كرد و دلجويي مي نمود.
لباس حضرت محمد (ص)

گاهي جبة پشمي و برد يمني مي پوشيد . جامه هايش از پنبه و كتان بود و رنگ سفيد را دوست مي داشت . جامة نو كه مي پوشيد كهنه را به فقير مي بخشيد. هر جا كه نزول مي كرد عبايش را در زيرش مي افكند. از تجمل و زينت آلات روي گردان بود.
خوراك پيامبر ( ص)

شير و عسل و خيار و رطب ميل مي كرد ، خربزه و انگور را دوست مي داشت ، بيشتر اوقات خوراكش شير و خرما يا آب و خرما بود ، گوشت كتف و دست گوسفند ميل مي كرد ، شورباي كدو و سركه ميل مي نمود.
از سبزي ها كاسني و ريحان كوهي مصرف مي كرد ، از خوردن چيزهاي بدبو وتند و تيز دوري مي فرمود، با سدر سر و روي مي شست و عطر زياد مصرف مي كرد و هميشه همه را به نظافت و پاكي سفارش مي فرمود.
جديت و رفتار و حركات حضرت محمد (ص)
پيامبر از همان كودكي حركاتش و رفتارش بچه گانه نبود ، در هر كاري جدي بود و هيچ وقت دروغ نمي گفت و با ديگر بچه ها بازيهاي ابلهانه نمي كرد ، از جنگ و جدال و كارهاي مسخره آميز دوري مي فرمود. هميشه از بت پرستي روي گردان بود از خوردن غذايي كه نذر بتان مي شد خودداري

مي كرد ، هر جا بركة آبي مي ديد به شنا مي پرداخت ، دوران جوانيش به پاكدامني و عفت ذاتي گذشت و كسي بر او خرده نگرفت ، جوانان هم سن و سالش به مستي و عياشي و بي بندوباري و شهوتراني روزگار را مي گذراندند ، اما پيامبر به عبادت و رياضت و صداقت و امانت و درستي و راستي عمر را سپري مي كرد، در آن محيط فساد و تباهي ، رفتار و حركات او از شگفتيهاي جهان بود. در سن ۲۰ سالگي به انجمني بنام ( رادمردان ) پيوست كه آنها براي دفع تعدي و ستم ظلم اتحاديه تشكيل داده بودند و او از همان سالهاي اولية زندگي بفكر زيردستان و مظلومان و ناتوانان بود.

 معاشران او هميشه به نيكي و بزرگواري يادش مي كردند.
خلاصه اي از زندگي نامه و بيانات علي (ع )
حضرت روز جمعه سيزده رجب سال سي ام عام الفيل مطابق با ۵۹۹ ميلادي در كعبه متولد شد مادرش نامش را حيدر گذاشت و بعد علي ( ع ) ناميده شد.
پدرش عمران بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف و مادرش فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف است. حضرت علي (ع) پس از رحلت پيامبر مدت ۲۹ سال و ۸ ماه درحيات بود و امانت شيعيان و رهبري مؤمنان را بعهده داشت.

 قسمتي از خطبه هاي آن حضرت
خداي را ستايش مي كنم كه جمال بي مثالش را در آينة آفرينش جلوه داد و از همة جهان در دل شكسته خانه كرد و مستمندان را به همسايگي پذيرفت. و خطاب به مردم مي فرمايد :
آشنا مي نمائيد ولي بيگانه ايد و همچون بيماران سخن مي گوييد و ادعا مي كنيد اما حيف كه در خوابي سنگين دمبدم فرو مي رويد ـ چگونه است كه چشمان نگران شما نمي بيند و گوشهاي تيزتان نمي شنود. دلي سرد و تاريك و خوني بي رنگ و بي حرارت در سينه هاي شما جاي گرفته است.
اي پارسايان ناپرهيزگار و اي بازرگانان زيانديده و سود نبرده ، آخر تا كي خواب و تا چند غفلت . بدين رويه كه اكنون آغاز كرده ايد روزگاري سياه در پيش خواهيد داشت كه صورت خيالي آن كافي است كه موي بر اندامتان راست كند و يكباره ارتعاش وحشت ، رشتة عمرتان را از هم بگسلد و پاره كند.
مي فرمايد : بخدا قسم بعد از مرگ از گردنه ها و راهگاه هاي سختي عبور خواهيد كرد كه اگر مراد و توشة كافي نداشته باشيد به دره هاي عميق جهنم سقوط خواهيد كرد.
اما ناگفته نماند كه پرهيزگاران از اين بلوا محفوظ خواهند ماند. پس بيدار شويد. دور باد آن دوره كه فحشاء و فجور افتخار گردد و عفاف و پاكدامني شگفت انگيز و انگشت نما ، پس انديشه كنيد و از انجام كار سخت برحذر و هراسناك باشيد.

 از سخنان گرانقدر آن حضرت :
ـ بي نيازترين مردم كسي است كه با نيروي قناعت اسير حرص و آز نگردد.
ـ طراوت و شادابي پرهيزكاران از بوستان فكر آنهاست.
ـ سرّ هر گناهي دوست داشتن دنياست .

ـ متكبر و بخيل از داشتن دوست محروم هستند.
ـ ثروت خردمند به دانش اوست و كمال جاهل به مال و ثروتش.
ـ مثل دنيا مانند سايه ات باشد. هر گاه بايستي آن هم بايستد و هر گاه خواهي به او برسي هر قدر شتاب كني به مطلوب نرسي.
بناي ايمان بر چهار ركن استوار باشد. صبر و يقين ، عدل و جهاد.
پروردگار بزرگ از كسي خرسند است كه او را ياد كند و به روز رستاخيز بينديشد و به مال مردم تجاوز نكند و به جان ديگران صدمه و آزار نرساند.

ـ مي فرمايد : راضي ام با زنجير آهنين مرا ببندند و در كوه و دشت بكشانند ولي راضي نمي شوم كه از كردارم دلي آزرده و پريشان شود.
ديوان علي ( ع )
در ديوان منصوب به علي (ع) آمده است : در مقابل حوادث راء صبربرافكن تا از شكيبايي جميل ، عاقبت خوش را بدست آوري . هميشه در همه جا با حوصله و بردبار باشيد تا با ملايمت موانع را برطرف كرده و نتيجة مطلوب بدست آوري.
بدرستي كه حلم بهترين دوست براي بردبار است. كسانيكه رعايت قول دارند و عهد و پيمان دوستان را نگهداري مي كنند و محترم مي شمارند مزه صفاي باطن را چشيده اند ، به هر نعمتي كه خداوند به تو عطا كرده سپاسگذار باشد تا نعمت را افزون كند، بديهي است كه هر كس براي خود شخصيت و احترامي قائل است ولي تو طالب آن باش كه مردم برايت مرتبة عالي از لحاظ اخلاق قائل شوند.
سعي كن روزيت را از را

ه حلال و مشروع بدست آوري تا خدا آن را از هر جهت بيفزايد. آبرويت را نگهدار و در پيش هر كس و ناكس آبرو مريز و از هر پست و رذلي توقع عطا و بخشش مدار ، حقي كه از دوستانت مي رسد آن را محترم شمار و در جبران آن حق ، كوشش كن ، حق پدر و مادر را نگهدار و آنان را ياري كن و از همسايگان پرهيزگار و خويشاوندان محافظت نما.

 بيشتر شب ها درعبادت خدا بود ، از دوستان آن حضرت مي فرمايد : شبي در ( دارالعماره ) محوطه ي حكومت حضرت خواب بودم كه نيمه هاي شب صدا و ناله هاي جانسوز حضرت را شنيدم وقتي به من رسيد حضرت سؤال كرد خوابي يا بيدار ؟ گفتم يا علي ! شما كه اينچنين با خدا راز و نياز مي كنيد و اشك مي ريزيد پس واي به حال ما بيچاره ها، حضرت فرمود : بخدا قسم به خاطر هر قطره اشكي كه از خوف خدا در اين دنيا بريزي ، انبوهي از آتش جهنم را به روي خود خاموش خواهي كرد.

روزگار علي (ع) را براي نشان دادن يك انسان كامل و مظهريت حق پرورش داد و نام و مقام روحانيش را بر صفحة گيتي جاودان ساخت.
و در نهايت چون خبر شهادت علي ( ع) به معاويه ، كه از دشمنان علي (ع) بود رسيد گفت : ديگر محال است مادرِ روزگار فرزندي مثل علي (ع) را به وجود آورد.

قبر مطهرش در نجف اشرف ، زيارتگاه شيعيان جهان است. تا زمان هارون الرشيد مخفي بوده و از آن زمان بر آبادي و توسعه و وسعت آن سامان روز به روز افزوده است.
به اميد پيروي از اعمال و دستورات آن حضرت

مختصري از زندگي امام حسن (ع)
در نيمة رمضان سال سوم هجري درخانة علي بن ابيطالب (ع) از فاطمه زهرا دختر رسول خدا ديده به جهان گشود كه پيامبر اكرم (ص) نامش را حسن گذارد. سپس گوسفندي عقيقه كردند و به دستور پيامبر در قنداق سفيدي بستند. در سال ۵۰ هجري با توطئه معاويه بر اثر مسموميت در سن ۴۸ سالگي به درجة شهادت رسيد و در قبرستان بقيع در مدينه مدفون گشت.
خصوصيات و ويژگيهاي آن حضرت :
در تقوي و عبادت مانند پدر بزرگوارش بود نه بخاطر بهشت و نه ترس از دوزخ بلكه مطلوب و محبوبش خدا بود و دائماً‌ در ذكر بود . به ياد مرگ گريه مي كرد با داشتن مال و ثروت از تجمل به دنيا دوري مي كرد و بي اعتنا بود.
 از كلمات قصار امام حسن (ع) :
« براي دنيا با بدنت كار كن و براي آخرت با قلبت »
« مشورت در امور براي رشد عقل است كه به افكار ديگران هم پي ببري . »
« مذاح و شوخي هيبت و وقار را مي برد ، خاموشي به وقار مي افزايد. »
« پناه سلامت ، داشتن يقين است. »

« زيان نمي رسد به خردمند از نصيحت .»
« فرصت را از دست ندهيد زودگذر است و دير برگرد.»
« نخواستن حاجت بهتر است تا از غير اهل ، طلب حاجت كردن.»
« اساس عقل معاشرت نيكو با مردم است. »
« هيچ ثروتي برتر از عقل نيست . »
« هيچ فقري مانند جهل نباشد. »

« هيچ زندگاني خوشتر از خوش خويي و حسن خلق نباشد. »
خلاصه اي از زندگي امام حسين (ع )
تولد حسين (ع) در آفتاب روز ۵ شنبه سوم شعبان سال چهارم هجرت شهر مدينه را روشن كرد. مادر بزرگوار آن حضرت فاطمه زهرا (ع) و پدر بزرگوارش علي بن ابيطالب داماد رسول خدا (ص) بود.
در نزد پدر واجد عاليترين رتبه دانش و بينش گشت . هميشه با لباسي فاخر و جامه هاي گرانبها در ميان مردم زندگي مي كرد اما هيچگاه تكبر نمي كرد، از سخاوتمندان معروف زمان خويش بود ، جملاتش كوتاه اما پرمعني و اغلب شبها و روزها را به عبادت و راز و نياز با پروردگار مي گذراند

.
در لحظات قبل از جنگ چون لشكر دشمن آشكار گرديد حسين (ع) دستها را بلند كرد و فرمود : « خداوندا ! در هر گرفتاري محل اعتماد و پناهگاه و در سختي ماية اميدواري من تو هستي و در هر امري پشتيبان من تويي ، صاحب هر نعمت و پاداشي و غايت هر آرزو و آمالي.
و در روز جمعه دهم محرم سال شصت و يكم هجري در سن پنجاه و شش سال و پنج ماهگي به شهادت رسيد . در شب عاشورا اين اشعار را بيان مي فرمود بدين معني كه : « اي دنيا اُف بر دوستي تو ، چه بسيار آرزومندان را بخاك نيستي نشاندي . مي دانم كارها در دست پروردگار بزرگ است و جريانش تغيير نمي يابد هر موجودي راه مرگ و نابودي را طي خواهد كرد. »

در قسمتي از بياناتش مي فرمايد : « خداوندا ! به من نعمت دادي ولي حق سپاست را اداء نكردم، با سختي خو گرفتم . خداوندا ! از كريم جز كرم و بخشش نزيبد. مردم بندة دنيا هستند و تنها نام دين زبانزد آنها است . ماداميكه دين وسايل زندگاني آنان را تأمين كند گرد آن مي گردند و هنگاميكه به ميدان آزمايش خدايي در مي آيند دينداران كم مي شوند.

** نصايح و سخنان گهربار امام حسين (ع ) :
ـ جز به اطاعت خدا به چيزي خرسند مشو.
ـ به اندازة عملت انتظار پاداش داشته باش.
ـ بهترين مال آن است كه به واسطة آن آبروي انسان محفوظ بماند.
ـ كسي كه جديت كند به بزرگي مي رسد و كسيكه بخل مي ورزد خوار است.

ـ مردن با عزت بهتر است از زندگي با خواري.
ـ آرزويي ندارم در اين دنيا مگر جدايي از آن.
ـ نيكي كردن هر كس به اندازة معرفت اوست.
ـ قناعت كردن به بدنها آرامش بخشد.

خلاصه ای از زندگی نامه حضرت زین العابدین ( ع)
بنا به قولی امام (ع) در سال ۳۸ هجری در مدینه دیده به جهان گشود . امام سجاد (ع) دو سال از امامت امام علی ، ده سال از دوران امام حسن ، وهمچنین حدود ده سال نیز از دوران امامت پدر بزرگوار خود امام حسین (ع) را درک کردند . و پس از شهادت امام حسین (ع) به مدت ۳۵ سال امامت و ولایت جامعه را برعهده داشتند چهارمین پیشوای شیعیان علی بن الحسین (ع) مقلب به زین العابدین ، سیدالساجدین می باشند و کنیه ایشان ابوالحسن است .
از اقدامات مهم امام سجاد (ع) احیاء فقه شیعه می باشد چرا که سنت پیامبر (ص) از سال های دهه چهارم هجرت با حاکم شدن معاویه متروک و با ادامه این روند جامعه با سیره و راه و روش پیامبر بیگانه شد ، از این رو امام سجاد در کنار دعاها و مواعظی که داشتند به احیاء سیره پیامبر و فقه امیرالمومنین ( ع ) همت گماشتند .

مردم در پی بدعت های ایجاد شده به اندازه ای از مسایل و احکام دینی فاصله گرفته بودند که گاه از ساده ترین مسایل شرعی آگاهی نداشتند و لذا امام سجاد ( ع ) در راستای احیای سنت پیامبر و آموزش احکام و ضروریات دین تعلیمات خود را به شکل زیر بنایی آغاز کردند .
به عنوان مثال هنگامیکه حضرت برای مردم اذان می گفتند از ایشان سوال می شد چرا مانند معمول اذان نمی گویید امام می فرمودند این همان اذانی است که در زمان رسول خدا گفته می شد .

بطور کلی درباره امامت ایشان به چهار دوره اسارت ، سکونت در مدینه ، قیامها و دوره ثبات تقسیم می شد .
دوره اسارت از عصر عاشورا تا رفتن به شام و مراجعت به مدینه به طول می انجامد بخش دوم دوره قیامها تا حدود سال ۶۶ هجری است ودوسال پس از بازگشت امام به مدینه قیام حره و یک سال بعد قیام توابین و سال بعد قیام مختار به وقوع پیوست .

بررسی موضع امام در مقابل قیامها :
با توجه به اینکه انگیزه قیام حره الهی نبود و منشا آن تبلیغات زبیری ها علیه حکومت امری بود و به سفارش امام هم انجام نمیشد حضرت این قیام را تایید نکردند اما منزل خود را پناهگاه کسانی قرار دادند که مورد هجوم قرار گرفته بودند .
قیام مختار هم هر چند بطور صریح از طرف امام تایید نشد اما زمانیکه قصد و نیت انجام این قیام را به امام رساندند ، حضرت فرمود : اگر یک بنده زنگی هم علیه حکومت جور با هدف دفاع و حمایت ما قیام کند او را تایید می کنیم لذا بطور غیر مستقیم از قیام مختار حمایت کردند .
و پس از قیام نیز با دعای خیر برای مختار موضع مثبتی نشان دادند .

درباره قیام توابین که انگیزه این قیام بیشتر ذلت و خواری مسلمانانی بود که نتوانستند با امام حسین ( ع ) همراهی کنند از این رو انگیزه آنها توبه بود و امام بطور تلویحی آنان را حمایت کردند .
دوره ثبات
این دوره از سال ۶۶ تا ۸۵ هجری و خلافت عبدالملک را و سپس ولید را در برگرفته بود . در این دوره امام به نشر احکام و مبانی اعتقادی می پردازند علاوه بر دعاها سخنان پندآموزی بسیار فرمودند که از ایشان در صحیفه سجادیه به یادگار مانده است .

جایگاه امام چنان بود که عمربن عبدالعزیز حاکم وقت مدینه ، می گوید ایشان فردی است که همه مردم افتخار می کنند که به ایشان بپیوندند اما ایشان به هیچ کس افتخار پیوستن ندارند .
حتی دیدگاه اهل سنت به گونه ای است که علاقه خاصی به حضرت داشتند ، محمد بن سعد صاحب کتاب الطبقات کبری از علمای اهل سنت در شرح خود آورده ، امام سجاد ( ع ) محبوب ترین فرد خاندان خویش نزد مروان و عبدالملک بود .
روزبهان خنجی دیگر مورخ اهل سنت نیز حضرت را بلند عزم و بلند همت توصیف می کند چرا که ایشان به خلافت ظاهری التفات نفرمود و عزم و همت خود را صرف عبادت و امور آخرت ساخت .
این دیدگاه با توجه به شرایط دشواری که در دوران امام حسین ( ع ) حاکم بود و فجایعی که از طرف بنی امیه در حق امام حسین و اهل بیت اعمال شد سبب گردید که امام سجاد ( ع ) کلا از مسائل حکومتی کناره گیری کند .

این دیدگاه در برخی کتابهای تاریخی آمده ، مورد سوء استفاده هایی قرار گرفته است در حالیکه با تامل در شرح حال امام سجاد ( ع ) که در کتابهای مختلف اهل سنت و شیعه آمده ، مشاهده می شود که این دیدگاه کاملا یک سو نگرانه است چرا که امام در هر برهه ای که لازم بود موضع خود را اتخاذ اعلام می کرد ، اتخاذ موضع درباره قیامهای حره ، مختار و حتی قیام توابین از جمله این موارد است . از سخنان گهربار امام سجاد ( ع ) : مومن ۵ نشانه دارد : پاکدامنی در خلوت و تنهایی صدقه دادن در تنگدستی ، صبر در مصیبت ، بردباری در هنگام خشم و راستوگی با وجود بیم وترس .

خلاصه ای از زندگی نامه امام باقر ( ع )
حضرت باقر ( ع ) در سال ۵۷ هجری در شهر مدینه چشم به این جهان گشود . هنگام وفات پدرش ۳۹ سال داشت .

نام او محمد و کنیه اش « ابوجعفر» و باقرالعلوم لقب او می باشد . مادر آن حضرت ام عبدالله دختر امام حسن مجتبی ( ع ) و نخستین کسی بود که هم از نظر پدر و هم از نظر مادر فاطمی و علوی بوده است .
امام باقر ( ع ) در سال ۱۱۴ هجری یعنی ۵۷ سالگی در شهر مدینه در گذشت ودر قبرستان معروف بقیع ، کنار قبر پدر و جدش به خاک سپرده شد . دوران امامت حدود ۱۸ سال بود .
آوازه علوم و دانش امام باقر ( ع ) چنان کشورهای اسلامی را پر کرده بود که لقب باقرالعلوم یعنی گشاینده دریچه ها و شکافنده علوم نام گرفت .

سخنان نغز از حضرت باقر ( ع ) :
فروتنی عبارتند از خوش رفتاری نسبت به زیر دست یا کسی که در مرتبه پایین تر از تو باشد و به هر کسی سلام کردن و جدال را ترک نمودن اگر چه حق با تو باشد بدرستیکه مومن با مومن برادر است به او بد نمی گوید و او را بی بهره نمی سازد و نسبت به او بدگمان نمیشود .
در طلب آموزش از خدا التماس کنید زیرا گناهان را محو می کند .
خداوند دنیا رابه دوست و دشمن خود می دهد اما به آنکه دوستش دارد توفیق دین می دهد .
شیعیان ما کسانی هستند که بذل و بخشش می کنند در راه دوستی و محبت ما وبرای زنده کردن امور ما یکدیگر را زیارت می کنند .
سخت ترین اعمال سه چیز است : ۱- به هر حال به یاد خدا بودن ۲- انصاف داشتن ۳- با برادر ایمانی در مال مساوات و برابری کردن .
ایمان اقرار است وعمل ، یعنی عقیده دل را به زبان گفتن و انجام عمل به اعضا و جوارح بدن .
ستم بر سه گونه می باشد : ۱- ستمی که آمرزیده نمی شود ۲- ستمی که آمرزیده می شود ۳- ستمی که خدا رها نمی کند ستمکارش را .

و اما مورد اول ستمی که آمرزیده نمی شود شرک به خداست و دوم ستمی که آمرزیده می شود ستم شخص به خود و نفس خود است و سوم ستمی که خداوند ستمکارش را رها نمی کند حقوق و حق مردم است . ( حق الناس )
بدرستیکه دانشمند حقیقی کسی است که برنیا بی میل و راغب و علاقه مند به آخرت باشد . با راهنمایی خرد از هوای نفس دوری کن .
– هرگاه نابکار و فاسقی آشکار کند فسق و فساد را ، پس احترام و غیبتی ندارد.
احدی از گناه در امان نمی ماند مگر وقتیکه زبان خود را نگهدارد .
کسیکه بر خدا توکل کند مغلوب نمی گردد .
* دراینجا به گوشه ای از عبادات آنحضرت اشاره می کنیم .
حضرت امام جعفر صادق ( ع ) فرمود که شبها برای پدرم رختخواب را می گستردم تا آن پیشوای بزرگ بخوابد بعد می رفتم ، شبی تشریف فرمایی حضرتش بطول انجامید در طلب آن جناب به مسجد آمدم مردم همه رفته بودند و کسی جز آن حضرت نبود با گریه و ناله سر به سجده نهاده بود و با خدا راز و نیاز می کرد و می فرمود : بزرگ رفیعی ای خدای من و به حقیقت پروردگار منی و از تعبد و بندگی ترا پرستش می کنم ، بار الها کردارم ضعیف است تو آن را دو چندان کن ، باراله

ا مرا از عذابت باز دار، روزی که بندگانت را بر می انگیزی ، و بر من بپذیر چون تویی پذیرنده و بخشنده * در قسمتی از بیان نشان به جا بر فرمود ای جابر هر کس دین خالص خدا در دلش باشد او را از هر چه جز خدای باز می دارد ، ای جابردنیا چیست و چه باشد مانند مرکبی است که بر او سوار باشی و دیر زمانی نگذرد که از فرازش پایین آیی ، آنانند که دل خود را به نور ایمان منور کرده اند هرگز به زیستن در این سرای اطمینان ندارند ، هرگز فریب زرق و برق دنیا نشده .
و روزگار به غفلت نگذرانند .

* به امید شفاعت آن حضرت صلوات *

مختصري از زندگاني و خصوصيات امام صادق (ع)
نام پيشواي ششم « جعفر » كنيه اش « ابوعبدا… » لقبش « صادق » پدر ارجمندش امام باقر (ع) و مادرش ام فروه مي باشد.
او در هفدهم ربيع الاول سال ۸۳ هجري در مدينه چشم به جهان گشود و در سن ۶۵ سالگي در سال ۱۴۸ هجري ديده از جهان فروبست و در قبرستان بقيع در كنار مرقد پدر بزرگوارش به خاك سپرده شد.
دوران زندگاني امام مقارن بود با حكومت ستمگراني همچون : ۱- هشام بن عبدالملك
۱- وليد بن يزيد ۳- يزيد بن وليد ۴- ابراهيم بن وليد ۵- مروان بن محمد و خلفاي عباسي همچون
عبدا ا …بن محمد مشهور به سفاح و منصور دوانيقي كه دوران حكومت دوانيقي بيشتر از سايرين بوده است.
اوضاع اجتماعي و فرهنگي در زمان امام صادق (ع) منحصر به فرد بوده است زيرا از نظر سياسي دورة ضعف بين اميه و افزايش قدرت بني عباس بود . اين دو گروه در حال كشمكش براي كسب قدرت بودند لذا فرصت ايجاد فشار و اختناق نسبت به امام وشيعيان را نداشتند لذا امام از نظر فرهنگي ـ فكري و علمي تحولي بي سابقه در جامعه به وجود آوردند و در زمينه هاي مختلفي مانند قرائت قرآن ـ علم تفسير ـ حديث ـ فقه ـ كلام و يا علومي مانند طب ـ فلسفه ـ نجوم ـ رياضيات و … شاگردان زيادي را تربيت نمودند كه خود عامل عمده اي در نشر فرهنگ وسيع اسلامي بشمار مي آورد.

 قسمتي از بيانات گهربار آن حضرت
ـ ارزش دانشمند از ديگران زيادتر است.
ـ پارساترين مردم كسي است كه فعل حرام را ترك نمايد.
ـ به آنچه به تو مي رسد خشنود باش تا بي نياز شوي.
ـ نشان مسلماني آن است كه نسبت به همسايگان مهرباني نمايي.
ـ ريشه و اساس مرد فهم و عقل اوست و شرف و بزرگيش دين اوست.
ـ خداي قادر بلا را به اندازة صبر و شكيبايي مي فرستد و روزي را به اندازة خرج كردن.
ـ بهترين بنده آن است كه :
۱- از نيكي كردن مسرور و خرم شود .
۲- از بدي نمودن آمرزش طلبد.
۳- از بخشش ديگران تشكر كند.
۴- در گرفتاريها شكيبايي كند.

مختصري از زندگاني امام موسي كاظم (ع)
نام او « موسي » لقبش « كاظم » ، مادرش بانويي بافضيلت بنام « حميده » و پدرش پيشواي ششم حضرت صادق (ع) است. او در سال ۱۲۸ هجري در سرزمين « ابواء » ( يكي از روستاهاي اطراف مدينه ) چشم به جهان گشود و در سال ۱۸۳ ( يا ۱۸۶ ) به شهادت رسيد. هنگام تولد پدر گرامي آن حضرت سه روز وليمه به مردم مي داد. دوران امامت ايشان بعد از شهادت پدر بزرگوارش از سال ۱۴۸ آغاز گرديد. دوران زندگاني حضرت معاصر با خلفاي ستمگر زير بود .

۲- منصور دوانيقي ۲- محمد معروف به مهدي ۳- هادي ۴- هارون كه به دستور او سندي بن شاهك امام را مسموم كرد و در شهر كاظمين نزديك بغداد مدفون گرديد.
آن حضرت همانند پدر لباس هايي فاخر مي پوشيد و هميشه معطر بود . پياده به سفر مكه مي رفتند به تنهايي خود گرفته بود. حاجت هر كس را قبل از تقاضا برآورده مي كردند. به تعليم دادن علم رغبت بسيار داشتند . در مروت و قدرت ظاهري و معنوي بي مانند بودند. بنده مي خريد و در راه خدا آزاد مي نمود. علمش از دانشمندان زمان خودش بيشتر بود و كظم غيظ و گذشت و جوانمرديش باعث اعجاب همگان بود . در شبها براي نيازمندان آذوقه مي برد . بسيار قرآن تلاوت مي فرمود و تفكر در قدرت الهي مي نمود . از كثرت عبادت و اجتهاد در ديانت او را عبد صالح مي گفتند و نيز بخاطر رفع مشكلات زياد از مردم باب الحوائج نيز مي گفتند.

در دو عالم چارده معصوم را بايد گزيد پنج نوبت بر در دولت سرا بايد زدن
كه منظور توسل جستن به ۱۴ معصوم (ع) در دو جهان مايه آرامش روح و روان است و ۵ نوبت در وقت نمازهاي يوميه با فرستادن صلوات و درود به آن خاندان نبوت ، استمداد باطني خواست تا به نورانيت اولياء دل و جان ما مصفا گردد.

** سخنان گهربار از حضرت كاظم (ع ) :
« بهترين عبادت بعد از معرفت پروردگار انتظار فرج است. »
« ابراز دوستي و الفت و محبت به مردم نشانه ي داشتن خرد است. »
« زيادي غم و اندوه موجب پيري است . »

« شتابزدگي از جهالت و ناداني است. »
«كسي كه ميانه روي را پيشه كند پايدار گردد و كسي كه بي جا خرج كرد و اسراف نمود نعمتش زايل شود. »
« براي هر چيز راهنمايي است و رهنماي خردمند تفكر است و رهنماي تفكر سكوت و خاموشي است. »
« خردمند براي كسي كه بداند او را تكذيب مي كند سخن نمي گويد و از آن كسي كه دريغ مي نمايد حاجت نمي خواهد و آنچه را كه نمي تواند بدهد وعده نمي دهد.»
« بهترين چيز براي رسيدن به قرب پروردگار پس از شناخت او ، نماز و نيكي به پدر و مادر و ترك حسد و خودپسندي و رهايي از فخر فروشي است. »
« احسان و نيكي مانند زنجيري است كه بر گردن احسان شده مي افتد كه باز نمي گردد مگر به پاداش و شكرگذاري. »
« خشم كليد هر بدي است. »
به اميد شفاعت آن حضرت

شناخت مختصري از زندگاني امام هشتم (ع)
شمس الشموس شاه خراسان بود رضا
عارف زيارتش بنما ، حج اكبر است.

حضرت علي ابن موسي الرضا (ع) روز ۵ شنبه ۱۱ ذيقعده سال ۱۴۸ هجري ديده به جهان گشود . مادر او بانويي بافضيلت بنام تكتم بود كه بعداً بنام طاهره نام گرفت.
كنية امام ابوالحسن و لقبش رضا است . او پس از شهادت پدر بزرگوارش در زندان بغداد و در ۳۵ سالگي عهده دار مقام امامت و رهبري امت گرديد.

مدت امامت بيست سال بود كه ده سال آن معاصر با خلافت هارون الرشيد ، پنج سال معاصر با خلافت محمد امين و پنج سال آخر معاصر با خلافت عبدا… المأمون بود.
روش علي ابن موسي الرضا (ع)
هرگز پاهاي خود را نزد كسي دراز نمي كرد. به قدر مقدور حاجت مستمندان را برآورده مي نمود و به زيردستان ناسزا نمي گفت. خندة بلند نمي كرد و متبسم بود. شب ها كمتر مي خوابيد و اغلب روزها روزه دار بود و در احسان و بخشش مشهور بود . بهترين غذا را از سفره انتخاب مي كرد و دستور مي داد به فقرا بدهند.
آن حضرت مي فرمود : « در مدينه در روضة منوره مي نشستم و علما ، هر گاه از مسئله عاجز مي شدند همگي به من رجوع مي كردند و مشكلات آنها را حل مي كردم.
هميشه پاكيزه و تميز بود . گلاب و مشك استعمال مي نمود . مأمون براي امتحان بارها از او سؤالاتي مي كرد و جواب مي شنيد .

 از سخنان حضرت رضا (ع ) :
ـ از علامت ايمان كه در مؤمن است پنهان داشتن اسرار مردم باشد. زيرا امين و مؤمن خيانت نمي كند بلكه به او خيانت مي كنند. اساس نيك بختي و سعادت آدمي ، شكيبايي در سختي ها و مدارا كردن با مردم در تحولات زندگي است. زيرا با عامة مردم دوستي كردن نصف خرد است ، بهترين مصاحب و رفيق آدمي عقل اوست ، برترين خرد معرفت انسان است به پروردگارش و هر كسي راضي شود به حلال كم ، زندگي برايش آسان شود و براي خانواده اش بركت وسلامت بخشد و خداوند ديدة دلش را بينا كند و از دردها و داروهاي دنيا او را حفظ كند تا به خانة آرام بخش بهشت جاودان رسد.

ـ كسي كه راضي گردد به روزي كم ، عبادت اندكش مورد قبول پروردگار قرار گيرد.
ـ براي بخيل راحتي نباشد و حسود درك لذت نكند و بدبين وفاي به عهد ندارد و مروت در دروغگو نباشد.
ـ ميزان توكل اين است كه از غير خدا نترسند و ميزان فروتني آن است كه به مردم عطا كنند و ببخشند آنچه را كه بيشتر دوست دارند.
ـ فرمود : مردم در سه چيز ترسناك مي شوند وقتيكه به دنيا مي آيند و دنيا را مي بينند و در وقت مردن كه آخرت را مي بينند و در وقتيكه مبعوث مي شوند و چيزهايي را مشاهده مي كنند كه نديده بودند ، و نيز فرمود : خداوند سه چيز را كنار سه چيز قرار داده ، نماز را با زكوه. نمازگزاري كه زكوه ندهد نمازش مقبول نيست و سپاس خدا با سپاس پدر و مادر با هم است و هر كس سپاسگزار پدر و مادر نباشد سپاس خدا را به جا نياورده و هركس صلة رحم نكند اعتمادش به خدا نباشد.
ـ مال در نزد انسان جمع نمي گردد مگر داراي ۵ خصلت باشد. بخل زياد ، آرزوي دراز، طمع بسيار ، قطع رحم كردن ، دنيا را بر آخرت برگزيدن .

ـ شايسته نيست كه انسان حتي يك روز را هم بوي خوش استعمال نكند.
ـ هيچ دو حزب يا دو دسته اي با هم روبرو نمي گردند مگر آنكه خدا آن دسته را كه گذشت بيشتري دارد ياري كند .
ـ امر به معروف و نهي از منكر مؤمن ، بهتر است به وسيلة عمل او باشد و با تازيانه و شمشير درست نيست.
ـ اگر آسمان و زمين بر پرهيزكار تنك شود خدا راهي برايش باز مي كند.
« شهادت حضرت »
و بالاخره در روز ۲۹ صفر سال ۲۰۳ هجري امام هشتم شيعيان و پيشواي بزرگ عارفان و پاكدلان جهان در سن ۵۵ سالگي در اثر مسموميت از دنياي گذران به سراي جاودان شتافتند.
بگذار سر به مرقد سلطان دين رضا روشن شود ز پرتوِ نورش روان و جان

به اميد شفاعت و خشنودي آن امام بزرگوار.

خلاصه ای از زندگی نامۀ امام محمد تقی ( ع )
امام نهم که نامش محمدو کنیه اش ابوجعفر و لقب او تقی و جواد است ، مادر او سبیکه که از خاندان ماریه ی قبطیه همسر پیامبر اسلام به شمار می رود .
روزیکه پدر بزرگوار امام جواد( ع ) درگذشت او حدود ۸ سال داشت و در سن ۲۵ سالگی در اسل ۲۲۰ هجری به سم جفا مسموم و چشم از دنیا فرو بستند .

شهادت آن حضرت به دستور معتصم و توسط ام الفظل ملعون انجام گرفت .
خلفای ستمگر معاصر آن حضرت ، مامون و معتصم فرزندان هارون الرشید بودند طبعا نخستین سوالی که در هنگام مطالعه زندگی آن حضرت به نظر می رسد این است که چگونه یک نوجوان با سن کم به امامت و پیشوایی مسلمانان معین می گردد.
جواب این است که درست است که دوران شکوفایی عقل و جسم انسان معمولا به سن وحد ومرز خاصی نیاز دارد تا به کمال برسد ولی چه مانعی دارد که خداوند قادر و حکیم برای بندگان خاص خود این مدت را بسیار کوتاه کند همچنانکه از آغاز بشریت تا کنون انسان هایی بوده اند که از این قاعده استثنا هستند و در سنین کودکی که به مقام رهبری امت رسیده اند .

برای روشن شدن مطلب به مواردی از این نمونه ها توجه فرمایید :
۱- قرآن مجید درباره حضرت یحیی و رسالت او و اینکه در دوران کودکی به نبوت برگزیده شده است می فرماید : «ما فرمان نبوت را در کودکی به او دادیم » سوره مریم آیه ۱۲
۲- و یا نمونه دیگر با اینکه برای سخن گفتن کودک معمولا حدود یکسال زمان لازم است ولی می دانیم که حضرت عیسی ( ع ) هم در همان روزهای نخستین تولد زبان به سخن گشود و از مادر خود ( که به قدرت الهی بدون ازدواج باردار شده و نوزادی به دنیا آورده بود و به این جهت مورد تهمت و اهانت قرار گرفته بود ) بشدت دفاع کرد و یاوه گویی ها را با منطق و دلیل رد کرد در حالیکه این سخن گفتن در شان انسانهای بزرگسال است و در قرآن هم نقل شده است .
از معجزات آن حضرت اینکه :

اسماعیل بن عباس هاشمی گفت روز عیدی خدمت حضرت امام محمد تقی ( ع ) رفتم و از تنگی معاش زندگی شکایت کردم آنحضرت مصلای خود را بالا گرفت و قدری خاک ببرکت دست مبارک طلای ناب شد آنرا به بازار بردم شانزده مثقال بود فروختم .
برخی از کلمات گهربار آن حضرت
می فرماید : اعتماد به خدای متعال بهای هر چیز گران است .
عزت مومن در بی نیازی از مردم است .
بپرهیز از دوستی با رفیق بد ، زیرا بدرستیکه او مانند شمشیر کشیده ایست که ظاهرش نیکو اما آثارش زشت است .
هر کس اطاعت کند هوای نفس و خواهش دلش را عطا کرده است به دشمن آرزویش را .
بد توشه ای است برای سفر آخرت بد کردن و ظلم کردن به بندگان خدا چه بسیار است عبرت و پند اما چه کم هستند پند گیرندگان .
مومن به سه خصلت احتیاج دارد :
– توبه داشتن از خدا
– خود و نفس خود را نصیحت کند و نیز قبول کند پند دیگران را .
– نیت خیر داشتن از راه دل برای خدای تعالی .

چند بیت اشعار از امام جواد ( ع ) :

ما روسیاهان بس مراد داریم امشب توسل بر جواد داریم
برای ما کهف امان جواد است مشکل گشای دو جهان جواد است
روی جواد آیینه جمال است نومیدی از درگاه او محال است

به امید شفاعت حضرتش

خلاصه ای از زندگی امام دهم
پدرش امام نهم ، اما جواد ( ع ) و مادرش بانوی گرامی بنام سمانه است که کنیزی با فضیلت و باتقوا بود .
مدت امامت آن بزرگوار ۳۳ سال و عمر شریفش ۴۱ سال و چند ماه بود ودر سال ۲۵۴ در شهر سامرا به شهادت رسید .
خلفای ستمگر زمان عبارتند از : ۱- معتصم برادر مامون ۲- واثق پسر معتصم ۳- متوکل برادر واثق ۴- منتصر پسر متوکل ۵- متعین پسر عموی منتصر ۶- معتز پسر دیگر متوکل
که از میان این افراد متوکل مدت بیشتری غصب خلافت کرده است و به خاطر ترس و وحشتی که از امام دهم داشت حضرت را تحت مراقبت شدید خود داشت در یکی از شبها به خاطر بدگویی ها و سعایتی که جاسوسان از امام در نزد متوکل می کردند دستور هجوم به خانه امام را داد ماموران از دیوار خانه بالا رفتند و به منزل آن حضرت رسیدند دردل شب تنها در خانه را قفل کرده و از بالای بام دیدند امام در وسط خانه روی حصیری نشسته ، لباس پشمینه دربر ، با حال خضوع و خشوع به بندگی خدای بی نیاز مشغول است به گونه ای که به هیچ چیز و هیچکس توجهی ندارد .

چیزی در خانه نیافتند سپس امام را به نزد متوکل بردند ، با دیدن امام متوکل بی اختیار حضرت را احترام کرد ، وجام شرابش را تعارف کرد . امام فرمود سوگند که گوشت و خون من با چیزی آمیخته نشده مرا معاف داد ، متوکل اصرار به خواندن شعر کرد و امام فرمود زمامداران جهان خوار بر قله کوهساران شب را به روز آوردند در حالیکه مردان نیرومند از آنان پاسداری می کردند ، ولی قله ها نتوانستند آنان را از خطر مرگ برهانند ، آنان پس از مدتها عزت و جایگاههای امن را به زیر کشیده و در گودالهای گور جایشان دادند چه بد منزلگاهی .